اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توحید قانونگذار
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل توحید قانونگذار؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل توحید قانونگذار با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل توحید قانونگذار:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل توحید قانونگذار به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل توحید قانونگذار با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل توحید قانونگذار تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توحید قانونگذار :
گسترش زندگی اجتماعی بشر در روی زمین، و بر چیده شدن تدریجی زندگی فردی در جنگل ها و بیابانها، حاکی است که بشر طبعا خواهان زندگی اجتماعی است تا بر اثر همکاری بر دشواریها فائق آید.
از طرف دیگر انسان، موجود «خود خواه» است و «حب ذات» برای او یک امر غریزی می باشد و می خواهد همه چیز را در انحصار خویش در آورد و اگر هم روزی به مقررات سنگین اجتماعی تن در می دهد به خاطر ضرورت و ناچاری است و اگر این ضرورت نبود غالبا، از انحصار طلبی دست بر نمی داشت به گواه این که هر موقع فرصتی به دست آورد، از تضییع حقوق دیگران خودداری نمی نماید.
از این جهت همه دانشمندان بر این مطلب اتفاق نظر دارند که برای تشکیل یک اجتماع صحیح انسانی، طرح اساسی ضروری است تا در پرتو آن، حقوق افراد و وظایف انسانها در زندگی اجتماعی روشن گردد.این طرح همان قوانین اجتماعی است که زیر بنای یک اجتماع انسانی است.
اکنون باید دید که این طرح عالی، به وسیله چه کسی باید ریخته شود.
به طور اجمال باید گفت: قانون گذار می خواهد جامعه بشری را با تنظیم برنامه های فردی و اجتماعی خود به سوی کمال رهبری کند، و در پرتو تعیین وظایف افراد، و تأمین حقوق آنان، سعادت جسمی و روانی آنها را فراهم سازد.
در این صورت باید قانون گذار، دو شرط یاد شده در زیر را دارا باشد.
۱ قانون گذار باید انسان شناس باشد اگر هدف از قانون گذاری، تامین نیازمندیهای جسمی و روانی، بشر است باید او از همه رموز و اسرار جسمی و روانی انسان به طور دقیق آگاه باشد، بسان نسخه پزشک در صورتی دقیق و کامل می شود، که وی از اوضاع و احوال بیمار کاملا آگاه باشد و نسخه را مطابق وضع مزاج بیمار و شرائط روحی او تنظیم کند به عبارت دیگر : قانون گذار باید انسان شناس و جامعه شناس کامل باشد.انسان شناس باشد تا از غرائز و عواطف انسان ها آگاه باشد تا احساسات و غرائز او را بطور کامل اندازه گیری کند، و رهبری نماید.
جامعه شناس باشد تا از وظائف افراد در جامعه، و مصالح و مفاسد اعمال آنان و واکنش زندگی اجتماعی و عکس العمل روابط انسان ها، بخوبی مطلع باشد.
۲ از هر نوع سودجوئی پیراسته باشد برای واقع بینی و حفظ مصالح انسانها لازم است قانون گذار از هر نوع «حب ذات» و سود جوئی در تدوین قانون پیراسته باشد، زیرا غریزه: «خود خواهی» حجاب ضخیمی در برابر دیدگان قانون گذار پدید می آورد.زیرا یک انسان هر چه هم عادل و دادگر، واقع بین و منصف باشد ناخودآگاه تحت تأثیر حس «سود جوئی» و «حب ذات» قرار میگیرد.
اکنون ببینیم که این دو شرط در کجا بطور کامل جمع است.
شکی نیست که اگر بنا باشد شخص قانون گذار انسان شناس کامل باشد انسان شناس کامل تر از خدا وجود ندارد و هیچ کس به رموز مصنوع خود، آگاه تر از سازنده آن نیست.
اتفاقا خود قرآن نیز روی همین موضوع تکیه کرده و میفرماید:
الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر (ملک آیه ۱۴) آیا آفریده خود را به خوبی نمی شناسد با این که از رموز و اسرار خلقت او کاملا مطلع است.
