خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت :
تاریخ دریافت: ۲۵/۱/۸۰
تاریخ تایید: ۷/۳/۸۰
چکیده
ایمانوئل کانت، فیلسوف آلمانی عصر روشنگری (قرن هجدهم)، که شهرت بسزایی در فلسفه غرب دارد، از منظر تاریخ فلسفه سیاسی، چندان از وزن و اعتبار برخوردار نیست . مورخان و مفسران اندیشه سیاسی، که گزارشگر تاریخ تحولات این حوزه از دانش بشری هستند، غالبا گزارشی از اندیشه سیاسی او ارائه نمی کنند و یا به حداقل آن اکتفا می کنند . چندوچون این بی اعتنایی به کانت به عنوان فیلسوف سیاسی، تعیین کننده زمینه و جهت گیری این مقاله است .
واژگان کلیدی: کانت، فلسفه سیاسی، خردناب، نظام دولت کامل، اراده عمومی، دولت مدنی مقدمه (طرح مساله)
مطرح شدن و شهرت یک متفکر به عنوان اندیشمند سیاسی در تاریخ اندیشه و فلسفه سیاسی (۳) غرب، موضوعی قابل تامل و بررسی است . در میان متفکرانی که در حوزه سیاست اندیشه ورزی کرده اند، تنها تعدادی دارای شهرت و اعتبار قابل ملاحظه ای هستند; هرچند برخی نیز علی رغم فقدان شهرت زیاد، نامی در تاریخ اندیشه دارند . از نمونه نخست افلاطون، ارسطو، ماکیاولی، هابز و روسو را می توان نام برد; در حالی که توماس مور، ژان بدن و جمیز میل در طیف دوم قرار دارند . اگر دلایل و عوامل شهرت فیلسوفان سیاسی برجسته و مطرح در تاریخ تحولات اندیشه و فلسفه سیاسی بخواهد بیان شود، شاید مهمترین آنها را بتوان به صورت زیر دسته بندی کرد: ۱- داشتن آثار و تالیفات سیاسی . ۲- داشتن آثار سیاسی معتبر و مستقل ; به گونه ای که از مهمترین آثار فیلسوف بشمار آید . ۳- همه جانبه بودن گستره مباحث سیاسی; بدین معنا که بنیادی ترین مسائل و موضوعات سیاسی را بررسی و تحلیل کرده باشد . ۴- عمق و غنای اندیشه سیاسی; یعنی تامل درحوزه سیاست از دقت، انسجام و هماهنگی برخوردار بوده; بطوری که ضمن استدلالی بودن، یک دستگاه فکری نظاممند را به نمایش گذارد . ۵- اصالت اندیشه سیاسی و نوآوری; به معنای سخنی نو و تازه در فهم امور سیاسی . ۶- تاثیرگذاری بر روند تاریخ تحولات اندیشه سیاسی; به میزانی که فلاسفه سیاسی بزرگی به او باز گردند . فایل پاورپوینت کامل تاملی بر فلسفه سیاسی کانت
ایمانوئل کانت (۱۸۰۴- ۱۷۲۴)، فیلسوف آلمانی عصر روشنگری، که در فلسفه محض و فلسفه اخلاق از شهرت و اعتبار بالایی برخوردار است، عمدتا توسط مورخان اندیشه سیاسی مورد غفلت و بی اعتنایی قرار می گیرد . (۴) مطالعات اولیه آثار سیاسی انت بیانگر آن است که تامل او در قلمرو سیاست، واجد گستردگی، عمق و انسجام مطلوبی است . متفکران و محققانی نیز در این زمینه پژوهش کرده و نتایج کار خود را منتشر کرده اند . به طور نمونه، «لئواشتراوس » و «جوزف کراپسی » در کتاب تاریخ فلسفه سیاسی (۵) ، شرحی از آرای سیاسی کانت ارائه کردند و «جان اف رندال » نیز در اثر خود تحت عنوان سرچشمه های مدرنیته (۶) ، به نقد و بررسی نظریه کانت مبادرت نمود . شرح و تحلیل برخی مقولات سیاسی در نزد کانت، در مقالاتی چون مقاله «دان بکر» با «عنوان فلسفه سیاسی و اخلاقی کانت » (۷) در موضوع ضرورت حکومت، مقاله «آنتونی اسمیت » به نام «فلسفه سیاسی کانت; دولت قانونی یا دموکراسی شورایی (۸) » در تفسیر نظریه دموکراسی کانت و مقاله «دیوید . اس . استرن » تحت عنوان «خودمختاری و الزام سیاسی در کانت (۹) » در مقوله قدرت و اطاعت آمده است . هیچ یک از آثار فوق، دربردارنده سؤال، فرضیه و تحلیل مقاله حاضر – به شرحی که در ذیل می آید – نبوده; از این رو، تحقیق حاضر ضرورت پیدا کرده است .
