خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تهاجم فرهنگی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تهاجم فرهنگی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تبلیغ دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تبلیغ دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
30دقیقه
04ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ :

تبلیغ دین، بایستی علاوه بر محتوای خوب و درست، دارای فرم مناسب باشد و با صورت و قالبی جذاب و گیرا، ارایه گردد و تنها به قوت پیام اکتفا نشود.

مبلغ دین، می بایست به این نکته توجه کند که مخاطبان، انواع و اقسام و انواع دارند؛ با ذهنیتهای متفاوتند؛ اطلاعات پیشین آنها فرق می کند؛

ذوق و سلیقه ی آنان یکسان نیست؛ با بهره های هوشی مختلف، در معرض تبلیغ دین قرار می گیرند؛ درجات ایمان مذهبی آنان، همگون نیست و…

این گونه تفاوتها و موارد مشابه، ایجاب می کند که مبلغ دین، با یک فرم و قالب تبلیغی، به سراغ تبلیغ نرود؛ همه را در یک ظرف نیندازد؛ برای انواع جامعه ی مخاطب، نسخه ی واحد نپیچد؛ بلکه با ذوق و ابتکار، قالبهای گوناگون تبلیغی را پی ریزی کند و متناسب با گروههای مختلف پیامگیران تبلیغی، فرمهای ویژه ی تبلیغ را پیش بینی کند:

تبلیغ یعنی رساندن و ابزار رساندن به حسب شرایط، متفاوت است.یک وقت است که شما می خواهید چیزی را به اتاق بغلی برسانید.این چیز را می شود در مشت گرفت و برد، به آن جا رساند .

یک وقت، یک فرسخ فاصله است و یک وقت هم، تا آن طرف دنیا باید بروید.یک وقت، حجابها و دیوارها هست.یک وقت، از کوهها و گردنه ها باید عبور کنید.یک وقت، آنچه را که بردید، طرف طوعا و رغبتا می پذیرد.یک وقت، باید با لطائف الحیل، آن را به او بدهید.

یک وقت، دیگری آن جا ایستاده، نمی گذارد آن چیزی که شما بردید، به او برسد.بنابراین، تبلیغ، انواع و اقسامی پیدا می کند و در هر شرایطی، نحوه ی رساندن، به گونه یی است.آن چیزی که ابزار و نحوه ی رساندن را تشخیص می دهد، چیست؟ آن، ابتکار و ذوق و سلیقه و فهم و سرعت انتقال شماست.اگر آن جایی که آبی را باید به یک فرسخی برد، لیوانی به دست بگیرید و آب را در آن بریزید و راه بیفتید، وقتی عقلا نگاه کنند، دچار شگفتی خواهند شد که این، چه طور آب بردنی است؟! آن جا، باید کوزه یا قمقمه یی پیدا کنید. (۵۳)

روشهای پیشین تبلیغی، نبایستی تعصب بیافریند و قالب تبلیغ را در همان فرمهای آشنا، متوقف و محدود کند.کارایی یک قالب در زمانهای گذشته، نباید حجاب برای مبلغان شود و به تکرار همان تجربه بپردازند:

نباید گفت که یک روز، این طوری تبلیغ می کردیم و خیلی هم مؤثر بود.بله، یک روز شیخ جعفر شوشتری (رضوان الله تعالی علیه) در یکی از مدارس تهران، روی منبر می آمد و به مردم می گفت : مردم! همین قدر بدانید، خدایی هست.با این تذکر، در دلهای مردم، انقلابی درست می کرد .حالا نفس او بود، کمک خدا بود، فضای آن روز بود، قابلیت مستمع بود؛ به هر حال، تأثیر خودش را می کرد.امروز، اگر من و شما روی منبر برویم بنشینیم و بگوییم: مردم! همین قدر بدانید که خدایی هست، مردم هم مثل ما سری تکان می دهند و می گویند:

عجب! آن گاه، ما پا می شویم می رویم، آنها هم پا می شوند می روند! (۵۴)

از این رو، مبلغ دین باید دایما در قالبها و فرمهای تبلیغی خود، تجدید نظر کند؛ آن را با شرایط متحول زمان و جامعه ی پویای مخاطب، هماهنگ سازد؛ شناوری در اقیانوس مواج زمان کند و متناسب با موقعیت، پیامدهی نماید:

ما چه طور می خواهیم، حرف حق خودمان را به همان شیوه و روشی که با مردم پنجاه سال یا صد سال پیش گفته می شد، امروز در میان بگذاریم؟ امروز، حتی با قبل از انقلاب فرق دارد .منبری که در روزهای پیش از انقلاب در سالهای ۵۵ و ۵۶ و ۵۷ می توانست مفید و مؤثر باشد، ممکن است امروز در همه جا، آن قدر مفید ومؤثر نباشد. (۵۵)

در تبلیغ دین، باید زبان زمان را شناخت؛ با زبانها و لهجه های مهجور، به ارایه ی پیام وحی نپرداخت؛ با خطوط و اشکال نامأنوس، تمنای تأثیرگذاری در خلق نداشت؛ تبلیغ دین را ارتباط و گفت و شنود مبلغ و پیام گیرندگان دانست و در هر ارتباط، انس با زبان و ابزار را شرط اول مفاهمه و ارتباط دانست.

متأسفانه، تبلیغ دین از سوی حوزه، گاه با همان زبان مهجور رخ می دهد.مخاطب، خود را با انبوهی از کلمات و واژگان غریب مواجه می بیند، احساس سردرگمی می کند؛ در طنطنه ی الفاظ معقد، خرد می شود و نه تنها راه به جایی نمی برد، که راه رفته را نیز گم می کند:

یک روز مرحوم مجلسی (رضوان الله علیه) در کتاب «حق الیقین» و «حیاه القلوب» و امثال اینها، اخلاق و عقاید دینی را با همان زبان خودش می گفت و دنیایی را به تفکر اعتقادی شیعی نزدیک می کرد.

شما خیال نکنید که این کتب مجلسی، بیهوده نوشته شده است.نخیر، پایه های تشیع را در آن زمانی که تشیع در کشور ما تازه بود همین کتابها قرص کرده است…اینها آمدند، این عقاید را در دلهای مردم، محکم کردند.آن روز، آن مطالب به درد می خورد.امروز، من و شما نمی توانیم «حق الیقین» و «حیاه القلوب» را تجویز کنیم؛ بگذارید در قفسه، به عنوان تاریخ بماند.اگر هنر داریم، آن مضمون را با زبان امروز بنویسیم. (۵۶)

حوزه، باید خود را به هنر امروز نزدیک کند.هنر، در قالبهای گفتاری ونوشتاری و تصویری، فرمهای گوناگون را آزموده و می آزماید و در بستر زمان، تجارب ارجمندی را در توشه ی خویش می دارد.این گنجینه، از سوی حوزه، مغفول و مطرود می نماید و «حوزه» و «هنر» ، در غربت از یکدیگر زیست می کنند.

دستیابی به قالبهای مناسب تبلیغی، نیازمند آن می نماید که حوزه، خود را به زبان «هنر امروز» نزدیک کند؛ آن را لهو و لعب نپندارد و گرایش به آن را منافی با مروت نشمارد و هم در قالبهای آشنا و هم در فرمهای ناشناخته، به «هنر معاصر» قربت جوید.

پیام تبلیغی حوزه، هنوز در یک قالب اصلی یعنی خطابه و منبر ارایه می گردد و اخیرا کم و بیش، در چند مقوله ی دیگر، مثل نگارش مقالات تحقیقی، کلاسداری و…، تجربه هایی مشاهده می شود؛ اما آشنایان به قالبهای هنر تبلیغ، بخوبی می دانند که هم در روشهای تجربه شده از سوی حوزه، قالبها و فرمها و تکنیکهای هنری نو وجود دارد و هم دهها روش تجربه ناشده وجود دارد که در ارزش و بازدهی، جایگاه و منزلتی مشابه دارد.

