خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
54دقیقه
58ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اقتراح هرمنوتیک دینی :

اشاره:

آنچه در ذیل از نظر خوانندگان ارجمند می گذرد، حاصل نظرخواهی از دوتن از اساتید محترم حوزه، آیت الله جعفر سبحانی و حجه الاسلام والمسلمین احمد واعظی در باب پاره ای از سؤالات مطرح شده در زمینه هرمنوتیک دینی است. سؤالاتی از قبیل چیستی هرمنوتیک فلسفی، آیافهم متون دینی تابع هرمنوتیک خاص خود است یا مشمول هرمنوتیک عام؟ مقصود از فهم متن دینی چیست؟ آیا این فهم «مؤلف مدار» ست یا«متن مدار» و یا «مفسر مدار»؟ و…

در اینجا ضمن ابراز تقدیر و تشکر از ایشان برای قبول درخواست پژوهشنامه قبسات، توجه خوانندگان گرامی را به پرسشها و پاسخهای مطرح شده جلب می کنیم.

قبسات : مقصود از فهم دین چیست؟ آیا فهم دین ممکن است درصورت امکان، آیا این فهم روشمند است یانه؟

آیت الله سبحانی: این سؤال، در واقع به سه سؤال برمی گردد. اولا باید ببینیم دین چیست، تا بعدا ببینم که فهم دین چیست؟ چرا که تا «مضاف الیه » را درست تفسیرنکنیم،نمی توانیم مضاف و مضاف الیه را با هم تفسیرنماییم. پس اول باید دین را به صورت اجمالی تعریف کنیم، بعدا به فهم دین برسیم و ببینیم که آیا فهم آن امکان پذیر است یا نه؟ در آخر ببینیم آیا این فهم روشمنداست یانه؟

پیش از تعریف دین نکته ای را به عنوان مقدمه عرض می کنم که تعریف ما از دین به صورتی است که همه ادیان را دربرمی گیرد. هر چند که ما با به کار بردن کلمه «ادیان » مخالف هستیم چون دین یکی بیش نیست و اگر اختلافی باشد، درشرایع و احکام است و از آیات قرآن هم همین معنی استفاده می شود چنان که می فرماید:

ان الدین عندالله الاسلام

«تنها دین نزد خداوند اسلام است.»

یعنی دینی که در زمان نوح بوده با دینی که در زمان ابراهیم بوده با دین دوران عهدین و دوران اسلام، یکی است.

«دین » عبارت است از احساس وابستگی به یک موجود برترو والاتر، به گونه ای که انسان همه شئون خود را از آنجادریافت کرده و پیوسته از آنجا – بلا واسطه یا مع واسطه -فیض می گیرد. و این نگرش در همه ادیان الهی وجود دارد.البته ممکن است انسان در تشخیص آن وجود برتر، اشتباه بکند و مخلوقی را به جای خالق تصور کند ولی در احساس وابستگی او به وجود برتر و کاملتر که او و جهان را آفریده وبه او پیوسته فیض می رساند (بلا واسطه یا مع واسطه)اختلافی نیست. دین به این معنا بین همه ادیان جهانی مشترک است.

ولی در ضمن این بحث باید بررسی کنیم که آیا مساله به اینجا خاتمه می پذیرد یا نه؟ زیرا اگر دین تنها در وابستگی انسان، خلاصه شود اعتقاد ثمر بخشی نخواهد بود. ما به دینی معتقدیم که اعتقاد به آن ثمر بخش است. باید بدانیم که وابسته ایم به جهان دیگر و آفریننده آن جهان دیگر ما رارها نکرده و ما را بدون غرض نیافریده است. در حقیقت مااز آفریننده یک نوع فیضی را در یافت می کنیم و در برابر این فیض، از ما توقعاتی دارد که نتیجه این توقعات هم به خودما بر می گردد. خدایی که ما را آفریده است، برای هدف وغایت، آفریده است، ولی خود انسان مستقلا نمی تواند به این هدف نائل شود. لذا خدا برای هدایت ما به آن غایت،آموزگارانی را از نوع بشر اعزام کرده است بنابراین اعزام آموزگاران را نیز باید تحت پوشش دین قرار دهیم. پس دین در حقیقت تنها وابستگی نیست، وابستگی به یک موجودبرتر است که خواهان سعادت ما است نه شقاوت. او برای رهنمون کردن انسانها به سوی سعادت، آموزگارانی را اعزام می کند. تاریخ بشر هم تا آنجایی که در تاریخ سراغ داریم ازوجود مصلحان الهی گزارش می دهد.

مسلما تنها فرستادن آموزگار برای هدایت انسان کافی نیست. باید یک ضامن اجرایی هم وجود داشته باشد و آن اعتقاد به معاد و جهان دیگر است که در تمام شرایع و به تعبیر دیگر در تمام ادیان مورد قبول است.

