خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه های حسن صبّاح در باب امامت و حجّت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه های حسن صبّاح در باب امامت و حجّت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظر کلی به باورهای اسماعیلیان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظر کلی به باورهای اسماعیلیان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
28دقیقه
46ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قاضی نعمان و مذهب او

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

اشاره

ابوحنیفه محمد بن نعمان، معروف به قاضی نعمان، پایه گذار فقه اسماعیلی و بزرگ ترین فقیه در همه ادوار اسماعیلیه است. شخصیت برجسته، تالیفات فراوان و تاثیرگذاری عمیق او بر اسماعیلیه و همچنین خدمات بی بدیل او در راه استواری مذهب اسماعیلی، از او چهره ای پرفروغ ساخته است. بزرگان اسماعیلیه همیشه از قاضی نعمان با احترام و تجلیل یاد کرده اند و هنوز هم کتاب های او در میان گروه هایی از اسماعیلیه رواج دارد.

در این میان، نکته قابل توجه این است که علمای امامیه (اثناعشری) در قرون اخیر قاضی نعمان را از خود دانسته و کتاب معروف او، دعائم الاسلام، را از منابع فقهی و حدیثی خود به شمار آورده و بدان استناد کرده اند. قاضی نعمان در قرن چهارم می زیست و با بزرگانی چون ابن بابویه و کلینی (ره) هم عصر بود. شخصیت برجسته و مقام و آثار علمی او اهمیت پرداختن به آثار و افکار او و کاوش در راه فهم حقیقت مذهب او را به خوبی نمایان می سازد.

مروری بر زندگی نامه قاضی نعمان

تذکره نویسان نام کامل قاضی نعمان را چنین نوشته اند: القاضی ابوحنیفه النعمان بن ابی عبدالله محمد بن منصور بن احمد بن حیون التمیمی المغربی.

آصف فیضی، پژوهشگر مبرز اسماعیلی، در مقدمه دعائم الاسلام می گوید: «قاضی نعمان در تاریخ ادب دعوت اسماعیلیه با عنوان سیدنا قاضی القضاه وداعی الدعاه النعمان ابن محمد شناخته می شود و گاهی نیز تاریخ نگاران نام او را به اختصار «قاضی نعمان » ذکر می کنند تا از ابوحنیفه معروف سنی متمایز گردد و ابن خلکان و مؤلفان شیعه اثناعشری به او «ابوحنیفه شیعی » می گویند» . (۱)

در مقدمه کتاب المجالس والمسایرات بعد از نقل نام قاضی نعمان آمده است: «والنسبه تدل علی انه عربی الاصل » ; (۲) یعنی کلمه «تمیمی » که در نام قاضی نعمان وجود دارد دلالت می کند که او اصالتا عرب است.

تاریخ ولادت قاضی نعمان به درستی معلوم نیست و همه کسانی که تاریخی را ذکر کرده اند، مبنای سخنشان حدس و گمان با اعتماد به قرائن و شواهد بوده است. «لایعرف تاریخ میلاده فلذلک عمد الباحثون الی التخمین والتقریب مثل قوتهایل (۳) و آصف فیضی اللذین قدراه بسنه ۲۵۹ه. وبسنه ۲۹۳. ولعله ولد بین سنه ۲۸۳ و ۲۹۰ق کما قدرنا بدورنا» . (۴)

قاضی نعمان خود در المجالس والمسایرات می گوید: «و خدمت المهدی بالله – صلوات الله علیه – من آخر عمره تسع سنین و شهورا وایاما» . (۵)

مهدی در سال ۳۲۲ق فوت کرده است; بدین ترتیب قاضی نعمان در حدود ۳۱۳ق به خدمت مهدی درآمده است و بنا به قاعده، در آن زمان حداقل، بیست سال داشته و در ۲۹۳ق تولد یافته است. فرهاد دفتری می گوید: «قاضی نعمان که در حدود سال ۲۹۰ق به دنیا آمده بود، در ۳۱۳ق به خدمت عبیدالله مهدی درآمد» . (۶)

مکان تولد قاضی نعمان همانند زمان آن مشخص نیست. زرکلی می گوید: «من اهل قیروان مولدا و منشا» ; (۷) اما دلیلی برای این گفته ذکر نمی کند. در مقدمه المجالس والمسایرات آمده است که «ونرجح ذلک لان اباه دفن بها بباب سلم عن سن عالیه (مائه واربع سنین) سنه ۳۵۱ق حسب کلام ابن خلکان » . (۸)

از خانواده قاضی نعمان نیز اطلاعاتی در دست نیست، به جز اشاره هایی که در بعضی منابع به پدر او شده است. ابن خلکان می گوید: «وکان والده ابوعبدالله محمد قد عمر ویحکی اخبارا کثیره نفیسه حفظها وعمره اربع سنین وتوفی فی رجب سنه احدی وخمسین وثلاث مائه وصلی علیه ولده ابوحنیفه المذکور ودفن فی باب سلم وهو احد ابواب القیروان وکان عمره مائه واربع سنین » . (۹)

این تعابیر نشان می دهد که پدر قاضی نعمان عمری طولانی داشته و اهل علم و فضل بوده و روایات بسیاری را از برداشته است. در مقدمه المجالس والمسایرات آمده است: «ولعل اباه کان داعیا من دعاه الفاطمیین، حسب ما تشعر به عباره ابن خلکان نقلا عن ابن زولاق: ابوحنیفه النعمان بن محمد الداعی، فعباره الداعی قد تعنی الوالد ایضا» ; (۱۰) تعبیر «داعی » که ابن خلکان در نام قاضی نعمان آورده است، ممکن است صفت محمد نیز باشد، یعنی پدرش داعی اسماعیلی بوده است. فرهاد دفتری می گوید: «آنچه مسلم است این است که پدرش پیش از سال ۳۱۱ق به کیش اسماعیلی گرویده بود» . (۱۱) البته وی هیچ دلیلی برای این مطلب ذکر نمی کند. (۱۲)

در مورد فرزندان قاضی نعمان نیز این نکته اهمیت دارد که آنان وارث علم و فضل پدر بودند. قاضی دو پسر داشت که در مغرب متولد شدند و در مصر وفات یافتند. فرزندان قاضی نعمان بر مسند پدر تکیه زدند و قضاوت در دستگاه فاطمی تا سال ۴۴۱ق در این خاندان باقی ماند.

