📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
37دقیقه
38ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 49

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیطان شناسی در قرآن :

مقدّمه

از آن جا که انسان موجودی است ذاتا طالب کمال نهایی و سعادت ابدی و همیشه در اندیشه شناخت کمال ابدی و نهایی و راه های وصول به آن و نیز شناخت موانع نیل به آن و کیفیت برطرف کردن آن هاست و نیز از آن جا که شیطان را یکی از موانع مهم در راه نیل به کمال نهایی خود می داند، همیشه سعی دارد تا این موجود پلید را به خوبی شناخته، راه های مبارزه با او را نیز بشناسد و از این رو، به لحاظ تاریخی، مسأله شیطان و کیفیت خلقت و فلسفه آفرینش او، برنامه های او برای اغوای انسان و دام های گسترده و ابزار و وسایل اغواگری اش، مسأله حزب شیطان و کیفیت مبارزه با آن و مسائل دیگری از این قبیل همزاد انسان است. همیشه و در هر جا سخن از شیطان بوده، سؤالات متعددی نیز درباره او مطرح می شده است.

آفرینش شیطان

از آیات متعدد قرآن استفاده می شود که ماده اولیه شیطان(۱) «آتش» بوده است؛ مثلاً، در آیه ای می فرماید: «و اذقلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابلیس کانَ من الجنّ ففسق عن امر ربّه.» (کهف:۵)

چنان که ملاحظه می شود، این آیه شریفه، ابلیس را از جن می داند. ابلیس اسم خاص همان شیطانی است که اغواگر حضرت آدم بود و خدای تعالی در قرآن گاهی با عنوان «ابلیس» و گاهی با عنوان «شیطان» از او تعبیر می کند.(۲)

از سوی دیگر، آیاتی خلقت جن را از آتش می داند: «والجانَّ خلقناه من نار السّموم» (حجر:۲۷)؛ «و خلق الجانّ من مارجٍ من نارٍ» (الرحمن: ۱۵)

خود شیطان هم خلقت خود را از آتش می داند، آن جا که خداوند از او سؤال می کند: چه چیزی مانع سجده کردن تو بر آدم شد، گفت: «انا خیرٌ منه خلقتنی من نارٍ و خلقته من طینٍ.» (ص: ۷۶) در جای دیگر، می گوید: «ءَاسجدُ لمن خلقت طینا» (اسراء:۶۱)

اما این که منظور از «آتش» همین آتش معمولی است یا آتش دیگری شبیه این، از قرآن چیزی به دست نمی آید.

ممکن است گفته شود: اصل معنای جنّ ستر و پوشش است و از این رو، به جنین هم «جنین» گفته می شود؛ چرا که در پوشش رحم مادر قرار دارد و مستور است. جنیان را هم به دلیل مستور بودنشان «جنّ» گویند.

به بهشت و باغ نیز «جنّت» گویند؛ چون تحت پوشش شاخه های درختان است. بر دیوانگی هم به دلیل مستوربودن عقل و شکوفا نبودن آن «جنون» اطلاق می شود.

پس با توجه به آنچه گفته شد، می توان گفت: ملائکه هم جن هستند؛ زیرا مستور از چشمان هستند و به صرف این که قرآن می فرماید: کان من الجنّ ففسق عن امرِ ربّه (کهف: ۵۰) نمی توان به وسیله آن اثبات کرد که ابلیس از فرشتگان نبوده؛ چرا که ممکن است به دلیل مستور بودن فرشتگان، بر ابلیس هم، که از آن ها بوده جن اطلاق شده باشد.

اما چنین برداشتی خلاف ظاهر آیه شریفه است. علاوه بر آن، در هیچ آیه ای واژه «جن» بر ملائکه اطلاق نشده است، بلکه جن در قرآن نام طایفه ای از موجودات مکلّف است که معمولاً در برابر «انس» قرار گرفته؛ مانند: «یا معشر الجنِّ و الانس الَم یأتِکم رسلٌ منکم یقصّون علیکم آیاتی وینذرونکم لقاءَ یومکم هذا»(انعام:۱۳۰)؛

«و ما خلقتُ الجنَّ و الانس الاّ لیعبدون» (ذاریات: ۵۶)؛

«و لقد ذرأنا لجهنم کثیرا من الجنِّ و الانس.» (اعراف: ۱۷۹)

بنا به قول بعضی از مفسّران،(۳) گاهی هم «جن» در برابر فرشتگان قرار گرفته است؛ مانند: «و یومَ نحشرهم جمیعا ثم نقولُ للملائکهِ هؤلاءِ ایّاکم کانوا یعبدون قالوا سبحانک انت ولیُّنا من دونهم بل کانوا یعبدون الجنِّ.» (سبا: ۴۱) از آنچه گفته شد، جواب این سخن هم که «شیطان نخست فرشته بود، ولی پس از امتناع از سجده بر آدم و تمرّد از امر الهی از درگاه احدیت رانده شد و به اضلال و اغوای خلق پرداخت»(۴) نیز روشن می گردد.