قرآن کریم درباره وابستگی بشر به جهان بالا می فرماید:

یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید

و نیز اعلام می دارد که برای سعادت بشر انبیا را فرستادیم:

و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت

برای اینکه برنامه های آنان اجرا بشود اعتقاد دیگری را به نام «یوم الدین » جزو باورها قرار داده که همان روز قیامت است.تا این جا به بخش نخست از (معنی دین) پاسخ گفتیم.

از این جا، پاسخ بخش دوم نیز روشن می گردد و آن اینکه:اگر معنی دین همین باشد، فهم دین ممکن است. دو چیز -گذشته بر تعالیم پیامبران – به این فهم کمک می کند: یکی فطرت و دیگری خرد انسان. بنابراین، دین، معجونی است ازادراکات فطری و عقلی و تعالیم انبیاء.

اما در جواب بخش سوم از سؤال اول که آیا فهم دین روشمند است یا روشمند نیست؟ باید گفت مسلماروشمند است. فطرت برای خودش روش دارد، اگر مابخشی از دین را از طریق فطرت بفهمیم روش آن معلوم است و باید دارای این علائم چها گانه باشد.

۱ – گستردگی در میان تمام انسان ها.

۲ – ریشه داشتن در آفرینش.

۳- تابع اوضاع سیاسی و جغرافیایی نبودن.

۴ – استواری در برابر تبلیغات مخالف در مفاهیم دینی. خردنیز روشمند است، خرد از برهان کمک می گیرد و اگربخواهیم دین را از طریق آموزگاران الهی درک کنیم، آن هم روشمند است; چرا که آنان نیز کلامی دارند و با زبان قوم خودشان سخن می گویند و به صورت مبهم و غیر واضح برزبان جاری نمی کنند و به اصطلاح، معما نمی گویند. پس فهم دین از این طریق نیز روشمند است. البته معنای این سخن این نیست که انسان در فهم دین هیچ خطایی نمی کند،بلکه منظور این است که اگر قواعد و ضوابط لازم را رعایت بکند خطایش بسیار کم است. علوم دیگر هم به همین ترتیب روشمند است و اصلا در دنیا چیز بی روش نداریم،مگر اینکه کشکول باشد. حتی خود کشکول هم که بی نظم است، برای خود نظمی دارد.

قبسات: مبانی امکان روشمندی فهم دین چیست؟

آیت الله سبحانی: در گفتگوی پیش یاد آور شدیم که مسائل دینی گاهی تکیه گاه فطری دارد و از جمله اموری است که ازدرون انسان می جوشد، و گاهی جنبه فکری و عقلی، وگاهی جنبه نقلی و سماعی دارد و هر یک از اینها برای خود،روش خاصی دارند.

اگر دین را از فطرت بگیریم، باید علائم چهارگانه فطرت برآن حاکم باشد. و اگر آن را از عقل بگیریم، مسلما بایدیافته های عقل برهانی باشد. یعنی به گونه ای باشد که برمبنای دلیل عقلی استوار باشد.

مثلا این جهان وابسته به عالم دیگر است، آن عالم، دیگرنمی تواند مخلوق عالم دیگر باشد. و الا به تسلسل می انجامد، یا نمی تواند در حین اینکه وابسته به عالم دیگرو مخلوق آن است خالق آن هم باشد، این دور است. این گونه مسائل، یک رشته مسائل روشن عقلی است. اما اگردین را از کتاب و سنت (نقل) بگیریم باید شرایط نقل رافراهم سازیم. قرآن ما به زبان عربی است. زبان عربی، برای خود قواعد و دستور زبان خاصی دارد. باید از طریق آنهامعنای کلام خدا را بفهیم. اگر نص یا ظاهر است، باید آن را،نص و ظاهر تلقی کنیم. اگر مجمل است، اجمال و ابهام آن رابه کمک نصوص و ظواهر بر طرف سازیم. مقصود این است که همانطور که شعر و نثر را تفسیر می کنیم، قرآن را نیزتفسیر کنیم. همانطور که دیگر کتابها را از طریق قواعد ودستور زبان آن کتاب می فهمیم، متون آسمانی هم همین حالت را دارند. تفاوتی که هست این است که قرآن خصوصیات دیگری نیز دارد که آن را از متون دیگر ممتازمی گرداند. قرآن را باید من حیث المجموع، مورد قضاوت قرار داد. چون ممکن است آیه ای، متذکر گوشه ای از مطلب باشد. و گوشه دیگر را آیه دیگر بیان کند. علاوه بر این، قرآن کتاب شریعت و قانون هم هست و روش قانونگزاری، این نیست که همه مسائل یکجا گفته شود. بر عکس ممکن است کلیات را امروز بیان بکنند، تبصره ها را یکسال بعد. قرآن هم اگر کلیاتی در باره شریعت دارد، این کلیات حجت است ولی در عین حال باید به مخصص و مقیدها توجه داشته باشیم.همه این ضوابط را علمای ما در علم اصول مطرح کرده اندمباحثی نظیر اصالت ظهور، اصالت عدم قرینه، اصاله الحقیقه و شناخت مقام بیان از مقام اجمال و غیره که همگی به فهم کتاب و سنت، روش قانونمندی می دهد.