خدائی که سازنده ذرات موجود، پدید آرنده سلول های بی شمار، و ترکیب دهنده قطعات مختلف وجود انسان است، قطعا از نیازمندیهای نهان و آشکار، و مصالح و مفاسد مصنوع خود، بیش از دیگران آگاه است.
او بر اثر علم گسترده، از روابط افراد، و واکنش این پیوندها و وظایفی که مایه انسجام اجتماع می گردد، و حقوقی که شایسته مقام هر انسانی است، آگاهی کامل دارد.
شرط دوم، که پیراستگی از هر نوع سودجوئی در وضع قانون باشد، جز خدا در هیچ مقامی موجود نیست زیرا تنها خدا است که نفعی در اجتماع ما نداردو از هر نوع غرائز خصوصا غریزه خودخواهی پیراسته است در حالی که همه افراد بشر، کم و بیش از حس خودخواهی که آفت قانون گذاری صحیح است، بر خور دارند، هر چند هم سعی و کوشش کنند که خود را از چنگال این غریزه برهانند باز گرفتار میشوند.
به قول «ژان ژاک روسو» : برای کشف بهترین قوانین که به درد ملل بخورد، یک عقل کل لازم است که تمام شهوات انسانی را ببیند ولی خود هیچ حس نکند، با طبیعت رابطه ای نداشته باشد ولی کاملا آن را بشناسد، سعادت او مربوط به ما نباشد ولی حاضر باشد که به سعادت ما کمک کند، بالاخره به افتخاراتی اکتفا نماید که به مرور زمان علنی گردد، یعنی در یک قرن خدمت کند و در قرن دیگر نتیجه گیرد. (۱)
روی این جهات از نظر قرآن، قوه مقننه ای به صورت فردی و یا به صورت دستجمعی، و قانون گذاری جز خدا و شارعی جز «الله» وجود ندارد، و افراد دیگر مانند فقیهان، مجتهدان، همگی قانون شناسانی هستند که با رجوع به منابع قوانین، احکام و قوانین الهی را بیان میکنند .
از بررسی آیات قرآن، به روشنی ثابت میگردد که تقنین و تشریع فقط مربوط به خداست و در نظام توحیدی، رأی و نظر هیچکس در حق کسی، حجت و نافذ نیست، و کسی حق ندارد رأی و نظر خود را بر فرد و جامعه تحمیل کند، و مردم را بر اجراء آن به زور و قهر دعوت نماید.
در چشم انداز «نظام توحیدی» به حکم گفتار پیامبر گرامی (۲) افراد جامعه انسان بسان دندانه های شانه هستند که هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد.از این جهت، علتی ندارد، فردی و یا شورائی به سود فرد یا گروهی و یا به ضرر فرد و یا گروه دیگر، حکمی بسازد و مردم را به پیروی از آن دعوت کند.
در چشم انداز نظام توحیدی عالی ترین مظهر تجلی مساوات، این است که پیامبر (ص) فرمود : الناس امام الحق سواء «همه مردم در برابر حق و قانون مساوی و برابرند» و قانون درباره تمام افراد، با الغای تمام امتیازات اجراء می گردد، و اسلام با طبقه بندی ظالمانه دوران ساسانی، که گروهی خود را مافوق قانون اندیشیده، و گروهی در پوشش قانون قرار می گرفتند، سرسخت مبارزه کرده است.
در نظام طاغوتی که به همت والای رهبران مسئول و متعهد مذهبی، و همکاری و همبستگی تمام قشرها برچیده شد و امید است که به همین زودی، نظام توحیدی و الهی، جایگزین آن گردد، شاه و شاهزادگان و تمام درباریان، از پرداخت همه نوع گمرک معاف بودند، تو گوئی با داشتن میلیاردها دلار، باز مستحق ارفاق و ترحم بیشتری بودند در حالی که دیگر افراد کشور حتی مصرف کنندگان فقیر و تهی دست باید بار گران مالیات آنان را نیز به دوش بکشند و گمرک نخ و سوزنی را که برای مبارزه با برهنگی از خارج وارد می کردند، دو دستی تقدیم کنند .
