خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیره امیر المؤمنین (ع) در برابر خوارج
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیره امیر المؤمنین (ع) در برابر خوارج قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قاطعیت و مدارا از دیدگاه امام علی(ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قاطعیت و مدارا از دیدگاه امام علی(ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
18دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 53

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها شامل 118 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها :

مقدمه

یکی از کارامدترین و برترین زمینه های الگوپذیری از حیات جاویدان و زندگی سراسر عزت امام علی علیه السلام، شناخت سیره آن امام همام در برخورد با «غیرخودی ها» – اعم از معاند و غیر معاند – می باشد.بی تردید با اشاعه فرضیه «تساهل و تسامح » و گسترش دامنه تلاش های غیرخودی ها در عرصه های گوناگون اجتماعی – اعم از فرهنگی، سیاسی و اقتصادی – پرداختن به این بخش از سیره امیرمؤمنان علیه السلام ضرورت بیش تری یافته است; زیرا گاه دیده می شود برخی اشخاص و احزاب با استناد به بعضی شیوه های آن بزرگوار در قبال مخالفان و نادیده گیری بخش دیگر، درصدد مشروع سازی بینش خویش در باب تساهل و تسامح می باشند.

ناگفته پیداست که هدف اصلی این افراد و گروه ها این است که از این طریق بتوانند فرهنگ غلط تواضع و تسلیم در قبال دشمنان معاند را توسعه داده و شیوه ناصواب «سازش » ذلت بار با غیرخودی ها را جایگزین اندیشه جاوید «ستیز با استکبار» نمایند.

آنچه می خوانید نیم نگاهی است به فایل پاورپوینت کامل سیره علوی در برخورد با غیر خودی ها:

۱.دشمن شناسی

اساسی ترین شروط موفقیت در عرصه های سیاسی و اجتماعی شناخت دشمن است.در خبری از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده است: «آگاه باشید! عاقل ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پی روی کند و دشمنش را نیز بشناسد و آن گاه نافرمانی اش کند.» (۱)

در جای دیگری می فرمایند: «اگر مردم ده چیز را می شناختند، سعادت دنیا و آخرتشان تامین می شد; یکی از آن ها شناخت ابلیس (دشمن) و یارانش می باشد.» (۲)

از جمله ویژگی های ممتاز و برجسته امام علی علیه السلام، دشمن شناسی است که یکی از شاخه های علوم و معارف آن حضرت به شمار می رود..زیرا ایشان، که «وارث علم انبیای الهی علیه السلام » (۳) ، و «باب علم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله » (۴) می باشند، در آغاز خلافتشان خطاب به مردم می فرمایند: «ای مردم، پیش از آن که مرا در بین خود نیابید، آنچه می خواهید از من بپرسید; زیرا دانش پیشینیان و پسینیان نزد من است.» (۵)

در سال ۳۸ هجری در مسجد کوفه فرمودند: «ای مردم، پیش از آن که مرا نیابید، آنچه می خواهید از من بپرسید، که من راه های آسمان را بهتر از راه های زمین می شناسم.بپرسید پیش از آن که فتنه ها چونان شتری بی صاحب حرکت کنند و مهار خود را پای مال نمایند و مردم رابکوبند و بیازارندو محفل ها را سرگردان کنند.» (۶)

هشدارهای فراوان امیرمؤمنان علیه السلام در قالب خطابه، نامه و کلمات حکمت آمیز در نهج البلاغه و دیگر منابع حدیثی گویای آن است که آن بزرگوار کاملا از حضور منسجم مخالفان معاند در بین خودی ها آگاه بودند.بدین روی، از سویی، می کوشیدند تاخودی ها را از وجود غیرخودی های معاند در بینشان آگاه سازند و به آنان می فرمودند: «ای بندگان خدا، شمارابه ترس از خدا سفارش می کنم و شما را از منافقان می ترسانم; زیرا آنان گم راه و گم راه کننده اند، خطاکار و به خطاکاری تشویق کننده اند، به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند، از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند، برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند، و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند.» (۷)

از سویی دیگر، تلاش می نمودند تا خودی ها را به ضرورت شناخت مخالفان و باطل پیشگان و معاندان حق توجه دهند و به آنان می فرمودند: «بدانید که رشد را در نمی یابید، مگر آن که رشد وانهادگان را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمی زنید، مگر آن که رهاکننده آن را چنان که باید شناخته باشید.» (۸)