سؤال اصلی تحقیق این است که: آیا نظریه سیاسی کانت به میزانی از عمق، همه جانبه بودن، هماهنگی و انتظام برخوردار است که او را در مقام یک فیلسوف سیاسی برجسته قرار دهد؟ حدس اولیه (فرضیه) مقاله حاضر این است که تامل و تحقیق کانت در حوزه سیاست، دربردارنده چنان عمق و وسعتی است که بازیافتن جایگاه واقعی کانت در تاریخ اندیشه سیاسی غرب ضرورت دارد و می توان انتظار داشت مقامی برجسته تر از آنچه تاکنون در رشته علوم سیاسی به او داده شده، برای او لحاظ کرد . در واقع، این بررسی، درصدد استدلال بر تایید دیدگاه «هانس رایس » ، ویراستار مجموعه آثار سیاسی کانت است که مطابق آن، «کانت باید یک مقام برجسته در تاریخ اندیشه سیاسی غرب را به خود اختصاص دهد; مقامی که به مدت بسیار طولانی درمورد او انکار و حاشا می شد . او باید در میان متفکران سیاسی برجسته جای گیرد . افلاطون، ارسطو و هابر از همتایان او هستند .» (۱۰)
برای رسیدن به پاسخ سؤال فوق، روش تحلیل آثار سیاسی کانت انتخاب شد . روش تحلیل متن، در این پژوهش، «هرمنوتیک نستن » است که بر اساس آن، می توان به نیت مؤلف از طریق درک مفاهیم متن دست یافت . بررسی و تحلیل این آثار، از یک سو، می تواند گستره مطالعات و آرای سیاسی کانت را نشان دهد تا از این طریق، «وسعت و همه جانبه بودن » نظریه سیاسی او آشکار گردد . از سوی دیگر، تحلیل برخی مقولات سیاسی در این آثار می تواند «عمق و اصالت » اندیشه سیاسی کانت را روشن سازد . برای این منظور، هریک از آثار سیاسی کانت به صورت جداگانه بررسی شده، که ضمن طرح برخی موضوعات و نظریات سیاسی مهم کانت، هر اثر به تناسب با متغیرهای شش گانه فوق مورد ارزیابی و سنجش قرار می گیرد . تحلیل آثار سیاسی کانت
مروری بر متون سیاسی کانت، این حقیقت را آشکار می سازد که او تقریبا بیشتر ابعاد و وجوه سیاست را بررسی و تحلیل کرده است . او در این تالیفات، موضوعات و مسائل متفاوت سیاسی از قبیل آزادی، دولت مدنی، قوانین عادلانه، عدالت، انواع حکومتها، قدرت، تفکیک قوا، وضع طبیعی، حقوق غیرقابل سلب مردم، قرارداد پایه ای، اراده عمومی، منع شورش و انقلاب، اصلاحات، مبارزه سیاسی مسالمت آمیز، اطاعت و الزام سیاسی را بررسی و نقطه نظرات خود را ارائه می کند . ۱- (بخشی از) سنجش خرد ناب (۱۷۸۱)
