اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مخالفین
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 61
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل مخالفین – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفین شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفین:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفین به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مخالفین به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مخالفین با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفین با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مخالفین با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفین را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مخالفین :
فایل پاورپوینت کامل مخالفین معاویه
فایل پاورپوینت کامل مخالفین معاویه را می توان در یک جمع بندی کلی در این عناوین زیر خلاصه نمود:
۱ امام علی (ع) و پیروان او
حضرت علی (ع) وقتی به حکومت رسید، برای لحظه ای معاویه را در پست خود ابقاء نفرمودند و در همین راستا بود که جنگ صفین بوقوع پیوست، البته این بدین معنا نیست که معاویه در فتنه جمل بی تاثیر بوده است.
شیعیان حضرت علی (ع) همواره از فایل پاورپوینت کامل مخالفین معاویه بوده اند، البته در این بین عده ای همچون مالک اشتر و عمار و محمد بن ابی بکر و حجر بن عدی و عمرو بن حمق از ویژگی خاصی برخوردار بودند که در نهایت گروهی در زمان حضرت به شهادت رسیدند و گروهی بعد از آن.
بعد از شهادت حضرت علی (ع)، امام حسن (ع) برای مقابله با معاویه، سپاهی را تدارک دید ولی بی وفایی عده ای و شرایط جدیدی که پدید آمد، ایشان را مجبور به پذیرش صلح نمود، امام حسین (ع) هم گرچه در زمان امامت خود، طی نامه هایی خطاها و بدعتهای معاویه را به وی گوشزد می نمود اما همچون برادر، سکوت را انتخاب فرمودند و این بدان سبب بود که شرایط اجازه نمی داد، آن حضرت بر علیه معاویه دست به قیامی بزند.
سیاست شیعه ستیزی معاویه:
بدون شک، شیعیان از دشمنان مهم معاویه بودند.همچنان که خوارج نیز دشمنان دیگری برای او محسوب می شدند.اما اهمیت خوارج چندان نبود.زیرا بدبینی عمومی مسلمانان به آنها و بیرحمیهای خاص آنها، مواضع تند و بی حساب و کتاب آنها، سبب نداشتن پایگاه در میان مردم شده بود.اما بر عکس شیعیان، بویژه در عراق، پشتوانه ای همچون نفوذ امام علی (ع) و دیگر اهل بیت (ع) را داشتند.فرهنگی که امام علی (ع) در عراق ترویج کرده بود، فرهنگی کاملا اسلامی بود و مردم، گرچه در فشار معاویه، سکوت می کردند، اما در عمق وجود خود می توانستند حق آن حضرت را از باطل معاویه تشخیص دهند.
معاویه و کارگزارانش به شکلهای مختلفی با این جریان برخورد کردند، از روشهای سازشکارانه و همراه با رأفت و رحمت گرفته تا سختگیریهای بسیار گسترده.برخورد دوم بسیار وسیع و پر دامنه بود و بویژه در عراق پی گیری می شد.یکی از مهمترین این روشها ایجاد بیزاری از امیر المؤمنین علی (ع) در میان مردم بود.معاویه و دیگر امویان در دوره های بعد به سختی در حذف چهره علی از جامعه و معرفی او به عنوان عنصری جنگ طلب، خونریز و مشابه اینها فعالیت می کردند.زندگی امام علی (ع) در عهد رسول خدا (ص) و بعدها در دوران خلفا و بویژه در دوره خلافت خود، عظمتی خاص در جهات علمی و عملی از او به اثبات رسانده بود.خطبه های او را مردم سینه به سینه نقل می کردند.