خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به مساله ولایت فقیه در تاریخ تشیع
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به مساله ولایت فقیه در تاریخ تشیع قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
30دقیقه
39ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حکومت دینی، ریشه در اندیشه توحید

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 59

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حکومت دینی، ریشه در اندیشه توحید، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت دینی، ریشه در اندیشه توحید شامل 81 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت دینی، ریشه در اندیشه توحید:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت دینی، ریشه در اندیشه توحید را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حکومت دینی، ریشه در اندیشه توحید توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حکومت دینی، ریشه در اندیشه توحید را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حکومت دینی، ریشه در اندیشه توحید :

گروه ترجمه عربی

هر چند تجربه حکومت دینی پس از قرنها دوران فترت تجربه ای دیر پای نیست. اما اصل این اندیشه که حاکمیت و

حکومت از آن دین است اندیشه ای دیر پای و کهن است که در بنیادی ترین اندیشه اسلامی یعنی توحید و یگانه پرستی

ریشه دارد

.

از دیگر سوی یگانه پرستی و یگانه باوری برای هر مسلمانی از حد باور فراتر است و در جای جای فکر و عمل او از خود اثر

بر جای می گذارد

.

انسان خدا باور و خداپرست همان گونه که خدای را در پرستش یگانه می داند و تنها پرستش او را می پذیرد و همان گونه

که او را در آفرینش یگانه می داند و تنها او را یگانه آفریدگار گیتی می شناسد، او را یگانه تدبیر کننده هستی نیز می داند و

همه هستی را نشان یافته از او و جهت گرفته به سوی او که کمال مطلق است می بیند

.

قانونگذاری حق خداست

:

در بینش توحیدی، آنجا که سخن از بیان «چگونگی رسیدن به خداوند» است این شریعت خدایی است که این طریق را

روشن می کند، شریعتی یگانه و بی بدیل که هر راهی جز آن ناپذیرفتنی است

.

اعتقاد به یگانگی خدا و بی نیازی او در تشریع و قانونگذاری و فرا پیش نهادن راه حرکت و زندگی برای آدمیان، از

شاخه های توحید است

.

هر کس به آیات قرآن کریم اندک مراجعه ای داشته باشد برایش ثابت می شود که حق تشریع تنها و تنها از آن خداست و

هیچ کس را حق آن نیست که نظر خویش را بر مردم تحمیل کند و مردم را به پیروی از آن وادار سازد

(۱)

به دیگر سخن «تقنین و تشریع از کارهای خداوند است که تنها او خود بدانها می پردازد. از این روی اگر کسی اعتقاد داشته

باشد که کسی غیر از خداوند در عرض او دارای چنین حقی است و عالمی یهودی یا مسیحی حق دارد برای مردم قانون

وضع کند و از جانب خود برای مردم حلال و حرامی تعیین کند، در کنار خداوند ربی دیگر اختیار کرده و آنچه را کار

خداوند است به غیر او نسبت داده و بدین سان; پا را از مرز توحید فراتر نهاده و مشرک شده است

.

بنابراین اگر کسی اعتقاد داشته باشد که غیر خدا حق قانونگذاری دارد و غیر خدا زمام حلال و حرام و سرنوشت بندگان

را در حیات اجتماعی و فردیشان در دست می گیرد در آنچه به زندگی این جهانی و آن جهانی مردم مربوط می شود ربی و

مالکی دیگر برای خود گرفته است. اگر در پرتو چنین اعتقادی در برابر آن غیر خدا کرنش نیز کند این کرنش نوعی

پرستش و جلوه ای از جلوه های شرک است

.

به همین دلیل است که می بینیم قرآن کریم درباره یهودیان و مسیحیان می گوید آنها احبار و رهبان را اربابی برای خود

گرفتند; چه، در این مورد ربوبیت، جز در اختیار داشتن زمام امور مردم و تعیین حلال و حرام برای آنان هیچ معنایی

ندارد و این در حالی است که خداوند به هیچ کس چنین اختیار نداده است

(۲)

چنین است که می توان گفت مساله چگونگی و منشا حق حاکمیت و تقنین ریشه در چگونگی خداباوری دارد و اندیشه

سازمانی که اسلام برای اداره مردم معرفی می کند به اصل توحید باز می گردد و به بیان دیگر باور داشتن انحصار حق

حاکمیت برای خداوند از سر شاخه های باور توحید و از بسترها و زمینه هایی است که اندیشه نظام حاکمیت از دیدگاه

اسلام را سامان می دهد

.