بنابراین فهم دین بی قانون نیست. کسی که در آن اظهار نظرمی کند، باید از این اصول و قواعد اطلاع داشته باشد. اگریک فرد بیگانه بخواهد در سروده های فردوسی اظهار نظربکند پذیرفته نمی شود، مگر اینکه قواعد زبان فارسی رابداند، مفردات آن را بشناسد، با شاهنامه تا حدی مانوس وبا کلماتش آشناباشد. بعدا اظهار نظر بکند. کتاب دینی هم،چنین است. چنین نیست هر کس ابتدائا بیاید از طریق ترجمه قرآن، در باره آن اظهار نظر بکند. نه باید نسبت به خود آن کتاب آگاهی کامل داشته باشد و واجد شرایطی باشد که در فهم یک متن الهی لازم است. تفصیل اینها را درکتاب منشور جاوید بیان کرده ایم و در اینجا تنها به رؤوس آنها اشاره می کنم:

۱ – خود قرآن آشکارا می گوید که فهم من آسان است و اصلامشکل نیست:

و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر

«ما قرآن را برای پندگیری آسان نمودیم آیا متذکری نیست؟»

در آیه دیگر می فرماید:

فما لهم عن التذکره معرضین کانهم حمر مستنفره فرت من قسوره

«چه شد که از قرآن رویگردان هستند گویی خرانی هستند که رم کرده اند از شیر.»

البته باید توجه داشت که در عین آنکه آسان است، چنین نیست که هر کسی به تفسیر آن بپردازد. عینا مثل کتاب فیزیک است که به زبان آسان نوشته می شود، ولی چنان نیست که همه بتوانند آن را بفهمند و بتوانند تدریس کنند،بلکه مفسر و مدرس آن باید از این دانش آگاهی داشته باشدتا بتواند کتاب را تدریس و تفسیر کند.

۲ – باید از قواعد زبان عرب و معانی مفردات آن آگاه باشد.مثلا بداند معنی «عصی » در قرآن چیست؟ معنی عصی، گناه کردن نیست، بلکه به معنی مقاومت است و عرب به هر نوع مقاومت «عصی » می گویند. این مقاومت ممکن است معصیت اصطلاحی باشد و ممکن است مقاومت اخلاقی باشد.

۳ – بتواند قرآن را با قرآن تفسیر کند; زیرا قرآن می فرماید:

و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء

اگر قرآن تبیان و توضیح همه چیز است، توضیح خودش هم هست. مثلا قرآن در باره قوم لوطمی فرماید:

و امطرنا علیهم مطرا

«باران بر آنها فرستادیم.»

انسان خیال می کند خدا عذاب باران برای آنان فرو فرستادولی در آیه دیگر یاد آور می شود که این باران، باران سنگ بوده و باران آب نبوده است.

و امطرنا علیهم حجاره من سجیل

«ما برای آنها سنگ ریزه هایی فرستادیم با کوچکترین سنگهاآنان را نابود کردیم.»

۴ – باید به شان نزولها مراجعه کند. شان نزولها، ولو درتفسیر قرآن مدخلیت قطعی ندارد، اما به قرآن روشنی می بخشند. فرض کنیم شما یک دو بیتی را در موردی گفته اید، اگر انسان مورد و شرایط سرودن آن را بداند، این دوبیتی را بهتر می فهمد. شان نزول در حقیقت به متن، روشنی می بخشد. مثلا قرآن در سوره توبه آیه ۱۱۸ می فرماید:

و علی الثلاثه الذین خلفوا حتی اذا ضاقت علیهم الارض بمارحبت

«این سه نفری که به جهاد نرفتند، زمین بر آنها ضیق شد.جانشان بر خودشان ضیق شد و تصور کردند که پناهگاهی جزخداوند ندارند به سوی خدا برگشتند و خداوند توبه آنهاراپذیرفت.»

در اینجا شان نزول، مفهوم این آیه را روشن می کند که این سه نفر چه کسانی هستند؟ به کدام جهاد نرفتند؟ عذرشان چه بود؟ برخورد جامعه با اینها چگونه بود که و به تعبیرقرآن ضاقت علیهم انفسهم شدند؟ چگونه توبه کردند و خداتوبه اینها را پذیرفت؟ این شان نزول، مفهوم این آیه راروشن می کند.

