خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بمناسبت ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بمناسبت ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فاجعه خونین کاظمین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فاجعه خونین کاظمین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
27دقیقه
24ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 75

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱) شامل 95 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای شخصیتی شهید مطهری(۱) :

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در ماه صفر سال یازدهم هجری، ندای حق را لبیک گفت و در میان امّت، دو چیز ارزشمند؛ یعنی قرآن و اهل بیت را به یادگار نهاد.

چراغ امامت و ولایت تا سال ۲۶۰ هجری فروزان و روشن بود، و پیشوایان معصوم در شرایط مختلف به دفاع از عقیده و شریعت و در مواردی به تبیین آن دو، برای پیروان خود می پرداختند، ولی پس از آن که آفتاب ولایت در پس ابرهای غیبت نهان گشت، این وظیفه خطیر و سنگین بر عهده علما و دانشمندان نهاده شد که با آگاهی کامل به دفاع از دین بپردازند و خود پیامبر گرامی در حدیثی، از این گروه مدافع یاد کرده و می فرماید:

«یَحملُ هذا الدّین فی کلِ قرنٍ عدول یَنفون عنه تأویلَ المبطلین و تحریفَ الغالین و انتحالَ الجاهلین کما ینفی الکیرُ خبثَ الحدید»(۲).

«(تبلیغ و دفاع) از این دین را در هر برهه ای از زمان، گروهی به دوش می کشند و از چهره دین، تأویل باطل گرایان، و تحریف غالیان، و نحله سازی جاهلان را می زدایند، همچنان که کوره آهنگری ناخالصی های آهن را از آن جدا می سازد».

تدبیر پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله با تقدیر الهی هماهنگ بود و از آغاز غیبت حجت کبری تا به امروز در هر عصر و زمانی، عالمان وارسته در عرصه های مختلف پدیدار شده اند و کمر همّت به میان بسته و با تمام قوا به تبیین دین و دفاع از آن پرداخته اند که ما به عنوان نمونه از برخی یاد می کنیم:

فضل به شاذان، فقیه و متکلّم قرن سوم، که در ۲۶۰ه درگذشته است، در عرصه هدایت مردم از پای ننشست تا آنجا که امام حسن عسگری علیه السلام زبان به ستایش او گشود و هنگامی که یکی از آثار علمی او را مشاهده فرمود، چنین گفت: «أغبط أهل خراسان بمکان فضل بن شاذان و کونه بین أظهرهم(۳)»: «خوشا به حال مردم خراسان که دانشمندی چون فضل بن شاذان در میان آنهاست».

او با امکانات کم، موفق شد ۱۸۰ کتاب بنویسد که بخشی از آنها ردیّه بر اصحاب نحله و دین سازان است که پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله در این بخش فعالیت کرده اند. ترجمه نگاران می گویند: همچنین از آثار اوست: ردّ بر اهل تعطیل، ردّ بر غلات، ردّ بر اصمّ معتزلی، ردّ بر قرامطه، ردّ بر حشویّه، ردّ بر حسن بصری در مسأله تفویض و مانند اینها… .

تنها اثری که از این فقیه بزرگ، فعلاً در اختیار ما است و به زیور طبع آراسته شده، کتاب «ایضاح» است. او در این کتاب بر مسایل فقهی آن چنان استدلال می کند که تو گویی این مرد در این قرون با فقیهان اعصار بعدی زیسته و رشد کرده است.

در قرن چهارم، رجال مبارز و عالمان نویسنده که از حریم اسلام و تشیّع به دفاع برخاسته اند، فزون تر از آنند که در این جان نامی از آنها برده شود، از باب نمونه می توان:

۱. شیخ کلینی(م ۳۲۹ه.ق).

۲. علی بن بابویه (پدر صدوق)(م ۳۲۹ ه.ق).

۳. جعفر بن محمد بن قولویه(۳۶۸ه.ق). مؤلف کتاب «کامل الزیارات» را نام برد.

