خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعتراض اصحاب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعتراض اصحاب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مکاتبه امام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مکاتبه امام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
24دقیقه
22ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن شامل 104 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل صلح و علل آن :

با توضیحی که ذیلا خواهد آمد و با توجه بدانچه گفته شد، برای امام حسن(ع)راهی جز پذیرفتن صلح و کناره گیری از حکومت باقی نماند، و به همین جهت با شرایطی که در ذیل خواهید خواند، امام حسن(ع)پیشنهاد صلح را پذیرفت، و برای مدتی محدود حکومت را به معاویه واگذار فرمود.

با دقت در مواد صلحنامه برای هر خواننده بخوبی روشن می شود که امام(ع)در این قرارداد هیچ گونه امتیازی به معاویه نداد…و حکومت او را به عنوان خلافت و زمامداری بر مسلمانان به رسمیت نشناخته…، بلکه خلافت را حق مسلم خود دانسته، و بطلان ادعای معاویه را در این باره به اثبات رسانده…

متن قرارداد و مواد صلحنامه

مخفی نماند که روایت کاملی که شامل تمامی مواد قرارداد و صلحنامه باشد ظاهرا به دست نیامده، و آنچه نقل شده و به طور پراکنده ومختلف در کتابها و روایات آمده، جمعا از پنج یا شش ماده تجاوز نمی کند…و بلکه در پاره ای از روایات مانند روایت طبری آمده که معاویه کاغذ سفیدی را مهر و امضا کرد و برای امام(ع)فرستاد و نوشت هر چه می خواهی در آن بنویس که مورد قبول من قرار خواهد گرفت (۱)

اما در روایات دیگر به طور پراکنده موادی از قرارداد و صلحنامه ذکر شده که از آن جمله است:

۱.حکومت به معاویه واگذار می شود بدین شرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر (۲) ص)و سیره خلفای شایسته عمل کند. (۳)

۲.پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است (۴) و اگر برای او حادثه ای پیش آمد، متعلق به حسین (۵).و معاویه حق ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند.

۳.معاویه باید ناسزا به امیر المؤمنین و لعنت بر او را در نمازها ترک کند (۶) و علی را جز به نیکی یاد ننماید. (۷).مردم در هر گوشه از زمینهای خدا-شام یا عراق یا یمن و یا حجاز-باید در امن و امان باشند و سیاه پوست و سرخ پوست از امنیت برخوردار باشند، و معاویه باید لغزشهای آنان را نادیده بگیرد و هیچ کس را بر خطاهای گذشته اش مؤاخذه نکند، و مردم عراق را به کینه های گذشته نگیرد (۸).اصحاب علی در هر نقطه ای که هستند در امن و امان باشند، و کسی از شیعیان علی مورد آزار واقع نشوند، و یاران علی بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناک نباشند، و کسی ایشان را تعقیب نکند و صدمه ای بر آنان وارد نسازد و حق هر حقداری بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب علی است از آنان بازگرفته نشود. (۹) به قصد جان حسن بن علی و برادرش حسین و هیچ یک از اهل بیت رسول خدا(ص)توطئه ای در نهان و آشکار نشود، و در هیچ یک از سرزمینهای اسلام، ارعاب و تهدیدی نسبت به آنان انجام نگیرد. (۱۰)

۵.معاویه نه حق دارد خود را امیر المؤمنین بنامد، و نه اینکه شهادتی نزد حسن بن علی اقامه کند… (۱۱) در اینجا ماده دیگری نیز در برخی از روایات ذکر شده به این مضمون: بیت المال کوفه که موجودی آن پنج میلیون درهم است مستثنی است و تسلیم حکومت نمی شود، و معاویه باید هر سال دو میلیون درهم برای حسن بفرستد، و بنی هاشم را از بخششها و هدیه ها بر بنی امیه امتیاز دهد، و یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهدایی که در رکاب امیر المؤمنین در جنگهای جمل و صفین کشته شده اند، تقسیم کند، و اینها همه باید از محل خراج دارابجرد (۱۲) تادیه شود. (۱۳)

