خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قضایای تحلیلی و ترکیبی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قضایای تحلیلی و ترکیبی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
01دقیقه
20ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی، محتوای خود را در قالب 115 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی :

مقدمه

اهمیت اهتمام به این مقوله و ارج کنکاش پیرامون این مسأله آن هنگام آفتابی می شود که ببینیم از سویی فیلسوفانی همچون کانت آلمانی (۱۷۲۴۱۸۰۴) (Kant, Immanuel) منکر فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی شده اند(۱) و از دیگر سوی، فیلسوفان اسلامی فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی را هرگز محل تشکیک قرار نداده اند، بلکه آنچه در نزد اینان محل نزاع و نقاش واقع شده، معنای حرفی وجود، یعنی وجود رابط است؛ پس مسأله ای این چنین به حق محتاج تحقیق و تدقیقی در خور است. حل این معضل در گرو طرح پاره ای مبادی تصوری و تصدیقی است که ما نخست در حد گنجایش مقام و وسعت مجال اشارتی بدان ها داریم و سپس به لب کلام و مغزای سؤال خواهیم پرداخت.

نگاهی به مبادی وجود

اصل واقعیت و متنِ عینیت که نقیض و طارد عدم است مصداقِ وجود؛ و عکس ذهنی و صورت حاکی از آن از همین حیث که حاکی است مفهوم وجود است. از پذیرش اصل واقعیت و هستی هرگز کسی را پای گریز نیست، حتی شکاکان (Scepticistes) و لا ادریون (agnosticistes) نیز از اعتراف بدان ناگزیرند. فرار از واقعیت، خود نیز امری است واقعی و در ظرف واقعیت، و گریز از هستی، خود به سوی هستی و در هستی است. هم از این روست که حکیمان اسلامی گفته اند: ضرورتِ ثبوت هستی برای ذاتِ حق (جلّ و علی) و نیز ضرورت در امتناع تناقض، ضرورت ازلی است و نه ذاتی.

متنِ واقعیت و عینِ واقعیت، اصیل و مشکک است، کما این که مفهوم وجود نیز بدیهی، مقول به تشکیک(۲) و مشترک معنوی است. باید در مباحث هستی شناختی (Ontologic) کاملاً از خلط بین مفهوم و مصداق و آمیختن احکام یکی به دیگری حذر نمود؛ چه، این آمیزش ناروا و اختلاط نابجا انعقاد نطفه های نامیمون و تولّد فرزندان نامشروعی را در دامن فلسفه به دنبال داشته و خواهد داشت.

مفهومه من اعرف الاشیاء و کنهه فی غایه الخفاء

متناقض نیست و این، براساس مرزبندی بین مفهوم و مصداق و نیامیختن احکام یکی به دیگری است. مراد این است که آنچه در ذهن است مفهوم هستی است و نه متن هستی و آنچه که متن و عین است هرگز درذهن نیاید؛ چرا که به قول حکیمان، انقلاب ذات هرگز نشاید.(۳)

حمل

«حمل» یک پدیده و امر ذهنی است و مراد از آن ایجاد نوعی اتحاد و پیوند بین دو امر متغایر در ظرف ذهن و به تعبیری، اسناد مفهومی به مفهوم دیگر است. هر «اتحاد»ی همواره در پرتو «وحدت»ی شکل می گیرد. نیز «اتحاد» همواره از نظر مفهوم متأخر از مفهوم «تغایر» است؛ تا گونه ای از غیریت بین دو امر ملاحظه نکرده باشیم، سخن از اتحاد بین آن دو نمی توانیم داشته باشیم. پس در هر «حمل»ی به ترتیب سه عنصر «تغایر»، «وحدت» و «اتحاد» ملحوظ است. گاهی تغایر موضوع و محمول صرفا اعتباری است، مانند این که بگوییم: «انسان انسان است» که غربیان این گونه قضایا را «توتولوژیک» (Toutologic) نام کرده اند و منطقیان پیشین آن ها را از قبیل «حمل الشی ء علی نفسه» و «حمل اولی ذاتی» می دانند و پاره ای از مدققان در اصل قضیه بودن آن ها تشکیک کرده اند.

