خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصلاحات، نه استحاله و نه انقلاب در مقابل انقلاب
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 79
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اصلاحات، نه استحاله و نه انقلاب در مقابل انقلاب؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اصلاحات، نه استحاله و نه انقلاب در مقابل انقلاب با 50 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل اصلاحات، نه استحاله و نه انقلاب در مقابل انقلاب:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل اصلاحات، نه استحاله و نه انقلاب در مقابل انقلاب به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل اصلاحات، نه استحاله و نه انقلاب در مقابل انقلاب با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اصلاحات، نه استحاله و نه انقلاب در مقابل انقلاب تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اصلاحات، نه استحاله و نه انقلاب در مقابل انقلاب :
چکیده:
اصلاحات، بر خلاف انقلاب و استحاله که قصد براندازی دارند، حل مشکلات و رفع نارسایی های یک نظام را با روشهای قانونی دنبال می کند. مشخصه های حرکت اصلاح طلبانه موجود، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی » است. اهداف جنبش دوم خرداد، تثبیت حقوق و آزادی ها و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود بود; تثبیت اسلامیت و جمهوریت نظام در کنار یکدیگر و امکان حاکمیت توامان دین و دموکراسی بود.
موضوع صحبت آسیب شناسی اصلاحات است. اما پیشاپیش باید تعریف مشخص از «اصلاحات » داشته باشیم. به این منظور باید به فرق اصلاحات با انقلاب و استحاله توجه کرد. جنبش دوم خرداد یک جنبش اصلاح طلبانه است; فرق آن با یک جنبش انقلابی و جنبش استحاله طلب چیست؟ انقلاب در شرایطی شروع می شود که انسداد سیاسی در یک جامعه به وجود آید و از طریق ساختارهای حقوقی و قانونی مشکلات کشور قابل حل نباشد و مردم به این نتیجه برسند که بدون توجه به قوانین و چارچوبهای تعریف شده نظام حاکم بر کشور، دست به اقدام بزنند، حال چه به شکل مسلحانه یا از طریق راهپیمایی و نظایر آن. ولی ممکن است کسانی که مبانی یک نظام و ارزشها و اهداف آن را قبول نداشته باشند، با ابزارهای حقوقی و قانونی درصدد براندازی آن نظام برآیند. این حرکت را «استحاله » می گویند. اما اصلاح طلبان نیروهایی هستند که چارچوب یک نظام را پذیرفته اند، البته این قبول داشتن صد درصد نیست، اما در درون این نظام مشکلاتی می بینند و اعتقاد دارند که اگر این مشکلات حل نشود، ممکن است انقلاب یا استحاله صورت گیرد. اصلاح طلبان، طرفداران راستین و صدیق یک نظام یا انقلاب هستند که هدفشان حل مشکلات و رفع نارسایی های آن نظام با استفاده از ابزارها و روشهای حقوقی و قانونی است. کار اینها از این بابت از انقلابیون هم مشکلتر است. انقلابیون (به معنای اعم) اسلحه به دست می گیرند و به جنگ با نظام می پردازند. ولی اصلاح طلبان از یک طرف باید مراقب چارچوب و بنیادهای آن نظام باشند (نظامی که مدافع آن هستند) و از طرف دیگر، در یک مرحله سرسخت تر، با کسانی که معتقد به انقلاب یا استحاله هستند، مقابله کنند. اینکه می بینید اصلاح طلبان به برخی از نیروهای طرفدار انقلاب و نظام، به مراتب شدیدتر از دشمنان قسم خورده انقلاب حمله می کنند، به این دلیل است که این گروه را که نمی توانند آینده نظام را دقیق تحلیل کنند و راه حلهای صحیحی برای حل مشکلات نظام ارائه دهند، برای آینده نظام به مراتب خطرناکتر از دشمنان نظام می بینند. بنابراین اصلاح طلبی خطمشی ای با هدف حفظ و تقویت و تصحیح نظام و شیوه آنها در چارچوب قوانین است، در حالی که استحاله و انقلاب هر دو براندازی نظام را هدف قرار داده اند.
امروزه مهمترین ابزارهای جنبش اصلاحی، افکار عمومی و آراء عمومی است و از ابزار کار آنها هم قانون است و بس. تصور نکنید جنبش اصلاحی چون این حرفها را می زند [ از سوی نظام] خطر تهدیدش نمی کند. جنبش اصلاحی را نسبت به جنبشهای براندازی خطرات بیشتری تهدید می کند. برای نمونه، هیچ یک از رهبران و فرماندهان انقلاب الجزایر، و نبرد ویتنام کشته نشدند ولی تقریبا تمام رهبران جنبشهای اصلاح طلب که با شکست مواجه شده است، کشته شده اند. ما از گذشته انقلاب توبه نکرده ایم. ما از آنچه در این بیست و دو سال اتفاق افتاده شرمنده نیستیم.
