خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 47
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن شامل 84 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حسن و قبح اخلاقی در قرآن :
تفکر و گفتمان در شناخت حقیقت (حسن و قبح)، از دیر زمان اهل اندیشه را به خود مشغول داشته است و صاحب نظرانی در حوزه های گوناگون علمی مانند منطق، فلسفه، کلام، اخلاق، حقوق، روانشناسی و… هر یک از زاویه ای بدان پرداخته اند و در این ساحت، هم تئوری های نوینی را ارائه کرده اند و هم نقد و بررسی فرضیه های پیشین را سامان داده اند و این تلاش ها همچنان ادامه دارد. ما در این نوشتار تلاش خواهیم کرد تا به یکی از زوایای این موضوع (حسن و قبح اخلاقی) پرداخته و دیدگاه قرآنی آن را تا آنجا که مجال تحقیق و بضاعت علمی اجازه می دهد مورد توجه قرار دهیم.
مفهوم حسن و قبح در آینه اندیشه ها
نخستین گام ضروری، بازشناسی معنای حسن و قبح اخلاقی و جداسازی آن از حسن و قبح کلامی و فلسفی و… می باشد. وقتی حسن و قبح را در آینه انظار و اندیشه های مختلف به تماشا می نشینیم، این معانی را برای آن می یابیم:
۱.کمال و نقص
حسن و قبح به این معنی، هم وصف انسان است، همانند علم و جهل و شجاعت و ترس. و هم وصف صفات فعل انسان، مانند حسن دانش آموختن.[۱]
۲.سازگاری و ناسازگاری با هدف
گاهی از سازگاری وناسازگاری هدف با عنوان مصلحت و مفسده یاد می شود. این معنی وصف افعال و صفات قرار می گیرد، اگر حسن و قبح را به این معنی بدانیم، این پرسش پدید می آید که سنجش سازگاری و ناسازگای با هدف و غرض چه کسی صورت می گیرد؛ هدف فاعل یا نوع انسان ها؟
سیالکوتی درحاشیه خود بر (المواقف) می نویسد:
نظریه ای که یاد کردیم، بیانگر این است که منظور از هدف و غرض، هدف و غرض فاعل است نه دیگران.[۲]
محقق اصفهانی معتقد است که سازگاری و ناسازگاری امور، با معیار غرض اجتماعی و سعادت انسان سنجیده می شود.[۳]
علامه طباطبایی در جلد دوم اصول فلسفه، مقاله اعتباریات، و جلد پنجم المیزان، درباره حسن و قبح، دو تعریف یاد کرده است. وی حسن و قبح را در محسوسات به معنای زیبایی و سازگاری بانیروی ادراک حسی و یا زشتی و ناسازگاری با آن تفسیر می کند: (خوبی و بدی که در یک خاصه طبیعی است، ملائمت و موافقت یاعدم ملائمت و موافقت با قوه مدرکه می باشد.)[۴]
و آن جا که حسن و قبح را در افعال بررسی می کند، معتقد است که انسان داوری خود را درباره محسوسات به معانی اعتباری و عناوین اجتماعی سرایت می دهد و چیزی را که با اغراض اجتماعی و سعادت بیش تر افراد بشر مناسب می باشد، حَسَن، و آنچه را با آن منافات دارد، قبیح می شمارد.[۵]
برخی خواسته اند از سخن علامه در (اصول فلسفه) نسبیت اخلاق را استفاده کنند و نظر علامه را در این زمینه، شبیه نظریه راسل به شمار آورند،[۶] ولی چنان که توضیح خواهیم داد، این تلاش نادرست به نظر می آید!
استاد مصباح یزدی نیز در تفسیر حسن و قبح، سازگاری و ناسازگاری فعل با غایت و نتیجه مطلوب آن را مطرح کرده و غایت و نتیجه مطلوب را به قرب و بعد الهی و کمال و سقوط معنوی تعریف کرده است.[۷]
۳. هماهنگی و ناهماهنگی با طبع
آنچه در این معنی مهم می نماید، تبیین معنای (طبع) است، آیا طبع، گسترده تر از نفس است یا خیر؟ و آیا منحصر در طبع حیوانی است، یا عام تر از طبع حیوانی و انسانی است؟ تعبیرهای صاحب نظران دراین زمینه گوناگون است و به نظر می رسد که اگر معنای طبع را گسترده تر از نفس و طبع انسانی بدانیم به واقع نزدیک تر است و اساساً مرحوم مظفر به جای واژه طبع، تعبیر (نفس) را به کار برده است.
