اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 112 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل میشل فوکو و انقلاب اسلامی؛ رویکردی فرهنگی از منظر چهره های قدرت :
چکیده:
در میان رهیافتهای مختلف در مطالعه انقلاب اسلامی، رهیافت فرهنگی از نمونه های برجسته بوده و در اغلب نظریات مطرح شده پیرامون انقلاب اسلامی اندیشمندان مختلف، با رویکردی فرهنگی این انقلاب و ماهیت آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. در میان فهرست اندیشمندانی که با رویکردی فرهنگی به انقلاب اسلامی نگریسته و تحلیل خود پیرامون این انقلاب را بر پایه بنیادهای فرهنگی استوار کرده اند؛ نام «میشل فوکو»(۲) اندیشمند فرامدرن فرانسوی، بیش از دیگران به چشم می خورد. آنچه از مجموعه دست نوشته های وی درباره انقلاب اسلامی استنباط می شود اینکه او در تحلیل انقلاب ایران، ضمن جستجوی ویژگیهای یک جنبش فرامدرن در این انقلاب، به تجزیه و تحلیل ابعاد فرهنگی، در قالب ایده تلفیق معنویت گرایی در سیاست و بازشناسی و بازیابی چهره چهارم قدرت در سیمای آموزه ها و مؤلفه های دین اسلام و مذهب شیعه می پردازد. در اندیشه فوکو این قدرت نرم افزاری است که در مقابل چهره سخت افزاری آن صف آرایی کرده و منجر به پیروزی انقلاب اسلامی می گردد. در این مقاله، ابعاد گوناگون تحلیل فوکو از مفهوم قدرت و بروز چهره چهارم آن در جریان انقلاب اسلامی، مورد بررسی قرار می گیرد.
مقدمه
به نظر می رسد یکی از قویترین قسمتهای تبیین فوکو از انقلاب اسلامی ایران، دیدگاه وی در خصوص ظهور و تعامل چهره هایی از قدرت است، که در جریان این جنبش زمینه بروز پیدا می کنند. فوکو این انقلاب را حاصل رودر رویی چهره چهارم و نرم افزارانه با چهره نخستین و سخت افزانه قدرت می داند. وی در نوشته های خود توضیح می دهد که چگونه چهره چهارم قدرت در فرایند انقلاب اسلامی در مقابل چهره های نخستین آن می ایستد و بر آن غلبه می کند. این چهره از قدرت، ناملموس، نامحسوس، غیر متمرکز و پراکنده می باشد؛ به تعبیری از یک پوستر، کلمه، سخنرانی، کتاب و متن و شعار، و خلاصه از یک شبنامه و نشانه؛ قدرتی متجلی می شود که قدرت متمرکز، فیزیکی و آشکار نظام پهلوی یارای مقابله با آن را ندارد. این همان چهره ای از قدرت است که در فرامدرنیسم بازتاب جدی داشته و دارد. فرضیه مورد نظر در این مقاله این است که به نظر می رسد از یک سو، با توجه به جایگاه چهره چهارم قدرت در اندیشه فرامدرن؛ به خصوص اندیشه میشل فوکو، و از سوی دیگر؛ ظهور این چهره از قدرت در جریان جنبش انقلابی مردم ایران، می توان چنین جنبشی را دارای ویژگیهای یک جنبش فرامدرن دانست؛ جنبش فرامدرنی که برای فهم ماهیت آن رویکرد فرهنگی بیش از سایر رویکردها کارگشاست. برای اثبات فرضیه مذکور ضمن بررسی تبارشناسی قدرت از دیدگاههای مختلف، از جمله مفهوم و ماهیت قدرت در نگاه فرامدرنیسم و میشل فوکو، با استناد به دست نوشته های وی در خصوص انقلاب اسلامی فرایند رودررویی چهره چهارم قدرت در برابر چهره نخستین آن را در این انقلاب مورد بررسی قرار خواهیم داد.
نگاهی به مفهوم و خط مشی های مختلف در تبارشناسی قدرت
قدرت اصولاً مفهومی چند وجهی است و به همین لحاظ، مورد توجه اندیشمندان مختلف علوم انسانی به طور اعم و اندیشمندان علوم سیاسی، به طور اخص قرار دارد و تاکنون تعاریف مختلفی درباره آن مطرح شده است. اما واقعیت این است که مانند هر مفهوم دیگری، قدرت نیز به عنوان یک دال و نشانه زبان شناختی، بر مدلولهای خاص، واحد و ثابتی ارجاع داده نمی شود و نمی توان مدعی شد که نوعی رابطه ذاتی و ماهوی بین «دال و مدلول» قدرت وجود دارد و هر نوع رابطه ای در این خصوص، قراردادی است و این مفهوم مصداقها، تعاریف و مدلولهای خود را از درون گفتمانهای گوناگون می جوید.
