خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دنیاگرایی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دنیاگرایی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هوس مداری و خودبینی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هوس مداری و خودبینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
19دقیقه
22ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 55

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان با 91 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کمینگاههای شیطان :

صف آرایی در برابر شیطان

قرآن کریم که عهده دار تزکیه روح و تهذیب جان آدمی است، شیطان را به عنوان دشمن سعادت انسان معرفی کرده، دستور مراقبت و هوشیاری در برابر کید و مکر او داده، ما را به مبارزه ای همه جانبه با او فراخوانده است:

«إن الشیطان للإنسان عدو مبین» (۱)

«و لا تتبعوا خطوات الشیطان إنه لکم عدو مبین» (۲)

«افتتخذونه و ذریته أولیاء من دونی و هم لکم عدو» (۳)

«إن الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا» (۴).

قرآن کریم در آیات فراوانی گونه های مختلف اغواء، فریبکاری، کید و مکر شیطان را تبیین و راه حضور در مصاف دشمن قسم خورده بشر را به او نموده است.

در بیانات نورانی امیرالمؤمنین ( علیه السلام) نیز آمده است:

«صافوا الشیطان بالمجاهده و اغلبوه بالمخالفه تزکو أنفسکم و تعلو عند الله درجاتکم» (۵)

در برابر شیطان که مانع و رهزن سیر آدمی به سوی خداست، صف آرایی کنید و با همه ساز و برگ نظامی خود به جنگ او بروید. اگر چنین کردید، جان شما تزکیه می شود و درجات شما بالا می رود.

مشکل ما این است که ما نه به طور دقیق می دانیم که او چه می طلبد و نه این که اگر بدانیم، توان مخالفت با او را داریم، ولی او روانشناس ماهری است که می داند ما چه می طلبیم. از این رو حرامها و زشتها را به صورت همان مطلوب، در برابر ما تزیین می کند و به ما ارائه می دهد و ما هم آن را حق می یابیم و به آن عمل می کنیم.

شیطان ابتدا، «مسول» است و سپس اماره به سوء. اول به عنوان دستیار، کمک می کند و پیشنهاد می دهد؛ یعنی زشت را زیبا و زیبا را زشت جلوه می دهد و وقتی انسان را اسیر کرد، فرمان می دهد و آنگاه انسان، دانسته و از روی عمد گناه می کند؛ یعنی می داند این کار بد است، اما چون به دام شیطان افتاده و مبتلا شده است آن را انجام می دهد. بنابراین، در مقابل شیطان باید با تمام نیرو صف آرایی کرد و در این مصاف، خدا، وحی، فرشتگان و عقل، معین و ناصر انسان هستند و در این صورت یعنی با اعانت و نصرت خدا و اولیای او، اگر انسان ببازد، جای تعجب است.

حضرت سجاد (علیه السلام) می فرمود:

اگر کسی هلاک شود، جای تعجب است. خدایی که این همه مهربان است که یک گناه را یک کیفر می دهد ولی یک ثواب را ده برابر پاداش می دهد، در این صورت،

«ویل لمن غلبت آحاده أعشاره… فنعوذ بالله ممن یرتکب فی یوم واحد عشر سیئات و لا تکون له حسنه واحده فتغلب حسناته سیئاته» (۶)

وای به حال کسی که یکیهای او بر دههای او غالب شود!

هیچ کس نمی تواند بگوید من کاری به مسائل اخلاقی ندارم. برخی حکیمان سخن بسیار عمیقی در باره برخی مسائل فلسفی دارند، که در باره مسائل اخلاقی نیز جاری است. آنان می گویند : «بعضی می گویند: ما با مسائل فلسفی کاری نداریم، ولی باید به آنان یاد آور شد که گرچه شما با آن مسائل کاری ندارید ولی آنها با شما کار دارند» . در مسائل اخلاقی نیز چنین است؛ ممکن نیست در خاطرات و اوصاف نفسانی ما فرشته یا شیطان، نفوذ نداشته باشند. آن سرمایه اولیه، یعنی

«فألهمها فجورها وتقویها» (۷)

که الهامات الهی است، درنهان ونهاد هرکسی ذخیره شده و فرشته ها و انبیا می کوشند آن را شکوفا کنند:

«و یثیروا لهم دفائن العقول» (۸).

نقش انبیا و فرشتگان، شناسایی گنجهای معدنی دل و عرضه به بازار معرفت و معدلت است و کار شیاطین دفن کردن آنهاست:

«و قد خاب من دسیها» (۹).