آیا ابلیس از فرشتگان بود؟

ممکن است توهّم شود که ابلیس نیز فرشته ای از فرشتگان الهی بوده؛ زیرا در بعضی از آیات مربوط به سجده فرشتگان بر آدم علیه السلام و امتناع ابلیس از سجده بر آن حضرت، فرشتگان مستثنی منه و ابلیس مستثنی قرار گرفته است.(۵) علاوه بر این، ابلیس هم نگفت من از فرشتگان نیستم تا سجده کنم وآنگهی، امام علی علیه السلام می فرماید: «ما کان اللّه سبحانه لیدخل الجنه بشرا بامر اخرجٍ به منها ملکا»(۶)

جواب این توّهم: اولاً، قرآن تصریح دارد که ابلیس از جن است درآن جا که می فرماید: «کان من الجنّ ففسق عن امر ربّه» (کهف: ۵۰)

ثانیا، از آن جا که ابلیس مدت طولانی در بین فرشتگان بود، در زمره آن ها درآمده بود، و این که قرآن می فرماید: «و اذقلنا للملائکهِ اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس» می تواند از همین مقوله باشد.

ثالثا،آفرینش شیطان ازآتش است، اماخلقت فرشتگان از نور.(۷)

رابعا، قرآن تصریح دارد به این که فرشتگان نافرمانی خدا نمی کنند: «لا یعصون اللّه ما امرهم» (تحریم: ۶)؛ «لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون» (انبیاء:۲۶). اما با وجود این، به تصریح قرآن، شیطان از فرمان خدا سرپیچی کرد: «ابی واستبکر و کان من الکافرین» (بقره: ۳۴)؛ «کان من الجنّ ففسق عن امر ربّه» (کهف: ۵۰)؛ «فسجدوا الاّ ابلیس ابی» (طه: ۱۱۶)؛ «الاّ ابلیس ابی ان یکون مع الساجدین» (حجر: ۳۰)؛ «الاّ ابلیس استکبرو کان من الکافرین»(ص:۷۴)؛ «انّ الشیطان کان للرّحمن عصّیا.» (مریم: ۴۴)

خامسا، قرآن شیطان را دارای ذریّه می داند، آن جا که می فرماید: «واذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربّه افتتخذونه و ذرّیّته اولیاء من دونی و هم لکم عدوٌ بئس للظالمین بدلاً.» (کهف: ۵۰) اما چنین چیزی برای فرشتگان ثابت نشده است.

سادسا، قرآن می فرماید: ملائکه برای کسانی که در زمین هستند از درگاه الهی طلب مغفرت و بخشش می کنند: «و الملائکهُ یسبّحون بحمد ربّهم و یستغفرون لمن فی الارض و بالاسحار هم یستغفرون» (ذاریات: ۱۸) و در جای دیگر می فرماید: «الذین یحملون العرش و من حوله یُسبّحون بحمد ربّهم و یؤمنون به و یستغفرون للّذین آمنوا ربّنا وسعت کلّ شی ءٍ و علما فاغفر للّذین تابوا واتّبعوا سبیلک وقهم عذاب الجحیم.» (غافر: ۷) ولی در آیات متعددی، شیطان را دشمن آشکار انسان می داند و انسان را از پی روی او برحذر می دارد: «و انّ الشیطان للانسان عدوٌ مبینٌ» (یوسف: ۵)؛ افتتخذونه و ذرّیّته اولیاء من دونی و هم لکم عدّوٌ.» (کهف: ۵۰)(۸)

فلسفه آفرینش شیطان

چرا خداوند شیطان را آفرید تا هم آدم علیه السلام و هم فرزندان او را فریب داده، اغوا کند؟ اگر خلق نمی کرد، مسلّما هیچ یک از بندگان او معصیت و نافرمانی نمی کردند و به طور کلی، آدمیان از شرّ او در امان بودند. پس چرا او را خلق کرد؟