اخبار مربوط به تفوق علمی او، احادیث فضایل او به نقل از پیامبر (ص)، و قضاوتهای شگفت و تحسین برانگیزش را برای یکدیگر و نیز در محافل حدیثی نقل می کردند.اینها موجب حضور آن فرهنگ در میان مردم بود.فرهنگی که سبب می شد اصحاب امام علی (ع)، حتی تا مرز شهادت، نیز این محبت به او را در خود حفظ کنند.بخصوص تداوم این فرهنگ به طور طبیعی در میان فرزندان امام علی (ع)، که خاندان پیامبر (ص) تلقی می شدند، برجا می ماند.بنی أمیه این واقعیت را بخوبی درک می کردند، از این رو مصمم شدند تا چهره امام را مخدوش کرده و در هر محفل و مجلسی از او اظهار تنفر و بیزاری کنند و بر او لعنت بفرستند.ابن ابی الحدید بابی تحت عنوان «احادیثی که معاویه با تحریک عده ای از صحابه و تابعین در ذم علی جعل کرد» در کتابش آورده است. (۱) وقتی از مروان حکم سؤال شد که چرا چنین می کنند، در پاسخ گفت: «لا یستقیم لنا الأمر إلا بذلک» . (۲) اساسا حاکمیت بنی امیه جز با سیاست سب علی پابرجا نمی ماند.اقدام لعن بر آن حضرت، مطرح کردن دیگر خلفا و برتری دادن آنها بر علی (ع) ادامه می یافت.لذا به تعبیر برخی، بیشترین احادیثی که درباره فضایل صحابه ساخته شده، در عهد بنی امیه بوده است، زیرا جاعلان به وسیله این احادیث به بنی امیه تقرب می جستند. (۳) در این دوره افرادی همچون عایشه به عنوان مرجع حدیثی علم می شدند (۴) و افرادی چون زید بن ثابت، که موضعی کاملا عثمانی داشت، مرجع استفتا برای معاویه قرار می گرفتند. (۵)
یکی از کارهای معاویه، نسبت دادن احادیث امیر المؤمنین (ع) به خود یا دیگران بود و گاهی دیگران هم احادیث علی (ع) را به معاویه نسبت می داند.جاحظ که متوجه این موضوع شده بود، با اشاره به اینکه معاویه سر و کاری با زهاد ندارد، نسبت این احادیث را به او تکذیب کرده است. (۶) این حدیث امام که فرموده است: «ما رأیت سرفا إلا إلی جانبها حق مضیع» ، به معاویه نسبت داده اند. (۷) در مورد دیگری، یکی از احادیث امام علی (ع) به یک اعرابی نسبت داده شده است. (۸) خود معاویه گفته بود ما نامه علی (ع) را به محمد بن ابی بکر، به ابو بکر نسبت می دهیم . (۹) نفرین علی (ع) در حق کوفیان، به عمر نسبت داده شده است. (۱۰)
سب و لعن بر علی به صورت یک سنت متداول ادامه داشت، تا آنکه در زمان عمر بن عبد العزیز خاتمه یافت. (۱۱) خود معاویه می گفت این امر باید آنقدر گسترش یابد تا کودکان با این شعار بزرگ شده و جوانان با آن پیر شوند و هیچکس از او فضیلتی نقل نکند. (۱۲) افرادی از میان صحابه نیز به کمک معاویه می آمدند.از ابو هریره حدیثی در مورد حادثه آفرینی در میان امت نقل شده که ضمن آن می گفت: علی مصداق آن است و پیامبر (ص) نیز بر کسی که چنین کند لعنت فرستاده است. (۱۳) همچنین گفته شده است که، معاویه چهار صد هزار درهم به سمره بن جندب داد تا بگوید آیه «و من الناس من یعجبک قوله فی الحیاه الدنیا…و هو ألد الخصام» ، درباره علی نازل شده است. (۱۴) ابن ابی الحدید نوشته است که معاویه، تعدادی از صحابه و تابعین را برانگیخت تا بر ضد امام علی (ع) احادیثی نقل کنند.از جمله آنها، ابو هریره، عمرو بن العاص، مغیره بن شعبه و عروه بن زبیر بودند. (۱۵)
معاویه ضمن نامه ای به تمام عمال خود در شهرها نوشت: احادیث فضایل عثمان در شهرها رو به فزونی نهاده است، وقتی نامه من به دست شما رسید، مردم را به نقل فضایل صحابه و خلفا دعوت کنید و هر خبری که در فضایل ابو تراب نقل شده، متناقض آن را درباره او نقل کنید .ابن ابی الحدید می نویسد: بسیاری از آنها، احادیثی در فضایل صحابه برای تقرب به بنی أمیه می ساختند. (۱۶) در مقابل حدیث اخوت علی (ع) با پیامبر (ص)، حدیث مجعولی ساختند که پیامبر فرمود: اگر خلیلی برای خود انتخاب می کردم، همانا ابو بکر می بود، چنانچه در برابر حدیث «سد الابواب» ، «حدیث خوخه» را ساختند. (۱۷)