اما مشخصه های حرکت اصلاح طلبانه موجود، نخست اصلاحات استقلال است، به این معنا که خطمشی ما در چارچوب حفظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور است. دوم، شعار آزادی است; آزادی در مقابل استبداد همین دوستان نادان ما شعار آزادی را طوری تبیین می کنند که منظور از شعار آزادی در انقلاب اسلامی، آزادی ما از زندان نفس بوده است و نه آزادی سیاسی. شعار اصلی انقلاب آزادی بود. سومین شعار، جمهوری اسلامی است، یعنی حاکمیت مردم در سرنوشت خویش آن هم در چارچوب قوانین اسلام. این قرائتهایی که از نظام می شود و تصویرهای مشوشی که از نظام جمهوری اسلامی ارائه می شود، عاملی شده است که ما به عنوان یک جنبش اصلاح طلب وارد میدان شویم و نگذاریم حق انقلاب، امام قدس سره و میلیونها مردمی که به خیابان ریختند و مردمی ترین و بزرگترین انقلاب قرن را آفریدند، از بین برود. ما استحاله طلب نیستیم. نه چون توان اسلحه به دست گرفتن نداریم، من همین الان هم توان آن را دارم و اگر لازم باشد اسلحه هم به دست می گیرم، ولی اعتقاد آن را نداریم، ما از گذشته خود پیشمان نیستیم که بخواهیم کل آن را نفی کنیم. بعضا اتفاقاتی می افتد که آدم فکر می کند که در گذشته خیلی بد کارهایی کرده اند، اما دقت در تفاوت شرایط و مضمون حرکتها نشان می دهد که این گونه نیست. مثلا در اوایل انقلاب بنده به شدت از مرحوم بازرگان انتقاد می کردم، چون می گفت من گام به گام حرکت می کنم. بعضی به ما می گویند شما هم که الان همان سیاست گام به گام را دارید. اما مهندس بازرگان در اوج یک حرکت انقلابی شعار رفورمیستی می داد ولی ما چون معتقد نیستیم که این انقلاب باید از بین برد، شعار رفورم می دهیم. اگر کسی در انتقال از رژیم شاهنشاهی به جمهوری اسلامی قایل به اصلاح بود، حالا چرا نمی تواند قایل به اصلاحات باشد؟ من نمی روم از مهندس بازرگان عذرخواهی کنم، آن موقع درست می گفتم. این خطمشی را آن روز در مقابل یک نظام وابسته اصلاح ناپذیر ضدمردمی طرح می کردیم و امروز در شرایط متفاوت در مقابل نظام دیگر. استراتژی تابع زمان و مکان است.
به هر حال، این جنبش اصلاح طلبی از اول گفته است که در چارچوب قانون اساسی با حفظ ارکان نظام می خواهم کار کنم و حتی نظر رهبری هم برای من مهم است. اهداف آن جنبش، تثبیت حقوق و آزادی ها و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و تثبیت اسلامیت و جمهوریت نظام در کنار یکدیگر بود. تثبیت این دیدگاه که امکان حاکمیت توامان دین و دموکراسی وجود دارد. تثبیت امکان استقرار توامان امنیت و آزادی بود. قبل از دوم خرداد، بحث فراقانونی بودن رهبری به شدت و با گستردگی رواج یافته بود. ما از همان زمان اعلام کردیم که ما ولایت مطلقه فقیه را فقط در چارچوب قانون اساسی قبول داریم. آنها می گفتند: قانون اساسی محصول فکر بشر است، در حالی که ولایت فقیه منصوب خداست. ما می گوییم: اولا، امام خود قانون اساسی را امضاء کرده و بارها گفته بود که ملتزم به قانون اساسی هستم. مقام رهبری هم خود مخلوق قانون اساسی است. کسی که خود مخلوق قانون اساسی است، نمی تواند آن را پاره کند و دور بیندازد. در این صورت تمام اصولی از قانون اساسی که مربوط به صلاحیت رهبری (مثلا در شرایط عزل رهبری) می تواند از سوی رهبری کنار گذاشته شود. این حرفها قبل از دوم خرداد پذیرفتنی نبود.
درست است مقابله با دشمنان داخلی و خارجی انقلاب کماکان برای ما مطرح است، ولی تا ما، تا یک ملتی ایستاده بر روی پای خود و حاکم بر سرنوشت خویش نداشته باشیم، امکان مقابله با آنها را نخواهیم داشت. باید جرات و جسارت انتقاد از تمام ارکان نظام را داشته باشیم، باید ما فضایی در جامعه ایجاد کنیم که همه بتواند انتقاد صحیح و سازنده بکنند.
جنبشهای اصلاحی محدودیتهایی هم دارد. هر کاری که بخواهد نمی تواند انجام دهد، جنبش اصلاحی خودش، خود را حد می زند. اصلاحات یعنی حرکت گام به گام. حرکتی که باید تمام جوانب را ببیند. ابزار جنبش اصلاحی قانون و افکار عمومی و رای مردم است. بنابراین یکی دیگر از مشکلات جنبش اصلاحی و گرفتاری های آن گام به گام بودن و کندی حرکت اصلاحات است که در ذات آن نهفته است. اگر جنبش اصلاحی غیر از این عمل کند، تبدیل به یک جنبش براندازنده و یا تبدیل به یک حرکت تنش زا مثل حرکت بنی صدر می شود. ما معتقدیم که هیچ کدام از این دو قابل قبول نیست. بنابراین چنین جنبشی، استراتژی آن غیر از آرامش فعال نمی تواند باشد.
سؤال: اخت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
