اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سید محمد باقر شفتی، محتوای خود را در قالب 89 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سید محمد باقر شفتی، محتوای خود را در قالب 89 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل سید محمد باقر شفتی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سید محمد باقر شفتی، کیفیت تضمینشده دارد.
میلاد نور
سید محمد نقی از نوادگان امام موسی بن جعفر علیه السلام بود و راهنمایی دین باوران روستای چرزه (۱) را بر عهده داشت . (۲) خانه گلین این کشاورز نیک نهاد در ۱۱۷۵ ق . با تولد نوزادی ، که محمد باقر نام گرفت (۳)، در نور و شادمانی فرو رفت .
محمد باقر اندک اندک بالید و توانست درس زندگی و کمال از پدر فرا گیرد، بهره گیری از محضر پدر سالها به درازا کشید و حتی پس از هجرت ۱۱۸۲ ق نیز ادامه یافت . در این سال سید محمد نقی همراه خانواده اش رهسپار شفت شد تا خواسته برخی از مومنان آن دیار را اجابت کند و راهنمای آن باشد. (۴)
این هجرت نه تنها برای مردم شفت بلکه برای سید محمد باقر نیز پربار و مبارک بود، او در این شهر از محضر دانشوران بهره گرفته ، سرانجام خود را از آموزشهای آنان بی نیاز احساس کرد و رهسپار عراق شد.
هجرت
در غروب یکی از روزهای سال ۱۱۹۲ ق فرزند تهی دست چرزه به کربلا رسید. (۵) و در جمع شاگردان حضرت سید علی طباطبایی جای رفت . زندگی در حریم سالار شهیدان یک سال به درازا کشید. محمد باقر در این مدت از پژوهشهای پرارزش محقق برجسته شیعه حضرت وحید بهبهانی بهره برد و از حمایتهای پیدا و پنهان استاد گرانقدرش سید علی طباطبایی برخوردار شد. آن گوهر شناس گرانمایه بزودی ارج شاگردی که با کفشهای پاره در درس حضور می یافت باز شناخت و کسی را مامور ساخت تا هر روز دو گرده نان برای ظهر و شام سید شفتی آماده سازد. (۶)
1193 ق سال دومین هجرت علمی دانش پژوه تهیدست شفت بود. او راه نجف پیش گرفت و خود را به امواج خروشان دریای بی پایان علوم ، حضرت سید مهدی طباطبایی بروجردی ، سپرد، دانشور پارسای نجف با نگاه نافذ خویش مروارید یگانه چرزه را باز شناخت و باران عنایتش را بر سر وی فرو بارید. (۷) البته سید محمد باقر تنها به درس آن مرجع پرهیزگار بسنده نکرد و از اندوخته های گرانقدر دیگر دانشوران آن سامان نیز بهره برد. بزرگانی که بی تردید باید حضرت شیخ جعفر کاشف الغطا را در شمار آنان جای داد.
ارمغان نجف
نجف جز معنویت و دانش ارمغان دیگری نیز به سید بخشید. ارمغان گرانبهایی که تا پایان در کنار سید باقی ماند. این هدیه پرارج محمد ابراهیم کلباسی بود. دانشجوی سخت کوش چرزه در محفل درس علامه بحرالعلوم با این دانش پژوه پرهیزگار آشنا شد. (۸) و او را از دار گنجینه اسرار خویش ساخت .
هر چند تاریخ از ثبت گفتگوها و آمد و شدهای این دوستان صمیمی خودداری کرده است اما تنها خاطره بازمانده از آن روزها می تواند نشان دهنده زندگی سید دانشجویان شفت در نجف باشد:
روزی محمد ابراهیم به حجره سید محمد باقر شتافت و با جانگدازترین تصویر سالهای دانش اندوزی اش روبه رو شد. کتابها نیمه باز در کف اتاق پراکنده بود، کوزه آب گوشه ای بر زمین غلتیده ، دوست گرانقدرش چون مردگان بر حصیر کهنه فرو افتاده می نمود.
محمد ابراهیم ، که از شرایط زندگی سید محمد باقر آگاه بود، نیک دریافت که جوانی چون وی جز به سبب گرسنگی چنین ناتوان و زمین گیر نمی شود. پس به بازار شتافته ، غذایی مناسب فراهم آورد و دوست عزیزش را از چنگال مرگ رهایی بخشید.(۹)
زندگی در نجف تا ۱۲۰۴ ق ادامه یافت . (۱۰) در این سال بیماری سید را فرا گرفت و روزانه بغداد ساخت . (۱۱) او چهار ماه در بغداد زیست . در این مدت از درد رهایی یافت . کتاب نفیس
((
الحلیه اللامعه
))
را به رشته نگارش کشید (۱۲) و سرانجام برای بهره گیری از محضر دانشور برجسته سید محسن اعرجی رهسپار کاظمین شد. (۱۳)
جاذبه کاظمیه و استاد شهره اش گوهر چرزه را یک سال در آن دیار ماندگار ساخت . سپس بار سفر بست و در حدود ۱۲۰۵ ق راه ایران پیش گرفت .
