خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ (۲) هویت تاریخ از دیدگاه اسلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ (۲) هویت تاریخ از دیدگاه اسلام، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ (۲) هویت تاریخ از دیدگاه اسلام شامل 93 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ (۲) هویت تاریخ از دیدگاه اسلام:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ (۲) هویت تاریخ از دیدگاه اسلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ (۲) هویت تاریخ از دیدگاه اسلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ (۲) هویت تاریخ از دیدگاه اسلام :
برای به دست آوردن «دیدگاه » یک مکتب درباره «هویت » تاریخ از یک سلسله «معیارها» می توان استفاده کرد و با توجه به آن معیارها می توان دقیقا درک کرد که آن مکتب با چه دیدی به جنبشهای تاریخی و ماهیت رویدادهای تاریخی می نگرد.
معیارهایی که برای این منظور به نظرمان رسیده عرضه می داریم، البته ممکن است معیارهای دیگری هم وجود داشته باشد که از نظر ما پنهان مانده است.
پیش از آنکه معیارها را به دست دهیم و بخواهیم نظر اسلام را با محک آن معیارها به دست آوریم، لازم به تذکر است که از نظر ما در قرآن به برخی اصول اشاره شده که صریحا «اولویت » بنیاد معنوی جامعه را نسبت به بنیادهای مادی می رساند. قرآن صریحا به صورت یک اصل می فرماید: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم (۱).
……………………………………………………..
1.رعد/۱۱.
صفحه : ۴۷۴
خدا وضع و حال مردمی را دگرگون نمی سازد تا آنها به دست خود و اراده و تصمیم خود آنچه را که به رفتار و کردار خودشان مربوط است دگرگون سازند.
به عبارت دیگر، سرنوشت مردم عوض نمی شود تا وقتی که آنچه به نفوس و روحیه مردم مربوط است وسیله خودشان عوض نشود.این آیه جبر اقتصادی تاریخ را صریحا نفی می کند.
در عین حال ما معیارهایی که تشخیص داده ایم بیان می کنیم و منطق اسلام را با محک این معیارها نیز می سنجیم.
۱
استراتژی دعوت
هر مکتب که پیامی برای جامعه دارد و مردم را به پذیرش آن می خواند، ناچار از روش و متد ویژه ای بهره می جوید که از طرفی با هدفهای اصلی مکتب مربوط می شود و از طرف دیگر با نوع بینش آن مکتب درباره ماهیت حرکتها و جنبشهای تاریخ.دعوت یک مکتب یعنی نوعی آگاهی دادن به مردم و فشار آوردن بر روی اهرمهای خاصی برای به حرکت در آوردن آنها.
مثلا مکتب انسانیت اگوست کنت که مدعی نوعی «مذهب علمی » است و جوهر تکامل انسان را در ناحیه ذهنیت او می داند و معتقد است انسان در ذهنیت خود دو مرحله را که مرحله اساطیری و فلسفی است طی کرده و به مرحله علمی رسیده است، ناچار آگاهیهایی که لازم می شمارد همه به اصطلاح علمی است و اهرمهایی که می خواهد وسیله حرکت قرار دهد اهرمهای علمی است.
یا مارکسیسم که تئوری انقلابی طبقه کارگر است، آگاهیهایی که می بخشد از نوع وارد کردن تضادهای طبقاتی در خود آگاهی کارگران است و اهرمی که بر روی آن فشار می آورد اهرم عقده ها و احساس محرومیتها و مغبونیتهاست.
علاوه بر اینکه مکتبها بر حسب اینکه دیدشان از جامعه و تاریخ چه باشد، نوع
صفحه : ۴۷۵
آگاهی بخشیهاشان و نوع اهرمهایی که روی آنها فشار می آورند فرق می کند، مکتبها بر حسب اینکه دیدشان از تاریخ و تکامل تاریخ و از انسان چه باشد، درباره شعاع تاثیر دعوت و درباره رابطه دعوت با زور، و اخلاقی و غیر اخلاقی، بودن زور نظریات مختلفی خواهند داشت.
بعضی مکتبها، مانند مسیحیت، تنها چیزی را که در مواجهه با انسانها اخلاقی می شمارند، دعوتهای مسالمت آمیز است، زور را به هر شکل و به هر صورت و در هر شرایطی غیر اخلاقی می شمارند.لهذا در این مذهب دستور مقدس این است که اگر به گونه راستت سیلی زدند گونه چپت را پیش آر، و اگر جبه ات را ربودند کلاهت را هم تسلیم کن.متقابلا برخی مکتبها مانند مکتب نیچه تنها چیزی را که اخلاقی می داند زور است، زیرا کمال انسان در قدرت است و ابر مرد مساوی است با مقتدرترین مرد.