معاویه مقید بود تا در پایان خطبه های خود بر امام علی (ع) لعنت بفرستد. (۱۸) او حتی از اصحاب امام علی (ع) نیز می خواست تا به زور منبر رفته و بر او لعنت کنند. (۱۹) معاویه اگر کسی از عمالش سنت لعن را عمل نمی کرد، او را عزل کرده و شخص دیگری را به جای او می گماشت. (۲۰) او وحشتی ایجاد کرده بود تا مردم اسم فرزندانشان را علی نگذارند (۲۱) و بر عکس، به معاویه موسوم کنند. (۲۲) او گفته بود هر کس فضیلتی از علی (ع) نقل کند، من ذمه خود را از او بر می دارم.لذا تمام خطبا از امام علی (ع) بیزاری جسته، او را لعن می کردند. (۲۳)
در مقابل گفته بود کارگزاران حکومت، باید از هر کس که فضیلتی برای عثمان نقل کند، حمایت کنند. (۲۴) کسان زیادی نیز در شام و عراق یافت می شدند که بخاطر کشته شدن اقوام و نزدیکانشان از امام علی (ع) بیزار بودند.اکنون که فرصتی پیش آمده بود، کینه خود را در سب و لعن آشکار می کردند.حریز بن عثمان، هر صبحگاه و شامگاه هفتاد بار امام را لعن می کرد.علت را پرسیدند، گفت: او سر آباء و اجداد مرا با گمان جدا کرده چگونه چنین نکنم! (۲۵)
بعدها خواهیم گفت که سختگیریهای در حق اهل بیت (ع) نیز برای جلوگیری از زنده شدن یاد علی (ع) بود.ابن جوزی می نویسد: یکی از دلایل مسموم کردن حسن بن علی (ع)، رفتن او به شام بود (۲۶) که طبعا برای او بسیار گران تمام می شده است.این سختگیریها برای از بین بردن چهره امام سبب شد تا کسی جرأت نکند فضایل آن حضرت را نقل کند.اوزاعی، محدث مشهور، جز یک حدیث که خبر نزول آیه تطهیر در مورد اهل بیت ( علیهم السلام) بود، چیزی از فضایل اهل بیت نقل نکرد. (۲۷) همچنان که زهری نیز جز یک فضیلت، چیزی روایت نکرده است. (۲۸) طبیعی بود که لعنهای مکرر و همگانی، در دل مردم، بویژه مناطق حجاز و شام، اثر بگذارد و به تدریج چهره امیر المؤمنین علی (ع) را در ذهنیت جامعه دگرگون کند.معاویه همین هدف را داشت.چون رهبری اسلام راستین بر عهده امام علی (ع) بود و اگر او از بین می رفت، رنگ دین نیز در جامعه محو می شد.معاویه برای تأکید بیشتر، با شرط بیزاری از علی (ع) از مردم بیعت می گرفت، (۲۹) همان گونه که برای اولین بار آنها را وادار کرد تا برای بیعت قسم بخورند. (۳۰)
اقدام دیگر معاویه در برابر شیعیان ایجاد «فشار و سختگیری بر شیعیان» بود.کینه معاویه به امام و شیعیان، از برخوردهای خشونتبار او آشکار است.به شهادت رساندن امام مجتبی (ع)، با توطئه ای که معاویه مقدمات و مؤخراتش را تهیه کرده بود، در راستای همین سیاست بود، چیزی که منابع تاریخی آن را نقل کردند و روی معاویه را تا ابد در نزدمسلمین سیاه می گرداند، چنانکه مخالفت برخی از امهات مؤمنین در دفن امام در نزد پیامبر (ص) (۳۱) بود که مظلومیت امام و شیعه را بیش از همه نشان داد.معاویه احساس می کرد که نمی تواند شیعیان عراق را همچون شامیان احمق فریب دهد.از این رو راه قتل و شکنجه را برگزید.افزون بر این، مردم عراق، از شیعه و غیر شیعه، اشخاص حساسی بودند که با کمترین رنجش، شعارهای تندی علیه بنی امیه می دادند، هر چند در زیر سایه شمشیر زیاد یا حجاج تسلیم بودند.اصطلاحی که برای شیعه در زمان بنی امیه شایع کرده بودند، «ترابیه» بود. (۳۲) این کلمه به مناسبت ابو تراب، یکی از لقبهای علی (ع)، بود که بنی أمیه برای تحقیر از آن استفاده می کردند.هر چند بعدها بعضی از غلات از آن برای اثبات الوهیت امام علی (ع) بهره گرفتند!