محفل کامروایان
قم و حلقه درس محقق وارسته حاج میرزا ابوالقاسم بن ملا محمد گیلانی نخستین منزلگاه سید پرهیزگاران شفت بود. او پس از مدتی توقف و بهره گیری از محضر محقق قمی راه کاشان پیش گرفت ، از محفل استاد نامور آن سامان حضرت ملا مهدی نراقی کامیاب شد و سرانجام در حدود ۱۲۱۶ ق رهسپار اصفهان گردید. (۱۴)
در آسمان اصفهان
سید محمد باقر در حالی که جز یک جلد کتاب و سفره ای نان چیزی همراه نداشت . (۱۵) در مدرسه چهار باغ مسکن گزید ولی بزودی دریافت که محفل درسش سرپرست مدرسه را آزرده خاطر کرده است . بنابراین به مدرسه دیگر کوچید.(۱۶) و بساط تدریس و تحقیق گسترد.
نیلوفران آسمانی
در سایه کوششهای وی فقیهان فراوان بالیدند و در آسمان دانش و ایمان به نورافشانی پرداختند، عالمانی چون :
1. شیخ محمد مهدی بن حاج محمد ابراهیم کلباسی
2. میرزا ابوالقاسم بن حاج سید مهدی کاشانی (متوفی : ۱۲۸۱ ق )
3. حاج محمد جعفر آباده ای
4. محمد شفیع جاپلقی (متوفی : ۱۲۸۰ ق )
5. صفر علی لاهیجی
6. ملا صالح برغانی قزوینی
7. ملا جعفر نظر آبادی
8. محمد تنکابنی
9. سید محمد باقر خوانساری
10. سید علی طباطبایی زواره ای (علویجه ای )
و ده ها شاگرد دیگر. (۱۷)
آثار جاودان
هر چند نگارش فهرست شصت عنوانی آثار ستاره تابناک چرزه از حوصله این نوشتار بیرون ، ولی اشاره ای گذرا به نام تعدادی از آنها سودمند می نماید:
1. تحفه ابرار المستنبط
(الملتقط) من آثار الائمه الاطهار
2. الزهره البارقه فی احوال المجاز و الحقیقه
3. شرح تهذیب الاصول علامه حلی
4. مطالع الانوار فی شرح شرایع الاسلام
5. رساله ای در مشتق
6. رساله ای در احکام شک و سهو در نماز
7. رساله ای در عدم جواز بقا بر تقلید مجتهدمیت
8. حواشی بر فروع کافی
9. جوابات المسائل
نخستین اعدام
ستاره تابناک چرزه علاوه بر کارهای علمی به امر به معروف و نهی از منکر نیز بسیار پای بند بود. این پای بندی او را به ارشاد اوباش ، درگیری با آنها و سرانجام زندان کشاند. ساکنان مدرسه خبر دستگیری مجتهد تازه وارد را به امام جمعه رساندند و او با گسیل نماینده ای فقیه غریب سپاهان را از بند رهایی بخشید. (۱۸)
البته زندان هرگز فقیه شفت را پشیمان و اندیشناک نساخت . او به چیزی جز وظیفه نمی اندیشید و همه پیامدهای انجام دادن تکلیف را با آغوش باز می پذیرفت . بنابراین چون از بند دولتیان رهایی یافت به کردار پیشین ادامه داده ، این بار با شنیدن اعتراف مکرر کارگر نانوایی به گناهی که کیفرش مرگ بود بی هیچ هراسی وی را به قتل رساند و در برابر مسوولان امنیتی شهر گفت : این مرد سه بار به گناهی که کیفرش مرگ است اعتراف کرد بنابراین قتلش واجب شد و من خود آن را اجرا کردم .