اعتقاد به جدایی دین از سیاست، آتش بس مظلومانه و یک طرفه افراد ناآگاه، منزوی و یا رفاه طلب است؛ زیرا سیاستمداران یا سیاست بازان قهار نمی گویند: سیاست از دین، جداست . آنها همه امور را در کام خود می کشند و حتی دین را به سود خود تفسیر می کنند.

در هر صورت اگر شما با شیطان کاری نداشته باشید، او با شما کار دارد و طولی نمی کشد که شما را می رباید و تصاحب می کند. در مسائل علمی نیز بعضی می گویند: ما کاری با معارف الهی، فلسفه و عرفان نداریم و به همان ایمان سنتی اکتفا می کنیم، که باید گفت: گرچه شما با شبهات، کاری ندارید، ولی آنها با شما کار دارند. شما چه بخواهید یا نخواهید در درون جانتان سؤالی پدید می آید، ممکن است سخنی نگویید ولی آن شبهات، شما را جذب می کند و آگاهانه یا ناآگاهانه بر اساس آنها می اندیشید.

پس چاره ای جز این نیست که انسان در معارف دین، بنیان مرصوصی داشته باشد و در فضایل اخلاقی نیز سدی بسازد که نفوذ در آن میسور کسی نباشد:

«و ما استطاعوا له نقبا» (۱۰)

دیوار فلزی که «ذوالقرنین» برای صیانت از یأجوج و مأجوج ساخت، به قدری مستحکم و مرتفع بود که نه کسی می توانست بر بالای آن برود ونه از میان آن، نقبی بزند. ما هم ناچاریم بنیان مرصوصی در نهان خود بنا کنیم که شیطان از هیچ طرف به آن راه نیابد.

خداوند برای این که انسان را درست بپروراند و او را به «کون جامع» برساندوشامل همه «حضرات» کند، گذشته از «تعبد» او را به «تعقل» و «شهود» رهبری می کند. تعبد آن است که انسان در مقام عمل، بنده خدا باشدوکارهای خود را براساس وحی الهی انجام دهد. تعقل نیز آن است که انسان درمقام فکر و اندیشه، معارف الهی را با برهان تحلیل کند و با یقین بفهمدوبپذیردو شهود بدین معناست که حقایق جهان ربوبی و خلقی را آن گونه که هست، با دل و بدون وساطت لفظ و مفهوم و دلیل مفهومی و بدون استمداداز پای چوبین استدلال مشاهده کند. قرآن کریم، این سه راه را فراسوی انسان نصب کرده است و شیطان راهزن در همه این مقاطع سه گانه در کمین انسان است:

نخست در بخش عبادات و «حوزه تعبد» ، در کمین است تا انسان را از تعبد خارج سازد و انسان اعمالش را بر اساس وحی انجام ندهد، بلکه به میل خود عمل کند.

دومین مقطع راهزنی شیطان، «حوزه تعقل» است. او کاری می کند تا انسان در هنگام اقامه برهان و دلیل به دام مغالطه بیفتد. این که انسان برهان نما را به جای دلیل و برهان واقعی می نشاند، بر اثر رهزنی شیطان است که در محدوده اندیشه متفکر راه پیدا می کند تا او را از تعقل ناب محروم سازد (۱۱).

مقطع سوم و نهایی، رهزنی در «مقام شهود» است تا انسان واقع را آن طور که هست نبیند یا چنین راهی را انکار کند یا بر اثر سختی آن بعد از قبول از اصل راه، آن را طی نکند.

ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) درباره معارف الهی، به ویژه بخش توحیدی فرمود:

«و أنا علی ذلکم من الشاهدین» (۱۲)

من از شاهدانم؛ یعنی نه تنها در مسائل دینی عابد و عاقلم، که در جهان بینی نیز عارف و شاهدم و ملکوت اشیا را به ارایه الهی می بینم.

این سه مقطع، گرچه ترتیب آن به صورت «تعبد» و «تعقل» و «شهود» ذکر گردید، ولی واقعیت آن است که نخست شهود و آنگاه اندیشه و بعد عمل قرار دارد؛ زیرا انسان با سرمایه شهود، خلق شده و خدای سبحان، قلب انسان را بینا و بیدار آفریده است. از این رو در بعضی از احادیث آمده است که خداوند سبحان به موسای کلیم (سلام الله علیه) فرمود: بهترین کار نزد من دوست داشتن کودکان و نوجوانان است؛ زیرا آنان بر فطرت توحیدی باقی هستند و هنوز فطرتشان آلوده نشده است:

«قال موسی بن عمران: یا رب أی الأعمال أفضل عندک؟ فقال: حب الأطفال فإن فطرتهم علی توحیدی ..» . (۱۳).

