اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 75
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری :
اشاره
«غفلت »دارای مفهوم وسیع و گسترده ای است که هر گونه بی خبری از شریط زمان ومکانی(که انسان در آن زندگی می کند)و از واقعیت های فعلی و آینده و گذشته خویش و از صفات و اعمال خود و از پیامها و آیات حق و همچنین هشدارهایی که حوادث تلخ و شیرین زندگی،به انسان ها می دهد را شامل می شود.
بی خبری از این واقعیت ها و نداشتن موضع گیری صحیح در برابر آنها،خطر بزرگی برای سعادت انسان ها است،خطری که هر لحظه ممکن است،دامان انسان را بگیرد و اورا به کام نیستی فرو برد،خطری که می تواند زحمات سالیان دراز عمر انسان را در یک لحظه بر باد دهد.
شاید بارها،شنیده باشیم که فلان شخص با زحمت بسیار،اموال و سرمایه های عظیمی به دست آورده بود،اما بر اثر یک لحظه «غفلت »آتش سوزی عظیمی به وجود آمد که تمام آنها را در کام خود فرو برد،انسان نیز در مسیر سعادت چنین است. ممکن است،افتادن در دام «غفلت »در یک لحظه کوتاه،سرمایه های معنوی او را مبدل به خاکسترحسرت کند.
به همین دلیل علمای اخلاق،بحث های وسیعی درباره «غفلت »و ذکر و بیداری(که نقطه مقابل آن است)در کتاب های خود آورده اند و از عواملی که می تواند پرده های «غفلت »را کنار زند و انسان را از خواب «غفلت »بیدار کند،بحث نموده اند.
با این مقدمه،به قرآن مجید مراجعه می کنیم و اهمیتی را که این کتاب بزرگ آسمانی بر این امر قایل شده،در آیات زیر مورد بررسی قرار می دهیم:
۱- و لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن و الانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون(سوره اعراف،آیه ۱۷۹)
۲- و اقترب الوعد الحق فاذا هی شاخصه ابصار الذین کفروا یا ویلنا قد کنا فی غفله من هذا بل کنا ظالمین(سوره انبیاء،آیه ۹۷)
۳- و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه و لا تعدعیناک عنهم ترید زینه الحیوه الدنیا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه و کان امره فرطا (سوره کهف،آیه ۲۸)
۴- ان الذین لا یرجون لقائنا و رضوا بالحیاه الدنیا و اطمانوا بها و الذین هم عن آیاتناغافلون×اولئک ماواهم النار بما کانوا یکسبون (سوره یونس،آیه ۷ و ۸)
۵- یعلمون ظاهرا من الحیاه الدنیا و هم عن الآخره هم غافلون (سوره روم،آیه ۷)
۶- ساصرف عن آیاتی الذین یتکبرون فی الارض بغیر الحق و ان یروا کل آیه لا یؤمنوا بها و ان یروا سبیل الرشد لا یتخذوه سبیلا و ان یروا سبیل الغی یتخذوه سبیلاذلک بانهم کذبوا بآیاتنا و کانوا عنها غافلین (سوره اعراف،آیه ۱۴۶)
۷- فانتقمنا منهم فاغرقناهم فی الیم بانهم کذبوا بآیاتنا و کانوا عنهاغافلین (سوره اعراف،آیه ۱۳۶)
۸- فاذا رکبوا فی الفلک دعوا الله مخلصین له الدین فلما نجاهم الی البر اذاهم یشرکون (سوره عنکبوت،آیه ۶۵)
۹- و من یعش عن ذکر الرحمان نقیض له شیطانا فهو له قرین (سوره زخرف،آیه ۳۶)
۱۰- ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون (سوره اعراف،آیه ۲۰۱)
۱۱- لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید (سوره ق،آیه ۲۲)
۱۲- و انذرهم یوم الحسره اذ قضی الامر و هم فی غفله و هم لا یؤمنون(سوره مریم،آیه ۳۹)
ترجمه
۱- به یقین،گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم،آنها دل ها(عقل ها)یی دارند که با آن(اندیشه نمی کنند و) نمی فهمند و چشمانی که با آن نمی بینند و گوشهایی که با آن نمی شنوند،آنها همچون چهارپایانند،بلکه گمراهتر!اینان همان غافلانند.(زیرا باداشتن همه گونه امکانات هدایت،باز هم گمراهند!)
۲- و وعده حق(قیامت)نزدیک می شود،در آن هنگام چشم های کافران از وحشت،ازحرکت باز می ماند،(می گویند)ای وای! بر ما که از این(جریان)در غفلت بودیم،بلکه ماستمکار بودیم!
۳- با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند،و تنها رضای او رامی طلبند!و هرگز به خاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها بر مگیر!و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم،اطاعت مکن!همان ها که از هوای نفس پیروی کردند وکارهایشان افراطی است.