از نظر نیچه اخلاق مسیحیت، بردگی و ضعف و ذلت و عامل اساسی رکود بشریت است.
برخی دیگر اخلاق را وابسته به قدرت و زور می دانند اما هر زوری را اخلاق نمی شمارند.از نظر مارکسیسم زوری که استثمارگر علیه استثمار شده به کار می برد غیر اخلاقی است، چون در جهت حفظ وضع موجود و عامل توقف است، و اما زوری که استثمار شده به کار می برد اخلاقی است، چون در جهت دگرگون شدن جامعه و تحول به مرحله عالی تر است.به عبارت دیگر، در نبرد دائمی حاکم بر جامعه که دو گروه با یکدیگر در نبردند، یکی نقش «تز» را ایفا می کند و یکی نقش «آنتی تز» را.
زوری که نقش تز را ایفا می کند به دلیل اینکه ارتجاعی است، غیر اخلاقی است و زوری که نقش «آنتی تز» را ایفا می کند به دلیل اینکه انقلابی و تکاملی است، اخلاقی است.و البته همین نیرو که اکنون اخلاقی است، در مرحله بعد با نیروی دیگری که نقش نفی کننده این را ایفا می کند مواجه می گردد و در آنوقت نقش او ارتجاعی و نقش رقیب تازه نفس اخلاقی خواهد بود.و لهذا اخلاق نسبی است، آنچه در یک مرحله اخلاق است در مرحله بالاتر و کامل تر ضد اخلاق است.
پس، از نظر مسیحیت رابطه مکتب با گروه مخالف که از نظر مکتب ضد تکاملی است، تنها یک رابطه است و آن رابطه، دعوت مقرون به نرمی و ملایمت است و تنها این رابطه است که اخلاقی است.از نظر نیچه تنها رابطه اخلاقی رابطه قدرتمند با ضعیف است، هیچ چیزی اخلاقی تر از قدرت نیست و هیچ چیزی غیر اخلاقی تر از
صفحه : ۴۷۶
ضعف نیست، یا جرمی و گناهی بالاتر از ضعف وجود ندارد.از نظر مارکسیسم رابطه دو گروه مخالف از نظر پایگاه اقتصادی جز رابطه زور و اعمال قدرت نمی تواند باشد.
در این رابطه، اعمال قدرت طبقه استثمارگر به دلیل ضد تکاملی بودن، غیر اخلاقی است و اعمال قدرت استثمار شده، اخلاقی است.دیگر بحثی نیست که رابطه نیروی تازه نفس با نیروی کهن همواره هم ستیزه باشد و هم اخلاقی.
از نظر اسلام تمام نظریات بالا محکوم است.اخلاقی بودن، آنچنانکه مسیحیت می پندارد در روابط مسالمت آمیز و دعوت ملایم و صلح و صفا و صمیمیت و محبت خلاصه نمی شود، احیانا زور و قدرت نیز اخلاقی می شود، لهذا اسلام مبارزه علیه زور و ظلم را مقدس و مسؤولیت می شمارد و جهاد را که همان قیام مسلحانه است در شرایط خاصی تجویز می کند.
بدیهی است که نظریه نیچه یک نظریه پوچ و ضد انسانی و ضد تکاملی است.
نظریه مارکسیسم مبتنی بر همان مکانیسمی است که برای تکامل تاریخ قائل است.از نظر اسلام رابطه مواجهه با زور با گروه ضد تکاملی، برخلاف نظریه مارکسیسم، رابطه دوم است نه رابطه اول.رابطه اول رابطه حکمت و موعظه حسنه است ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه (۱).رابطه اعمال زور با جبهه ضد تکاملی آنگاه اخلاقی است که مرحله اقناع فکری(حکمت برهان)و مرحله اقناع روحی(موعظه تذکر)طی شده باشد و بلانتیجه مانده باشد.
