خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معقولیت اعتقادات دینی(تقریری جدید از نظریه فطرت)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معقولیت اعتقادات دینی(تقریری جدید از نظریه فطرت) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فطرت در قلمرو اندیشه و رفتار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فطرت در قلمرو اندیشه و رفتار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
01دقیقه
39ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری شامل 74 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری :

شناخت در یک تقسیم بندی اولی به دو قسم حصولی و حضوری تقسیم می شود و در شناخت حصولی سه روش معرفتی وجود دارد، اول: حس و ادله تجربه; دوم: عقل وبراهین عقلی; سوم: نقل و شواهد روایی که به عقل ختم شده باشد. برای شناخت، علاوه بر این سه روش، روش دیگری نیز وجود دارد که مختص به علم حضوری است و آن روش کشف و شهود است که دارای اقسام و مراتب خاص خود می باشد و با تزکیه و تحول وجودی قرین است.

اقسام مختلف شناخت و روشهای آنها هم، نه گسسته از یکدیگر و نه در عرض هم هستند، بلکه این اقسام و روشها پیوندی غیر قابل انفکاک داشته و در طول یکدیگر قرار دارند.

پایین ترین مراتب شناخت، معرفت حسی است. این معرفت در صورتی که پیوند خود را با شناخت عقلی قطع نماید، ارزش جهانشناختی خود را از دست داده و در حوزه صور مختلف وهمی و خیالی، بدون آنکه به معرفتی علمی و یقینی راه ببرد، به ملاعبه و بازیهای شکاکانه روزگار می گذراند. شناخت حسی تنها با اتکای به قوانین عقلی نظیر مبدا عدم تناقض، هویت، عدم جمع ضدین، اصل علیت و مانند آنها، زمینه علم به امور جزئی و یا تدوین قوانین تجربی را فراهم می آورد. عقل در حرکتهای علمی هم در رتبه فاعلی و هم در مقام ارزیابی و داوری مقدم بر حس است. در فضای داده های عقلی، امکان آزمون و فرمان تجربه صادر می شود و در نهایت نیز میزانهای عقلی، حدود اعتماد و حوزه شمول احکام تجربی را بیان می کنند.

شناخت عقلی به دو قسم نظری و بدیهی، و شناخت بدیهی به دو قسم اولی و غیر اولی ختم می شوند. معرفت عقلی همانگونه که تقدم خود را بر شناخت حسی در می یابد،برتاخرخود از معرفت شهودی نیز گواهی می دهد.

معارف نظری عقلی به شناختهای بدیهی و اولی عقلی ختم می شوند و معرفت اولی عقلی به شهود اولی و غیرقابل تردید متکی است.

علم حصولی عقلی نه تنها در مراتب عالی خود با شهود همراه است، بلکه در تمام مسیر خود در بستر شهود گام می گذارد، زیرا گرچه معرفت حصولی اشیا به وساطت مفهوم و صورت ذهنی حاصل می شود ولیکن علم به مفهوم و صورت ذهنی، همواره بیواسطه و بشهود به دست می آید. این مساله با آنکه بر مبنای حکمت مشاء و حتی حکمت اشراق چندان واضح نیست، در حکمت متعالیه از تفصیل و تبیین کامل برخوردار است.

مباحث وجود ذهنی و مباحث علم در آثار پیشینیان مانند الهیات شفا، ممزوج و آمیخته با یکدیگر هستند. در حکمت متعالیه مرز علم و وجود ذهنی به طور کامل جدای از یکدیگر است. علم، وجود خارجی و وصف نفس آدمی است و انسان آن را از باب اتحاد عالم و معلوم و علم به حضور و شهود می یابد. وجود ذهنی که در دانش حصولی مطرح است، در ظل علم و در سایه حقیقت شهودی آن است و وجود ذهنی در ظل وجود خارجی نیست، بلکه در ظل وجود علم است، و همه براهینی که بر اثبات وجود ذهنی اقامه می شوند، در حقیقت معدوماتی را اثبات می نمایند که تنها در ظل علم ظاهر شده اند. (۲)

همانگونه که معرفت حصولی دارای دو قسم اولی و غیر اولی، و یا بدیهی و نظری است، کشف و شهود نیز دارای دو قسم است، اگر آنچه در حال کشف، مشاهده می شود، کلی سعی باشد، مشاهده آن با یقین همراه است. شاهد در ملاقات با اسم محیط و اسمایی که از احاطه و شمول واحدی برخوردارند، برد یقین را می یابد. معرفت حصولی نیز هرگاه ترجمه دیدار وجود سعی باشد به صورت دانش حصولی عقلی با یقین قرین است; و اگر در کشف، شهود امور جزئی و مقید باشد، تزلزل، اضطراب، تشویش، و بیقراری در متن آن حضور خواهد داشت و آرامش و یقین، در آن هرگز نخواهد بود. مفاهیمی که در ترجمه اینگونه از کشفهای جزئی، به وجود ذهنی در ظل و سایه آن شهود پدید می آیند، در پهنه حصول، علمی یقینی و عقلی به بار نمی آورند. اینگونه از آگاهیهای حصولی به دلیل اینکه از دانش عقلی بی بهره اند، فاقد ارزش معرفتی و جهانشناختی حقیقی هستند، و نظیر اضغاث احلام، تنها می توانند در خدمت گرایشهای جزئی و پست صاحبان خود، نقشی کاربردی و یا ارضایی داشته باشند. ترجمه صادقی که برای این سطح از شهود می تواند به کار گرفته شود، چیزی جز همان تشویش و اضطراب نیست.

