اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 55
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت شامل 89 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت :
درآمد
امام رضا علیه السلام در طول حیات پر برکت خویش، احتجاجات و مناظرات بسیاری با پیروان ادیان و فرقه های گوناگون داشته که همگی سرشار از معارف حقه شیعی و مطالب نغز کلامی هستند و همواره دستمایه ای گرانبها برای متکلمین شیعی محسوب شده اند .
از جمله این مناظرات، گفتگویی است که امام رضا علیه السلام با راس الجالوت (۱) از عالمان یهود انجام داده است .
شایان ذکر است که امام رضا علیه السلام مناظرات متعددی با راس الجالوت داشته که چند مناظره را شیخ صدوق در التوحید و عیون اخبار الرضا علیه السلام نقل نموده است . ولی این مناظره در مناظره آن کتابها دیده نمی شود . در این مناظره، پس از آنکه امام رضا علیه السلام به سؤال راس الجالوت پاسخ داده، وی تسلیم حق گردیده و با گفتن شهادتین به دین مقدس اسلام گروید و بدین صورت تشیع خود را اعلام نموده است .
چند نفر از دانشمندان شیعی این حدیث را شرح کرده اند که قدیمی ترین آنها قاضی سعید قمی (متوفای ۱۱۰۴ق) است .
قاضی سعید در شرح خود ، پیرامون سند این حدیث چنین می گوید: «ثم ان فی الخبر الذی رواه اصحابنا و دار فی السنه اخواننا – رضوان الله علیهم – و اثبتوه فی دفاترهم من سؤال راس الجالوت … و انی بعد ما نصفت السبعین وکنت فی عشر الاربعین اطلعت علی هذه الروایه » . (۲)
میرزای قمی نیز در شرح خود بر این حدیث در مقدمه گوید: «فقد روی لی بعض اصحابنا . . عن الرضا علیه السلام روایه بحذف الاسناد وانها فی بعض الکتب ولم یحضره ولم یحضرنی اصله ایضا … والروایه هی هذه والعهده علی الراوی » .
شروح این حدیث:
حدود نه تن از عالمان شیعی بر این حدیث شرح نوشته اند که بعضی به صورت سنگی و حروفی به چاپ رسیده و برخی به صورت نسخه خطی در گنجینه کتابخانه ها نگهداری می شود .
خصوصیات این شروح چنین است:
۱ – شرح قاضی محمد سعید بن محمد مفید قمی معروف به قاضی سعید قمی متوفای ۱۱۰۴ق . شرح وی «الفوائد الرضویه » نام دارد و امام خمینی قدس سره تعلیقه ای بر آن نگاشته اند که در سال ۱۳۷۵ش توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره به چاپ رسیده است .
۲ – شرح میرزا ابوالقاسم بن حسن گیلانی قمی (متوفای ۱۲۳۱ق)، که چند نسخه از آن در کتابخانه مرعشی به شماره ۱۲۵۹ و ۵۳۲۸ و ۱۰۲۱۲ موجود است . و نسخه دیگری در کتابخانه مدرسه فیضیه به شماره ۸۱۸ موجود است .
۳ – شرح شیخ احمد بن زین الدین احسایی (متوفای ۱۲۴۳ق) که نسخه ای از آن در کتابخانه مرعشی به شماره ۱۰۳۵۸ (۳) ونسخه دیگری به شماره ۱۳۴۱ موجود است .
۴ – شرح شیخ محمد بن حاج محمدحسن مشهدی طوسی (۴) (متوفای ۱۲۵۷ق) .
۵ – شرح محمد اسماعیل بن محمد جعفر اصفهانی (متوفای ۱۲۸۰ق) .
۶ – شرح ملامحمد بن احمد بن ملامهدی نراقی ملقب به عبدالصاحب (۵) (متوفای ۱۲۹۷ق) (شرح حاضر) .
۷ – شرح ملاعبدالرحیم بن محمد یونس دماوندی که نسخه آن در کتابخانه مرعشی به شماره ۶۷۱۳ (۶) موجود است .
۸ و ۹ – دو شرح از عالمان مجهولی که نسخه آنها به شماره ۵۸۲ در کتابخانه دانشکده الهیات مشهد و شماره ۲۶۲ مرکز احیاء میراث اسلامی قم موجود است .
شرح عبدالصاحب نراقی
ملامحمد بن احمد بن مهدی نراقی ملقب به عبدالصاحب، از عالمان بزرگ قرن سیزدهم هجری به شمار می رود . عبدالصاحب در سال ۱۲۱۵ق در بیت علم و اجتهاد دیده به جهان گشود . از دوران کودکی به دنبال دست یازیدن به دانش و معارف اسلامی بود . او فرزند خلف پدر، مجتهدی جامع و دارای آثار گرانسنگ است .
عبدالصاحب در سال ۱۲۹۷ق در کاشان دعوت حق را لبیک گفت و شاهباز روحش به ملکوت اعلا پرواز کرد و در کنار قبر پدر بزرگوارش در نجف اشرف مدفون گردید .
آثار باقی مانده از عبدالصاحب نراقی عبارتند از:
۱ – انوار التوحید در علم کلام (۷)
۲ – المراصد ذات الفوائد در علم اصول، که نسخه ای از آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره ۱۳۸۴۷ موجود است . (۸)
۳ – مشارق الاحکام در علم اصول فقه (۹)
۴ – فرهنگ عبری، در فرهنگ لغات عبری . (۱۰)
۵ – فهرست کتاب سیف الامه که ملااحمد نراقی تالیف نموده بود . (۱۱)
۶ – فایل پاورپوینت کامل شرح حدیث راس الجالوت (رساله حاضر) این شرح تکمله ای است بر شرح ملامهدی نراقی (جد عبدالصاحب) که در آخر مشکلات العلوم آورده است .
تصحیح این شرح از روی نسخه های زیر صورت گرفته است:
الف: نسخه شماره ۵۸۹۳ کتابخانه حضرت آیت الله مرعشی، این نسخه دارای دوازده صفحه هفده سطری است .
ب: نسخه ای که در پایان مشکلات العلوم ملامهدی نراقی به چاپ رسیده است .
در تصحیح نسخه کتابخانه مرعشی با رمز «الف » اصل قرار داده شد و اختلافات نسخه چاپی با آن در حاشیه با رمز «ب » تذکر داده شده است .
متن حدیث نیز با شرح قاضی سعید قمی که با تعلیقه امام خمینی به چاپ رسیده، (۱۲) مقابله و تصحیح شده که با رمز «ج » مشخص شده است .
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، والصلوه والسلام علی محمد و آله الطاهرین . وبعد، یقول الراجی الی رحمه ربه الباقی محمد بن احمد بن محمد مهدی النراقی: ان بعض الفضلاء الازکیاء الاصدقاء سالنی عن بیان معنی هذا الحدیث الشریف الذی هو شبه المرموز سؤالا و جوابا، فاجبته مع قصور البال و اختلال الاحوال اذ لم یسعنی رده .
قال حفظه الله: ایها العالم الربانی، و العارف الصمدانی، و الکاشف لاسرار (۱۳) کلمات المعصومین صلوات الله علیهم اجمعین، المامول من الطاف جنابکم ان تمنوا علی ببیان معنی هذا الحدیث الشریف و شرحه و تبیینه علی وجه التفصیل .
وهذه عباره (۱۴) الحدیث:
سال راس الجالوت مولانا الرضا علیه السلام فقال: یا مولای، ما الکفر؟ وما الایمان؟ و ما الکفران؟ وما الجنه والنیران (۱۵) وما الشیطانان اللذان کلاهما مرجوان؟ وقد نطق کلام الرحمن بما قلت حیث قال فی سوره الرحمن: «الرحمن × علم القران × خلق الانسان × علمه البیان » . (۱۶)
فلما سمع الرضا علیه السلام کلامه لم یحر جوابا، و نکت باصبعه الارض و اطرق ملیا .
فلما رای راس الجالوت سکوته علیه السلام حمله علی عیه، (۱۷) و شجعته نفسه لسؤال آخر .
فقال: «یا رئیس المسلمین، ما الواحد المتکثر و المتکثر المتوحد الموجد و الموجد و الجاری المنجد و الناقص الزائد» .
فلما سمع الرضا علیه السلام کلامه (۱۸) و رای تسویل نفسه له، قال: «یا ابن ابیه، ای شی ء تقول، و ممن تقول، و لمن تقول؟ بینا انت انت صرنا نحن نحن . فهذا جواب موجز .
و اما الجواب المفصل فاقول اعلم (۱۹) ان کنت الداری و الحمدلله الباری . ان الکفر کفران; کفر بالله، و کفر بالشیطان، و هما الشیئان (۲۰) المقبولان المردودان، لاحدهما الجنه و للآخر النیران . (۲۱) و هما الشیئان (۲۲) المتفقان المختلفان و هما المرجوان، و نص به القران (۲۳) حیث قال تعالی شانه:
«مرج البحرین یلتقیان × بینهما برزخ لایبغیان × فبای آلاء ربکما تکذبان » . (۲۴)
ویعلم قولنا من کان من سنخ الانسان وبما قلنا یظهر جواب باقی (۲۵) سؤالاتک، والحمدلله الرحمن، و الصلاه علی رسوله المبعوث الی الانس و الجان، و لعنه الله علی الشیطان .
فلما سمع راس الجالوت کلامه علیه السلام بهت و تحیر و شهق شهقه و قال: «اشهد ان لا اله الا الله، و ان محمدا رسول الله صلی الله علیه و آله، و انک ولی الله و وصی رسوله و معدن علمه حقا حقا .»
اقول: راس الجالوت هو اکبر علماء الیهود، کما ان القسیس و الجاثلیق و البطریق من رؤساء علماء النصاری . و الیهود من هاد الرجل اذا تاب و رجع قبل ایمانه، فلهم هذا الاسم لقول موسی علیه السلام: «انا هدنا الیک » آیه تخرج ای رجعنا و تضرعنا .
و الیهود ادعوا ان الشریعه لا تکون الا واحده و هی ابتدات بموسی علیه السلام و تمت به، فلم تکن قبله شریعه الا حدود عقلیه و احکام مصلحیه، کما لم یکن قبل التوراه کتاب و انما صحف و مواعظ، و لایکون بعده شریعه اخری; لان النسخ فی الاحکام بداء و هو ممتنع علی الله سبحانه .
و قد حکی الله تعالی عنهم نفی البداء لقوله عزوجل: «و قالت الیهود ید الله مغلوله غلت ایدیهم » . (۲۶)
و تلک السؤالات لراس الجالوت مبینه (۲۷) علی مذهب الجبر و الاضطرار فی افعال الانسان، و غرضه الایراد اصحاب الشرائع و الادیان فی تمییزهم بین الکفر و الایمان فی استحقاق الجنه و النار و الاجر و العقاب، و الاستمداد له علی طریق المحاجه بالآیه الشریفه .
قوله «ما الکفر و ما الایمان؟ و ما الکفران و ما الشیطانان اللذان کلاهما المرجوان؟» .
الاستفهامات منساقه للایراد علی التفرقه بین الکفر و الایمان فی المؤاخذه و العقاب و الاجر و الثواب، علی رایه الفاسد من مجبوریه کل احد علی ما علیه من الکفر او الایمان، (۲۸) فلا یکون هناک ما یستلزم العذاب لا لاستعلام ماهیه الکفر و الایمان; لعدم ملائمته لاستشهاده بالآیه حیث لم یدع علی ذلک حکما یستدل علیه بها، و لا یوافق سائر سؤالاته .
و اجوبه الامام علیه السلام عنها الظاهره فی کون المقصود (۲۹) منها واحدا، کما سننبه علیه .
و الکفران یحتمل ان یکون عطفا تفسیریا للکفر و الایمان، فکان المراد بهما الکفر بالرحمن و الکفر بالشیطان . و التعبیر عنهما ثانیا; للاشاره الی ما عبر عنهما بالکفر فی القرآن – سننبه علیه – و ان یکون المراد منهما الکفر بالمعنی المتداول، بملاحظه ارباب المذهبین، حیث یسمی کل منهما معتقد الآخر کفرا، و ان اختص احدهما بهذا الاسم فی نفس الامر . (۳۰)
و یحتمل ان یکون المراد کفران النعمه، ای مطلق العصیان الموجب للمؤاخذه علی اعتقاد المسلمین .
و المراد ب «الشیطانان » – شیطان الجن، و النفس الاماره – اللذین یسندون الکفر و الضلاله الی اغوائهما و تسویلهما فی القلب، فانکرهما فی توصیفهما بالشیطنه الموجبه للطعن و اللعن علیهما عندهم، و نسبه الشرور الی اغوائهما .
و قوله: «اللذان کلاهما المرجوان » اشاره الی ایراد آخر علی الطعن علیهما و الاستعاذه منهما . (۳۱) و هو ان هذین السببین للکفر اللذین یزعمونهما الشیطانین، هما من النعماء المرجوه التی من الله بها علی عباده فی سوره الرحمن فی قوله «خلق الانسان علمه البیان » . (۳۲) حیث ان الآیه فی مقام الامتنان، و دلت علی مجبوریه الکفر و الایمان، فیکون سببهما مرجوا .
و وجه الدلاله ان سبب کل منهما فی الانسان امران: فطره اقتضائیه (۳۳) مستعده له، و فعل یوجب خروج ما فی قوته و استعداده الی الخارج، و کلاهما اضطراری من فعل الله سبحانه .
دل علی الاول قوله تعالی «خلق الانسان » (۳۴) ای علی ما هو میسر له بخصوصه و یصیر الیه .
و علی الثانی قوله تعالی «علمه البیان » (۳۵) ای علمه ما فی فطرته المجبوله علیها من الکفر او الایمان، و جعله ظاهرا و مبینا فصار ناطقا به . فالاغواء الذی ینسب الی النفس الاماره هو من الفطره الاصلیه و الجبله الخلقیه، و ما ینسب الی الشیطان من الوسوسه و الاضلال هو من تعلیم (۳۶) الله سبحانه .
قوله: «فلما سمع الرضا علیه السلام » الی قوله «ملیا لم یحر» من باب الافعال الاجوف الواوی، من المحاوره بمعنی المجاوبه، لما فیها من مراجعه کل من المتحاورین القول ورد الکلام، یقال: تحاور الرجلان: اذا رد کل منهما علی صاحبه .
و نکت من ینکت بضم الکاف: ای یفکر (۳۷) و یحدث نفسه . و نکت الارض بالقضیب، و هو ان یخط بها خطا فیؤثر فیها کالمفکر المهموم .
و «اطرق » ای ارخی عینیه ینظر الی الارض . و فی الصحاح عن یعقوب: اطرق الرجل اذا سکت فلم یتکلم . (۳۸)
و «ملیا»: ای طویلا .
و سکوته علیه السلام اما لاظهار التنفر و التضجر عن محاورته، استنکارا علیه بمقالته المنافیه لجمیع الشرائع حتی دین الیهود الذی هو منهم، و بتفسیره الآیه الشریفه بخلاف ما اراد الله تطبیقا لها برایه الفاسد .
او من باب المساکته عن سؤال الجاهل و حمل سؤاله علی ما یلیق ان یصدر مثله عن سائل عاقل . (۳۹)
او من باب المداراه و تمکینه علی اظهار جمیع ما اختلج فی قلبه من الشبهات، حتی کان اصغاؤه عندالجواب اوقع فی استفاده الحق .
او لانه علیه السلام یعلم بالامامه، او من حال ذلک الیهودی، انه یسال منه سؤالا آخر و اراد ان یجیب عنهما بجواب واحد اظهارا لعلو فضله و تعریضا علی افتخاره بعلمه، لیکون اتم فی اسکاته و افحامه، و کان کالاعجاز له او لتوقیر الحکمه . کما روی عن مولانا و سیدنا امیرالمؤمنین علیه السلام انه سئل من مساله فتراخی فی الجواب، و اجاب (۴۰) بعد التامل . فقیل له فی ذلک، فقال: توقیرا للحکمه .
قوله: «فلما رای راس الجالوت سکوته علیه السلام حمله علی عیه و شجعته نفسه لسؤال آخر» .
العی: خلاف البیان، و قد عی فی منطقه فهو عیی علی فعیل .
و فی هذا الکلام ایضا اشاره الی ان غرض الیهودی من الاستفهام مجرد المحاجه لا استفاده الحق .
قوله: «فقال یا رئیس المسلمین، ما الواحد المتکثر و المتکثر المتوحد و الموجد الموجد و الجاری المنجمد و الناقص الزائد» .
تلک استفهامات مبنیه ایضا علی الانکار علی التمییز (۴۱) بین الکفر و الایمان باستحقاق الثواب او العقاب فی الجزاء، کما یشیر الیه کلام الامام علیه السلام فی آخر الجواب; لقوله علیه السلام: و بما قلنا یظهر جواب باقی (۴۲) سؤالاتک .
فانه ظاهر فی کون مدعاه فی سؤالاته واحدا، و انما اوردها ثانیا شبه الغاز و احجیه اعتراضا علی المذهب الحق باستلزامه الحکم بالمتنافیین، (۴۳) نظرا الی:
کونهما واحدا بزعمه فی الاضطرار (۴۴) و عدم القدره علی خلاف ما تلبس به، فکیف یحکم بتکثرهما باعتبار اختلاف الاجزاء؟
و الی کونهما متکثرین باعتبار صلاحیه الصدور فلا یتحدان فیها بالنسبه الی کل انسان، فکیف یحکم بتوحدهما فی الصلاحیه و القدره علیهما؟
و الی کون کل منهما موجدا (بالفتح) لغیر نفسه و هو آله له، فکیف یکون موجدا له و مختارا فیه .
و الی کونه جاریا عنه بالفطره و المشیئه السابقه الالهیه، فکیف یکون واقعا و متحملا فیتوقف علی اختیاره العبد و اجرائه؟
و الی کون الناقص هو علی ما خلق عل
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