۵ – باید در تفسیر آیات به احادیث صحیح مراجعه کند. البته احادیث صحیح در تفسیر آیه ابتدائا مدخلیت ندارند، ولی عرض کردیم این قرآن ویژگیهای عامی دارد که خاص آن درروایات آمده، مطلقی دارد مقیدش در روایات نهفته است.در قانونگزاری، کلیاتی را تصویب می کنند جزئیاتی را بعدابه وسیله تبصره ها بیان می کنند. مثلا می گویند فرد در بیست سالگی باید به سربازی برود، اما شش ماه دیگر چیز دیگری تصویب می کنند که قانون قبلی را مقید می کند.

۶ – باید قرآن را یک جا مطالعه کند. ما اگر بخواهیم در باره قرآن نظر بدهیم مجموعه آیات قرآن را باید با هم وهماهنگ ببینیم. این همه مذاهب که در اسلام درست شده است، از این نقطه آغاز شده است که صاحب هر نحله ای آیه ای را گرفته و از آیات دیگر غفلت نموده است. کسی که بخواهد در اهداف آیه، قضاوت قطعی بکند، باید مجموع آیات الهی را با هم ببیند و تا مجموع آیات را در یک موضوع هماهنگ نکند، نمی تواند نتیجه قطعی بگیرد.خصوصا که قرآن خودش می فرماید:

الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانی

متشابه در این آیه متشابه اصطلاحی نیست، بلکه به معنی شبیه هم است. به دلیل این که می گوید مثانی (مکرر) چون یک مضمون، در آیات متعدد مکرر آمده است. قهرا اگرآیات یک موضوع در یک جا جمع بشود حقیقت روشن ترمی شود.

۷ – باید سیاق آیات را در نظر بگیرید اگر آیه ای را جداگانه لحاظ کنیم و ما قبل و ما بعدش را در نظر نگیریم، نتیجه مطلوب حاصل نمی شود. مثلا کسانی هستند که منکرخاتمیت هستند به این آیه استدلال می کنند:

یا بنی آدم اما یاتینکم رسل منکم

و می گویند: پیغمبر شما این آیه را خوانده است. پس معلوم شد بعد از پیغمبر، پیغمبر دیگری خواهد آمد. در حالی که اصل آیه این است:

یا بنی آدم اما یاتینکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی فمن اتقی و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون.

پیغمبر این آیه را آورده، ولی زمان این خطاب، آغاز خلقت است. یعنی هنگامی که آدم و حوا به زمین فرو آمدند، این خطابها نیز همراه آنان فرود آمد. در زمان آنها خدا می گوید:

یا بنی آدم اما یاتینکم رسل.

اما آنان چون ما قبل و ما بعد آیه را در نظر نمی گیرند دچاراین اشتباه شده اند.

۸ – آگاهی از بعضی از مسائل فلسفی و علمی به معنای آیه روشنی بیشتری می بخشد. فرض کنید می خواهیم این آیه رامعنا بکنیم.

ام خلقوا من غیر شی ء ام هم الخالقون.

انسان اگر قبلا مسائل فلسفی را راجع به دور و تسلسل خوانده باشد، بهترمی تواند آن را تفسیر کند. یا آیه:

لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا

بحثهای فلسفی موجود در باره این آیه، به آن روشنی می بخشد. و یا در مورد این آیه:

و من کل شی ء خلقنا زوجین لعکم تذکرون

آگاهی از اسرار نهفته در اتم و ترکیب آن از دو جزء به آیه ظهور بیشتری می بخشد و روشن می شود که در جهان فردنداریم هر چه داریم زوج است. در اینجا منظور کلی این است که پیشرفت علوم، به فهم قرآن روشنی می بخشد. البته نباید طوری آیه را تفسیر کند که مساله علمی را بر تفسیرقرآن تحمیل کند، ولی می توان آن را به صورت یک احتمال مطرح نمود.

بسیاری از آیات قرآن راجع به جنگ و غزوات یا گفتگو بامنافقین و صحابه است. لذا آگاهی از تاریخ اسلام، شرطتفسیر آن دسته از آیات قرآن است. اگر کسی از آنها آگاهی نداشته باشد، نمی تواند آن دسته از آیات قرآن را به صورت روشن تفسیر بکند. همچنین در مورد آیات مربوط به قصص انبیاء نیز وضعیت از همین قرار است. یعنی آگاهی از قصص انبیاء نسبت به فهم آن دسته از آیات قرآن کمک می کند. البته نباید قرآن را بر آن داستانها تطبیق کرد، ولی شرحی که درقصص آمده است تا حدی قصص قرآن را روشن می کند.

۹ – آیات مکی و مدنی را بشناسد. چون شناخت این نوع آیات، خیلی مؤثر است. معلوم است که آیات مکی رانمی توان در محیط مدنی تفسیر کرد همچنان که آیات مدنی را نمی توان در محیط مکی تفسیر نمود. خلاصه تفسیر قرآن روشمند است و قاعده و قانونی دارد که برای فهم مقاصدآیات، باید آنها را رعایت کرد.