آیاتی که بر «توحید در تقنین» گواهی می دهند آیاتی که، تقنین را از آن خدا می داند و به هیچ کس اجازه نمی دهد که در قلمرو حق مخصوص خدا وارد شود، در شش بخش مطرح میگردد :
بخش نخست:
آیات این بخش گواهی میدهند که هیچ کس جز خدا حق جعل قانون و حکم ندارد زیرا آن کس می تواند زمام امور زندگی بندگان خدا را به دست گیرد، که یک نوع سلطه ای بر آنها داشته باشد و چنین فردی جز خدا کسی نیست.و روشن ترین آیه ی که بر این مطلب گواهی می دهد، آیه یاد شده در زیر است:
۱ ما تعبدون من دونه الا اسماء سمیتموها انتم و اباؤکم ما انزل الله بها من سلطان ان الحکم الا لله امر الا تعبدوا الا ایاه ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون . (یوسف آیه ۴۰) الفاظ بی مسمائی را می پرستید که شما و پدرانتان نام خدا به آنها داده اید در حالی که خدا، دلیل چیره کننده ای درباره آنها نازل نکرده است، حکم و فرمان از آن خداست فرمان داده است که جز او کسی را نپرستیم این است دین استوار، ولی بیشتر مردم نمی دانند، جمله «ان الحکم الا لله» در دو مورد از سوره یوسف وارد شده است یکی همین آیه است، دیگری آیه ۶۷ از همین سوره است که هم اکنون می آوریم.
۲ و قال یا بنی لا تدخلوا من باب واحد و ادخلوا من ابواب متفرقه و ما اغنی عنکم من الله من شیئی ان الحکم الا لله علیه توکلت و علیه فلیتوکل المتوکلون (یوسف آیه ۶۷) یعقوب گفت فرزندانم! از یک در وارد نشوید از دروازه های مختلف وارد شوید، در قبال خدا برای شما از من کاری ساخته نیست فرمان روائی از آن خداست به او توکل می کنم و توکل کنان بایدبه او توکل نمایند.
«حکم» در لغت عرب، به معنی فرمانروائی است، گاهی مقصود از آن، فرمانروائی تکوینی و آفرینشی است که مجموع جهان در قبضه قدرت و تدبیر اوست (به گونه ای که در بخش «توحید در تدبیر» مشروحا از آن بحث شد)، مقصود از «ان الحکم» در آیه دوم همین است، و دیگر جمله های آیه نیز آن را تأیید میکند.
زیرا یعقوب در حالی که فرزندان خود را برای نیل به مقصد، راهنمائی میکند و راه پیروزی در مصر را نشان میدهد و می گوید از چند در وارد شوید فورا میگوید، از من برای شما کاری ساخته نیست، امور هستی در دست خدا است باید به او توکل نمود و متوکلان نیز باید به او توکل کنند.
لحن آیه میرساند که هدف آیه، بیان حکومت و فرمانروائی تکوینی خداوند است که در جاهای دیگر با جمله «له ملک السموات و الارض» (سوره حدید آیه ۲) به آن اشاره شده است و مقصود یعقوب این است که تمام کارهای جهان از شکستها و پیروزیها در دست اوست.
در حالی که مقصود از آن در آیه نخست، فرمانروائی تشریعی است، یعنی خدا، دارای آن مقام و موقعیتی است که حق دارد امر و نهی کند، تجویز و تحریم کند، و لذا بلافاصله می گوید : «امر الا تعبدوا الا ایاه» فرمان داده است که جز او کسی را نپرستید.
تو گوئی، پس از گفتن جمله «ان الحکم الا لله» کسی سؤال میکند: اکنون که مقام حکم و تشریع از آن خداست، فرمان خدا در مورد پرستش چیست؟ فورا جواب می دهد «امر الا تعبدوا الا ایاه» .
