اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (۵)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (۵)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (۵) با 41 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (۵):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (۵) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (۵) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (۵) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آگاهی ساسانیان از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (۵) :
پادشاهان ساسانی آگاه از امر پیامبر صلی الله علیه و آله
از جمله پادشاهان ساسانی که توسط پیشگوئی جمع زیادی از دانایان، اخترشناسان و دانشمندان و با دیدن شمایل پیامبر در خزانه و … از ظهور پیامبر اسلام آگاهی داشت، خسرو پرویز بود .
۴ . خسرو پرویز
الف . خبر راهب مسیحی . خسروپرویز در اوایل حکومت خود (۵۹۰ و ۵۹۱ میلادی) مواجه با شورش «بهرام چوبینه » گشت تا آنجا که مجبور شد از برابر وی به امپراطوری روم پناهنده گردد . در حدود شام، «خسرو» شبی را جهت استراحت در صومعه راهبی گذرانید و سؤال و جوابهایی بین او و راهب روی داد . پرویز پرسید: «کی باشد که من به ملک باز رسم » ؟ راهب گفت: «تا هفده ماه » . پرویز گفت: «چند باشد پادشاهی من » ؟ گفت: «سی و هشت سال » . پرویز گفت: «تو از کجا دانی » ؟ گفت: «از کتاب دانیال نبی و او همه ملوک عجم را حکم (شمارش) کرده است » . پرویز گفت: «از پس من پادشاهی که را بود» ؟ گفت: «پسر تو شیرویه را، تا ماهی چند نه بسیار و از پس او دختر تو را بود; آنگاه ملک عجم تمام بشود و به دست عرب افتد و تا رستخیز بماند» (۱) .
ب . خبرالیوس حکیم . خسرو پرویز روزی از «الیوس » حکیم درباره بیرون رفتن پادشاهی از دست ایرانیان و انتقال آن به تازیان پرسش کرد . او هم جواب داد:
«بیان گذار فرمان روایی عرب پس از چهل و پنج سال از پادشاهی انوشیروان متولد خواهد شد و مشرق و مغرب را متصرف خواهد گشت » (۲) .
پ . خبر منجمان و کاهنان . خسروپرویز از همه پادشاهان ساسانی به دلیری و تدبیر و دوراندیشی سر بود و هیچ پادشاهی به قدرت و فیروزی به فراهم آوردن مال و گنج و یاری بخت چون او نبود به همین جهت او را پرویز گفتند که به معنی فیروز (پیروز) است (۳) .
همواره جمع زیادی حدود ۳۶۰ نفر از دانایان، کاهنان، اخترشناسان و دانشمندان در دربار وی حضور داشتند و شاه در مهمات امور و رخدادها با آنان به مشورت می نشست . از جمله این دانایان، عربی «سایب » نام بود که پیش گویی می کرد و کمتر به خطا می رفت و «باذان » (فرمانروای ایرانی یمن) او را از یمن فرستاده بود . زمانی که پیامبر مبعوث گردید، صبحگاهان، ایوان کسری از میان شکافته شد بی آن که سنگینی بر آن افتاده باشد و سد دجله فرو ریخت .
خسرو چون این امور را مشاهده نمود، گفت: کاخ ایوانم شکاف برداشت بی آنکه چیزی بر آن سنگینی کند و آب بند دجله فرو رفت . آنگاه کاهنان و ساحران و اخترشناسان را فراخواند و «سایب » در میان ایشان بود و به ایشان گفت نیک در این کار بنگرید که چیست؟ آن گروه بیرون آمدند و در اطراف آسمان نگریستند که اطراف آسمان گرفته بود و زمین تاریک می نمود و در علم خویش فرو مانده بودند و جادوی جادوگران و کاهنی کاهنان و نجوم منجمان به کار نبود . «سایب » شب تاریک را بر تپه ای به سر کرد و ناگاه آذرخشی دید که از سوی حجاز برآمد و خاور زمین را در پوشاند . چون شب را به روز آورد، در زیر پاهای خود بوستانی سرسبز و خرم دید و در میان پیش گوییهای خود گفت: اگر آنچه می بینم راست باشد، بی گمان از حجاز پادشاهی بیرون آید که فرمان او خاور زمین را بپوشاند و زمین چنان برای وی بارور گردد که هرگز برای پادشاهی بارور نشده باشد .