قبسات : بعضی از فیلسوفان مطرح کرده اند که ما درتفسیر و استنباط متون فلسفی یا متون دینی روشهای قطعی نداریم و لذا همه محققان، در جهاتی با هم اختلاف دارند، ولی این ضوابط در علوم طبیعی وجود دارند و در آنجا اختلاف کمتر است، سرآن چیست؟

آیت الله سبحانی: مسلما محسوسات به یقین نزدیکتراست. لذا اختلاف در محسوسات کمتر است ; زیرا شخص، در علوم طبیعی آنچه که مورد بحث قرار می دهد، لمس می کند، با چشم می بیند، با گوش می شنود و… ولی در عین حال آنچنان نیست که شما مطرح کرده اید. به عنوان مثال شما فیزیک دوران نیوتن را ببینید با فیزیک حالا خیلی فرق کرده و بسیاری از قواعد آن به هم خورده است. پس چنان نیست که همه قواعد علوم هم، ثابت باشد. البته ما یک نتایج ثابتی داریم اما این قواعد چنان نیست که ثابت باشد.یا در پزشکی، پزشکی دوران شیخ الرئیس کجا و پزشکی حالا کجا؟ ولی در علوم انسانی هم آنچنان نیست که قانون ثابتی نداشته باشیم. قوانین ثابت و لایتغیری در فهم قرآن داریم. گرامر آن، قانون ثابتی است. تقدیم ناسخ بر منسوخ،قانون ثابتی است. به طوری که هرگز با وجود ناسخ نمی توان به منسوخ عمل کرد. البته در بعضی از برداشتها اختلافاتی وجود دارد، ولی می توان گفت مشترکاتشان بیش از نود درصد می باشد.

قبسات : آیا شما معتقدید که پیش فرضها در استنباط وتفسیر اثر می گذارد؟

آیت الله سبحانی: تفسیر به رای همین است. تفسیر به رای،پیش فرض دارد. با آن پیش فرض می خواهد آیه را تفسیرکند.

یک شخص بهایی چون از قبل پذیرفته است که پیغمبراسلام، خاتم نیست و بهاءالله پیغمبر است، برای اثبات آن دنبال آیه ای است که نظر او را به ظاهر تایید می کند. لذا ازبین آیات به این آیه:

یا بنی آدم اما یاتینکم رسل منکم

تمسک می کند ولی بیچاره نمی داند که جایگاه نزول مفاد آن مربوط به آغاز خلقت آدم است نه زمان پیامبر اسلام.

قبسات : راجع به روشمندی تفسیر قرآن فرمودید،درباره روشمندی متون مقدس دیگر هم نظری دارید؟

آیت الله سبحانی: واقعیت این است که متون دیگر بر خلاف قرآن عین وحی نیستند. انجیل اولیه در دست نیست و لذاآنچه هست اناجیلی است که در قرن دوم نوشته شده اند وغالبا به زبانهای یونانی، رومی و یا سریانی بوده اند. پس نمی توان مضمون اینها را به وحی الهی نسبت داد والا اگر انجیل واقعی دراختیار ما بود و این شرایط را اعمال می کردیم، اختلاف کم می شد. آنچه دراختیار ماست بیشتر سیره و تاریخ حضرت مسیح است نه کتاب آسمانی او.

قبسات: در تفسیر قرآن یا یکی از متون مقدس، آیا محورتحصیل مقاصد فرستنده کتاب و نویسنده آن است یا خود متن و فهم مفسر؟ تا جایی که گاهی این مساله را در کتابهای هرمنوتیک به صورت مؤلف مدار، متن مدار و یا مفسر مدار مطرح می کنند. نظرجنابعالی در این باره چیست؟

آیت الله سبحانی: مسلما کتابهای آسمانی دارای پیامی ازجانب خدا هستند و سعادت و شقاوت انسان در این پیامهااز جانب خدا تبیین و توضیح داده شده است، و عمل به مقاصد الهی ضامن سعادت، و سر پیچی از دستورهای اومایه بدبختی است. بنابراین مفسر باید مقاصد الهی رابه دست آورد و با ابزاری پیش برود که به اهداف فرستنده کتاب برسد. قرآن مجید می فرماید:

ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم

«قطعا این کتاب انسان را به آیین استوار راهنمایی می کند.»

بنابراین ما نسبت به آن معادله «مؤلف مدار» هستیم نه «مفسر مدار» و نه «متن مدار» هر چند از به کارگیری کلمه «مؤلف » در تفسیر کتب آسمانی بالاخص قرآن مجید بایدپرهیز کنیم.