جواب: اولاً، خداوند شیطان را جبرا شیطان (به عنوان موجودی شریر و موذی) نیافرید؛ بلکه شیطان پس از خلقت آن قدر عبادت خدا را انجام داد که در زمره فرشتگان قرار گرفت. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «واعتبروا بما کان من فعل اللّه بابلیس اذ احبط عمله الطویل و جهده الجهید و قد کان قد عبداللّه سته آلافٍ لا یدری امن سنی الدّنیا امّن سنی الاخره عن کبر ساعهٍ واحدهٍ فمن ذا بعد ابلیس یسلم عن اللّه بمثل معصیته.»(۹)

پس این خود شیطان بودکه بااختیارات خودازامرالهی تخلف کردوازسجده برآدم امتناع نمودوبدین روی،مطرودرحمت الهی شد.(۱۰)

ثانیا، خداوند انسان را در برابر فریب ها و اغواگری های شیطان بی دفاع نگذاشته، بلکه او را به نیروهای عقلانی و وحیانی مسلّح نموده است؛ از یک سو، به وسیله عقل و از سوی دیگر، از طریق وحی از ترفندهای شیطانی آگاهی پیدا کرده است.(۱۱)

ثالثا، وجود شیطان برای انسان به یک لحاظ، نعمت است و نه نقمت؛ چرا که خود وسیله ای برای پیشرفت و تکامل بشری است؛ زیرا اگر انسان با نیروهای مخالف و بازدارنده از صراط مستقیم به مبارزه برخیزد، مسلّما در تربیت روح و روان و تکامل معنوی او تأثیر فوق العاده ای خواهد داشت.

از سوی دیگر، یکی از سنّت های الهی «امتحان» است؛ به این معنا که اراده خدا بر این تعلّق گرفته که همه بندگانش را به انحای گوناگون بیازماید: «احسب النّاسُ ان یترکوا و هم لا یفتنون.» (عنکبوت: ۲)(۱۲) خلقت شیطان هم خود وسیله ای برای آزمایش انسان هاست؛ زیرا انسان با توجه به این مسأله سعی می کند با انواع مکر و حیله های او مبارزه کند و با کمک و استمداد از عقل و وحی الهی، در برابر انواع توطئه ها و برنامه ها و نیرنگ های شیاطین انس و جن مقاومت کند و تسلیم نشود و بدین وسیله به عالی ترین مراتب کمال و سعادت انسانی نایل شود. بله، او می تواند با اختیار خود، اسیر شعارهای شیطانی و مغلوب هواهای نفسانی خویش گشته، به دانی ترین مراتب حیوانی سقوط کند. و معمولاً افراد بی ایمان نسبت به معاد این چنین هستند: «و لتُصغی الیه افئده الّذین لایؤمنون بالاخره و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون.» (انعام:۱۱۳)

آیا انسان در برابر شیطان مجبور است؟

نه تنها انسان با علم حضوری، پی به مختاربودن خود می برد(۱۳) و نه تنها آیات متعددی از قرآن دلالت بر اختیار انسان می کنند،(۱۴) بلکه آیات فراوان دیگری نیز دلالت دارند که انسان در برابر شیطان مسلوب الاختیار نیست، بلکه شیطان از طریق تزیین (آراستن، زیباجلوه دادن)(۱۵)، وسوسه(۱۶)، دعوت(۱۷)، تسویل (فریفتن)(۱۸) استزلال (لغزاندن)(۱۹)، افتنان (به فتنه انداختن)(۲۰) اضلال (گمراه کردن)(۲۱)، ایحاء (القا کردن سخن، وحی کردن، وسوسه کردن)(۲۲) وعده دروغ(۲۳) و مانند آن انسان را به نافرمانی خدا سوق می دهد و این همه، از لوازم شیطنت است. باید توجه داشت که اگر در بعضی از آیات اشاره به سلطه شیطان بر بعضی افراد شده،(۲۴) این سلطه تکوینی نیست و از این رو، شیطان در قیامت، به هنگام رویارویی با پیروان خود می گوید: «انّ اللّه وعدکم وعدالحقّ و وعدتکم فاخلقتکم و ما کان لی علیکم من سلطانٍ الاّ ان دعوتکم فاستجبتم لی فلاتلومونی ولوموا انفسکم و ما انتم بمصرخیّ انّی کفرت بما اشرکتمون من قبل…»(ابراهیم:۲۲)

البته روشن است که سلطه در آیه شریفه، اطلاق دارد و شامل هر نوع سلطه ای می شود، چه سلطه بر ابدان باشد و چه سلطه بر افکار و اندیشه ها.