گاه دیگر تغایر موضوع و محمول در اصل مفهوم نیست، بلکه در وصف مفهوم است؛ مثل آن جا که می گوییم: «انسان حیوان ناطق است.» در این جا مفهوم واحدی به وصف اجمال در ناحیه موضوع و همان مفهوم به تفصیل در ناحیه محمول آمده است. روشن است که این تغایر را نمی توان بسان مثال اول اعتباری محض دانست، گرچه در قیاس با قسم سوم می توان آن را اعتباری شمرد. منطق دانان ما این را نیز از قبیل «حمل ذاتی اولی» شمرده اند. قسم سوم آن است که تغایر در اصل مفهوم باشد؛ مثل این که بگوییم: «انسان شاعر است.» این قضیه مصداق «حمل شایع صناعی» است و کانت آن را «تألیفی» (Synthetic) می نامد و قضایایی همچون «انسان حیوان ناطق است» در اصطلاح او «تحلیلی» (Analytic) است. محور اتخاذ در دو قسم نخستین، اصل مفهوم و در قسم اخیر (تألیفی) مصداق و وجود است.

عکس الحمل: ما غالبا از طریق ابزار حسی با «نمود» اشیای مادی اطرافمان سر و کار داریم و نه با «بود» آن ها. این نمودها بیانگر عوارض اشیااند و هم از این روست که فارابی حکیم، حکیمانه گفت: «ما حس جوهریاب نداریم.» همین انس ما با محسوسات است که دعوای قائلان به اصالت ماهیت را چه بسا ملموس تر و بالتبع مقبول تر می نمایاند و حال آن که عقل وزین و برهان متین چون کتاب مبین اصالت وجود را تبیین می کند. نیز همین انس باعث آن می شود که ما در مقام بیان وقایع حکایت از حقایق، نخست ماهیات را به عنوان موضوع در قضیه بیاوریم و سپس «وجود» را به عنوان محمول ذکر کنیم. حال آن که بر مبنای اصالت وجود و اعتباری و انتزاعی دانستن ماهیت، حق آن است که وجود را که فی الواقع و نفس الامر مقدم بر ماهیت است به عنوان موضوع، و ماهیت را در جانب محمول بیاوریم و مثلاً به جای این که بگوییم: «انسان موجود است»، بگوییم: «این وجود، انسان است.» بر این مبنا، حمل در همه قضایای متداول در السنه ما که در آن ها ماهیت، موضوع و وجود، محمول است از قبیل «عکس الحمل» خواهد بود. نگاهی به کلام فیلسوف عالی مقام علّامه طباطبائی رحمه الله در این باب بجاست: «عروض الوجود للماهیه و ثبوته لها لیس من قبیل العروض المقولی الذی یتوقف فیه ثبوت العارض علی ثبوت المعروض قبله، فانّ حقیقه ثبوت الوجود للماهیه هی ثبوت الماهیه به، لانّ ذلک هو مقتضی اصالته و اعتباریتها و انما العقل لمکان انسه بالماهیات یفترض الماهیه موضوعه و یحمل الوجود علیها و هو فی الحقیقه من عکس الحمل.»؛(۴) «عروض وجود بر ماهیت و ثبوت وجود برای ماهیت از قبیل عروض مقولی که در آن ثبوت عارض متوقف بر ثبوت فعلی معروض است نیست، بلکه حقیقت ثبوت وجود برای ماهیت، همان ثبوتِ ماهیت به واسطه وجود است؛ چرا که مقتضای اصالت وجود و اعتباریت ماهیت جز این نیست. و این صرفا ذهن و عقل ماست که به خاطر انس و الفتی که با ماهیات دارد، نخست ماهیت را به عنوان موضوع قضیه اخذ کرده، سپس وجود را بر آن حمل می کند و این در حقیقت از قبیل عکس الحمل است.