تبیین نظریه «مفسرمداری »

«مفسر مداری » و یا به تعبیر دیگر «متن مداری » با مقاصدپدید آورنده کتاب سر و کاری ندارد و عذر آنان این است که ما هرگز به مقاصد مؤلف راه نداریم زیرا ما به متن با یک پیش فرضهای ثابت می نگریم و از این هت یافته های ما ازکتاب با آن پیش فرضها قالبگیری شده و نمی توان آن را به مؤلف نسبت داد. این نظریه را هایدگر و گادامر مطرح کرده اند. آنان معتقدند تفسیر هر متن به وسیله پیش فرضهای و پیش داوریهای مفسر ممکن می شود، و پیش داوری مفسرفهم متن را میسر می سازد. اصولا جستجوی فهم و تفسیربدون پیش فرض تلاش بیهوده است.

بنابراین هر متن از دیدگاه و منظر خاص مفسر مورد تفسیرقرار می گیرد و چون دیدگاه های افراد بی شمار است، طبعاتفسیر نهایی و عینی وجود ندارد، از آنجا که آگاهیهای پیشین و مفروضات ذهنی مفسر، خواه نا خواه در فهم متن مؤثراست هیچ ضابطه برای درک تفسیر درست از نادرست وجودندارد.

گذشته از این هیچ نوع تمایزی بین تفسیر مشخص وهمگانی در کار نیست. بنابراین باید مقاصد مؤلف را کنارگذاشت و خود متن را در نظر گرفت و متاسفانه خود متن نیزبه تنهایی قابل فهم نیست، باید با یک رشته قالب های ذهنی که از پیش در وجود ما پدید آمده، آن حقایق را در آنهاریخت و از منظر و دیدگاه خاصی به آنها نگریست، و طبعاقالب ما یک نوع نیست، بلکه پیش فرضهای متنوع است، واز این جا است که هیچ کس نمی تواند ادعا کند که به واقع می رسد و تفسیر صحیح، محصول طرز تفکر او است.

خلاصه دست مفسر از واقع کوتاه است و هیچ فردی نمی تواند ادعا کند که به واقع می رسد. واقع لخت و دور ازقالب های ذهنی به چنگ کسی نمی آید. طبعا به همه حقایق با عینکهای رنگارنگ می نگریم. در حقیقت از نظر هایدگرنظر مفسر به متون بسان انسانی است که عینک رنگی به چشم دارد و نمی تواند واقعیات را ببینند، بلکه ناچار است همه رنگها را به رنگ عینک ببیند. و یا بسان انسان یرقانی است که جهان را حتی برگ های سبز درختان را زرد می بیند.بنابراین، کشف واقع امکان پذیر نیست و تمام کشف ها ودانش های بشری حالت نسبی دارد و هر تفسیر نسبت به آن شرایط صحیح است. بنابراین حتی یک شعر و یک سخن می تواند تفاسیر متنوع و متعددی پیدا کند.

در اینجا یاد آور می شویم که مساله هرمنوتیک به معنی تاثیر پیش فرض ها در فهم متون، متاثر از فلسفه کانت است که می گوید: شی ء فی نفسه غیر از شی ء پدیداری است که در نزد ماست. او معتقد است که شناخت ما در جهان، فهمی است مرکب از جهان خارج و ذهن; زیرا جهان خارج از طریق حواس وارد ذهن می شود، سپس در ترکیب قالبهای ذهنی درآمده و چیز سومی به نام علم تولید می شود، و شناخت مانتیجه ترکیب قالب های ذهنی و داده های خارجی است.آنچه که ما از جهان در یافت می کنیم به طور کامل در خارج نیست و ما راه برای شناخت حقایق خارجی فی نفسه نداریم.

چنین نظریه ای در ارزش معلومات، نتیجه ای جز نسبیت وشکاکیت ندارد. در حقیقت یک نوع سوفسطایی گری عصرمعاصر است که در لباس علمی تجلی کرده است و تا حدی ریشه، در کلمات سوفسطائیان یونانی مانند «بیرهون » وغیره دارد اما با این نظام علمی که «کانت » به آن داده مساله رااز نظر سطحی نگران، جلای بیشتری بخشیده است.

حالا خواه، ریشه این نظر در فلسه کانت باشد، یا خود آنان این نظریه را ابداع نموده این نظر نتایج ناگواری دارد. ازجمله:

۱ – فهم متن محصول ترکیب افق معنایی مفسر با افق معنایی متن است و دخالت ذهنیت مفسر یک واقعیت اجتناب ناپذیر است.

۲ – فهم عینی و واقعی متن امکان پذیر نیست; زیراعنصر ذهنیت یا پیش داوری یا پیش فرضهای مفسرشرط حصول فهم است و در هر فهمی پیش فرضهای مفسر در فهم دخالت می کنند.

۳ – به تعداد افراد به خاطر پیش فرضهای آنان تفسیرهای مختلف در مورد متن داریم و امکان قرائتهای نامحدود از متن وجود دارد و مساله قرائت های متعدد از همین جا ناشی می شود.