چون کاهنان و اخترشناسان و جادوگران گرد آمدند و قصه بگفتند و «سایب » مشاهداتش را باز گفت، به همدیگر گفتند:
«به خدا سوگند که میان شما با دانشتان جز رویدادی آسمانی جدایی نیفکنده است . او پیامبری است که برانگیخته شده یا خواهد شد و این پادشاهی برخواهد افکند و درهم خواهد شکست، اگر گزارش این رویداد که زوال پادشاهی خسرو است را به وی بگوئید، شما را بکشد» .
تصمیم گرفتند که گزارش درست ندهند . به خسرو چنین گفتند:
«بنیان سد دجله و طاق ایوان شاهی در ساعتی شوم گذاشته شده است، ما برای تو ساعت خوش را خبر دهیم تا عمارت نمایی و سد را دوباره سازی » .
هشت ماه به عمارت گذشت و یک میلیون درهم خرج شد . وقتی سد تمام شد، خسرو روی دیوار آن بساط جشن و شادمانی برقرار ساخت که ناگهان سد شکست و نیمه جان خسرو را بیرون آوردند . سپس خسرو دستور داد صد نفر از کاهنان و جادوگران و اخترشناسان بکشتند و گفت:
«شما را چاق کردم و تقرب و مقرری دادم که مرا بازیچه خود کنید؟» گفتند: «خطا کردیم، اینک حساب دیگر کنیم تا بنای خویش به طالع سعد بنیان کنی » .
هشت ماه دیگر به عمارت گذشت . وقتی کار تمام شد، خسرو دل نگران و مشوش بر اسبی نشست تا از روی سد بگذرد و این بار نیز به ناگهان سد شکست و آب، خسرو را با خود برد . در نفس های آخر، توانستند او را از آب بگیرند . خسرو آن گروه را بخواند که اگر راست نگوئید به خدا همه شما را بکشم . و زیر پای فیل افکنم . گروه کاهنان و جادوگران و اخترشناسان به دروغ خود اعتراف نمودند که «پیغمبری مبعوث شده یا مبعوث شود و بیم داشتیم اگر شاه را از زوال پادشاهی خبر دهیم، ما را بکشی و از مرگ بیزار بودیم لذا بهانه ای برای مهلت جستیم » . خسرو آنان را رها کرد و از ساختن سد روی دجله چشم پوشید (۴) .
(دقت کنید) اخبار و حوادث مهمی چون شکستن طاق کسری و سد دجله و پیشگویی کاهنان و اخترشناسان در مورد آمدن پیامبری از عرب، با توجه به تعداد فراوان کاهنان و اخترشناسان و اعدام صد نفر از آنان، نمی توانست در محدوده قصر سلطنتی باقی بماند و حتما از طریق همین افراد به اطلاع جامعه می رسید و مردم – هرچند به طور محدود و سربسته – متوجه قضایا و اخبار بعثت پیامبری موعود می شدند و این اطلاع می توانست عامل مهمی در گرایش به دین جدید باشد .
ت . ترساندن فرشته; خسرو را . در تواریخ آمده است که هنگام بعثت پیامبر اسلام، فرشته ای چندین بار بر سر خسروپرویز حاضر شده و او را به قبول اسلام انذار داده است . یاران پیامبر از او پرسیدند ای پیامبر خدا، حجت خدای بر خسرو درباره تو چیست؟ فرمود: خداوند فرشته ای بدو فرستاد که دست از دیوار خانه وی برون کرد و نور از آن می درخشید و چون این بدید بترسید و فرشته گفت: «ای خسرو بیم مدار که خدا پیمبری فرستاده و کتابی به او نازل کرده پیرو او شو تا در دنیا و آخرت ایمن باشی » . خسرو گفت: تا ببینیم (به نوشته دینوری، خسروپرویز تا اندازه ای عربی می دانست) (۵) .
خداوند فرشته ای سوی کسری فرستاد و او در خانه ایوان بود که هیچ کس بدان در نمی شد و ناگهان او را دید که بر سرش ایستاده بود و عصایی به دست داشت و این به هنگام روز بود، (در ساعت خواب نیم روز) . فرشته گفت: ای خسرو ایمان بیاور و گرنه (دین و ملک تو بشکند همان گونه که من) این عصا بشکنم . خسرو گفت: «بهل بهل » (۶) و فرشته از پیش وی برفت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
