اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 60
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی علیه السلام :
مقدمه
تا آن جا که ذهن تاریخی بشر به یاد دارد، همواره جوامع از یک نوع قشر بندی برخوردار بوده (۱) و یکی از موضوعات عمده ای است که توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است.ناعدالتی توزیعی که در طول تاریخ دامنگیر اکثر جوامع بوده، عده ای از اندیشمندان را به عکس العمل وا داشته، و اندیشه ای به منصه ظهور رسید که امروزه از آن با عنوان سوسیالیسم یاد می شود که تاکید عمده آن بر جامعه گرایی و عدالت توزیعی است.در انتقاد به قشربندی نهادمند دوره حاکمیت کلیسا در قرون وسطی (دوره فئودالیزم)، تامس مور در قرن شانزدهم میلادی، کتاب پرآوازه یوتوپیا (۲) را نوشت که کارل کائوتسکی بحق وی را پدر سوسیالیسم می پندارد. (۳) تامس مور در این کتاب به صورت تحلیلی جامعه ای را به تصویر می کشد که آحاد مردم به صورت یکسان از امکانات جامعه بهره مند می گردند و سر یک میز غذا می خورند و یک نوع لباس می پوشند، پادشاه و روحانی مملکت هیچ امتیازی به سایر شهروندان ندارند. (۴)
کارل مارکس (۱۸۱۸- ۱۸۸۳م) نیز در قرن نوزدهم جامعه سرمایه داری را به بوته انتقاد کشید.نوک تیز حملات وی متوجه فاصله طبقاتی و استثمار حاکم بر مناسبات اقتصادی بود که از خود بیگانگی توده ها را به همراه داشت.مارکس وقت چندانی را به رؤیاپردازی درباره شکل یک دولت تخیلی سوسیالیستی اختصاص نداد; (۵) چه این که در این زمینه تامس مور از وی پیش قدم بود.وجه مشترک مارکس با تامس مور در این نکته نهفته است که هر دو متفکر از ناعدالتی توزیعی می نالند و قشربندی حاکم بر جامعه را ناعادلانه تفسیر کرده و در صدد دگرگونی جامعه به شکل جدیدی هستند; از این رو هر دو به ترسیم جامعه تخیلی رو می آورند که الگوی جامعه آرمانی جدید باشد.
برخلاف اندیشه سوسیالیستی، اندیشه غالب همواره از قشربندی موجود به صورت تئوریک دفاع می کرد.به زعم محافظه کاران، قشر بندی برای جامعه کارکرد مثبت دارد و اگر قشربندی نباشد جامعه قوام پیدا نمی کند.پاسونز در استدلال به کارایی قشربندی می گوید:
موقعیت های اجتماعی از نظر شرایط، حساسیت تصمیم گیری، سختی ها، خطرات و توبیخ ها در صورت تصمیم گیری غلط…یکسان نیستند و لذا باید تشویق ها نیز متناسب با وضعیت موقعیت ها باشند. (۶)
طبق استدلال فوق، اگر بهره مندی از مواهب طبیعی، برای همگان یکسان باشد، کسی تن به مشاغل سخت و گاهی کلیدی نمی دهد و انگیزه کار و فعالیت از افراد گرفته می شود و انگیزه های جمعی مورد تاکید «مور» هرگز نمی توانند جایگزین انگیزه های شخصی باشند. تجربه تاریخی شکست کمونیسم در شوروی سابق نیز این دیدگاه را تقویت می کند.
اما سؤالی که در این مقاله مطرح است این که عدالت توزیعی در اندیشه امام علی علیه السلام به چه معناست؟ آیا امام علی علیه السلام قشر بندی را می پذیرند یا طرفدار جامعه سوسیالیستی و در نهایت کمونیسم هستند؟ اگر ایشان قشر بندی را می پذیرند، حدود و ثغور آن کدام است؟ به عبارت واضح تر، ملاک حاکم بر اندیشه امام علی علیه السلام چیست، یعنی به چه ملاکی باید قشربندی صورت پذیرد؟ از میان قشربندی های موجود در جهان (حتی تاریخی) کدامین نوع مقبول و کدام یک از دیدگاه ایشان مطرود است؟
قبل از بررسی این مساله لازم است مفهوم قشربندی در مقایسه با مفاهیم مشابه، تعریف و با ذکر مثال هایی از قشربندی های موجود، موضوع منقح گردد، بدین ترتیب درک اندیشه امام علی در منظومه وسیع تر آسان تر خواهد شد.