به هر تقدیر، در نهان و نهاد آدمی، چشمی هست که حق را می بیند و دلی که گرایش به حق پیدا می کند. اولین کار شیطان، این است که با غبار دنیا دوستی، آن چشم نهادینه الهی را نابینا می کند. او نخست، انسان را «احول» ، بعد «اعور» و آنگاه «اعمی» می سازد، گاهی انسان یک چیز را دو چیز می بیند یا آن را منحرف می نگرد و گاهی هم به جایی می رسد که اصلا چیزی را نمی بیند.

وقتی شیطان، شهود واقعیت را از انسان گرفت، با الفاظ و مفاهیم مأنوس می شود و پیداست که مفهوم توان ارایه عین واقع را، که منزه از هرگونه صورت است، ندارد. خدا صورت و ماهیتی ندارد تا با علم حصولی در جان کسی ظهور کند. وقتی علم شهودی خدا در جان کسی ظهور نکند، سراسر جهان بدون

«نور السموات و الارض» (۱۴)

دیده خواهد شد و قهرا انسان اشتباه می بیند و اشتباه می کند و به بیراهه می رود.

هنگامی که اولین هدف شیطان، که کور کردن چشم دل است، حاصل شود، در کمین عقل او می نشیند تا عقل را نیز در مسائل برهانی به دام مغالطه بیندازد تا حتی مفهوم صحیح را نیز درک نکند. وقتی در بخش تعقل، شیطان موفق شود انسان را به دام توهم و تخیل بیندازد و به تعبیر قرآن کریم، انسان آلوده را «مختال» یعنی خیال زده کند، آنگاه در مقام عمل و عبادت او کاملا نفوذ می کند. چنین انسانی یا اصلا عبادت نمی کند یا عبادت او ریاکارانه، منافقانه و سودجویانه خواهد بود.

تعبیر قرآن کریم از این مقاطع گوناگون این است که شیطان صریحا گفت:

«لأقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لأتینهم من بین أیدیهم و من خلفهم و عن أیمانهم و عن شمائلهم» (۱۵)

من بر سر راه راست می نشینم و انسانها را از جلو می رانم و از پشت تعقیب می کنم و از طرف راست و چپ گرفتارشان می سازم (۱۶).

منظور از جلو، پشت سر، طرف راست و طرف چپ، جهات چهارگانه جغرافیایی نیست. زیرا حوزه وسوسه که کار شیطان است، دل آدمی است و دل نیز از اقلیم جغرافیایی منزه است.

شیطان از راه القائات باطل، گاهی انسان را از آینده می ترساند، گاهی نسبت به گذشته اندوهگین می کند و گاهی از جهت «یمین» و قوتش و گاهی از جهت «شمال» و ضعفش، وی را می فریبد.

کسی که مقام و منزلتی در جامعه پیدا کند، که نقطه قوت اوست، شیطان از همین راه او را می گیرد. از این رو، چنین شخصی از مقام و جاه خویش، سوء استفاده می کند در حالی که مقتدرتر از او به کمترین جرم و در کوتاهترین مدت به روز سیاه مبتلا شده است. قوت هیچ کسی نباید وسیله غرور او را فراهم کند. چون قوت، تنها از ناحیه خداست و انسان، امین قدرت حق است و امین نباید در امانت خود خیانت کند.

ذات اقدس خداوند در قرآن کریم می فرماید:

«و ما بلغوا معشار ما اتیناهم» (۱۷)

ما از کسانی انتقام گرفتیم وآنان را به گور بردیم که سرمایه داران و مقتدران کنونی حجاز، یک دهم قدرت آنان را ندارند. بنابراین، آنان باید با تاریخ و سیره آشنا شوند و از فضای بسته، بیرون بیایند و محدوده باز تاریخ را بنگرند و ببینند چه مقتدرانی بودند و به چه روز سیاهی افتاده اند.

گاهی شیطان، انسان را از نقطه ضعف او می گیرد؛ مثلا می گوید: تو که ضعیف هستی چرا امر به معروف و نهی از منکر می کنی؟ در حالی که انسان وقتی در مسیرحق قرار گیرد، هیچ ضعفی ندارد؛ زیرا باقدرت لایزال الهی مرتبط است و چنین قدرتی پشتوانه اوست. شیطان حتی در خواب هم انسان را رها نمی کند. خوابهای باطل شیطانی، و دیدن

«أضغاث أحلام» (۱۸)

بر اثر نفوذ و شیطنت شیطان است.