نخستین اثر سیاسی کانت، در دوره فلسفه انتقادی (۱۱) ، با بخشی از کتاب سنجش خرد ناب (۱۷۸۱) آغاز می شود . او در قطعه ای کوتاه (۱۲) ، ایده نظام کامل دولت (۱۳) را طرح می کند . ایده نظام کامل دولت، همان طوری که کانت خود به صراحت بیان می کند، از افلاطون گرفته شده است . (۱۴) مطابق این ایده، ایجاد یک قانون اساسی که بیشترین آزادی را مطابق قانون برای انسان تامین کند; به گونه ای که آزادی هر فرد به میزان آزادی دیگران باشد، و این قانون اساسی همچنین پایه همه قانونها قرار گیرد و ساختار نظم سیاسی را هم شکل دهد، یک ایده ضروری تلقی می شود . از دیدگاه کانت، این ایده، یک الگوی کامل و آرمانی است که هرگز تحقق نخواهد یافت و شکاف بین ایده و اجرای آن همواره پابرجا خواهد ماند . (۱۵) از این رو، تمام تلاش دولتها و اعضای جامعه باید جهت نزدیک شدن و تقرب جستن به آن باشد . هرچه قانونگذاری و حکومت با این ایده بیشتر تطابق داشته باشد و هرچه نظم قانونی انسانها به این بزرگترین کمال ممکن نزدیکتر شود، در این صورت، نظام قانونگذاری و سیاستگذاری به سوی عقلانی شدن گام برمی دارد و درنتیجه، نظم درست و معتبر برقرار می شود .
ملاحظات فوق بیانگر آن است که کانت در همین اولین متن سیاسی خود، عقلانی بودن [و همچنین عادلانه بودن، حقانی و مشروع بودن] نظام سیاسی را یک امر تشکیکی و ذومراتبی تلقی می کند . الگوی مطلق و ناب نظام دولت – جمهوری ناب – هرگز برپا نخواهد شد، اما می توان انتظار داشت انسانها برای تحقق خرد، تا حد ممکن، اصول آن را به کار برند و به هر میزان اصول خرد فعلیت یابد، نظام، عقلانی خواهد بود . در حقیقت، معیار سنجش نظامهای سیاسی، از دیدگاه کانت، اصول و احکام محض و پیشین خرد است . (۱۶) میزان عقلانی بودن نظامها، بستگی به مطابقت آنها با اصولی دارد که خرد در تحلیل درون ذاتی خود – و بدون تاثیرپذیری از عوامل داخلی (تمایلات) و عوامل بیرونی (طبیعت) – بدانها می رسد . اصولی چون «انسان غایت فی نفسه » ، «آزادی » ، «حقوق غیرقابل سلب انسان » ، «خرد خود قانونگذار خویش » ، «اراده عام قانونگذار (اراده عمومی)» ، «عمومی شدن امور» و «دولت مدنی (به عنوان نهاد ضمانت کننده حقوق)» از این دست بشمار می آیند . بنابراین، در پرتو این اصول می توان ارزیابی صحیحی از نظامهای سیاسی و درجه عقلانی بودن آنها به عمل آورد .