کشتار شیعیان از همان زمان امام علی (ع) آغاز شد.هنگامی که نیروهای امام پراکنده شدند و جز عراق در جای دیگر چندان امنیت نداشت، معاویه چند نفر را با سپاهیانی روانه مناطق مختلف کرد.از جمله آنها، بسر بن ارطاه، سفیان بن عوف غامدی و ضحاک بن قیس بودند.معاویه به آنها گفته بود تا در شهرها بگردند: «فیقتلوا کل من وجده من شیعه علی» ، هر کسی از شیعیان علی را یافتند بکشند.بسر به مدینه رفت و در آنجا تعدادی از اصحاب و دوستداران علی را به شهادت رساند و خانه های آنها را ویران کرد.سپس به مکه و از آنجا به سراه رفت و هر کس از اصحاب علی (ع) را یافت به شهادت رساند.آنگاه به نجران رفت در آنجا نیز عبد الله بن عبد المدان و فرزندش را شهید کرد.پیش از جنایات او گزارشی به دست دادیم.
یکی از مناطقی که سر راه بسر مورد غارت قرار گرفت، منطقه ای بود که گروهی از قبیله همدان، که از شیعیان علی بودند، در آنجا سکونت داشتند بسر با حرکتی غافلگیرانه به آنها حمله کرد.بسیاری از مردان را کشت و تعدادی از زنان و فرزندان آنها را به اسارت برد.این اولین بار بود که زنان و کودکان مسلمین به اسارت برده می شدند. (۳۳) بعدها همین اقدام با اسرای کربلا انجام شد.مسعودی در مورد بسر می نویسد که او افرادی از خزاعه و همدان و گروهی را که معروف به «الابناء» (از نژاد ایرانیان مقیم یمن) در یمن بودند کشت. «و لم یبلغه عن أحد انه یمالی علیا او یهواه إلا قتله» . (۳۴) یعنی از هرکسی که تمایلی نسبت به علی می شنید او را به قتل می رساند.عوف بن سفیان به انبار رفت و ابن حسان البکری و مردان شیعه و زنان را به شهادت رساند. (۳۵)
هنگامی که حسن بن علی (ع) مجبور به مصالحه با معاویه گردید، یکی از خطراتی که امام احساس می کرد، امنیت شیعیان علی (ع) بود.لذا در قرارداد تصریح شد که باید تأمین به اصحاب علی (ع) داده شود.معاویه نیز آن را پذیرفت، اما همان گونه که گذشت، معاویه همان روز اعلام کرد که، آن تعهدات را زیرپا نهاده است.
کوفه مرکز گرایشهای سیاسی و اعتقادی شیعی بود، معاویه می بایست کسی را بگمارد که از عهده این مردم برآید.پس از کشاکشی بین عبد الله بن عمرو بن عاص و مغیره بن شعبه، مغیره که در حیله گری دست کمی از معاویه نداشت، به سمت والی کوفه منصوب گردید.تلاش مغیره آن بود که تا آنجا که می تواند برخورد سیاسی آرامی با فایل پاورپوینت کامل مخالفین داشته باشد.در آن زمان، عراق پایگاه دو گروه از فایل پاورپوینت کامل مخالفین امویان بود: یکی خوارج و دیگری شیعیان.چندین بار خوارج شورش کردند و به سرعت سرکوب شدند.
