خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آیا تجربه دینی می تواند باور دینی را موجّه کند؟
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آیا تجربه دینی می تواند باور دینی را موجّه کند؟ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وحی و تجربه دینی از دیدگاه استاد مطهّری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وحی و تجربه دینی از دیدگاه استاد مطهّری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
18دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تجربه دینی و تفسیر دینی (۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 72

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل تجربه دینی و تفسیر دینی (۱) شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تجربه دینی و تفسیر دینی (۱) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تجربه دینی و تفسیر دینی (۱) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تجربه دینی و تفسیر دینی (۱) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تجربه دینی و تفسیر دینی (۱) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تجربه دینی و تفسیر دینی (۱) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تجربه دینی و تفسیر دینی (۱) :

نوشته شده توسط: حجه الاسلام والمسلمین دکتر علی شیروانی(۲)

چکیده

یکی از اقسام مهم تجربه دینی، تجربه تفسیری است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، این قسم از تجارب دینی را با نگرش اسلامی بررسی، و محورهای اساسی بینش قرآنی درباره این قسم از تجارب را تحلیل و تبیین می کند. ابتدا تجربه تفسیری را تبیین مفهومی کرده، سپس ارتباط آن را با تبیین دینی بازگفته و آنگاه با تقسیم تبیین، به عقلانی و غیرعقلانی، عقلانیّت تفسیرهای دینی را نشان داده است.

در این مقاله تأثیر و تأثر دو جانبه تجربه تفسیری و احوال و عواطف آدمی، ارتباط تجربه تفسیری با برخی از آموزه های اصلی اسلام، از جمله توحید افعالی و اسمای الهی و نیز، عوامل دخیل و منشأ خطا و عینیّت تجربه تفسیری مورد بررسی قرار گرفته است.

واژه های کلیدی: تجربه دینی، تجربه تفسیری، تبیین دینی، توحید افعالی، احوال ایمانی، فعل خدا.

۱. مقدمه

«تجربه دینی» عنوان یکی از مهم ترین مباحث فلسفه دین است که در روان شناسی دین، پدیدارشناسی دین، تاریخ ادیان، مطالعه تطبیقی ادیان، و معرفت شناسی دین از زوایای گوناگون مطرح شده و مطالعات فراوانی را به خود اختصاص داده است. هرچند تاریخ طرح جدّی تجربه دینی به عنوان گوهر و حقیقت دین، به زمان شلایرماخر بازمی گردد (پراود فوت، ۱۳۷۷، ص۱۷)، در تاریخ اندیشه دینی ریشه هایی بسیار عمیق و کهن برای این جهت وجود دارد و به ویژه در متون دینی، مطالب فراوانی در این باره می توان یافت.

در این گفتار برآنیم تا دسته ای از این تجارب را که تجربه تفسیری خوانده می شود، با نگرش اسلامی بررسی کنیم.

۲. روش تحقیق

تجربه دینی، عنوانی جدید است که در دو قرن اخیر تولد یافته است. طبیعتا نباید انتظار داشت که در آیه یا روایتی، این عنوان، با معنای جدید آن، طرح و درباره آن بحثی شده باشد. در موضوع هایی از این قبیل، به نظر می رسد شیوه پسندیده پژوهش آن باشد که معنای مورد بحث به خوبی تبیین شود. آنگاه عنوان مناسبی برای آن معنا در متون مورد مطالعه تعیین، و سپس مطالب مطرح شده درباره آن عنوان البته با نگاه جدید و به قصد یافتن پاسخ پرسش های تازه ای که در ارتباط با آن عنوان امروزه مطرح است استخراج، طبقه بندی، تحلیل و ارزیابی گردد.

اما این روش در جایی مناسب است که اولاً، توافقی اجمالی بر سر مفهوم و معنای عنوان مورد مطالعه وجود داشته باشد و صاحب نظران در آن باره تعریفی روشن و مورد توافق ارائه کرده باشند؛ و ثانیا، برای آن معنا، عنوانی در متون مورد بحث بتوان یافت که تا حدّ قابل قبولی به آن نزدیک باشد، به نحوی که اگر تفسیر آن عنوان را در آن متون به دست آوریم، چیزی نزدیک به همان تعریف به دست آید.

