اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی شامل 40 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مطهری و عقلانیت اجتهادی :
خردورزی، مظهر و نماد انسانیت به حساب می آید. انسان با اندیشه ورزی و ژرفکاوی در رویدادهای پیرامون، توان دست یابی به افق های ناگشوده را پیدا می کند و می تواند با چراغ عقل به ساحت هایی دست یابد که دیگران از دست یابی به آن عاجز مانده اند. هنگامی می توان به فراتر از داشته ها و یافته های دیگران امیدوار بود که با بهره وری از گوهر هستی خویش، به گستره ای دیگرگون اندیشید و برای گشودن محورهایی دیگر در علوم تلاش کرد. هر مرحله را که انسان به سوی دنیایی برتر پیموده و گامی به جلو نهاده است به مدد خردورزی ها و پژوهش های دوراندیشانه بوده است. نمی توان با تکرار حرف های دیگران به منظومه ای فکری و شاکله ای نو و سنجیده دست یافت.
می توان گفت که «عقلانیت» به معنای تبعیت کامل از استدلال صحیح است.»(۱) وقتی که به زندگی علمی اندیشه وران می نگریم، این نکته را به خوبی می توان دریافت که آنان معمولاً از این روش بهره برده اند و توان نقادی پویا، توانسته است، برای بسیاری از آنان راه گشای ساحت های جدید باشد. آن سان که خردگرایی نقطه ثقل اندیشه آیت الله مطهری بود؛ این امر شاید بیش از هرچیز مرهون آموزش های فلسفی وی باشد، دانشی که بر پایه عقلانیت نهاده شده است و معیار بازشناسی سره از ناسره را عقل و استدلال عقلی قرار داده است. اگر ایشان در کنار علوم نقلی به علوم عقلی نمی پرداخت، امروزه سخن از تفکر خلاقانه درباره او سخت می نمود. خردگروی به آدمی هم توان نقادی منطقی و حساب شده، عطا می کند و هم آن نقدها او را به سوی راهی جدید رهنمون می شود. یادآوری این نکته ضروری است که منظور از «عقلانیت» (resonability) در این نوشته، ضرورتا معنا و مفهوم جدید آن در دنیای امروز نیست زیرا عقلانیت دوران تجدد در تکاپوی تسخیر طبیعت است و بیشتر معنای ابزاری آن در ذهن می آید و مفهوم و گستره ای خاص یافته است. طبیعی است که این گونه برداشت، هر چند در تمدن و دیدگاه اسلامی نیز وجود داشته است اما در این نظرگاه همه تلاش برای «ماندن» در طبیعت نیست بلکه سعی برآن است تا از آن «عبور» شود و آرمان و هدفی بالاتر از تسخیر طبیعت در نظر است.
به یاد داشته باشیم که خرداندیشی توانست مطهری را به درک منسجم، سنجیده و راستین دین، راه برد و همین فهم برتر به او یاری رساند تا در بسیاری از بزنگاهها، تحلیل های تازه، غیر تکراری و فراتر از دیگران، ارائه کند. اندیشه به سامان، برخاسته از تحلیل خردورزانه است و مطهری توانست با داشته ها و آموزش های عقل محور خویش، به سازمندی چنین دست یابد.
