خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «راشد الدین سنان » پیشوای بزرگ اسماعیلیان شام در عصر صلیبی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «راشد الدین سنان » پیشوای بزرگ اسماعیلیان شام در عصر صلیبی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عشق از دیدگاه میکل دو اونامونو
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عشق از دیدگاه میکل دو اونامونو قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
44دقیقه
02ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نزاریه و مستعلیه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پیدایش اسماعیلیه(۹)

عبید الله مهدی به سال ۲۹۶ ه. ق در آفریقا قیام کرد و به طریق اسماعیلیه به امامت خود دعوت نمود و دولت فاطمی را بنیان نهاد، پس از وی اعقابش مصر را دار الخلافه قرار داده تا هفت پشت بدون انشعاب سلطنت و امامت اسماعیلیه را بر عهده داشتند. پس از هشتمین خلیفه فاطمی مستنصر بالله سعد بن علی (۴۲۷-۴۸۷ه.ق) دو فرزند وی «نزار» و «مستعلی » بر سر خلافت و امامت منازعه کردند و پس از کشمکش بسیار وجنگهای خونین «مستعلی » غالب شد و برادر خود «نزار» را دستگیر نموده، زندانی ساخت تا مرد. در اثر این کشمکش و بزرگترین نفاق و شقاق داخلی، نهضت اسماعیلیه از هم گسیخت و پیروان فاطمیان به دو دسته تقسیم شدند: فایل پاورپوینت کامل نزاریه و مستعلیه. (۱)

درباره ی انگیزه جدایی این دو برادر می گویند: اندکی پیش از مرگ «مستنصر» پسر امیر الجیوش «بدر الجمالی » یعنی «افضل » به جای پدر مقام وزارت یافت.بدر با تزویج دختر خود به «مستعلی » بر آن بود که وی را که انعطاف پذیرتر از نزار بود به جانشینی پدر برگزیند وقتی مستعلی به مسند امامت می نشست، همچنان متکی بر افضل باقی می ماند و لذا اوضاع به استواری و فرخندگی سابق دوام می یافت. افضل این نقشه را به انجام رسانید و نزار هنگامی که شنید «مستنصر» در بستر مرگ «مستعلی » را به جانشینی برگزیده است فوری به اسکندریه فرار کرد که مرکز قوای شورشیانی بود که بدر آنها را سرکوب ساخته بود (۲) و از افتگین ترک و اعراب هواخواه خود کمک طلبید و مردم اسکندریه با وی بیعت کردند و او را «مصطفی لدین الله » نامیدند و با مردم خطبه خواند و «افضل » را لعن کرد و نیز مورد پشتیبانی قاضی اسکندریه قرار گرفت. (۳) اما به هر حال شکست خورده و دستگیر گردید و هنگامی که وی را به قاهره برگرداندند و محبوس ساختند، شورش در واقع به پایان رسید، گویی اصلا واقعه ای رخ نداده است گرچه بعدها مدعیان نزاری پیدا شدند; اما آنان را با نزاریان محلی و بیگانه ارتباط و وابستگی نبود و هیچ یک از پسران و نوه های وی حتی در نقش یک رئیس پوشالی و ساختگی در جنبش نزاری ظاهر نشدند. (۴)

فرقه اسماعیلیه پس از امامت مستعلی از هم پاشیده شد. اسماعیلیان مشرق از به رسمیت شناختن خلیفه جدید سرباز زدند و هواخواهی خود را از نزار و فرزند او اعلام داشتند و ارتباط خویش را با سازمان ضعیف فاطمیان در قاهره قطع کردند. در سال ۵۲۵ پس از قتل الامر پسر و جانشین مستعلی به دست طرفداران نزار، بقیه اسماعیلیان از قبول خلیفه جدید که در قاهره بر مسند خلافت نشست، امتناع ورزیدند و بر این عقیده شدند که پسر شیرخوار آمر به نام «طیب » که گم شده بود امام غایب و منتظر است و پس از وی دیگر امامی نخواهد بود. (۵)

در سال ۵۶۷ یعنی در همان هنگام که «العاضد» آخرین خلیفه فاطمی (۵۵۵-۵۶۷ه.ق) در بستر مرگ افتاده بود سردار کرد«صلاح الدین ایوبی » که در آن زمان فرمانروای واقعی مصر محسوب می شد، اجازه داد که خطبه به نام خلفای عباسی بخوانند و کتابهای اسماعیلیان جمع آوری و سوزانیده شد و بدین ترتیب مصر پس از بیش از دو قرن باز به دست اهل تسنن افتاد. (۶)