میشل فوکو در نگاه تبارشناسانه و دیرینه شناسانه خود عصر مفهوم قدرت را به بلندای حیات آدمی می داند؛ اگر چه این مفهوم در حریم گفتمانمای گوناگون معنا و مصداقی متفاوت به خود گرفته است! برخی در یک تقسیم بندی کلی دو خط سیر استمرار و عدم استمرار را در تبارشناسی مفهوم قدرت مطرح کرده اند و معتقدند؛ خط سیر نخست ازهابز شروع می شود و به استیون لوکس منتهی می گردد و شامل دیدگاه افرادی چون «مارکس»، «راسل»، «وبر»، «پارسونز»، «نیوتن»، «گیدنز»، «آرنت»، «پولانزاس»، «دال»، «بکرک»، «باراتز» و غیره است و خط سیر دوم با گسست معرفت شناسی میشل فوکو آغاز و در گفتمانهای فرا ساختار گرایان، فرامارکسیست ها و فرامدرنیست ها، بیان و مدلولهای مختلف به خود می گیرد.(۳)
در میان اندیشمندان معروف به خط سیر استمرار «استیون لوکس» با ارائه سه چهره متمایز از قدرت و تفکیک آنها از یکدیگر تحلیلی نسبتا دقیقتر از مفهوم قدرت و اشکال آن ارائه می کند. لوکس چهره اول قدرت را چهره ای مبتنی بر نگرشی کثرت گرا، ناظر بر اعمال قدرت و متمرکز بر رفتار انضمامی و قابل مشاهده، تعریف می کند، به اعتقاد وی نظریه «رابرت دال» در باب قدرت را می توان جزئی از چهره اول قدرت دانست. از دید رابرت دال قدرت را تنها بعد از بررسی دقیق مجموعه ای از تصمیمات محسوس وانضمامی می توان تحلیل کرد. وی با رویکردی رفتار گرایانه، قدرت را به معنی کنترل بر رفتارها تعریف می کند. به این معنا که «آ» بر «ب» تا جایی قدرت دارد که بتواند «ب» را به کاری وادار کند که در غیر آن صورت انجام نمی داد. و اما در چهره دوم قدرت، چهره اول به نقد کشیده شده و آن را به حکم اینکه نگرشی محدود، تقلیل گرا و قاصر از ارائه محکی عینی، از عرصه های سیاسی مهّم و غیر مهّم است، مردود اعلام می کند. «بکرک» و«باراتز» به عنوان نظریه پردازان عمده چهره دوّم قدرت، در تلاشند تا تعریفی فراگیرتر و کاملتر از قدرت ارائه دهند. این دو نظریه پرداز در چهره اول قدرت بارابرت دال مشترک بوده و تأکید می کنند که قدر مسلم قدرت زمانی اعمال می شود که «آ» در تصمیم گیری اش بتواند «ب» را تحت تأثیر خود قرار دهد. اما به نظر آنها، قدرت همچنین زمانی اعمال می شود که «آ» انرژی خود را صرف ایجاد یا تقویت ارزشهای سیاسی و اجتماعی و رفتارهای نهادی شده ای کند که قلمرو سیاست را محدود به مسائل بی ضرر برای خود نماید. به اعتقاد آنان به میزانی که «آ» در انجام دادن این کار موفق شود «ب» از طرح هر مسئله ای که حل آن برای منافع و اولویتهای «آ» زیان آور باشد، منع می شود. اما استیون لوکس در مقام نظریه پرداز، سومین چهره قدرت معتقد است که چهره اول قدرت مبتنی بر آموزه ای دو بعدی است و از دست یافتن به مسئله محوری و بنیادین اعمال قدرت؛ یعنی منافع واقعی، ناتوان است. به اعتقاد لوکس، موانع واقعی، صرفا از رهگذر آموزه ای سه بعدی قدرت قابل درک است، وی تأکید دارد که منطق اصلی نهفته در اعمال قدرت تاکید بر این واقعیت است که قدرت یک مفهوم علّی بوده و فراتر از سلسله ای منظم از رفتارها نمی توان آن را درک کرد. به تعبیری، در حالی که چهره نخست قدرت یک مفهوم لیبرالی از منافع را پیش فرض خود قرار می دهد و منافع را معادل خواسته ها و ترجیحاتی می داند که از راه مشارکت سیاسی تجلی می یابد، چهره دوّم آن، یک مفهوم اصلاح طلبانه از منافع را پیش فرض خود قرار داده و منافع را نه تنها شامل تقاضاها ومرجحات؛ بلکه شامل مقولاتی چون مفصل بندی وضعیت طرد شدگان و حذف شدگان در نظامهای سیاسی نیز می داند. در این میان سوّمین چهره قدرت بر بنیان یک مفهوم رادیکال از منافع استوار شده و از منظر این چهره از قدرت، منافع شامل تقاضاها مرجحات و امور دیگری است که تحت شرایط ممتاز انتخابها؛ یعنی خودمختاری و استقلال انتخاب کننده شکل می گیرند.(۴)