بنابراین مقصود از این جمله (ان الحکم الا لله) حکومتی است که نتیجه آن سلطه تشریعی و قدرت تقنینی است و یک چنین مقام در بست در اختیار خدا است و هیچ کس حق ندارد در این مقام دخالت کند و سلطه تشریعی و قانون گذاری مربوط به خدا میباشد، و کسی را روا نیست که بدون اجازه این مقام، حکمی جعل کند و وظیفه ای تعیین نماید.
بخش دوم:
آیات این بخش گواهی میدهد در موردی که حکم الهی باشد کسی حق ندارد از غیر حکم خدا، پیروی کند و آیات این بخش، بیش از آن است که در این صفحات منعکس گردد و ما قسمتی از آنها را وارد بحث می کنیم:
۴۲ سماعون للکذب اکالون للسحت فان جأوک فاحکم بینهم او اعرض عنهم و ان تعرض عنهم فلن یضروک شیئا و ان حکمت فاحکم بینکم بالقسط ان الله یحب المقسطین:
آنها بسیار به سخنان تو گوش می دهند تا آنرا تکذیب کنند، مال حرام فراوان می خورند اگر نزد تو آمدند در میان آنان داوری کن یا (اگر صلاح بود) آنها را بحال خود واگذار و اگر از آنها صرف نظر کنی به تو زیان نمی رسانند و اگر میان آنها داوری کنی با عدالت داوری کن که خدا عادلان را دوست دارد.
۴۳ و کیف یحکمونک و عندهم التوریه فیها حکم الله ثم یتولون من بعد ذلک و ما اولئک بالمومنین .
آنها چگونه تو را به داوری می طلبند در حالی که تورات نزد ایشان است و در آن حکم خدا هست (وانگهی) پس از داوری خواستن از حکم تو روی می گردانند، و آنها مؤمن نیستند.
۴۴ انا انزلنا التوریه فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء فلا تخشوا الناس و اخشون و لا تشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون .
ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور بود و پیامبران که تسلیم در برابر فرمان خدا بودند، با آن، برای یهودیان حکم می کردند و (همچنین) علماء و دانشمندان به این کتاب الهی که به آنها سپرده شده بود و بر آن گواه بودند، داوری مینمودند، بنابراین، از داوری کردن بر طبق آیات الهی از مردم نهراسید و از من بترسید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی کنند کافرند.
۴۵ و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس و العین بالعین و الانف بالانف و الاذن بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص فمن تصدق فهو کفاره له و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون.بر آنها (بنی اسرائیل) آن را (تورات) مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی و گوش در مقابل بینی و گوش، و دندان در برابر دندان می باشد، و هر زخمی قصاص دارد و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص صرفنظر کند) کفاره (گناهان) او محسوب می شود، و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند ستمگر است.
وقفینا علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوریه و آتینا الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوریه و هدی و موعظه للمتقین.
و به دنبال آنها (یعنی پیامبران پیشین) عیسی بن مریم را قرار دادیم که به آنچه پیش از او فرستاده شده بود (از تورات) تصدیق داشت و انجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور بود (کتاب آسمانی او نیز) تورات را که قبل از او بود، تصدیق میکرد و هدایت و موعظه برای پرهیزکاران بود.
۴۷ و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون .
به اهل انجیل (پیروان مسیح) گفتیم باید به آنچه که خداوند در آن نازل کرده حکم کنند و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی کنند فاسق هستند.
۴۸ و انزلناه الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه فاحکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم عما جائک من الحق لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا و لو شاء الله لجعلکم امه واحده و لکن لیبلوکم فی ما آتیکم فاستبقوا الخیرات الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون.