اما در سرزمینهای دیگر فرقه اسماعیلیه در دو شاخه عمده که هنگام مرگ مستنصر به آن تقسیم شده بودند، زنده ماند: یکی مستعلویان که هنوز هم بیشتر آنان در یمن و هند باقی هستند و در هند به نام «بهره » یا «بحره » معروف می باشند. عقاید اسماعیلی را بدان صورت که در نزد آنان رایج است به علت آن که بر شیوه سنن و عقاید کیش اسماعیلی دوران فاطمی است «دعوت قدیم » می نامند. پس از شکست دعوت قدیم به «دعوت جدیدی » احتیاج شد که مؤسس آن شخصی به نام حسن صباح بود.. (۷)

حسن صباح و دعوت جدید

در زمان خلافت مستنصر فاطمی از جمله کسانی که به آیین اسماعیلی درآمد مردی به نام «حسن صباح » از مردم «ری » بود. حسن در بین سالهای ۴۳۰ و ۴۴۰ه. ق در یک خانواده شیعی اثنی عشری شهر ری که از نسل خاندان شاهی اعراب یمن بودند، پا به دنیا گذاشت. پدرش «صباح » از یمن به کوفه و از آنجا به قم و ری آمد و حسن در ری ولادت یافت.مورخان نام و نسب حسن را چنین نوشته اند: حسن بن علی بن محمد بن جعفر بن الحسین بن محمد الصباح الحمیری، وی بنابر قولی نخست بر مذهب اثنی عشری بود. (۸) لیکن به دعوت صاحب النقض، مجبر و مجبر زاده و همکار تاج الملک مستوفی بود. (۹)

از روایات مختلف بر می آید که او از شهر شیعه نشین قم بود و تکاپوی دانش، او را به «ری » که چندان از زادگاهش دور نبود، کشاند و در آنجا به تحصیل علم پرداخت تا هم بتواند به حرفه ی دبیری وارد شود و هم به معلومات وسیعتری دسترسی پیدا کند.

حسن در شرح حال خود می نویسد: «از ایام صبی و زمان هفت سالگی جویان و پویان دانش بودم و مذهب آبادی خویش اثنا عشری داشتم در ری شخصی امیرضراب نام دیدم، بر عقیده خلفای مصر، احیانا فایده ای فرمودی و پیش از او ناصر خسرو و جت خراسان (۱۰) اگرچه خیری میسر نشد و در عهد سلطان محمود، ابو علی سیمجور و جماعتی انبوه، آن راه گرفته بودند و نصیر بن احمد سامانی و جماعتی بزرگان حضرت بخارا، این عقیدت قبول کرده بودند. گفتم: مرا هرگز در مسلمانی شک و شبهه نبوده است، در آن که خدایی هست حتی، قائم، قادر، سمیع، بصیر، و پیغمبری و امامی و حلال وحرامی و بهشت و دوزخی، و امر و نهی و پنداشتم که دین اعتقاد این است که عوام دارند، خصوصا شیعه، و هرگز گمان نبردم که حق در خارج مسلمانی بباید طلبید ومذهب اسماعیلیان فلسفه است و حاکم مصر متفلسف است. امیر ضراب، مردی نیکو اخلاق بود. نخست که بامن مطارحه می کرد گفت: اسماعیلیان چنین وچنان گویند. گفتم:ای امیر! سخن ایشان مگوی که خارج دایره اند و مخالف عقیدت است وما را درمفاوضات با یکدیگر مناظره و مباحثه می رفت و او عقیدت مرا جرح و کسر می کرد و من مسلم نمی داشتم، اما در دلم آن سخنان مؤثر بودی. سپس «حسن صباح » تحت تاثیر افکار همان شخص قرار می گیرد و مذهب خود را تغییر می دهد وجزء فرقه اسماعیلیه می گردد و در پایان می گوید: در رمضان سال ۴۶۴ عبد الملک عطاش که در آن هنگام داعی عراق بود به «ری » آمد مرا بپسندید و نیابت دعوت به من فرمود وگفت: ترا به حضرت خلیفه باید شد». (۱۱)

داعی عبد الملک رئیس دعوت فاطمی، «حسن صباح » را وارد تشکیلات خود ساخت و او را تشویق نمود که به مصر سفر کند بلکه با داعی مؤید ملاقات نماید و در برگرداندن نظم به مصر که دولت فاطمیان را آشفته ساخته، کمک کند.

حسن در سال ۴۶۹ از راه غیر مستقیم عزم مصر کرد، نخست به اصفهان و از آنجا به آذربایجان و شام رفت و در سال ۴۷۱ به مصر رسید و نزدیک به یک سال و نیم در آنجا بماند و در زمره کسانی درآمد که طرفدار خلافت «نزار» بودند که به نص اول می بایست جانشین پدر باشد.

