اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل میرزای قمی و شاهان قاجار(۲)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل میرزای قمی و شاهان قاجار(۲)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل میرزای قمی و شاهان قاجار(۲) با 56 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل میرزای قمی و شاهان قاجار(۲):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل میرزای قمی و شاهان قاجار(۲) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل میرزای قمی و شاهان قاجار(۲) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل میرزای قمی و شاهان قاجار(۲) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل میرزای قمی و شاهان قاجار(۲) :
در شماره
گذشته(تیرماه ۸۴) به قسمتی از رفتار علمای شیعه(از جمله میرزای قمی) با شاهان
قاجار اشاره شد، و اینک دنباله مطلب:
میرزای قمی و ارشاد نامه
میرزای
قمی متولد سال ۱۱۵۰ و متوفای ۱۲۳۲ ق است و در نامه او به شاه که ارشاد نامه
خوانده شده آمده که این نامه را در حالی که حدود پنجاه سال از عمر او می گذشته
نگاشته است و این سال ها اوایل سلطنت آقا محمد خان قاجار همان شاه خشن و ستمگر
است. پس روشن است که نامه را به آقا محمد خان نوشته است. اما نامه دوم را در حدود
هشتاد سالگی به فتحعلی شاه نوشته است.(۱) احتمال این که در این سی سال
نامه های متعددی به شاه نوشته باشد منتفی نیست.(۲) امّا نامه هایی که
شناخته شده و نسخه خطی آن در کتاب خانه ها موجود است همین دو نامه می باشد.
محتوی ارشاد نامه
۱. انگیزه
نگارش نامه شکایت مردم از ظلم و ستم دستگاه حکومتی است و مرحوم میرزای قمی بعد از
تفکر بسیار چاره را منحصر در عرض حال به شاه دانسته است(۳).
۲. با این
که ادب مکاتبه در این نامه رعایت شده، در عین حال مرحوم میرزای ظاهراً برای اینکه
به هیچ گونه از این نامه اظهار مخالفت با شاه برداشت نشود در بخش اول نامه این طور
نوشته است: «اگر در طریقه محاورات و طیّ مکالمات این قاصر خلاف تعارف آداب ملوک به
عمل آید باعث انزجار خاطر دریا مفاطر نگردد.(۴)
۳. سپس
می افزاید این پوزش طلبی نه به خاطر آن است که می ترسم مورد بی اعتنایی و کم
التفاتی شاه شوم، بلکه به خاطر این است که می ترسم نامه ام را از اثر بیندازد و به
هدفی که دارم رفع ستم از مردم نرسم.(۵)
۴. برای
این که زمینه تأثیر گذاری نامه را فراهم سازد می نویسد: این نامه نه از باب پند
دانا به نادان و نیز نه از باب راهنمایی شخص سرگردان است، بلکه از باب مباحثه و
مشاوره دو نفر داناست بدون این که خود را دانا و یا مرجع بخوانم.(۶)
۵. در
همین بخش از نامه می افزاید: این حقیر را در این کلمات جلب نفع دنیوی مطلقاً منظور
نیست و نگارش این نامه از همه اغراض فانیه خالی است، زیرا تا چنین نباشد تأثیر
گذار نخواهد بود.(۷)
۶. آنگاه
مرحوم میرزای قمی با شجاعت و صراحت تمام، به بیان اموری که می توان در ذهن شاه جاهل
بهانه جواز ستمگری و استبداد باشد می پردازد و یکی یکی آنها را توضیح می دهد تا
بهانه ها از شاه گرفته و شاید هم متنبه گردد.
از
اشتباهات عمدی یا سهوی شاهان مسلمان این بود که چون شنیده بودند از شاه به «ظل
اللّه » تعبیر شده، خیال می کردند هر کاری را می توانند انجام دهند و مسؤولیتی در
مقابل خدا و خلق خدا ندارند و گاهی اطرافیان بی تقوا و یا بی دین هم به این توهم
کمک می کردند و حضرت ظل اللّه را فعال مایشاء می دانستند اما برای دانایان روشن
است، بر فرض که شاه را ظل اللّه خوانده باشند این عنوان به هیچ نحو مجوّز ظلم و
ستم و گناه نیست، زیرا امکان ندارد که خدای متعال یا اولیای او ظلم و ستم را تجویز
نمایند.