اما برخی از نویسندگان در صحت آن تردید کرده و آن را ساخته و پرداخته دست امویان و عباسیان دانسته اند که پیوسته در صدد ضربه زدن به مقام و شخصیت خاندان رسول خدا(ص)و بخصوص امام حسن(ع)بودند که فرزندانش پیوسته در برابر عباسیان قیام می کردند و مزاحم حکومت آنان بودند، و وجود چنین ماده ای را در قرارداد صلح مخالف شان و مقام امام حسن(ع)می دانند (۱۴) ، و الله اعلم.به هر صورت از ابن قتیبه نقل شده است که در پایان قرارداد، عبد الله بن عامر-فرستاده معاویه-قیود و شروط حسن(ع)را به همان صورتی که آن حضرت بدو گفته بود برای معاویه نوشت و فرستاد، و معاویه همه آنها را به خط خود در ورقه ای نوشت و مهر کرد، و پیمانهای مؤکد و سوگندهای شدید بر آن افزود، و همه سران شام را بر آن گواه گرفت، و آن را برای نماینده خودعبد الله فرستاد و او آن را به حسن(ع)تسلیم کرد. (۱۵)

دیگر مورخان، جمله ای را که معاویه در پایان قرارداد نوشته و با خدا بر وفای بدان، عهد و میثاق بسته، چنین آورده اند: «به عهد و میثاق خدایی و به هر آنچه خداوند مردم را بر وفای بدان مجبور ساخته، در ذمه معاویه بن ابی سفیان است که به مواد این قرارداد عمل کند». (۱۶)

و این قرارداد بنا بر صحیحترین روایات، در نیمه جمادی الاولی سال ۴۱ هجری به امضا رسید. (۱۷)

روایات دیگری از امام حسن(ع)در انگیزه صلح

۱.شیخ صدوق(ره)در کتاب علل الشرایع به سند خود از ابی سعید عقیصا روایت کرده که وقتی به نزد امام حسن(ع)رفت و به آن حضرت عرض کرد: ای فرزند رسول خدا چرا با اینکه می دانستی حق با شماست با معاویه گمراه و ستمگر صلح کردی؟

امام(ع)در پاسخ فرمود: «یا ابا سعید الست حجه الله تعالی ذکره علی خلقه، و اماما علیهم بعد ابی علیه السلام؟قلت: بلی!

قال: الست الذی قال رسول الله(ص)لی و لاخی: الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا؟ قلت: بلی!

قال: فانا اذن امام لو قمت و انا امام اذا قعدت یا با سعید عله مصالحتی لمعاویه عله مصالحه رسول الله(ص)لبنی ضمره و بنی اشجع، و لاهل مکه حین انصرف من الحدیبیه، اولئک کفار بالتنزیل و معاویه و اصحابه کفار بالتاویل، یا با سعید اذا کنت اماما من قبل الله تعالی ذکره لم یجب ان یسفه رایی فیما اتیته من مهادنه او محاربه، و ان کان وجه الحکمه فیما اتیته ملتبسا.

الا تری الخضر(ع)لما خرق السفینه و قتل الغلام و اقام الجدار سخط موسی(ع)فعله، لاشتباه وجه الحکمه علیه حتی اخبره فرضی، هکذا انا سخطتم علی بجهلکم بوجه الحکمه فیه، و لولا ما اتیت لما ترک من شیعتنا علی وجه الارض احد الا قتل » (۱۸)

(ای ابا سعید آیا من حجت خدای تعالی بر خلق او و امام و رهبر آنها پس از پدرم(ع) نیستم!گفتم: چرا!

فرمود: آیا من نیستم که رسول خدا(ص)درباره من و برادرم حسین فرمود: «حسن و حسین(ع)هر دو امام هستند، چه قیام کنند و چه قعود؟گفتم: چرا!

فرمود: پس من اکنون امام و رهبرم چه قیام کنم و چه نکنم.ای ابا سعید علت مصالحه من با معاویه همان علت مصالحه ای است که رسول خدا(ص)با بنی ضمره و بنی اشجع و مردم مکه در بازگشت از حدیبیه کرد، آنان کافر بودند به تنزیل(و ظاهر صریح آیات) قرآن، و معاویه و اصحاب او کافرند به تاویل(و باطن آیات)قرآن، ای ابا سعید وقتی من از جانب خدای تعالی امام هستم نمی توان مرا در کاری که کرده ام چه صلح و چه جنگ تخطئه کرد، اگر چه سر کاری که کرده ام برای دیگران روشن و آشکار نباشد.