و این کتاب را به حق به تو نازل کردیم در حالی که کتب پیشین را تصدیق می کند و حافظ و نگاهبان آنهاست بنابراین بر طبق احکامی که خدا نازل کرده در میان آنها حکم کن، و از هوا و هوس های آنها پیروی مکن، و از احکام الهی روی مگردان، ما برای هرکدام از شما آئین و طریقه روشنی قرار دادیم و اگر خدا میخواست همه شما را امت واحدی قرار می داد ولی خدا میخواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید (و استعدادهای شما را پرورش دهد) بنابراین بکوشید و در نیکی ها به یکدیگر سبقت جوئید، بازگشت همه شما به سوی خداست و از آنچه در آن اختلاف کرده اید به شما خبر خواهد داد.
۴۹ و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم و احذرهم ان یفتبوک عن بعض ما انزل الله الیک فان تولوا فاعلم انما یرید الله ان یصیبهم ببعض ذنوبهم و ان کثیرا من الناس لفاسقون.
و باید در میان آنها (اهل کتاب) طبق آنچه خداوند نازل کرده حکم کنی و از هوس های آنان پیروی مکن، و بر حذر باش که مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده منحرف سازند، و اگر آنها (از حکم و داوری تو روی گردانند) بدان خداوند میخواهد آنها را بخاطر پاره ای از گناهانشان مجازات کند و بسیاری از مردم فاسقند.
۵۰ افحکم الجاهلیه یبغون و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون.
آیا آنها حکم جاهلیت را (از تو) میخواهند، و چه کسی برای افراد با ایمان بهتر از خدا حکم می کند؟
اگر کسی در مضامین این آیات دقت کند، به روشنی درک میکند که خداوند از نخستین روزی که برای بشر رسول و پیامبری فرستاده است، هرگز اجازه نداده است که خود او برای زندگی خویش قانونی تنظیم کند، بلکه برای او به خاطر نارسائی که در علم و دانش بشر وجود دارد، برنامه هائی تنظیم کرده و در هر عصری مناسب و مطابق آن عصر، بهترین و کامل ترین برنامه را ارسال کرده است.
در این آیات، تصریحات و اشاراتی بر مطلب مورد بحث وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم.
۱ اکالون للسحت، آیه ۴۲: آنان مرزهای حلال و حرام الهی را بهم میزنند و به حرام های الهی بی اعتنا می باشند ۲ و عندهم التوراه فیها حکم الله، آیه ۴۳: تورات پیش آنها است و در آن حکم خدا است.
۳ انا انزلنا التوراه فیها هدی و نور یحکم بها النبیون، آیه ۴۴:
ما تورات را نازل کردیم در آن راهنمائی و نور است و به آن پیامبران حکم می کنند.
۴ و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون، آیه ۴۴: هر کس به آنچه که خدا نازل کرده حکم نکند، کافر است.
۵ و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس، آیه ۴۵: در تورات نوشتیم، انسان را در برابر انسانی بکشید.
۶ و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الظالمون، آیه ۴۵: هر کس مطابق آنچه که خدا فرستاده است، حکم نکند، از ستمگران است.
۷ ولیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه، آیه ۴۷: اهل انجیل با آنچه که خداوند در آن فرو فرستاده است، داوری کنند.
۸ و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الفاسقون، آیه ۴۷، هر کس با آنچه که خدا نازل کرده است حکم نکند، او از اطاعت خدا بیرون رفته است.با دقت در این فرازها روشن میگردد که نه تنها در آئین اسلام بلکه در آئین های پیش، خدا باب هر گونه تقنین و تشریع را به روی مردم بسته است.
این در، فقط به روی خدا باز است و تشریع که فعل خاص او است به کسی محول نشده است و قرآن گروهی را که نظام دیگری را جایگزین «نظام توحیدی» سازند، در این آیات، کافر و ظالم و فاسق خوانده است، کافرند، هر گاه با رد و انکار به مخالفت برخیزند، ظالمند، زیرا تقنین را که از حقوق مسلم خدا است به غیر او سپرده اند، فاسقند، چون از اطاعت خدا بیرون رفته اند .
