اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توبه وسیله ای برای رفع و دفع حجابها (۱)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل توبه وسیله ای برای رفع و دفع حجابها (۱) شامل 91 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل توبه وسیله ای برای رفع و دفع حجابها (۱) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل توبه وسیله ای برای رفع و دفع حجابها (۱) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل توبه وسیله ای برای رفع و دفع حجابها (۱) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل توبه وسیله ای برای رفع و دفع حجابها (۱) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل توبه وسیله ای برای رفع و دفع حجابها (۱) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توبه وسیله ای برای رفع و دفع حجابها (۱) :
سیر و سلوک الی الله درجات و مراتب گوناگونی دارد که باید یکی پس از دیگری پیموده شود؛ اما پیش از پیمودن آن مراحل باید با توبه مانع را برداشت. اولین مرحله از مانع زدایی برای سالکان راه، گناه زدایی است؛ چون گناه نه تنها مایه ورود به جهنم است، بلکه مانع انجام کار خیر در دنیا نیز خواهد شد.
امام صادق ( علیه السلام) می فرماید: اثر گناه این است که انسان را از عبادت، محروم می کند. گاهی انسان، در روز به گناهی مبتلا می شود و بر اثر آن از شب زنده داری و نماز شب محروم می گردد؛ گناه در کارهای خیر، مانند کارد تیز در گوشت اثر دارد:
«إن الرجل لیذنب الذنب فیحرم صلاه اللیل و إن عمل السیی ء أسرع فی صاحبه من السکین فی اللحم» (۲).
همان گونه که کارد در گوشت نفوذ کرده، آن را قطعه قطعه می کند، گناه نیز اطاعت را قطعه قطعه می کند. البته گاهی انسان، گناه می کند و با کار خیر و اطاعت، آن گناه را ترمیم می کند، ولی این در صورتی است که روح ایمانی شخص، قوی و آن گناه، ضعیف باشد؛ اما در حال عادی برای توده مردم، گناه مانع انجام کار خیر می شود. در نتیجه خود گناه رشد می کند و آنگاه نه تنها برکات معنوی بلکه برکات مادی هم از انسان گرفته می شود.
آنچه در قرآن کریم آمده است:
«و لو أن أهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون» (۳)
این دو مطلب را به همراه دارد و یک نوع تلازم وجودی و عدمی را بازگو می کند؛ یعنی، بین ایمان و تقوا از یک سو و بین نزول برکات الهی از سوی دیگر، تلازم وجودی و بین ترک تقوا از یک سو و بین قطع رحمت و برکات الهی از سوی دیگر تلازم عدمی برقرار است.
امام صادق ( علیه السلام) می فرماید:
خداوند هر سال باران را به اندازه لازم می فرستد، ولی اگر مردم سرزمینی، تبهکار باشند، دستور می دهد که این باران در مناطقی فرو بریزد که به حال آنها سودمند نباشد:
«ما من سنه أقل مطرا من سنه ولکن الله تعالی یضعه حیث یشاء، إن الله تعالی إذا عمل قوم بالمعاصی، صرف عنهم ما کان قدره لهم من المطر فی تلک السنه إلی غیرهم و إلی الفیافی و البحار و الجبال..» . (۴).
سرباز شیطان
شیطان، نخست، مأموریت دارد در حد وسوسه عده ای را به گناه دعوت کند؛ اما اگر انسان دعوت او را پذیرفت و به گناه آلوده شد، به تدریج مسموم می شود و تحت ولایت او قرار می گیرد و شیطان در جهاد اکبر بر او پیروز می شود و در نتیجه او را جزو ستاد و سپاه خود قرار می دهد؛ چنانکه در قرآن آمده است:
«و أجلب علیهم بخیلک و رجلک» (۵).
بر اساس همین بیان قرآنی، امام صادق ( علیه السلام) درباره گناهکاران می فرماید:
«إذا أخذ القوم فی معصیه الله فإن کانوا رکبانا، کانوا خیل إبلیس و إن کانوا رجاله کانوا من رجالته» (۶)
آنان اگر سوارند، از واحدهای سواره نظام شیطان و اگر پیاده اند، از واحدهای پیاده نظام او هستند. از همه بدتر، عالم بی عمل است؛ قرآن کریم می فرماید:
«یا أیها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون» (۷)
مقت و عذاب خدا نسبت به عالم بی عمل و واعظ غیرمتعظ، زیاد است. چنانکه در حدیث نورانی امام باقر ( علیه السلام) آمده است: کسی که مردم را به عدالت و فضیلت و تقوا دعوت کند و خود، عادل نباشد، حسرتش در قیامت، زیاد و مشمول آیه:
«یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله» (۸)
است و اظهار تأسف می کند که چرا من در مورد فرمان خدا تقصیر و کوتاهی کردم:
«إن أشد الناس حسره یوم القیامه الذین وصفوا العدل ثم خالفوه و هو قول الله..» . (۹).