آیا خضر را ندیدی که وقتی آن کشتی را سوراخ کرد، و آن پسر را کشت، و آن دیوار را بر پا داشت، کار او مورد اعتراض موسی(ع)قرار گرفت چون سر آن را نمی دانست، تا وقتی که علت را به او گفت راضی گشت، و همین گونه است کار من که شما به خاطر اینکه سر کار ما را نمی دانید مرا هدف اعتراض قرار داده اید، در صورتی که اگر این کار را نمی کردم احدی از شیعیان ما بر روی زمین باقی نمی ماند، و همه را می کشتند.)

و نظیر همین علت در روایت دیگری نیز که طبرسی(ره)در احتجاج (۱۹) از آن حضرت نقل کرده، آمده است.

۲.زید بن وهب جهنی گوید: هنگامی که امام حسن را خنجر زدند و در مدائن بستری و دردمند بود، به نزد آن حضرت رفته و گفتم: چه تصمیمی داری که مردم متحیر و سرگردان اند؟حضرت در پاسخ من چنین فرمود:

«اری و الله معاویه خیرا لی من هؤلاء.یزعمون انهم لی شیعه ابتغوا قتلی و انتهبوا ثقلی، و اخذوا مالی، و الله لان آخذ من معاویه عهدا احقن به دمی و آمن به فی اهلی خیر من ان یقتلونی فتضیع اهل بیتی و اهلی، و الله لو قاتلت معاویه لاخذوا بعنقی حتی یدفعونی الیه سلما.

فو الله لان اسالمه و انا عزیز خیر من ان یقتلنی و انا اسیره او یمن علی فتکون سبه علی بنی هاشم الی آخر الدهر، و معاویه لا یزال یمن بها و عقبه علی الحی منا و المیت…» (۲۰)

(من به خدا معاویه را برای خودم بهتر از اینان می دانم که خیال می کنندشیعه من هستند و نقشه قتل مرا می کشند، و اثاثیه مرا غارت کرده و مالم را می برند، به خدا سوگند اگر من از معاویه پیمانی بگیرم که خونم را حفظ کنم و در میان خاندانم در امان باشم، بهتر است از اینکه اینان مرا بکشند و خانواده و خاندانم تباه گردند، به خدا سوگند اگر با معاویه بجنگم هم اینان(که ادعای شیعه گری مرا می کنند)گردنم را گرفته و تسلیم معاویه ام خواهند کرد.

به خدا سوگند اگر من با او مسالمت کنم در حالی که عزیز و محترم هستم، بهتر است که مرا بکشد در حالی که اسیر او باشم و یا بر من منت نهاده(و آزادم کند)و تا روز قیامت ننگی برای بنی هاشم باشد، و پیوسته معاویه و دودمانش بر زنده و مرده ما نت بگذارند.)

۳.سلیم بن قیس هلالی روایت کرده که چون معاویه به کوفه آمد، امام حسن(ع)در حضور او برخاسته و بر فراز منبر رفت، و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:

«ایها الناس ان معاویه زعم انی رایته للخلافه اهلا، و لم ار نفسی لها اهلا، و کذب معاویه انا اولی الناس بالناس فی کتاب الله و علی لسان نبی الله، فاقسم بالله لو ان الناس بایعونی و اطاعونی و نصرونی لاعطتهم السماء قطرها، و الارض برکتها، و لما طمعت فیها یا معاویه، و قد قال رسول الله(ص): ما ولت امه امرها رجلا قط و فیهم من هو اعلم منه الا لم یزل امرهم یذهب سفالا، حتی یرجعوا الی مله عبده العجل. ..» (۲۱)

