اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 70
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین شامل 57 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ام الخیر، سخنور صفین :
دختر حریش بن سراقه به عنوان «ام الخیر» که از زنان نامدار صدر اسلام است، او از قدرت تکلم بالایی برخوردار و خطیب بلیغی شمرده می شد، و از زنان به نام عرب بود که در کوفه زندگی می کرد، او زنی نبود که در مدینه رشد یافته باشد، چه این که اگر زنی از مدینه بر می خاست، امکان داشت گفته شود که، مکتب رسول خدا صلی الله علیه و اله و مکتب فاطمه زهرا وعلی بن ابیطالب، امام حسن، امام حسین، امام سجاد ودیگر ائمه علیهم الصلوه والسلام را دیده و درس گرفته است. ولی این زن از کوفه برخاست که فقط، علی بن ابی طالب سلام الله علیه را درک نموده و کوفه نیز در زمان آن حضرت مهد دین شد وگرنه قبلا سابقه ای چندان نداشت.
معاویه نامه ای برای والی خود در کوفه نوشت، ودر ضمن نامه از او خواست که وسایل سفر ام الخیر را فراهم نموده او را تجهیز کند واز کوفه به شام بفرستد، ضمنا به والی تاکید نمود که تصمیم گیری من در مورد تو مبنی بر گزارشی است که این زن می دهد «واعلمه انه مجازیه به الخیر خیرا وبالشر شرا بقولها فیه » اگر از تو شاکی بود، من درباره تو کیفر تلخ تعیین می کنم، و اگر از تو راضی بود، و گزارش مطلوب داد، پاداش خوبی برای تو در نظر می گیرم، والی کوفه به حضور این زن آمد و نامه را برای او خواند و گفت: معاویه شما را دعوت نموده و به حضور طلبیده است. این بانو در جواب گفت: «اما فغیر زائغه عن طاعته ولامعتله بکذب » گفت من نسبت به ملاقات با معاویه بی رغبت نیستم و انحرافی در نظم و اطاعت هم ندارم و قصد بهانه دروغ آوردن نیز ندارم.
والی کوفه وسیله سفر این زن را از کوفه به شام فراهم کرد و هنگام بدرقه وخدا حافظی به این بانو گفت: ای ام الخیر، معاویه برای من نوشته است که مبنای تصمیم گیریش نسبت به تعیین پاداش یا کیفر من، گزارش تو خواهد بود. وتوقع اشت با این بیان، زن توصیه ای به نفع او در دربار معاویه بکند اما این بانو در جواب او گفت: «یا هذا لایطمعک برک بی ان اسرک بباطل ولا یؤیسک معرفتی بک ان اقول فیک غیر الحق » .
یعنی از این که تو نسبت به من محبت کردی طمع نکن که من گزارش باطل بدهم و تو را مسرور و خوشحال کنم واز آن جهت که من تو را می شناسم، شناخت من از تو نا امیدت نکند که درباره تو غیر حق بگویم. من آنچه را از تو سراغ دارم می گویم.
این همه محبت را یک زن از فرماندار رسمی کوفه آن روز دریافت می کند، در مقابل وقتی فرماندار درخواست توصیه دارد ولو ضمنی، این بانو می گوید از این که سبت به من محبت کردی، طمع بیجا نداشته باش واز این که من تو را می شناسم نا امید هم مباش. هرچه می دانم می گویم این رابطه نپذیری ورشوه نپذیری ومانند آن است، که نشانگر تقوای این بانو است آنگاه وقتی در کمال سهولت و آسانی فاصله کوفه تا شام را طی کرد و وارد شام شد، معاویه کاملا از این بانو تجلیل کرد و او را با اهل حرم خود جا داد «فانزلها مع الحرم ثم ادخلها فی الیوم الرابع » سه روز از او در حرمسرا، پذیرایی نمود تا خستگی راه کاملا برطرف شود. سپس روز چهارم او را به حضور پذیرفت، وقتی این بانو وارد دربار معاویه شد، درباریان نشسته بودند «وعنده جلسائه » او برابر مراسم رسمی آن روز سلام نمود وجوابی شنید، سپس معاویه گفت: شما مرا به اسم خیر وخوبی صدا زدی وبه نام «امیرالمؤمنین » خطاب نمودی! این بانو گفت: «لکل اجل کتاب » هر چیزی مدتی دارد.
معاویه گفت: «صدقت فکیف حالک یا خاله » درست گفتی، هر چیزی یک حد مشخصی دارد که با فرا رسیدن آن سپری خواهد شد، حالت چگونه است وچگونه راه را طی نمودی؟
گفت: من در کمال رفق و مدارا این راه را آمدم، هم در راه به من خوش گذشت وهم در منزل «لم ازل یا امیرالمؤمنین فی خیر وعافیه حتی سرت الیک فانا فی مجلس انیق عند ملک رفیق » . آنگاه معاویه، از آن جهت که از فکر خاصی برخوردار بود و از هر فرصتی سوء استفاده سیاسی می نمود، به این بانو گفت: من چون نیت خیر داشتم در جنگ صفین وغیر صفین بر شما پیروز شدم، وشام توانست کوفه را زیر سلطه خود درآورد. این زن گفت: خدا تو را پناه دهد از این که حرف باطلی بر زبان آوری، و مطلبی بگویی که عاقبت آن هراسناک است «یعیذک الله من دحض المقال وما تخشی عاقبته » این که گفتی من در اثر حسن نیت پیروز شدم اینچنین نیست. یعنی این سیاست بازیهای تو بود و ضعف حضور مردم که دست به دست هم داد و تورا پیروز کرد.