حجاب گناه
در تطبیق و تفسیر گناه با دقت و تأمل بیشتر، معانی لطیف تری نصیب انسان می شود. به گونه ای که مکروهات و حتی مباحات را هم گناه، تلقی می کند؛ البته نه گناهی که مایه سقوط از عدالت فقهی و سقوط در جهنم باشد؛ بلکه به این معنا که اگر آن را انجام بدهد و به آن مبتلا شود، از فضایل عقلی، محروم می شود. چنین انسانی گاهی فضایل را هم حجاب می داند؛ نه برای این که اینها شرعا نارواست؛ بلکه چون رؤیت و سرگرمی به اینها نمی گذارد انسان به «أم الفضائل» راه پیدا کند و به طور کلی هر مرتبه پایین نسبت به عالی، حجاب می شود تا به اسماء و اوصاف الهی برسد که در آن جا سخن از حجاب نوری است؛ به این معنا که، اسماء و صفات فعلی، حجاب اسماء و صفات ذاتی و اسماء و صفات ذاتی، حجاب خود ذاتند. البته ذات، حجاب محض است و کسی به آن جا راه ندارد.
توبه عام و خاص
توبه در لغت به معنای رجوع است؛ وقتی «بنده» به مولای خود بر می گردد، می گویند «توبه» کرده است. ذات اقدس اله در قرآن کریم به همه مؤمنان دستور توبه می دهد:
«و توبوا الی الله جمیعا أیه المؤمنون لعلکم تفلحون» (۱۰)
یعنی، ای مؤمنان! به سوی حق توبه کنید تا فلاح و رستگاری، نصیب شما بشود.
البته باید توجه داشت که توبه، بین معنای لغوی و معنای اصطلاحی و همچنین بین مراحل سه گانه ای که برای آن ذکر کرده اند، مشترک معنوی است، نه لفظی و همه اینها مصادیق آن معنای جامع است: توبه چون به معنای رجوع است، گاهی رجوع از معصیت به اطاعت، گاهی رجوع از مخالفت به موافقت، گاهی رجوع از «ترک اولی» به «اولی» و گاهی رجوع از غیر خدا به خداست.
مرحله اول توبه که توبه عمومی و به اصطلاح، «توبه عوام» است آن است که انسان معصیت کار از تبهکاری خود دست بردارد. گناهکار اگر چه عالم باشد، در حقیقت از «عوام» به شمار می آید . چون «عوام» در این جا در مقابل «علما» نیست؛ بلکه در مقابل «عقلا» است. بنابراین، کسی که اهل گناه باشد، عامی است گرچه تحصیل حوزوی یا دانشگاهی داشته باشد. به هر تقدیر، توبه عوام آن است که از گناه بپرهیزند؛ اما توبه خواص، پرهیز از «ترک مستحب و اولی» است؛ یعنی، اگر بعضی از امور مستحب مانند نماز شب و صدقه اول ماه را ترک کرده باشد از آن توبه کند و از این رقیقتر آن است که انسان از ترک کاری که مستحب شرعی نیست ولی محبوب ارشادی است توبه کند و از اینها رقیقتر هم آن است که او هیچ خلافی نکند، بلکه همه احکام الهی را بشناسد و انجام دهد، ولی در عین حال از توجه به ماسوی الله توبه کند که بعد توضیح داده می شود.
شیطان در کمین انسان است و هرگز او را در خواب و بیداری رها نمی کند و می کوشد تا انسان از فضیلت باز بماند. اگر بتواند، او را به حرام و اگر نشد به ارتکاب مکروه سرگرم کند و اگر موفق نشود کسی را به مکروه مبتلا کند، او را سرگرم می کند تا واجب را ترک کند، و اگر در این زمینه هم توفیقی نیافت، او را به ترک مستحب مبتلا می کند، و اگر این گونه از امور هم در دسترس شیطان قرار نگرفت، سعی می کند تا انسان را به بعضی از واجبها یا مستحبهای مهم، مشغول کند تا او از واجبها یا مستحبهای مهمتر باز بماند؛ همچنین گاهی تلاش می کند تا انسان، سرگرم مباح بشود تا با گذراندن وقت در مباح از مستحب و «اولی» باز بماند، و اگر در این امور هم موفق نشد، می کوشد تا انسان را از توجه به الله باز دارد؛ یعنی، او را به غیر خدا مشغول کند؛ مانند انجام عبادت برای پرهیز از جهنم یا اشتیاق به بهشت؛ زیرا برای سالکان کوی حق، این نجات از جهنم و یا اشتیاق به بهشت هم خار راه است.