ولی در این میان، مقام و موقعیت شیخ صدوق(م ۳۸۱ه.ق) به گونه ای دیگر است. او برای گردآوری احادیث به شرق و غرب عالم سفر کرد و توانست احادیث رسول گرامی و ائمه اهل بیت را گرد آورد. در زمان او مسأله غیبت امام زمان(عج)، مسأله روز بود. مخالفان تشیع، شبهاتی را در مجامع پخش نموده و قلوبی را متزلزل کرده بودند. وی درباره غیبت، کتاب ارزشمندی به نام «کمال الدین» تألیف نموده که امروز هم مورد استفاده علما و دانشمندان است. او سبب نگارش این کتاب را چنین می نویسد:

شبی درباره خانواده و فرزندان و برادران و زندگی پرنعمتی که در شهر ری باز گذارده ام اندیشه می کردم به ناگاه خواب بر من غلبه کرد و در خواب دیدم در مکه ام و گرد خانه خدا طواف می کنم و در دور هفتم نزد حجرالأسود آمده ام، آن را می سایم و می بوسم و می گویم: «أمانتی أدّیتُها و میثاقی تعاهدتُه لِتَشهد لی بالموافاه»: «این امانت است که می پردازم و این پیمان من است که بازبینی می کنم تا تو، به وفاداری من گواهی دهی».

در این وقت مولای خودم صاحب الزمان را دیدم که بر در خانه کعبه ایستاده، من دلباخته و پریشان خاطر به او نزدیک شدم. آن حضرت از رخساره من، به فراست خود راز درون را دانست، بر او سلام دادم و به من جواب داد، و فرمود: چرا درباره غیبت کتابی تألیف نمی کنی تا اندوه دلت را ببرد؟ عرض کردم: یابن رسول الله صلی الله علیه و آله درباره غیبت چیزهایی تألیف کرده ام، فرمود: آنها بدین روش نیست که من آن را می خواهم، شما کتابی مستقل درباره غیبت تألیف کن و در آغاز، ذکری از غیبت پیامبران بنما (تا روشن شود که غیبت اولیا یکی از سنت های الهی است). سپس آن حضرت از دیدگانم غایب شد و من از خواب هراسان برخاستم و تا طلوع فجر به دعا و گریه و درددل گذراندم و چون آفتاب طلوع کرد، به نگارش این کتاب (کمال الدین) آغاز نمودم(۴).

با درگذشت صدوق، قرن پنجم آغاز می شود. در این قرن عالمان مبارز و مدافعان حریم شریعت، زیاد به چشم می خورند که سرسلسله آنان شیخ مفید(۳۳۶ – ۴۱۶ه.ق) است که باب مناظره و گفتگو را با تمام فِرَق، باز نمود و در مجلس درس او، عالمانی از فرق موجود در بغداد حاضر می شدند. او در توضیح مفاهیم اسلامی و تبیین مواضع شیعه، به حق بیش از همه کوشش کرد و توانست عقیده شیعه را به صورت منسجم بیان کند که در آن غلو غالیان نباشد و از تنگ نظری قاصران نیز پیراسته باشد.

در مکتب او عالمان قلم به دست و محققان نامدار پرورش یافتند و نام و کتاب های آنان پیوسته در تارک اعصار می درخشد. مانند:

۱. سید رضی موسوی (م ۴۳۶ – ۳۵۹).

۲. سید مرتضی شریف موسوی(م ۴۳۶ – ۳۵۵).

۳. سلاّر بن عبدالعزیز، مؤلف «نقد نقض شافی» که در سال ۴۴۸ه.ق درگذشت. «شافی» نگارش سید مرتضی است و آن را متکلم معروف معتزلی، حسن بصری نقض کرد، سپس سلاّر به امر سید مرتضی نقدی بر آن نوشت.

۴. محمد بن حسن طوسی(م۴۶۰ه.ق) معروف به شیخ طوسی که از مغزهای متفکر و بزرگ شیعه در قرن پنجم بود.

سلسله دفاع از شریعت، قرن به قرن به هم پیوسته و گفتار پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله به وسیله گروهی تحقق پذیرفته است و در همین نیمه قرن چهاردهم که نویسنده، نیمی از آن را به خوبی درک کرده است، شخصیت های عظیمی به پا خاسته و دفاع از دین را بر عهده گرفتند که اسامی برخی از آنان به قرار زیر است:

آیه الله شیخ محمد جواد بلاغی(م ۱۳۵۲).

آیه الله سید محسن امین جبل عاملی(م ۱۳۷۱ه.ق).