۴- آنها که ایمان به ملاقات ما(و روز رستاخیز)ندارند و به زندگی دنیا خشنود شدند و برآن تکیه کردند و آنها که از آیات ما غافلند-(همه)آنها جایگاهشان آتش است،به خاطرکارهایی که انجام می دادند!
۵- آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت(و پایان کار)غافلند!
۶-به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق تکبر می ورزند،از(ایمان به)آیات خودمنصرف می سازم!آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه ای را ببینند،به آن ایمان نمی آورند.اگر راه هدایت را ببینند آن را،راه خود انتخاب نمی کنند و اگر راه گمراهی را ببینند آن را،راه خودانتخاب می کنند!(همه اینها)به خاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند!
۷- سر انجام از آنها انتقام گرفتیم و آنان را در دریا غرق کردیم،زیرا آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند. ۸-هنگامی که سوار بر کشتی شوند،خدا را با اخلاص می خوانند(و غیر او را فراموش می کنند)،اما هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد،باز مشرک می شوند!
۹- و هر کس از یاد خدا روی گردان شود،شیطان را به سراغ او می فرستیم،پس همواره قرین اوست!
۱۰- هنگامی که پرهیزگاران،گرفتار وسوسه های شیطان شوند،به یاد(خدا و پاداش وکیفر او)می افتند و(در پرتو یاد او،راه حق را می بینند و)ناگهان بینا می گردند!
۱۱- (به او خطاب می شود)تو از این صحنه(و دادگاه بزرگ)غافل بودی و ما پرده را ازچشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملا تیزبین است!
۱۲- آنان را از روز حسرت(روز رستاخیز که برای همه مایه تاسف است)بترسان،در آن هنگام که همه چیز پایان می یابد و آنها در غفلتند و ایمان نمی آورند!
تفسیر و جمع بندی
«غفلت »سرچشمه اصلی بدبختی ها
در نخستین آیه،به معرفی گروهی از بدترین افراد انسان پرداخته شده،گروهی که شاید بدتر از آنان در میان انسان ها یافت نشود که درباره اوصاف آنها می فرماید:«مابسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم،آنها دل ها(و عقل هایی)دارند که با آن چیزی درک نمی کنند و چشمانی دارند که با آنها نمی بیند و گوش هایی دارند که با آن نمی شوند.آنهاهمچون چهارپایانند،بلکه بدترند.آنها همان غافلانند، و لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بهااولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون » (۱)
در این آیه عامل نهایی بدبختی این گروه دوزخی را«غفلت »شمرده است.غفلتی که از ترک اندیشه و نداشتن چشم باز و گوش شنوا حاصل شده و انسان را به مرحله ای حتی فروتر از چهارپایان سقوط می دهد.زیرا اگر چهارپایان غافلند،استعداد غفلت زدایی راندارند،ولی اگر انسان با داشتن منبع آگاهی در غفلت غوطه ور شود،به طور قطع از چهارپایان هم کمترند.
مفهوم آیه بالا این نیست که خدا گروهی را به اجبار به دوزخ می فرستد،بلکه همان گونه که در آیه با صراحت آمده،دوزخی شدن آنان از ناحیه خودشان است،چون به آنها عقل داده شده ولی به کار نمی بندند،چشم و گوش دارند،اما با آن حقایق رانمی بینند و نمی شنوند.
پس هر چه هست از ناحیه خود آنها است،منتهی خداوند حکم مشروطی دارد و آن این که:کسانی که استعدادهای خدادادی را به کار نگیرند،سرنوشتشان آتش دوزخ است!و حصول این شرط بستگی به اراده خود انسان دارد.
در دومین آیه سخن از کافران در آستانه رستاخیز است.در آن هنگام که وعده خدانزدیک می شود،چنان وحشتی سراسر وجودشان را فرا می گیرد که چشمانشان ازحرکت باز می ایستد و در این جاست که فریاد آنها بلند می شود که:«ای وای!بر ما،ما ازاین صحنه در غفلت بودیم،بلکه ظالم و ستمگر بودیم، و اقترب الوعد الحق فاذا هی شاخصه ابصار الذین کفروا یا ویلنا قد کنا فی غفله من هذا بل کنا ظالمین » (۲)
به این ترتیب،این گروه از کافران،عامل اصلی انحراف خویش را«غفلت »معرفی می کنند،غفلتی که آنها را به ظلم کردن به خویشتن و دیگران دعوت نموده و حتی به انبیاء الهی و کتب آسمانی ظلم و ستم روا داشتند.
آنان این سخن را زمانی می گویند که لرزشی،سراسر جهان را فرا می گیرد و نشانه های رستاخیز ظاهر می شود و پرده های «غفلت »در آن شرایط هولناک کنار می رود،در حالی که تمام درهای توبه و بازگشت بسته شده است. (۳)
«شاخصه »از ماده «شخوص »بر وزن «خلوص »در اصل به معنی خروج از منزل یا ازشهری به شهر دیگر است و از آن جا که انسان به هنگام وحشت شدید،چشم او ازحرکت باز می ایستد و به جایی خیره می شود،به گونه ای که گویی از حدقه بیرون می آید،به این حالت «شخوص »گفته شده است.