چهره چهارم قدرت: قدرت از نگاه میشل فوکو
اصولاً چهره چهارم قدرت، در گفتمان فرامدرنیسم و در عصر فرامدرنیته که از آن به عنوان عصر گسست ها و پیوست ها یاد کرده اند، مطرح می شود. در این عصر و فضای فکری که بنیان آن بر نوعی از شالوده شکنی(۵) در عرصه های مختلف استوار است، نیاز به بازنگری و باز تعریفِ مفاهیمی چون قدرت بیش از هر چیز، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ آن نوع از شالوده شکنی، که میشل فوکو اندیشمند فرامدرن فرانسوی نقشی تعیین کننده ای در طرح ادبیات مربوط به آن دارد! میشل فوکو در یک جمع بندی کلی سه چهره از قدرت یعنی قدرت گفتمانی(۶)، قدرت سازمانی یا دیسیپلینی(۷) و قدرت مشرف به حیات(۸) را از هم تفکیک می کند. چهره گفتمانی قدرت در نزد فوکو، در واقع همان چهره «هابزی» قدرت، یعنی تمرکز آن در دست حاکمیت است. از نظر فوکو قدرت گفتمانی یا قدرت معطوف به حاکمیت قدرتی است که به جای آنکه بر بدنها و اعمال آنها اعمال شود، بر روی زمین و تولیدات آن اعمال می گردد. ویژگی این قدرت این است که به طور مستقیم اعمال شده و از طریق تملک دارایی و ثروت جامعه و مستقل از کنش و واکنش، با پیکره جامعه که ملت را می سازد، تداوم می یابد. به تعبیری، این قدرت از سوژه به سوژه حرکت می کند و رابطه سیاسی سوژه با سوژه را برقرار می سازد و از این لحاظ، با قدرت انضباطی متفاوت است که بر عکس، در طبیعت جسمانی به شیوه ای فراگیر نفوذ می کند. قدرت انضباطی بدون سرکوب، متقاعد کننده است و کنشهای سرکوب گرایانه خود را بر روی احساسات و حوزه رفتاری اعمال می کند و به احساسات و رفتارها اجازه می دهد که در پیکره جامعه، خود را مانند یک داده قابل قبول و یا یک سنت، باز تولید کنند. در دیدگاه فوکو، قدرت مشرف به حیات صرفا همزاد خشونت و اجبار نیست، بلکه در برگیرنده تعامل تکنیک های مختلف انضباطی و تکنولوژی های پنهان تری است و وظیفه تبارشناس مدرن تشخیص عناصر تشکیل دهنده و تحلیل روابط میان آن اجزا می باشد. تعبیر فوکو در باب قدرت به عنوان یک نظریه مطرح نمی شود، چرا که این تعبیر دارای جنبه ای صرفا توصیفی، خارج از متن و غیر تاریخی نیست. آنچه فوکو درباره قدرت ارائه کرده است؛ آن را تحلیلهای قدرت می نامد و آن را در مقابل نظریه قرار می دهد. به گفته او «اگر بکوشیم نظریه ای درباره قدرت برپاسازیم، در آن صورت همواره مجبور خواهیم بود که قدرت را پدیده ای که در مکان و زمانی خاص پدید می آید، در نظر بگیریم. اما اگر قدرت را مجموعه ای از روابط باز، و کم و بیش هماهنگ شده در نظر بگیریم، در آن صورت شبکه تحلیلی روابط قدرت، امکان فهم و تحلیل می یابد.(۹)
