اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 49
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 85 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نشستها و همایشهای علمی – موضوع: مدرنیزم غالبترین جریان فکری در ایران معاصر (سخنران: دکتر سعید زیباکلام) :
تاریخ: ۲/۱۲/۷۸
(قسمت دوم)
مؤلفه سوم مدرنیسم که در سخنرانی مورخ ۲۵/۱۱/۷۸ در دانشگاه امام صادق «علیه السلام » – واحد خواهران موفق به توضیح در خصوص آن نشدم و اکنون بدان می پردازم، عبارت است ازسکولاریزم یا لائیک اندیشی.
لفظ سکولاریسم و یا لائیسم ماننددیگر الفاظی از این قبیل همچون دموکراسی، لیبرالیسم، محافظه کاری و یاعقل گرایی، ذاتا هیچ نوع بار منفی ندارد; در حالیکه نگرش ما به دواصطلاح «سکولار» و «لائیک » بگونه ای است که شخصی را با این نسبت و صفت تا حد ملحدان و کفار پایین می آوریم.
سکولاریزم یا لائیک اندیشی درساحت فکری – فرهنگی معاصر ایران دوتجلی و ظهور دارد. اول ظهور آشکار وعلنی و دوم ظهور ضمنی، خفی وتلویحی .
در تجلی یا ظهور بین، نگرشهای سکولاریستی به گونه های مختلفی ابرازمی شود; از جمله آنکه می گویند: «دین ازسیاست جداست ». این اعتقاد فقط به یک انسان بی دین اختصاص ندارد; بلکه فرددینداری نیز که تمامی احکام عبادی فردی خویش را بجا می آورد، ممکن است صاحب چنین اعتقادی باشد; یعنی معتقدباشد که حوزه معنویات و دین از حوزه سیاست، اجتماع و اقتصاد مجزاست ; دراین نگرش، دین تنها به تنظیم روابط فرد باخدا – نه فرد با فرد – می پردازد; لذا از حوزه اجتماعی خارج است. از سوی دیگر عدم تنظیم رابطه افراد با یکدیگر، موجب قدرتمندی عده ای در حوزه سیاست وکسب ثروت برای عده ای خاص شده ودین را از این دو حوزه نیز جدا می کند; این درحالی است که همه مکاتب بیشترین بایدها و نبایدها را در حوزه های مزبوردارند.
دومین ظهور بین سکولاریستی عبارت است از اینکه «دین سخنی درباره دنیا ندارد.» این جمله بدان معناست که دین فقط در حوزه آخرت سخن دارد. پس در حوزه تنظیم روابط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی – چون متعلق به دنیاست -حرفی ندارد.
از جمله ظهورات بین دیگر، اندیشه لیبرال – دموکراسی است که در سخنرانی پیش بدان اشاره کردم.
از دیگر ظهورات بین که هم اکنون نیزبسیار مطرح است، آن است که «آزادی دینی » معنی ندارد، و آزادی، آزادی است. این جمله، جمله سخیف و مهملی است.
ابتدا این بخش را مورد بررسی قرارمی دهیم که «آزادی دینی معنی ندارد»! این بدان معناست که دین در واقع راجع به آزادیهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سخن و دعوی ندارد. اما «آزادی، آزادی است » عبارتی خالی و مهمل است; یعنی غلط نیست. مانند آن است که بگوییم «فرش را در خورشت می ریزند» و یا اینکه بگوییم «فرش فرش است » ; این دو جمله با یکدیگر فرق دارند اولی غلط است ودومی خالی یا مهمل است; یعنی با گفتن جمله دوم هیچ نوع شناختی چه درست وچه غلط حاصل نمی شود.
بنابراین با گفتن «آزادی آزادی است »فقط در ذهن شنونده سؤال ایجاد می شودکه بالاخره آزادی چیست؟ و متاسفانه این تلقی کودکانه و خام از آزادی، آن را همانندیک موجود خارجی معرفی می کند که دیده می شود! یعنی «آزادی همانجاست،نگاهش کنید»!!
تجلی دوم در باب سکولاریزم که بدان تجلی ضمنی و تلویحی نیز گویند،عبارت است از اینکه «مصلحت نظام را باعقل بشری تشخیص می دهیم »! این گزاره،از تجلیات بسیار نیرومند لائیک اندیشی است. به دیگر معنا می گوید که به اسلام خیلی ارادت داریم ولی «لطفا بیرون در»!جای اسلام فقط در مسجد و بر سر سجاده است و مصالح و مفاسد را فقط عقل بشرتشخیص می دهد.