برخی مراد از طبع را طبع والا و روح ملکوتی انسان و من عِلوی انسان یا مرتبه عالی نفس دانسته و گفته اند انسان ها با همه ناهمگونی ها و ناسازگاری ها که در قلمرو تمایلات حیوانی (طبع سفلی) دارند، در قلمرو تمایلات روحانی (طبع علوی) مشترک هستند و اختلافی ندارند.[۸]
در بعضی عبارت ها تعبیر طبع انسانی، نفس عالی، فطرت و وجدان به کار برده شده است، ولی منظور از همه یکی است .صاحب کفایه در تفسیر حسن و قبح افعال، سازگاری و ناسازگاری با قوه عاقله را مطرح کرده است[۹] ولی باید دید که مراد از (قوه عاقله) چیست؟ محقق اصفهانی، معنای فلسفی آن را استنباط کرده و براساس آن گفته است:
(شأن قوه عاقله ادراک و تعقل می باشد نه التذاذ و اشمئزاز، و نمی توانیم بدون مسامحه به آن التذاذ و اشمئزاز نسبت دهیم.)[۱۰] برخی گفته اند ممکن است مراد مرحوم آخوند از قوه عاقله، مَنِ فطری و علوی و وجدان انسان باشد. ازاین رو به حقیقت التذاذ و اشمئزاز وجود دارد.[۱۱] بیان سومی که می توان در تفسیر (قوه عاقله) گفت، این است که مراد از آن، ادراک عقلی باشد که هم ادراک کلیـات را شـامل می شود و هم ادراک جزئیات را. این تفسیر در اصول رایج تر است و انتساب التذاذ و اشمئزاز به آن، از روی مسامحه است.
۴.تفسیر حسن و قبح به مدح و ذم
تعبیرهای گوناگونی ازاین تفسیر که تنها وصف فعل اختیاری انسان است ارائه شده است، بدین قرار:
الف. درستی مدح و ذم. گفته اند: (الحسن مایصلح علیه المدح و القبیح مایصح علیه الذم.)
ب. حکم به مدح و ذم.
ج. شایسته مدح و ذم بودن (نظریه مرحوم اصفهانی).
د. خود مدح و ذم.
هـ. بناء عقلا بر مدح و ذم (نظریه ابوعلی سینا[۱۲] که مورد توجه مرحوم اصفهانی نیز بوده است)[۱۳]محقق سبزواری پس از نقل معانی رایج حسن و قبح، آنها را درحوزه افعال اختیاری انسان و حوزه اخلاق، به یک معنی بازگردانده وآن معنی را متعلق مدح و ذم می داند.[۱۴] استاد سبحانی نیز معنای حسن و قبح را (ستایش و نکوهش = مدح و ذم) می داند[۱۵]
۵. معنایی جامع و در برگیرنده همه نظریه ها
(افعال حسن، افعالی هستند که فرد یا جامعه انسانی را به کمال مطلوب نزدیک تر می کنند یا صفات کمالیه را در او پرورش می دهند و او را به اهداف تکاملی نزدیک می سازند. چنین اعمالی دارای مصلحت و در پیشگاه خدوند حکیم، شایسته مدح و ثواب هستند و افعال قبیح بر ضد آن هستند.).[۱۶]
۶.حسن و قبح به معنای مطابقت و عدم مطابقت فعل با قانون است و مفاد آن همان صحت و فساد فقهی است.[۱۷]
برخی از شهودگرایان غربی مفهوم (خوب) را بدیهی و تعریف ناپذیر می دانند. جورج ادوارد مور می نویسد: (اگر از من پرسیده شود که (خوب کدام است) در جواب خواهم گفت که خوب، خوب است و این بالاترین مطلبی است که می توان گفت و اگر از من پرسیده شود که خوب را چگونه باید تعریف کرد، جواب این خواهد بود که خوب، تعریف پذیر نیست و این، همه آن چیزی است که در مورد آن می توانم بگویم.)[۱۸]
۷.استحقاق مدح و ذم برخاسته از امر و نهی شرعی
این بیان، بیانی است اشعری و البته در میان فلاسفه مغرب زمین، طبیعت گرایان الهی مانند اشاعره (خوب) را به امر و اراده الهی و (بد) را به نهی و عدم اراده الهی تفسیر کرده اند.[۱۹]
تئوریها در منظر نقد و داوری