مفهوم قشربندی
جهت تحدید موضوع و شفاف سازی مفهوم قشربندی اجتماعی مفاهیم مشابه نیز تعریف می گردد که عباتند از: تفاوت، نابرابری طبیعی، نابرابری اجتماعی و طبقه.
تفاوت نابرابری طبیعی طبقه نابرابری اجتماعی یا قشربندی تفاوت: منظور از تفاوت، تمایز و دسته بندی اسمی است; برای مثال راننده تاکسی با بقال به لحاظ شغلی متفاوتند، ولی از نظر رتبه اجتماعی یکسان تلقی می شوند و از پایگاه اجتماعی برابری برخوردارند، این نوع تفاوت از موضوع بحث خارج است.
نابرابری: به تمایزاتی اطلاق می شود که صرفا اسمی نیستند، بلکه رتبه ای هستند، این تمایزات دو گونه اند:
الف) نابرابری طبیعی: انسان ها به طور طبیعی از نظر توانایی های جسمی و فکری نابرابرند; برای مثال روان شناسان بهره هوشی، (i. Q) افراد مختلف را دارای مراتب مختلف می دانند. (۷)
ب) نابرابری اجتماعی: عبارت است از تفاوت های رتبه ای افراد جامعه که مستند به اعتبار اجتماعی است و از مناسبات اجتماعی ناشی می گردد، همانند فقیر و ثروتمند.مفهوم قشربندی در این مورد خاص به کار می رود، پس قشر بندی معادل نابرابری اجتماعی است.مفهوم قشر یا لایه و قشر بندی از زمین شناسی گرفته شده و طی آن جامعه به لایه های زمین تشبیه شده است.همانند لایه های | A B و C در زمین شناسی، اعضای جامعه نیز به لایه ها و قشرهای بالا، متوسط و پایین، طبقه بندی می شوند. (۸) قشر بندی، در دانش اجتماعی، نظام خاص مبتنی بر نابرابری اجتماعی و رده بندی گروه ها و افراد برحسب سهم آنان از دست آوردهای مطلوب و حائز ارزش اجتماعی است. (۹) کارل مارکس قشربندی را تنها با ملاک ثروت می سنجد; از این رو در ادبیات مارکسیستی قشربندی اقتصادی مطمح نظر می باشد که با موضوع محوری این مقاله تناسب بیشتری دارد; لاکن و ماکس وبر با تعمیم مفهوم قشربندی، شاخص های اعتبار و قدرت را در آن می گنجاند; از این رو مفهوم قشربندی اجتماعی برای بیان ایده های وبر رساتر به نظر می رسد. (۱۰)
طبقه:
شکل ویژه ای از قشربندی است که: الف) در ارتباط با نظام تولیدی و با ملاک ثروت سنجیده می شود.به زعم کوهن «طبقه اجتماعی » گروهی هستند که بر اساس رابطه شان با مالکیت و کنترل عوامل تولید و کنترل آنها برروی نیروی کار دیگران تعریف می شوند. (۱۱)
ب) در مفهوم طبقه، ما فقط با دو گروه از افراد سر و کار داریم، در صورتی که در قشر تعداد گروه ها بیشتر است. (۱۲)
ج) طبقات بر خلاف انواع دیگر قشرها به وسیله مقررات قانونی یا مذهبی ایجاد نمی شوند; به عبارتی عضویت بر مبنای موقعیت موروثی که قانونا یا بر طبق آداب و رسوم مشخص شده باشد نیست.نظام های طبقاتی نوعا انعطاف پذیرتر از انواع دیگر قشربندی هستند، مرزهای بین طبقات کاملا روشن نیست. (۱۳)
د) در انواع دیگر قشربندی، نابرابری ها اساسا در روابط شخصی وظیفه یا تعهد – بین دهقان و ارباب، برده و ارباب یا افراد کاست پایین تر و بالاتر – بیان می شوند. نظام های طبقاتی بر عکس، اساسا از طریق ارتباطات گسترده غیر شخصی عمل می کنند. (۱۴)
همچنان که خاطرنشان شد، انسان ها به طور طبیعی از توانمندی های متفاوتی برخوردارند.در نتیجه نابرابری نیز طبیعی به نظر می رسد، لیکن نابرابری همواره به تفاوت های طبیعی مستند نیست.به قول لنسکی «هر چند قشربندی اجتماعی می تواند در آغاز مبتنی بر کار، توان، استعداد و وظیفه فرد باشد; اما پس از چندی تثبیت می شود و در نتیجه امتیازات بدون توجه به این معیارها و صرفا در نتیجه وضع ثبیت شده قشربندی توزیع می شوند» . (۱۵)
با توجه به فرایند مذکور، در طول تاریخ قشربندی های عمده ای شکل گرفته و سال های متمادی دوام پیدا کرده اند، به نحوی که مارکس، تاریخ را صرفا از این زاویه مطالعه می کند.جهت تبیین موضوع، به طور مختصر به انواع قشربندی های نهادمند اشاره می شود.