۴ – فهم ثابت و نهایی از متن وجود ندارد.

۵ – از آنجا که تفسیر متن عبارت است از ترکیب پیش داوریها و متن، مفسر کاری با قصد و نیت مؤلف ندارد و مؤلف خود یکی از خوانندگان متن است.

۶ – معیاری برای سنجش و داوری تفسیر معتبر ازنامعتبر وجود ندارد.

از آنجا که مفسران متن متنوع و در طول زمان پیش فرضهای مختلفی دارند، فهم های کاملا مختلفی وجود داردکه هیچ کدام برتر از دیگری نیست.

در واقع ارمغان این دیدگاه چیزی جز نسبیت گرایی وشکاکیت نخواهد بود و نخستین قربانی آن، خود نظریه خواهد بود; زیرا باید توجه کرد که هایدگر و گادامر در طرح این نظریه تحت تاثیر پیش فرضها و قالب های ذهنی قرارگرفته اند و داده های ذهنی آنان تلفیقی از خارج به وسیله حس، و تاثیر قالب های ذهنی و فرضیه های اندیشه آنهاست. بنابر این ما به چنین نظریه ای باید از دیدگاه شکاکیت و نسبیت بنگریم و نباید آن را قطعی تلقی کنیم.چه بسا ممکن است فلاسفه دیگر با پیش فرض های دیگری در این مورد نظر مخالف بدهند.

دستاویزی به نام پیش فرض ها: اکنون در باره ماهیت پیش فرض ها سخن می گوییم. اصل وجود پیش فرض قابل انکار نیست. بالاخره هر انسانی در هر شرایطی با نوعی ازعقاید و اندیشه ها و آرمان ها بزرگ شده و این عقاید وباورها در اندیشه او جای گرفته است. آنچه که مهم است این است که باید در پایه تاثیر پیش فرض ها در فهم متن خصوصا کلام الهی اندیشید. در اینجا به دو نوع پیش فرض اشاره می کنیم، ولی خواهید دید پذیرفتن این پیش فرض هامایه نسبیت و شکاکیت نیست و هرگز سبب نمی شود که حقیقت در قله ای قرار گیرد که ست بشر به آن نرسد.

ا پیش فرض های مشترک: مقصود از پیش فرض های مشترک، حفظ اصولی است که بدون پذیرفتن این اصول هیچ کلامی قابل فهم نیست.

۱ – گوینده و یا نویسنده متن عاقل و هوشیار بوده است.

۲ – نسبت به مضمون گفتار خود اراده جدی داشته وسخن هزل و شوخی نبوده است.

۳ – در سخن خود توریه نکرده و جمله ظاهر در معنی معینی را در خلاف آن به کار نبرده است.

۴ – متکلم انسانی حکیم است، بر ضد غرض خود کاری صورت نمی دهد و هر واژه ای را در جای خود به کاربرده است و اگر هم در غیر معنی خود به کار برده طبعا قرینه بر آن نصب کرده است.

این پیش فرض ها اختصاص به تفسیر متون دین ندارد.تفسیر هر متنی اعم از تاریخی، فلسفی و علمی بر این اصول استوار است. جالب توجه اینکه پذیرفتن این پیش فرض برفهم واقعیت شی ء تاثیر نمی گذارد و نباید آنها را بسان عینک های رنگین و یا چشم یرقانی دانست; زیرا اگر متکلم عاقل و خردمند نباشد و یا سخن خود را به شوخی ایرادکرده باشد و یا درگفتار خود راه توریه در پیش گرفته و یا برخلاف دستور زبان سخن گفته است، کلام او یا بویی ازحقیقت نبرده است تا ما آن را کشف کنیم یا اگر هم دارای حقیقت باشد آنچنان سرپوشی بر آن نهاده که هرگز قابل کشف نمی باشد و وجود چنین سخنی با عدم آن یکسان است.

ب – پیش فرض های غیر مشترک: در این مورد یک رشته فرض های غیر مشترک داریم که همگانی نیست. این پیش فرض ها بر یک رشته قوانین مسلم علمی استوار است که از طریق تجربه و یا برهان ثابت شده است و نوشته ها براساس آن تجزیه و تحلیل می شود. مثلا یک فرد ریاضیدان اگر بخواهد یک معادله ریاضی را حل کند باید بسیاری ازقواعد ریاضی مانند چهار عمل اصلی را بپذیرد و بر اساس آنها معادله را حل کند، و یا یک شیمیدان اگر بخواهد یک معادله شیمیایی را بفهمد باید بسیاری از قواعد فیزیک وشیمی از جمله خواص جدول «مندلیف » را بداند و براساس آنها این معادله را حل کند یا مجتهد که می خواهدحکم شرعی را استنباط کند، یکی از پیش فرض های او این است که ظواهر کتاب و خبر واحد و یا اجماع محصل راحجت بداند. این پیش فرض ها از آنجا که از طریق حس و یابرهان ثابت شده است تاثیری در واقعیت شی ء نمی گذارد،یعنی به گونه ای باشد که شی ء فی حد نفسه به گونه ای و بااین پیش فرض ها به گونه دیگر باشد.