حمل هوهو و ذوهو: در کتب منطقی بحثی تحت عنوان «حمل مواطاه و اشتقاق» داریم که این دو را به ترتیب حمل «هوهو» و «ذو هو» نیز می گویند. مراد این است که گاهی محمول به تنهایی قابل حمل بر موضوع است و در استنادش به موضوع نیاز به ملاحظه کلمه و معنای دیگری ندارد؛ مثل این که بگوییم: «درخت موجود است» و گاهی محمول، معنایی است که به تنهایی قابل اسناد نبوده، محتاج معنای دیگری مثل «صاحب»، «دارا»، «واجد» و امثال این هاست؛ مثل این که بگوییم: «درخت وجود است»

در این نوع حمل می توان گفت: که محمول مذکور در قضیه محمول حقیقی نیست، بلکه باید گفت: «درخت دارای وجود است» نه این که: «درخت وجود است.»

به تعبیری، می توان گفت: در حمل «هوهو»، «این همانی» صادق است، اما در حمل «ذوهو» این همانی برقرار نیست. اما قضایای «هوهوی» همواره لزوما توتولوژیک (Tautologic) نیستند و به تعبیر دیگر حمل در آن ها همواره «ذاتی اولی» نیست. غفلت از این نکته، چه بسا غفلات و زلاّت مهیب و سهمگینی را به دنبال آورد.

هلیات بسیط و مرکب

«هلیّه» در اصطلاح منطقیان اسلامی به معنای «قضیه حملیه» است. قضیه ای مثل «انسان موجود است» هلیه بسیطه نامیده می شود؛ چون بر بیش از «وجود» انسان دلالتی ندارد و جز از هستی بسیط انسان حکایتی ندارد. اما اگر بگوییم: «انسان شاعر است» این در حقیقت به معنای این است که «انسان موجود است و انسانِ موجود شاعر است.»

پس مدلول قضیه مذکور، دو امر است: موجودیت انسان و شاعریت انسان. از این رو، این گونه قضایا را که محمول در آن ها معنایی مغایر و مضاف بر موجودیت است «هلیات مرکبه» می خوانند.

جعل بسیط و مرکب

فیلسوفان در باب «علیت» بحثی دارند که علت به معلول خود چه چیزی می دهد؟ آیا وجود او را جعل می کند و یا ماهیت او را؟ و یا «صیروره الماهیه موجودا» [شدن] را؟ «جعل» در دو فرض نخست، جعل بسیط و در سومین فرض، مرکب خواهد بود. قائلان به اصالت وجود برآنند که علت به جعل بسیط، وجود معلول را جعل می کند و بس. اما قائلان به اصالت ماهیت به عکس متعلّق جعل بسیط را ماهیت معلول می دانند و البته در این مدعا به معضلاتی برمی خورند که فعلاً مجال پرداختن بدان ها نیست.

لُب سخن آن است که «جعل الشی ء» جعل بسیط و «جعل شی ءٍ شیئا» و یا «جعل شی ءٍ لشی ء» جعل مرکب (تألیفی) است و هم از این روست که قاعده فرعیه [ثبوت شی ءٍ لشی ءٍ فرع ثبوت المثبت له [فقط در جعل مرکب جاری است و نه جعل بسیط. نکته دیگر آن که جعل بسیط همواره در قالب هلیات بسیطه ادا می شود و جعل مرکب در قالب هلیات مرکبه، بنابراین بین بساطت وترکیب جعل بابساطت وترکیب قضیه حاکی ازآن ملازمه برقراراست.

«کان تامه» و «کان ناقصه» که در ادبیات نیز مطرح است ناظر به همین دو گونه جعل است. «کون تام» مفاد جعل بسیط و «کون ناقص» مفاد جعل مرکب است.