در سومین آیه،خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله دستور می دهد که با چه کسانی معاشر وهمراه باشد و چه افرادی را از اطراف خویش براند:«با کسانی باش که پروردگار خود راصبح و عصر می خوانند و تنها ذات او را می طلبند، هرگز چشم های خود را به خاطر زینت های دنیا از آنها برمگیر و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم،اطاعت مکن،همانها که پیروی هوای نفس کردند و کارهایشان افراطی است، و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوه و العشی یریدون وجهه و لا تعد عیناک عنهم ترید زینه الحیاه الدنیا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه و کان امره فرطا » (۴)
در این آیه،اوصاف کسانی که شایسته همنشینی پیامبر را در ایمان و عبادت و ذکرپروردگار در هر صبح و شام دارند، برشمرده و از اطاعت(و همنشینی با)کسانی که دل هایشان از ذکر خدا غافل بوده و از هوای نفس پیروی نموده و کارشان به افراطگراییده است،نهی می نماید.
از تعبیرات این آیه،رابطه هواپرستی و افراط در آن،با«غفلت »استفاده می شود.
آری!غافلان از یاد خدا،هواپرستند و در راه افراط گام بر می دارند و اگر در مذمت «غفلت »چیزی جز این نباشد،کافی است.
طبق بیان آیه فوق که:«خداوند دل های آنها را غافل کرده »،به یقین به خاطر اعمالشان است که نتیجه آن مجازات الهی، یعنی،«غفلت »از یاد خداست.
معروف است که آیه فوق درباره جمعی از ثروتمندان متکبر و خودخواه عصرپیامبر صلی الله علیه و اله نازل شده که به حضور حضرت رسیدند و گفتند:ای محمد!اگر تو در صدرمجلس بنشینی و این گونه افرادی را که بوی بدشان مشام ما را آزار می دهد و لباس های خشن و پشمینه بر تن دارند (۵) از خود دور سازی،مجلس تو،مجلسی در خور اشراف وشخصیت هایی همچون ما بشود،آن گاه ما نزد تو خواهیم آمد و از سخنانت بهره خواهیم گرفت،ولی با وجود این دو گروه، دیگر جای ما نیست! (۶)
ولی خداوند از درون این گروه غافل و بی خبر آگاه بود و می دانست که این گونه افراد پر ادعا و بی محتوا،نه یار روز صلح اند و نه سرباز روز جنگ.بر آنها نمی توان اعتماد کرد و از فکر آنها نیز نمی توان استفاده کرد،به همین دلیل خداوند به پیامبر صلی الله علیه و اله هشدار داد که مراقب وسوسه های آنها باشد.
در چهارمین آیه،دوزخیان را با ذکر چند ویژگی،معرفی می کند:«کسانی که امیدلقای ما را ندارند(به معاد و رستاخیز معتقد نیستند)و تنها به زندگی دنیا خوشنودند و به آن اطمینان دارند و نیز کسانی که از آیات ما غافلند،جایگاهشان آتش است،به خاطراعمالی که انجام می دادند.
در این آیات،آخرین چیزی که روی آن تکیه شده «غفلت »از آیات الهی است که در واقع،ریشه اصلی انکار معاد و اعتماد بر دنیا و فراموشی آخرت است.خلاصه این که «غفلت »ریشه اصلی همه بدبختی های انسان است،در حالی که ریشه خوشبختی بهشتیان،آگاهی و بیداری و ذکر خدا است که در آیات بعد همین سوره،به آن اشاره شده است.
در تفسیر روح البیان در ذیل این آیه،در یک حدیث قدسی،چنین می خوانیم که خداوند می فرماید:«از سه گروه در شگفتم: از کسانی که ایمان به آتش دوزخ دارند و می داننددر پیش روی آنهاست،چگونه می خندند و از کسانی که به دنیا دل بسته اند،در حالی که می دانند به زودی از آن جدا می شوند و از کسانی که غافلند و می دانند(فرشتگان پروردگار)ازآنها غافل نیستند،چگونه مشغول لهو و لعب هستند.»
تفسیر مذکور در ذیل همین حدیث،داستانی از«نعمان بن منذر»-یکی از پادشاهان حیره در عصر جاهلیت-نقل می کند: روزی(پادشاه)در زیر درختی برای گستردن بساط لهو و لعب فرود آمد.