از دیگر تجلیات ضمنی، این تفکراست که «آزادی سیاسی، اجتماعی واقتصادی را نه ما بلکه وضع جامعه اقتضامی کند»; یعنی نه اسلام! در یک تحلیل جامعه شناسی، اقتضا و اقتضای جامعه یعنی چه ؟
اقتضاهای جامعه یعنی آنچه جامعه لازم دارد، طلب کند و بپسندد. آیا این استلزام، ملاک و معیار هم دارد یا خیر؟مسلم است که جامعه واحدی همانندایران در دهه ها و سالهای مختلف، اقتضاو خواستهای متعدد و متفاوتی داشته است و این اختلاف اقتضاها در خصوص جوامع مختلف بمراتب بیشتر و بیشتراست.
با نگرش لائیک، ما حدود و ثغور هرمفهومی، از جمله آزادی را تابع خواست مردم و آن را متغیر و متلون کرده ایم. به عبارت دیگر اسلام، خداوند، پیامبران و…راهی را در سعادت و شقاوت شما تعیین نمی کنند و این اهل جامعه یعنی ما هستیم که براساس اقتضا و طلب خودمان حدودو ثغور حوزه های مختلف را تعیین می کنیم، بدون آنکه معیار و میزانی ما رامحدود کند.
از دیگر ظهورات تلویحی سکولاریزم آن است که «اسلام باید با دموکراسی سازگار باشد»; گویی آزادی یک شی ءمشخص است که حدود و ثغور معینی دارد که اسلام باید خویش را به آن سازگارکند. حال آنچه این حدود و ثغور را برای دموکراسی، آزادی و… تعیین می کند،اقتضاهای جامعه است.
در علم ریاضی، وقتی ریاضیدانها درقضیه چند ضلعی ها و دایره ها دچار نقیض شدند، قضایا را به گونه ای تفسیر و توجیه کردند که نقیض را در داخل آن جای دادندیعنی دایره را در داخل چند ضلعی هابردند. مساله ای که امروزه اندیشمندان وروشنفکران ما برای خویش مباح نموده اند، از همین سنخ است که البته این اندیشمندان چاره جو تنها کراواتی هانیستند، بلکه بسیاری از سکولارها ولائیک های ما در میان رجال دینی می باشند; آنان به این مقایسه اعتقاد دارندکه اسلام مفهومی است قابل انقباض وانبساط ; و هرجا ما تلقی خاصی داریم،اسلام می تواند خود را باز نماید تا با آن دچار تناقض نگردد!
از دیگر تجلیات نیرومند لائیک که امروزه نیز در دانشگاههای ما رسوخ کرده،آن است که: «دانشجو باید معترض، نقاد وپرسشگر باشد ; لیکن اعتراض، انتقاد وپرسش باید منطقی باشد». این نظریه دربرخورد اولیه نکات خاصی که منتسب به لائیک اندیشی باشد، ندارد ; مثلا کلماتی چون منطقی، پرسشگر، دانشجو و پرسش و… مشکلی ندارند. اما «معترض باشد» و«منتقد باشد» عباراتی هستند که دعوت به امری خاص می کنند. با این نگرش،عبارت «منطقی باشد» یعنی چه؟ و مابرای اینکه منطقی باشیم، چگونه بایدباشیم؟ «م.ن.ط.ق.ی » به ما شناختی نمی دهد، همانطور که «آ.ز.ا.د. ی » چیزی به ما نمی دهد. اینجاست که همه چیز رادر اختیار خواست شما می گذارند; دراختیار هوی و هوس شما که هرکدام از این الفاظ را چگونه معنا می کنید. هر ضابطه ومقیاسی که برای آن تصور کنید، همان درست و منطقی است !