عموم تذکره نویسان وفات قاضی نعمان را در ماه رجب سال ۳۶۳ ق ذکر کرده اند، اما بعضی دیگر ماه جمادی الآخر همان سال را ذکر می کنند. در مقدمه المجالس والمسایرات نیز همین قول پذیرفته شده است; آصف فیضی می گوید: «وتوفی بالقاهره فی ۲۹ من جمادی الثانیه سنه ۳۶۳ وصلی علیه الامام المعز لدین الله » . (۱۳)

عظمت مکانی و جایگاه رفیع قاضی نعمان وعلاقه وارادت فراوان خلیفه بافضل فاطمی به او، خلیفه را بر آن داشت تا خود، قاضی را در تابوت بگذارد و بر او نماز بخواند: «حزن المعز لموته و اضجعه فی التابوت و دفنه فی داره بالقاهره » . (۱۴)

موقعیت علمی

نام قاضی نعمان همواره با تعریف و تمجید فراوان و ستودن مقام شامخ علمی او همراه بوده است. تمام متونی که سرگذشت او را ذکر کرده اند، حتما این نکته را یادآور شده اند که او نه تنها در زمان خود، که در طول تاریخ اسماعیلیه فقیهی ممتاز و یگانه به شمار می رفته است. حتی تذکره نویسانی که مذهب او را قبول ندارند و او را باطنا زندیق می شمارند، نتوانسته اند فضل و علم او را انکار کنند.

ابن خلکان، به نقل از تاریخ امیرمختار مسبحی، می گوید: «کان من اهل العلم والفقه والدین والنبل علی ما لامزید علیه وله عده تصانیف » . (۱۵)

آصف فیضی می گوید: «کان القاضی النعمان رجلا ذا مواهب عدیده، غزیر العلم، واسع المعرفه باحثا محققا مکثرا فی التالیف عادلا فی احکامه » . (۱۶)

یافعی می گوید: «کان من اوعیه العلم والفقه والدین » . (۱۷)

قاضی نورالله شوشتری می گوید: «در غایت فضل و از اهل قرآن و عالم به معانی آن بود و عالم بود به وجوه فقه و اختلاف فقها و عارف بود به وجوه لغت و شعر و تاریخ، و به حلیه عقل و انصاف آراسته بود و در مناقب اهل بیت چندین هزار ورق تالیف نموده بود به نیکوترین تالیفی و لطیف ترین سجعی » . (۱۸)

احمد بن عثمان ذهبی، که خود سنی است، می گوید: «وله ید طولی فی فنون العلم والفقه والاختلاف ونفس طویل فی البحث فکان علمه وبالا علیه » . (۱۹)

فعالیت های سیاسی اجتماعی

قاضی نعمان در دستگاه فاطمیان وظایف خطیری چون قاضی القضاتی را برعهده داشته است. قاضی از ابتدای دعوت فاطمیان همراه آنان بود و چهار خلیفه فاطمی را خدمت کرد. تالیفات قاضی نعمان از عوامل مهم تحکیم پایه های حکومت فاطمی به شمار می روند. به تعبیر آقای حسینی جلالی، محوریت اندیشه و خطدهی فکری با قاضی نعمان بود، به همان سان که خلفای فاطمی مدار حرکات سیاسی بودند. (۲۰)

وی خدمات قاضی نعمان را با استفاده از آنچه خودش در المجالس والمسایرات نقل کرده است، چنین ذکر می کند:

از سال ۳۱۳ تا ۳۲۲ ق مؤلف مسئولیت رساندن اخبار را به عبیدالله وقائم عهده دار بوده است. من نمی دانم که این مسئولیت دقیقا چه کاری بوده است; احتمال دارد که صرف خدمت یا مراقبتی بوده است.

از سال ۳۲۲ تا ۳۳۴ق در زمان خلیفه دوم فاطمی، القائم بامرالله، مؤلف همان مسئولیت رساندن اخبار را به خلیفه به عهده داشت و به استنساخ کتب برای اسماعیل فرزند قائم نیز می پرداخت.

از سال ۳۳۴ تا ۳۴۱ق هنگامی که اسماعیل خلیفه سوم فاطمی شد و لقب ابی طاهر المنصور بالله را بر خود نهاد، جایگاه مؤلف تا قضاوت ارتقا یافت. خود می گوید: «من اولین کس بودم که منصب قضاوت را به من داد ونامم را بلند گردانید و مقامم را نکو داشت » . (۲۱)

از سال ۳۳۴ تا ۳۳۷ق منصور او را قاضی شهر طرابلس کرد.

در سال ۳۴۱ق در عهد معز، خلیفه چهارم فاطمی، شوکت و عظمت نعمان افزایش یافت، چرا که نعمان قبل از خلافت وی با او ارتباط وثیقی داشت. «آنچه را می خواستم به عرض منصور بالله برسانم، ابتدا به معز لدین الله عرضه می کردم; اگر نظر او مساعد بود، انجام می دادم و آنچه را نمی پسندید ترک می کردم » . (۲۲)

همین پیروی مطلق ازمعز راه را برای وصول نعمان به مراتب بالا در دولت فاطمی هموار کرد و او را از بزرگان اندیشه اسماعیلی قرار داد. قاضی از فرصت به دست آمده بهترین استفاده را برد و بسیاری از کتاب هایش را در این دوره منتشر کرد.

در سال ۳۶۲ق معز به مصر نقل مکان کرد و رکن مستحکم خلافت فاطمی شد. نعمان نیز همراه او به مصر رفت و معز با کمک های فکری او، پایه های حکومت را بر مبنایی اسلامی و شیعی استوار کرد و شهر قاهره را بنیان نهاد.

در سال ۳۶۳ق – کم تر از یک سال بعد از ورود به مصر – قاضی نعمان درگذشت. (۲۳)

باید توجه داشت که هرچند آثار زیادی از قاضی نعمان برجای مانده اما بسیاری از جوانب زندگی او بر ما مخفی است و اطلاع چندانی از آن در دست نداریم.

خدمات فرهنگی

یکی از جنبه های بسیار برجسته شخصیت قاضی نعمان اهتمام او به نویسندگی است. او به دلیل تالیفات فراوان، در زمره پرکارترین نویسندگان فاطمی قرار گرفته است. هنوز هم کتاب های او در میان گروه هایی از اسماعیلیه متداول است.

فرهاد دفتری می گوید:

قاضی نعمان نویسنده ای پرکار بود. بیش از چهل رساله به نام او ثبت کرده اند. ظاهرا وی بیشتر عمر خود را به تصنیف و تالیف آثار متعدد خود در فقه و نیز موضوعات دیگری از قبیل تاریخ، تاویل و حقایق گذرانیده است. از قرار معلوم و به روایت داعی ادریس، در هر آنچه که نوشته مشورت و رای امامان همزمان خویش را خواستار شده است واساسا در نتیجه این سنت و روش کار بوده است که اسماعیلیان چنان مرجعیت رفیع و احترامی برای وی قائل هستند. (۲۴)

دکتر مصطفی غالب در مورد اهمیت کتب قاضی نعمان می گوید: «وتعتبر مؤلفاته من الدعائم القویه التی رکز علیها المذاهب الاسماعیلی ولا تزال کتبه حتی یومنا هذا من اقوم الکتب لدی الاسماعیلیه » . (۲۵)

خلیفه فاطمی المعز لدین الله درباره اهمیت آثار قاضی نعمان گفته است: «من اتی بعشر عشیر ما اتی به النعمان ضمنت له عندالله الجنه » . (۲۶)

دقت در موضوعات مختلف کتاب های قاضی نعمان و سبک نگارش و فصل بندی کتب و روانی نوشته های او ما را به این مهم رهنمون می شود که نویسنده از توانایی علمی بسیار بالا و قدرت تالیف بی مانندی برخوردار بوده است. (۲۷)

تعداد آثار و تالیفات قاضی نعمان را مختلف نقل کرده اند. «ایوانف کتابهای او را ۴۵ اثر دانسته است ولی به این که این کتب در کجاست اشاره ای نکرده است » . (۲۸)

«پونا والا، نویسنده اسماعیلی، تعداد کتاب های او را ۶۲ عدد می داند» . (۲۹)

فراوانی آثار قاضی نعمان، با توجه به مناصبی که داشته، جنبه ای قابل توجه در کار اوست. به علاوه، قاضی نعمان در میدان های مختلف قلم زده است: فقه، تاریخ، تاویل، عقاید، وعظ و ردیه بر مخالفان. مصطفی غالب به نقل از ایوانف کتب قاضی نعمان (۳۰) را چنین برمی شمارد: (۳۱)

یازده کتاب در فقه: ۱. کتاب الایضاح، ۲. مختصرالایضاح، ۳. کتاب الاخبار فی الفقه، ۴.مختصر الآثار فیما روی عن الائمه الاطهار، ۵. الاقتصار، ۶. القصیده المنتخبه، ۷. دعائم الاسلام و ذکر الحلال والحرام والقضایا والاحکام، ۸. منهاج الفرائض، ۹. الاتفاق والافتراق، ۱۰. المقتصر، ۱۱. الینبوع.

سه کتاب در اخبار: ۱. شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار، ۲. قصیده ذات المحنه، ۳. قصیده ذات المنن.

۲. تاویل الشریعه، (۳۳) ۳. اساس التاویل، ۴. شرح الخطب التی لامیرالمؤمنین علی، ۵. کتاب التوحید والامامه، ۶. اثبات الحقائق فی معرفه توحید الخالق، ۷. حدود المعرفه فی تفسیر القرآن و التنبیه علی التاویل، ۸. نهج السبیل الی معرفه علم التاویل، ۹. الراحه والتسلی.

پنج کتاب در رد مخالفان: ۱. اختلاف اصول المذاهب، (۳۴) ۲. الرساله المصریه فی الرد علی الشافعی، ۳. الرد علی ابن سریبح البغدادی، ۴. ذات البیان فی الرد علی ابن قتیبه، ۵. دامع الموجز فی الرد علی العتقی.

چهارده کتاب در عقاید: ۱. القصیده المختاره، ۲. کتاب الهمه فی آداب اتباع الائمه، ۳. کتاب الطهاره، ۴. الارجوزه، ۵. مفاتیح النعمه، ۶. کتاب الدعاء، ۷. کتاب عباده یوم ولیله، ۸. کیفیه الصلاه علی النبی، ۹. التعقیب والانتقاد، ۱۰. کتاب الحلی والثیاب، ۱۱. کتاب الشروط، ۱۲. منامات الائمه، ۱۳. تاویل الروایات، ۱۴. التفریع والتصنیف.

پنج کتاب در وعظ و تاریخ: ۱. رساله الی المرشد الداعی بمصر فی تربیه المؤمنین، ۲. کتاب المجالس والمسایرات والمواقف والتوقعیات، ۳. معالم الهدی، ۴. المناقب لاهل بیت رسول الله، ۵. افتتاح الدعوه.

تقریبا نیمی ازاین کتب اکنون موجودند وبقیه یا ازبین رفته اند و یا در دسترس نیستند.

کتب موجود قاضی نعمان را حسینی جلالی چنین برشمرده است: ۱. الاخبار، ۲. اختلاف اصول المذاهب، ۳. الارجوزه المختاره، ۴. اساس التاویل، ۵. افتتاح الدعوه، ۶. الاقتصار، ۷. الایضاح، ۸. تاویل الشریعه، ۹. تربیه المؤمنین بالتوقیف علی حدود باطن الدین (تاویل الدعائم)، ۱۰. تقویم الانام، ۱۱. التوحید، ۱۲. دعائم الاسلام فی مسائل الحلال والحرام والقضایا والاحکام (معروف ترین کتاب نعمان)، ۱۳. ذات البیان، ۱۴. الراحه والتسلی، ۱۵. الرساله المذهبیه فی العقائد الاسماعیلیه، ۱۶. شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار، ۱۷. الطهارات، ۱۸. قصیده فی الامام الحسین، ۱۹. المجالس والمسایرات، ۲۰. مختصر الآثار فیما روی عن الائمه الاطهار، ۲۰. مفاتیح النعمه، ۲۲. المناقب والمثالب، ۲۳. المنتخبه (قصیده ای فقهی)، ۲۴. منهاج الفرائض، ۲۵. الهمه فی آداب اتباع الائمه، ۲۶. الینبوع، ۲۷. کتاب یوم ولیله فی الصلاه المفروضه.

اما آثار مفقود قاضی نعمان عبارت اند از:

۱. الآثار النبویه، ۲. الاتفاق والافتراق، ۳. اصول الحدیث، ۴. الامامه، ۵. البلاغ الاکبر والناموس الاعظم (درباره اصول دین)، ۶. تاویل القرآن، ۷. التفریع والتصنیف لمن لایعلم العلم، ۸. الدامع الموجز فی الرد علی العتکی، ۹. الدعاء، ۱۰. الرد علی الخوارج، ۱۱. ذات المحنه، ۱۲. ذات المنن، ۱۳. الرساله المصریه فی الرد علی الشافعی، ۱۴. کیفیه الصلاه علی النبی، ۱۵. کتاب فیما رفضته العامه من کتاب الله وانکرته، ۱۶. معالم الهدی، ۱۷. نهج السبیل الی معرفه علم التاویل، ۱۸. التعقیب والاتحاد، ۱۹. الحلی والثیاب، ۲۰. الشروط، ۲۱. منامات الائمه، ۲۲. رساله الی المرشد الداعی بمصر فی تربیه المؤمنین، ۲۳. المغازی. (۳۵)

معرفی اجمالی چند اثر مهم قاضی نعمان

۱. دعائم الاسلام: مهم ترین اثر قاضی نعمان کتابی است با نام دعائم الاسلام و ذکر الحلال والحرام والقضایا والاحکام. این کتاب، اثری فقهی و بیشتر نقل حدیث (۳۶) است و به اختلاف روایات اشاره ای ندارد. امروزه این کتاب یکی از مصادر مهم حدیثی و فقهی اسماعیلیه و همین طور شیعه اثناعشری است. فرهاد دفتری می گوید:

یکی از اساسی ترین تالیفات قاضی نعمان در باب فقه کتاب دعائم الاسلام است که به خواهش معز که شخصا بر نوشتن آن نظارت دقیق داشت، نوشته شده است. دعائم که منبع اصلی مطالعه فقه اسماعیلی فاطمی است، از زمان معز به بعد سند و قانون نامه رسمی فقهی اسماعیلیان فاطمی شد و هنوز هم مهم ترین متن فقهی برای اسماعیلیان طیبی از جمله اسماعیلیه بهره است. دعائم از دومجلد تشکیل شده است: جلد اول درباره عبادات است و از هفت ستون دین اسلام (بنابر مذهب اسماعیلیه) یعنی ولایت، طهارت، صلات، زکات، صوم، حج و جهاد بحث می کند. بدین ترتیب، اسماعیلیان فاطمی به عنوان اهل تشیع، ولایت وطهارت را به ارکانی که مورد شناخت اهل تسنن قرار گرفته بود اضافه کردند. جلد دوم دعائم درباره معاملات، یعنی اموردنیوی است، مانند خوراک، لباس، وصایا، ارث، نکاح و طلاق. (۳۷)

۲. افتتاح الدعوه: (۳۸) این کتاب یکی از مصادر مهم تاریخ فاطمیان است. فرحات الدشراوی در مقدمه افتتاح الدعوه می گوید: «برایم روشن است که الافتتاح مهم ترین و اصلی ترین منبع برای شناخت وضعیت فاطمیان در مغرب است; کلید فهم مجهولات تاریخی فاطمیان در سرزمین ما و روشنگر حقیقت دعوت آنان و نمایانگر نور تمدنی است که در عهد آنان جلوه گر شده است » . (۳۹)

«افتتاح نص اصلی روایت تاریخ مربوط به پیدایش دعوت فاطمیان در مغرب است، یعنی ماخذ عمده ای که دیگر نقل های مربوط به قرون چهارگانه پنجم، ششم، هفتم و هشتم هجری از آن نشات گرفته اند» . (۴۰)

فرهاد دفتری در مورد افتتاح الدعوه می گوید: «این کتاب که تالیف آن در ۳۴۶ق به پایان رسیده، تاریخچه اوضاع و احوالی را که زمینه ساز استقرار خلافت فاطمی بوده است، دربردارد و منبع عمده تمام نوشته های اسماعیلی (و بعضی از نوشته های غیر اسماعیلی) درباره این موضوع است » . (۴۱)

۳. المجالس و المسایرات والمواقف والتوقیعات: این کتاب که بیشتر جنبه تاریخی دارد، در پی بیان مسائلی است درباره چهار خلیفه نخست فاطمی مخصوصا «معز» . (۴۲)

قاضی در مقدمه این کتاب می گوید: «وان اذکر فی هذا الکتاب ما سمعته من المعز من حکمه وفائده وعلم ومعرفه عن مذاکره فی مجلس او مقام او مسایره وما تادی الی من ذلک عن بلاغ او توقیع او مکاتبه » . (۴۳)

قاضی نعمان تاریخ هر مجلس را دقیقا نقل می کند و این از نکات جالب این کتاب است. کتاب فوق که برای شناخت زندگی و افکار نخستین خلفای فاطمی بسیار مفید است، به خوبی جایگاه خود قاضی نعمان را نیز در دستگاه فاطمی نمایان می سازد. نکات دیگری نیز در این کتاب مطرح شده است، همانند: (۴۴)

الف) بعضی از مسائل عقیدتی، مثل امامت، مسائلی در ظاهر و باطن و… ;

ب) مشکلاتی که فاطمیان در راه گسترش دعوت خود با آن مواجه بودند;

ج) میزان دانش ومعلومات مهدی، قائم، منصور ومعز وسیاست داخلی وخارجی آنان.

۴. شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار: این کتاب که در شانزده جزء تالیف شده، کتابی است روایی که قاضی نعمان در آن، همانند کتاب دعائم الاسلام، احادیثی را که امامان اسماعیلیان فاطمی از پیامبر روایت یا تایید و تصدیق کرده اند و نیز احادیثی را که از خود امامان مورد قبولشان روایت شده، مانند احادیث منقول از امام جعفر صادق (ع)، جمع آوری کرده است.

قاضی نعمان در این کتاب به نقاط مهم زندگی اهل بیت (ع) از حضرت علی (ع) تا امام جعفر صادق (ع) اشاره کرده و در مورد فضایل امام علی (ع) و دیگر ائمه اهل بیت (ع) به نحو مبسوط سخن گفته و شبهات مخالفان را پاسخ داده است. وی در این کتاب، پس از بیان حالات و فضایل ائمه به فرقه های به وجودآمده بعد از امام صادق (ع) اشاره و به نوعی آنها را رد می کند. (۴۵)

۵. تاویل الدعائم: این کتاب در بیان تاویل باطنی احکام و فرایضی است که در کتاب دعائم الاسلام آمده است. این کتاب از مهم ترین کتاب های تاویلی اسماعیلیه و شاید اولین تالیف در تاویل احکام یعنی تاویلات فقهی است. قاضی نعمان در کتب تاویلی خود حد وسط را پیموده است، یعنی در تاویل و باطنی گری افراط نکرده است. به تعبیر مصطفی غالب: «وتمتاز مؤلفات القاضی النعمان بعدم الاغراق فی التاویل الذی نلمسه فی کتب الدعاه الاسماعیلیه التی وضعوها فی ادوار الستر» . (۴۶)

قاضی نعمان پیش از این که این کتاب را به پایان برساند، درگذشت. وی تقریبا نیمی از مطالب طرح شده در دعائم، یعنی تا پایان کتاب جهاد را که آخر جلد اول کتاب دعائم الاسلام است، در تاویل الدعائم بیان کرده است.

مذهب قاضی نعمان

مهم ترین مسئله درباره زندگانی قاضی نعمان مذهب اوست. از آن جا که قاضی یک خصیت برجسته وصاحب آثار ارزشمندی است، مسلما مذهب او در شناخت وی و آثارش تعیین کننده و راهگشا خواهد بود.

در مورد مذهب قاضی نعمان اختلافات فاحشی در اقوال و نظریات بزرگان دیده می شود. ظاهر امر از اسماعیلی بودن وی حکایت می کند، چرا که او سال های طولانی در دمت خلفای فاطمی بوده و در دربار آنان منصب قاضی القضاتی را برعهده داشته است. به هر حال، اگرچه کشف حقیقت کاری است مشکل، اما برآنیم تا با برشمردن دلائل، شواهد و قرائن بدان حقیقت تقرب جوییم.

سیر تاریخی مسئله

الف) پیش از ورود به حکومت فاطمیان

اگرچه اختلاف اصلی در مذهب قاضی نعمان بعد از ورود وی به دستگاه حکومتی فاطمیان است، اما نسبت به قبل از آن نیز اختلافاتی وجود دارد که فهرست وار بدان اشاره می کنیم.

۱. مالکی بودن: عموم منابع قاضی نعمان را مالکی دانسته اند. ابن خلکان می گوید: «انه کان مالکیا ثم تحول امامیا» . (۴۷)

علامه مجلسی هم به تبع ابن خلکان می گوید: «کان مالکیا اولا ثم اهتدی وصار امامیا» . (۴۸)

فرهاد دفتری نیز می گوید: «قاضی نعمان نیز در اوایل زندگی و پس از تعلیم یافتن به عنوان یک فقیه مالکی به دین اسماعیلی درآمد» . (۴۹)

۲. اسماعیلی بودن: بعضی از منابع و مراجع اسماعیلی، قاضی را از همان ابتدا اسماعیلی دانسته اند. در مقدمه کتاب المجالس والمسایرات آمده است: «ونحن نستبعد ان یکون النعمان قد تمذهب منذ اول عمره بغیر المذهب الاسماعیلی; ذلک لان دخوله فی خدمه الدوله الفاطمیه کان مبکرا» . (۵۰)

۳. حنفی بودن: ابن تغری بردی (ت ۸۷۴ق) بر آن است که قاضی نعمان در ابتدا حنفی بود، و چنین استدلال کرده است که «لان المغرب کان یوم ذلک غالبه حنفیه » . (۵۱) البته این مطلب نمی تواند درست باشد، چرا که طبق شواهد تاریخی، مذهب رایج آن زمان مغرب، مالکی بوده است.

ب) پس از ورود به حکومت فاطمیان

همان طور که پیش تر اشاره شد، کسی که در خدمت اسماعیلیان بوده، قاعدتا اسماعیلی بوده است; اما این که چرا اکنون درباره مذهب قاضی چنین اختلاف نظر فاحشی وجود دارد و سرچشمه این اختلافات کجاست، نیازمند تتبع در سیر تاریخی مسئله و خاستگاه های این اقوال مختلف است.

۱. اسماعیلی بودن

۱- ۱. در متون اسماعیلی

تمام منابع اسماعیلی قاضی نعمان را از خود دانسته و همیشه با عزت و احترام از او یاد کرده و کتبش را از متون معتبر اسماعیلیه شمرده اند. قبل از نقل اقوال در مورد اسماعیلی بودن قاضی نعمان به این نکته اشاره می کنیم که برای قضاوت در مورد مذهب قاضی نعمان، ارادت فراوان خلفای فاطمی و مخصوصا معز نسبت به وی و تعریف وتمجیدهای مبالغه آمیز و فراوان از او را نباید از خاطر دور نگهداشت و باید برای آن جایگاه خاصی را در نظر گرفت.

ابن زولاق (ت ۳۸۷ق) در تاریخ خود گفته است: «ان النعمان بن محمد القاضی کان فی غایه الفضل من اهل القرآن والعلم بمعانیه وعالما بوجوه الفقه وعلم اختلاف الفقهاء واللغه والشعر والمعرفه بایام الناس مع عقل و انصاف » . (۵۲)

حمیدالدین کرمانی (ت بعد از ۴۱۱) داعی بزرگ اسماعیلی در مقام بیان کتبی که باید پیش از راحه العقل خوانده می شود، هفت کتاب از کتاب های قاضی نعمان را نام می برد: «ومن الکتب المؤلفه الجامعه لظاهر العباده المتعلقه بالعمل مثل کتاب الطهاره للقاضی النعمان بن محمد و کتاب الدعائم و کتاب الاقتصار و الاختصار وفی اثناء ذلک المغازی وشرح الاخبار وکتاب المناقب والمثالب » . (۵۳)

دیگر داعی بزرگ اسماعیلی، المؤید فی الدین هبه الله شیرازی (ت ۴۷۰ق)، می گوید: «انه کان یعقد مجلسا خاصا کل یوم خمیس یقرا فیه علی السلطان ابی کالیجار البویهی فصلا من کتاب دعائم الاسلام » . (۵۴)

ابراهیم بن حسین حامدی (ت ۵۵۷ق) می گوید: «کما ذکر سیدنا النعمان وسیدنا حمیدالدین – قدس الله سرهما – عن مولانا الصادق » . (۵۵)

علی بن محمد الولید (ت ۶۱۲ق) نیز درباره دعائم الاسلام قاضی نعمان می گوید: «وقد جاء فی ذلک من الاخبار الصحیحه المسنده عن الرسول ما فیه کفایه، فلینظر فیها من اراد کشفها من مکانها فی کتاب دعائم الاسلام » . (۵۶)

ارادت داعی ادریس (ت ۸۷۲) به قاضی نعمان نیاز به ذکر ندارد. سرتاسر جلد ششم عیون الاخبار مملو از تمجید و تعریف از قاضی نعمان است: «وکان للقاضی النعمان بن محمد مع الائمه اللذین عاصرهم المکان المکین والمنزل القرین » . (۵۷) «وفضائل القاضی النعمان بن محمد مشهوره ومناقبه ماثوره مذکوره » . (۵۸) متاخران اسماعیلی، مثل مصطفی غالب و عارف تامر و دیگران، با تلاش خود در راه انتشار آثار قاضی نعمان موقعیت خاص او در اسماعیلیه را به خوبی نمایان کرده اند.

۲- ۱. در متون امامیه

در میان این اقوال، توجه به نظریات بعضی از بزرگان شیعه اثناعشری که همین دیدگاه را دارند، ما را در فهم بهتر سیر تاریخی این مسئله یاور خواهد بود. ابن شهر آشوب (ت ۵۸۸ق)، که قدیم ترین مرجع شیعی است که نامی از قاضی نعمان به میان آورده است، می گوید: «القاضی النعمان بن محمد لیس بامامی وکتبه حسان » . (۵۹) صاحب نقد الرجال (ت ۱۰۱۵ق)، مقدس اردبیلی (ت ۱۱۰۱ق)، و صاحب منتهی المقال (ت ۱۲۱۶ق) نیز دقیقا همین عبارت معالم العلماء را نقل کرده اند. (۶۰)

آیت الله خویی می گوید که صاحب جواهر (ت ۱۲۶۶) در باب «من فاتته صلوات متعدده » گفته است که: «ان دعائم الاسلام مطعون فیه وفی صاحبه » (۶۱) و در ادامه می افزاید که در دعائم الاسلام قاضی نعمان فروعی بر خلاف مذهب امامیه وجود دارد. هرچند محدث قمی کوشیده است تا او را شیعه امامی نشان دهد، اما این مطلب ثابت نشده است. این مرد مجهول الحال است. حتی اگر بپذیریم که او شیعه است باز هم کتاب دعائم الاسلام وی غیرمعتبر خواهد بود، چرا که تمامی روایاتش مرسل اند» . (۶۲)