مقامهای انتظامی از یک سو با خشم بستگان مقتول و از سوی دیگر با ادعای اجتهاد و انجام وظیفه قاتل روبرو شدند پس ناگزیر به فقیه گران پایه شهر سید محمد کربلایی مراجعه کرده ، پرسیدند: آیا سید محمد باقر مجتهد است ؟
پاسخ سید محمد کربلایی ستاره شفت را از بند دوباره رهایی بخشید و جایگاه راستین علمی اش را بر همگان شناساند. پاسخ روشن و کوتاه بود: از من درباره اجتهاد او نپرسید بلکه از وی بپرسید سید محمد مجتهد است یا نه ؟ (۱۹)
پاداش آسمانی
هر چند روزگار دانشور پارسای چرزه به دشواری می گذشت و تهیدستی حتی لحظه ای او را رها نمی ساخت ولی او کسی نبود که تسلیم شود و برای دست یابی به دنیا و نعمتهای آن در سایه ستمگران پایتخت جای گیرد. بنابراین پیشنهاد شاه را رد کرد. از پذیرش امامت مسجد نوبیناد شاه سر باز زد و زیستن در حجره کوچک و تاریک سپاهان را از خانه مجلل و مقام رسمی تهران برتر شمرد. (۲۰)
ناگفته پیداست که پرهیزگاری و دنیا گریزی ستاره چرزه از دید پروردگار پنهان نماند و خداوند خود از گنجهای پایان ناپذیر غیبی ایثار سید را پاداش داد. سرانجام مردم قدر گوهر یگانه شفت را باز شناختند و امامت مسجد حاج طالب را به سپردند. اندکی بعد ساکنان بیدآباد او را به مسجد میرزا باقر دعوت کردند تا اقامه جماعت و ارشاد مردم را بر عهده گیرد.(۲۱)
آنگاه روزهای تهیدستی به پایان رسید و سید فقیهان توانست خانه ای در محله قبله دعا خریداری کند. فقیه آسمان تبار سپاهیان گشوده شدن درهای ثروت و نعمت به روی خویش را هرگز ثمره شایستگی های خود نمی دانست بلکه فروتنانه آن را به نگاههای سپاس آمیز و دعاهای ناشنیدنی سگی رنجور نسبت می داد. او پیوسته می گفت :
روزی وا می ستاندم و برای خرید غذا رهسپار بازار شدم . پس از فراهم کردن جگر، که ارزان ترین کالای قصابی بود. سمت خانه بازگشتم که زوزه سگی خرد مرا از حرکت بازداشت . سگی ناتوان و رنجور در گوشه خرابه افتاده بود و سگانی خرد لبها را بر پستان خشک مادر می سودند. اندوه بر روانم پنجه افکند. بی اختیار جگر را نزدشان نهادم . حیوانات گرسنه بر جگر یورش بردند و آن را خوردند. پس از پایان جگر، مادر نحیف سر به آسمان بلند کرد. از آن پس درهای ثروت بر من گشاده شد. و دارایی ام پیوسته فزونی یافت . (۲۲)
حجه الاسلام
همگام با تحولات اقتصادی ، زندگی سیاسی – اجتماعی سید نزد دستخوش دگرگونیهای بسیار شد. پرهیزگاری ، پای فشاری در اجرای احکام الهی و همراهی پیوسته بزرگانی چون حاج محمد ابراهیم کلباسی و ملا علی نوری اعتبار اجتماعی ستاره نامور حوزه سپاهان را فزونی بخشید و او را به حجه الاسلام شهره ساخت . حاجی کلباسی با آنکه خود مجتهدی بلند آوازه بود همواره سید را گرامی می داشت ، هرگز پیشتر از وی راه نمی رفت و پیوسته مردم را به پیروی از فقیه شفتی فرا می خواند. او بر فراز منبر وعظ می گفت : اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله زندگی خاکی داشت و می خواست کسی را به فرمانداری و داوری شرعی سپاهان گسیل دارد، بی تردید آن فرد سید حجه الاسلام بود.(۲۳)
این گفتار از مجتهد پارسایی که همگان وی را تندیس تقوا می شمردند سید را پیش از پیش شهره ساخته ، بر موقعیت اجتماعی و توان سیاسی اقتصادی اش افزود. اینک او می توانست با خاطری آسوده رسالت آسمانی اش را به انجام رساند و آیین وحی را در همه منطقه حاکم سازد.
در چنین شرایط فتحعلی شاه به اصفهان گام نهاد و سید که دیدار با وی را نمی پسندید سرانجام با کوشش آشنایان به امید کاستن از ستمهای دربار به دیدارش شتافت . او در این ملاقات دردهای مردم را به گوش شاه رسانیده ، وی را به برداشتن مشکلات جامعه فرا خواند. شاه در پایان گفت : از من برای خود چیزی بخواه !
سید پاسخ داد: نیازی ندارم .