می توان در حیطه های گوناگون حیات علمی ایشان، تاثیر تفکر عقلی را دریافت، که در ادامه به چند مورد آن اشاره می کنیم:
الف. سعه صدر:
کسی که به گوهر دانش که نوعی تحلیل عقلانی است دست یافته باشد، هرگز از رویارویی با امور تازه و پرسش های جدید، هراسی ندارد. زیرا آن نگاه ژرف و راهگشا در همه موارد او را یاری می دهد. دوران شهید مطهری در ایران زمانی بود که ایدئولوژی های رقیب، به ویژه مارکسیسم، توانی در خور داشتند و هر دین داری را به هراس و تامل وامی داشت، اما ایشان با دوراندیشی و با بهره از دیدگاه و روش یاد شده، با سعه صدری بالا کمر همت بست و به دور از شعار و سطحی اندیشی، به رویارویی علمی با این گونه نحله ها پرداخت. در بسیار از نوشته های خویش به این روند وفادار ماند و با سینه ای گشاده و ذهنی باز توانست در جامعه آن روز، بسیار اثر گذار باشد. واقعیت آن است که برای مثال حزب توده در بسیج نیروها، توان و نفوذی گسترده داشت، اما با این همه ایشان بهترین راه برای جلوگیری از رشد مرام آن حزب را مناظره و محاجه علمی می دانست، حتی مشهور است که ایشان درجلسات مناظره با سران آن حزب به مناظره می پرداخت، و این نبود مگر برای آن که قدرت استدلال عقلی به ایشان، سعه صدر و اطمینان به نفسی مثال زدنی، عطا کرده بود.
ب. فهم واقعیت های اجتماع
آنان که نتوانند به پیرامون خویش نگاه واقع بینانه داشته باشند، در فهم بسیاری امور درمی مانند. در دویست سال اخیر تاریخ ایران کم و بیش همواره افرادی بوده اند که راه رهایی از انحطاط و زوال در تمدن ایرانی اسلامی را جدایی دین و دولت می پنداشته اند. این گروه با توجه به پیشرفت هایی که در مغرب زمین دیده بودند، بدون توجه به جغرافیای معرفتی آن سامان، بر آن بودند که ما نیز برای رسیدن به تمدنی پویا، باید همان راهی را بپیماییم که غربیان رفته اند و دین را در حوزه فردی خلاصه کنیم. با توجه به دوران نه چندان به سامان چند دهه پیش در ایران، واکنشی که از سوی عالمان دین در برابر این اندیشه به انجام رسیده بود، غالبا خام و به دور از پختگی علمی درست بود. اما شهید مطهری با توجه به آن که با نگرش تحلیلی به پیرامون خویش نگاه می کرد، توانست با جداسازی حوزه فکری غربی و اسلامی به کنکاش این امر بپردازد که چرا در غرب مردم و متفکران به این نتیجه رسیدند که حیطه دین و اربابان کلیسا را محدود کنند، و در این باره، سخنانی سخته و محکم ارائه کند. او در بررسی علل گرایش به مادیگری می گوید: «یکی از علل گرایش به مادیگری، نارسایی برخی مفاهیم اجتماعی و سیاسی بوده است. در تاریخ فلسفه سیاسی می خوانیم آن گاه که مفاهیم خاص اجتماعی و سیاسی در غرب مطرح شد و مساله حقوق طبیعی و مخصوصا حق حاکمیت ملی به میان آمد، عده ای طرفدار استبداد سیاسی شدند و برای توده مردم در مقابل حکمران حقی قایل نشدند و تنها چیزی که برای مردم در مقابل حکمران قایل شدند وظیفه و تکلیف بود، این عده در استدلال های خود برای این که پشتوانه ای برای نظریات سیاسی استبدادمابانه خود پیدا کنند به مسأله خدا چسبیدند و مدعی شدند که حکمران در مقابل مردم مسئول نیست بلکه او فقط در برابر خدا مسئول است ولی مردم در مقابل حکمران مسئولند و وظیفه دارند. مردم حق ندارند حکمران را بازخواست کنند که چرا چنین و چنان کرده ای؟ و یا برایش وظیفه معین کنند که چنین و چنان کن. فقط خداست که می تواند او را مورد پرسش و بازخواست قرار دهد. مردم حقی بر حکمران ندارند ولی حکمران حقوقی دارد که مردم باید ادا کنند. از این رو طبعا در افکار و اندیشه ها نوعی ملازمه و ارتباط تصنعی به وجود آمد میان اعتقاد به خدا از یک طرف و اعتقاد به لزوم تسلیم در برابر حکمران و سلب حق هر گونه مداخله ای در برابر کسی که خدا او را ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