قضیه ثنائیه و ثلاثیه

منطقیان در باب تقسیم قضیه به ثنائی و ثلاثی، پاره ای نظر به مصداق کرده اند و گفته اند: قضایایی که «وجود مطلق» در آن ها محمول باشد چون محتاج به رابطه نیستند «ثنائیه» خوانده می شوند و قضایایی که «وجود مقید» در آن ها محمول است «ثلاثیه» نامیده می شوند.

به عنوان مثال، قضیه «انسان موجود است» ثنائیه و قضیه «انسان شاعر است» ثلاثیه می باشد.(۵)

برخی دیگر، ملاک تقسیم را «لفظ» دانسته، گفته اند قضیه ای که «رابطه» در آن مذکور نباشد، مثل «الانسان شاعرٌ»، قضیه ای است ثنائیه، و قضیه ای که رابطه در آن مذکور و ملفوظ باشد، مثل «الانسان هو شاعرٌ»، قضیه ای است ثلاثیه.

بر این اساس، فرقی بین هلیات بسیطه و مرکبه از این جهت وجود ندارد؛ یعنی ملاک تقسیم قضیه به بسیط و مرکب غیر از ملاک تقسیم آن به ثنائیه و ثلاثیه است و لذا هم هلیه بسیطه می تواند ثلاثیه باشد؛ مثل «الانسان هو موجود» و هم هلیه مرکبه می تواند ثنائیه خوانده شود؛ مثل «الانسان شاعرٌ».

حاصل آن که یک قضیه واحد مثل «الانسان شاعر» به اعتبار اول ثلاثیه و به اعتبار دوم ثنائیه است و قضیه ای مثل «الانسان هو شاعر» به هر دو اعتبار ثلاثیه و قضیه ای مثل «الانسان موجود» به هر دو اعتبار ثنائیه و قضیه ای مثل «الانسان هو موجود» به اعتبار اول ثنائیه و به اعتبار دوم ثلاثیه است.(۶)

اصطلاح رابط، رابطی، ربط، ربطی

پیش از حکیم الهی میرداماد رحمه الله دو واژه «رابط» و «رابطی» به جای یکدیگر به کار می رفتند و مراد از آن ها رابط در قضایا بود. آن حکیم ربانی رحمه الله برای جلوگیری از خلط بین وجود رابط در قضایا و وجودات للغیر، «رابط» را منحصرا در همان معنای رابط در قضایا اصطلاح کرد و و «رابطی» را در مورد وجودات غیری. وی وجود للغیر را شامل وجود عرض در جوهر، علت برای معلول و صورت علمیه در نزد نفس می دانست و خود بدین مثال ها در «افق المبین» تصریح کرده است.(۷)

صدرالمتألهین رحمه الله نیز در اسفار به استاد خود اقتدا کرده، این تفکیک و مرزبندی بین «رابط» و «رابطی» را پذیرفته است، اما در نهایت با تحلیل ابتکاری خود از رابطه علیت و تعمیق آن، کاربرد واژه «رابطی» را در مورد معلول نسبت به علت چندان دقیق نمی داند؛ چرا که به نظر او معلول، عین ربط به علت است نه منسوب به ربط و انتساب. و لذا او ترجیح می دهد که در مورد معلول همان واژه «رابط» را البته در معنای دیگری به کار برد. رابط در این معنی به معنای وجود فی نفسه بغیره است. گاهی «ربط» و «ربطی» نیز به همین معنا به کار می روند.

در این جا تنبیه بر این نکته بجاست که خلط بین مفهوم وجود «رابط» به معنای میری آن و «رابط» به معنای صدرایی آن، خلط ها بلکه غلط های بسیار سهمگین را به دنبال آورده و خواهد آورد و جدا باید از آن پرهیز کرد.

اولی یک اصطلاح منطقی و مختص رابطه در قضایا در حیطه ذهن است و همواره قائم به دو طرف؛ یعنی موضوع و محمول. اما دومی بحثی است فلسفی و عینی و قائم به یک طرف واحد؛ یعنی وجود علت تامه. وجود معلول در نظر صدرالدین رحمه الله گرچه عین الربط به علت است، اما در عین حال فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی است و معنای اسمی دارد و فی نفسه است. اما وجود رابط در قضایا، محمولی نیست و معنای حرفی دارد و فی غیره است. هم از این روست که وی اشتراک لفظ وجود را در دو معنای رابط و محمولی، اشتراک لفظی دانسته است و نه معنوی.

معنای اسمی و حرفی

در کتب ادبی، اصولی و منطقی آن جا که الفاظ را به لحاظ معانی تفکیک و تقسیم می کنند، از معنای اسمی و حرفی سخن می گویند. حرف که قسیم فعل و اسم است، معنای مستقل و قائم بذات ندارد، بلکه معنای آن یا با دو اسم یا با دو فعل و یا با یک اسم و یک فعل تحقق می یابد. هیئات و افعال ربطی نیز معنای مستقل ندارند و از این رو، ملحق به حروف اند و همگی به اصطلاح دارای معنای حرفی اند.

اسم، لفظی است که دارای معنای مستقل و قائم بذات است و مواد افعال نیز دارای معنای اسمی هستند.

«وجود» نیز چنان که حکمای ما بر آنند و گفته اند دارای دو معنا و دو کاربرد است: گاهی در معنای اسمی استعمال می شود و «کون تام» راافاده می کند و گاه در معنای حرفی به کار می رود و «کون ناقص» را افاده می کند. به دیگر بیان، لفظ وجود گاهی به معنای وجود رابط است و گاهی به معنای وجود مستقل.

وجود رابط و مستقل

حکیمان ما یکی از تقاسیم وجود را در فلسفه، تقسیم به «وجود فی نفسه» و «وجود فی غیره» می دانند. مراد از وجود فی نفسه، فایل پاورپوینت کامل وجود محمولی و مراد از وجود فی غیره، وجود رابط در قضایاست. ناگفته نماند که پاره ای بین «وجود فی غیره» و «وجوده بغیره» خلط کرده اند و حساب منطق و فلسفه را یک جا و یک جور رسیده اند و همه را به یک چشم دیده اند! و چه خطای سهمگین و خلطِ اندیشه سوزی!!

آنچه در باب رابط و مستقل در میان حکیمان ما محل نزاع است این است که آیا خارجا و واقعا ما وجودی به نام وجود رابط داریم یا وجود رابط فقط یک معنا و مفهوم ذهنی است و ما بازاء عینی و خارجی ندارد؟ اما این که وجود مستقل در خارج ما بازاء عینی دارد یا نه، از دیدگاه اصاله الوجودیان «وجود» عین عینیّت و تحقق و خارجیت است و لذا محتاج استدلال نیست و اما نزاع آنان با اصاله الماهویان رنگ و صبغه دیگری دارد و سبک وسیاق دیگری می گیرد.

قضایای تحلیلی (Analytic) و ترکیبی (synthetic)

این دو مصطلح از زمان کانت اصطلاح شد. مراد او از قضیه تحلیلی آن است که محمول آن از تحلیل مفهوم موضوع به در آید؛ مثل این که می گوییم: «انسان حیوان ناطق است» و یا «مثلث سه ضلع دارد» و یا «جسم دارای ابعاد است.»

در نظرگاه او قضیه تحلیلی معلوم تازه ای به دست نمی دهد، بلکه فقط معلوم پیچیده ای را باز و آشکار می کند و از این رو، برخی آن را قضیه «تبیینی» نام کرده اند.