گاه امیرمؤمنان علیه السلام از کثرت وجود مخالفان در بین امت اسلامی به درگاه ملکوتی پناه برده، در محضر ربوبی لب بر شکوه گشوده و عرضه می داشتند: «خدایا، دشمنی های پنهان، آشکار و دیگ های کینه درجوش است; خدایا به تو شکایت می کنیم از این که پیامبر صلی الله علیه وآله در میان ما نیست و دشمنان ما فراوان و خواسته های ما پراکنده است.» (۹)

نکته مهم در بحث دشمن شناسی امام علی علیه السلام این است که نه تنها آن بزرگوار از وجود دشمنان موجود مطلع بودند و از شیطنت های آنان خبر می دادند، بلکه در خلال ده ها خطبه، از وجود دشمنان آینده و ستم های ایشان نیز خبر می دادند; از جمله این که پس از حادثه تلخ جنگ نهروان در سال ۳۸ ه.ق فرمودند: «آگاه باشید! ترسناک ترین فتنه ها در نظر من، فتنه بنی امیه بر شماست; فتنه ای کور و ظلمانی که سلطه اش همه جا را فراگرفته و بلای آن دامنگیر نیکوکاران است و…به خدا سوگند، بنی امیه پس از من برای شما زمامداران بدی خواهند بود.آنان چون شتر سرکشی که دست به زمین کوبد و لگد زند و با دندان گاز گیرد و از دوشیدن شیر امتناع ورزد، با شما چنین برخوردی دارند، و از شما کسی باقی نگذارند، جز آن که برای آن ها سودمند باشد…بلای فرزندان امیه بر شما طولانی خواهد ماند; چندان که یاری خواستن شما از ایشان چون یاری خواستن بنده باشد از مولای خویش یا تسلیم شده از پیشوای خود: فتنه های بنی امیه پیاپی با چهره ای زشت و ترس آور و ظلمتی با تاریکی عصر جاهلیت بر شما فرود می آید; نه نور هدایتی در آن پیداست و نه پرچم نجاتی درآن روزگاران به چشم می خورد…»

۲.حفظ هوشیاری و پرهیز از بی تفاوتی

با بررسی سیره سیاسی امیرمؤمنان علیه السلام، به این حقیقت دست می یابیم که غفلت و بی تفاوتی در قبال غیرخودی ها و دشمنان اسلام در قاموس زندگی آن بزرگوار بی معناست.

در متون تاریخی آمده است: آن گاه که در سال ۳۶ هجری، کسانی در مدینه از حضرتش خواستند: تا طلحه و زبیر، خودی های فریب خورده، را تعقیب ننماید و آنان را به حال خود واگذارد، خطاب به ارائه دهندگان این پیشنهاد فرمودند: «به خدا سوگند، من همچون کفتار نیستم که با ضربات ملایم و آرام در برابر لانه اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین اوست غافلگیرش کند. (من غافلگیر نمی شوم.)» (۱۰)

زمانی هم که از طریق نیروهای اطلاعاتی آگاه می شدند که دشمن در نقطه ای خاص، درصدد اجرای توطئه است، با ارسال نامه ای به کارگزار خویش، وی را در جریان نقشه دشمن قرار می دادند: «پس از یاد خدا و درود، همانا مامور اطلاعاتی من در شام (۱۱) به من اطلاع داده است که گروهی از مردم شام برای موسم حج به مکه می آیند; مردمی کوردل، گوش هایشان در شنیدن حق ناشنوا و دیده هایشان نابینا که حق را از راه باطل می جویند و بنده را در نافرمانی از خدا فرمان می برند، دین خود را به دنیا می فروشند و دنیا را به بهای سرای جاودانه نیکان و پرهیزگاران می خرند، در حالی که در نیکی ها، انجام دهنده آن پاداش گیرد و در بدی ها، جز بدکار کیفر نشود.پس در اداره امور خود، هشیارانه و سرسختانه استوار باش; نصیحت دهنده ای عاقل، پیرو حکومت و فرمانبردار امام خود باش! مبادا کاری انجام دهی که به عذرخواهی روی آوری! نه به هنگام نعمت ها، شادمان و نه هنگام مشکلات سست باشی!» (۱۲)

امیرمؤمنان علیه السلام در جهت زدودن فرهنگ بی تفاوتی در قبال دشمن، کسانی را که از همراهی با آن حضرت، در مقابله و ستیز با معاندان کنار کشیده بودند و ایشان را تنها گذاشته بودند مورد ملامت و مذمت قرار داده، می فرمودند: «اینان حق را خوار کرده، باطل را نیز یاری نکردند.» (۱۳)