«قال لیس هذا اردنا اخبرینی کیف کان کلامک اذا قتل عمار بن یاسر» معاویه گفت ما در این زمینه نخواستیم سخن بگوییم بلکه برایمان بگو که در هنگام قتل عمار یاسر در صحنه صفین چه گفتی؟ جواب داد: من قبلا آن سخنان را نساخته بودم وبعدا هم آنها را برای دیگران نقل نکردم. اینگونه نبود که توطئه قبلی باشد، بلکه «وانما کانت کلمات نفثها لسانی عند الصدمه » کلماتی بود که هنگام مصدوم شد عمار بر زبانم جاری شد «فان احببت ان احدثک مقالا غیر ذلک فعلت » اگر مایل باشید ما در زمینه دیگر با شما سخن بگوییم، آن گفته ها را در اینجا مطرح نکنید.
«فالتفت معاویه الی جلسائه فقال ایکم یحفظ کلامها» معاویه رو به درباریانش کرد وگفت: کدام یک از شما حافظ سخنان این بانو در صحنه قتل عمار در جنگ صفین بودید؟ – چون آن روز مساله حفظ عرب، معروف بود که از نظر حافظه قدرت خاصی دارند مخصوصا سخنانی که از یک شخصیت رسمی در میدان جنگ می شنیدند ضبط می کردند – یکی از درباریان معاویه گفت: من بعضی از سخنان او را حفظ هستم، معاویه گفت بگو: «قال کانی بها بین بردین زائرین کثیفی النسیج وهی علی جمل ارمک وبیدها سوط منتشر الضفیره وهی کالفحل یهدر فی شقشقته » من دیدم او دو برد که محکم یافته شده بود در بر کرده و روی شتر سوار است و در دستش تازیانه ای است که لبه های آن پراکنده هست و در یک حالت مهیج و فرماندهی سخن می گوید همچون یک فحل، مثل یک شیر نر، هدیر وشقشقه ای دارد. (۱)
سپس بعضی از بخشهای سخنرانی این بانو در جریان جنگ صفین را نقل می کند که می گفت:
یا ایها الناس اتقوا ربکم ان زلزله الساعه شی ء عظیم (۲)
وی در آغاز سخن آیه ای از قرآن را تلاوت کرد و پرهیز از معاد را به یاد مردم آورد و شنوندگان خود را متذکر معاد شد و سپس گفت: «ان الله قد اوضح لکم الحق وابان الدلیل » خدای سبحان حق را برای شما روشن کرد و دلیل را، بین وآشکار نمود و شما معذور نیستید. «وبین السبیل ورفع العلم » علامت ونشانه ها را برافراشت و راه را به شما ارائه داد «ولم یدعکم فی عمیاء مدلهمه » شما را در تاریکی فراگیر رها نکرد. عقل، وحی، شریعت، رسالت وامامت داد، وهمه ارکان هدایت را برای شما روشن کرد «فاین تریدون » کجا می خواهید بروید «رحمکم الله افرارا عن امیرالمؤمنین » آیا می خواهید از علی بن ابی طالب علیه السلام که فرمانروای دین است فرار کنید؟ «ام فرارا من الزحف » یا می خواهید از میدان جنگ بگریزید؟ «ام رغبه عن الاسلام ام ارتدادا عن الحق » از اسلام – معاذ الله بیزار شدید یا از حق برگشتید، همه اینها یا کفر یا نفاق و یا معصیت کبیره است، «اما سمعتم الله جل شانه یقول ولنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم والصابرین ونبلو اخبارکم » آیا نشنیدید که خداوند فرمود شما را به سراء وضراء می آزماییم ما شما را امتحان می کنیم تا روشن شود مجاهد کیست، قاعد کیست، صابر و جزوع کیست و گزارشهای شما را با این امتحانها بررسی می کنیم.
این سخنان را این بانو خطاب به سربازان علی سلام الله علیه گفت «ثم رفعت راسها الی السماء» آنگاه سر به آسمان بلند کرد وگفت: «اللهم قد عیل الصبر وضعف الیقین وانتشرت الرغبه » خدایا صبر در تحت فشار قرار گرفت وبه حد عیلوله (۳) درآمد، یعنی صبر تمام شد، یقین کم شد و رغبت منتشر شدیعنی: انگیزه ها متفرق و متشتت شده است «وبیدک یارب ازمه القلوب » پروردگارا تو زمامدار دلهای مردمی، قلب اینها ضعیف است و چون یقینشان کم است، همتشان نیز کم است. «فاجمع اللهم بها الکلمه علی التقوی والف القلوب علی الهدی واردد الحق الی اهله » پروردگارا دلها به دست توست. تو دلهای اینان را متحد کن والفتی ایجاد بکن، چون تالیف قلوب فقط در اختیار تو است.
اینها را به حق برگردان تا بر کلمه حق توافق کنند و باطل را سرکوب کنند، سپس رو به سربازان کرد و گفت: «هلموا رحمکم الله الی الامام العادل والرضی التقی والصدیق الاکبر» کجا می روید بیایید به حضور امام عادل، کسی که مورد رضا واهل تقوا وصدیق اکبر است وکسی در صداقت چون او نیست. «انها احن بدریه واحقاد الجاهلیه » یعنی: آنها که در برابر علی وسربازان علی سلام الله علیه صف بستند کینه های بدر و حنین در آنهاست. یعنی کفر است که به صورت نبرد علیه اسلام، به دست امویان ظهور کرده است، این جنگ داخلی نیست در حقیقت جنگ اسلام و کفر است و می خواهند شکست های جاهلی و کشته های امویان را جبران کنند. بعد این جمله ها را بازگو کرد: «قاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم » شما ز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