این قطعه کوتاه سیاسی کانت بیانگر دقت و انسجام فکری او در باب سیاست است; چرا که ابعاد مختلف موضوع را لحاظ کرده و رای خود را بیان نموده است . ایده نظام کامل دولت و شکاف بین این ایده و اجرای آن و همچنین تلاش دولتها و انسانها تنها برای نزدیک شدن به آن، نشان دهنده دقت و تامل کانت در این مساله است که الگوی آرمانی، به عنوان یک ایده، هرگز تحقق نخواهد یافت و تنها باید به مثابه سرمشق بدان نگریست . اصل آزادی مطابق قانون و آزادی برابر برای همگان، در چارچوب قانون اساسی دولت مدنی، نیز حکایت از تبعیت دقیق فلسفه سیاسی کانت از فلسفه محض و فلسفه اخلاق او دارد; چرا که در آنجا، بنابر قانون عام و کلی «امر مطلق » ، انسانها آزاد و برابرند .(موضوعی که در ادامه مقاله، یعنی در تحلیل کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق کانت، بررسی خواهد شد .) ۲- معنای تاریخ کلی در غایت جهان وطنی (۱۷۸۴)
کانت در این مقاله (۱۷) ، نه اصل را بیان و تحلیل می کند که چهار اصل مربوط به ایده غایتمندی و هدفداری در طبیعت و انسان شناسی و بقیه در ارتباط با موضوعات سیاسی است . او در تداوم ایده ای که در سنجش خرد ناب مطرح کرده بود، دستیابی به کامل ترین «سازمان مدنی عادلانه » (۱۸) که در آن عدل به نحو همگانی برپا داشته شده و آزادی به نحو بیشترین حد ممکن مطابق قانون وجود داشته باشد، یعنی جامعه مدنی را بزرگترین مساله برای نوع انسان اعلام می کند . تاسیس جامعه سیاسی (۱۹) به نظر کانت، به دلیل قابل دوام نبودن وضع طبیعی فاقد قدرت و قانون، اجتناب ناپذیر است .
در واقع، خرد به صورت یک ایده محض عقلی، وضع فاقد قانون و قدرت که همان وضع طبیعی با خصلت جنگ دائمی و فقدان عدالت است را درنظر می گیرد و آنگاه ایده وضع نظم و مدنیت را پیش می نهد که وجود قدرت و قانون برای حفظ حق و عدل در آن ضرورت دارد . (۲۰) پس می توان نتیجه گرفت که دولت اساسا مطابق با اصول عقل و برای تحقق حق، خیر و عدل بنیاد نهاده شده و صورتهای دیگر حکومت که به دنبال اهداف و غایاتی مغایر با آنچه گذشت هستند، در واقع، غفلت و انحراف از ایده اولیه ضرورت قدرت تلقی می شود .
کانت، در ادامه مقاله، مساله دشواریها بر سر راه دستیابی به جامعه مدنی و نظام عادلانه سیاسی را بررسی می کند . یکی از آن دشواریها این است که جامعه سیاسی نیاز به سرور و رئیس دارد که او خود نیازمند سرور و نظارت است – چرا که انسان است – همچنین این سرور نیز به نوبه خود به نظارت و کنترل محتاج است که این امر دایره دور باطلی را به وجود می آورد; موضوعی که بشر تاکنون برای آن راه حلی نیافته است . مطابق تحلیل کانت، از دیگر موانع بر سر راه نظام مدنی عادلانه، عدم شناخت کافی آدمی از ماهیت سازمان سیاسی عادلانه و مناسب، فقدان اراده ای نیک که پذیرای تجربه اصول عقلانی باشد و تجربه بیشتر از امور عالم است . (۲۱) اما به نظر کانت، نوع انسان آنقدر باقی می ماند تا در روابط سیاسی، خود را از حضیض ظلمت به اوج عقلانیتی که وصف آن گذشت – یعنی سازمان مدنی کامل و عادلانه – ارتقا دهد; و این امر، در حقیقت، به منزله غایت پنهان طبیعت برای تحقق خرد است که بدون آن باید جهان طبیعت فاقد عقل را غایتمند و در مقابل موجود واجد عقل را فاقد غایت درنظر گرفت . (۲۲) او همچنین اتحادیه ملتها برای رسیدن به نظم عادلانه در سطح روابط بین دولتها و ملتها را مطرح می کند که سرایت اصول عقلانی از سطح سیاست داخلی به سطح روابط بین المللی می باشد . (۲۳)