نقد تعریف نخست: صدرالمتألهین در تعریف کمال می نویسد: (کمال آن چیزی است که چیزی با آن تمام خواهد بود، یا از نظر ماهیت که کمال اول است (مثل حیوانیت و ناطقیت انسان) و یا از نظر صفتی، که کمال دوم است «مانند شجاعت در انسان».)[۲۰] محقق طوسی در تعریف کمال آورده است: کمال و خیر، حصول چیزی است برای آنچه که از شأن اوست که دارای ویژگی یادشده باشد. سپس در فرق کمال و خیر می نویسد: (فرق کمال و خیر در این است که آن شیئ حاصل شده، از آن جهت که تحقق و فعلیت دارد، کمال به حساب می آید و از آن جهت که مورد میل و رغبت است خیر به شمار می آید.)[۲۱] لایب نیتس می گوید: (کمال عبارت ازاین است که بیش ترین اندازه کثرت در حداکثر وحدت مندرج باشد.)[۲۲] این تعبیر عرفانی نظیر قاعده (بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشیئ منها) است.
اشکال هایی براین تعریف وارد است، از جمله:
۱.این تعریف لفظی است و حقیقت خیر و شر را روشن نمی سازد.
۲.تعریف حسن به کمال، نه تنها ابهام معنای آن را برطرف نمی سازد، بلکه بر ابهام آن می افزاید، چرا که درتعریف (کمال) نیز اختلاف نظر است.
۳.دایره معنایی کمال اعم از حسن است، گرچه در فعل اختیاری انسان، مصداق هر دو یکی است.
۴.اصولاً این معنی ربطی به حسن و قبح اخلاقی ندارد؛ زیرا کمال و نقص امر واقعی غیرارزشی هستند و حسن یا قبح اخلاقی، امری واقعی وارزشی است.
نقد تعریف دوم: اگر منظور از غرض، مصلحت و مفسده شخص باشد، انتقادها و پیامدهای زیر را در پی خواهد داشت:
۱.نسبیت و بی ثباتی اخلاق.
۲.عقلانی و عقلائی نبودن حسن و قبح و در نتیجه هرج و مرج اخلاقی در جوامع انسانی با توجه به تنوع سلیقه ها و تفاوت و ناسازگاری سود و مصلحت افراد.[۲۳] محقق اصفهانی نیز به این نکته درمباحث حسن و قبح توجه داده است.[۲۴]
۳.این معنی کاربرد کلامی و فلسفی ندارد و نمی توان از آن در این حوزه ها استفاده کرد. اما اگر مراد از غرض و هدف افعال، غرض نوعی و اجتماعی باشد، از انتقادات و پیامدهای یادشده به دور است، چرا که رابطه میان حسن و قبح و مصلحت نوعی و اجتماعی ثابت است. ازاین رو در تأیید این نظر، علامه طباطبایی می نویسد: (عدل همیشه نیک و ظلم پیوسته ناپسند است، زیرا که عدل همیشه هماهنگ با اهداف اجتماعی و ظلم پیوسته ناهماهنگ و ناسازگار با آن است.)[۲۵] و اگر مراد از غرض و هدف، قرب و بعد نسبت به خدا باشد، چنان که استاد مصباح بدان اشاره داشت، گرچه این نظر نیز از ایرادهای یادشده به دور خواهد بود، ولی لازمه آن ضرورت نیت است، زیرا کمال و معنویت بدون آن تحقق پیدا نمی کند و همین امر تفاوت احکام اخلاقی از حقوقی و رفتار اخلاقی ازحقوقی را سبب می شود.
نقد تعریف سوم: اگر مقصود از هماهنگی با طبع، سازگاری و ناسازگاری با طبیعت موجود زنده (طبع حیوانی) باشد، سه اشکالی که بر غرض شخصی وارد بود، براین تعریف نیز وارد است. علامه طباطبایی در اصول فلسفه، سازگاری با طبع را ملاک نیک بودن شمرده است. استاد مطهری در تفسیر سخن علامه، منظور از طبع را طبیعت موجود زنده دانسته است و براساس این تفسیر، دو اشکال را بر علامه وارد دانسته است:
۱.نسبیت اخلاق که به مقتضای آن نمی توان اصول جاودانه اخلاق را توجیه کرد.
۲.این که مفاهیم اعتباری و از جمله حسن و قبح به عالم موجودات زنده، جز انسان نیز راه خواهد یافت و حال آن که حسن و قبح، حکم عقل عملی است و در موجودات غیرشعورمند مطرح نیست.[۲۶] ولی حق این است که تفسیر استاد از کلام علامه، یگانه تفسیر ممکن نیست، بلکه ممکن است تفاسیر دیگری برای عبارت علامه وجود داشته باشد که اشکال های یادشده بدان متوجه نگردد.[۲۷] اما اگر منظور از طبع، طبع والای انسانی و مَنِ علوی او باشد، با اثبات این پیش فرض که انسانها در جنبه علوی ومرتبه عالی نفس، متساوی و یکسان هستند، اشکال و پیامد نسبیت اخلاق برطرف می شود، اما نکاتی دیگر رخ می نماید:
۱.براساس این نظریه در صورتی که حسن و قبح را عقلی بدانیم، ارتباط و پیوستگی اخلاق با مصالح و مفاسد زندگی انسان از هم گسیخته می گردد، زیرا به افعال اخلاقی از جنبه مصالح زندگی نگریسته نمی شود.
۲.این نظریه، حسن و مَنِ علوی را نمی تواند ثابت کند مگر آن که حسن آن را بدیهی ضروری بدانیم.
۳.برخی گفته اند تقسیم طبع به مَنِ سفلی و مَنِ عِلْوی، بر پایه ارزش پیشینی است، یعنی خوب و بد پیش از آن باید تعریف شده باشد و نمی تواند به عنوان یک امر واقعی پایه تعریف مفاهیم ارزشی قرار گیرد.[۲۸]
نقد تعریف چهارم: محقق اصفهانی در بحث تجری، عبارت (حسن العدل و قبح الظلم بمعنی کونه بحیث یستحق علیه المدح او الذم)[۲۹] را تکرارکرده است و درجای دیگر تعبیر (ماینتزع من الفعل اذا کان مورداً لبناء العقلاء علی المدح و الذم)[۳۰] را به کار برده است.منظور از استحقاق چیست؟ آیا منظور استحقاق تکوینی است یا غیرتکوینی، اگراستحقاق تکوینی مورد نظر باشد، یا قائم به ماده[۳۱] است و یا به معنای رابطه علت و معلول و استحقاق معلول برای علت می باشد.[۳۲] و هردو در اینجا بی مورد است، زیرا افعال، نسبت به مدح و ذم، به منزله علت و ماده ای نیستند که آمادگی پدیدآمدن صورت مدح و ذم را داشته باشند.[۳۳]استحقاق غیرتکوینی بدون اشکال نیست، مثلاً وقتی گفته می شود: (عادل، مستحق مدح است) یا (مالک، مستحق انتفاع از ملک خود می باشد)؛ یعنی بهره مندی مالک، نیکوست واین دور را درپی دارد، زیرا از یک سو استحقاق، به حسن و از سوی دیگر، حسن، به استحقاق تفسیر شده است.[۳۴]
نقد تعریف پنجم: همه کارهــای حَسَن یا قبیح، در سنجش با همه معــانی، حَسَن یا قبیح نیستند، بلکه چه بســا یک عمل براســاس یک تعریف، حسن، و بر اســاس تعریف دیگر، قبیح باشد؛ مثلاً احسان به دیگران، به همه معانی نیک است، زیرا هم کمال نفس است و هم سـازگار با آن و هم ازنظر خردمندان سزاوار انجـام است و انجــام دهنده آن سزاوار مدح می باشد، ولی تن آسایی و خوش گذرانی و لذت جویی افراطی، از دیدگاه ســازگـاری با طبع، نیک است، ولی از نظر گـاه کمـال یـا مدح عقلا، پسندیده نیست. نتیجه این که نمی توان به طور مطلق اظهار داشت که فعل حسن، آن کاری است که به همه معانی حَسَن باشد، بلکه باید به ناگزیر افعال را از یکدیگر جدا دانست.
نقد تعریف ششم: برخی گفته ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