ولی فتحعلی خان برخواسته اش پای فشرده و گفتارش را چند بار تکرار کرد. سرانجام سید فرمود: اینک که در این باره پافشاری می کنید تقاضا دارم فرمان دهید نقاره خانه را موقوف سازند.
شاه خاموش مانده ، در شگفتی فرو رفت و پس از خروج به امین الدوله گفت : عجب سیدی است ، از من می خواهد نقاره خانه را که نشانه سلطنت است ، موقوف سازم . (۲۴)
سید سپید دست
مجبوبیت ، قدرت نفوذ سید روز به روز فزون تر می شد او که هنوز طعم تلخ تهیدستی را فراموش نکرده بود دهش پیشه کرد تا هیچ کس از ناداری رنج نبرد. بخشندگی آن بزرگمرد چنان بود که هرگز کسی را به سبب کردار یا باوری خاص از دریای گشاده دستی اش محروم نمی ساخت . بازرگانان ، کشاورزان ، کارگران ، شیعیان و سنیان همه از محبت و بخشش بی پایانش بهره مند می شدند. روزی به یکی از راهبران مذهبی برادران اهل سنت کردستان دوهزار تومان هدیه داد. (۲۵) روزی دیگر، که مصادف با عید غدیر بود، بر منبر فراز آمد انبوه کیسه های طلا و نقره را در برابرش قرار داد، تهیدستان را فرمود کنار یکی از درهای مسجد گرد آیند و یک یک وارد شده ، بهره خویش برگیرند و از در دیگر بیرون روند. بدین ترتیب در حدود یک ساعت همه کیسه ها تهی شد و هیجده هزار تومان زر و سیم به پابرهنگان رسید. (۲۶)
علاوه بر این سرور فقیهان شیعه در حوادث طبیعی مانند سیل ، زلزله و بیماریهای همه گیر پیشقدم می شد و مردم را از باران عنایتهای خویش برخوردار می ساخت . کمکهای مالی وی در وبای اصفهان ، یزد، شیراز و نیز وبا و طاعون گیلان چشمگیر و برون از انتظار دولتیان می نمود.(۲۷)
او همچنین یک مغازه نانوایی و یک قصابی در شهر داشت و حدود هزار نفر از بینوایان اصفهان را حواله داده بود تا روزانه از سهمیه های رایگان نان و گوشت برخوردار شوند.(۲۸)
دهشهای آن رادمرد فرزانه به اندازه ای بود که گروهی آن را نوعی جسارت و بی باکی در مصرف وجوه شرعی شمرده ، وی را به احتیاط فرا می خواندند.
البته سید با همه فروتنی اش در مقابل توانگران مغرور، کرداری ویژه داشت . گاه فرماندار شهر بر او وارد شده ، سلام می کرد و می ایستاد. سید در نهایت بی توجهی به کار خویش پرداخته ، پس از ساعتی به او می نگریست و اجازه نشستن می داد.
سفر سبز
سید در سال ۱۲۳۱ یا ۱۲۳۲ ق همراه گروهی از دانشوران و دین باوران مشتاق از راه دریا رهسپار حجاز شد. (۲۹) گشاده دستی و مناظره های پیروزمندانه وی با دانشمندان مذاهب گوناگون علمای حجاز را سخت تحت تاثیر قرار داد به گونه ای که وی را بزرگ شمردند و میخهایی که او برای مشخص ساختن حدود طواف بر زمین کوفته بود، بی هیچ تردیدی پذیرفتند. (۳۰) او همچنین توفیق یافت فدک را از کارگزاران دولت عثمانی باز ستاند و به سادات حریم خاک نبوی صلی الله علیه و آله سپارد. (۳۱)
داور هوشمند
در سایه تلاشهای آن مرجع بزرگ و ستمدیدگان در تنگنا قرار گرفتند. هر چند شرح همه کوششهای آن فقیه پارسا در هیچ کتابی به رشته نگارش کشیده نشده است . ولی مطالب محدود باقی مانده درباره داوریهای وی می تواند از موقعیت ، هوشمندی و خبرگی اش در هدایت جامعه پرده بر دارد:
زمانی مردی حضور سید فقیهان شیعه رسید و با سندی که به مهر علامه مجلسی ، محقق خوانساری ، آقا جمال خوانساری و دیگر بزرگان در گذشته شیعه آراسته بود، خود را مالک یکی از روستاها خوانده ، صاحبان فعلی اش را غاصب شمرد. سید مدتی در سند نگریست در درستی مهر بزرگان هیچ تردیدی نبود ولی چگونه می شد صاحبان فعلی را غاصب خواند در حالی که آنان زمینهای یاد شده را از پدرانشان به ار
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری