اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 53
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی مباحث بلاغی در صحیفه سجادیه :
هیات علمی دانشگاه اهواز
الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ابی القاسم محمدصلی الله علیه وآله و آله
الاطیبین الاطهرین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی
.
گذری گویا و نظری با تامل به زندگی سراسر اندرز بزرگان مایه درس و عبرت همگان است; بویژه اگر بزرگان دین و
پیشروان راه هدایت و از آن مهمتر اسطوره های پاکی و عصمت باشند. یعنی کسانی که خداوند به طهارتشان شهادت داده
است. بررسی زندگی هر یک از این بزرگان و پاکان برای ما فرصت مناسبی است که ضمن ارضای حس الگوپذیری خود که
در نهاد همه ماست، وزش نسیم دل انگیز یک زندگی شایسته را بر صورت جان خود حس کنیم
.
امام سجاد زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام یکی از آن رادمردان تاریخ بشری است که از ذریه طیبه آخرین
پیامبر خداوند بر روی زمین، و از رهبران شایسته و بحق آخرین دین اوست
.
امام زین العابدین علیه السلام در روزگاری زندگی می کرد که اسلام دهه های اولیه ظهور خود را می گذرانید و در همین
دوران اندک دستخوش حوادث بسیار گشته بود. جنگهای متعددی پشت سر گذاشته و چهره های تابناک و بی نظیری را
از دست داده بود. خلافت و رهبری جامعه مسلمین به دست نااهلانی افتاده بود که کمترین شایستگی نداشتند و غاصبانه
بر امت مسلمان صدارت می کردند. ارزشهای دینی دستخوش تغییر و تحریف امویان قرار گرفته بود. احکام اسلام بازیچه
دست افرادی چون حجاج و عبدالملک مروان واقع شده بود که مردم را به کمترین بهانه ای به دست جلادان می سپردند
.
ظلم و ستم و اختناق، جامعه اسلامی را فراگرفته بود. طبیعی است با وجود چنین جامعه و چنین حکومتی، تربیت و
هدایت دینی مردم و پرورش روحی آنان تا چه حد دشوار می بود
.
در چنین اوضاع اجتماعی ناگوار، امام سجادعلیه السلام دعا را مهمترین و برترین عمل به منظور ایجاد حفظ ارتباط
روحی و عبادی مردم با خداوند و حفظ کیان اسلام و قرآن، ارزیابی فرمود. آن حضرت از این طریق مردم را به لحاظ
معنوی تقویت کرد و در خلال آن هشدارهای سیاسی و نصایح مهم اجتماعی و اخلاقی را متذکر گردید و امت اسلامی را از
انحطاط بیشتر نجات داد و سعی کرد زنگار خمودی و یاس را که زیر فشار و خفقان بنی امیه به وجود آمده بود از رخسار
جامعه اسلامی بزداید و بدانها جان تازه ای بخشد
.
امام، زبان صراحت در هدایت را ناگزیر وانهاد و به زبان دعا پرداخت. زیرا دعا زبان درون است. زبانی است که انسان
همواره با پروردگار خویش در حال رازونیاز است. دعا نوعی رابطه روحی و معنوی میان مخلوق و خالق است و از این رو
یکی از ارکان عبادات عملی و نظری ماست. البته دعا تنها لفظ نیست، صرف نیت نیز نوعی دعاست اما اگر به لفظ درآید
نمود خارجی می یابد که منحصر به زمان و مکان خاصی نیست. در هر حال انسان باید خاشع درگاه ربوبی و داعی فضل و
کرم او باشد
.
مجموعه دعاهای امام سجادعلیه السلام تحت عنوان صحیفه کامله سجادیه سالهاست در دسترس عموم مسلمانان بویژه
شیعیان قرار دارد و هر کس فراخور شایستگی و استعدادش از آن سود می برد
.