با تاملی کوتاه در این گونه سخنان حکیمانه امام علی علیه السلام در خواهیم یافت که همگان «خودی » محسوب نمی گردند و طرح مساله «خودی » و «غیرخودی » امری معقول و مشروع می باشد.بنابراین، نباید به بهانه پذیرش فرضیه «تساهل و تسامح » ، فرهنگ بی تفاوتی در قبال غیرخودی های معاند را ترویج کرد و مرزبندی بین آنان و خودی ها را نادیده گرفت و همگان را مساوی و «شهروند» به حساب آورد، امام علی علیه السلام در نفی چنین باورهایی می فرمایند: «کسی که بین ما و دشمن ما فرقی نگذارد، و ما را با آنان مساوی بداند، از ما نیست.» (۱۴)

در خبری آمده است: «شخصی به حضرتش عرض کرد: من، هم با تو هستم و هم با معاویه.آن بزرگوار فرمود: یک چشم تو کور است; یا باید شفا یابی و چشمت را باز کنی و یا آن که کاملا کور شوی.» (۱۵)

در فرازی از نامه امیرمؤمنان علیه السلام به محمدبن ابی بکر آمده است: «امام هدایتگر و زمامدار گم راهی هیچ گاه مساوی نخواهند بود; چنان که دوستان پیامبر صلی الله علیه وآله و دشمنانش برابر نیستند.» (۱۶)

این گونه گفته ها و موضع گیری ها شاهد بر آن است که نباید خودی را با غیرخودی برابر دانست و از کینه توزی دشمنان غافل بود و در قبال توطئه های آنان راه بی تفاوتی در پیش گرفت.بسیاری از حوادث تلخ رخ داده در تاریخ اسلام، معلول بروز خصلت ناپسند غفلت از دشمنان و بی تفاوتی در قبال آنان در بین مسلمانان بوده است.امیرمؤمنان علیه السلام از پیش آمدن چنین وضعیتی بسیار رنج می بردند و در ملامت آن می فرمودند: «به خدا سوگند، شما بد وسیله ای برای افروختن آتش جنگ هستید; شما را فریب می دهند، اما فریب دادن نمی دانید، سرزمین شما را پیاپی می گیرند و شما پروا ندارید، چشم دشمن برای حمله شما خواب ندارد ولی شما در غفلت به سر می برید. به خدا سوگند، شکست برای کسانی است که دست از یاری یکدیگر می کشند. (۱۷)

از جمله امتیازاتی که حضرت برای خود برمی شمارند، حفظ هشیاری کامل در قبال دشمن معاند و عدم غفلت از حیله های وی، و پرهیز از بی تفاوتی در برابر توطئه های اوست; در فرازی از خطبه ای که پس از شکست شورشیان خوارج در سال ۳۸ هجری برای بسیج کردن مردم در مبارزه با شامیان، در نخیله کوفه ایراد نمودند، فرمودند: «اما من، به خدا سوگند، از پای ننشینم و پیش از آن که دشمن فرصت یابد، با شمشیر آب دیده (۱۸) چنان ضربه ای بر پیکر او وارد سازم که ریزه های استخوان سرش را بپراکند و بازوها و قدم هایش جدا گردد و از آن پس خدا هرچه خواهد انجام دهد.» (۱۹)

حضرت پس از حادثه ناگوار نهروان در سال ۳۸ هجری، به ایراد خطبه پرداختند و در بخشی از این خطبه چنین فرمودند: «ای مردم، من بودم که چشم فتنه را کندم و جز من هیچ کس جرات چنین کاری را نداشت، آن گاه که امواج سیاهی بالا گرفت و به آخرین درجه شدت خود رسید.» (۲۰)

گاهی دیده می شد علی بن ابی طالب علیه السلام برای زدودن فرهنگ بی تفاوتی در قبال دشمنان و اثبات مشروعیت شیوه برخورد خویش با مخالفان معاند به ناچار به سیره پیامبر صلی الله علیه وآله استناد ورزیده خطاب به مسلمانان می فرمودند: «پیامبر صلی الله علیه وآله بدون سستی و کوتاهی، رسالت پروردگارش را به انجام رسانید و در راه خدا با دشمنانش بدون عذرتراشی جنگید.» (۲۱)