اما شیعیان براساس پیمانی که بین حسن بن علی و معاویه به امضا رسیده بود، خود را مجاز به خروج نمی دیدند.مغیره سعی می کرد جز علیه کسی که بر او خروج کرده باشد، دست به اقدام نزند.به همین دلیل، حتی خوارج کوفه، مناسبات آشکاری با یکدیگر داشتند. (۳۶)
در میان قبایل عراق، گروههایی از قبیله ربیعه، همدان، (۳۷) بنی عبد القیس، خزاعه (که گروه اخیر، شمار اندکی را در عراق تشکیل می دادند) دارای گرایشهای شیعی بودند.صعصعه بن صوحان در سخنانی که برای قبیله بنی عبد القیس در همین دوره ایراد کرد، به آنها گفت: هنگامی که ارتداد شایع گردید، شما در کنار دین باقی ماندید و چون عده ای به دنبال عایشه و طلحه و زبیر رفتند و برخی به دنبال عبد الله بن وهب راسبی، شما گفتید: «إنالا نرید إلا أهل البیت الذی ابتدأنا الله من قبلهم بالکرامه» . (۳۸) یعنی ما جز اهل بیت را که خداوند در آغاز از ناحیه آنها به ما کرامت داد، چیزی نمی خواهیم .صعصعه در موارد دیگری نیز از فرصت بهره گرفت و عقاید خود را که بیشتر انتقاد از عثمان و ذکر فضایل و یاد امام علی (ع) بود، انتشار می داد.هنگامی که خبر این تحرکات به مغیره رسید، او صعصعه را خواست و به او گفت ما بهتر از تو این فضایل را می شناسیم، اما «هذا السلطان قد ظهر و أخذنا بإظهار عیبه للناس فندع کثیرا مما أمرنا به و نذکر الشی ء الذی لا نجد منه بدا نرفع به هؤلاء القوم عن أنفسنا تقیه» (۳۹) یعنی این سلطان بر سرکار آمده و ما هم بر علی عیب گیری کرده و بسیاری از آنچه را بدان امر شده بودیم بناچار ترک کردیم تا خود را از شر این قوم (بنی أمیه) نجات بخشیم.! به هر روی، مغیره همان گونه که خود می گوید همانند سایر مردم عمال مجبور بود که بر امام علی (ع) عیب بگیرد و عثمان را تبرئه کند.
لذا همواره در مسجد چنین می کرد: «یتعرض لعلی فی مجلسه و خطبه و یدعوا لعثمان و یترحم له» . (۴۰)
اما با مرگ مغیره (احتمالا در سال ۴۹ یا ۵۰)، اوضاع کوفه دگرگون شد.در آن هنگام زیاد بن ابیه والی بصره بود، اما معاویه کوفه را نیز ضمیمه قلمرو حاکمیت او کرد.زیاد بن ابیه در زمان امام علی (ع) والی فارس بود و چون معاویه در صدد فریب اصحاب علی (ع) برآمد، از جمله سعی کرد تا زیاد را بفریبد.ضعف او در نداشتن پدر مشخص بود که معاویه مشکل را حل کرد و او را زیاد بن ابی سفیان نامید.زیاد، علی رغم هشدار امام علی (ع) به او، (۴۱) چندان از این کار ناراحت نبود و سرانجام مدتی پس از ماجرای صلح نزد معاویه رفت.
معاویه، زیاد و شدت و غلظت او را می شناخت.همچنین می دانست که زیاد مدتها در عراق بوده و تمام یاران و شیعیان امام علی (ع) را می شناسد.از این رو نخست او را به بصره فرستاد و پس از مرگ مغیره، کوفه را نیز ضمیمه آن کرد.احتمالا معاویه می دانست که شیعیان در کوفه آزادی نسبی دارند و حتی در مواقعی علنا در مقابل مغیره در مسجداعتراض می کنند.این خطری جدی بود که معاویه با اعزام زیاد جبران کرد.
