خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فیلم در مقام تجلی قدسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فیلم در مقام تجلی قدسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل این سو، آن سوی سینمای دینی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل این سو، آن سوی سینمای دینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
04دقیقه
16ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی انگیزه و الگوی هنرمندان در انسان های یگانه و آثار آن ها

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی انگیزه و الگوی هنرمندان در انسان های یگانه و آثار آن ها شامل 103 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی انگیزه و الگوی هنرمندان در انسان های یگانه و آثار آن ها در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی انگیزه و الگوی هنرمندان در انسان های یگانه و آثار آن ها با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی انگیزه و الگوی هنرمندان در انسان های یگانه و آثار آن ها نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی انگیزه و الگوی هنرمندان در انسان های یگانه و آثار آن ها هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی انگیزه و الگوی هنرمندان در انسان های یگانه و آثار آن ها اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!

“لقد کان لکم فی رسول اللّه اسوه حسنه: به تحقیق در رسول خدا برای شما الگویی نیکو نهاده شده است.” (قرآن کریم، احزاب: ۲۱)
کلید واژه ها: هنر، هنرمند، الگوی هنری، هنر رحمانی، هنر شیطانی
چکیده: هر آن چیزی که از سوی هر کسی با هر جهانبینی و تفکری هنر و اثر هنری نامیده می شود، در اثر توجه و پیروی از الگویی پدید آمده است. در حقیقت، الگوها همواره به عنوان انگیزه ای برای پدیدآورنده اثر یا هنرمند (باز هم به هر تعبیر موردنظری) ایفای نقش می نمایند. هنرها به تبع انگیزه هنرمند و باورها و اعتقادات وی، و همچنین هدفی که از پدید آوردن اثر هنری تعقیب می کنند، به همراه ساحتی از حیات که اثر هنری بر آن متوجه و متمرکز است، در یک سلسله مراتب و طیف وسیعی (از هنر رحمانی تا هنر شیطانی) قابل جایگزینی هستند. انگیزه جملگی هنرمندان پدیدآورنده اجزاء این طیف وسیع، مشتمل بر باورها و آرمانهای آنها و الهامی است که از الگویی مرتبط اخذ می نمایند. مقاله حاضر در پی معرفی الگوها و شناسایی انگیزه هنرمندانی است که خود به عنوان الگویی برای هنرمندان (و یا حتی هنرمندنمایان) ایفای نقش نموده و آثار بدیع و دست اولی را پدید آورده اند. با این فرض که اکثر هنرمندان از دو گروه هنرمند و هنرمندنمای اصلی (پدیدآورندگان هنر رحمانی و هنر شیطانی) الهام می گیرند، تمرکز اصلی مقاله بر معرفی الگوهای این دو گروه متمرکز خواهد بود. در این فرایند مشخص می شود که بسیاری الگوهای این هنرمندان، کسانی هستند که در ظاهر هنرمند (به معنای مصطلح) نیستند، لکن اعمال یا کلامی که از آنها صادر می شود کلام و عملی بدیع بوده، که نه تنها بروز آن از سوی دیگران تقریبا منتفی بوده است، بلکه امکان تکرار آن نیز اندک است. مقدمه و کلیات
طبقه بندی آثاری که به هر حال آثار هنری نامیده می شوند، از نظر اصالت و بداعتشان بیانگر دو گونه یا دو دسته اصلی آثار هنری است: یکی آثار هنری اصیل (حقیقی یا درجه اول یا دست اول) و دیگری آثار هنری تقلیدی (بدلی، درجه دوم یا دست دوم) طبقه بندی آثار هنری از نظر مبنای فکری و اعتقادیشان نیز (در طیف وسیعی قرار می گیرند که دو قطب این طیف) دو گونه هنر را معرفی می کند: هنر رحمانی که بر پایه تفکر و جهانبینی الهی و توحیدی شکل گرفته، و هنر شیطانی که تفکر پلشت شیطانی و جهانبینی شرک موجد و محرک اصلی آن بوده اند. این دو نوع و یا دو درجه از هنر در دو قطب طیف بندی هنرها قرار می گیرند. لازم به ذکر است که اگر چه قاعدتا به دلیل اهمیت و ارزش هنر، استعمال آن برای آنچه که با شبیه نمودن خویش به هنر قصد اغوای انسان را دارد روا نمی باشد، لکن با اغماض و تنها از آن جهت که نامیده شدن آن به هنر در میان عده ای رایج است در این نوشتار نیز آن را برای وجه مجازی هنر به کار برده می شود.