این است که تمام پیامبرانی که جنگیده اند، مرحله اول دعوت خود را با حکمت و موعظه حسنه و احیانا مجادله کلامی گذرانده اند و پس از آنکه از آن راه به نتیجه نرسیده اند و یا به نتیجه کلی نرسیده اند(غالبا به نتیجه نسبی رسیده اند)، مبارزه و جهاد و اعمال قدرت و زور را اخلاقی شمرده اند.ریشه اساسی این است که اسلام، نظر به اینکه روحی می اندیشد نه مادی، برای برهان و استدلال و موعظه و اندرز، نیروی شگرف قائل است و همان طور که(به تعبیر مارکس)برای انتقاد سلاحها نیرو قائل است برای سلاح انتقادهم نیرو قائل است و از آن بهره می جوید و البته آن را تنها نیرویی که همه جا باید از آن بهره جست نمی داند.راز این مطلب که اسلام مبارزه با جبهه ضد تکاملی را رابطه دوم می داند نه رابطه اول، و برای برهان و موعظه و
……………………………………………………..
1.نحل/۱۲۵.
صفحه : ۴۷۷
جدال به احسن نیرو قائل است، دید خاص روحی اسلام درباره انسان و بالتبع درباره جامعه و تاریخ است.
پس معلوم شد اینکه رابطه یک مکتب با جبهه مخالف بر دعوت محض باشد یا بر مبارزه محض و یا رابطه اولش دعوت باشد و رابطه دومش مبارزه و درگیری، دید مکتب را درباره تاثیر نیروی منطق و تذکر و حدود تاثیر آنها و همچنین دید مکتب را در جریان تاریخ و نقش مبارزه را در آن روشن می کند.
اکنون وارد قسمت دیگر بحث شویم، ببینیم نوع آگاهیهای اسلامی و اهرمی که [اسلام]در دعوتهای خود روی آنها فشار می آورد چیست؟ آگاهیهای اسلامی در درجه اول از نوع تذکر به مبدا و معاد است.این متدی است که هم در قرآن به کار می برد و هم از پیامبران پیشین نقل می کند.پیامبران هشداری که می دهند درباره این امر است که از کجا و در کجا و به کجا آمده ای و هستی و می روی؟جهان از کجا پدید آمده و چه مرحله ای را طی می کند و به چه سویی می رود؟اولین دغدغه مسؤولیت که پیامبران به وجود می آورند دغدغه مسؤولیت در برابر کل آفرینش و هستی است.دغدغه مسؤولیت اجتماعی جزئی است از دغدغه مسؤولیت در برابر هستی و آفرینش.قبلا اشاره کردیم که سوره های مکیه که در سیزده سال اول بعثت رسول اکرم نازل شده است، کمتر مطلبی جز تذکر مبدا و معاد در آنها هست (۱).
رسول اکرم دعوت خود را با «قولوا لا اله الا الله، تفلحوا» یعنی با یک جنبش اعتقادی، با یک پاکسازی فکری آغاز کرد.درست است که توحید ابعاد گسترده ای دارد و همه تعلیمات اسلامی اگر تحلیل شود به توحید برمی گردد و اگر توحید ترکیب
……………………………………………………..
1.برخی مسلمانان به اصطلاح روشنفکر معاصر در تفاسیر زیادی که بر اکثر سوره های قرآن نوشته اند [ظاهرا مقصود تفاسیر گروه معدوم فرقان است.]، یکسره منکر شده اند که قرآن درباره معاد حتی یک آیه هم نازل کرده باشد.در هر جا در قرآن نام «دنیا» آمده است گفته اند یعنی «نظام پست تر زندگی » یعنی نظام تبعیض و استثمار، و هر جا نام «آخرت » آمده گفته اند یعنی «نظام برتر» ، نظامی که در آن اثری از تبعیضها و نابرابریها و استثمارها نباشد و مالکیت اختصاصی ریشه کن شده باشد.اگر معنی آخرت این است پس معلوم می شود قرآن هزار سال پیش از مکاتب ماتریالیستی فاتحه مذهب را خوانده است.
صفحه : ۴۷۸
شود به آن تعلیمات منتهی می شود (۱) ، ولی می دانیم که در آغاز کار نه مقصود از آن جمله بیش از یک گرایش فکری و عملی از اعتقادات شرک آمیز و عبادتهای شرک آمیز به توحید فکری و توحید در عبادت بود، و نه فرضا چنین مقصود گسترده ای در کار بود مردم متوجه می شدند.