عدی،-یکی از نزدیکان او-گفت:ای پادشاه!این درخت آوازی دارد،آیا می دانی چه می گوید؟این درخت می گوید:
رب رکب قدانا خوا حولنا یمزجون الخمر بالماء الزلال ثم اضحوا اسف الدهر بهم و کذلک الدهر حالا بعد حال
چه بسیار سوارانی که در اطراف ما از مرکب فرود آمدند و بساط عیش و نوش گستردند و شراب را با آب زلال آمیختند، ولی چیزی نگذشت که طوفان های روزگار،آنها را از میان برداشت و این گونه است دنیا،هر زمانی بعد از زمانی دیگر. (۷)
در پنجمین آیه،سخن از افراد ظاهربینی است که بر اثر«غفلت »و بی خبری نه تنهااسرار جهان هستی را که ما را با سرایی دیگر پیوند می دهد،نمی بینند،بلکه از زندگی دنیانیز تنها به ظاهر آن قناعت کردند،قرآن در این رابطه بیان می دارد:«این گروه(از کافران)،تنها ظاهری از زندگی دنیا را می بینند و از آخرت غافلند، یعلمون ظاهرا من الحیاه الدنیا وهم عن الآخره هم غافلون » (۸)
اگر فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبری،سایه شوم و سنگین خود را بر قلوب آنها نیفکنده بود،درجای جای زندگی دنیا،هم خدا را و هم معاد را می دیدند.در قرآن مجید،اسرار آفرینش موجودات و گوشه هایی از نظام جهان ماده به عنوان نشانه ها و آیات خدا مطرح شده وزندگی انسان در رستاخیز نیز در لابلای همین زندگی دنیا و حوادثی که در اطراف مامی گذرد،نشان داده شده است،منتها،فقط افراد بصیر و بینا و آنها که نغمه توحید ومعاد را از درون این حوادث می شنوند،به آن واقف می گردند،نه غافلان کوردل وبی خبر.
ضمنا تکرار ضمیر«هم »در آیه،تاکیدی بر این مطلب است که این «غفلت »سبب ظاهربینی و عدم وصول به عمق مسایل است.
این نکته قابل توجه است که واژه «غفلت »در جایی به کار می رود که اسباب ومقدمات آگاهی فراهم باشد،ولی انسان بر اثر هوای نفس یا ضعف ایمان یا علل دیگر آنها را نادیده بگیرد.شاهد این سخن آیاتی است که بعد از این آیه در سوره روم آمده است،خداوند به نمونه هایی از آثار توحید و معاد که در جهان هستی و در گرداگردوجود ما قرار دارد،اشاره می کند و غافلان را هشدار می دهد.
در ششمین آیه از خطرناکترین گروه کافران سخن به میان آمده،کسانی که علاوه برکفر،آلوده به تکبر و لجاجت شدید نیز شده اند.در پایان آیه،دلیل بدبختی آنها راغفلت از آیات الهی دانسته و می فرماید:«به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق تکبر می ورزند،از ایمان به آیات خود منصرف سازیم،(به طوری که)اگر هر آیه و نشانه ای راببینند،به آن ایمان نمی آورند و اگر راه هدایت را ببینند،راه خود را انتخاب نمی کنند و اگر راه گمراهی را ببینند راه خود را انتخاب می کنند، (همه اینها)به خاطر آن است که آیات ما راتکذیب کردند و از آن غافل بودند، ساصرف عن آیاتی الذین یتکبرون فی الارض بغیرالحق و ان یروا کل آیه لا یؤمنوا بها و ان یروا سبیل الرشد لا یتخذوه سبیلا و ان یرواسبیل الغی یتخذوه سبیلا ذلک بانهم کذبوا بآیاتنا و کانوا عنها غافلین » (۹)
درباره جمله «ساصرف عن آیاتی » ،(به زودی آنها را از آیات خود منصرف می سازیم)،بحث های زیادی در میان مفسران دیده می شود،شاید به این دلیل که کارخداوند،هدایت به سوی آیات و نشانه های اوست،و اساسا تمام انبیاء و اوصیاء برای همین آمده اند،با این حال،چگونه ممکن است خداوند گروهی را از آیات خودش ممنوع و محروم سازد؟بر همین اساس دست به توجیهات زیادی زده اند که بسیاری ازآنها مشتمل بر تکلف است.
پاسخ این سؤال با بررسی آیات دیگر قرآن روشن می شود،زیرا،پاره ای از اعمال انسان ها مانند تکبر در برابر حق و لجاجت و تعصب شدید،به صورت حجاب و پرده تاریکی بر قلب انسان می افتد و او را از مشاهده جمال زیبای حق باز می دارد.در واقع اعمال و صفات زشت خود آنهاست که «حجاب »آنها می شود و اگر«حجاب افکنی »به خداوند نسبت داده شده،به خاطر این است که خداوند،این اثر را در این گونه اعمال وصفات آفریده است و یا به تعبیر دیگر،یکی از مجازات طبیعی کسانی که دارای این صفات و اعمالند،انصراف از آیات الهی است.
قابل توجه این که:در پایان آیه،باز تاکید می کند که علت منصرف ساختن آنها ازآیات الهی،همان اصرارشان بر تکذیب و فایل پاورپوینت کامل غفلت و بی خبریشان از نشانه های خداست.