دعوت شیطانی و تزیین اعمال و تسویل و وسوسه توسط شیطان ممکن است در انسان میل و شوق به گناهان ایجاد کند و انسان هم پس از آن به راحتی تن به معصیت و نافرمانی خدا دهد، ولی این به معنای مسلوب الاختیار کردن انسان نیست ،بلکه او مخیّر است که دل و فکر خود را جایگاه و سنگر شیطان قرار دهد یا جایگاه ذکرالهی. بسیارند کسانی که حاضر نیستند، حتی یک لحظه، قلب خود را جایگاه وساوس شیطانی قرار دهند؛ دل های آن ها لبریز از ایمان به خداست و همیشه بر او توکّل دارند و از این رو، شیطان هم بر آن ها هیچ سلطه ای ندارد: «انّه لیس سلطانه علی الّذین آمنوا و علی ربّهم یتوکلّون» (نحل: ۹۹) او بر بندگان خدا (کسانی که واقعا بنده او هستند) هیچ سیطره ای ندارد، مگر بر پیروان گمراه خود: «انّ عبادی لیس لک علیهم سلطانٌ الاّ من اتّبعک من الغاوین» (حجر:۴۲)

شیاطین انس و جن

بعضی از آیات سخن از شیاطین انس و جن دارند: «و کذلک جعلنا لکلّ نبیٍ عدّوا شیاطین الانس و الجنّ یوحی بعضم الی بعضٍ زخرف القول غرورا و لو شاء ربّک ما فعلوه فذرهم و ما یفترون و لتصغی الیه أفئدهُ الّذین لایؤمنون بالاخره و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون.» (انعام: ۱۱۳)

چنان که از آیه استفاده می شود، شیاطین انس و جن برنامه های اغواگرانه خود را به طور پنهانی، سریع و فریبنده به دیگران القا می کنند و این جاست که در اثر این القاءات دل های افراد بی ایمان به آخرت نسبت به آن ها متمایل گشته، سخنان و برنامه هایی را که ظاهری زیبا و باطنی زشت و کریه دارند، از آنان می پذیرند و به آن دل گرم می شوند و از این طریق، به انواع گناهان شقاوت بار آلوده می شوند: «ولیقترفوا ما هم مقترفون.»

نه تنها شیاطین جن، بلکه شیاطین انس هم برای گم راه کردن مردم برنامه ریزی ها می کنند و از این رو، قرآن به سران منافقان، که از هیچ کوششی برای شکست مسلمانان دریغ نمی کردند، لقب «شیاطین» می دهد: «واذا لقوا الّذین آمنوا قالوا آمّنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انّا معکم انّا نحن مستهزئون» (بقره: ۱۴)

حزب شیطان

از بعضی از آیات استفاده می شود که خدای تعالی به انسان هشدار می دهد که شیطان دشمن شماست، شما هم او را دشمن تلقّی کنید و از پی روی او بپرهیزید که هدفش جز اغوای شما چیزی نیست و او حزب و گروهش را به راه های منحرف دعوت می کند و این جز دوزخ را در پی نخواهد داشت: «انّ الشیطان لکم عدوٌ فاتخذوه عدّوا انّما یدعوا حزبه لیکونوا من اصحاب السّعیر.» (فاطر:۶)

اما در این که منظور از «حزب شیطان» چیست، قرآن خود توضیح می دهد؛ در بعضی از آیات(۲۵)، پس از معرفی منافقان و تبیین بعضی از برنامه ها و توطئه های آن ها مانند طرح دوستی آن ها با غضب شدگان الهی، در مشکلات و گرفتاری ها با مسلمانان نبودن، با سوگند دروغ اعلان وفاداری کردن نسبت به مؤمنان، با سوگند مردم را از راه خدا بازداشتن وعیدهای مکرر به آن ها دادن می فرماید: «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکراللّه اولئک حزب الشیطان الا انّ حزب الشیطان هم الخاسرون.» (مجادله: ۱۹)؛ شیطان بر آنان استیلا پیدا کرده، یاد خدا را از خاطرشان محو نمود. آنان حزب شیطانند. آگاه باشید که حزب شیطان زیان کارانند.

پس در واقع، حزب شیطان دو مشخصه بارز دارند: یکی سلطه شیطان بر آن ها و دیگری فراموش کردن خدا. دو مشخصه ای که هر یک از آن ها به تنهایی می تواند تباه کننده سعادت دنیوی و اخروی انسان باشد و از همین طریق شیطان برنامه های خود را اجرا می کند.