و می گوید: در مدت اقامت در مصر هرچند نزدیک مستنصر نرسیدم، اما وی بر حال من واقف بود و به کرات ستایش من کرده بود و امیر الجیوش امیر لشکر او که مسلط بود وحاکم مطلق، صهر پسر کوچکتر مستعلی بود که مستنصر او را به نص دوم ولی عهد کرده بودو من بر قاعده اصول مذهب خویش دعوت به «نزار» می کردم بدین جهت امیرالجیوش با من بد بود و به قصد من میان بست…». (۱۲)

حسن چون در مصر طرفدار «نزار» بود، بدر الجمالی اورا به زندان افکند و سپس ازمصر تبعید نمود (۱۳) حسن با نومیدی در سال ۴۷۳ به ایران برگشت و به یک سلسله مسافرت پرداخت; به یزد، کرمان، خوزستان و عراق عجم (اراک فعلی) سفر کرد، تمام این نقاط در مغرب ایران، و از مراکز معتبر دولت سلجوقی بودند و در طی سالهای پس از ۴۷۳ در جستجوی مرکزی برآمد تا ستاد جنبش نزاری را در آنجا برپا سازد. در این هنگام حسن بر «قلعه الموت » که به معنی آشیان عقاب است در نزدیکی رودبار قزوین دست یافت و دعوت خود را به نام «مستنصر» بعد از مرگ او در سال ۴۸۷ به نام «نزار»که در مصر جانشین فاطمیان نشده بود، آغاز کرد، از این رو دعوت اسماعیلیه تحت رهبری حسن صباح از خلافت فاطمی مستقل گردید. (۱۴)

به گفته حمدالله مستوفی: نزار بن مستنصر کودکی از فرزندان خود را به او داد، حسن صباح آن کودک را به ایران آورد و پرورش داد. (۱۵)

حسن، داعیانی برای ارشاد و دعوت محافظان الموت می فرستاد از قرار معلوم حسین قاینی کسی است که عملا، امر دعوت محافظان الموت را بر عهده داشت، هنگامی که افراد پادگان قبول دعوت کردند حسن شخصا رهسپار آنجا شد، لیکن چون عامل نظام الملک ابومسلم رازی حکمران «ری » سخت در طلبش مبالغت می کرد از بیراهه خود را به قزوین رسانید و جمعی که با او بودند به تفاریق به «الموت » فرستاد تا آن که خود او نیز به طور ناشناس به الموت آمد نام آن قلعه در اول «اله اموت » یعنی آشیانه عقاب و از عجایب حالات به حساب جمل، عدد الموت به تاریخ عرب سال صعود او بر قلعه است.(۴۸۳). (۱۶)

در آن وقت در قلعه الموت از طرف سلطان سلجوقی مردی علوی حکومت می کرد که مهدی نام داشت که شیعه ای زیدی و میانه رو بود، حسن صباح او را گفت: چون بر این قلعه مرا ملکی نیست در اینجا طاعت کردن را جایز نمی بینم اگر مصلحت می بینی چندان زمین که در گاوپوستی آید اندرین قلعه به من بفروش تا بر ملک خود طاعت کنم وخدای را بزه کار نباشم; مهدی آن مقدار زمین بدو فروخت او پوست را به دوال کشید و گفت: تمامت قلعه مراست مهدی علوی را مجال منع نبود.(۱۷) همرزمان مسلح خویش را وارد دژ ساخت و سرانجام با حیله دژ الموت را مسخر خود ساخت و همین که بر الموت مستقر شد به پرهیزگاری و صلابت نام آور گشت. گویند: وی اززمان ورودش به قلعه الموت تا ۳۵ سال بعد هرگز از آن قلعه به زیر نیامد و همانجا به تقریر و تحریر امور مشغول بود، از آن روز که به قلعه الموت وارد شد تا هنگامی که از دنیا رفت، دو نوبت بیشتر از خانه اش بیرون نیامد و دو نوبت هم به پشت بام خانه رفت. در ابتدا کار حسن دو جنبه داشت: یکی مردم را به کیش اسماعیلی درآورد و دیگر قلاع بیشتری تسخیر کند. وی به هر دو کار توفیق یافت و قلاعی را از حدود خراسان تا شام تسخیر کرد.