درباره عنوان تجربه دینی، کار از جنبه نخست با مشکل مواجه است؛ زیرا صاحب نظران تعریف روشن و مورد توافقی از تجربه دینی ارائه نکرده اند (دیویس، ۱۹۸۹، ۲۹). برخی مانند شلایرماخر تجربه دینی را متعلق به حوزه عواطف و احساسات می دانند و احوال دینی را مصداق آن می شمارند و اموری از قبیل احساس وابستگی و یا اشتیاق به حقیقت غایی را تجربه دینی می نامند (پترسون، ۱۳۷۶، ص۴۱)؛ و برخی مانند آلستون، آن را تجربه ای ادراکی به شمار می آورند که ساختاری مشابه ساختار تجربه حسی دارد (همان، ص۴۴)؛ و گروه سومی همچون پراودفوت آن را تجربه ای می دانند که شخص برخوردار از آن، آن را دینی تلقی و تفسیر می کند (پراودفوت، ۱۳۷۷، ص۲۴۵)؛ از این رو نمی توان انتظار داشت که در متون دینی، عنوانی بیابیم که معادل مفهومیِ مناسبی برای تجربه دینی باشد.

به نظر می رسد راه چاره در چنین مواردی آن باشد که به مصادیق عنوان مورد بحث مراجعه کنیم؛ یعنی آنچه را تجربه دینی خوانده شده فهرست و بدون سعی برای به دست آوردن یک جامع مفهومی برای آن، آن را طبقه بندی کنیم، آن گاه برای هر طبقه عنوانی مناسب بجوییم و سپس اطلاعات مربوط به هر طبقه را از متون مورد بررسی استخراج و تنظیم و تحلیل کنیم، این شیوه ای است که ما در این تحقیق از آن پیروی کرده ایم.

۳. انواع تجربه دینی

فیلسوفان دینی برای طبقه بندی انواع گوناگون تجربه دینی، طرح های مختلفی ارائه کرده اند؛ اما آنچه دیویس در این خصوص پیشنهاد کرده جامعیت بیشتری دارد و شاید به همین دلیل در نوشته های فارسی سال های اخیر رواج بیشتری یافته است. ما نیز به این دو دلیل (جامعیت و رواج) ابتدا به صورت گذرا، انواع تجربه دینی را براساس دسته بندی دیویس بیان می کنیم (دیویس، ۱۹۸۹، ص۳۳۶۵) و سپس به تحقیق درباره یکی از اقسام آن، که وی آن را تجربه تفسیری(۳) می نامد، می پردازیم.

از نظر دیویس، تجارب دینی را می توان در شش گروه، به صورت مانعه الخلوّ و نه مانعه الجمع، جای داد؛ یعنی هر تجربه دینی ای دست کم در یکی از عناوین ذیل می گنجد. هرچند ممکن است به لحاظ ابعاد گوناگونش، مصداق یک یا چند عنوان دیگر نیز باشد.

الف) تجارب تفسیری که شرح آن خواهد آمد.

ب) تجارب شبه حسی(۴): اینها تجاربی هستند که نوعی ادراک حسی توسط حواس پنج گانه، در آن نقش دارد. رؤیاهای دینی، رؤیت فرشتگان، شنیدن وحی و تکلّم موسی علیه السلام با خداوند، نمونه هایی از تجارب شبه حسی اند (همان، ص۳۵).

ج) تجارب وحیانی(۵): این گونه از تجارب شامل وحی و الهام یا بصیرت ناگهانی می شود. تجارب وحیانی در نظر دیویس، به طور ناگهانی و بدون انتظار به فاعل تجربه خطور می کند و دینی بودن آنها به لحاظ محتوایشان است (همان، ص۳۹).

د) تجارب احیاگر یا حیات بخش(۶): تجاربی هستند که ایمان فاعل تجربه را شکوفا و بارز می سازند و موجب تغییرات مهمی در وضعیت روحی و اخلاقی فاعل تجربه می گردند. در این تجارب، شخص احساس می کند که خداوند در موقعیت ویژه ای وی را هدایت و به سوی حقیقت رهبری کرده است (همان، ص۴۴).