۱.نظام بردگی:
بردگی شکل افراطی قشربندی است که در آن بعضی افراد به عنوان دارایی در تملک دیگران (آقا، مولی) هستند.بردگان فقط وظیفه داشتند و از هیچ گونه حقوقی بهره مند نبودند.قرآن کریم برده ها را فاقد هر گونه قدرت معرفی می کند. (۱۶) البته برخی معتقدند بردگان در برخی موارد دارای حقوقی بودند که با توجه به زمان ها و مکان های مختلف در جوامع بشری متفاوت بوده است. (۱۷) نظام برده داری، جامعه را به دو طبقه اجتماعی بزرگ تقسیم می کند: اربابان و بردگان.برده داری به عنوان یک نهاد رسمی تا اواخر قرن نوزدهم ادامه داشت، ولی امروزه تقریبا به طور کلی از پهنه گیتی ناپدید گردیده است. (۱۸)
۲.نظام کاستی:
کاست بیش از همه با فرهنگ های شبه قاره هند در ارتباط است.کاست را در جامعه شناسی نظام طبقه ای منفصل نیز می گویند و آن بدین علت می باشد که ارتباط «کاستاها» (طبقات) کاملا بسته موروثی، و تقریبا با یکدیگر قطع شده است.سرنوشت از بدو تولد مشخص شده است و تحرک اجتماعی میان کاست ها ممنوع است; بنابراین پایگاه اقتصادی افراد را جامعه تعیین می کند و ربطی به شایستگی و توانمندی ایشان ندارد.در هند این نظام متشکل از پنج مرتبه یا «وارنا» می شود که به ترتیب اهمیت رتبه، عبارتند از: ۱- برهمن ها یا روحانیون ; ۲- کشتاتریاها یا جنگاوران ; ۳- وایشیاها (بازرگانان و کشاورزان) ; ۴- بشودرها یا مستخدمان، پیشه وران جزء و کارگران ; ۵- ناپاکان یا نجس ها، که پست ترین مرتبه اجتماعی را دارند.
برهمن ها نماینده عالی ترین درجه پاکی، و نجس ها از این نظر در پست ترین مرتبه قرار دارند.برهمن ها می باید از برخی انواع تماس با نجس ها پرهیز کنند.نظام کاستی با اعتقاد به تولد دوباره در آیین هندو پیوند نزدیک دارد; اعتقاد بر این است که افرادی که از شعایر و تکالیف کاستشان پیروی نمی کنند در تجسد بعدی شان در موقعیتی فروتر دوباره متولد خواهند گردید. (۱۹) در هند نابرابری نهادینه شده و بیش از هزار سال تداوم یافته است.مذهب نیز در خدمت نظام قشربندی قرار گرفته و توجیه کلامی ارائه می کند.
۳.نظام رسته ای (سلسله مراتبی):
رسته ها جزء نظام فئودالی اروپا بودند که شامل اقشار متفاوتی می شوند که به وسیله قانون از این تفاوت ها حمایت می شد.رسته های عمده در اروپای هزاره دوم به ترتیب عبارتند از: ۱- اشراف و نجبا; ۲- روحانیون; ۳- شوالیه ها (شهسواران) ; ۴- سرف ها، دهقانان آزاد، صنعتگران و بازرگانان.
در داخل خود رسته ها نیز سلسله مراتب وجود داشت.زمین داران به ترتیب حاوی مراتب ذیل بودند:
۱- شاه; ۲- دوک; ۳- کنت; ۴- بارون; ۵- شوالیه; ۶- سرف (دهقان وابسته به زمین) .