حسن در الموت خود را «شیخ الجبل » یا پیر کوهستان خواند وی مامورینی را که «فدایی » خوانده می شدند، از قلعه به اطراف می فرستاد و یکی از داعیان خود را به نام «حسین قاینی » به «قهستان » فرستاد و او در آنجا نیز مانند حسن به استخلاص بعضی از نواحی مبادرت کرد و قلاعی در آن نواحی به دست آورد. بدین ترتیب اساس دولت اسماعیلیان نزاری در ایران گذاشته شد و آن دولت از سال ۴۸۳ تا ۶۵۴ه. ق باقی و برپا بود.

فعالیت نو اسماعیلیان آن چنان شدید بود که در مدت کوتاهی به زور یا به حیله، بسیاری از دژها و قلاع استوار و شهرکهای مستحکم نقاط کوهستانی ایران را به تصرف خود درآوردند. گذشته از الموت این دژها عبارت بودند از: میمون دز، لمبسر، دیره، استوناوند، وشم کوه و غیره در کوههای البرز و گردکوه در نزدیکی دامغان و طبس و تون و ترشیز و زوزن و خور وغیره در قهستان و شاه دزدخان لنجان نزدیک اصفهان و کلات تتبور و چند دژ دیگر در کوهستان فارس و کلات و ناظر در خوزستان، اداره هر یک از این قلعه ها با یک نفر حاکم بود که او را محتشم می خواندند. (۱۷)

از فهرست بالا نیک پیداست که دولت اسماعیلیه نزاری واجد سرزمین یک پارچه نبوده است و متصرفات اصلی آن در نواحی کوهستانی البرز و کوهستان (قهستان) قرار داشته است.

بنابر آنچه رشیدالدین فضل الله آورده است، حسن در پایان عمر بیمار شد، اما بیماری خود را ظاهر نمی کرد، ضروری ترین اقدامی که وی به آن دست زد،کارهایی بود که جنبه دفاعی داشت مثل کندن چاه و قنات و آوردن آب به مزارع و باغهای الموت، استوار ساختن دژها و تهیه تدارکات و حراست آن در برابر قوای سلجوقی. با وجود این، در همان حال در چهار دیواری سرای خویش به گسترش نهضت و شورش نزاری در سراسر قلمرو سلجوقیان کمک می کرد یک بار به هنگام ضرورت، زن و دخترانش را به قلعه ای دور افتاده فرستاد و مقرر داشت که در آنجا با دیگر زنان دوک ریسند و مزد آن به کفاف مایحتاج خود رسانند(گویند «از آن گاه باز بر خلاف عامه مسلمانان » محتشمان اسماعیلی در حال جنگ زن پیش خود نداشتندی)دو پسر داشت که هر دو را یکی پس از دیگری به سیاست رسانید:یکی را به جرم جنایتی که بعدا معلوم شد، اتهام باطلی بوده است و دیگری به جرم نوشیدن شراب.

حمد الله مستوفی علت قتل آن دو را، نوشیدن شراب و ارتکاب به زنا نوشته است. (۱۸) و به گفته رشید الدین فضل الله و جوینی، حسن صباح قتل پسران خود را بر این حمل می کرد که بعد از وفات کسی را خیال نیفتد که او دعوت برای ایشان کرده است ومقصود آن داشته است. (۱۹)

صلابت وی تا بدانجا بود که: «شخصی بر قلعه نای زده بود، او را بیرون کردند و دیگر بار به قلعه راه ندادند» و «وقتی جماعتی از پیروان او، انساب وی نوشتند و بر او عرض کردند، او آن را در شراب شست و بدان رضا نداد و گفت: من بنده ی خاص امام باشم دوست تر از آن دارم که فرزند ناخلف امام باشم ». (۲۰)

حسن صباح بنیاد کار خود را بر زهد و ورع و امر به معروف و نهی از منکر نهاده بودو در مدت سی و پنج سال که در الموت ساکن بود هیچ کس در ملک او آشکارا شراب نخورد و او را دو پسر بود، که ایشان را به شراب خوردن و زنا کردن منسوب کردند، هر دو را در زیر چوب بکشت. (۲۱)

او در قلعه الموت تا وقت مرگ، در سردابی که معتکف و متوطن بود به مطالعه کتب و تقریر سخن دعوت و تدبیر امور مملکت مشغول و در زهد و ورع و تقوی به غایت بود. (۲۲)

ابن اثیر او را با فراست، توانا، عالم به علوم هندسه و حساب و نجوم و علوم دیگر، توصیف کرده است. (۲۳) و نیز نوشته اند: حسن همان طور که مرد عمل بود، نویسنده و متفکر نیز بود. مؤلفان اهل سنت دو قطعه از آثار او را برای ما حفظ کرده اند: یکی نامه ی خ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.