توبه و ترمیم گذشته
پس، توبه افراد عامی به این است که مستحب را بشناسند و انجام بدهند و حرام و مکروه را بشناسند و انجام ندهند و نسبت به گذشته جدا پشیمان باشند و آن را ترمیم کنند و نسبت به آینده هم عزم قطعی بر ترک خلاف داشته باشند که البته ترمیم گذشته، کار آسانی نیست؛ زیرا ترمیم تنها به پشیمانی از گذشته زشت، نیست، بلکه حقوق فراوانی دارد که آنها را هم باید ترمیم کرد و آن این است که اگر کسی در گذشته، کار بدی کرده، اگر آن کار، حق الله باشد، به دو شخص و اگر حق الناس باشد، به سه شخص ظلم کرده است:
.۱ کسی که حق، عرض یا مال او تلف شده و از بین رفته است.
.۲ امر خدا که اطاعت نشده است؛ چون خدا تضییع حقوق دیگران را تحریم کرده است.
.۳ خود گناهکار؛ زیرا او با این کار، روح خویش را آزرده و به آن آسیب رسانده استگ و با توجه به این که روح و بدن، چند صباحی مجاور و همسایه همند ولی به تدریج، روح همسایه خود را ترک و به دیار خود سفر می کند، بنابراین، بدن نباید بر اثر اشتیاق به لذایذ، همسایه خود را آزرده خاطر کند؛ اما ترمیم حق دیگران چندان دشوار نیست، ولی تأمین رضای الهی و تطهیر قلب آلوده کار آسانی نیست.
شستشوی دل کار دشواری است؛ از این رو در ادعیه، به ما آموخته اند تا بگوییم:
«اللهم طهرنی فیه من الدنس و الاقذار» (۱۱)
پروردگارا! ما را از پلیدیها و آلودگیها پاک کن، یا بگوییم:
«اللهم اغسلنی فیه من الذنوب و طهرنی فیه من العیوب» (۱۲)
خدایا! ما را از گناهان و عیبها، شستشو بده.
ما باید این حقیقت را دریابیم که گناه واقعا چرک و «رین» است و روح را تیره می کند. انسان بر اثر گناه، نه خواب خوبی دارد تا در رؤیا معرفتی نصیب وی شود و نه بیداری خوبی دارد تا بتواند علم درستی را کشف و تعلیم صحیحی را نصیب دیگران کند. بنابراین، اگر روح تیره شود، بسیاری از اسرار از او نهفته است. روحی که خدا آن را منبع الهام قرار داده و به آن سوگند یاد کرده است:
«و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها» (۱۳)
چنانکه به خورشید، ماه، روز، شب، آسمان و زمین سوگند یاد کرده است:
«و الشمس و ضحها و القمر اذا تلها و النهار اذا جلها و اللیل اذا یغشها و السماء و ما بنها و الارض و ما طحها» (۱۴)
همان گونه که خورشید و تابش آن، ماه و فروزش آن، روشنایی روز، تاریکی شب و برپایی آسمان و زمین، از سوی ذات اقدس اله اموری دایمی است، الهام به نفس از ناحیه او نیز دائمی است، ولی شنونده این صدا کم است؛ زیرا ما از خودمان آن قدر صدا به گوش جانمان می رسانیم که صدای حق شنیده نمی شود، و گرنه او همواره با جان ما سخن می گوید.
این که گفتند سالک، کم سخن و مواظب خوراکش باشد، برای همین است که صدای الهامهای الهی را بشنود؛ چون اگر کسی بخواهد صدای دوری را بشنود، ناچار است که خود ساکت باشد و حرف نزند. به هر تقدیر توبه برای عوام همین است و توبه «خواص» هم پرهیز از «ترک اولی» است؛ به این معنا که، انسان ترک اولی را نسبت به گذشته، جبران و نسبت به حال ترک کند و نسبت به آینده تصمیم بگیرد که مبتلا نشود.
توبه اخص
اما توبه «اخص» توبه از توجه به غیر خداست؛ چنانکه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«إنه لیغان علی قلبی و إنی لأستغفر بالنهار سبعین مره» (۱۵).