آیه الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء(م ۱۳۷۳ه.ق).

آیه الله سید عبدالحسین شرف الدین عاملی(۱۳۷۷ – ۱۲۹۰ه.ق).

آیه الله سید محمد علی شهرستانی(۱۳۹۰ – ۱۳۰۱ه.ق).

آیه الله شیخ عبدالحسین امینی(۱۳۹۰ – ۱۳۲۰ه.ق).

و امثال و نظایر آنان که فرصت برای بازگویی اسامی آنان نیست.

این شخصیت ها و دست پروردگان آنها به شیوه های گوناگون به تبیین دین پرداخته و تیرهای زهرآگین دشمنان را به سوی خود آنان بازگرداندند. سخن درباره مقامات علمی و شیوه های دفاعی آنان، به گونه ای است که برای خود، نگارش رساله جداگانه ای را می طلبد.

هنوز قرن چهاردهم به پایان نرسیده بود که منافقان بی رحم و دور از انسانیّت، درخت تناوری را که سالیان درازی، امت اسلامی را از میوه و سایه خویش بهره مند ساخته بود، از پای درآوردند؛ یعنی عالم بزرگوار، آیه الله شیخ مرتضی مطهری را ناجوانمردانه ترور کردند و جهان اسلام و شیعه را به سوگ نشاندند. شهادت این مرد بزرگ آنچنان دلخراش و دلسوز بود که همه را در غم و اندوه فرو برد و دو استاد او؛ یعنی حضرت امام قدس سره و آیه الله علامه طباطبایی قدس سره بر او اشک ماتم ریختند.

هدف از این مقاله، شرح زندگی خصوصی او نیست که او کی دیده به جهان گشود و کی درگذشت و یا نزد چه کسانی درس آموخت و چه کتاب هایی از خود به یادگار گذاشت؛ بلکه می خواهیم برجستگی ها و ویژگی های شخصیتی و توانمندی های فکری او را ترسیم کنیم و این مطلب در ضمن بیان ویژگی های ده گانه او روشن می شود:

۱. اهتمام به تفکر و ژرف اندیشی

فصل ممیّز انسان از دیگر جانداران، جنبه تفکر و اندیشیدن اوست و اگر می گویند انسان، حیوان ناطق است، مقصود، حیوان متفکر است. مرحوم شهید مطهری در هر مسأله ای که بنای نوشتن و یا سخن گفتن درباره آن داشت، به اندازه کافی می اندیشید و پس از جداکردن سره از ناسره، از مجموع، محتوایی فراهم می آورد که بیانگر حکم عقل و آموزه قرآن و حدیث بود، و لذا به خاطر همین ژرف نگری است که در نوع آثار او، نوآوری در کنار استواری در محتوا به چشم می خورد.

به خاطر دارم که ایشان تعالیق و پاورقی های «اصول فلسفه» را به پایان رسانده بود؛ ولی مباحث مربوط به «حرکت» آن هم «حرکت جوهری» را به تأخیر انداخت. آنگاه که از او پرسیدند: چرا این بخش را به تأخیر انداختید و خود را به شرح اجزای دیگر مشغول کرده اید؟ در پاسخ گفت: تا مطلبی برای من هضم نشود و به خوبی آن را درک نکنم قلم روی کاغذ نمی گذارم. مسایل مربوط به «حرکت جوهری» از مسایل پیچیده ای است که باید درباره آن بیش از این بیندیشم تا بتوانم عرضه کنم.

در دوران حضور خود در درس حضرت امام قدس سره نگارنده مشاهده می کردم که او کمتر سخن می گفت و کمتر اشکال می کرد؛ ولی آنگاه که لب به اشکال و انتقاد از کلام استاد می گشود، قدرت فکری او به حدّی بود که استاد را بر آن می داشت که درباره مطلب او بیندیشد و درصدد حل مشکل شاگرد برآید.