تشریع و حاکمیت این حقیقت که حق تقنین و تشریع و قانونگذاری تنها از آن خداوند است یکی از اصول مسلم اسلام

است و هم در مکاتب فقهی سنی و هم در مکاتب فقهی شیعی کمتر کسی در این نکته مسلم خدشه ای کرده است که حق

قانونگذاری انحصارا از آن خداست

.

هم در کتب اهل سنت و هم در کتب شیعه برای اثبات این انحصار به آیاتی از قرآن کریم و روایات بسنده می شود که

مساله منحصر بودن تشریع برای خداوند از مسلمات اسلام است. هر چند عنوان فقهی این مساله در برخی کتابها بدین

صورت است که «حاکمی جز خداوند وجود ندارد» اما واژه حاکم در این عنوان می تواند چیزی فراتر از قانونگذاری باشد

که قانونی را جعل می کند و آن را به دست روزگار می سپارد تا اجرا بشود یا نشود، بلکه حاکم در این عنوان بحث می تواند

حوزه حاکمیت به معنای مصطلح امروزین را نیز در بربگیرد، چرا که اصولا تفکیک این دو نیز – در منشا مشروعیت و نه

در مقام اجرا- کاری نادرست و ناهمساز با هدفی است که در کلیت مکتب تعقیب می شود

.

هم خود نهادن قانون به معنا یا مستلزم ایجاد نوعی محدودیت برای افراد انسان است و هم اجرای قانون به معنای ایجاد

چنین محدودیتی است و یا چنین محدودیتی را در پی می آورد. اکنون باید پرسید آیا ایجاد چنین محدودیتی هیچ منشا و

پایه ای برای مشروعیت نمی خواهد؟

کاملا روشن است که اعمال حاکمیت در جامعه از تصرف در اموال و نفوس و محدود کردن و سازمان دادن آزادیها تفکیک

ناپذیر است، بی هیچ تفاوتی میان این که حکومت در دست فرد باشد و یا در دست جامعه

.

از دیگر سوی، تسلط بر اموال و نفوس وایجاد هر نوع محدودیتی مشروع در میان امت به ولایتی از سوی نهاد یا فرد

محدود کننده بر کسانی که موضوع این تسلط هستند و اگر این ولایت نباشد تصرفی که صورت پذیرفته تصرفی عدوانی

شمرده خواهد شد

.

البته مقصود ما در اینجا ولایت بر یتیمان یا کسانی که غایبند و یا حق تصرف در اموال خود ندارند نیست، بلکه مقصود آن

ولایتی است که ولی به موجب آن حق داشته باشد در همه امور جامعه اعم از مال و جان دخالت کند و به سازمان دادن

امور زندگی مردم و آبادانی سرزمین و برقراری نظم و امنیت و دفع متجاوزان و آرامش در جامعه بپردازد

.

از تامل در آیات و روایات ناظر به این موضوع چنین به دست می آید که اصولا از دیدگاه اسلام هرگونه ولایتی از ناحیه هر

فرد یا مجموعه ای بر مردم منشا مشروعیت می خواهد. به عبارتی دیگر هر یک از افراد انسان به خودی خود و تا زمانی که

آزادی اش به آزادیهای دیگران ضربه ای نمی زند آزاد است و وضع هرگونه محدودیت از رهگذر قانون برای او نیاز به

پشتوانه ای برای مشروعیت دارد. این در حالی است که از منظر توحیدی هیچ چیزی جز تفویض از جانب خداوند

نمی تواند پشتوانه این مشروعیت و آفریننده این حق باشد

.