صحیفه سجادیه مشهور که در دسترس است، مشتمل بر پنجاه و چهار دعاست. بنابر قولی، عمیدالرؤساء رضی الدین
ابومنصور هبه الله ابن حامد الحلی
(۱)
متوفی به سال ۶۰۹ ه . آن را از بهاءالشرف ابوالحسن محمدبن الحسن ابن احمدبن
علی بن محمدبن عمربن یحیی العلوی الحسینی روایت کرده است و او هم با هشت واسطه که در مقدمه خود صحیفه نام
آنان آمده است از یحیی بن زید بن علی بن الحسین علیه السلام نقل کرده است
.
لازم است در این جا به این نکته مهم اشاره کنیم که از نسخه های صحیفه سجادیه دو نسخه معتبرترین و کهن ترین
ست یکی نسخه ای به خط امام محمدباقر و انشای امام سجادعلیهماالسلام که به احتمال اینک در نزد امام زمان ارواحنا له
الفداء نگهداری می شود و دیگر نسخه ای است به خط زیدبن علی بن الحسین علیهماالسلام و انشای خود آن حضرت. هر
دو نسخه با هم کاملا منطبق هستند. اصل نسخه زیدبن علی علیه السلام نیز گویا اینک در کتابخانه واتیکان نگهداری
می شود که بدان دسترسی نیست
. (۲)
در سلسله ناقلان صحیفه که در بالا بدان اشاره شد ملاحظه می شود که منتهی به یحیی پسر زیدبن علی بن
الحسین علیهماالسلام است، یعنی آنچه در دسترس است منقول از نسخه زید است نه نسخه امام محمدباقرعلیه السلام
اگر چه هر دو نسخه کاملا یکسان هستند و این امر در مقدمه نسخه ای خطی از صحیفه تصریح شده است که در سال
1348
در مشهد مقدس و هنگام تخریب دیوار حرم مطهر حضرت امام رضاعلیه السلام در اجرای طرح توسعه آن، پیدا
شده و از نسخه ای که بهاءالشرف نقل کرده است کهن تر است
.
نسخه مکشوفه به خط «حسن بن ابراهیم بن محمد الزامی » است که در سال ۴۱۶ ه . نوشته و از ابوبکر محمدبن علی
الکرمانی روایت کرده است و او هم با هشت واسطه که در مقدمه صحیفه مزبور نام آنها آمده است از قول یحیی بن زید بن
علی علیه السلام آن را نقل کرده است
.
ملاحظه می شود که این نسخه هم منتهی به یحیی بن زید است ولی از نظر سلسله رواه و سند با نسخه مشهور
(
بهاءالشرف) متفاوت است. همچنین دعاهای ماثوره از امام علیه السلام در نسخه مکشوفه در بعضی موارد از حیث عبارات
و الفاظ یا تقدم و تاخر پاره ای از دعاها و تعداد آنها و ذکر صلواتها با نسخه مشهور تفاوت دارد
.
در مقدمه صحیفه مکشوفه نوشته شده است که «متوکل » (اولین کسی که از یحیی بن زید صحیفه را روایت کرده است
)
در بازگشت از سفر حج، یحیی پسر زیدبن علی بن الحسین علیهماالسلام را ملاقات می کند که پس از شهادت پدرش (زید
)
به طرف خراسان رهسپار بوده است. یحیی سراغ پسر عمویش یعنی امام جعفر صادق را از او می گیرد و از وضع مدینه
می پرسد. پس از گفتگوی مفصلی که میان آن دو صورت می گیرد یحیی نسخه ای از صحیفه را که پدرش زید بدو سپرده
بوده به امانت به متوکل می سپارد تا آن را به پسر عموهایش محمد و ابراهیم بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن علی بن
ابیطالب علیه السلام برساند. متوکل پس از گذشت زمانی، و پس از کشته شدن یحیی، به مدینه بازمی گردد و در آن جا به
خدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می رسد و صحیفه را به آن حضرت نشان می دهد و امام می فرماید که به خدا
سوگند این خط عمویم زید است. متوکل می گوید آن گاه امام علیه السلام نسخه ای از صحیفه را می آورند که مانند همان
صحیفه تقدیمی یحیی بوده است و حتی یک حرف هم اختلاف نداشته اند و امام علیه السلام می فرماید این صحیفه را جدم
(
امام زین العابدین علیه السلام) املا فرموده و پدرم امام محمدباقرعلیه السلام نوشته است
. (۳)
به هر حال آنچه مسلم است این است که آنچه امروزه به عنوان صحیفه سجادیه در دسترس و مورد استفاده مردم است،
همان است که حضرت امام زین العابدین فرموده است تا چراغ راه زندگی و هدایت مردم باشد، نه فقط در آن زمان بلکه در
همه دوره ها و برای همه نسلها. پس بنابراین از نظر اعتبار و مستند بودن هیچ گونه تردیدی در آن نیست و آن اختلافات
جزیی که میان نسخه مکشوفه با نسخه مشهور وجود دارد، اصل معتبربودن و مستند بودن صحیفه را مخدوش نمی سازد
و با کمال اطمینان باید آن را کلام معصوم دانست و از چشمه جوشان معارف آن نوشید و راه تزکیه و هدایت را از آن یافت
و طریقه پیوند جان به خالق را آموخت
.