حدیث
«السلطان ظلّ اللّه فی الارض» در برخی از کتاب های حدیثی اهل تسنن و نیز در برخی
از آثار روایی شیعه یاد شده است.(۸) با صرف نظر از این که این حدیث سند
قابل اعتمادی دارد یا نه، باید گفت، قبول و عدم قبول این تعبیر، بستگی به برداشت
صحیح یا غلط از آن دارد؛ یعنی اگر درست معنا شود، مقبول و اگر برداشت نادرست از آن
شود غیر مقبول است.
مرحوم
میرزای قمی در ارشاد نامه خود سه معنا صحیح برای این عبارت یاد کرده تا ذهن شاه را
از آن برداشت غلط منصرف سازد و به شاه گوشزد کند که در کارهایی که انجام می دهد در
برابر خدای متعال مسؤول است.
و به
عبارت دیگر: این تعبیر برای شاه تکلیف آور است نه اینکه او را یله و رها سازد.
معنای اول. همان طور که مردم از آفتاب سوزان به سایه درختی یا دیواری پناه می برند
تا از گزند آفتاب امان یابند شاه هم باید منش و روشش به گونه ای باشد که بندگان
خدا از آتش ظلم و جور ستمگران به او پناه برند و رفع التهاب نمایند(۹).
و متن
حدیث هم در برخی نقل ها چنین است: «السلطان ظل اللّه فی الارض یأوی الیه کل
مظلوم…» و یا «یأوی الیه الضعیف و به ینتصر المظلوم…»؛
معنای
دوم. چون سایه هر چیز با کمال بی ثباتی و ناچیزی شبیه به صاحب سایه است پادشاه در
عین این که به علایق جسمانی آلوده است باید خود را شبیه حضرت سبحانی نماید تا
بتواند او را سایه خدا نامید.(۱۰) که در حدیث هم آمده است «تخلّقوا
باخلاق اللّه …».
معنای
سوم. همان طور که از سایه هر چیز به آن چیز می توان پی برد، شاه باید رفتار و
کردارش چنان باشد که بتوان از او پی به وجود خداوند منّان و خالق دیّان برد.(۱۱)
این که گفته شده: «پادشاهان مظهر شاهی حق» هستند، منظورشان شاه متدّین و عادل و
مهربان است نه هر پادشاه ظالم و خشن و بی دین.
۷. مرحوم
میرزای قمی ضمن ارائه معنای صحیح حدیث «السلطان ظلّ اللّه »، شاه را به رأفت و
رحمت بر مردم دعوت کرده و از او می خواهد که با تعیین وسایط از مقربان و واسطه ها
شرایطی به وجود آورد که مردم بتوانند نزد او دادخواهی کنند و گفته است که سلوک شاه
با مردم باید به گونه ای باشد که اگر روزی آید و خداوند از او بپرسد که با بندگان
من چگونه سلوک کردی در مقام جواب خجالت نکشد و هرگاه نباشد جز خجالت و انفعالی، بس
خواهد بود از برای عذاب(۱۲) پس چگونه خواهد بود حال، هرگاه در مقام
پاداش فرشتگان غلاظ و شداد را اخمر به اشدّ العذاب نماید.(۱۳)
۸. بهانه
دومی که ممکن است موجب شود شاه به توهم گرفتار آید این است که چون خدای متعال
پادشاهی را برای او مقدر ساخته پس هر چه از او سرزند مؤاخذه ای ندارد و الاّ نباید
خدای متعال او را به پادشاهی می رساند. البته عقیده برخی عالمان سنّی مذهب که قائل
به جبر شده اند این توهم را تقویت می کند. مرحوم میرزای قمی با بیانی علمی و منطقی
و در عین حال همه کس فهم، بطلان این توهم را بیان کرده و فرموده: «اگر کسی بگوید
چون پادشاهی به تقدیر باشد، پس لازمه اش این است که کارهای پادشان هم به تقدیر
بوده و خدا به همه کارهای او راضی باشد». به او می گویم که بنابراین – العیاذ
باللّه باید فرعون هم مورد مؤاخذه قرار نگیرد، چون پادشاهی او هم به تقدیر است
و این خلاف بدیهی دین می باشد.(۱۴)
۹. در
قسمت قبل از پایان نامه باصراحت می گوید: همان طور که پادشاهی برای محافظت دنیای
مردم و حراست ایشان از شرّ مفسدان است و عالم و غیرعالم از این حیث به شاهان
محتاجند، همچنین خداوند علما را برای محافظت دین مردم و اصلاح دنیای ایشان در رفع
مفاسد و تعدی و تجاوز از راه حق، قرار داده است و در سلوک این مسلک و یافتن طریقه
حقه، پادشاه و غیر پادشاه به علما محتاجند و باید به راهنمایی ها و مصلحت خواهی
آنها التفات شود.
۱۰. در
پایان با زبان دعا بار دیگر شاه را نصیحت کرده و می گوید: «خدایا چنان کن که
پادشاهی او از راه قابلیت و استحقاق باشد نه از راه امتحان و استدراج.(۱۵)
خداوندا او هم بنده ضعیف تو است…چنان مکن که این بنده ضعیف را به خود واگذاری که
او مایه عذاب تو باشد و باعث هلاک دین و آخرت خود گردد… خدایا ناصحان و
خیرخواهان را در نظر او عزیز و با اعتبار کن… و اعتماد او را بر لطف خود چنان
کامل کن که هیچ تدبیر را وسیله شاهی خود نداند و ضعیفان و خصوصاً اطفال و نسوان را
از قید حبس خود برهاند.(۱۶)بحق محمد وآله».(۱۷)
محتوی نامه دوم(۱۸)
۱. در آغاز گوید ارتباط و دعاگویی شاه نه از برای تحصیل منصب و
جاه است و نه به طمع جمع مال و رسیدن به رفاه، بلکه برای این که ایشان را دین پرور
و شریعت گستر یافته و صاحب عقاید صحیحه…(۱۹)
۲. انگیزه
نگاشتن نامه این بود که معتمد الدوله متخّلص به «نشاط»(۲۰) که از شعرای
صوفی مسلک بوده است، رساله ای را به فتحعلی شاه اهدا کرده که گویا خواسته شاه را
به مسلک صوفیان متمایل سازد.
در
ملاقاتی که شاه با میرزای قمی داشته، آن نوشتار را به میرزا ارائه داده و گفته است
عقایدی را که در این رساله درج است ملاحظه کنید و صحیح و غیرصحیح آن را به ما
اعلام کنید تا به مقتضای آن عمل شود. این درخواست شاه موجب شده که مرحوم میرزای
قمی با این که در کمال ضعف و کهولت سن بوده (۲۱) احساس مسؤولیت
نماید و به درخواست شاه پاسخ دهد.
مرحوم
میرزا در این پاسخ با صراحت تمام به شاه نوشته است شما از مباحث عرفانی از قبیل
وحدت وجود و مسائل عقول و نفوس اطلاعی ندارید و افرادی مانند شما برای تصحیح عقاید
خود کتاب هایی مانند حق الیقین و عین الحیاه علامه مجلسی را باید بخوانند.(۲۲)
۳. به شاه
تذکر داده است که ناراحتی ما از این که افرادی مانند «نشاط» از نزدیکان شما باشد
این است که خدای نکرده شما را از طریقه حَقّه منحرف ساخته و به پیروی از شما، عامه
مردم از مکتب اصیل اهل بیت علیهم السلام منحرف شوند.
افرادی
مانند نشاط باید در این قبیل مسائل با افرادی مانند من به مباحثه بنشینند نه این
که مسائل عرفانی و فلسفی را به شما عرضه کنند در حالی که خود شما اعتراف دارید که
از این مسائل سر در نمی آورید و از من تشخیص صحت و سقم آن را خواسته اید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