ه ) تجارب مینوی(۷): این تجربه ناظر به دیدگاه ردلف اتو در بیان عمیق ترین احساس دینی است. از نظر او، این احساس آمیزه ای منحصر به فرد از هیبت و جذبه، بیم و عشق، و خوف و رجا است که در اثر مواجهه حقیقتی متعالی که وی آن را نومن(۸) می نامد، پدید می آید (همان، ص۴۸).

و) تجارب عرفانی: همان شهود وحدت وجود و وجود واحد است که در عرفان، به ویژه عرفان ابن عربی، فراوان از آن سخن گفته شده است (همان، ص۵۴).

۴. تجربه تفسیری

تجربه تفسیری، تجربه ای است که دینی بودن آن به واسطه تفسیری دینی از یک رویداد است که شخص صاحب تجربه در اثر باورها، انتظارها و عُلقه های دینی خود، به آن رسیده است. در این موارد، فردی که دارای باورهای دینی است، با رویدادی مواجه می شود و آن رویداد را با ذهنیت دینی خاص خود تعبیر، تفسیر و تبیین می کند (شیروانی، ۱۳۸۱، ۱۱۸). در چنین مواردی سه چیز را باید از یکدیگر تفکیک کرد:

الف) رویداد؛ ب) تفسیر دینی رویداد؛ ج) احوال و عواطف خاصی که در پی آن تفسیر دینی در فرد پدید می آید. مثلاً وقتی تنها فرزندِ مادر، در پی دعاها و نذر و نیازهای وی، به صورتی خارق العاده و دور از انتظار از یک بیماری صعب العلاج شفا می یابد، ما با سه چیز مواجه می شویم: ۱) شفا یافتن بیمار؛ ۲) تفسیر دینی این رویداد، که مادر آن را اجابت دعای خود می داند؛ ۳) حالت شور و هیجان، و فوران محبت به خداوند و خضوع و انکسار عاشقانه مادر در پیشگاه او.

کلمات دیویس در اینکه تجربه تفسیری کدام یک از امر دوم و سوم است، ابهام و آشفتگی دارد و در واقع، میان آن دو تفکیک روشنی انجام نداده است. وی در مقام تعریف، بیشتر به امر دوم نظر دارد و می نویسد: «گاه تجربه کننده، یک تجربه را دینی می شمارد، نه به دلیل وجود جنبه ای غیرمعمول در خود تجربه، بلکه به این دلیل که به تجربه مذکور(۹) در چارچوب تفسیریِ دینی پیشین، نظر کرده است» (همان، ص۳۳). اما وقتی نمونه هایی برای آن بیان می کند، امر دوم و سوم با هم آمیخته می شود: «مثال های متداول چنین تجربه هایی عبارت اند از: یک بد اقبالی را حاصل گناهان گذشته زندگی شمردن [امر دوم]؛ یک بیماری را با خرسندی تحمل کردن، به خاطر آنکه آن بیماری فرصتی است برای مشارکت جستن در رنج مسیح [امر سوم]؛ تجربه عشق به همه چیز به خاطر این اعتقاد که همه چیز این جهان سرشار از خداست [امر سوم]؛ حادثه ای را «اراده الهی» دانستن [امر دوم] و حادثه ای را استجابت دعا شمردن [امر دوم]». من با تأکید بر لزوم تفکیک میان این دو امر، تصریح می کنم که مقصودم از تجربه تفسیری در این نوشتار، همان امر دوم است.

تجربه تفسیری در حقیقت تبیینی دینی است که فرد از رویدادی خاص در نظر می گیرد. تبیین یعنی فهم عمیق تر یک رویداد به مدد کشف رابطه آن با دیگر وقایع و پدیده ها. هنگامی که با حادثه ای مواجه می شویم، تا رابطه آن را با دیگر حوادث کشف نکنیم و آن را ذیل مفاهیم و مقولات و نظریه هایی که از پیش پذیرفته ایم نگنجانیم، تبیینی از آن رویداد نداریم و در نتیجه، آن حادثه برای ما مبهم و تیره و تار خواهد بود. مفاهیم و نظریه ها، سرشت و ماهیت پدیده ها و نیز روابط آنها را با یکدیگر بیان می کنند. درج کردن یک حادثه در ذیل مفاهیم، مقولات و نظریه های از پیش پذیرفته شده، کشف چیستی، چرایی و روابط آن حادثه با دیگر حوادث را به ارمغان می آورد؛ و مقصود از تبیین دینی، تبیینی است که مبتنی بر گزاره های دینی است؛ یعنی گزاره هایی که از متون دینی به دست آمده و ناظر بر هست و نیست های عالم اند.