در هفتمین آیه،به دنبال آیات قبل از آن که سخن از لجاجت فرعونیان در برابرآیات الهی و بلاهای مختلفی است که به عنوان بیدار باش بر آن قوم نازل شد و به دعای «موسی بن عمران »برطرف گردید،می فرماید:«(هنگامی که نه معجزات الهی در آنها اثرگذاشت و نه بلاهای هشدار دهنده)سر انجام ما از آنها انتقام گرفتیم و آنها را در دریا غرق نمودیم،زیرا،آنها آیات ما تکذیب کردند و از آن غافل شدند، فانتقمنا منهم فاغرقناهم فی الیم بانهم کذبوا بآیاتنا و کانوا عنها غافلین » (۱۰)
همان گونه که از آیه استفاده می شود،سرچشمه بدبختی و هلاکت قوم فرعون،تکذیب آیات الهی و«غفلت »بود.
ممکن است «غفلت »سرچشمه تکذیب باشد،بنابراین ریشه اصلی،همان «غفلت وبی خبری »بوده است و یا این که بعضی از آیات را تکذیب کردند و بعضی را به فراموشی و«غفلت »سپردند که در این صورت هر کدام،عامل مستقلی محسوب می شوند.
بعضی از مفسران ضمیر«عنها»را به نقمت و عذاب الهی باز گردانده اند که در این صورت تنها تکذیب آیات الهی موجب بدبختی آنها محسوب می شود،ولی این احتمال بسیار ضعیف است،زیرا،این ضمیر در کنار آیات قرار گرفته و ظاهرا به آن بازگشت می کند.
بعضی از مفسران در این جا،سؤالی مطرح کرده اند که شاید همین سؤال سرچشمه احتمال بازگشت ضمیر«عنها»به نقمت و عذاب باشد و آن این که «غفلت »از اختیارانسان بیرون است و چیزی نیست که موجب عذاب الهی شود.
ولی پاسخ این سؤال روشن است،زیرا،در بسیاری از موارد،سرچشمه «غفلت »
اختیاری است.هنگامی که انسان به سراغ آیات الهی نرود و در آنها تدبر نکند و گوش به سخنان معلمان الهی ندهد، طبیعی است که حالت «غفلت »بر او چیره می شود و از همین رو،بسیار دیده ایم که افراد خطاکار را به خاطر غفلتشان مذمت کرده اند.
در هشتمین آیه گرچه از واژه «غفلت »سخن به میان نیامده،ولی محتوای،آن مفهوم «غفلت »را می رساند.این آیه،درباره مشرکان عصر پیامبر صلی الله علیه و اله که گرفتار غفلت شدیدی بودند و گاه از خواب غفلت بیدار می شدند و به توحید روی می آوردند و گاه به کلی درمنجلاب شرک غرق می گشتند،می فرماید:«هنگامی که بر کشتی سوار می شوند(و باطوفان های شدید و گرداب های وحشتناک و امواج کوه پیکر دریا روبرو می گردند)خدا را بااخلاص می خوانند(و بتها را به فراموشی می سپارند)،اما هنگامی که خدا آنها را نجات می دهد و به خشکی می رساند،باز مشرک می شوند، فاذا رکبوا فی الفلک دعو الله مخلصین له الدین فلما نجاهم الی البر اذا هم یشرکون ». (۱۱)
آری!طوفان حوادث خطرناک،پرده های «غفلت »و بی خبری را کنار می زند وچشم عقل را بینا و روشن می سازد.گروهی این بیداری را مغتنم شمرده و به اصلاح خطاهای خویش می پردازند،ولی گروه بیشتری،تنها در همان لحظات بیدارند،اما بعداز پایان حادثه،دوباره پرده های «غفلت »بر عقل و قلب آنها کشیده شده و به همان راه سابق باز می گردند.
بعضی از مفسران در ذیل این آیه نقل کرده اند:«مشرکان عرب به هنگام سفر دریا،بعضی از بتها را با خود می بردند تا حافظ و نجات دهنده آنها باشد،اما هنگامی که با خطرروبرو می شدند و امواج کوه پیکر دریا را می دیدند که کشتی آنها را همچون پر کاهی،جا به جامی کند،بتها را به دریا می ریختند و صدای آنها به «یا الله یا الله »بلند می شد» (۱۲)
در نهمین آیه،به صورت یک حکم کلی و عمومی-که درباره همه اقوام و افرادصادق است-می فرماید:«هر کس از یاد خدا روی گردان شود(و غافل گردد)،شیطان را به سراغ او می فرستیم تا همواره با او قرین باشد، و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانافهو له قرین » (۱۳)
آری!توجه به خدا به مقتضای «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه…» سبب همنشینی با فرشتگان می گردد،حال آن که «غفلت »و بی خبری از یاداو،شیاطین را قرین انسان می سازد.شیاطینی که بر گرده او سوار می شوند و به هر راهی که خواستند،می برند.این که می فرماید:«ما شیطانی را به سراغ او می فرستیم تا قرین اوباشد»،در واقع به این معنی است که عمل او،یعنی،«غفلت »و بی خبری در روی گردانی از خداوند رحمان،چنین اثری را به دنبال دارد و به تعبیر دیگر،این مجازاتی است که دردنیا دامنگیر این افراد می شود.