معرفت عقلی و برهانی، علاوه بر آنکه از اصل دانش شهودی و مراتب کلی و جزئی آن خبر می دهد، ضرورت نوع دیگری از معرفت حصولی را که حاصل شهود انبیا و اولیای خداوند است اثبات می کند. عقل، پس از شناخت خداوند و صفات علیای او نظیر حکمت و هدایت، چون ضرورت نبوت و عصمت انبیا را اثبات می کند، می تواند گفتار معصوم را نیز که حاصل وحی و شهود الهی اوست، حد وسط برهان قرار دهد و بدین ترتیب، نقلی که از وحی بهره برده و اعتبار آن به عقل اثبات می گردد، در مسیر شناخت یقینی قرار می گیرد.

در این مقدمه کوتاه ضمن آنکه چهار روش معرفتی بیان شد، پیوند ناگسستنی این روشها و همچنین ترتیب آنها و نقشی که معرفت عقلی در اعتبار بخشیدن به معرفت حسی و اخبار از معرفت شهودی و ایصال به وحی و ره آورد نقلی انبیا و اولیای الهی دارد آشکار می شود، چه اینکه اگر شخصی از ادراک عقلی محروم ماند، نه از دانش حسی طرفی بر می بندد، نه با نقل دینی به امری یقین پیدا می کند، نه از شهود جزئی، که با ادراک حقایق کلی عقلی همراه نیست، به آرامش و یقین راه می یابد. (۳)

پس از طرح مقدمه یاد شده، جای این سؤال هست که شناخت فطری انسان چه نوع معرفتی است؟ آیا دانشی حصولی و یاحضوری است و راه تحصیل آن چگونه است؟

شناخت فطری انسان، شناختی شهودی و حضوری است. تامین شناخت شهودی و یا بارور کردن و آشکار نمودن آن، به پالایش، تزکیه و تصفیه وجودی شاهد است; اما همانگونه که از اصل شناخت حضوری با دانش حصولی عقلی خبر داده می شود، از شناخت فطری انسان و برخی از خصوصیات کلی آن نیز با دو شیوه عقلی و نقلی می توان خبر داد.

شیوه عقلی، مبتنی بر امکان فقری موجودات و از جمله وجود انسانی است. پس از آنکه امکان ماهوی به امکان فقری بازگشت نماید، در امکان فقری، ممکن، ذاتی نیست که دارای وصف فقر باشد، بلکه نفس فقر است، همانگونه که واجب نیز ذاتی نیست که وصف غنا را داشته باشد، بلکه عین غناست.

اگر نظیر زوجیت که وصف عدد چهار است، نیاز و فقر نیز وصف ممکن باشد، احتیاج به درون ذات ممکن راه پیدا نمی کند، اما ذات ممکن – ذات به معنای هویت و نه ماهیت – عین نیاز و ربط به واجب است و بر این اساس، درک ممکن چیزی جز ادراک ربط و تعلق آن به واجب تعالی نیست، و البته ذات ممکن بر اساس امکان فقری، امر ماهوی نیز نیست، بلکه امری وجودی است و به همین دلیل ادراک حقیقت آن به علم حصولی هرگز میسور نیست و جز با دانش شهودی ممکن نمی شود.

نتیجه آنکه ادراک ذات انسان اولا ادراکی شهودی است، و ثانیا این ذات چون عین ربط به واجب است و معنای ربطی و اضافه اشراقی جز با ادراک طرف مستقل و مبدا اشراق حاصل نمی شود، پس ادارک شهودی ذات انسان در پرتو ادراک و شناخت شهودی نسبت به خداوند سبحان حاصل می شود.

شیوه نقلی برای اثبات فایل پاورپوینت کامل انسانشناسی فطری، همانگونه که گذشت، تنها پس از اثبات مبدا و معاد، ضرورت وحی و نبوت و عصمت انبیا و مانند آن از طریق حد وسط قرار دادن وحی آسمانی و یا کلام معصوم، تامین می شود.

در قرآن کریم، برخی از دانشها، آگاهیهایی خوانده می شوند که در هنگام تولد با انسان نبوده و در وقت مرگ نیز ممکن است از یاد انسان برود: «والله اخرجکم من بطون امهاتکم وانتم لاتعلمون شیئا وجعل لکم السمع والابصار والافئده لعلکم تشکرون » (سوره نحل آیه ۷۸).