افندی (ت ۱۱۳۰ق) مطلب را با دقت و تحلیل بهتری بیان کرده، می گوید: «نهایت چیزی که از کلام ابن خلکان و دیگرانی که چون او سخن گفته اند به دست می آید این است که این قاضی بعد از این که مالکی بوده، امامی شده است، اما این که اثناعشری شده باشد، فهمیده نمی شود» . (۶۳) موسوی خوانساری (ت ۱۳۱۳) نیز چنین می گوید: «ظاهر این است که او از امامیه حقه نیست، اگرچه در کتاب هایش تمایل به سیره و روش اهل بیت به چشم می آید» . (۶۴)

۳- ۱. در متون اهل سنت

بعضی از بزرگان عامه نیز همین دیدگاه را درباره قاضی نعمان داشته اند. شمس الدین ابوعبدالله احمد بن عثمان ذهبی (ت ۷۴۸ق) می گوید: «کان مالکیا فارتد الی مذهب الباطنیه » . (۶۵) و «ابوحنیفه النعمان بن محمد المغربی الرافضی وله تصانیف کثیره تدل علی زندقته » . (۶۶) ابن حجر عسقلانی نیز چنین می گوید: «کان مالکیا ثم تحول امامیا وولی قضاء المعز العبیدی وصنف لهم التصانیف علی مذهبهم وفی تصانیفه ما یدل علی انحلاله » . (۶۷) ابن تغری بردی (ت ۸۷۴ق) می گوید: «والنعمان بن محمد ابوحنیفه المغربی الباطنی قاضی مملکه المعز» . (۶۸) ابن عماد حنبلی نیز می گوید: «القاضی ابوحنیفه الشیعی ظاهرا، الزندیق باطنا قاضی قضاه الدوله العبیدیه » . (۶۹)

۲. شیعه اثنا عشری بودن

در کتاب های رجالی متقدم اثناعشری مثل رجال کشی (ت قرن چهارم) و طوسی (ت ۴۶۰ق) و نجاشی (ت ۴۵۰ق) نامی از قاضی نعمان به میان نیامده است. همچنین است بعضی از کتاب های رجالی متاخرتر مثل رجال علامه حلی (ت ۷۲۶ق)، رجال ابن داود (ت ۷۰۷ق) و تهذیب التهذیب (ت ۷۴۲) .

اولین کسی که تعبیر «امامی » را برای قاضی نعمان به کار برده، ابن خلکان (ت ۶۸۱) است: «کان مالکی المذهب ثم انتقل الی مذهب الامامیه » . (۷۰) یافعی (ت ۷۶۸ق) از قاضی نام برده اما به مذهب او اشاره نکرده است: «کان من اوعیه العلم والفقه والدین » . (۷۱) شیخ حر عاملی (ت ۱۱۰۴ق) می گوید: «کان مالکی المذهب ثم انتقل الی مذهب الامامیه » ; (۷۲) و پس از نقل مطالبی چند در پایان می گوید: «ذکر ذلک کله ابن خلکان » ; یعنی مستند گفته او نیز ابن خلکان است. همین نکته را قاضی نورالله شوشتری (ت ۱۰۱۹ق) نیز از ابن خلکان نقل کرده است. (۷۳)

جالب است بدانیم که شیخ حر عاملی، در وسائل الشیعه هیچ حدیثی را از دعائم نقل نکرده و کتاب قاضی نعمان را از منابع وسائل به شمار نیاورده است. محدث نوری این مسئله را چنین توجیه می کند که محتملا دعائم در دسترس ایشان نبوده است، و برای اثبات این مطلب قرائنی را برمی شمارد. اما با توجه به استناد بسیاری از فقها و اهل حدیث هم عصر حر عاملی به دعائم، مثل علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار، بعید به نظر می رسد که وی از آن اطلاعی نداشته است. شاید عدم نقل به سبب عدم اعتماد بر آن باشد. (۷۴)

علامه مجلسی (ت ۱۱۱۱ق) می گوید: «النعمان بن محمد ضعیف » ; (۷۵) اما دربحارالانوار چنین آورده است:

برای ما مشخص شد که این کتاب تالیف ابوحنیفه النعمان بن محمد منصور است که در ایام حکومت اسماعیلیان قاضی مصر بوده است. وی ابتدا مالکی بود، سپس هدایت گردید و امامی شد. بیشتر روایاتی که در این کتاب ذکر شده، موافق روایاتی است که در کتاب های مشهور ما نقل شده است; اما از ائمه بعد از امام صادق (ع)، به سبب ترسی که از خلفای فاطمی داشته، روایتی نقل نکرده، اما از ورای پرده های تقیه، حقیقت را آشکار کرده است. این مطلب برای کسی که با دقت در این کتاب تامل کند، روشن می شود. اخبار این کتاب مورد تایید و تاکید است. (۷۶)

بدین ترتیب، مجلسی تصریح می کند که او شیعه امامی است، اما از ترس خلفای فاطمی تقیه کرده و مذهبش را آشکار نکرده است. البته وی سخن ابن شهر آشوب را هم نقل می کند ولی درباره آن نظری نمی دهد.