مقصود از حصر مالکیت برای خداوند حصر ریشه های حاکمیت و علتهایی است که می تواند این ولایت را در پی آورد. از

آنجا که ولایت بر بندگان انحصارا در اختیار آفریدگار آنان است حاکمیت به معنای ولایت نیز منحصرا از آن اوست. بنابراین

برای هیچ کس روا نیست حکومت را در دست گیرد مگر آن که از جانب کسی که ولایت حقیقی از آن اوست اذن داشته

باشد، وگرنه حکومت او حکومت ستم و تجاوز خواهد بود

. (۳)

البته مقصود از عنوان «انحصار حق حاکمیت برای خداوند» آن

نیست که تنها خداوند حق دارد فرمانروایی کند و مردمان را هیچ فرمانروایی نمی بایست; بلکه مقصود آن است که ولایت و

حق حکومت اصالتا در انحصار خداوند است و غیر او به اذن و اجازه او عهده دار حکومت می شود. مساله شفاعت نیز

همانند این است، چنان که آیه قرآن می فرماید: «قل لله الشفاعه جمیعا»; بگو همه شفاعت از آن خداست. (زمر / ۴۴

)

یعنی اصل و مساله شفاعت و تعیین این که چه کسی به اذن خداوند شفاعت می کند و چه کسی شفاعت می شود در

انحصار اوست

.

حکومت و حاکمیت نیز از همین قبیل است و کسی که اصالتا حاکمیت را در اختیار دارد همو تعیین کننده حاکم است و

همو خود وظایف و چگونگی حکومت حاکم را تعیین می کند

.

فشرده سخن این که حاکمیت خاص خداوند و منحصر در اوست، و این یکی از مراتب توحید است. قرآن کریم بدین

حقیقت چنین اشاره می کند

:

«

ان الحکم الا لله امر الا تعبدوا الا ایاه ذلک الدین القیم » حکم تنها از آن خداوند است او فرمان داده است جز او را

نپرستید، که این همان آیین استوار است (یونس / ۴۰)مقصود از «حکم » در آیه «ان الحکم الا لله » همان حاکمیت قانونیی

است که از ولایت حقیقی خداوند که خود در مالک بودن و خالق بودن او ریشه دارد سرچشمه می گیرد، نه آن حاکمیت

تکوینی که به معنای تصرف در هستی به ایجاد کردن و از میان بردن و زنده کردن و میراندن است

.

البته هیچ دلیلی نیست که بتوان به موجب آن واژه «حکم » را که دارای معنای گسترده ای است به خصوص «قضاوت » یا

«

تشریع و تقنین » محدود کرد. بلکه واژه «حکم » در این آیه مفهومی گسترده دارد که قضاوت یکی از مصداقهای آن است

این مفهوم گسترده نیز تنها و تنها سلطه، فرمانروایی و حاکمیت به معنای وسیع آن است که قوای سه گانه را نیز در بر

می گیرد

.

البته خوانندگان گرامی می توانند این حقیقت، یعنی انحصار حق حاکمیت برای خداوند را از آیاتی دیگر بجز آیه ای که

مطرح شد نیز بیابند. برخی از آن آیات عبارتند از

:

– «

ان الحکم الا لله یقص الحق و هو خیر الفاصلین

». (۴)

– «

الا له الحکم و هو اسرع الحاسبین

». (۵)

– «

له الحمد فی الاولی والآخره وله الحکم والیه ترجعون

». (۶)

بدیهی است که اختصاص حق حاکمیت به خداوند بدان معنی نیست که خداوند خود دست به کار اداره کشور، تثبیت

نظام، اجرای حکم و فصل خصومت و دیگر امور می شود که حکومت و حاکمیت را تشکیل می دهد; چه، این هم نامعقول

است و هم غیرممکن. بلکه مقصود آن است که هر فردی از افراد بشر که عهده دار حکومت بر مردم شود می بایست از جانب

خداوند برای اداره امور و تصرف در جان و مال مردم اجازه داشته و ولایت او از ولایت خداوند سرچشمه گرفته و در آن

ریشه داشته باشد. اگر این نباشد تنفیذ حکومت او هیچ پایه و اساسی نخواهد داشت

.

می توانید بگویید مقصود از انحصاری که از آن سخن می گوییم انحصار ولایتی است که حاکمیت از آن سرچشمه می گیرد،

نه انحصار فرمانروایی و تصدی امور کشور و فرمانروایی بر مردم و همانند آن، چرا که در اعمال ولایت و حاکمیت خداوند

گزیری از آن نیست که باید کسی برای اداره امور کشور نصب شود، چرا که تصدی مستقیم خداوند اساسا محال و تصور

ناشدنی است

.