(ای مردم معاویه چنین پنداشته که من او را شایسته خلافت می دانم و خود را شایسته نمی دانم، ولی معاویه دروغ پنداشته، من از هر کس نسبت به مردم و رهبری آنها شایسته ترم هم در کتاب خدا و هم از زبان پیغمبر خدا، سوگند به خدا می خورم که اگر مردم با من بیعت می کردند و فرمانبرداریم کرده و یاریم می نمودند، آسمان باران خود را به ایشان می داد، و زمین برکت خود را، و تو ای معاویه هیچ گاه در حکومت طمع نمی کردی، در صورتی که پیغمبر خدا(ص)فرمود: هیچ گاه مردی-با اینکه داناتر از او در میان مردم باشد-سرپرستی ملتی را به عهده نمی گیرد جز آنکه کار آنها رو به پستی گراید تا آنجا که به آیین گوساله پرستی باز گردند.)

۴.علامه قندوزی از علمای اهل سنت در کتاب ینابیع الموده از آن حضرت روایت کرده که درباره علت صلح با معاویه سخنرانی کرده، چنین فرمود:

«ایها الناس قد علمتم ان الله جل ذکره و عز اسمه هداکم بجدی و انقذ کم من الضلاله، و خلصکم من الجهاله، و اعزکم به بعد الذله، و کثرکم به بعد القله، و ان معاویه نازعنی حقا هولی دونه، فنظرت لصلاح الامه و قطع الفتنه و قد کنتم بایعتمونی علی ان تسالموا من سالمنی و تحاربوا من حاربنی، فرایت ان اسالم معاویه و اضع الحرب بینی و بینه، و قد صالحته و رایت ان حقن الدماء خیر من سفکها و لم ارد بذلک الا صلاحکم و بقائکم «و ان ادری لعله فتنه لکم و متاع الی حین » (۲۲)

(ای مردم بخوبی دانسته اید که خدای بزرگ شما را به وسیله جد من(ص)هدایت فرمود، و از گمراهی نجات داد، و از نادانی و جهالت رهانید، و پس از خواری عزیزتان کرد و بعد از قلت و کمی عددتان بسیار کرد، و همانا معاویه درباره حقی که مخصوص به من ست با من به منازعه برخاسته و من صلاح امت و قطع فتنه را در نظر گرفتم و شما هم با من بیعت کردید تا با هر کس که من مسالمت کردم مسالمت کنید، و با هر کس جنگیدم بجنگید، و من چنان دیدم که با معاویه به مسالمت رفتار کنم و آتش بس برقرار سازم و با او مصالحه کنم، و چنان دیدم که جلوگیری از خونریزی بهتر است، و منظوری از این کار جز خیرخواهی و بقای شما ندارم «و اگر چه من می دانم شاید برای شما آزمایش و بهره ای است تا مدتی معین ».)

و نظیر همین علت در روایات دیگری نیز که از آن حضرت نقل شده آمده است مانند روایت مرحوم اربلی در کشف الغمه که به سند خود از جبیر بن نضیر از پدرش از امام حسن(ع)روایت کرده که فرمود:

«کانت جماجم العرب بیدی، یسالمون من سالمت، و یحاربون من حاربت فترکتها ابتغاء وجه الله، و حقن دماء المسلمین » (۲۳)

(براستی که جمجمه های عرب به دست من بود که صلح کنند با هر کس که من صلح می کردم و می جنگیدند با هر کس که من می جنگیدم، ولی من به خاطر رضای خدا و حفظ خون مسلمانان آن را رها کردم.)

۵.و در روایتی که از سید مرتضی(ره)نقل شده آمده است که پس ازماجرای صلح، حجر بن عدی به نزد آن حضرت آمده و به آن حضرت اعتراض کرده گفت: «سودت وجوه المؤمنین »؟(روی مؤمنان را سیاه کردی؟)

امام(ع)در پاسخش فرمود: «ما کل احد یحب ما تحب و لا رایه کرایک، و انما فعلت ما فعلت ابقاءا علیکم »(این طور نیست که همه افراد چیزی را که تو می خواهی بخواهند و یا مثل تو فکر کنند، و من کاری را که انجام دادم جز به خاطر حفظ جان و ابقای شما نبود.)