وجیزه حاضر بر این باور است که هنرهای اصیل و درجه اول (اعم از رحمانی و شیطانی) نیز به نوبه خود متأثر از الگوهایی هستند که تلقی عمومی، آنها را عموما به عنوان اثر هنری نمی شناسد. زیرا این الگوها به صورت کلام یا عمل اشخاص و یا گروهها در طول تاریخ ظهور و بروز نموده اند که متعاقبا توضیح خواهد شد. در واقع سخن در این است که برخی اعمال و سخنان بعضی افراد چنان از بداعت و یگانگی برخوردارند که اگر چه در ظاهر در طبقه بندیهای هنری قرار نمی گیرند، لکن هم ویژگی های هنر ناب را دارند، و هم اینکه راهنما و الگوی هنرمندان (به معنای مصطلح آن) نیز قرار می گیرند. در جهت وضوع بحث سعی بر آن خواهد بود هم الگوهای اولیه و اصلی معرفی شوند و هم اینکه چگونگی تأثیر آنها بر شکلگیری مراتب دو گانه هنر (هنر رحمانی و هنر شیطانی) تشریح شود. در توضیح این دو مرتبه از هنر می توان گفت که با توجه به مراتب و درجاتی که به تبع ساحتهای حیات انسان می توان برای هنر قائل شد، هنرها به طور عام در دو مقوله اصلی “هنر رحمانی و هنر شیطانی”، “هنر معنوی و هنر مادی”، “هنر حقیقی و هنر مجازی” یا “هنر اصیل و هنر بدلی” قابل دسته بندی هستند. این بدان علت است بسیاری (یا جملگی) مفاهیم عالی مانند حقیقت، زیبایی، عدالت، عشق، محبت و امثالهم مورد خواست و نیاز و مقصد جملگی انسانها هستند که به دلیل قرار گرفتن انسانها در مدارج مختلف معرفت و آگاهی، توجه آنها به مراتب حیات (به ویژه معنویت) متفاوت خواهد بود. به این ترتیب این مفاهیم عالی را در موضوعات دنیوی و مادی جستجو می نمایند. و در نتیجه در مورد هر یک از این مفاهیم با طیف وسیعی مواجهیم که نیمه ای از آن به سمت وجه یا تجلی دنیوی و مادی آنها متمایل است.
برای یک پدیده به عنوان اثر هنری ویژگی های را می توان برشمرد که مجموعه این ویژگی ها بیانگر قدرت خلاقه هنرمند در بیان موجز و بلیغ و مؤثر و دیرپای مفهوم و معنا و مقصودی است که سایرین به راحتی قادر به انجام آن نبوده اند. با این مقدمه و با پذیرش وجود تعاریف متفاوت و متنوع برای هنر(۱) که بستگی تام به زمان و مکان و موضوع و جهان بینی و فرهنگ هنرمند و جامعه وی دارند، به منظور فراهم آوردن زمینه تشریح هدف موردنظر از نگارش این وجیزه، در اینجا تعریفی ظاهرا خنثی از هنر که مستقل از جهان بینی و فرهنگ است ارائه می شود تا در هر جامعه و تفکری بتواند قابل استناد باشد. از این نظر هنر عبارت از بیان مفهوم و موضوعی خاص به صورتی بدیع است که هر کسی به سهولت قادر به آن گونه ارائه پدیده موردنظر نباشد. به تبع مراتب هنر، هنرمندان و یا به عبارتی آنان که هنرمند نامیده می شوند نیز بدون توجه به نوع هنر (از نظر ارزش معنوی و مادی) دارای مراتب و مدارجی هستند. گروهی از هنرمندان هستند که معمولاً پدیده های هنری اصل یا آثار هنری اصیل را پدید می آورند مانند بتهوون، حافظ، مولوی، و بسیاری هنرمندان که خالق آثار بدیع بوده اند. و گروه دیگر کسانی که با الهام و یا تقلید از گروه اول به ایجاد آثاری می پردازند. گروه سومی نیز وجود دارند که مقلد و تکرارکننده صرف آثار هنری هستند و در واقع مهارتی در استفاده از ابزار و وسائل دارند. این نوشتار تمرکز اصلی را بر گروه اول یعنی هنرمندانی متوجه کرده است که خالق و پدیدآورنده آثار هنری اصیل و بی سابقه هستند. برای