صحیفه سجادیه را به لقبهای مختلف ملقب کرده اند، مانند انجیل اهل بیت، زبور آل محمدصلی الله علیه وآله، اخت القرآن
(
خواهر قرآن) و قرآن صاعد. همچنان که نهج البلاغه را اخ القرآن (برادر قرآن) لقب داده اند. صحیفه دایره المعارفی است
دربردارنده اصول عقاید اسلامی و مبانی فضایل اخلاقی و سرشار از نکات عرفانی و مضامین سیاسی و اجتماعی و مفاهیم
بدیع معنوی و کتاب خودسازی و تهذیب نفس و رشد و کمال روحی
.
به لحاظ ادبی، از آنجا که دارای ادب نیایش است، شان و مقامی ویژه و منحصر به خود دارد. از زیباترین متون ادبی
مذهبی است که متاسفانه تاکنون از لحاظ زیبایی شناسی ادبی و سبک و اسلوب کلامی آن مورد تحلیل و دقت قرار نگرفته
است و تنها از حیث معنی و مبانی اعتقادی و ظرایف عرفانی اش شرح و تفسیر شده است. زبان و کلام امام
سجادعلیه السلام همچون علی علیه السلام و جد بزرگوارش پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله ملهم از وحی الهی است
که چشمه سار نبوغ ایشان در قالب نیایش های نغز و راهگشا، جاری شده است که بحق شایسته تحقیق و تتبع است
.
صحیفه میراث گرانقدر پیامبر و اهل بیت مطهر اوست که فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق است. اثری است جاودانی و
پرارزش که پاسداری از آن بر پیروان و عاشقان اهل بیت علیهم السلام واجب است. حقیقت این است که وسعت عرصه
بلاغت صحیفه در عین گستردگی آفاق، با درجات عالیه و کامله نبوغ کلامی علی علیه السلام در نهج البلاغه متفاوت است و
با کاوش و دقت در آن درمی یابیم که امام علیه السلام بنا به ملاحظات زمان و مقتضای حال و مقام و ایجاب خصلت ذاتی
دعا و نیایش، زبان گفتاری ساده ای را برگزیده اند که در عین سلاست و روانی و بی کمترین تعقید لفظی و معنوی به
نحوی است که عام و خاص به تکرار و فراگیری و استفاده آسان و درک مفاهیم ومعانی بلند آن توانایند و هر کس به قدر
شعور و توان خود از آن بهره مند می گردد. اساسا ادب دعا ویژگیها و اسلوبهایی از جمله سادگی در بیان دارد که آن را از
زبان خطابه و رساله و وعظ متمایز می کند. از طرف دیگر شاید بشود گفت که زمان حضرت علی علیه السلام که در سال ۳۰
عام الفیل متولد شدند و در سال ۴۰ هجری به شهات رسیدند، زمان نزول قرآن و خود حضرت یکی از کاتبان وحی بوده
است و در آن زمان ستیز ادبی میان نوابغ و نخبگان ادب عرب با قرآن که یکی از وجوه اعجاز آن بلاغت و فصاحت بی نظیر
آن است، در اوج خود قرار داشت و در همان دوران یا اندکی بیشتر خطبای بزرگی که در میان عرب هم بسیار مشهور
بودند مانند قس بن ساعده ایادی و اکثم بن صیفی و حارث بن عباد و غیره زندگی می کردند و کمی بعد که به زمان
حضرت علی علیه السلام نزدیکتر بود و حتی در خود زمان آن حضرت که خطابه در پیشرفته ترین حد خود در زبان عرب