حاصل آن که حفظ هشیاری کامل در قبال غیرخودی های معاند و پرهیز از هرگونه غفلت در این زمینه، سرلوحه کاری امام علی علیه السلام قرار داشت.اکنون برماست که همواره هشیاری خود را حفظ نموده، هیچ گاه دشمن را کوچک نشماریم; مولی علی علیه السلام می فرمایند: هرگز دشمن را کوچک مشمار، هر چند ضعیف باشد.» (۲۲)

«از دشمن در امان نباش، هرچند از تو سپاس گزاری کند.» (۲۳)

«کسی که از دشمن غفلت کند، حیله ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت.» (۲۴)

۳.مقابله با غیرخودی ها

با بررسی دوران درخشان حیات سیاسی امام علی علیه السلام، به خوبی در می یابیم که آن حضرت در برخورد با غیرخودی ها از شیوه های متنوعی بهره می گرفتند. پیش از پرداختن به این شیوه ها، ذکر چند نکته لازم است:

الف.رعایت تقیدهای دینی در برخورد با دشمنان

امیرمؤمنان علیه السلام نه تنها در امور عبادی مقید به رعایت فرمان الهی بودند، بلکه در سایر عرصه ها و از جمله در عرصه پیکار و مقابله با مخالفان معاند نیز پایبند به دستورالعمل های دینی و آموزه های وحیانی بودند.بدین روی، همواره از اعمال سیاست نیرنگ و فریب پرهیز می نمودند و پیمان شکنی و نیرنگ با دشمن را ناپسند برمی شمردند.خود آن حضرت، یکی از امتیازهای خود را در برابر معاویه در همین موضوع می دانستند و در این باره می فرمودند: «به خدا سوگند، معاویه زیرک تر و سیاستمدارتر از من نیست.اما معاویه حیله گر و جنایت کار است و اگر نیرنگ و پیمان شکنی ناپسند و ناشایسته نبود، من زیرک ترین مردم بودم; ولی هر نیرنگی گناه و هر گناهی نوعی کفر و انکار است.روز رستاخیز در دست هر حیله گری پرچمی است که با آن شناخته می شود.» (۲۵)

با آن که حضرت علی علیه السلام از راهکارهای کارامد منتهی به نیرنگ و فریب آگاه بودند، ولی هیچ گاه در حل مشکلات خود، از آن ها بهره نگرفتند; زیرا فرمان الهی را در این زمینه مانع می دیدند; می فرمودند: «چه بسا شخصی تمام پیشامدهای آینده را می داند و راه های مکر و حیله را می شناسد، ولی امر ونهی پروردگار مانع اوست و با این که قدرت انجام آن را دارد، آن را به روشنی رها می سازد.اما آن که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصت ها برای نیرنگ بازی استفاده می کند.» (۲۶)

متاسفانه برخی اشخاص ناآگاه عدم بهره گیری امام علی علیه السلام از سیاست نیرنگ و فریب را دلیل بر عدم آشنایی آن بزرگوار به سیاست تلقی نموده، غیرمنصفانه به مقایسه آن حضرت با معاویه پرداخته، در سیاست او را سرامد قلمداد نموده اند.

جورج جرداق مسیحی می گوید: «آن ها که می گویند: علی سیاست را نمی شناسد، می خواهند علی همانند معاویه باشد و مثل او عمل کند، در حالی که علی می خواهد علی بن ابی طالب باشد (و به شیوه الهی خود عمل کند.) (۲۷)

به دلیل پای بندی امیرمؤمنان علیه السلام به فرمان الهی در تمام عرصه ها، مشاهده می کنیم که حضرت رعایت اصول اخلاقی و آموزه های دینی را حتی نسبت به سرسخت ترین دشمنان و از جمله نسبت به قاتل خویش، عبدالرحمن بن ملجم، امری لازم شمرده به فرزندان عبدالمطلب توصیه نمودند: «اگر من از ضربت او مردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اعضای او را مبرید.من از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که فرمود: بپرهیزید از بریدن اعضای مرده، هرچند سگ دیوانه ای باشد. » (۲۸)

آن بزرگوار در حین نیایش های خود، در آستانه جنگ با دشمنان، به خداوند عرضه می داشتند: «اگر بر دشمن پیروزمان ساختی، ما را از تجاوز برکنار دار و بر راه حق استوار نما.» (۲۹)

حاصل آن که، حضرت علی علیه السلام در همه عرصه ها از معصیت الهی پرهیز می نمودند و می فرمودند: «سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان (خاری سه شعبه که خوراک شتران و سخت گزنده است) به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سویا آن سو کشیده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم.به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان هاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم بر این که پوست جوی را از مورچه ای ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد.» (۳۰)