۱.۴. تبیین عقلانی و غیرعقلانی

تبیین یک حادثه دارای انواع گوناگونی است. از یک دیدگاه تبیین ها را می توان بر دو قسم دانست:

الف) تبیین های عقلانی(۱۰)؛ ب) تبیین های غیرعقلانی(۱۱).

تبیین های غیرعقلانی مربوط به دیدگاه های خردستیزند؛ این گونه از تبیین ها مبتنی بر نظریه هایی است که با معیارهای عقلی ناسازگارند و با دلیل و برهان عقلی و یا تجربی ابطال می شوند (فنایی، ۱۳۷۹، ص۴۸۴۶).

تبیین های عقلانی مربوط به دیدگاه های خردپذیرند. این گونه از تبیین ها مبتنی بر نظریه هایی هستند که با ملاک ها و ضوابط عقلی سازگار و هماهنگ بوده، به کمک دلیل و برهان عقلی و یا تجربی اثبات می شوند.

گونه سومی از نظریه ها وجود دارند که خردگریز هستند؛ یعنی دستگاه فکر و اندیشه آدمی نفیا و اثباتا قضاوتی درباره آن ندارد. بسیاری از حقایق عرفانی از سوی عرفای برجسته ای چون ابن عربی طوری ورای عقل دانسته شده که در یک تفسیر، مقصود از آن همان خردگریز بودن به معنای مورد نظر در این نوشته است. محدودیت قلمرو ابزارهای شناخت حصولی آدمی، امکان وجود چنین باورهایی را اثبات می کند. البته درباره مصادیق این نظریه ها، اختلاف نظر فراوانی وجود دارد تا آنجا که مثلاً برخی از فیلسوفان، معرفت به وجود خداوند را خردگریز دانسته اند. در حالی که بسیاری آن را در قلمرو بدیهیات ثانوی جای داده اند و فیلسوفان دین دار، غالبا برای آن ادله عقلی متعددی ارائه کرده اند.

۲.۴. عقلانیت تبیین در نظریه های خردگریز

درباره عقلانی بودن و غیرعقلانی بودن تبیین های مبتنی بر نظریه های خردگریز اختلاف نظری میان دو دیدگاه موسوم به دیدگاه حداکثری و دیدگاه حداقلی در باب عقلانیت وجود دارد که بازگشت آن، به اختلاف نظر درباره امکان معقول و موجه بودن اعتقاد به گزاره های خردگریز است.

براساس عقلانیت حدّاکثری، باور به یک گزاره تنها در صورتی معقول و موجه است که آن گزاره به مدد دلیل و برهان عقلی یا تجربی اثبات شده باشد. عقلانیت حداقلی این دیدگاه را خودناسازگار می شمارد، چرا که همین مدعا را نمی توان با هیچ دلیل و برهان عقلی یا تجربی اثبات کرد و از این جهت، به زعم طرفداران این دیدگاه، باید آن را غیرعقلانی به شمار آورد؛ یعنی عقلانیت حدّاکثری مقتضی آن است که این نظریه نامعقول و غیرموّجه باشد (پترسون، ۱۳۷۶، ص۲۲).

در برابر، عقلانیت حدّاقلی بر آن است که باور به یک گزاره، هرچند مورد حمایت یک دلیل و برهان عقلی نباشد، می تواند موجه باشد. مشروط بر آنکه از راه و روشی قابل اعتماد به دست آمده باشد. بنابر این دیدگاه، تبیین های مبتنی بر چنین گزاره هایی، تبیینی عقلانی خواهند بود.