در نگرش سیاسی و فلسفی عمومی معاصر، قدرت همواره معادل حکومت تلقی می شود و حکومت، تنها صاحب امتیاز قدرت به حساب می آید و مردم فاقد آن هستند. بر پایه این نگرش، کشمکش اصلی در جوامع، تضاد بیان فرادستان «صاحبان قدرت» و فرودستان «افراد فاقد قدرت» می باشد، بنابراین، دراین دیدگاه، چالش اصلی عبارت است از تلاش فرودستان درجهت به دست گرفتن تمام یا بخشی از قدرت و در پی آن رسیدن به رهایی و آزادی، اما فوکو این برداشت از قدرت را نوعی توهم می داند و اظهار می دارد. نباید قدرت را به منزله امتیازی که تصاحب و تملک می شود در نظر گرفت؛ بلکه باید آن را به منزله شبکه ای از مناسبات دانست که همواره در حال گسترش و فعالیت است. فوکو قدرت و مناسبات آن را در روابط میان شهروندان یا در مزر میان طبقات اجتماعی نمی بیند؛ بلکه آن را شبکه ای گسترده که تا اعماق جامعه پیش رفته است و همه افراد دراین شبکه کم و بیش در گیرند، می داند؛ چه بالایی ها و چه پائینی ها! چه حاکمان، چه زیردستان؛ همگی در مسیر اعمال قدرتند. برهمین مبنا، فوکو از ما می خواهد که در توصیف اثرات قدرت از به کار بردن واژه های منفی،دست برداریم. یعنی واژه های نظیر؛ قدرت طرد می کند، «سرکوب می کند»، «جلوگیری و سانسور می کند» و غیره مبین مناسبات قدرت نیست و در واقع به عقیده وی، قدرت تولید می کند.(۱۰)
میشل فوکو معتقد است: «سوال اساسی امروز این است که چه کسی برای ما تصمیم می گیرد، چه کسی نمی گذارد ما فلان کار را انجام دهیم و فلان کار دیگر را انجام ندهید، چه کسی حرکات و فعالیتهای ما را برنامه ریزی می کند، چه کسی ما را وادار به زندگی کردن در فلان محل می کند، در حالی که ما در جای دیگر کار می کنیم. و نهایتا به عقیده وی مسئله این نیست که قدرت به دست چه کسی اعمال می شود، بلکه مهم این است که بدانیم این قدرت چگونه و با چه مکانیسمی اعمال می شود! در اینجاست که مسئله «استراتژی های قدرت» در اندیشه فوکو مطرح می شود، استراتژی ها، شبکه ها و سازو کارها و فنونی که هر تصمیمی به کمک آنها پذیرفته می شود و هیچ تصمیمی از طریق آنها جز به همان صورتی که گرفته شده، گرفته نمی شود.(۱۱)
فوکو برای توضیح روشهای اعمال قدرت، به عنوان نمونه به پیدایش زندان اشاره می کند و می پرسد: «چگونه مردم از زمان های نسبتا اخیر در تاریخ به جای توسل به تبعید و شکنجه، از زندان به عنوان یک روش تنبیهی استفاده می کنند؟» وی خودش در پاسخ به این سؤال، به مکانیسمی اشاره می کند که در پی قراردادن افراد در جای معین، و محصور کردن آنها به انجام بعضی حرکات و عادات مشخص و محدود است، وی در بسط و گسترش فنون مطیع سازی به پیدایش نوعی نظام تأدیب(۱۲) اشاره کرده و می نویسد: «بدین ترتیب می بینیم نوعی پادگان پدید می آید که پیش از پایان قرن شانزدهم وجود نداشت. می بینیم که نوعی مدرسه های شبانه روزی بزرگ از نوع مدارس مذهبی پدید می آید که هنوز در قرن هفدهم نبود، در قرن هیجده کارگاه های بزرگ به وجود می آید که صدها کارگر در آن مشغول کارند. بنابراین شاهد پیدایش و پرورش فنونی برای تأدیب انسان از طریق تعیین جا و محبوس کردن و مراقبت و نظارت مستمر بر رفتار و نحوه انجام وظیفه و خلاصه فن اداره کردن هستیم. آنها که زندانها تنها یکی از مظاهر این فرایند و نتیجه تعمیم این فنون، به حوزه کیفری است.(۱۳)»