دستگاه تبلیغی حوزه، باید ارزش هنر را با تمام وجود حس کند؛ این نکته را دریابد که زیبایی و جاذبه ی ارایه، بازدهی تبلیغ را با ضریب غیر قابل پیش بینی بالا می برد و دقت و فرصتگذاری مبلغان را در شعاعی وسیع، نتیجه بخش می کند:

استفاده ی از هنر، بایستی به حداکثر برسد…منظور، استفاده از هنرمندان موجود است.استعدادها و مایه های هنری، در طلبه هاهست و در غیر طلبه ها هم هست….کار هنر در باب تبلیغات، چیز بی بدیلی است؛ یعنی هیچ چیز، جای هنر را در تبلیغات نمی گیرد.اصلا این، چیزی است که در دنیا ثابت شده است و امروز از آن استفاده می شود.یک کلمه حرف این کار را بکن، این کار را نکن را با یک شیوه ی هنری می گویند که آن کلمه ی «بکن» ، در اعماق وجود شنونده جا بیفتد و فکر کند که باید انجام بدهد.امروز، تبلیغات با هنر همراه است…پس، ما بایستی این تبلیغات را با هنر همراه کنیم. (۵۷)

دستگاه تبلیغی مسیحیت، این تجربه را آزموده و می آزماید.با استفاده از رشته های گوناگون هنری (رمان، فیلمنامه، تئاتر، فیلم، نقاشی، موسیقی و..). و با بهره وری از قالبهای متفاوت در هر رشته، در تبلیغ مؤثر و غیر مستقیم باورهای مسیحی، تلاش می ورزد.مسیحیت، در پرتو دریافت اهمیت هنر و ارتباط نسبتا موفق با آن، امروز در سطح جهان، حضوری ملموس و مریی پیدا می کند؛ حتی در کشورهای اسلامی، خود را به مخاطبان ناشناس تحمیل می نماید و به گونه یی ناخودآگاه، در آن اثرپذیری می آفریند:

من از آن آدمهایی نیستم که هر چیزی مطرح می شود، آن را با بیگانه ها مقایسه کنم و به خودیها سرکوفت بزنم؛ این را بدانید.من معتز به حقایقی هستم که در جامعه ی خود ما وجود دارد…؛ اما چیزهایی هست که انسان می بیند در دنیا چگونه عمل می کنند…کلیسا دارای علم دین به صورت مدون و عمیق و استدلالی نیست؛ ولی در عین حال، از لحاظ تبلیغی جلو هستند .آنها بسیاری از فیلمها راساخته اند که ظاهرش هم نشان نمی دهد؛ اما تبلیغ مسیحیت است .

حتی دوستان خود ما در تلویزیون، ایام ژانویه و کریسمس که می شود، به مناسبت این که عده یی از هم میهنان ما مسیحی هستند، از روی ملاطفت و یا مثلا مجامله ی با آنها، چند فیلم مسیحی و کلیسایی را پخش می کنند.من نگاه کردم، دیدم اغلب اینها تبلیغ کلیساست…

کسی که این فیلم را می بیند، متأثر می شود.کشیشی را در یک چهره ی نورانی نشان می دهد که فلان کار را می کند. (۵۸)

البته، ارتباط وثیق «حوزه» و «هنر» ، کار یکروزه و یکساله نیست؛ زمان بر می دارد، فرصتهایی را برمی تابد و برنامه ریزیهایی را طلب می کند.

دستگاه تبلیغی حوزه، می تواند با برنامه ریزی مناسب، راههای ارتباط را بجوید؛ به حضور «هنر» در «حوزه» کمک کند؛ ذوق هنری را در حوزویان کشف نماید و زمینه های پرورش و خلاقیت هنری را در اختیار ایشان بگذارد؛ از طلاب هنرمند، حمایت مادی و معنوی کند؛ برای کارشان، ارزش قایل شود؛ قالبها و گونه های مختلف هنری را ابزار تبلیغ دین بشمارد و در نظام تبلیغی، روشهای استفاده از آن را پیش بینی کند.

این کارها، کارهایی نیست که یکشبه انجام بگیرد.امروز، اگر شما در این زمینه ها شروع به کار کردید و تولید امواج صوتی و تصویری بخصوص تصویری داشتید، شاید ده سال دیگر، این توانایی برای حوزه به وجود بیاید؛ ولی ما فعلا این را نداریم و از هنر، استفاده نمی کنیم. (۵۹)

جامعه ی مخاطب

مبلغ دین، باید شناخت درستی از مخاطب خود داشته باشد، سپس برای او پیام ارسال کند و بین مخاطب و محتوا و فرم تبلیغ، ارتباط برقرار نماید.