«دانشجو باید منطقی باشد» چه فایده ای دارد؟ مسلما حتی اگر از طریق علم و اصول منطق پیگیر شویم، نهایت آن چیزی که منطق به ما می رساند آن است که مثلا اگر «الف ب است » دیگرنمی توانیم بگوییم «الف ب نیست »;بنابراین منطق چیز بیشتری نمی گوید، نه راجع به الف و نه راجع به ب، نه راجع به صدقشان و نه راجع به کذبشان، نه می گوید که کدام خوب است و کدام بداست و… و بعبارتی صریحتر منطق هیچ گونه کاشفیتی از واقعیتها،هستی ها و بایستی ها ندارد و الا طبق اصول منطقی ارسطو – که ۳۰۰۰ سال ازعمر آن می گذرد تا کنون باید جمیع حقایق بواسطه این علم مکشوف می گشت.
با این توضیحات دعوت به منطقی بودن در اعتراض، پرسش و انتقاد و… – باوجود آنکه منطق هیچ دعوی معرفتی درباره چیستی و نیستی اشیا، امور،حالات، اقوال، اعمال و احوال نداردچه تاثیری می تواند در عمل داشته باشد؟!
دانشجویان را از جهت داشتن «منطق »به سه دسته می توان تقسیم کرد:
۱- با اطلاعات عمومی: هماننددانشجویان مهندسی، علوم پایه و…منهای دانشجویان الهیات و فلسفه که اطلاعات آنها در حدی است که کتابی خوانده باشند.
۲- با اطلاعات خصوصی،که اطلاعات اجمالی در زمینه منطق دارند; مثلا کتابی در این زمینه خوانده یا واحدهای کمی رادر حد ۲ و ۳ واحد گذرانده اند.
۳- با اطلاعات خصوصی خصوصی:این دسته، کار فلسفی جدی کرده اند وبخوبی می دانند که چنین معجزاتی ازمنطق برنمی آید. این دسته بسیار اندک ونادر هستند.
وقتی معلوم شد که انتقاد، اعتراض وپرسش با پسوند «منطقی بودن » چیزی به دانشجو نمی دهد، لاجرم یک خلا معیاری و میزانی برای دانشجو به وجود می آید که با این خلا از هر چیزی یک تصوری ساخته آنگاه همه چیز را با آن می سنجد ودر قبال هرچیز و هر کس موضعگیری وانتقاد می کند; این در عمل. امادر نظر هم فکر می کنند که منطقی منطقی هستند.
در حالیکه تفکر، انتقاد و اعتراض،بدون داشتن معیار و میزان امکان پذیرنیست. شما باید اندیشه، پندار، معیار ومیزانی داشته باشید تا بتوانید در این عرصه ها وارد شوید، با یک ذهن خالی نمی شود وارد بحث شد. اینجاست که سخیف و تهی بودن دعوت به منطقی بودن، در این عرصه ها آشکار می گردد ودانشجو چون دعوت شده به این تفکرسکولاریستی است، این کار را بدون هیچ معیار و میزانی، اما با تکیه بر مشهورات ومقولات زمانه انجام می دهد که البته این مشهورات و مقبولات توفنده و سیل آسااز سه سرچشمه آبیاری می شوند:
۱- سیانتیزم ۲- سکولاریزم ۳- لیبرال دموکراسی .
مشهورات و مقبولات جامعه ما نیز ازهمین سه منبع – لکن غالبا تحت لوای اسلام و با شال سبز آن – مطرح می شود که البته خطرات مخرب آن در چند دهه آینده عیانتر رخ می نماید و بعبارتی جریان فکری امروز ایران همانا «لیبرالیسم -سیانتیسم – سکولاریزم » است! و آنچه دراین معرکه بزرگ و انقلاب اصلاح نمامظلوم و مهجور است چیزی جز «ماترک رسول الله یعنی قرآن و عترت » نیست.
اما براستی چرا و چگونه این بزرگترین و مهمترین میراث و سرمایه ما دچارمهجوریتی آشکار شده است… .
شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر موضوع: کلام جدید و آفات آن
سخنران: دکتر احد فرامرز قراملکی
تاریخ: ۲۶/۲/۷۹
قبل از وارد شدن به موضوع کلام جدید در ایران، باید به تعریف علم کلام توجه کرد. در این باب دو تلقی وجوددارد:
۱- کلام، دانشی است که به دفاع ازاندیشه دینی برمی خیزد، تعالیم دینی رانظام داده آنها را اثبات می کند و به ردشبهات و اشکالات می پردازد.
۲- کلام مانند فلسفه در جستجوی معرفت نسبت به هستی و خداست،منتهی تحصیل معرفت را بر اساس آموزه های دینی و وحیانی مد نظردارد.