در نهایت، کانت توضیح می دهد که اگر غایتی برای انسان لحاظ نشود، یک نوع ناامیدی، تنگنا و بیهودگی برای نوع انسان به وجود می آید که چندان خوشایند خرد و اصول حاکم بر آن نمی باشد . از این رو، فیلسوف باید تلاش کند تا تاریخ کلی جهان را طبق طرح طبیعت برای تکامل وحدت مدنی نوع انسان به تصویر کشد . (۲۴)
این مقاله، می تواند نخستین تلاش کانت برای توجه همه جانبه به سیاست تلقی شود . او در این اثر، موضوعات متفاوت سیاسی مانند ایده سازمان مدنی عادلانه – به عنوان یکی از محوری ترین مسائل فلسفه سیاسی – ، عدل، آزادی، وضع طبیعی، جامعه مدنی، قدرت، قانون، کنترل و نظارت و همچنین روابط بین المللی را به اختصار تحلیل کرده و رای خود را مطرح می کند . ۳- بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق (۱۷۸۵)
کانت در کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق (۲۵) ، با تحلیل احکام و قوانین اخلاقی و تشریح فلسفه اخلاق خود، در باب انسان غایت فی نفسه، آزادی، استقلال یا خود آیینی خرد و اراده، خرد خودقانونگذار، مفهوم مملکت یا قلمرو غایات، و امر مطلق، به نتایج قابل توجهی می رسد که بنیاد فلسفه سیاسی او را تشکیل می دهد . فهم بسیاری از تحلیلهای آثار سیاسی او چون نظریه و عمل، صلح پایدار، و بویژه متافیزیک اخلاق، به فهم این اثر وابسته است . نقطه عزیمت کانت در فلسفه اخلاق، وجود قانون و معرفت اخلاقی در کردار متعارف و متداول انسانهاست که باید ماهیت آن مورد مداقه فلسفی قرار گیرد . به عبارت دیگر، وجود تجربه تعهداتی و عمل اخلاقی در میان انسانها، کانت را به سوی مطالعه دقیق فلسفی آن هدایت کرد .
بنابر بررسیهای او، اگر تجربه تعهداتی و عمل اخلاقی ما آدمیان بخواهد معنادار شود و قانون، قوت اخلاقی داشته باشد، لازم است اولا وظیفه یعنی انجام عمل از روی احترام به قانون – و نه ملاحظات سودنگرانه یا نتایج حاصله از آن – مبنای عمل باشد و ثانیا توام با ضرورت مطلق هم باشد . این کلی بودن و ضروری بودن قانون اخلاقی را کانت «امر مطلق » (۲۶) می نامد . امر مطلق یعنی تبدیل «آیین رفتار» (۲۷) به قانون عام; یعنی تنها بر پایه آن آیینی رفتار کن که در عین حال بخواهی که آن آیین، قانونی عام باشد . (۲۸)
آنگاه کانت با استناد به امر مطلق در خصوص انسان یا همان ذات خردمند، به کانونی ترین اندیشه فلسفه عملی خود دست می یابد و آن عبارت است از انسان غایت فی نفسه . (۲۹) مطابق تحلیل کانت، انسان، و بطور کلی هر ذات خردمند، به منزله غایتی [مستقل و] به خودی خود، وجود دارد، و نه صرفا به عنوان وسیله ای که این یا آن اراده، خودسرانه به کارش برد، بلکه در همه کارهایش، چه به خودش مربوط شود و چه به ذاتهای خردمند دیگر، همیشه باید در آن واحد در مقام غایت دانسته شود . (۳۰) از دیدگاه او، خرد به یک اصل عینی اراده، به یک اصل عملی برترین، و به یک قانونی عام عملی می رسد که مطابق آن، نهاد خردمند همچون غایتی مستقل وجود دارد . این غایتی مستقل و غایت همگان است و انسان به حکم ضرورت، هستی خود را چنین می انگارد . (۳۱) اهمیت این ایده مرکزی در فلسفه عملی – و در نتیجه فلسفه سیاسی – کانت تا بدان حد است که فهم بسیاری از احکام و گزاره های سیاسی به مبنا قرار گرفتن این ایده بازمی گردد . تمامی تلاش فلسفه سیاسی کانت بر آن است تا درنظم سیاسی مناسب با شان انسان، این وجود، جایگاه و مقام اصلی خود را بازیابد .