زیاد در نخستین اقدام خود، دست کسانی را که حاضر نشدند با او بیعت کنند (حدود هشتاد نفر) قطع کرد. (۴۲) سختگیری زیاد در بصره که علاوه برداشتن شیعیانی چند، گروهی خوارج را نیز در خود داشت شناخته شده بود.او در بصره نوعی حکومت نظامی برپا کرده بود.شبها بعد از نماز عشا، به مدت خواندن سوره بقره و رفتن و رسیدن مردم به منازلشان، مردم فرصت رفت و آمد را در شهر داشتند، اما پس از آن پلیس زیاد هر کسی را در هر کجا، می یافت، می کشت. (۴۳) مورخین، زیاد را اولین کسی می دانند که روی مردم شمشیر کشید و با تهمت، به دستگیری مردم پرداخت و با اکتفا به شک و شبهه به عقوبت آنها همت گمارد. (۴۴) از جمله شیعیانی که به دست زیاد کشته شدند، مسلم بن زیمر و عبد الله بن نجی بودند که هر دو حضرمی بودند.امام حسین (ع) در نامه ای که در پی شهادت حجر برای معاویه فرستاد، از شهادت آنان نیز یاد کرد. (۴۵)
مأموریت مهم زیاد، سرکوبی شیعیان در کوفه در سراسر عراق بود.ابن اعثم می گوید: که او دائما در پی شیعیان بود و هر کجا آنها را می یافت به قتل می رساند، به طور که شمار زیادی را کشت.او دست و پای مردم را قطع و چشمانشان را کور می کرد.البته خود معاویه نیز جماعتی از شیعیان را به قتل رساند. (۴۶) در جای دیگری نیز آمده که معاویه خود دستور به دار آویختن گروهی از شیعه را صادر کرده است. (۴۷) زیاد شیعیان را در مسجد جمع می کرد تا از علی اظهار بیزاری کنند. (۴۸) او در بصره نیز در جستجوی شیعیان بوده و با یافتن آنها، آنان را به قتل می رساند. (۴۹) امام حسن (ع)، ضمن نامه ای در این باره به معاویه اعتراض کرد. (۵۰) سمره بن جندب نیز که جانشینی او را در بصره داشت، با مردم همین گونه برخورد می کرد.گفته شده است که او ایتام بصره را زیاد کرد و حدود هشت هزار نفر را به قتل رساند، به طوری که حتی زیاد به او اعتراض کرد. (۵۱) هر چند معلوم نیست این ارقام درست باشد، اما به هر حال نمونه ای از جنایات آنهاست.زیاد معمولا با دوستان علی (ع) برخوردی ناروا داشت، (۵۲) چنانکه عبد الله بن عامر، والی دیگر معاویه، نیز چنین بود. (۵۳) نعمان بن بشیر نیز که زمانی ولایت این منطقه را به دست آورد از شدت کینه ای که به مردم کوفه داشت، حاضر نبود حتی به فرمان معاویه در مورد افزایش سهمیه ایشان از بیت المال اقدام کند. (۵۴)
معاویه، با وجود ظاهر مسالمت جوی خود، به زیاد دستور داده بود تا هرکس را که بر دین علی است، از بین ببرد. (۵۵) او همچنین به عمال خود نوشت: در میان شما هر که از شیعیان علی (ع) و متهم به دوستی به او هست، از بین ببرید، حتی اگر دلیل و بینه ای برای این کار، و لو با حدس و گمان، از زیر سنگ بیرون بکشید. (۵۶) او همچنین نوشت: هر کس را که دلیلی بر دوستی او نسبت به علی (ع) یافتید، نام او را از دیوان بیت المال حذف کرده، سهم او را قطع کنید.سپس نوشت: «من اتهمتموه بموالاه هؤلاء القوم فنکلوا به و اهدموا داره» . (۵۷) ابن ابی الحدید نیز می نویسد: با توجه به شناختی که زیاد نسبت به شیعیان داشت، «قتلهم تحت کل حجر و مدر و أخافهم و قطع الأیدی و الأرجل و سمل العیون و صلبهم علی جذوع النخل و طردهم و شردهم» . (۵۸)
این برخورد دلیل روشنی داشت، همان گونه که احنف بن قیس، یکی از رؤسای مهم قبیله بنی تمیم، برای معاویه گفته بود، معاویه عراق را نه با زور، بلکه با تعهد و قرار داد تسخیر کرده بود (۵۹) و هر زمان امکان داشت که مردم بر او بشورند و به گفته خود معاویه، «بلاء عظیمی» را به وجود آورند. (۶۰) از این رو ضرورت داشت تا هر حرکتی در نطفه خفه شود.مردم عراق حکومت امویان را نمی خواستند و به اکراه تن بدان داده بودند.این نکته را حسن بن علی (ع) نیز به معاویه فرموده بود . (۶۱) بر این اساس، همان طور که جاحظ گفته است، این که معاویه سال ۴۱ هجری را «عام الجماعه» نامیده اشتباه بوده و باید «عام التفرقه» نامیده شود. (۶۲) اینها همه دلیل بر عدم همکاری واقعی و حتی دشمنی بالقوه کوفیان نسبت به معاویه بود و هر چند کوشش می شد تا با فشار امثال زیاد و حیله گریهای مغیره، از رشد مخالفتها جلوگیری شود، شیعیان در باطن همچنان به عهد خویش پای بند بودند.علی (ع) به آنها سفارش کرده بود که اگر وادار شدند او را سب کنند، چنین کنند، اما از او بیزاری نجویند. (۶۳) به هر روی کوفه، آتشی زیر خاکستر بود که می بایست به زور از روشن شدن مجدد آن جلوگیری می شد.