۲. درست اندیشی در تحلیل مسایل

اندیشیدن یکی از موهبت های الهی است؛ ولی بالاتر از آن درست اندیشیدن است. مکتب های فلسفی انحرافی نیز از اندیشه بشری برخاسته اند؛ ولی یکی پس از دیگری عقب نشینی نموده و بی پایگی خود را ثابت می کنند. مهم تر این است که انسان، واقع بینانه فکر کند و در گذاردن نخستین خشت، نقطه بالا را در نظر بگیرد. شهید مطهری در تحلی مسایل فلسفی و اسلامی و استقامت در تفکر و درست چیدن مقدمات، توانمندی خاصی داشت. در مجموع نوشته های او کوچک ترین انحرافی از اصول و مسلّمات اسلام به چشم نمی خورد، البته نمی گویم او معصوم بود و اشتباه نمی کرد، ولی شیوه تفکر او کاملاً عقلانی و اسلامی بود. از احکام فطری و قضایای روشن عقل و مسایل مسلّم اسلامی کوچک ترین دوری نداشت و مقدمات را آن چنان با فکری بلند و اندیشه دینی خاصی می چید که قهرا او را به نتیجه مطلوب که حکم خرد و فطرت و آموزه قرآن و حدیث است، می رساند.

۳. پاسخ گویی به نیازهای فرهنگی روز

شکی نیست که نیازهای بشر، چه مادی و چه معنوی در هر عصری، متغیر و متفاوت است و بشر در مسیر زندگی خود با جریان های مختلف فکری و پرسش های گوناگونی رو به رو می شود. چه بسا مشکلات قرن پیش، از مسایل روشن قرن بعد باشد. عالم وارسته، انسانی است که نیازهای روز را در نظر بگیرد و در آن مسیر قدم بردارد و چیزی بنویسد. مرحوم شهید مطهری از جمله دانشمندانی بود که کتاب را به خاطر رفع نیاز فکری جامعه می نوشت و هریک از کتاب های او نشانه زمینه پرسش و شبهه ای است که در آن روز در جامعه خودنمایی می کرد. آنچه برای او مطرح بود، این بود که کتاب، گرهی از گره های جامعه را بگشاید. خواه این کتاب در سطح بالا باشد، که متفکران بزرگ از آن بهره بگیرند یا در سطح عموم و توده مردم و لذا او در کنار نگارش «اصول فلسفه» به نگارش «داستان راستان» نیز دست زد.

وقتی کتاب «داستان راستان» منتشر شد، برخی از دوستان به او اعتراض کردند که وی با نگارش این کتاب، مقام علمی خود را پایین آورده و خود را در ردیف قصه سرایان و داستان نویسان درآورده است. او در پاسخ گفت: از روزی که دست به قلم برده ام هدفی جز رفع نیازهای جامعه نداشته ام. من احساس کردم که جوانان، خواهان الگو در زندگی هستند و غربیان و غرب زده ها با ساختن الگوهای مصنوعی در فکر و اندیشه جوانان ما تصرف می کنند و برای این کار از روش های جذاب مانند داستان نویسی استفاده می کنند؛ من نیز خواستم از این راه وارد شوم، با این تفاوت که داستان های آنها خیالی و غیر واقعی است و هرگز از مسیر تجربه و آزمون عبور نکرده است؛ ولی داستان هایی که من نوشته ام همگی واقعی است و در مسیر تاریخ از کوره تجربه عبور نموده است و اگر جوانان، خواهان الگوهایی در زندگی هستند، من مقدار زیادی الگو در این کتاب نشان داده ام.

در نظام گذشته، سیاست جهان بر تقویت «ناسیونالیسم» و «ملی گرایی» بود و این اندیشه در همه کشورهای اسلامی به شیوه های متناسب با آن کشور پیاده می شد. ایرانی را به عنصر ایرانیّت، عرب را به عنصر عربیّت دعوت می کردند و هدف این بود که از فرهنگ موجود در دست مسلمانان، عناصر اسلامی را که برای غرب خطرناک است، جدا سازند و دیگر محتویات را که برای غرب خطرناک نیست، حفظ کنند و لذا در تمام این دعوتهایی که به ملی گرایی می شد، نوعی اسلام زدایی به چشم می خورد؛ اسلامی که چهارده قرن، نیاکان ما، در پرورش و بالابردن آن رنج و زحمت را به جان خریدند؛ ولی این نوع ناسیونالیسم چهارده قرنی، در نظر آنان فاقد ارزش است چون مفاهیمی در آن مانند جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، تولّی و تبرّی، نهفته است که برای مسلمانان، عزّت آفرین است و برای دیگران، زیان آور است!.