با توجه به این که «یعش »از ماده «عشو»(بر وزن نشر)به معنی:ضعیف و کم نور شدن چشم است،آن چنان که گویی پرده ای بر آن افتاده که مفهوم آن،چیزی جز«غفلت »وبی توجهی و اعراض نیست.
رسول خدا صلی الله علیه و اله در حدیثی فرموده اند:«اذا اراد الله بعبد شرا قیض له شیطانا قبل موته بسنه،فلا یری حسنا الا قبحه عنده حتی لا یعمل به،و لا یری قبیحا الا حسنه حتی یعمل به،هنگامی که خداوند شر بنده ای را(به خاطر«غفلت »و بی خبری از خدا)بخواهد،شیطانی را یک سال قبل از مرگ او سراغ او می فرستد(که همه چیز را در نظر او دگرگون می سازد)آن گاه هیچ کار خوبی را نمی بیند،مگر این که آن کار در نظرش،زشت جلوه می کندو آن را رها می سازد و هیچ کار بدی را نمی بیند،مگر این که آن کار در نظرش،زیبا جلوه می کند و آن را انجام می دهد» (۱۴)
بحث درباره این آیه را با شعر مناسبی از تفسیر روح البیان که ذیل همین آیه نقل شده است،پایان می دهیم:
دریغ و درد که با نفس بد قرین شده ایم×و از این معامله با دیو همنشین شده ایم به بارگاه فلک بوده ایم و رشک ملک×ز جور نفس جفا پیشه این چنین شده ایم در دهمین آیه،سخن از پرهیزگارانی است که هرگاه به خاطر غفلتی مختصر، امواج وسوسه های شیطان،آنها را احاطه کند،پرده های «غفلت »را با یاد خدا،می درند.آن گاه طوفان فرو نشیند و پرده ها کنار رود و چشمشان بینا شود،خداوند در این رابطه می فرماید:«پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند،به یاد(خدا)می افتند وبینا می گردند، ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون » (۱۵)
این تعبیر نشان می دهد که یاد خدا،چشم قلب انسان را بینا می کند،در حالی که «غفلت »از یاد او،راه را برای نفوذ شیاطین در دل انسان هموار می سازد.
«طائف »به معنی طواف کننده است و منظور از آن-همان گونه که جمعی از مفسران بزرگ گفته اند-همان وسوسه هایی است که از ناحیه شیطان صادر می شود و گویی اطراف قلب طواف می کند تا راهی برای نفوذ در کعبه دل پیدا کند و آن را به بتخانه ای مبدل سازد که این نفوذ تنها در حال «غفلت »انسان از یاد خداست،زیرا،به محض این که انسان به یاد خدا بیفتد، آن وسوسه ها و خطورات از قلب دور می شود و نور رحمت حق بر آن متجلی می گردد.
یازدهمین آیه،از غافلانی سخن به میان آمده است که تا پایان عمر در عالم بی خبری و«غفلت »به سر می برند،اما هنگامی که سیلی «اجل »به صورت آنها نواخته شود و درسکرات موت قرار گیرند و آثار اعمال خود را به چشم بنگرند(در وحشت و اضطراب شدیدی فرو می روند)آن گاه به آنها گفته می شود:«این همان چیزی است که از آن فرار می کردید».
سپس اشاره به وضع آنها در قیامت می کند که هر انسان،در حالی که کسی وی را به پیش می راند،وارد محشر می شود و گواه(یا گواهانی)نیز هستند(که آماده اندتا در دادگاه عدل الهی،اعمال او را بازگو کنند،در این حالت اضطراب شدیدی سر تا پای او را فرا می گیرد،آن چنان که گویی قالب تهی کند).
در این حال به او خطاب می شود:«گفته می شود تو از این موضوع غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملا بینا شده است.»
در واقع حادثه تازه ای رخ نداده،فقط چشم تو بینا شده است و پرده های «غفلت »کنار رفته و حقایق را،آن چنان که هست، می بینی، «لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید» (۱۶)
دو ماموری که در قیامت با انسان همراهند،یکی او را به دادگاه عدل الهی می راند ودیگری به عنوان گواه اعمالش در دادگاه الهی با او همراه می شود.احتمالا این دو همان فرشته هایی هستند که در دنیا دائما همراه او بودند و تمام اعمال کوچک و بزرگ او رامی نوشتند،در قیامت نیز دست مجرمان را گرفته و با پرونده ای که همراه دارند،به دادگاه عدل الهی می برند،آنها هرگز در دنیا این دو فرشته الهی را نمی دیدند و اصلا به آنهاایمان نداشتند،در حالی که پیوسته همراهش بودند،ولی در قیامت که پرده های غفلت کنار می رود و چشم آنها بینا می شود،آنان را می بیند.