جملگی مقلدان و هنرمند نمایان (گروه دوم و سوم فوق الذکر) به سهولت می توان الگوهایی را معرفی نمود که به عنوان هنر یا هنرمند یا اثر هنری اصیل راهنما و هدایتگر آنها بوده اند. این ردیابی و یا به عبارتی یافتن الگوی هنرمندان بزرگ و به تعبیر دیگری شناسایی الگوی کسانی که خود الگوی مقلدان و هنرمند نمایان بوده اند، امری دشوار است، اما مروری اجمالی بر آثار آنها بیانگر این موضوع است که برای آنها نیز الگوهایی متصور است. نوشتار حاضر سعی بر آن خواهد داشت تا الگوهای اصل و یگانه و الهام بخش و به عبارتی الگوی هنرمندان بزرگ و اصیل و درجه اول را شناسایی نماید. بطور مثال کسی در اثر هنری بودن مثنوی و غزلیات حافظ و آثار شکسپیر و داوینچی و بتهوون و سایر هنرمندان بزرگ در رشته های مختلف هنری شکی ندارد. ولی مداقه در این آثار بیانگر این حقیقت است که این آثار جاودان تحت تأثیر عمل یگانه و بدیع کسانی خلق شده و در جهت تبیین آن اعمال و مفاهیم اصیل و معنوی ایفای نقش نموده اند. به بیان دیگر این آثار هنری یا تحت تأثیر الگوها و نمونه هایی واحد و یگانه بوده اند که تنها یک بار و توسط انسانهای یگانه بیان شده اند. الگوها و نمونه های واحد و اولیه به صور گوناگونی چون عمل یا کلام از صاحب خویش بروز نموده اند. برای نمونه جمله ای زیبا، عملی شجاعانه و یا ایثارگرانه، سخنی حکیمانه، و فعلی عاشقانه، تعبیری عارفانه، خلقتی زیبا، مفهومی معنوی، و جلوه ای یگانه، از کسانی صادر شده است و می شود که این تظاهر بدون سابقه و یگانه هستند، و افراد دیگری به سهولت قادر به انجام و ابزار آن نمی باشند، که مثالهای موردی آن متعاقبا خواهد آمد. برای فاعل این الگوهای اصیل و اولیه، مراتبی را می توان قائل شد که در رأس همه اینها خالق عالم وجود قرار گرفته است. مصادیق الگوها
فعل و خلق خداوند به عنوان وجه بارز و الگوی اصلی و اولیه برای هر هنر و فعالیت انسانی مطرح است. زیرا او حی و خالق و عالم و سمیع و بصیر و خبیر و باری و مصور و قادر است. بارزترین فعل الهی که خداوند خویش را به خاطر آن بهترین خلق کننده می نامد، (فتبارک اللّه الحسن الخالقین)(۲) خلق انسان با همه ویژگیهای پیچیده روانی و جسمانیش می باشد. قرآن کریم نیز در قلمرو کلام که واجد بسیاری ویژگیهای هنری همچون تعادل و توازن و زیبایی و ایجاز و ریتم و از همه بالاتر معانی سمبلیک است، به عنوان خلق و کلام خدا و به مثابه الگویی برای هنرمندان در طول تاریخ (پس از نزول) تیفای نقش مینماید.
پس از ذات اقدس باری تعالی، و در مرحله بعدی انسانهایی را می توان به عنوان الگوی بشریت و از جمله هنرمندان معرفی نمود که فعل و کلامشان الگوی سایرین بوده و خواهد بود. در واقع از میان مخلوقات الهی برخی انسانها واجد ویژگیهایی هستند که افعال و منش و رفتار و کلام آنها را می توان به یکی از هنرهای دوگانه مذکور در بخش کلیات (فوق) متصف نمود.
گروه اول انسانهایی هستند که فعل و عمل آنها را می توان به عنوان اثر هنری و یا الگویی برای هنرمندان تلقی نمود. این افعال و اعمال برای یکبار اتفاق افتاده یا خواهند افتاد، لکن عظمت هر یک از آنها در آن است که:
اولاً بسیاری کسان علیرغم آنکه در شرایط مشابه قرار داشته و یا قرار خواهند گرفت، یا از انجام آن ناتوانند، و یا اینکه اصولاً انجام آن عمل به ذهنشان نمی رسد.