دوک فئودال نسبتا بزرگی بود که زمین های خود را به صورت «فیف » یا «بنفیس » (۲۰) به کنت ها واگذار می کرد.کنت نیز زمین های خود را به ترتیب مذکور به بارون ها واگذار می کردند.بارون نیز شوالیه ها (جنگاوران، شهسواران) را به خدمت می گرفت. بدین ترتیب در نظام سلسله مراتبی سیستم «واسالیته » حاکم بود و هر یک از مراتب پایین، «واسال » مرتبه بالاتر بود و طی مراسمی تابعیت خود را به «لرد» اعلان می کرد، و لرد نیز «هوماژ» مرتبه پایین به شمار می رفت که به مفهوم مایت بود.نظام فئودالی، با وجود قشربندی از نوع سلسله مراتبی یک نوع نظام استثماری بود که در نهایت «سرف ها» یعنی دهقانان وابسته به زمین سنگینی آن را به دوش می کشیدند.نظام رسته ای نیز نزدیک به ده قرن دوام پیدا کرد و رابطه تنگاتنگی با کلیسای مسیحی داشت.کلیسا در مراسم «هوماژ – واسال » که این نظام را تثبیت می کرد، نقش اساسی داشت، به قول مارک بلوخ، بسیار طبیعی است که در جامعه ای که فضای فکری و عاطفی آن از ماورای طبیعت مایه می گیرد و مدام تحت نفوذ کلیساست، چنین مراسمی نتواند از زیر نفوذ کلیسا فرار کند….از این رو در مراسم تحلیف شوالیه، قبل از همه، رسم تبرک روحانی شمشیر انجام می شد که به وسیله کشیشان و با خواندن اوراد صورت می گرفت. (۲۱)
بالاخره در قرن سیزدهم میلادی سنت توماس دیاگون، به نام کلیسا مالکیت خصوصی را که قبلا کلیسا در مورد آن مردد بود و گاه مخالف، رسما اعلام کرد: گرچه الکیت حقیقی را از آن خدا می داند، ولی انسان را تیولدار آن می شمارد و معتقد به عدم تساوی افراد در جامعه است و طبقات اجتماعی را بدین طریق مشخص می کند:
در بین افراد بشر عده ای قوی ترند، عده ای باهوش ترند، عده ای با وجدان ترند، عده ای بیشتر به درد دیگران می رسند.طبقات با هم متفاوتند و هر طبقه به تناسب خدماتش ارزش دارد: طبقه اول کشیشانند که مامور حمایت توده مردم بوده و رابطه بین آنها و خداوند هستند; پس از آنها نجیب زادگانند که با اسلحه خود شهرها را حفاظت می کنند; بعد طبقه کاسب و تاجر که واسطه معاملات مردمند و صنعتگران و کشاورزان که خوراک و پوشاک مردم را تامین می کنند.مسلما تمام این طبقات در نظر خداوند مساویند، لیکن هر فرد در همان طبقه ای که از طرف ذات باری برایش مقدر شده باقی مانده به خدمت خود ادامه دهد. (۲۲)
نظام طبقاتی:
بعد از انقلاب صنعتی در غرب، نوع ویژه ای از قشربندی شکل گرفت که کارل مارکس از آن با عنوان «نظام طبقه ای » یاد می کند.دو طبقه اصلی در جوامع صنعتی به وجود آمدند، یکی صاحبان وسایل جدید تولید (صاحبان صنایع یا سرمایه داران) و دومی افرادی که زندگی خود را از راه فروش نیروی کار خود می گذارنند (طبقه کارگر یا در اصطلاح مارکس «پرولتاریا») .
به نظر مارکس رابطه بین طبقات، رابطه بهره کشی است، و ارزش اضافی که منبع سود می باشد، از آن سرمایه دار می شود.
همچنان که ملاحظه می شود، در انواع قشربندی های نهادمند در جهان، به ترتیب تاخر زمانی: برده داری، فئودالی (کاستی – سلسله مراتبی) و نظام طبقه ای، اولا، از شدت تمایزات کاسته می شود، یعنی فرایند عمومی به سود قشر پایین جریان دارد;
ثانیا، توجیه مذهبی قشربندی کم رنگ تر می شود، در نهایت در نظام قشربندی طبقه ای این ارتباط قطع می شود;
ثالثا، روابط بین اقشار مبهم تر می شود.در نظام بردگی، برده مستقیما مملوک ارباب است، در نظام فئودالی وابسته به زمین است (زمین متغیر واسط)، ولی در نظام طبقاتی این رابطه برای توده غیر قابل تشخیص می گردد.مفاهیم طبقه بالا، طبقه متوسط و طبقه کارگر هم که در تبیین نظام طبقاتی به کار رفته، از ابداعات جامعه شناسان است.