عهدنامه حضرت خطاب به مالک اشتر حکایت از آن دارد که امیرمؤمنان علیه السلام وی را از نادیده گیری تقیدهای دینی برحذر داشته، به او هشدار داده اند که نکند برای حل مشکلات خویش با دشمن راه حقه و تزویر و پیمان شکنی را در پیش گیرد. (۳۱)

ب.مرزبندی بین مخالفان فریب خورده و دشمنان اصلی

بی تردید، با توجه به متفاوت بودن موضع گیری ها و عملکردهای دشمنان و مخالفان اسلام و قرآن، نمی توان همه آنان را یکسان دانست، بلکه در یک تقسیم بندی کلی، می توان دشمنان آن حضرت را چنین تقسیم بندی کرد: جمعی از فریب خوردگان بودند; یعنی کسانی که مجذوب ترفندهای دشمن گردیدند و به دلیل دل باختگی به زرق و برق دنیا، فریب خوردند – و نقشی در رهبری توطئه ها و پیکارها نداشتند.اما گروهی دیگر از آنان کسانی بودند که صحنه گردان و آتش برافروزان اصلی عرصه دشمنی بودند.این دو دسته را نباید مساوی دانست و با هر دو گروه به یک شیوه برخورد کرد. (۳۲)

بدین روی امیر مؤمنان علیه السلام هنگام مواجه شدن با کسانی که پس از ماجرای «حکمین » در صفین، در برابر حضرتش جبهه گرفتند و ایستادگی نمودند، خطاب به آنان فرمودند: آیا همه شما در جنگ صفین بودید؟ گفتند: بعضی بودیم و بعضی حضور نداشتیم.فرمود: به دو گروه تقسیم شوید تا مناسب با هر کدام سخن گویم.دو دسته شدند، آن گاه سخنانی طولانی ایراد نمودند. (۳۳)

به دنبال این اقدام امام علی علیه السلام، کارگردانان اصلی توطئه هرچه کوشیدند تا نیروها را حفظ نمایند، موفق نشدند.امام علیه السلام با کسانی که در صفین نبودند شروع به سخن کردند; جریان صفین را تحلیل کردند، آن گاه نیروها فهمیدند که واقعیت چه بوده است، سپس امام منطقه ای را در نظر گرفتند و فرمودند: هر کس که به کوفه برود، در امان است; هر کس به مدائن برود، در امان است; و هر کس به این نقطه برود در امان است.به دنبال این ماجرا، فروه بن نوفل اشجعی رو به طرفدارانش کرد و گفت: «به خدا قسم، نمی دانم برای چه با علی می جنگیم؟ ! من باز می گردم تا برایم روشن شود و آگاهانه وارد شوم; یا بجنگم یا اطاعت کنم.» (۳۴)

ج.ارشاد و هدایت

با تفحص در برخوردهای امام علی علیه السلام با غیر خودی ها به وضوح درمی یابیم که هدف اصلی آن حضرت در این عرصه مهم سیاسی و اجتماعی ارشاد و هدایت اشخاص و احزاب بود و نه استیلا و سلطه یابی بر آنان.به دیگر سخن، آن حضرت می کوشیدند تا اقشار گوناگون جامعه به سوی حق حرکت کنند و بندگی معبود حقیقی را پیشه نمایند.

وجود ۲۴۱ خطبه، ۷۹ نامه و ۴۰۸ گفتار حکیمانه از آن حضرت تنها در مجموعه نفیس و ارزشمند نهج البلاغه گواه بر این است که آن حضرت همواره در پی اجرای این توصیه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله بودند که به وقت اعزامشان به یمن به حضرتش فرمودند: «به پروردگار سوگند، اگر خداوند یک نفر را به وسیله تو هدایت کند، از آنچه خورشید بر آن طلوع یا غروب می کند بهتر است.» (۳۵)

آن حضرت به امید این که کسی از مخالفان معاند هدایت یابد و راه ضلالت نپوید، از شتاب در صدور فرمان قتال و جنگ با دشمنان پرهیز می نمودند.همین شیوه برخورد از سوی امام علیه السلام موجب گردید تا پرسش هایی در ذهن سپاهیان و یارانشان مطرح گردد، مبنی بر این که: اگر آنان دشمن هستند، پس چرا حضرت در صدور فرمان جنگ با آنان شتاب نمی کنند؟

خود آن بزرگوار در مقام پاسخ به این

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.