قرار داشت خطبای معروف و بزرگی همچون سحبان وائل زندگی می کردند لذا طبیعی بود که کلام امام به عنوان
نخستین پاسدار راستی و درستی و برترین نگهبان دین خداوند پس از پیامبر، تحت تاثیر مستقیم وحی الهی و ملهم از آن
و نشات گرفته از ملکه فصاحت و بلاغت آن وجود شریف، در اوج عظمت بلاغی بعد از قرآن قرار داشته باشد که حتی بنابر
رقابت و جدال ادبی نیز سرآمد اقران خود باشد. امام علی علیه السلام زبان گفتاری بسیار قوی و محکم و سرشار از رموز
ادبی را برگزیده اند که بدون شک در نبرد ادبی و اعجاز بلاغی در هیچ زمان هماورد نداشته و نخواهد داشت. همه این
ملاحظات در زمان حضرت امام زین العابدین علیه السلام که در سال ۳۸ هجری متولد و در سال ۹۴ وفات یافتند وجود
نداشته یا بسیار کمرنگ بوده است. از این روست که می بینیم نهج البلاغه دارای عظمت و نبوغ بلاغی و ادبی بسیار والایی
پس از قرآن است
.
با این همه اگر صحیفه را نیز که به لحاظ غرض و هدف خاص مترتب بر آن، دارای سبک مخصوص به خود است با دقت
مطالعه کنیم درمی یابیم که استفاده امام از تشبیه و کنایه و زبان مجاز و استعاره بسیار ظریف و زیبا بوده و مضامین را با
ترکیباتی روح نواز بیان کرده است که از همین امر می توان چنین نتیجه گرفت که اگر امام می خواستند و ادب دعا اقتضا
می کرد، می توانستند از حیث ادبی کلامی بسیار متفاوت تر از آنچه فرموده اند، با انتخاب کلمات و ترکیبات مجازی و
استعاری عمیقتر برگزینند; اما ایشان معانی دقیق عرفانی و فلسفی و اعتقادی را با کلامی ساده و رسا و شیوا بیان
فرموده اند و جایی مشاهده نمی شود که از کلمات مهجور و ثقیل و دشوار استفاده کرده باشند. کلام ایشان مسجع و روان و
سلیس و بدور از تکلف و تصنع لفظی و برخوردار از نکته های برجسته و مهم اخلاقی و اجتماعی و سیاسی است
.
امام علیه السلام کلام خود را با حمد و ستایش پروردگار و ذکر برخی صفات او و آفرینش آفریده ها آغاز فرموده اند چنان
که حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه چنین کرده و این سنت پیامبر اسلام بوده است و بالاتر از آن خود قرآن است که
با حمد و ستایش خداوند (سوره حمد) آغاز گردیده است. پس امام سجادعلیه السلام در این کار از سبک قرآن کریم و
اجداد بزرگوارش پیروی و سخن خود را با سخنان آنان هماهنگ کرده است. همین اسلوب گفتاری پس از امام
سجادعلیه السلام در کلام دیگر ائمه علیهماالسلام و بعدها سخنان بزرگان و علمای دین پیوسته رعایت شده است و بلکه از
جمله ضرورتها در آداب بندگی گردیده است که در دعا – وسیله بارز و مطمئن اتصال انسان به خدا – تجلی نموده است
.
امام صادق علیه السلام می فرماید
:
«
ان دعاء لایکون قبله تحمید فهو ابتر انما التحمید ثم الدعاء» یعنی دعایی که پیش از آن ستایش خداوند نباشد ابتر
ست باید نخست حمد خداوند باشد آنگاه دعا
.