این دسته از علوم، دانشهایی هستند که به درس و بحث، با چشم و گوش، و از عقل و قلب افاضه می شوند و مهمان روح هستند. انسان وقتی که به دنیا می آید فاقد علومی است که در آیه به آن اشاره شد و در هنگام پیری نیز امکان از دست دادن آنها وجود دارد: «یرد الی ارذل العمر لکی لایعلم من بعد علم شیئا». همانگونه که در آیه سوره نحل درباره فقدان این دسته از علوم به هنگام تولد از نکره در سیاق نفی استفاده شده است: «وانتم لاتعلمون شیئا» (شما هیچ چیزی را نمی دانستید.) در آیه ای که درباره فقدان این علوم در هنگام مرگ است نیز نکره در سیاق نفی به کار رفته است: «لکی لایعلم من بعد علم شیئا» (تا آنکه پس از علم، اینک هیچ چیزی را ندانید.)

دانشی که به علم حصولی و وجود ذهنی پدید آمده، اگر به لحاظ وجودی با حقیقت و جان عالم متحد نشده باشد، و در حد وصف حال نفسانی او باشد، بایک بیماری و ظهور برخی از عوارض جسمانی قابل زوال است.

حادثه توانفرسای مرگ چندان قوی است که بسیاری از بدیهیات دانش حصولی را نیز به نسیان می برد. به همین دلیل نیز بسیاری از افراد در شب اول قبر از پاسخ به پرسشهای ابتدایی دینی، نظیر خدای تو کیست؟ پیامبر تو کیست؟ و دین تو چیست؟ باز می مانند.

کسی که علوم تحصیلی را با جان و گوهر هستی خود پیوند زده باشد، می تواند به مصداق «من حفظ من امتی اربعین حدیثا، بعثه الله یوم القیامه فقیها» در قیامت فقیه مبعوث شود، زیرا او این دانش را با خود به برزخ برده، در قیامت نیز عالم محشور شده و اذن شفاعت دیگران را نیز پیدا می کند. کسی که بتواند علم را که حسنه ای الهی است تا برزخ و قیامت به همراه ببرد، یعنی کسی که نه تنها فعل حسن و نیکو انجام داد، بلکه بتواند با «حسنه » از دهلیز مرگ بگذرد و در معاد با حسنات دنیایی خود همراه باشد، در آنجا به اضعاف آن، پاداش خواهد گرفت: «ومن جاء بالحسنه فله عشر امثالها». اما کسی که علم را تنها خرج نام و نان کرده باشد و با هستی آن وحدت و یگانگی نیافته باشد، در قیامت به تباهی و هلاکت آنچه کرده پی خواهد برد: «اولئک حبطت اعمالهم ».

در قرآن کریم علاوه بر دانشهایی که پس از تولد با ابزارهای علمی حاصل می شوند و بعد از مدتی نیز امکان زوال دارند، از دانش دیگری نیز سخن می گوید، که از آغاز آفرینش انسان با وی بوده و اینک نیز حضور دارد و از انسان می خواهد که به آن توجه کرده و آن را همچنان که هست به یاد بدارد: «و اذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم واشهدهم علی انفسهم الست بربکم، قالوا بلی شهدنا ان تقولوا یوم القیمه انا کنا عن هذا مغافلین، او تقولوا انما اشرک اباؤنا من قبل و کنا ذریه من بعدهم افتهلکنا بما فعل المبطلون. «اذ» در این آیه منصوب به ناصب محذوف است و خطاب این آیه به دلیل آنکه در مقام احتجاج است تنها به رسول گرامی(ص) نیست، بلکه به همگان است، که به یاد آورید آن صحنه ای را که من در آن حقیقت خودتان را به شما نشان دادم و حجت خود را بر شما تمام کردم، راه بهانه را بستم، از شما اقرار گرفتم، شما به خویش نگریستید و من پرسیدم، چه کسی را می بینید؟ آیا من پروردگار شما نیستم؟ و شما به ربوبیت من اعتراف کرده، گفتید: آری.

این گفتگو مربوط به عالم مثال یا مثل افلاطونی، عالم ذر و ذریه و هر عالم دیگری که در نشئه کنونی حضور نداشته باشد، نیست; زیرا سخن الهی در این آیه در مقام احتجاج است، تا آنکه مخاطب بر غفلت خود عذری نداشته باشد، و شرک پدران و آموزش محیط و اجتماع را بهانه اعراض از یکتا پرستی قرار ندهد.

شهادتی که در این آیه سخن از آن می رود، مربوط به ظرف ادای شهادت که در محکمه قضاوت واقع می شود نیست، بلکه مربوط به ظرف تحمل آن است. ظرف تحمل که سابق بر ظرف ادای آن است، ظرف واقعه و دیدن حادثه است، و این دیدار به گونه ای است که در زندگی دنیا نیز مجالی برای غفلت و بهانه ای برای محیط، جامعه و تاریخ، باقی نمی گذارد.

در ظرف شهادت، نفس انسان به او نشان داده

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.