متأسفانه در این زمینه نیز، نارساییها و نابسامانیها و فراوانند؛ رعایت جایگاه و موقعیت مخاطب، شرط جدی تبلیغ نمی نماید؛ مبلغ، آنچه را که می داند، با قالبی که می شناسد، عرضه می کند؛ اما چندان کاری به «مخاطب شناسی» ندارد؛ برای توده ی ناشناخته سخن می گوید و برای مجموعه یی مبهم و ناآشنا، مطالب از پیش مهیا شده را عرضه می دارد.

نظام تبلیغی حوزه، باید به طبقه بندی روشنی از مراکز، اماکن و محیطها دست یابد و ضمن معرفی ویژگیهای کلی جامعه ی مخاطب و نیز ویژگیهای خاص مخاطبان هر منطقه، تصویری روشن از جامعه ی مخاطبان، برای مبلغ ایجاد کند و او را در عرصه ی تبلیغ، یاری رساند:

فراهم کردن مواد تبلیغ مثل دسته بندی و مشخص کردن مباحثی که لازم است برای انواع مستمعان انجام گیرد وجود ندارد.مثلا اگر خواستید به فلان کشور بروید، این مطالب لازم است؛ ولی در فلان کشور دیگر، این مطالب مفید نیست و به درد نمی خورد.در داخل کشور و در روستا، یک طور است و در شهر بزرگ، طور دیگر.در تهران و دانشگاه و محیط طلبگی، یک طور است و در روضه ی زنانه، طور دیگر.این دسته بندی، در حوزه انجام نگرفته است. (۶۰)

نا آشنایی با جامعه ی مخاطب، مبلغ را از هدف خود دور می کند و گاه لغزشهای وحشتناکی برای او پیش می آورد و تبلیغ دین را به ضد تبلیغ مبدل می کند.از این رو، مبلغ دین می بایست جامعه ی مخاطبان را بشناسد؛

توقع ایشان را از خود دریابد و همگام با آن توقعات، رفتار خود را تنظیم کند:

طلبه ها، گاهی اوقات زمینه ی ذهنی و عقلانیشان، خیلی خوب است؛ اما عدم شناختی که از جامعه و توقعات مردم و از مبلغ خودشان و مردم دارند، آنها را دچار کارهای مثلا خلاف قاعده و خلاف رویه می کند.لذا برای این گونه مسایل، یک درس و یک کلاس گذاشته بشود و نشان داده بشود که مردم، از طلبه چه توقعی دارند.

طلبه باید مبلغ و قدر خودش را بداند و بشناسد؛ نه بیشتر و نه کمتر از آن. (۶۱)

مبلغان دین، می باید جامعه ی مخاطب را در گذر و تحول بشناسند؛

آن را ثابت و راکد نینگارند؛ برای دانشجوی امروز، سخنانی که ده سال پیش در محیط دانشگاهی عرضه می شد، تکرار نکنند؛ جوان کنونی را چون جوان اوایل انقلاب نپندارند؛ محیط شهر و روستا را در تغییر و تحولاتی که پیدا کرده، درک کنند و مطابق با هویت امروز آن، محتوا و فرم تبلیغ را سامان بخشند:

یک امام جمعه در یک شهر، باید ما بین دو جلسه، کیفیت خطبه هایش بالا رفته باشد.ما برای مردم، محتاج سخنهای تازه و سازنده ایم.آنچه که مردم را به مرحله یی رساند که توانستند انقلاب اسلامی را تحمل بکنند و بر دوش بکشند، سخنهای تازه ی دین وبرداشتهای صحیح و جدید از اسلام بود؛ زوایای ناشناخته ی اسلام، برای مردم بیان شد؛ چیزهایی که مدتهای مدیدی می گذشت و برای مردم بیان نشده بود.امروز آن حرفها، تبلور عینی و خارجی یافته است.برای استمرار این حرکت و برای دم به دم پیشرفت این تحول، لازم است مردم باز هم هدایت فکری بشوند. (۶۲)

مبلغ دین، نباید مخاطب شناسی را با جوپذیری عوضی بگیرد؛ تسلیم اهوا و خواسته های مخاطبان بشود؛ خود را با ذوق و سلیقه و عقیده ی آنان وفق دهد و عروسک کوکی دست ایشان باشد.