۳.۴. عقلانیت تبیین های دینی

تبیین های دینی (مقصود از دین در اینجا دین اسلام است) را باید تبیین های عقلانی به شمار آورد؛ زیرا:

اولاً، این تبیین ها بر مفاهیم و نظریه های خردپذیر مبتنی است؛ چرا که به نظر ما، عقاید اساسی دین با دلیل و برهان عقلی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم (در جایی که به ادله نقلی تمسک می شود) اثبات شده است.

ثانیا، معقول و موجّه بودن باور به یک گزاره، منحصر به جایی نیست که دلیل و برهانی عقلی یا تجربی آن گزاره را اثبات کند؛ البته نه به لحاظ نکته ای که قایلان به عقلانیت حدّاقلی می گویند، که خود مبتنی بر نوعی شکاکیّت معرفتی و عدم امکان دست یابی به یقین در این گزاره هاست؛ بلکه به دلیل آنکه ما، جز راه های متعارف، راه هایی دیگر نیز برای کسب معرفت داریم. حاصل آنکه:

۱) تبیین، جز با در دست داشتن مفاهیم و گزاره هایی چند صورت نمی گیرد.

۲) در تبیین دینی، از گزاره های برگرفته از منابع معرفت دینی استفاده می شود.

۳) گزاره ها بر سه قسم اند: خردپذیر، خردگریز و خردستیز.

۴) تبیین بر اساس گزاره های خردپذیر، قطعا عقلانی است و براساس گزاره های خردستیز، قطعا غیرعقلانی است.

۵) تبیین بر اساس گزاره های خردگریز در صورتی عقلانی است که آن گزارها به گونه ای موجه و مؤید باشند؛ (مانند: استناد به وحی یا شهود).

۶) هیچ یک از گزاره های دینی اسلام، خردستیز نیستند، بلکه یا خردپذیرند و یا خردگریزی هستند که از راه قابل اعتمادی به دست آمده اند.

۷) بنابراین، تبیین های مبتنی بر گزاره های دینی اسلام، عقلانی است.

۵. ارتباط تجربه تفسیری با مفاهیم دینی

۱.۵. تجربه تفسیری و بینش توحیدی

چنانکه گذشت، تجربه تفسیری در حقیقت تبیین دینی است؛ و هر تبیینی مبتنی بر مجموعه ای از پیش دانسته ها و پیش فرض هاست که شخص تبیین گر بر پایه آنها به کشف روابط پدیده ها و حوادث می پردازد و موضع و دیدگاه خاصی در قبال آنها برمی گزیند. توفیق در این تبیین، منوط است اولاً، بر درستی اصول و مبانی؛ ثانیا بر تطابق تبیین صورت گرفته با آن اصول و مبانی؛ بنابراین برای دست یابی به دیدگاهی اسلامی درباره تجارب تفسیری، ابتدا باید ببینیم قرآن کریم، که مهم ترین منبع معرفتی دین اسلام است، چه جهان بینی و اصول هستی شناختی ای را به عنوان پایه و مبنای تجارب تفسیری به ما می آموزد و ما را در نگرش به پدیده های پیرامون خود دعوت می کند که چه انگاره هایی را در نظر داشته باشیم.

عصاره جهان بینی قرآنی، توحید است. توحید اصل و اساس و پایه دعوت قرآن و نقطه کانونی توجه آن است. توحید یعنی: مبدأ همه چیز خدای یگانه است؛ همه چیز از او، برای او و به سوی اوست؛ هستی هر پدیده ای در حدوث و بقای خویش وابسته به هستی خداوند است؛ همه به او محتاج و او بی نیاز از همه است؛ خداوند به همه چیز دانا و از ریز و درشت حوادث گذشته و آینده آگاه است؛ او قادر مطلق و بر هر کاری تواناست؛ هیچ محدودیتی در علم و قدرت او وجود ندارد و از این رو همه چیز بر اساس حکمت و مشیت و قضا و تقدیر او رقم می خورد؛ او عالم را همان گونه که می خواست، براساس حکمت بالغه خویش، به حق آفرید و هیچ باطلی در کار او راه ندارد.