امام علی علیه السلام می فرماید: «الا و انّ الشیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله..»(۲۶)؛ آگاه باشید که شیطان حزب خود را جمع آوری کرده وسواره ها وپیاده های(لشکر)خویش رافراخوانده است.

مرحوم علّامه جعفری در ذیل کلمات گران سنگ مزبور می گوید: «مسلّم است که حزبی به نام «حزب شیطان» با علامت مخصوص یا لباس مشخص در هیچ نقطه ای از تاریخ بشری نمودار نگشته است. ما با هر حزبی که در تاریخ روبه رو می شویم، با یکی از صفات جالب، که مفهوم آرمانی انسانی دارد، خود را مشخص کرده است، مانند حزب عدالت، حزب آزادی، حزب ترقی خواهان و غیره… بنابراین، مقصود از «حزب شیطان» یک حزب رسمی با یک برنامه معیّن و هدف مشخص شیطانی نیست، بلکه بنا به قاعده اصلی:

ناریان مر ناریان را طالبند

نوریان مر نوریان را جاذبند

منظور گردهمایی و تشکّل افراد و گردهمایی از انسان نماهاست که هوا و هوس ها و خودکامگی ها… و مقام پرستی و تورم «خود طبیعی» آنان را با یکدیگر متشکّل ساخته، همداستان و همرزم و هم پیاله نموده است. این گونه تشکّل، که امیرالمؤمنین علیه السلام آن را «حزب شیطان» می نامد، از نظر ماهیت و نتیجه، پست تر و وقیح تر از تشکّل حیوانات درنده می باشد؛ زیرا درندگان هر اندازه و به هر کیفیتی هم که متشکّل گردند، نمی توانند به فعالیت های وسیع تر و عمیق تر از محدوده غرایز معیّن خود بپردازند؛ مثلاً، تشکّل ببرها هرگز نمی تواند تحوّل پلید در گروه ببرها یا دیگر جانداران به وجود بیاورد، در صورتی که حزب شیطان، که از افراد انسانی تشکیل می یابد، دارای نیروها و استعدادهایی است که به وسیله آن ها می توانند ارزش ها را نابود کنند، تحوّلات قهقرایی ایجاد کنند، اگر موقعیت ایجاب کند راه هایی را که به پوچی حیات منتهی می گردد پیش پای مردم بگسترانند. حزب شیطانی مختصات دیگری هم دارد؛ از آن جمله می تواند از مفاهیم عالی انسانی مانند علم، تکامل، عدالت، وطن، آزادی، سوءاستفاده نموده با تحریک ابعاد آرمان جویی در انسان ها آنان را تا اعماق تباهی براند.»(۲۷)

بعضی از آیات هم دلالت دارند که شیطان لشکریانی دارد که آن ها را برای اغوای مردم استخدام می کند: «و جنودُ ابلیس اجمعون» (شعرا: ۹۵)؛ «انّه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انّا جعلنا الشیاطین اولیاء للّذین لا یؤمنون» (اعراف: ۲۷)؛ «واذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربّه افتتخّذونه و ذرّیتّه اولیاء من دونی و هم لکم عدوٌ بئس للظالمین بدلاً» (کهف:۵۰)

سخنان امام علی علیه السلام در نهج البلاغه نیز بیانگر این واقعیت است، آن جا که می فرماید: «آنان در زندگی به شیطان اعتماد کردند؛ او را تکیه گاه خویش و ملاک کارشان قرار دادند، او هم آنان را دام خود و وسیله ای برای اضلال دیگران قرار داد و سینه های آن ها را لانه خود ساخت. در درون آن ها تخم های رذالت و پستی گذاشت و جوجه های آن را در دامنشان پرورش داد؛ با چشم آن ها می بیند و با زبان آن ها سخن می گوید و به کمک آن ها بر مرکب اضلال و گم راهی خود سوار شده، کارهای زشت و ناپسند را در نظرشان زیبا جلوه داده است. اینان مانند کسی هستند که عملشان شاهد بر این است که با مساعدت شیطان انجام شده و گفتار باطل را او بر زبانشان جاری کرده است.»(۲۸)

به هر حال، وقتی دل هایی که باید جایگاه یاد و ذکر الهی باشند به لانه شیطان تبدیل شوند، خیالات، وسوسه ها، توهّمات، شک و تردیدها، انکار و تکذیب ها و در نهایت توطئه ها شروع می شوند؛ کارهایی که در واقع همگی تخم ریزی ها و یا جوجه های شیطانی هستند. آن گاه چنین افرادی خود وسیله ای برای شیطان در جهت صیدکردن و اضلال کردن می شوند؛ چشمان آن ها چشمان شیطانی و زبان هایشان زبان های شیطانی خواهد بود، به طوری که همه کلماتشان سخنان شیطان است. آری، افرادی این چنینی همان حزب و جمعیت شیطانی و دست یاران او هستند.