مراد از قضیه ترکیبی آن است که محمول داخل در مفهوم موضوع نباشد، بلکه ذهن آن را از جای دیگر بگیرد و بر موضوع حمل نماید؛ مثل این که بگوییم: «جسم دارای وزن است» و یا «انسان شاعر است». در این دو، نه موزون بودن در حدّ جسم مأخوذ است و نه شاعریت در تعریف انسان. لذا به قضایایی از این دست «انضمامی» نیز گفته اند.(۸)

انکار قضایای تحلیلی مستلزم تناقض گویی است؛ چرا که محمول خود در موضوع نهفته است، اما انکار قضایای ترکیبی مستلزم تناقض با خود نیست، پس قضایای تحلیلی همواره صادق اند، اما در قضایای ترکیبی احتمال صدق و کذب هر دو می رود.

احکام پیشینی (apriori) و پسینی (aposteriori)

کانت در یک تقسیم دیگر قضایا را به پیشینی و پسینی تقسیم می کند و می گوید: حکم پیشینی آن است که مستقل از تجربه حسی باشد؛ مثل این که بگوییم: «بدکاران سرانجام به سزای اعمالشان می رسند.» این سخن ممکن است راست باشد و ممکن است ناراست، ولی صدق و کذب آن را به تجربه نمی توان آزمود. و اما حکم پسینی آن است که بر تجربه متکی است و با محک تجربه می توان در تصدیق و یا تکذیب آن به داوری نشست؛ مثل این که بگوییم: «هر پرتقالی شیرین است.» می توان طعم پرتقال را چشید و حساب صدق و کذب این قضیه را رسید.

کانت همه قضایای تحلیلی را پیشینی می داند، اما ترکیبی را به دو دسته پسینی و پیشینی منقسم می کند و در نهایت سه نوع قضیه را قائل می شود:

پیشینی ترکیبی (synthetic a priori)

پسینی ترکیبی (synthetic a posteriori)

پیشینی تحلیلی (analytic a prieri)

از دیدگاه کانت بین «پیشینی» و «تحلیلی» نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است؛ یعنی گرچه هر قضیه تحلیلی، پیشینی نیز هست، اما هر پیشینی، تحلیلی نیست بلکه می تواند ترکیبی باشد؛ مثل این که می گوییم: «هر رویدادی علتی دارد.» این حکم ترکیبی است؛ چرا که محمول «علت» در مفهوم «رویداد» نیفتاده است و انکارش متناقض با خود نیست. و اما پیشینی است به خاطر این که ریاضی یا ناراستی آن با تجربه آزموده نمی شود. به عقیده کانت همه احکام ریاضی، اخلاق و… پیشینی ترکیبی اند. هماهنگ با تقسیم قضایا و احکام به پیشینی و پسینی، تصورات و مفاهیم نیز در منطق کانت به مفاهیم حسی یا پسینی و مفاهیم غیرحسی یا پیشینی تقسیم می شوند. دسته اخیر گرچه از راه حس به دست نمی آیند، اما در ادراک حسی منطبق می شوند.

مفهوم «هستی» در نظرگاه «کانت»

کانت مفهوم هستی را از جمله مفاهیمی می داند که با ادراک حسّی انطباق دارند، اما از ادراک حسی انتزاع نمی شوند. او این گونه مفاهیم را «مقولات» (categories) می نامد. کانت از صورت های گوناگون احکام، جدولی شامل دوازده مقوله استخراج و آن ها را در چهار گروه سه تایی دسته بندی کرده است: مقولات «کمیّت»، مقولات «کیفیت»، مقولات «نسبت» و مقولات «جهت».

مقولات کمیت عبارتند از: وحدت، کثرت و کلیّت؛

مقولات کیفیت عبارتند از: ایجاب، سلب و حصر؛

مقولات نسبت عبارتند از: جوهریت و عرضیت، علیت و معلولیت و مشارکت؛

مقولات جهت عبارتند از: امکان و امتناع، وجود و عدم و ضرورت و اتفاق.

همه مقولات در نظر کانت از مفاهیم پ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.