این پیش فرض ها بسان کیفیات اولیه شی ء هستند که درواقع و ذهن یکسان می باشند. مانند امتداد و حرکت، کشش در خارج با کشش در ذهن یکی است و هرگز مانند کیفیات ثانویه نیست که ترکیبی از داده خارجی و تاثیر ذهنی باشدبسان بو، مزه و صدا. تندی فلفل در زبان ما یک واقعیت است مزدوج از تاثیر فلفل روی زبان که نتیجه آن تندی است. اقسام بوها که شی ء نزد ما بوی بد دارد و در حالی که نزد دیگری بوی خوش و…، نیز چنین است.

قبسات: برخی معتقدند داستان حضرت آدم (ع)نمادی از یک حقیقت است و در اصل،واقعی نیست بنابراین بسیاری از وقایع مطرح شده در متون مقدس را واقعیت تلقی نمی کنند؟ آیا در مورد قرآن می توانیم این حرف را بزنیم؟

آیت الله سبحانی: نظریه نمادین یا سمبلیک، نظریه جدیدی نیست، بلکه یک اندیشه دوران جاهلی است که درقالب به ظاهر علمی ریخته شده است. عرب معاصر عصررسالت، قرآن را اسطوره و افسانه تلقی می کردند که در قالب آیات زیبا ریخته شده اند و هرگز برای مفاهیم آن واقعیتی جزدر خیال و اندیشه قائل نبودند. قرآن این اندیشه جاهلی راچنین نقل می کند:

و قالوا اساطیر الاولین اکتتبها فهی تملی علیه بکره و اصیلا«می گویند مفاهیم قرآن افسانه های روزگارهای پیشین است که پیامبر آنها را نوشته و صبح و شام بر او املاء می شود.»

قرآن در پاسخ افسانه انگاری قرآن می فرماید:

قل انزله الذی یعلم السر فی السموات و الارض «بگو این قرآن را آن کس که از رازهای آسمان و زمین آگاه است فرستاده است.»

قرآن برای رد این اندیشه که چه بسا ممکن است جاهلان داستانهای آن را داستانهای ساختگی بدانند، نزول قرآن را باکلمه «بالحق » همراه ساخته و در مواردی می فرماید:

الله الذی انزل الکتاب بالحق

اصولا ویژگی عصر حاضر شک پروری و طرد یقین و تزیین افکار جاهلی، به شکل روز پسند علمی است.

قبسات: در صورتی که متون ادیان متفاوت باشد، ویژگی خاص و یا به تعبیری علت اختلاف هر کدام چیست؟

آیت الله سبحانی: از نظر قرآن ماهیت تمام ادیان، یا به تعبیرصحیح شرایع آسمانی یکی است و آنچه را به نوح وپیامیران دیگر سفارش کرده همان را به پیامبر هم سفارش فرموده است. چنان که می فرماید:

شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا

«آنچه را به نوح سفارش کردیم برای شما نیز تشریع کردیم.»

اختلاف این شرایع در فروع است و لازمه اختلاف محیط این گونه اختلاف در احکام را نیز به دنبال دارد. با این حال درقسمتی از احکام، همه شرایع وحدت نظر دارند. مانندشراب، قمار، ریا، ظلم، خیانت و حیله و…، که در همه شرایع حرام است.

قبسات: چه کسی شایستگی و توان استنباط از متون دینی را دارد؟

آیت الله سبحانی: آیین خدا برای همگان نازل شده است وهمه باید به آن عمل کنند، ولی استخراج باورهای لازم واحکام عملی، در گرو آشنایی با فهم کتاب خدا و سنت پیامبر اسلام است. قبلا شرایط مفسر را یاد آور شدیم. تفسیرحدیث نیز برای خود شرایط لازمی دارد که دانشمندان درعلم «درایه » به تبیین آنها پرداخته اند. فهم دین به صورت عمیق گاهی از طریق عقل صورت می گیرد و گاهی از طریق نقل. فردی می تواند روشنگر راه حق باشد که از نظر آگاهی ازقواعد فلسفی و کلامی به پایه خاصی برسد. آیا می توان تفسیر آیات یاد شده در زیر را به دست افراد عادی سپرد؟

لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا

«اگر در زمین و آسمانها خدایانی باشد در آنجا فساد پدیدمی آید.»

ما اتخذ الله من ولد و ما کان معه من اله اذا لذهب کل اله بما خلق و لعلی بعضهم علی بعض

«خدا فرزند اختیار نکرده و با او معبودی دیگر ن

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.