در آیاتی که نقل و ترجمه آنها از نظر خوانندگان شریف گذشت، شواهد روشن بر توحید در تقنین در امت اسلامی است و اینکه هرگز نباید در این امت، مقنن و شارعی جز خدا بشناسیم.
اینک برخی از این شواهد:
۹ فاحکم بینهم بما انزل الله، آیه ۴۸: با آنچه که خدا فرو فرستاده است حکم کن.
۱۰ لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا، آیه ۴۸: برای هر یک از امت ها آئین و راهی معین کردیم .
این منهاج و طریق، همان نظامنامه زندگی است که برای تمام امتها به فراخور استعداد و لیاقت آنها فرو فرستاده شده است و هرگز ممکن نیست نظامنامه خدا ناقص و ناتوان باشد، تا از طریق نظام بشری تکمیل گردد.از این جهت با وجود نظام الهی، به نظام بشری نیازی نخواهد بود.
۱۱ بار دیگر بر می گردد، با لحن قاطع هر نوع پیروی از احکام غیر خدا را پیروی از هوی و هوس میداند چنانکه میفرماید: فاحکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم عما جاءک من الحق، آیه ۴۸: تابع حکمی باش که خدا فرستاده است و از هوس های دیگران پیروی منما .
۱۲ سرانجام، هر حکمی و تشریعی را که از غیر منبع وحی باشد، آن را حکم جاهلی خوانده است و با تمام صراحت می گوید: افحکم الجاهلیه یبغون، آیه ۵۰.آیا از احکام و دستورهای جاهلانه پیروی میکنند.
پاسخ یک پرسش:
ممکن است گفته شود که این آیات بیش از این نمیرساند که در موردی که حکم خدا باشد باید در آن مورد، از حکم خدا پیروی نمود.اما در موردی که چنین حکمی وجود نداشته باشد در این صورت چرا فرد یا شورائی نتواند، برای پیشبرد اهداف امت، حکمی را بسازد.
پاسخ این پرسش روشن است: هرگاه خدا میفرماید: (لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا) (برای شما طریق و راهی قرار داده ایم) مفاد آن با توجه به اینکه از جانب خداوند حکیم علی الاطلاق جز برنامه کامل و جامع فرستاده نمی شود، دیگر برای احدی امکان مداخله در امر تشریع باقی نمی ماند، اصولا قرآن تمام احکام حاکم بر بشر را، بر دو نوع میداند حکم الهی و حکم جاهلی (۳) ، و هر حکمی که غیر «ما انزل الله» باشد قهرا حکم جاهلی خواهد بود.
و به عبارت دیگر: هر گاه حکمی زائیده مغز بشر شد، از آنجا که جزو «ما انزل الله» نیست قطعا در ردیف احکام جاهلی خواهد بود. (۴)
پرسش دیگر این آیات پیش از این نمی رساند که از احکامی که در قرآن وارد شده است و به اصطلاح جزو «ما انزل الله» می باشند باید پیروی کرد، و اما احکامی که از لسان پیامبر و یا دیگر پیشوایان شنیده میشود هرگز این آیات دلیل بر لزوم پیروی از چنین احکام نیست .
پاسخ قرآن خود را بیانگر تمام آنچه که بشر در تنظیم زندگی به آن نیاز دارد، معرفی می کند و می گوید: «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی» (نحل آیه ۸۹) : قرآن را به تو نازل کردیم در حالی که بیان کننده همه چیز هست.
در آیه دیگر به بیانات پیامبر که پیرامون تفسیر و توضیح آیات نازل شده است، حجیت می بخشد و می گوید یکی از وظایف پیامبر این است که آیات نازل شده را برای امت بیان کند و توضیح دهد (نه تنها قرائت کند و بخواند) چنانکه می فرماید: و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون، (نحل آیه ۴۴) .
قرآن را به تو نازل کرد، تا آنچه را که به مردم فرو فرستاده شده است، بیان و روشن کنی و آنان نیز در مضامین آیات به تفکر و اندیشه بپردازند.
این آیه به روشنی، پیامبر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