نابرابری طبیعی افراد از دیدگاه امام علی علیه السلام امام علی علیه السلام افراد بشر را نه تنها متفاوت بلکه به لحاظ استعدادهای ذاتی نابرابر می پندارد، همان گونه که افراد بشر از حیث قد، توانایی های جسمی، …نابرابرند، از جنبه شاخص های شخصیتی نیز نابرابرند و این نابرابری را امام علی به تکوین نسبت می دهد که نظام آفرینش با حکمت و تدبیر خویش انسان ها را نابرابر خلق کرد تا مکمل یکدیگر باشند:
روی الیمانی عن احمدبن قتیبه عن عبدالله بن یزید عن مالک بن دحیه قال: کنا عند امیرالمؤمنین علیه السلام و قد ذکر عنده اختلاف الناس فقال: انما فرق بینهم مبادی طینهم و ذلک انهم کانوا فلقه من سبخ ارض و عذبها، حزن تربه و سلها.فهم علی حسب قرب ارضهم یتقاربون، و علی قدر اختلافها یتفاوتون: فتام الرواء ناقص العقل، و ماد القامه قصیر الهمه، و ذاکی العمل قبیح المنظر، و قریب القعر بعید السبر، و معروف الضریبه منکر الجلیبه، و تائه القلب متفرق اللب، و طلیق اللسان حدید الجنان; (۲۳)
ذعلب یمانی از احمد پسر قتیبه، از عبدالله پسر یزید، از مالک پسر دحیه روایت کند: نزد امیرالمؤمنین علیه السلام بودم، سخن از اختلاف مردم رفت.امام فرمود: سرشت مردمان از یکدیگر جداشان ساخته است، و میانشان تفرقه انداخته، که ترکیب آن از پاره ای زمین است که شور و یا شیرین است، و خاکی درشت یا نرمین.پس به اندازه نزدیکی زمینشان با هم سازوارند، و به مقدار اختلاف آن از یکدیگر به کنار; پس نیکو چهره ای بینی کانا، و کوتاهی همتی دراز بالا، و نیکوکرداری زشت منظر، و خرد جثه ای ژرف نگر، و نیک سریرتی با سیرت ناخوش، و سرگشته دلی آشفته هش، و گشاده زبانی گویا با دلی آگاه و بینا.
از جملات حکیمانه فوق موارد ذیل را می توان برداشت می کرد:
الف) نابرابری طبیعی: «ترکیب آدمی از زمین شور یا شیرین، و خاکی درشت یا نرمین » .به تعبیر دکتر شهیدی کنایت است از اختلاف مردمان در سرشت. (۲۴)
رگ رگ است این آب شیرین و آب شور در خلایق می رود تا نفح صور نیکوان را هست میراث از خوش آب آن چه میراث است اورثنا الکتاب (۲۵)
ابن ابی الحدید در تفسیر جمله مذکور می گوید: خداوند نفوس آدمی را از حیث ماهیت مختلف آفرید; پس برخی قوی و برخی ضعیف، برخی با همت و برخی سست همت هستند; سپس ضمن نقل نظریه افلاطون مبنی بر اختلاف ماهوی انسان ها و ارسطو مبنی بر عدم اختلاف ماهوی، نظریه افلاطون را ترجیح می دهد. (۲۶)
ب) نفی نظریه زیست شناختی شخصیت:
از دیدگاه امام علی قیافه ظاهری با شخصیت آدمی همبستگی ندارد; از این رو ممکن است فرد نیکو چهره، ناقص العقل و زشت چهره، نیکوکردار باشد و برعکس.بدین ترتیب نظریه های زیست شناختی شخصیت (۲۷) از دیدگاه امام علی مطرود است.
نابرابری اجتماعی بر اساس نابرابری طبیعی امام علی نابرابری اجتماعی را تا آن جا که از نابرابری طبیعی افراد سرچشمه می گیرد می پذیرند و قوام حیات اجتماعی را در اختلاف پایگاه اقتصادی و اجتماعی می دانند.ایشان در تفسیر آیه «سخریه » به نابرابری طبیعی و نابرابری اجتماعی مبتنی بر آن تصریح می کنند:
ا هم یقسمون رحمت ربک نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوه الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخد بعضهم بعضا سخریا…; (۲۸)
آیا کفار تقسیم می کنند رحمت پروردگار تو را، ما قسمت کرده ایم میانشان معیشت ایشان را در زندگانی دنیا و برتری داده ایم برخی از ایشان را بر بالای برخی دیگر به پایه ها (در توانگری و تهی دستی)، تا بعضی بعض دیگر را رام و مسخر خود کنند.