اینان کسانی هستند که قبلاً ویژگی های انسانی داشتند، اما در اثر پذیرش دعوت شیطان و زیر چتر و حزب او درآمدن، از صراط مستقیم الهی منحرف گشته، آن ویژگی های انسانی را از دست دادند و خود به یکی از شیاطین انسی مبدّل گشتند.

حزب اللّه

با توجه به آنچه در مورد حزب شیطان و آیات مربوط به آن گفته شد، تذکر این نکته لازم است که از منظر قرآن، حزب دیگری نیز وجود دارد که در برابر حزب شیطان قرار دارد و آن «حزب اللّه» است. اما در این که منظور از «حزب اللّه» چیست، قرآن ویژگی های افراد تحت پوشش این حزب را چنین بیان می دارد:

«لا تجد قوما یؤمنون باللّه و الیوم الآخر یوادّون من حادّاللّه و رسوله ولو کان آباؤهم او ابناؤهم او اخوانهم او عشیرتهم اولئک کتب فی قلوبهم الایمان و ایدّهم بروحٍ منه و یدخلهم جناتٍ تجری من تحتها الانهار خالدین فیها رضی اللّه عنه و رضوا عنه اولئک حزب الله الا انّ حزب اللّه هم المفلحون.» (مجادله:۱۲)

ملاحظه می شود که قرآن می فرماید: گروهی را نمی یابی که ایمان به خدا و آخرت داشته باشند، اما با دشمنان خدا و رسولش سازگار و دوست باشند (مؤمن به خدا و آخرت هرگز با دشمن خدا و رسول او طرح دوستی نمی افکند)، حتی اگر آن ها پدران یا فرزندان یا برادران یا فامیلشان باشند.(۲۹) خداوند در دل آنان ایمان را نوشته است و آن ها را به وسیله روحی که از جانب خودش می باشد تأیید کرده، آنان را به بهشت هایی که از زیر (درختان آن ها) جوی هایی روان است، داخل می کند و در آن جا جاودان خواهند بود. آن ها از خدا خشنودند و خدا هم از آنان خشنود. (مسلّما این بزرگ ترین پاداش محبّ است که محبوبش نسبت به او اظهار رضایت نماید؛ نعمتی که ارزش آن از همه بهشت و نعمت های آن بالاتر است.)

آن گاه خداوند متعال در پایان آیه شریفه این جمعیت (و افرادی که دارای چنین خصایصی هستند) را «حزب اللّه» اعلان می کند و می فرماید: آگاه باشید که آنان حزب اللّه هستند و آن هایند که اهل فلاح و رستگاری اند.

آیه ای دیگر «حزب الله» را کسانی می داند که پیرو خدا و رسول او و در خط ولایت باشند: «انّما ولیُّکم الله و رسوله و الّذین آمنوا الذین یقیمون الصّلوهَ و یؤتون الزّکوه و هم راکعون و من یتولَّ اللّه و رسوله والّذین آمنوا فانّ حزب الله هم الغالبون.» (مائده: ۵۵۵۶)

از مجموع آیات مربوط به حزب اللّه، استفاده می شود که آن ها:

۱. کوچک ترین سازش و دوستی با دشمنان خدا ندارند؛

۲. دل هایی سرشار از ایمان دارند؛

۳. مورد تأییدات الهی هستند؛

۴. پاداش آن ها بهشت است؛

۵. هم مورد رضایت الهی هستند و هم آن ها از خدا راضی می باشند؛

۶. آن ها رستگاران و اهل فلاح هستند؛

۷. فقط پیرو خدا و رسول خدا و در خط ولایت هستند؛

۸. آن ها پیروز خواهند بود (و این وعده ای است قرآنی و الهی).

دام ها و برنامه های شیطان

پس از آن که ابلیس مأمور سجده بر آدم شد و به سبب کبر و غروری که داشت از سجده بر او ابا کرد، به خدای متعال گفت: اگر تا قیامت مرا زنده بگذاری، همه فرزندان او جز عدّه کمی را گم راه کرده و آن ها را از راه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.