در دوازدهمین و آخرین آیه،پیرامون روز قیامت و شرح حال غافلان،در آن روز پرحسرت و اندوه می فرماید:«آنها را از روز حسرت بترسان،روزی که همه چیز پایان یافته،درحالی که آنها در غفلتند و ایمان نمی آورند، و انذرهم یوم الحسره اذ قضی الامر و هم فی غفله و هم لا یؤمنون » (۱۷)
یکی از نامهای روز قیامت یوم الحسره است،زیرا،غافلان و بی خبران از خواب غفلت بیدار شده و همه اعمال خود را می بینند.نامه اعمال و پرونده جنایات آنها از یک سو،فرشتگان گواه بر اعمال،از سوی دیگر و از همه دردناکتر،گواهی تک تک اعضاءبدن،حتی پوست تنشان نسبت به اعمالشان،آتش ندامت و پشیمانی را بر سر تا پای وجودشان مستولی می گرداند،اما آنان راهی جز سوختن و ساختن در پیش ندارند،چون پرونده ها بسته شده و بازگشت به دنیا برای جبران غیر ممکن است.از این جهت،حسرت و اندوه،تمام وجود آنها را فرا می گیرد مخصوصا هنگامی که فرشتگان الهی آنها را ملامت و سرزنش کرده و به آنها می گویند:«اینها همه نتیجه غفلت شماست »
روشن است که این غفلت ها مربوط به قیامت و حتی عالم برزخ نیست،زیرا،به محض قرار گرفتن در آستانه مرگ و انتقال از دنیا،پرده ها کنار رفته و انسان با چشم برزخی،حقایق جهان را می بیند که در آن هنگام دیگر چیزی از«غفلت »باقی نمی ماند،همان طور که در آیه ۹۹ و ۱۰۰ سوره مؤمنون آمده است: «حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون×لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورآئهم برزخ الی یوم یبعثون ،(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می دهند)تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد،می گوید:پروردگار من!مرا بازگردانید تا شاید آنچه را ترک کرده ام(وکوتاهی نموده ام،عمل صالحی انجام دهم.به او می گویند:)چنین نیست!این سخنی است که او به زبان می گوید، (و اگر باز گردد اعمالش مانند سابق است)و پشت سرشان برزخی است تاروزی که برانگیخته می شوند»
نتیجه
از آیات بالا چنین می توان نتیجه گرفت:خطری که به وسیله «غفلت »و بی خبری از«یاد خدا»و مسایل سرنوشت ساز زندگی، متوجه سعادت انسان می شود،بیش از آن است که غالبا تصور می کنیم.«غفلت »همه ارکان سعادت ما را ویران می سازد و مانندآتش سوزان،خرمن زندگی را می سوزاند و تمام امکانات و استعدادهای خدا داد رابر باد می دهد.
«غفلت »در اخبار اسلامی
از خواب غفلت بیدار شو!
در منابع روایی اسلام،روایات تکان دهنده ای پیرامون عواقب سوء«غفلت »و آثارزیانبار و مرگبار آن وارد شده است که به خاطر کثرت،گلچینی از آنها را در ذیل آورده ایم:
۱- هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به معراج رفت،خطاب هایی از سوی خداوند به اوشد،از جمله این که:«یا احمد انت لا تغفل ابدا من غفل عنی لا ابالی بای واد هلک،ای احمد!هرگز غافل مشو،هر کس از من غافل شود،من سبت به این که او در کدام راه هلاک و نابود می شود،اعتنا نمی کنم.» (۱۸) این بیان به خوبی نشان می دهد که عاقبت «غفلت »ازخداوند،هلاکت و نابودی است.
۲- امام امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام در عبارتی کوتاه و پرمعنی می فرمایند:
«الغفله اضر الاعداء،غفلت از بزرگترین دشمنان انسان است » (۱۹) ،زیرا سرچشمه بسیاری از گناهان و معاصی است.
۳- آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند:«الغفله تکسب الاغترار و تدنی من البوار،غفلت سبب غرور انسان می شود،و مقدمات هلاکت او را فراهم می سازد» (۲۰)
۴- باز از همان حضرت نقل شده است:«الغفله ضلال النفوس و عنوان النحوس،غفلت مایه گمراهی افکار و سرلوحه نحوست هاست » (۲۱) ،زیرا تنها راه نجات از گمراهی،تفکر و اندیشه است،ولی «غفلت »دشمن سر سخت آن می باشد.
۵- در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است:«ویل لمن غلبت علیه الغفله فنسی الرحله و لم یستعد،وای!بر کسی که «غفلت »بر او غلبه کند و نتیجه سفر آخرت را به فراموشی بسپارد و آماده آن نشود.» (۲۲)
۶- امام صادق علیه السلام می فرمایند:«ان کان الشیطان عدوا فالغفله لماذا،اگر شیطان،دشمن اسلام است(که هست)، پس غفلت برای چیست؟» (۲۳)
در احادیث گذشته،گاه «غفلت »از خدا و گاه «غفلت »از روز قیامت و گاه «غفلت »ازوسوسه های شیطان،مطرح شده است.