حضرت رسول صلی الله علیه وآله می فرماید: «کل امر ذی بال لم یبدا فیه بالحمد فهو اقطع » یعنی هر کار قابل اهمیتی که
با حمد الهی آغاز نشود نافرجام خواهد بود. در کلام امام علیه السلام به لحاظ آغاز نمودن با حمد خداوند که مناسب مقام
و مقتضای دعا و بیان حاجت است، صنعت بدیعی «حسن الابتداء» است که به آن «حسن الافتتاح » و «براعت المطلع » و
«
براعت استهلال » هم می گویند. به گونه ای که شنونده را مجذوب و علاقه مند به شنیدن تا انتهای کلام می کند
.
«
حسن الابتداء» در هر سخن نثر و نظمی امری است بسیار مهم و حساس زیرا طلیعه سخن است و نخستین کلامی است
که به گوش شنونده می رسد و اگر مستحسن و لطیف و واضح و دلچسب و مناسب مقام و مقتضای حال نباشد، موجب
بیزاری شنونده یا خواننده می شود و او را از شنیدن یا خواندن باقی سخن منصرف می کند. سخن همچون قفلی است که
آغاز آن، کلید آن است، پس هر قفل سخنی را با کلید مناسب آن باید گشود
.
از این گذشته در تمام اجزای دعا – و نه تنها در دعای اول بلکه در همه دعاهای صحیفه – کلمه ها و عبارتها، پی درپی با
انسجامی سالم و نیکو و بی آن که واژه ای معیوب و ناهماهنگ با معنی و مقصود در آنها باشد، با نظم و نسقی زیبا آمده
است. نسبت جملات در ترکیب و تعاطف با یکدیگر چنان است که گویی عبارت پیشین اجمال و مجال عبارت پسین و
عبارت پسین ایضاح و کمال عبارت پیشین است. پیوند میان عبارات چنان دارای استحکام و انضباط لفظی و معنوی
است که به نظر می رسد هر عبارتی به طور طبیعی عبارت پس از خود را ایجاب می کند. کلامش همچون آب جاری است
که در قالبی آسان و روان با الفاظی نغز و پرمعنی و ترکیباتی سالم و شیوا سرازیر شده است و در بستری هموار به جانهای
پاک می ریزد و دلها را با زلال خود جلا می بخشد
.
این حسن نسق و استحکام و پیوستگی معنوی با همراهی انواع صنایع بلاغی هیچ گاه در کلام امام از باب تصنع و تکلف
نبوده است بلکه نشات گرفته از ملکه فصاحت و بلاغت و ضمیر پاک و متعالی اوست. در تمام دعاهای امام علیه السلام علاوه
بر حسن ابتدا و حسن نسق، حسن ختام بسیار دلپذیر و مناسبی به چشم می خورد که در آراستگی و پختگی و
تاثیرگذاری، آن را در حد اعلای سخن قرار داده است بویژه با عنایت به این که معمولا آخرین بخش از کلام، بیشتر از دیگر
اجزای آن در گوش برجای می ماند و گاهی فقط همان بخش در ذهن جای می گیرد و لذت آن در نفس جایگزین می گردد
.
چنان که می بینیم در دعای اول که سخن از حمد و ستایش از خداوند است و صدر و میان و آخر عبارتهای متعدد به
حمد پروردگار و به بیان شایستگی او به حمد و سپاس پرداخته است، در آخرین عبارت آن دعا خدای را حمد گفته و
زیبایی خاص و در نهایت ظرافت دعا را با واژه حمد آغاز و هم با واژه حمد به پایان برده است
.
این سه عنصر بلاغی برشمرده شده یعنی «حسن الابتداء; حسن نسق و حسن ختام » در تمامی دعاهای صحیفه به
صورتهای مختلف متجلی است و با اندک دقتی قابل درک است
.