گاهی انسان در صحنه قلب خود، نوعی گرفتگی مشاهده می کند، مثل این که ابری فضای دل را پوشانده است و نمی داند چگونه آن را بزداید. از این رو به فکر می افتد تا در مزرعه یا در پارکی قدم بزند؛ در کنار رودی بنشیند و یا با دوست خودسخن بگوید. آنگاه خیال می کند آن ابر، برطرف شده است؛ در حالی که چنین نیست و آن ابر غلیظ شده و جلو دید او را گرفته است و دیگر تشخیص نمی دهد که در فضای تیره زندگی می کند. گاهی انسان خیال می کند که با جلسات انس و فکاهیات، ابر زدایی یا غبار روبی می شود؛ در صورتی که چنین نیست.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: من در هر روز هفتاد بار استغفار می کنم؛ یعنی «خلیفه الله» و «انسان کامل» ، هر روز هفتاد بار استغفار می کند که مبادا این ابرها فضای دل را بگیرد. البته استغفار برای انسان کامل در حقیقت، «دفع» است نه «رفع» ؛ او استغفار می کند تا ابر، جلو دید دل را نگیرد؛ نه این که بخواهد ابرهای موجود را برطرف کند؛ زیرا توجه به غیر خدا مانند توجه به فرشته ها یا توجه به خود وحی و یا نبوت، حجاب است و به فرموده مرحوم سید حیدر آملی اگر پیامبران به مقام شامخ رسالت، نبوت، خلافت و یا ولایتشان توجه بکنند، این خود، حجاب است (۱۶). زیرا محضر امن خدا جز شهود او چیز دیگری را نمی پذیرد. بنابراین، همواره استغفار انبیا برای این است که آنان این گونه از توجهات را دفع کنند.
تذکر: دفع حجاب که هدف استغفار انسان کامل است اعم از حجاب ظلمانی و حجاب نورانی است، آنان از حجاب ظلمانی منزهند و از این رو همان طور که رفع حجاب ظلمانی برای آنان مطرح نیست، دفع آن هم مورد اهتمام آنها نخواهد بود؛ چون با ورود در حصن توحید ناب از گزند حجاب ظلمانی مصونند و عمده کوشش آنان دفع حجابهای نورانی است.
توبه، بازگشت به صراط مستقیم
سخن نورانی امام علی (سلام الله علیه):
«الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده» (۱۷)
راه تائبان و همچنین توبه عوام، خواص و اخص را مشخص می کند:
توبه عوام این است که آنان از چپ و راست که معصیت است، به وسط راه که صراط مستقیم است برگردند.
توبه خواص این است که فعل مکروه یا ترک مستحب را «مضله» و گمراهی بدانند و آن را رها کنند و «وسطی» که فعل مستحب و ترک مکروه است، «جاده» و صراط مستقیم بدانند و به آن توجه کنند.
توبه اخص توبه از توجه به غیر خدا مانند توجه به جلال و جمال حق و یا توجه به نجات از جهنم و شوق به بهشت است که نزد گروه سوم «مضله» و گمراهی به شمار می رود و «وسطی» که توجه به «الله» است «جاده» و صراط مستقیم است.
کمیت و کیفیت توبه
توبه، کمیت و کیفیتی دارد. کمیت توبه آن است که قرآن کریم به همه مؤمنان دستور آن را می دهد:
«توبوا الی الله جمیعا أیه المؤمنون» (۱۸)
و کیفیتش هم عبارت از «نصوح» یعنی خالص بودن است که در این زمینه نیز قرآن کریم می فرماید :
«یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحا» (۱۹).
اگر توبه، فراگیر باشد و انسان از همه خلافها توبه کند و نصوح یعنی خالص باشد، آنگاه لغزشهای گذشته بخشوده می شود و انسان تائب به منزله بی گناه است:
«التائب من الذنب کمن لا ذنب له» (۲۰)
چون به گناه، «ذنب» می گویند و معنای «ذنب» با «ذنب» نزدیک است. ذنب دنباله یا دم است و گناه را نیز چون «ذنب» یعنی دنباله دارد و انسان را رها نمی کند و عقوبت به بار می آورد ذنب گفته اند، و چون عقوبت، نتیجه کار است و در آخر آن، تحقق پیدا می کند از این جهت به آن عقوبت می گویند. اما با توبه، دنباله گناه قطع می گردد. به هر تقدیر گناه، مانع راه و اولین مرحله از مانع زدایی برای سالکان راه، گناه زدایی است.
هماهنگی تشریع و تکوین
قرآن کریم، ر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