سرکوبی حرکت شیعی حجر بن عدی
حجر الخیر یا حجر بن عدی، از اصحاب رسول الله (ص) بود. (۶۴) او بعدها در شمار اصحاب علی (ع) و از شیعیان مخلص و ثابت قدم آن حضرت در آمد.حجر از قبیله کنده، یکی از قبایل جنوب جزیره بود که در سال هفده هجری به عراق آمده بودند.قبیله کنده در حوادث عراق شرکت داشت، همان گونه که در جریان صفین و بعدها در قیام مختار شرکت داشتند. (۶۵) گروهی از آنان در کربلا علیه حسین بن علی (ع) بودند.فعالیت حجر در صفین بسیار گسترده بود و از امیران سپاه علی (ع) به حساب می آمد.او تا آخرین لحظات، که بسیاری امام را ترک کرده بودند، (۶۶) در کنار او بود. (۶۷) حجر از زاهدترین اصحاب پیامبر (ص) بود.حاکم نیشابوری او را راهب اصحاب پیامبر (ص) می نامد . (۶۸) وی پس از شهادت علی (ع) از محرکین مردم برای بیعت با حسن بن علی (ع) بود.هنگامی که مسأله صلح پیش آمد، حجر چندان راضی به نظر نمی رسید، اما امام برای او توضیح داد که برای حفظ جان افرادی چون او دست به این اقدام زده است. (۶۹) هر چند بعدها معاویه به عهد خود وفا نکرد و حجر و یارانش را به شهادت رساند. (۷۰)
در طول حکومت مغیره بن شعبه بر کوفه، که تا آغاز دهه پنجاه به طول انجامید، علی رغم وجود آزادی نسبی، در مسجد، نسبت به امام علی (ع) بدگویی صورت می گرفت.افرادی از شیعیان امام علی (ع)، از جمله حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی، (۷۱) رهبری شیعیان را در دست داشتند.حجر از کسانی بود که در مقابل بدگوییهای مغیره به امام علی (ع)، اعتراض می کرد. (۷۲) حتی وقتی مغیره خواسته بود تا به خاطر نیاز مالی معاویه اشیا و اموالی را برای او بفرستد و کاروانی را برای چنین کاری تدارک دیده بود، حجر سر راه کاروان را گرفت و گفت: تا حق هر ذی حقی را ندهد، اجازه نخواهد داد تا این اموال را برای معاویه بفرستد. (۷۳) مغیره به دستور معاویه به آنها گفته بود که باید در نماز جماعت مسجد شرکت کنند. (۷۴) یک بار مغیره از او خواست تا بر منبر، امام علی (ع) را لعن کند، او بر منبر رفت و گفت : «مغیره می گوید من علی را لعن کنم، همه او را لعن کنید!» (۷۵) در آن لحظه همه دانستند که مقصودش مغیره است.با این حال مغیره گفته بود که، نمی خواهد اولین کسی باشد که بهترین مردم کوفه را کشته و سبب عزت معاویه در دنیا و ذلت خود در آخرت باشد. (۷۶) او این جمله را در مقابل اعتراض کسانی می گفت که از او می خواستند حجر را دستگیر و اذیت کند.با مرگ مغیره و ولایت زیاد بر کوفه، اوضاع تغییر محسوسی کرد، زیاد از همان شب نخست حکومت خود، سختگیری را آغاز کرد.خطبه غرای او در تهدید مردم کوفه، در مصادر تاریخی به عنوان نمونه ای از خطبه های اعراب آن روزگار ثبت شده است.او حجر بن عدی را به خوبی می شناخت، لذا در همان آغاز امر بدو گفت: من و تو در موقعیتی بودیم که می دانی در مورد دوستی علی (ع) اما، امروز وضع دگرگون شده است.زبان خود را نگه دار و در منزل خویش بمان.این تخت من می تواند نشیمن تو نیز باشد، خواسته های تو را برآورده خواهم کرد.اما تو نیز ملاحظه من را بکن، من می دانم که تو عجول هستی.حجر به ظاهر صحبت زیاد را پذیرفت و رفت . (۷۷)
پس از چندی باز وضع دگرگون شد.گفته اند حجر یک بار سخنان زیاد را، که در خطبه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