امام علیه السلام پس از افتتاح کتاب که بر حسب اقتضای دعا با حمد و ثنای خداوند بود، در دعای دوم با ذکر نام مقدس
پیغمبر خدا و درود و صلوات بر او و خاندان مطهرش، مطلب را ادامه داده است که این هم به لحاظ رعایت ادب دعاست
که شایسته است پیش از عرض نیاز و حاجت به درگاه ربوبی، نخست حمد و ثنای او و بیان شایستگی اش به حمد و ثنای
بی منتها شود آنگاه بر پیامبرصلی الله علیه وآله و خاندان عصمت و طهارت وی علیهم السلام درود و صلوات فرستاده شود
که گویی این زمینه سازی و مقدمه چینی است جهت عرض حاجت و استجابت دعا. از امام صادق علیه السلام روایت شده
است که: «ان الثناء علی الله والصلوه علی رسوله قبل المساله » یعنی پیش از خواستن حاجت می بایست خدای را ثنا گفت و
بر رسولش درود فرستاد. از امام صادق علیه السلام در مورد این که صلوات بر پیامبر و آل طیب او از شرایط استجابت
دعاست نقل شده است که: «لایزال الدعاء محجوبا حتی یصلی علی محمد و آل محمد» یعنی تا صلوات بر محمد و آل
محمد فرستاده نشود دعا همواره از استجابت محروم خواهد بود و باز از امام صادق علیه السلام نقل شده است که: «من
دعا ولم یذکر النبی صلی الله علیه وآله رفرف الدعاء علی راسه فاذا ذکر النبی صلی الله علیه وآله رفع الدعاء» یعنی کسی که
دعا کند و یادی از پیغمبرصلی الله علیه وآله نکند دعا بالای سر او مانند پرنده ای پر می زند و آن گاه که پیغمبرصلی الله
علیه وآله را یاد کرد دعا بالا می رود
.
دخالت و تاثیر صلوات در استجابت دعا بسیار شگرف و مهم است. بدین لحاظ که چون حضرت محمدصلی الله علیه وآله
و آل اطهارش علیهم السلام وسائط مطمئن فیض ربوبی به خلق هستند و توسل به آنان در عرض حاجات و تقاضای از
خالق متعال به موجب مقام شفاعت آن بزرگواران در نزد خداوند، متضمن برآورده شدن و استجابت دعاست; از طرفی
رحمت واسعه ذات اقدس ربوبی جل جلاله و مقام مقدس پروردگاری اش نشاید که از میان حوایج و خواسته های بنده اش
یکی را استجابت و دیگری را رد کند پس اگر عرض حاجتهای بنده با تقاضای صلوات و درود خداوند بر محمدصلی الله
علیه وآله و آل او همراه باشد خداوند متعال که تقاضای صلوات بر
وجود مقدس پیامبر و آل مطهرش را بی شک استجابت
می کند، در کنار آن، خواسته و حاجت شخص بنده را نیز به حرمت نام پیامبر و خاندانش استجابت می فرماید
. (۴)
از این
روست که می بینیم در سراسر صحیفه سجادیه و در برخی دعاها مکرر ذکر صلوات آمده است
.
صحیفه سجادیه از نظر فصاحت کلمه و کلام کاملا مطابق با معیارهای علم بلاغت است. تک تک واژه هایش عاری از
عیوبی است که در علم معانی به عنوان مخل فصاحت کلمه برشمرده شده است، یعنی هیچ واژه ای در سراسر صحیفه
کراهت در سمع و غرابت استعمال و تنافر حروف ندارد و مخالف قیاس هم نیست. در عین حال لازم است به سه مورد که
حسب ظاهر برخلاف قواعد معمول در صرف عربی است و غیر از این سه مورد هم نیست اشاره کنیم
.
در دعای یکم در عبارت ششم واژه «یتخطا» به معنی «گام برمی دارد» به کار رفته است که مضارع باب تفعل و از ماده خطا
یخطو خطوا است به معنی راه رفتن. چنان که ملاحظه می شود لام الفعل آن در اصل «واو» است ولی در مضارع، همزه
است. در بادی امر به نظر می رسد که از ماده «خطا» است به معنی «نادرست و ناصواب » گرفته شده در حالی که این طور
نیست و صحیح آن همان «گام پیش نهادن » است. بنابراین به دو صورت قابل توجیه است. یکی این که قائل به ابدال «واو
»
به همزه باشیم که حسب شایع در زبان عرب در آن روزگار، در کلام امام نیز صورت گرفته لذا چنین استعمالی مطابق با
استعمال مردم در آن زمان است که خود محکوم به فصاحت است. توجیه دیگر این که محتمل بدانیم در ضبط این کلمه
مسامحه صورت گرفته و اصل آن همان «یتخطی » است که اتفاقا در صحیفه مکشوفه در آستان مقدس امام
رضاعلیه السلام «یتخطی » آمده است. در این صورت براساس توجیه دوم موضوع کلا منتفی است
.