از این جهت ملّت ها را از این چهارده قرن عبور داده و به پیش از اسلام باز می گرداندند. از این جهت در ایران، آیین زرتشت و نظام شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله را مطرح می کردند در حالی که در عراق، تمدن آشوری و در سوریه تمدن فینیقی و در مصر تمدن قبطیان را به رخ می کشیدند و ملت را به آن توجه می دادند و هدف از این کارها بیگانه کردن ملت ها از هویت اسلامی و حتی ملّی آنها بود.

در نظام پیشین که این نوع تبلیغات، دانشگاه ها و مدارس را بمباران می کرد، شهید مطهری به نوشتن کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» پرداخت و در این کتاب، نکات مثبت ناسیونالیسم را از جنبه های منفی آن جدا کرد و یادآور شد که مدعیان ناسیونالیسم به ترویج جنبه های منفی آن بیشتر توجه دارند و از جنبه های مثبت آن چشم می پوشند.

او در این کتاب به روشنی ثابت نمود که اسلام و ایران، هریک مدیون دیگری است. اسلام، ایرانیان را از بند اسارت شاهنشاهی و آتش پرستی و نظام ستمگر طبقاتی، خرافات باستانی نجات داد و به آنان تفکر توحیدی و عدالت و برابری را به ارمغان آورد و دانش را که در حیطه گروهی از شاهزادگان بود، عمومی ساخت و مفاهیمی را عرضه کرد که هرگز در هیچ دین و آیینی عرضه نشده بود. در مقابل ایرانیان نیز در برابر این نعمت عظیم به ترویج اسلام و تبیین زبان عربی و تدوین علوم اسلامی پرداختند و تمدن اسلامی را به جهان عرضه کردند. از این جا می توان به آن اصل کلی پی برد که مرحوم مطهری، کتاب را برای رفع نیاز می نوشت نه برای معرفی خود.

۴. پناهگاه فکری دانشگاهیان

استاد مطهری در حوزه و دانشگاه با اساتید و دانشجویان و طلاب سر و کار داشت. از شبهاتی که در دانشگاه مطرح می شد، بالأخص اساتید جامعه شناس و روان شناس به تقلید از غربیان مطرح می کردند کاملاً آگاه بود. از این رو اساتید متدیّن و دانشجویان غیور در حل این شبهات، مرحوم مطهری را پناهگاه می دانستند و مشکلات خود را با او در میان می گذاشتند؛ از این جهت چه بسا رساله ای در آن موضوع می نوشت و منتشر می کرد یا به گونه ای سخنرانی می کرد و سرانجام مرهم گذار قلوب جریحه دار جوانان و دینداران می شد.

۵. بردباری و تحمّل دیگران

سیره صالحان و مصلحان جهان این بود که در مقابل آرای مخالفان از خود بردباری نشان می دادند و سخنان آنان را به دقت گوش می کردند تا آنجا که طرف، آخرین نقطه نظرات خود را بیان کند؛ آنگاه با منطق درست به تحلیل گفتار او برخاسته و به هدایت او می پرداختند و هرگز از نخستین لحظه برخورد، اندیشه مخالف را به باد انتقاد نمی گرفتند، و او را از خود دفع نمی کردند. قرآن درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

«فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ و لَوْ کُنْتَ فَظّا غَلیظَ القَلْبِ لانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ….»(۵).

«به برکت رحمت الهی در برابر مردم نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند».

مفضّل بن عمر می گوید: من در کنار روضه پیامبر بودم که ناگهان دیدم: ابن ابی العوجا، سخنان الحادی می گوید و در مرکز توحید دم از کفر می زند. من بر او پرخاش کردم. گفتم: ای دشمن خدا دین خدا را انکار کردی و وجود صانع را نادیده گرفتی، صانعی که تو را به بهترین صورت آفریده است… .

ابن ابی العوجا به من چنین گفت: اگر از اهل کلام و استدلال هستی با تو سخن بگوییم و اگر استدلال تو قوی تر بود از تو پیروی کنیم و اگر از یاران جعفر بن محمد صادق علیه السلام هستی چرا بر ما پرخاش می کنی؟ او سخنان ما را به خوبی می

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.