پس، خرد، به حکم ضرورت، هستی خود را غایت فی نفسه می شمرد . اما این حکم باید با اصل امرمطلق نیز مطابقت کند; زیرا آن هم یک حکم قطعی و ضروری خرد است . کانت از پیوند و تطابق «غایت فی نفسه بودن ذات انسان » و اصل «امر مطلق » ، به مفهوم «قلمرو یا مملکت غایات » (۳۲) می رسد . به نظر او، خرد درمی یابد که همه ذاتهای خردمند، همچون خود او، غایت فی نفسه اند و از این رو، یک قلمرو غایت فی نفسه، متشکل از همه انسانها یا ذاتهای خردمند شکل می گیردکه در حقیقت همان جامعه بشری است . (۳۳) کانت در تداوم و گسترش این اصول، به ایده مهم دیگری می رسد که بر اساس آن، فرمان عقل عملی این است که اراده هر ذات خردمند، اراده قانونگذار عام باشد .
اساسا این خرد ذات خردمند است که باید قانونگذاری نماید یعنی خرد، خود، قانونگذار خویشتن باشد; (۳۴) اما از آنجا که بالضروره این قانون باید عام و کلی باشد، پس در نتیجه، قانونگذاری عام خویشتن – به گونه ای که قابل اطلاق به همه ذاتهای خردمند باشد – باید مبنا و ملاک قرار گیرد . (۳۵) این اندیشه در فلسفه سیاسی کانت، امری بنیادین و موضوع محوری قرار گرفته و مساله اراده عمومی را شکل می دهد . در نهایت، کانت به ایده آزادی می رسد که مطابق تحلیل او، خرد باید به خود چونان آفریننده اصول خویش و مستقل از نفوذهای خارجی بنگرد . از این رو، در مقام خرد عملی یا همچون اراده یک ذات خردمند، خرد باید خود را به همان اندازه آزاد درنظر آورد; یعنی اراده چنین ذات خردمندی نمی تواند به راستی اراده خود او باشد، مگر اینکه تحت تاثیر اندیشه آزادی قرار گیرد . (۳۶) درنتیجه، می توان گفت که خرد در تحلیل ذات و ماهیت خود، خصلت آزادی را درک و درمی یابد و آن را به عنوان خصلت ذاتی خود لحاظ می کند . نتایج این تحلیل برنظریه سیاسی او کاملا سایه می افکند; به گونه ای که نظم سیاسی کانتی (۳۷) با دو اصل «انسان غایت فی نفسه » و «آزادی » قابل درک و فهم است .
این اثر در اینکه تفسیر و تحلیل جدیدی از انسان – به عنوان ذات خردمند و غایت فی نفسه – ، خرد عملی، عمل اخلاقی و آزادی ارائه می کند، از اصالت و نوآوری خاصی برخوردار است . شاید تلقی جامعه انسانی به مثابه «قلمرو و مملکت غایات [فی نفسه]» ، یکی از بدیع ترین اندیشه های کانت باشد که بنیاد فلسفه سیاسی او نیز قرار می گیرد . به نظر یکی از شارحان کانت، هرکسی به طور جدی مبانی لیبرالیسم و دمکراسی را بررسی کند، درمی یابد که عناصر اخلاقی ای که حتی در نظریه لاک و روسو غایب بوده، توسط کانت به صورت نظری تجزیه و تحلیل شد و این دو ایده دارای پشتوانه نظری قوی تر شدند . (۳۸) ۴- روشنگری چیست؟ در پاسخ به یک پرسش (۱۷۸۵)
کانت این مقاله (۳۹) را در سال ۱۷۸۵ و در پاسخ به سؤال «روشنگری چیست » در یکی از نشریات به دست انتشار سپرد که در آن ضمن تعریف روشنگری و نقش روشنگران، نخست به ارزیابی خود از انقلاب سیاسی می پردازد که به نظر او، انقلاب شاید بتواند به خودکامگی فردی و سرکوبگری سودپرستانه یا خودکامه پایان دهد، اما هرگز نمی تواند شیوه اندیشیدن را چنان که باید اصلاح کند، برعکس، به جای پیش داوریهای کهنه، رشته ای از پیش داوریهای تازه درگردن توده های اندیشه باخته می افکند . (۴۰) اندیشه ضدیت با روش انقلاب سیاسی یعنی روش خشونت آمیز برای تغییر بنیادین یکمرتبه و برانداختن نظم قانونی و قدرت مستقر، تقریبا به صورت یک ایده ثابت و پایدار در تمامی آثار سیاسی کانت در آمده است . کانت در تمامی آثار سیاسی خود، همواره برای تحقق هدف اصلاح نظام سیاسی، بر روش تدریجی، آرام، مسالمت آمیز و قانونی تاکید دارد . به نظر او، شکل سازمان قدرت – یعنی این که نوع حکومت، پادشاهی، آریستوکراسی و یا دموکراسی باشد – اهمیت ندارد; بلکه طرز حکومت کردن یعنی شیوه کاربرد قدرت به صورت محدود (جمهوری) و یا به صورت نامحدود (استبدادی) مهم است . (۴۱) برای این که طرز حکومت کردن درست شود، باید به تدریج نگرش و منش حاکمان و مردم تغییر کند; امری که از عهده انقلاب برنمی آید .
اگر روشنگری، در معنای عام آن، خروج از نابالغی; یعنی بهره گیری از خرد خویش است، این امر در عرصه سیاست چگونه قابل تحصیل است . کانت در اینجا، حداقل به چهار محور اساسی اشاره می کند .
اول; به کاربستن آزاد خرد در امور عمومی و همگانی . در امور عمومی، مشترک و همگانی، نباید هیچ مانعی برای اندیشیدن و خردورزی که غایت هستی انسان و غایت وجودی اوست، وجود داشته باشد . این کاربرد همگانی عقل خویش را می باید همواره آزاد گذاشت و این یگانه ابزاری است که می تواند آدمیان را به روشنگری برساند . البته در امور سازمانی و حرفه ای – یا همان دستگاههای بوروکراتیک – باید فرمانبرداری را بر کاربرد آزاد خرد ترجیح داد . (۴۲)
دوم; نقادی در تمامی امور عمومی و همگانی . (۴۳) نقد و سنجشگری با روشنگری، در اندیشه های کانت، چنان در هم تنیده شده و یک رابطه ارگانیکی و غیرقابل تفکیک پیدا می کنند که کاربرد آزاد خرد به معنای امکان نقادی امور درمی آید . نقادی، یک سنجش و ارزیابی براساس خرد خویش است; البته آنگاه که خرد تنها با تامل در خویش و نه معطوف به منافع و نتایج به وارسی می پردازد .
سوم; آنگاه که قانونگذاری در یک روند مرتبط با «اراده عمومی » و «بحث آزاد عقلانی » صورت گیرد، روشنگری در عرصه سیاسی تجلی یافته است . در اینجا کانت معیار ارزیابی قانون عادلانه و عقلانی را بیان می کند . به نظر او، معیار سنجش آن چه به عنوان قانون بر مردم وضع می شود این است که آیا آن مردم هرگز خود چنان قوانینی را بر خویش وضع می کردند یا نه؟ قانونی را که مردم حق ندارند در باره خود وضع کنند، پادشاه نیز به طریق اولی چنین حقی ندارد; زیرا که اعتبار قانونگذاری پادشاه از این نشات می گیرد که وی اراده عموم مردم را در اراده خود وحدت می بخشد و باز می تاباند .
