خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جلال آل احمد و غربزدگی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جلال آل احمد و غربزدگی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جرم ترک انفاق و ضمانت های اجرایی آن (قسمت دوم)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جرم ترک انفاق و ضمانت های اجرایی آن (قسمت دوم) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
33دقیقه
20ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 53

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم شامل 58 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وزش رحمت حق در فصوص الحکم :

بی شک “فصوص الحکم” همچون نگینی در میان آثار عرفانی جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است، این کتاب که نام آشنای همه سالکان طریق هدایت است ، دایره المعارفی عرفانی است که نویسنده اجل آن شیخ محیی الدین بن عربی اندلسی ملقب به “شیخ اکبر” مدعی است که آن را در ضمن یک رؤیای مبشره به سال ۶۲۷ در محروسه دمشق از دست مبارک حضرت رسول اکرم «صلی الله علیه وآله »، دریافت داشته و از جانب ایشان مامور انتفاع مردم به آن گشته است.
“فانی قدرایت رسول الله صلی الله علیه و سلم فی مبشره اریتها فی العشر الآخر من محرم سنه سبع و عشرون و ستمائه بمحروسه دمشق و بیده صلی الله علیه و سلم کتاب ، فقال لی: هذا کتاب فصوص الحکم، خذه و اخرج به الی الناس ینتفعون به، فقلت: السمع و الطاعه لله و لرسوله و اولی الامر منا کما امرنا” (۱) .
کتاب “فصوص” که حاوی نکات دقیق عرفانی – فلسفی و در نوع خود بی نظیر است در بیست و هفت “فص” تنظیم گردیده که از جمله آن “فص حکمه نفثیه فی کلمه شیثیه” می باشد که خلاصه ای از آن جهت آشنایی خوانندگان عزیز، تقدیم می گردد:
نفث در لغت به معنای آهسته دردمیدن است و در اصطلاح به معنای القای علوم و معارف و عطایای الهی در دل انبیاست. ابن عربی این “فص” را با تقسیم بندی عطایا و بخششهای الهی که بر دست بندگان و غیر بندگان ظاهر می شود، آغاز می کند.
وی ابتدا این عطایا و منح را بر دو قسم “عطایای ذاتیه” و “عطایای اسمائیه” تقسیم می نماید:
“اعلم ان العطایا و المنح الظاهره فی الکون علی ایدی العباد و علی غیر ایدیهم علی قسمین: منها ما یکون عطایا ذاتیه و عطایا اسمائیه.”(همان منبع، ص ۵۸)
عطایای ذاتیه را آن دسته از عطایا می داند که منشا آن ذات احدیت اله است که به هنگام تجلی در صورت استعداد ” متجلی له” ظاهر می گردد.
“… فاما المنح و الهبات و العطایا الذاتیه فلا تکون ابدا الا عن تجل الهی و التجلی من الذات لا یکون ابدا الا بصوره استعداد المتجلی له … .”(ص ۶۸)
و منشا عطایای اسمائیه هم اسمی از اسماء الهی است:
“و اما المنح الاسمائیه: فاعلم ان منح الله تعالی خلقه رحمه منه بهم، و هی کلها من الاسماء …”(ص ۶۴)
شیخ اکبر، محی الدین، در بخش دیگری از سخن به تقسیم دیگری از این عطایا می پردازد و می گوید که: “این عطایا چه ذاتی باشند و چه اسمائی، بعضی از روی درخواست و بعضی نیز بدون درخواست صورت می گیرد و آنکه از روی درخواست صورت می گیرد منحصر در دو نوع درخواست معین و درخواست نامعین است.”(ص ۵۸) العطایا (ذاتیه او اسمائیه):
۱- ما یکون عن سؤال:
الف) عن سؤال فی معین
ب) عن سؤال غیر معین
۲- ما لایکون عن سؤال
درخواست معین مثل آن است که کسی از خدا بخواهد فلان چیز خاص را به او عطا نماید و درخواست نامعین نیز صرف درخواست چیزی است که مصلحت او در آن است و این مصلحت را نیز جز خدا کس دیگری نمی داند.
آنگاه وی به تقسیم سائلان پرداخته آنان را نیز به دو گروه تقسیم می کند: بعضی را استعجال طبیعی به سؤال وامی دارد از آن جهت که “خلق الانسان عجولا”. و بعضی نیز چون می دانند که مورد درخواستشان نزد خداست و دسترسی به آن مقدور نیست مگر اینکه برآورده شدن آن را از وی بخواهند، از سر احتیاط و با فرض امکان تحقق خواسته از طریق سؤال، آن را از خداوند می خواهند می کنند و این در حالی است که شخص نمی داند در علم خداوند برای او چه مقدر گشته و استعداد او در قبول آن چقدر است. اصل استعداد برای سؤال و درخواست هم خود یک عطیه الهی است که اگر این عطیه نبود اصلا سؤالی نبود و از قضا از جمله غامضترین و مشکلترین امور این است که انسان بداند در هر زمانی استعداد چه چیزی را دارد و استعداد چه چیزی را ندارد تا متناسب با استعدادش از حق تعالی درخواست نماید:
“لانه من اغمض المعلومات الوقوف فی کل زمان فرد علی استعداد الشخص فی ذلک الزمان”.(ص ۵۹)
لذا غایت اهل حضور در این است که لااقل استعداد خویش را در همان زمانی که در آن واقعند بشناسند. اینان به واسطه حضورشان می دانند که خداوند در آن زمان به ایشان چیزی عطا نخواهد کرد و آنان پذیرای آن نخواهند بود مگر اینکه استعداد آن را از قبل داشته باشند. لذا کسانی که این چنینند به دو گونه می توانند استعداد خویش را کشف کنند، گروهی از روی قبولشان استعداد خود را کشف می کنند. – زیرا که قبول با استعداد مطابقت دارد و گروهی دیگر نیز از روی استعدادشان می فهمند که پذیرای چه خواهند بود. (۲)
“و هم صنفان، صنف یعلمون من قبولهم استعدادهم و صنف یعلمون من استعدادهم ما یقبلونه”.(ص ۵۹)
بنابراین طبیعی می نماید کسانی (۳) که به طریق لمی به استعداد خویش برای قبول امری پی برده اند دیگر نه از روی استعجال سؤال می کنند و نه به خاطر امکان تحقق آن از طریق سؤال; بلکه سؤال ایشان صرفا در امتثال امر حضرت حق است که فرمود: “ادعونی استجب لکم “; اینان همان بندگان خالص خدایند که به آنچه خدا برای آنان خواسته رضایند.
وی در بخش دیگر از این “فص” به تقسیم انواع سؤالات پرداخته ، می گوید: سؤال یا به قال است یا به حال و یا به استعداد، و در میان اینها سؤال به استعداد مخفی ترین آنهاست و صاحب استعداد، خود آن را مستقیما نمی شناسد بلکه از طریق حال به آن پی می برد; زیرا که حال باعث سؤال است و چون آدمی حال سؤال را می یابد از آنجا می فهمد که استعداد سؤال را داشته است. وی در این راستا به کسانی اشاره می کند که چون واقف به سر قدر هستند و می دانند که قضای الهی به چه چیز تعلق گرفته و عین ثابت ایشان ، در حال ثبوت، چه اقتضایی داشته، نظر به علمشان از سؤال و درخواست خودداری می کنند.
«فانه فی نفس الامر لابد من سؤال اما باللفظ او بالحال او بالاستعداد…. و الاستعداد من العبد لایشعر به صاحبه و یشعر بالحال لانه یعلم الباعث و هو الحال. فالاستعداد اخفی سؤال و انما یمنع هولاء من السؤال علمهم بان الله فیهم سابقه قضاء.) (ص ۶۰)
واقفان سر قدر نیز بر دو گروهند بعضی باجمال می دانند و بعضی دیگر بتفصیل و آنکه بتفصیل می داند برتر از آن است که باجمال می داند:
«…..فهم واقفون علی سرالقدر و هم علی قسمین: منهم من یعلم ذلک مجملا و منهم من یعلمه مفصلا و الذی یعلمه مفصلا اعلی و اتم من الذی یعلمه مجملا”.(ص ۶۰)
در هر حال وی معتقد است که انسان نباید تصور کند که اطلاع او بر احوال عین ثابته همانند علم و اطلاع خداوند بر آن اعیان است. زیرا علم انسان به اعیان ثابته در هر حال مسبوق به عنایت الهی است و حال آنکه علم خداوند ذاتی اوست و از قول حق تعالی در کتاب کریم که فرمود«حتی نعلم » نباید چنین پنداشت که علم حق، حادث است.
نویسنده فصوص الحکم، آنگاه مجددا به بحث عطایا باز می گردد و مطالب نسبتا جامعی را در خصوص حیثیت مرآتی انسان بیان می دارد و چنین می گوید که عطایای ذاتیه جز تجلی الهی نیستند و تجلی از ذات جز به صورت استعداد «متجلی له » نمی باشد:
«فاما المنح و الهبات و العطایا الذاتیه فلاتکون ابدا الا عن تجل الهی . و التجلی من الذات لا یکون ابدا الا بصوره استعداد المتجلی له …»(ص ۶۱)
بنابراین “متجلی له” جز صورت او، در آیینه حق چیز دیگری نمی بیند و ممکن هم نیست که ببیند، با اینکه یقین هم دارد که صورت خویش را جز در آیینه حق نمی توان دید. آنگاه نویسنده اشاره می کند که حق تعالی آیینه را مثل از برای تجلی ذاتی قرار داده است. خداوند آیینه ای است برای انسان تا نفس خویش را در آن بنگرد و انسان نیز آیینه ای است برای خدا تا حق تعالی در آن به تماشای اسماء و ظهور احکام آنها بنشیند و در هر حال جز حق چیزی نیست; مع ذلک برای بعضی از عارفان این سؤال پیش آمده که آنچه در آیینه است صورت عبد است یا صورت حق ؟ و در این خصوص عرفا به دو گروه تقسیم می شوند; بعضی از درک این امر اظهار عجز کرده و بعضی نیز به آن علم یافته ولی ترجیح داده اند که در این مورد سکوت کنند که از نظر محیی الدین «اعلی عالمان بالله » هم اینانند. وی سپس اعتراف می کند که چنین علمی جز برای خاتم رسولان و خاتم اولیا حاصل نمی شود و بقیه انبیا و رسولان نیز از مشکات خاتم رسولان و ولی خاتم بهره می گیرند; یعنی احدی از اولیا قادر به دیدن حق نیست مگر از مشکات ولی خاتم. حتی رسولان به هنگام مشاهده حق، او را نمی بینند مگر از مشکات خاتم اولیا.
«ولیس هذا العلم الا لخاتم الرسل و خاتم الاولیاء . و ما یراه احد من الانبیاء و الرسل الا من مشکاه الرسول الخاتم و لایراه احد من الاولیاء الا من مشکاه الولی الخاتم، حتی ان الرسل لایرونه – متی راوه الا من مشکاه خاتم الاولیاء.»(ص ۶۲)
در بخش دیگراز این «فص » ، ابن عربی به بحث ولایت و رسالت می پردازد. او خاتم رسولان را مظهر اسم جامع حق می داند که ظاهر او رسالت و باطن او ولایت است و همه اسما در تحت اسم جامع داخلند و نبوت همه انبیا ماخوذ از نبوت محمدی است و در وجود اوست که جریان نبوت به کمال می رسد و رسالت پیامبری در حضرت ایشان خاتمه می یابد اما مرتبه ولایت که باطن نبوت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.