آزادی شیطانی

برای صیانت از گزند این راهزنی که از هر راه می آید، ذات اقدس خداوند ما را راهنمایی کرده و فرموده است: همه شئون آنچه از طرف خداست، حق است و آنچه از طرف شیطان است باطل . نور، هرگز پیام دروغ نمی دهد و بر هر جا بتابد آن را روشن می کند، اما ظلمت و تاریکی، همواره با اشتباه، همراه است.

خدای سبحان چون

«نور السموات و الارض»

است، هر چیزی را به جای خود و آن گونه که هست. ارائه می کند؛ اما شیطان، هر چیزی را وارونه نشان می دهد و در همه امور به انسان دروغ می گوید، چون تیرگی و تاریکی است. خدا به انسان می گوید: مرا بپرستید و درست می گوید و راهها را هم، نشان می دهد؛ اما شیطان به انسان می گوید: آزاد باشید و کسی را نپرستید! او دروغ می گوید. چون انسانی که هوا پرست است، از شیطان تبعیت می کند و به حرف او گوش می دهد.

بنابراین، شیطان رهایی و بی بندوباری پلید را به نام آزادی پاک تلقین می کند و در همین پیام نیز دروغ می گوید؛ زیرا مخفیانه می خواهد انسان را بنده خود قرار دهد و گروهی نیز بندگی وی را پذیرفته، تحت ولایت شیطانند:

«و الذین کفروا أولیائهم الطاغوت» (۱۹)

«کتب علیه أنه من تولاه فأنه یضله و یهدیه إلی عذاب السعیر» (۲۰).

خودکامگان، تابع شیطانند و به دستور او حرکت می کنند، ولی شیطان آنها را فریب می دهد و می گوید: شما آزادید و تابع کسی نیستید.

آیا کسی را می شناسیم که نتواند گناه کند؟ از پست ترین حیوانات گرفته تا انسان عادی، به آسانی قادر بر گناه، درنده خویی و زشتی است؛ چون گناه محفوف به شهوتها و لذتهاست :

«و إن النار حفت بالشهوات» (۲۱).

ز این رو قدرت بر ارتکاب گناه کمال نبوده، آلودگی به آن هنر نخواهد بود؛ زیرا کاری که از هر انسان درس خوانده و درس نخوانده و از هر حیوان وحشی و اهلی برمی آید، هنر نیست .

نشانه پیروزی در مصاف با شیطان

امام امیرالمؤمنین ( علیه السلام) می فرماید:

«صافوا الشیطان بالمجاهده و اغلبوه بالمخالفه، تزکو أنفسکم و تعلو عند الله درجاتکم» (۲۲)

راه تشخیص شکست و پیروزی در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخیص پیروزی و شکست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است.

اگر شیطان دستور داد و انسان را به گناهی تحریک کرد و او انجام داد و به جایی که نباید نگاه بکند، نگاه کرد، مالی را که نباید بگیرد، گرفت یا سخنی را که نباید بگوید، گفت و با این که می داند این کار، گناه است با او موافقت کرد و خواسته های او را برآورد، زمینه پیشروی او و شکست خود را فراهم کرده است. اگر کسی دستی به گناه دراز کرد، پایی به جای حرام گشود، و زبانی به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز کرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پیشروی شیطان است، چنانکه لحظه ای که دارد مقاومت می کند، لحظه عقب نشینی شیطان و اسیر کردن وی است، اما وقتی کاملا گناه را ترک می کند لحظه پیروزی او و شکست شیطان است.

شیطان مانند دزدان هراسناک به هنگام حمله آماده فرار است و آن قدر قوی نیست که در هنگام تهاجم، مقاوم باشد:

«إن کید الشیطان کان ضعیفا» (۲۳)

کید شیطان همیشه ضعیف بوده و هست و این اختصاص به زمان معینی ندارد؛ زیرا تعبیر «کان» در این آیه، دلالت بر استمرار می کند. از اول هم شیطان در برابر عقل و وحی الهی ضعیف بود. بنابراین، اگر کسی در جنگ با شیطان شکست بخورد، در حقیقت در جنگ با دشمنی ضعیف شکست خورده و باید خیلی ضعیف النفس باشد تا دشمنی ضعیف او را شکست دهد.

حال اگر دشمن، ضعیف است چرا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.