بنده تعریفی از کلام ارائه می دهم که شامل هر دو تلقی فوق بشود; زیرا هم دفاع از اندیشه دینی و هم تحصیل معرفت و برخی مسائل دیگر، همه از شؤون علم کلام است.
ما کلام را دانشی می دانیم که میان وحی(کتاب و سنت) و مخاطبان وحی دردو گستره زمانی و مکانی هویت واسطه ای دارد; یعنی انسانها در سراسرگیتی و در همه عصرها مخاطب وحی هستند و علم کلام به تبیین این رابطه می پردازد و آن را قابل قبول می سازد.
اما کلام جدید نزدیک به صد سال است که در کشور ما مطرح شده است.
دراینکه کلام جدید چیست، سه دیدگاه عمده وجود دارد:
۱- کلام جدید چیزی نیست جزیکسری مسائل کلامی که بتازگی مطرح شده است; مثل مساله قرآن و نظریه داروین، پلورالیسم، سکولاریسم،فمینیسم و… . در این تلقی، صفت «جدید» متعلق به مسائل است که مجازا وتوسعا به کلام اطلاق می شود.
۲- کلام جدید از جهت ماهیت، باکلام قدیم فرق دارد. «کلام » در اینجااشتراک لفظی است. اینها دو علم جدا ازهم هستند. کلام جدید همه چیزش با کلام قدیم فرق دارد.
ما معتقدیم هر دو تلقی و نظریه اشکال دارد. نظریه اول می گوید فقط «مسائل » جدید است ; اما باید گفت این امکان ندارد. چون مساله که جدید شد،روش جدید می خواهد و با خود مبانی وروی آوردهای جدید می آورد و زبان جدید می طلبد.
به نظر ما علم مثل یک اتم نیست مثل یک مولکول است; مثل چند ضلعی است که یک ضلعش مساله است; یک ضلع که عوض شود همه اضلاع تغییر می کنند. منطقیان قدیم بخوبی درک کرده بودند که می گفتند علم چیزی نیست جز مسائل. یعنی اگر مساله رد شد، علم هم در همه ابعاد تغییر می کند. اما نظریه دوم که می گوید هویت علم کلام عوض شده است; می پرسیم هویت کلام قبلا چه بوده و الان که عوض شده ماهیتش چیست؟می گویند هویت کلام قدیم «دفاع ازاندیشه دینی » بود و امروزه «عرضه و ارائه اندیشه دینی » است ; در پاسخ می گوییم دفاع و عرضه، «هویت » علم کلام نیست،بلکه «شان » آن است; نباید مغالطه کرد.آنچه ذاتی کلام و ماهیت آن است،واسطه بودنش بین وحی و انسان درعقاید است. حال، این واسطه بودن گاهی اقتضا می کند شانش دفاع و گاه عرضه وارائه باشد.
۳- ماهیت کلام جدید، همان ماهیت کلام قدیم است. آنچه عوض شده «نظام »معرفتی آن است. باید توجه کرد که در علم سه چیز وجود دارد: مساله،ماهیت، نظام.
کلام «اشعری » و کلام «ماتریدبه » دونظام کلامی اند; تفاوت آن دو در کلام بودنشان یا در مسائل نیست، بلکه در نظام است. نظام کلامی یعنی روشها،روی آوردها به مسائل و خیلی چیزهای دیگر. کلام جدید، نظام نوین کلامی است.به عبارت دیگر هندسه کلام جدید باهندسه کلام قدیم متفاوت است.کلام جدید نظام نوین می خواهد که در روشهاو مقدمات و ادله، توانمند، کارآ و اثربخش باشد تا بتواند عقاید دینی راآموزش دهد یا از آنها دفاع کند.
از لحاظ تاریخی، کلام جدید در کشورما سه دوره دارد:
۱. از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی ۲. دهه اول و دوم انقلاب اسلامی ۳. دهه ای که در آن هستیم
در دوره مشروطه مرزها به روی فرهنگ و سیاست غرب باز شد و عده ای روشنفکر مثل تقی ارانی، مشیرالدوله درجامعه پیدا شدند که غربزده محض وحامل اندیشه های مدرنیته به معنای خاص کلمه بودند و با خود مسائل ومشکلات خاصی همراه آوردند. برخی ازاینها ملحد و ماتریالیست بودند
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