از همین جاست که می بینیم کسانی از بشر در طول تاریخ از جانب خداوند این حق راء;+ظظ یافته اند که بر مردم حکم

برانند و امور زندگی مردم را اداره کنند. خداوند در سوره ص خطاب به داوود می فرماید

:

«

یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق »; «ای داوود ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم در میان

مردم به حق حکم بران ». (ص / ۲۶)این آیه هر چند به نصب داوود به منصب قضاوت میان مردم وارد شده است، اما نفوذ

قضاوت و داوری او در آن روزگار از ولایت و حاکمیت وسیع او سرچشمه می گرفت که حکمرانی و فرمانروایی را نیز در

برداشت و نفوذ قضاوت از لوازم و فروع آن بود. خداوند داوود را فقط برای قضاوت نصب نکرد، بلکه حکومت را به معنای

وسیع و فراگیرش و با همه ابعادش به او داد; چرا که اساسا نفوذ حکم یک قاضی بدون آن که سلطه و حاکمیتی داشته

باشد ممکن نیست، بویژه در آن روزگاران که قضاوت، بر خلاف آنچه امروز مرسوم شده از اداره حکومت و دیگر شؤون

حکومتی جدا نبوده است. به عبارتی دیگر، داوود سلطنتی فراگیر داشت که تقنین و قضاوت اجرا را یکجا در بر می گرفت

.

قرآن کریم در این باره می گوید: «و قتل داوود جالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه مما یشاء» (بقره/۲۵۱) ; داوود جالوت

را کشت. و خداوند او را ملک و حکمت داد و از آنچه می خواست بدو آموخت

.

از این آیه و آیات دیگری که بدین موضوع نظر دارد به دست می آید که خلیفه قرار دادن و جانشین قرار دادن داوود از

جانب خداوند به معنای اعطای حق حاکمیت بر مردم به مفهوم وسیع آن به داوود بوده است

.

فشرده سخن آن که خداوند یگانه منشا حق حاکمیت است. اینک باید دید در چه قالبی این حق تنفیذ می شود و چگونه

تنفیذ شده است: آیا خداوند کسی یا کسانی را برای این مهم برگزیده و این کار را به آنان سپرده است، یا آن که راهی دیگر

فرا روی نهاده است؟

هر چند در باب تشریع، این حقیقت مورد قبول همگان است که هیچ حکم کننده و تشریع کننده ای جز خداوند وجود

ندارد، اما این دیدگاه نیز نزد عالمان مطرح است که خداوند در پاره ای از امور حتی حق تشریع را به پیامبرصلی الله علیه

وآله تفویض کرده است

. (۷)

البته این تفویض بدان معنی نیست که منشا و منبعی دیگر برای حق تقنین ایجاد شده است،

بلکه همچنان حق تشریع از آن خداوند است و پیامبرصلی الله علیه وآله در این تفویض می تواند مصادیقی از آن مصالحی

را که خداوند احکام آیین خودش را بر آنها بنیان نهاده است بیان دارد

. (۸)

البته حق تفویضی از همین قبیل بنابر برخی از مبانی برای ائمه علیه السلام نیز ثابت دانسته شده که در کتب کلام و

اصول باید آن را پی گرفت

.

مهم آن که پیامبرصلی الله علیه وآله هم از جانب خداوند رساننده و رسول اوست و کسی که احکام الهی را به مردمان

می رساند و هم بر پای دارنده حکومت و حاکمیت الهی است. این دو جنبه از شخصیت رسول خدا صلی الله علیه وآله

کمتر مورد نزاع و اختلاف قرار گرفته است

.

از کتاب و سنت چنین بر می آید که خداوند مرتبه ای از ولایت را به رسول خداصلی الله علیه وآله، برخی از پیامبران

پیشین و همچنین به امامان معصوم، از دیدگاه ما شیعیان، تفویض کرده است و از همین جهت فرمانبردن از آنان در اوامر

مولوی و حکومتی که به عنوان اعمال ولایت صادر می شود واجب است و البته این اطاعت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.