سید بحرالعلوم (ت ۱۲۱۲ق) نیز همانند علامه مجلسی می گوید: «وکتاب الدعائم کتاب حسن جید، یصدق ما قد قیل فیه الا انه لم یرو فیه عمن بعد الصادق (ع) من الائمه، خوفا من الخلفاء الاسماعیلیه حیث کان قاضیا منصوبا من قبلهم بمصر لکنه قد ابدی – من وراء ستر التقیه – حقیقه مذهبه بما لا یخفی علی اللبیب » . (۷۷)

کاظمی، در بیان قائلان به عدم نجاست آب قلیل با ملاقات، گفته است: «در میان قدما، صاحب دعائم این نظر را دارد و این مرد، همان طور که از کتابش آشکار است، از افاضل شیعه بلکه امامیه است و آنچه در معالم ابن شهر آشوب آمده که ایشان امامی نبوده، مورد خدشه است » . (۷۸)

محدث نوری (ت ۱۳۲۱) اولین عالم اثناعشری است که به تفصیل در مورد مذهب قاضی نعمان و کتاب دعائم الاسلام سخن گفته و به وجوه مختلفی برای اثبات اثناعشری بودن او استدلال و گفتار مخالفان را نقد کرده است و حتی، به تعبیر آیت الله خویی: «محدث نوری، در اعتبار قاضی نعمان و این که او از امامیه راستین بوده مبالغه کرده است » . (۷۹) به هر حال، محدث نوری نیز بر اثناعشری بودن او پای می فشرد: «قاضی حقیقت امر را از پس پرده های تقیه نمایان کرده است. کسی که با دقت بنگرد این مسئله را درمی یابد. هیچ شکی در این نیست، بلکه حتی به دقت در نظر نیز احتیاجی نیست » . (۸۰)

مامقانی (ت ۱۳۵۱ق) می گوید: «ذکر ابن خلکان وابن کثیر الشامی انه کان من الفضلاء المشهورین وکان مالکیا ثم انتقل الی مذهب الامامیه… فما فی معالم ابن شهر آشوب من انه لم یکن امامیا اشتباه قطعا» . (۸۱)

شیخ عباس قمی (ت ۱۳۵۹) نیز کلام ابن خلکان را نقل و مسئله تقیه را مطرح کرده است و با اشاره به کلام محدث نوری، از نظر صاحب روضات اظهار تعجب می کند. (۸۲) آقابزرگ تهرانی درتایید شیعه بودن قاضی نعمان، (۸۳) شیوه تقیه اش را چنین توضیح می دهد:

از آن جا که او قاضی منصوب از طرف خلفای فاطمی بود، خلفایی که به امامت اسماعیل بن جعفر و سپس فرزندان او معتقد بودند، در نقل روایات تقیه می کرد و از ائمه بعد از امام صادق (ع) در کتب خودش صراحتا روایتی را نقل نمی کرد، اما با کنیه های مشترک این کار را کرده است. او با عنوان ابی الحسن از امام رضا (ع) و با عنوان ابی جعفر از امام جواد (ع) روایت نقل کرده است. (۸۴)

محمدتقی تستری نیز چنین می گوید: «روی عن الجواد بلفظ ابی جعفر موهما اراده الباقر (ع) به، یظهر من خبر فی آخر کتاب وقف دعائمه » . (۸۵) آقای سبحانی کلام ابن خلکان را که گفته است: «انتقل الی مذهب الامامیه » نقل کرده و سپس در پاورقی افزوده است که «ذهب آخرون الی انه لم یکن امامیا بل کان اسماعیلیا ویری السید بحرالعلوم بانه کان یخفی حقیقه مذهبه » . (۸۶) اگرچه ایشان به صراحت نظر خود را بیان نکرده است، اما چنین برداشت می شود که اثناعشری بودن قاضی را ترجیح داده است.

بررسی و برآیند سیر تاریخی

با دقت در اقوال ذکرشده، به راحتی می توان به این نتیجه رسید که مبنای گفته تمام کسانی که قاضی نعمان را اثناعشری مذهب دانسته اند، تنها کلام ابن خلکان است که گفته: «انتقل الی الامامیه » . از سوی دیگر، کسانی که قاضی نعمان را اسماعیلی می دانند به جهات متعددی، همانند خدمات صادقانه او به خلفای فاطمی، شواهد موجود در آثارش، خاندان و فرزندان او و نیز تصریح ابن شهر آشوب به این که «لیس بامامی » استناد کرده اند.

الف) درباره دو گفته متضاد ابن خلکان و ابن شهرآشوب توجه به چند نکته ضروری است:

۱. تقدم زمانی ابن شهر آشوب: ابن شهر آشوب متوفای سال ۵۸۸ق است، در حالی که ابن خلکان متوفای ۶۸۱ق است، یعنی حدود ۱۰۰ سال بعد و طبعا آن که متقدم تر است، هم مطلع تر است وهم کلامش معتبرتر.

۲. اتقان کلام ابن شهر آشوب: آشنایان با تاریخ و اهل تحقیق بر این مسئله واقف اند که ابن خلکان تنها یک فهرست نویس شافعی مذهب است و در چنین مسائلی به کلام یک تذکره نویس چندان نمی توان تکیه کرد. (۸۷) از سوی دیگر، اثناعشری بودن ابن شهر آشوب گواه آن است که او بهتر می تواند در مورد مذهب قاضی نظر دهد.

۳. دقت در تعبیر امامی: اگرچه امروزه تعبیر امامیه برای مذهب اثناعشری علم شده است، اما این دلیل نمی شود که ما در متون تاریخی نیز این تعبیر را دقیقا معادل اثناعشری بودن بدانیم. اگر بپذیریم که ابن خلکان در استفاده از تعبیر امامیه دقت کافی را داشته است باز هم باید توجه داشت که وصف امامیه گاهی در معنای خاص و گاهی در معنای عام به کار برده می شود. معنای عام امامیه، مطلق کسانی است که به امامت معتقدند، در مقابل کسانی که امامت ر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.