اما مورد دوم و سوم: در دعای هشتم در عبارت ششم آمده است: «ان یستحوذ علینا الشیطان » و در دعای سی ویکم در
عبارت ششم آمده است: «استحوذ علیه الشیطان » چنان که ملاحظه می شود هر دو فعل مضارع و ماضی خلاف قواعد
معمول صرف عربی به کار رفته است و قاعده اعلال – قلب «واو» به «یاء» در مضارع و قلب «واو» به «الف » در ماضی اعمال
نشده است. با این وصف این کلمات مخل به فصاحت نیستند زیرا به کار رفتن این عبارات از باب تلمیح است که اشاره دارد
به آیه ۹ از سوره مجادله در قرآن که فرموده است: «استحوذ علیهم الشیطان » و قرآن کریم حسب استعمال مردم و مطابق
کاربرد اجتماعی در آن زمان به کار برده است که این نه تنها خلاف فصاحت نیست بلکه عین فصاحت است. این کلمه و
نظایر آن مانند مغرب و مشرق که خلاف قاعده صرفی اند و در قرآن کریم به کار رفته است از جمله استثناءات لغوی
محسوب می شوند و اگر غیر از این صورت استعمال شوند برای مردم که این گونه استعمال می کنند غریب و نامفهوم
خواهد نمود. این امر دقیقا مطابق با اصول زبان شناسی امروز است که پیروان بسیار آن قائل به استعمال واژه ها و عبارات
مطابق با کاربرد عمومی مردم اند زیرا در این صورت است که زبان متحول می شود و پیشرفت کمی و کیفی می کند و
قواعد کهن جای خود را به قواعد نوین دستوری و زبانی می دهد
.
از نظر فصاحت کلام، صحیفه برخوردار از تمامی معیارها و اصول بلاغی است که یک سخنور بلیغ باید رعایت کند. هیچ
کدام از عیوب فصاحت کلام در سراسر صحیفه به چشم نمی خورد، از قبیل ضعف تالیف، تعقید لفظی و معنوی، تنافر
کلمات، تتابع اضافات و کثرت تکرار. ضمن این که دوتای اخیر در صورتی مخل فصاحت هستند که در کلام ایجاد ثقالت و
دشواری در تلفظ کنند و ذوق را بیازارند و گرنه چه بسا از محسنات و نیکوییهای ظاهری کلام به شمار می آیند. چنان که
در قرآن کریم است: «مثل داب قوم نوح » که تتابع اضافات است و در عین حال زیباست. همچنین مانند: «ونفس و ما
سواها فالهمها فجورها و تقویها» که کثرت تکرار در ضمیر «ها» دارد و کمترین دشواری و ناهمواری در تلفظ ایجاد نکرده
بلکه مجموعه ای بسیار زیبا و خوش آهنگ پدید آورده است
.
در صحیفه سجادیه یک مورد در دعای چهل وهفتم تتابع اضافات و کثرت تکرار با هم در یک عبارت جلب توجه می کند که
در کمال روانی و سادگی بیان شده است و کمترین دشواری در تلفظ به وجود نیاورده است، بلکه صورتی زیبا و آهنگی
دلچسب یافته است. در عبارت سی وششم «ولک الحمد حمدا مع حمد کل حامد». به صورتی تحسین آمیز دو پدیده بلاغی
یعنی کثرت تکرار و تتابع اضافات را توامان و به وجه احسن آورده است و ملاحظه می شود که نه تنها قبیح و نامطبوع
نیست و ذوق سلیم هرگز از آن آزرده نمی شود بلکه کلام، آهنگی خوش و روان یافته است. آنچه علما در علم معانی در باب