و به دنبال آن این حدیث را نیز روایت کرده که پس از ماجرای صلح، شیعیان آن حضرت به عنوان اعتراض و تاسف به نزد آن حضرت آمده و سخنانی اظهار کردند، و از آن جمله سلیمان بن صرد خزاعی بود که در این خصوص چنین گفت:

«ما ینقضی تعجبنا من بیعتک معاویه، و معک اربعون الف مقاتل من اهل الکوفه، کلهم یاخذ العطاء، و هم علی ابواب منازلهم، و معهم مثلهم من ابنائهم و اتباعهم، سوی شیعتک من اهل البصره و الحجاز.

ثم لم تاخذ لنفسک ثقه فی العقد، و لا حظا من العطیه، فلو کنت اذ فعلت ما فعلت اشهدت علی معاویه وجوه اهل المشرق و المغرب، و کتبت علیه کتابا بان الامر لک بعده، کان الامر علینا ایسر، و لکنه اعطاک شیئا بینک و بینه لم یف به، ثم لم یلبث ان قال علی رؤس الاشهاد: «انی کنت شرطت شروطا و وعدت عداه اراده لاطفاء نار الحرب، و مداراه لقطع الفتنه، فلما ان جمع الله لنا الکلم و الالفه فان ذلک تحت قدمی »و الله ما عنی بذلک غیرک، و ما اراد الا ما کان بینک و بینه، و قد نقض!؟

فاذا شئت فاعد الحرب خدعه، و ائذن لی فی تقدمک الی الکوفه، فاخرج عنها عامله و اظهر خلعه، و تنبذ الیه علی سواء، ان الله لا یحب الخائنین، و تکلم الباقون بمثل کلام سلیمان »!

(هیچ گاه تعجب ما از اینکه با معاویه مصالحه کردی از بین نمی رود، با اینکه چهل هزار جنگجو از مردم کوفه با تو بودند که همگی حقوق بگیربیت المال هستند، و به همین مقدار فرزندان و همراهانشان بودند، صرف نظر از شیعیان شما از مردم بصره و حجاز.

از این گذشته شما برای خود تعهدی از وی در قرارداد نگرفتی و بهره ای از عطا و مستمری قرار ندادی، و اگر این کار را می خواستی انجام دهی خوب بود بزرگان شرق و غرب(کوفه و شام)را بر معاویه گواهی می گرفتی و نامه ای در این باره می نوشتی که حکومت پس از او مخصوص شما باشد تا کار بر ما آسانتر باشد، ولی تو با او تعهدی کرده ای که بدان وفا نخواهد کرد، و علنا در برابر همه مردم گفت: من شرطهایی کرده ام و وعده هایی دادم که منظورم خاموش کردن آتش جنگ و قطع فتنه بود و اکنون که کار بر وفق مراد ما گردید، همه آن شرطها زیر پای من است، و منظورش از آن شرطها به خدا سوگند همانهایی است که با تو کرده و بدین ترتیب پیمان خود را شکسته.

پس اگر بخواهی می توانی جنگ را بی خبر و ناگهانی دوباره شروع کنی، و اجازه بده من پیشاپیش شما به کوفه رفته و فرماندار معاویه را از آنجا بیرون کرده و خلع کنم. ..!؟

شیعیان دیگر آن حضرت نیز همگی سخنان سلیمان را تایید کردند!)

امام(ع)در پاسخ او اظهار داشت:

«انتم شیعتنا و اهل مودتنا فلو کنت بالحزم فی امر الدنیا اعمل، و لسلطانها ارکض و انصب، ما کان معاویه باباس منی باسا، و لا اشد شکیمه و لا امضی عزیمه و لکنی اری غیر ما رایتم، و ما اردت بما فعلت الا حقن الدماء فارضوا بقضاء الله، و سلموا لامره، و الزموا بیوتکم و امسکوا» (۲۴)

(شما شیعیان ما و اهل مودت و علاقه مند به ما هستید، و اگر من برای دنیا کار می کردم و در سلطه جویی و ریاست دنیا بیشتر کوشش و تلاش داشتم هیچ گاه معاویه از من نیرومندتر و نستوه تر و مصمم تر نبود، ولی من چیز دیگری جز آنچه شما می بینید می بینم، و در آنچه انجام دادم نظری جز جلوگیری از خونریزی نداشتم،

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.