ثانیا این آثار و افعال اصیل، در عین حالی که فقط برای خدا و در راه ادای تکلیف الهی انجام می شوند، ولی کل بشریت را مخاطب قرار می دهند.
ثالثا عده معدودی (یا عده خاصی) پذیرای پیام این آثار و افعال بوده و آنها تحسین می کنند و حتی به آن غبطه می خورند.
رابعا این آثار و افعال الگوی هنرمندان بزرگی می گردد تا آثار هنری نابی بیافرینند.
ممکن است این اعتراض مطرح شود که سخن و یا عمل این افراد برای یک بار و یا یک لحظه اتفاق افتاده و نمی تواند به عنوان اثر هنری قابل لمس و حس و تجربه برای سایرین در زمانها و مکانهای مختلف مطرح باشد. در پاسخ می توان به مثالی اشاره کرد که به وضوح بحث کمک خواهد نمود. امروزه ایجاد آثار هنری با عمر محدود امری رایج است که نمونه آنرا در آثاری که با یخ و برف و ماسه ساحل و حتی گُل و مواد غذایی ایجاد می شوند می توان مشاهده نمود. این آثار حتی در قالب برپایی نمایشگاه نیز مطرح شده و هزاران نفر را به تماشای خویش می خوانند. بر این می توان اضافه نمود عمل قهرمانان را که حتی شاید برای خود آنان نیز قابل تکرار نباشد. همچنین برخی هنرها همچون نمایشها، کنسرتهای موسیقی، باله ها، رقص ها و حتی آوازها اعمالی هستند که دیرپایی نقاشی و معماری و مجسمه سازی و ادبیات را ندارند و تکرار آنها پس از مدتی مقدور نبوده و تنها با استفاده از فناوری هایی چون تصویربرداری و ضبط صدا می توان آنها را تکرار نمود. بنابراین ظهور یک پدیده با عمر محدود و لحظه ای می تواند به عنوان اثر هنری قابل بحث مورد توجه قرار گیرد.
در تشبیه این آثار که الگوی هنرمندان نامیده می شوند با هنر ارائه شود و هنر را هر چه که بنامیم و هر صفتی اعم از لذت(۳)، زیبایی(۴)، آنچه که باید باشد(۵)، مبارزه با ظلم و استکبار(۶)، زبان واقعی انسان(۷)، وسیله ارتباط انسانها(۸)، واقعیت بخشیدن به بیان غیرانسانی با وسایل انسانی(۹)، هنر برای انسان در حیات معقول(۱۰)، طلب حقیقت و جمال(۱۱)، نو بودن و بداعت، و هر تعریف دیگری را که برای آن قائل شویم، اندکی دقت در آثار و اعمال مورد نظر (صادره از انسانهای اسوه) حاکی از آن است که همگی آنها واجد جملگی این صفات هستند. به این معنا که هم در اوج زیبایی (به ویژه زیبایی معنوی) بوده اند، هم لذتی را برای فاعل فعل و ناظرین و حتی شنوندگان و خوانندگان اعصار بعد به ارمغان آورده اند، هم بیانگر اوج آرمانهای انسانی یعنی آنچه که باید باشد بوده اند، هم آثاری نو و بدیع و بی سابقه بوده اند، هم زایل کننده پرده مادیت از چهره حیات معنوی بوده اند، هم تقابلی جدی با ظلم و ستم و زشتی و استکبار را به نمایش گذاشته اند، و در یک کلام انسانیتی ناب را تجلی بخشیده اند.
در واقع هر یک از این تعاریف به وجهی از هنر که برای تعریف کننده مهم و اصلی بوده است اشاره داشته و از کلیت و جامعیت هنر و اصولاً از وحدت اهداف و آرمانهای حیات انسان غفلت ورزیده اند. به بیان دیگر جملگی تعاریف ارائه شده درباره هنر در عین حالی که عاری از واقعیت نیستند همه حقیقت نیز نیستند. شاید مثال معروف مولوی را در مورد اظهارنظر عده ای که در تاریکی فیلی را لمس نموده بودند، بتوان در این مورد نیز تعمیم داد.