نکته مهم دیگر در این خصوص، توجه به تصویر و ترسیم افعال الهی در قرآن کریم است و از اینجا اهمیّت فراوان شناخت صفات فعلی خداوند آشکار می شود. براساس جهان بینی توحیدی، عالم سراسر فعل خداوند است و با صفات فعلی او یگانگی دارد. بر خلاف صفات ذاتی خداوند که عین ذات اوست و بود و نبود هیچ چیزی در اتصاف خداوند بدان صفات تأثیری ندارد، صفات فعلی ازفعل خداوند انتزاع می گردد وبه لحاظ وجودشناختی، عین فعل اوست؛ چون فعل خداوند همان ایجاد پدیده های عالم هستی و ایجاد این پدیده ها عین وجود آنهاست، صفات فعلی خداوند با پدیده های عالم هستی، عینیّت و یگانگی دارد و به بیان عرفا، هر پدیده ای مظهر اسمی از اسمای الهی است.

نتیجه ای که از نکته یاد شده در ارتباط با بحث تجارب تفسیری گرفته می شود. آن است که تجربه تفسیری را می توان این گونه تعریف کرد: «تجربه تفسیری آن است که انسان رویدادهای عالم، به ویژه رویدادهای مربوط به خود را فعل خدا ببیند». البته به این نکته مهم باید توجه داشت که در منطق قرآن، انسان نقش اساسی در تعیّن بخشی به فعل خداوند دارد؛ رحمت و غضب الهی، نعمت و نقمت خداوند، بارش باران و ریزش عذاب، همه و همه در گرو فعل انسان و نحوه ارتباط او با خداوند است و این امر نقشی محوری در تفسیر دینی پدیده ها دارد.

۲.۵. تجربه تفسیری و نقش آن در زندگی

اهمیت و تأثیر مثبت این تجربه به سه عامل بستگی دارد:

الف) میزان باور: توضیح آن به این گونه است که علم و معرفت دارای مراتب و درجات گوناگونی است و در یک تقسیم بندی، دارای سه درجه است: علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین. البته هر یک از این مراتب نیز دارای درجات فراوانی است. روشن است که تأثیر تفسیر دینیِ حوادث در روح و جان آدمی، ارتباطی مستقیم با میزان و درجه علم و اطمینان شخص به آن تفسیر دارد. نفس اعتقاد به لطف و رحمت الهی، آرام بخش جان آدمی است؛ ولی به هنگام مواجهه با بلایی سهمگین و خانمان برانداز، همچون زلزله، کسی که همه عزیزان و دارایی های خود را در چند لحظه از دست می دهد، زمانی از آن آرامش برخوردار می شود که اعتقاد به لطف و رحمت الهی در عمق جان او نفوذ کرده باشد. ممکن است انسان به لحاظ معرفت شناختی یقین داشته باشد، اما برای ظهور و بروز آثار روحی و روانی مورد انتظار، صِرف یقین معرفت شناختی کفایت نمی کند، بلکه لازم است که باورهای دینی در عمق روح و جان آدمی رسوخ کند. هر چه میزان این نفوذ بیشتر باشد، تجربه های دینی مؤثرتری برای شخص دین دار روی می دهد.

ب) ارزیابی صحیح پدیده: در ارتباط با این امر نیز باید توجه داشت که در بسیاری از موقعیتها، مؤمنان در تفسیر دینی حادثه ای که با آن مواجه می شوند، خطا می کنند و همین امر موجب می شود که در مسیر حیات دینی خود به بیراهه بروند و از حوادثی که روی می دهد بهره مناسبی برای رشد و تکامل خویش نبرند و دچار رکود و عقب ماندگی شوند؛ در این صورت، تجربه دینی، به جای تأثیر سازنده و مثبت، ممکن است نقش منفی و مخرّب بر رشد و تکامل دینی فرد بر جای نهد. مثلاً کسی که ثروت و رفاهی را که از آن برخوردار شده، نشانه لطف خدا و تقرّب خود به خداوند می داند، یا کسی که فقر و تنگدستی خودرا نشانه قهر وناخشنودی خداوند می داند ویا کسی که عدم تحقق خواسته خویش را عدم استجابت دعایش به درگاه خداوند تلقی می کند، ممکن است مرتکب خطا شده باشند و این خطای در تفسیر، نتایج زیانباری برای آنها به بار خواهند آورد.