یکی از مقولات مهم دیگر در برداشت فوکو از قدرت، تحلیل رابطه دانش و قدرت است. به عقیده وی، قدرت، مولّد دانش است، به عبارت دیگر قدرت حقیقت و واقعیت فرد در مقام سوژه را تولید می کند؛ قدرت فرد منضبط و فرد بی انضباط، فرد بهنجار و نابهنجار، فرد دیوانه و سالم را تولید می کند و همه آنها را به موضوعات شناسایی برای دخالت قضایی و یا شناخت علمی بدل می سازد. در این راستاست که فوکو از ما می خواهد تمامی آن سنتی که، دخالت دانش را تنها در جایی امکان پذیر می داند که مناسبات قدرت در تعلیق باشند را کنار بگذاریم. از دیدگاه وی، قدرت و دانش مستقیما بر یکدیگر دلالت دارند؛ یعنی نه مناسبات قدرتی، بدون ایجاد حوزه ای از دانش و همبسته با آن وجود دارد، نه دانشی که مستلزم مناسبات قدرت نباشد و مناسبات آن را پدید نیاورد، امکان وجود می یابد.(۱۴)
به همین لحاظ است که فوکو این تفکر برخی از فلاسفه را که تلاش می کنند فاصله ای گریزناپذیر بین قلمرو دانش و حوزه اعمال قدرت برقرار کنند، مردود می داند. موضوعی که هنگام مشاهده علوم انسانی توجه فوکو را به خود جلب کرده این است که رشد و توسعه این شاخه ها از دانش، به هیچ وجه از مسئله اعمال قدرت تفکیک پذیر نیست. وی اذعان می دارد رفتار انسان از یک نقطه معین به بعد، به شکلی در می آید که باید مورد تحلیل قرار گیرد و حل شود. همه این واقعیتها، به سازوکارهای قدرت بستگی دارد که عملاً در لحظه خاصی، جامعه و انسان و امثال آن را عینیت داده و تحلیل می کند و به صورت مسئله ای ارائه می کند که لازم است حل شود.
بنابراین تولّد علوم انسانی همواره با استقرار سازوکارهای قدرت صورت می گیرد.(۱۵) به اعتقاد فوکو روشهای مختلف اعمال قدرت از جمله مکانیسم منقاد سازی و تأدیب، که عموما در روشهای «سراسر بین» نمود پیدا می کند امکان پیدایش رشته های مختلف دانش را فراهم ساخته است. به عنوان مثال؛ نظام زندان جدیدی که ناگهان در آغاز قرن نوزدهم در اروپا پیدا شد، به عنوان آزمایشگاهی برای ایجاد مجموعه ای از دانشها درباره مجرمین و جرائم بکار گرفته شد. به هر تقدیر، در برداشت فوکو قدرت در نهادهای سیاسی مانند رهبران، مجلس، شورای خبرگان، کابینه، دولت و غیره متمرکز نیست. بلکه در کل هیئت اجتماع، پخش و پراکنده است و به تعبیری وی توجه خود را بیشتر به میکرو فیزیک های قدرت معطوف داشته است.
فوکو در تعریف خود از قدرت، به مثابه اصل سازنده نظامهای سیاسی اظهار می دارد که قدرت ماشین، یا مکانیسمی نیست که بر روی جاده ای مرده و بی حرکت عرض اندام کند؛ بلکه بر روی انسانهای زنده که از خود ابتکار عمل و اختیار دارند اعمال می شود. یعنی قدرت قبل از اینکه اعمال زور باشد، ایجاد نوعی رابطه است که در تعریف نهایی قدرت دخیل است.(۱۶) فوکو ضمن تاکید به پراکندگی قدرت در هیأت اجتماع و این نکته که قدرت به نهادهای سیاسی محدود نیست، می گوید: «قدرت نقش مستقیما مولّدی ایفا می کند که ناشی از پایین است؛ چند جهته عمل می کند و هم از بالا به پایین و هم از پایین به بالا اعمال می شود.» به تعبیر فوکو درست در زمانی که تکنولوژی های قدرت در درون نهادهای خاص مانند مدارس، پادگان ها، بیمارستان ها و زندان ها تجلی می یابند، قدرت مشرف به حیات واقعا آغاز به کار می کند.
به هر تقدیر چهره ای از قدرت که میشل فوکو به تئوریزه کردن ابعاد و فناوری آن پرداخته است، لزوما آشکار، فیزیکی و متمرکز عمل نمی کند، با عاملیت و علیت قرین نبوده و نوعی کالا و یا مایملک نیست؛ بلکه نوعی از قدرت است که در همه جا پخش است، در همه چیز و در هر جا وجود دارد. بیشتر از پایین می جوشد تا از بالا! سلاحش نه سخت افزار نظامی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