منظور از «تقسیم معیشت » که به خداوند نسبت داده شده چیست؟ امام علی می فرمایند:
خداوند «استخدام متقابل » و بهره گیری از کار دیگران را یکی از شیوه های زندگی بشر قرار داده است، بدین ترتیب که «اذ خالف بحکمته بین هممهم و اراداتهم، و سایر حالاتهم و جعل ذلک قواما لمعایش الخلق (خداوند با حکمت خویش سطوح همت و اراده و دیگر ویژگی های افراد بشری را مختلف قرار داد، و زندگانی ایشان را بر پایه همان اختلاف پایه گذاری کرد)» ، انسانی انسان دیگر را در صنعت کشاورزی، امور خدماتی و امور اداری و سایر تصرفات استخدام می کند، اگر هر یک از ما ناچار باشد خودش بنا، نجار و…باشد و تمام مایحتاج خویش را خودش بسازد و تمامی امور از تعمیر لباس گرفته تا آنچه که پادشاه و سایر مردم نیاز دارند خودشان انجام دهند، با این شیوه (عدم تقسیم کار) امور عالم قوام پیدا نمی کند، اصلا مردم توانایی چنین کاری را ندارند و از این امر عاجزند و لیکن خداوند تبارک و تعالی تدبیر خویش را استوار ساخته و آثار حکمتش را با تفاوت گذاری در همت انسان ها عیان نموده است: «لکنه تبارک و تعالی اتقن تدبیره، و ابان آثار حکمته لمخالفته بین هممهم » .در نتیجه هر کسی به مقتضای همت خویش در پی کسب پایگاه ویژه ای است که به وسیله برخی از مردم، برخی دیگر قوام پیدا می کند و برخی از برخی دیگر، در تمامی بخش های زندگی، که رفاه اجتماعی به آنها بسته است، کمک می گیرد. (۲۹)
تحلیل جامعه شناختی فوق که بحق امام علی را در زمره جامعه شناسان نامدار قرار می دهد، ضمن تاکید بر نابرابری طبیعی افراد، کارکرد مثبت تقسیم کار اجتماعی را محصول آن می دانند.امام علی تقسیم کار را لازمه حیات اجتماعی دانسته و زندگی جمعی را بدون آن ناممکن می دانند.
حضرت علی با اصل قشربندی اقتصادی مخالفتی ندارند، زیرا خداوند می فرماید: «رفعنا بعضهم فوق بعض درجات; برخی از مردم را نسبت به برخی دیگر برتری داده ایم » ; البته ابعاد برتری متفاوت است، ممکن است شخصی که در یک زمینه (اقتصادی) برتری دارد، در زمینه دیگر در مرتبه فروتر قرار بگیرد.پس سخن در اصل قشربندی نیست، چنانچه امام علی مساوات طلبی و کمونیسم را مایه هلاکت مردم دانسته و به ضرورت نابرابری تصریح می کنند:
لایزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا; (۳۰) مردم در خیر و صلاح به سر می برند مادامی که متفاوتند و زمانی که مساوی شدند هلاک می گردند.
«استواء» از باب افتعال به معنای مطاوعه و پذیرش است، یعنی مردمی که گوهر متفاوت دارند، اگر ایده «مساوات » را بپذیرند بی گمان هلاک خواهند شد، تجربه تاریخی شوروی سابق و ناکامی کمونیسم دلیل بر مدعای فوق است.
کمونیسم یا لیبرالیسم اقتصادی؟
از مطالب پیشین چنین بر می آید که امام علی (اسلام) به لیبرالیسم اقتصادی معتقدند، یعنی کتاب تشریع را می باید در آیینه تکوین مطالعه کرد، همان گونه که افراد انسانی به لحاظ ویژگی های طبیعی نابرابرند به لحاظ اجتماعی نیز می توانند نابرابر باشند و هیچ محدودیتی وجود ندارد، زیرا دامنه اختلاف طبیعی نامحدود است; در حالی که قرائت دیگری از اسلام وجود دارد که درست برعکس برداشت فوق است.دکتر شریعتی در کتاب جهت گیری طبقاتی اسلام، ضمن نفی مالکیت خصوصی به مفهوم امروزی آن، برخلاف اتفاق فقها به سوسیالیزم اقتصادی معتقد است. (۳۱) برداشت ایشان از آیه «سخریه » (نحن ق
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