در چنین نظم سیاسی، که هم امکان روشنگری در آن است و هم خود حاصل روشنگری است، هرکس مجاز است اندیشه های خود را در باره شیوه بهتر نگارش متن های قانونی آشکارا با همگان در میان نهد; در زمینه قانونگذاری نیز خطری در میان نخواهد بود حتی اگر این اندیشه ها با بازسنجی بی پرده قانونهایی که پیش از آن تصویب شده اند، همراه باشد . (۴۴)
چهارم; آزاد بودن مردم در تعقیب و پیگیری غایات خود . اگر حکومت و نظم سیاسی با اصول فوق هماهنگ باشد، اتباع و شهروندان خود را آزاد می گذارد تا در چارچوب قانون، هر آنچه برای رستگاریشان ضروری است را انجام دهند . به نظر کانت، تنها در این نظام سیاسی است که آزادی با نظم عمومی، وحدت و یگانگی پیدا می کند . (۴۵) این خطوط چهارگانه تقریبا بدون تغییری قابل ملاحظه، در تمامی آثار سیاسی بعدی کانت مشاهده می شود .
این مقاله، نقطه عزیمیت کانت در تحلیل همه جانبه و دقیق سیاست بشمار می آید . علی رغم اختصار متن، از نظر محتوایی، از غنای مناسبی برخوردار است . اول اینکه، مفاهیم و مقولات سیاسی متعددی شامل انقلاب، قانونگذاری، آزادی، نظم عمومی، تصمیم گیری و اراده عمومی را طرح کرده است . دوم، تحلیل ابعاد مختلف قانون و قانونگذاری، نشان از دقت و انسجام اندیشه سیاسی کانت دارد . او قانونی را عادلانه می داند که از یک سو، آن قانون تجلی اراده عمومی مردم و از سوی دیگر، قابل نقادی درعرصه عمومی باشد . این دو مبنا می تواند از قانون ظالمانه – علیه حقوق و آزادی مردم – جلوگیری کند . سوم، اینکه کومت باید بر اساس اصول آزادی و خرد و متناسب با شان انسان شکل گیرد، از ایده های نو در اندیشه سیاسی کانت محسوب می شود; زیرا بنابر ملاحظات خاص اصول فلسفی او، این ایده طرح و تبیین می شود . ۵- (بخشی از) نقد قوه حکم (۱۷۹۰)
کانت در این کتاب (۴۶) ، همانند سنجش خرد ناب، قطعه ای کوتاه درخصوص سیاست دارد . او در «باب غایت واپسین طبیعت به مثابه نظامی غایت شناسی » ، ابتدا با بیان این نکته که طبیعت با احسان خویش، آدمی را دردانه خود نساخته بلکه با آثار مهلک طاعون، گرسنگی، خطرات ناشی از آب و سرما و حملات حیوانات بزرگ و کوچک، او را در معرض گرفتاری و بینوایی قرار داده است، به این نتیجه می رسد که انسان باید از طریق پرورش و فرهنگ، خود را به غایت واپسین طبیعت تبدیل کند .
کانت از دیگر مصائب و گرفتاریهای آدمی را «اختناق حکومت خودکامه و وحشیگریها در جنگها» می داند که به عنوان عذابهایی که در اثر ناسازگاری تمایلات طبیعی آدمی برای خود مهیا ساخته است، رسیدن به این غایت را بس دشوار و طولانی می کند . (۴۷) به نظر او، بشر هنگامی می تواند غایت نهایی طبیعت را تحقق بخشد که سامانی از روابط متقابل انسانها تاسیس کند که در آن، قدرت قانونی در یک کل، به نام جامعه مدنی، از سوءاستفاده آزادیهای متنازع جلوگیری کند تا زمینه رشد حداکثر استعدادهای طبیعی آدم فراهم شود . الب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