۷- امیر مؤمنان علی علیه السلام در حدیثی می فرمایند:«فبالها حسره علی کل ذی غفله ان یکون عمره علیه حجه و ان تؤدیه ایامه الی الشقوه،ای وای!بر غافلی که عمرش،حجتی علیه اوست و روزگارش او را به بدبختی کشاند» (۲۴) منظور از«غفلت »در این حدیث،«غفلت »از ترک انجام وظایف،در طول عمر است.
۸- این مساله به قدری دارای اهمیت است که حتی یکی از هدف های بعثت انبیاء، درمان دردهای «غفلت »شمرده شده است،همان گونه که در خطبه ۱۰۸ نهج البلاغه دربیان اوصاف پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله آمده است:«متتبع بدوائه مواضع الغفله و مواطن الحیره،او طبیبی است که داروهای خود را برای درمان موارد«غفلت »آماده ساخته و به دنبال بیمارانش می گردد.» (۲۵)
۹- در حدیث دیگری از همان بزرگوار در مورد آثار زیانبار غفلت چنین نقل شده است:«بینکم و بین الموعظه حجاب من الغفله و الغره،حجاب غفلت و غرور،مانع از آن می شود که مواعظ و اندرزها در شما اثر کند» (۲۶)
۱۰- در روایات اسلامی در حالات «عیسی بن مریم »علیه السلام آمده است:«از کنار قریه ای عبور کرد که همگی به غضب الهی نابود شده بودند.یکی از آنها را زنده کرد و از او سؤال نمود:
اعمال شما چگونه بود که چنین بلایی دامنتان را گرفت.در پاسخ گفت:پرستش بت،محبت دنیا،ترس کم،آرزوی دراز و غفلت آمیخته با لهو و لعب (۲۷) »
۱۱- امیر مؤمنان علیه السلام درباره جنبه اجتماعی غفلت فرموده اند:«من دلائل الدوله قله الغفله،از دلایل پیشرفت دولتها(یا پیشرفت در امور زندگی مادی و معنوی)کمی غفلت است » (۲۸)
آری!«غفلت »و بی توجهی در امور اجتماعی،ضایعه عظیمی به دنبال دارد.
۱۲- این بحث را با حدیثی از امام امیر مؤمنان علیه السلام پایان می دهیم که مردم را با بیان رسای خویش مخاطب ساخته و می فرمایند:«اتق ایها السامع من سکرتک و استیقظ من غفلتک،و اختصر من عجلتک،ای شنونده!از مستی(مال و قدرت و مقام و نعمت)بپرهیزو از خواب غفلت بیدار شو و از شتابزدگی بکاه » (۲۹)
طبق بیان مولای متقیان علی علیه السلام عامل بدبختی انسان،سه چیز است:مستی شهوت،غفلت از واقعیت ها و شتابزدگی در کارها و امام نیز در این بیان کوتاه،هشدار می دهد تاشنوندگانش(از هر گروه و هر جمعیت)از این سه امر بپرهیزند تا خوشبخت شوند و اهل نجات گردند.
نتیجه
گرچه بیشتر مردم از آثار زیانبار«غفلت »غافلند،اما پیشوایان بزرگ ما که فاجعه حاصل از آن را می دیدند،با عبارتهای مختلف و تعبیرهای گوناگون هشدار دادند وهمان گونه که در عبارت های گذشته بیان شد،اهمیت موضوع را گوشزد کردند.
یادآوری این موضوع نیز لازم است که «غفلت »مفهوم وسیع و گسترده ای دارد،یعنی،شامل «غفلت »از خدا و«غفلت »از یوم المعاد و ناپایداری دنیا و«غفلت »از شیطان و وسوسه های او می شود و در یک بیان کلی،«غفلت »از تمام اموری که به نوعی باسعادت انسان ارتباط دارد.
نکات مهمی درباره غفلت
گرچه این صفت در سرنوشت انسان تاثیر فوق العاده دارد و جزء صفات رذیله محسوب می شود،ولی چرا علمای اخلاق به سراغ آن نرفته و سخن درباره آن نگفته اندو یا اگر گفته اند،بسیار مختصر و کوتاه بوده است.به هر حال در این بحث، مسایلی وجوددارد که باید هر کدام جداگانه مورد بررسی قرار گیرد:
۱- عوامل غفلت
الف- جهل و نادانی
«غفلت »و بی خبری سرچشمه های زیادی دارد که نخستین عامل آن،جهل وناآگاهی است.
عدم شناخت مقام پروردگار،بی توجهی به مساله قیامت،ناآگاهی نسبت به بی اعتباری مال و مقام و ثروت دنیا،بی خبری از وسوسه های شیطان و شیطان صفتان،ازمهمترین عوامل غفلت است.<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