ج) ویژگی های رویداد مورد تفسیر: برخی گمان کرده اند تجارب تفسیری تنها در مورد پدیده های خارق العاده و غیرمتعارف صورت می گیرد؛ مانند شفا یافتن معجزه آسای کسی که به غدّه تومور مغزی مبتلا شده و یا امدادهای ویژه و دور از انتظاری که فرد آن را از سوی خداوند و اجابت دعای خویش تلقی می کند؛ در حالی که تجارب تفسیری در بینش قرآنی، به این موارد اختصاص نداشته، همه رویدادهای عالم هستی را شامل می شود. در واقع هر چه در عالم اتفاق می افتد به اذن الهی و مطابق با مشیّت وی است. حوادث را نمی توان دو دسته به شمار آورد و دسته ای را فعل خداوند و گروهی را مستند به علل وعوامل طبیعی خاص خود دانست. همه حوادث، در عین استناد به علل و عوامل خاص خود که البته لزوما آن علل هم، صرفا عوامل طبیعی نیستند فعل خداوندند.

یک فعل کاملاً عادی و معمولی که علل و عوامل طبیعی آن کاملاً مشخص است، ممکن است مصداقی برای توفیقی از سوی خداوند، لطف خاص الهی، امداد الهی و مانند آن باشد. فعل خداوند نظام مند و براساس سنن و قواعدی است که همو در جهان هستی جاری ساخته و در عین حال، دست خداوند باز است و هر چه بخواهد می کند. البته در صورتی که رویداد مورد نظر، امری خارق عادت و غیرطبیعی و دور از انتظار و خلاف روند عمومی حوادث باشد؛ استناد و ارتباط خاص آن به خداوند آشکارتر خواهد بود و از این جهت، تفسیر دینی آن بیشتر مورد تأیید و قبول واقع می شود و میزان باور و اطمینان به دخالت خداوند در پیدایش آن افزایش می یابد؛ مثلاً: بیمار مبتلا به سرطانی که بر اساس تشخیص پزشکان متخصص و آزمایش های به عمل آمده، هیچ راه علاجی برایش وجود ندارد، وقتی پس از دعا و توسل، به شکل غیرطبیعی و غیرمنتظره ای شفا می یابد، گویا چاره ای جز تفسیر دینی آن وجود ندارد؛ تا آنجا که حتی غیرمتدیّنان نیز به تفسیر دینی آن تمایل می یابند و گاه چنین رویدادی را شاهد و گواهی بر درستی پیش فرض های متدینان در عقاید دینی خویش می شمارند و اینجاست که مسئله قرینگی این دسته از شواهد برای درستی باورهای دینی مطرح می شود. مصداق بارز چنین رویدادی، معجزات پیامبران الهی بوده که در ایمان آوردن کسانی که در شک و تردید به سر می بردند نقش اساسی داشت، هر چند بودند کسانی که در اثر گرایش های نفسانی و شهوانی، علی رغم برطرف شدن تردیدهای نظری شان، مشمول توفیق ایمان نشدند و دانسته، پای در راه ضلالت نهادند.

۳.۵. تجربه تفسیری و احوال ایمانی

تجربه تفسیری مربوط به قلمرو بینش ها و دانش های آدمی است و در واقع، نوعی نگاه به پدیده ها و رویدادهای عالم، بر اساس جهان بینی توحیدی و هستی شناسی دینی است؛ اما این نوع نگاه، تأثیری عمیق در احوال و احساسات دینی دارد. باید یادآور شویم که کسانی چون شلایرماخر و اتو، اساسا تجربه دینی را در احوال ایمانی و احساسات دینی خلاصه می کنند. از نظر اینان، اموری مانند محبت به خدا، بیم و امید به او، احساس شور و شوق و وابستگی به او و اموری از این دست، حقیقت و گوهر دیانت هستند، همان چیزی که ویلیام جیمز آن را تجربه دینی می نامد. در این نگاه، آنچه ما تجارب تفسیری نامیدیم، تجربه دینی به شمار نمی آید، اما باید تو

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.