این آگاهی ریشه دار که پنجه در اعماق فطرت انسانها می اندازد، در آنها نوعی غیرت و تعصب دفاع از عقیده و نشاط کوشش در بسط و گسترش آن به وجود آورد که در راه آن از بذل جان و مال و مقام و فرزند کوتاهی نمی کردند.پیامبران از آنچه که در عصر ما روبنا می نامند آغاز می کردند و به زیر بنا می رسیدند.در مکتب پیامبران، انسان بیش از آنکه وابسته به منافع باشد وابسته به عقیده و مسلک و ایمان است.در حقیقت، در این مکتب فکر و عقیده زیر بناست و کار، یعنی رابطه با طبیعت و مواهب طبیعت و یا جامعه، روبناست.هر دعوت دینی و مذهبی باید پیامبرانه باشد، یعنی باید با تذکر دائم به مبدا و معاد توام باشد.پیامبران با بیدار کردن این احساس و شکوفاییدن این شعور و پس زدن غبارها از روی این وجدان و دادن این آگاهی، با تکیه به «رضای حق » ، فرمان حق، پاداش و کیفر حق، جامعه را به حرکت می آورند.در قرآن در سیزده مورد از «رضوان » خدا نام برده شده است، یعنی با دست گذاشتن روی این اهرم معنوی جامعه، اهل ایمان را به حرکت آورده است.نام این آگاهی را می توان آگاهی خدایی یا آگاهی جهانی نهاد.
در درجه دوم، در تعلیمات اسلامی آگاهیهای انسانی دیده می شود، یعنی توجه دادن انسان به کرامت ذات و شرافت ذات خودش، توجه دادن به عزت و بزرگواری ذاتی خودش.انسان در این مکتب نه آن حیوانی است که دلیل وجودش این است که در طول صدها میلیون سال که در آغاز همدوش و همپایه سایر جانوران بوده، در صحنه تنازع بقا آن قدر خیانت کرده تا امروز به این پایه رسیده، بلکه موجودی است که در آن پرتوی از روح الهی است، فرشتگان به او سجده برده اند، او را از کنگره عرش صفیر می زنند، در پیکر این موجود، علی رغم تمایلات حیوانی به شهوت و شر و فساد، جوهر پاکی است که بالذات با بدی، خونریزی، دروغ، فساد، زبونی، پستی، حقارت و تحمل زور و ظلم ناسازگار است، مظهر عزت کبریائی است: «و لله العزه و لرسوله
……………………………………………………..
1.المیزان، ذیل آخرین آیه آل عمران.
صفحه : ۴۷۹
و للمؤمنین (۱).
آنجا که پیغمبر اکرم می فرماید: شرف المرء قیامه باللیل، و عزه استغناؤه عن الناس (۲) یا علی(ع)به یارانش در صفین می فرماید: الحیاه فی موتکم قاهرین و الموت فی حیاتکم مقهورین (۳). یا حسین بن علی(ع)می فرماید: لا اری الموت الا سعاده، و الحیوه مع الظالمین الا برما (۴) یا می فرماید: هیهات منا الذله » ، (۵) تکیه بر اهرم حس کرامت و شرافت ذاتی انسان است که در هر انسانی بالفطره وجود دارد.
در درجه سوم، آگاهی به حقوق و مسؤولیتهای اجتماعی است.در قرآن به مواردی بر می خوریم که با تکیه بر حقوق از دست رفته دیگران و یا حقوق از دست رفته خود، می خواهد حرکت بیافریند: و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا (۶).
چه می شود شما را؟چرا نمی جنگید در راه خدا و در راه خوار شمردگان از مردان و زنان و کودکانی که می گویند: پروردگارا!ما را از این شهر ستمگران بیرون بر و به لطف و عنایت خودت برای ما سرپرست و یاور بفرست.
در این آیه کریمه برای تحریک به جهاد بر دو ارزش روحی تکیه شده است: یکی اینکه راه، راه خداست، دیگر اینکه انسانهای بیچاره و بی پناهی در چنگال ستمگران گرفتار مانده اند.در سوره حج می فرماید: اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر.الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت
……………………………………………………..
1.عزت، خاص خدا و پیامبرش و مؤمنان است(منافقون/۸). ۲.شرافت مرد، شب زنده داری او و عزتش بی نیازی از مردم است(کافی، ج ۲/ص ۱۴۸). ۳.زندگی در این است که بمیرید اما پیروز، مرگ در این است که بمانید و زیر دست(نهج البلاغه، خطبه ۵۱). ۴.من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز رنج نمی بینم(بحار الانوار، ج ۴۴/ص ۳۸۱). ۵.ذلت از ساحت ما به دور است(لهوف/ص ۴۱). ۶.نساء/۷۵.
صفحه : ۴۸۰
صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز.الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتووا الزکوه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور (۱).
به مؤمنان به موجب آنکه مظلوم واقع شده اند اجازه داده شد ک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