مبلغ دین، نباید آرمانگرایی خویش را فراموش کند؛ ارزشها و باورهای خود را به طاق نسیان بسپارد و در کمند ذوقهای متفنن، اسیر و دربند بماند.در ارشاد جامعه، او باید ذوقها و سلیقه ها و درک مخاطبان را در نظر بگیرد؛ اما دین را در قتلگاه خواستهای روزمره، به قربانی نبرد و آن را در مذبح تفنن گراییها، مدفون نسازد:

جوانان، عناصر مخلص و مؤمن و نازنینی هستند که ما بایستی محبت و صفا و ایمانشان را حفظ کنیم؛ نه به معنای آن که چیزی را که فن و تخصص آنها نیست تخصص شماست و او اشتباه می کند شما از آنها قبول کنید.

متأسفانه در مواردی، چنین چیزهایی دیده می شود و نشان می دهد که بعضیها، تحت تأثیر جو قرار می گیرند و آنچه را که جو بر آنها تحمیل می کند، آن را می گویند؛ حتی گاهی آن را احساس می کنند و این، بلای بزرگی است.جو تحمیلی در مورد یک فکر و یک عقیده ویک سلیقه، نبایستی روی ذهن و سلیقه ی مستقیم شما، اثر بگذارد…

طرد کردن و رد کردن و روبرگرداندن و روترش کردن و اعراض کردن، خوب نیست.ما با این کارها، موافق نیستیم؛ اما موافق هم نیستیم که یک نفر اهل علم، بر خلاف تشخیص و مبنای فقهی و فتاوایش، یا برخلاف فتوای مقلدش، یا بر خلاف آنچه که برای او جزو مسلمات است، نظر و رأیی بدهد که این گناه، یقینا از طرف پروردگار، قابل قبول و قابل عفو و اغماض نخواهد بود. (۶۳)

مبلغ دین، باید شهامت و شجاعت را تکلیف شرعی انسانی خود بداند؛ خود را به آن خصلت بیاراید؛ از محافظه کاری پرهیز کند؛

رودربایستی با مخاطب را کنار بگذارد؛ در عین شناخت و حرمت او، دیدگاههای لازم را با روشن بینی و شجاعت عرضه کند؛ خود را در سخن و نوشته، اسیر احساسهای زودگذر مخاطب ننماید؛ حقانیت سخن و مفیدیت آن را برای مخاطب، اصل بداند؛ داد و فریادها و ناخوشایندی او را معیار قرار ندهد؛ خود را چون طبیب حاذق بداند؛ داروی تلخ را تجویز کند؛ هر چند بر مذاق مخاطب خوش نیاید:

نویسنده ی مطلب، باید بلند نظری همراه با عمق و شجاعت کامل در بیان مطالب داشته باشد؛ یعنی هیچ گونه رودربایستی از دانشجو و غیر دانشجو، نداشته باشد.به عبارت دیگر، وقتی من این مطلب را می نویسم، اگر در این مطلب، چیزی هست که آن خواننده به دلیلی، به آن برخواهد خورد، یا پیشداوری او را به هم خواهد زد، آن نباید مثل شرط متأخر، در نوشته ی من اثر کند…من باید نوشته را واقعی وشجاعانه بنویسیم.

مواضع شجاعانه، در دنیا هم به درد آدم می خورد.ما کسانی را در دوران این ده سال گذشته دیدیم که مواضع غیر شجاعانه گرفتند؛

برای این که فلان قشر بدش نیاید، برای این که فلان قشر این توقع را دارد، یا از من این توقع را دارد.آنها، طور خاصی حرف می زدند.این، به ضررشان تمام شد….اما بلند نظری نباید فراموش بشود.انسان، با بلند نظری و سعه ی صدر باید حرفش را بزند؛ اما در همان سعه ی صدر، شجاعت و صراحت و ایستادگی در مواضع را در نظر داشته باشد. (۶۴)

امام راحل (ره)، تمثال اعلای ترکیب موفق «مخاطب شناسی» و «جو ناپذیری» بود.ایشان در طول نهضت و پس از پیروزی، این آمیزه ی کار آمد را نشان داد.با آن که به مخاطب سخن خود، توجه کامل داشت و محتوا و آهنگ سخن را با معرفت و دقت، سمت و سو می داد، اما هیچ گاه تسلیم جو نشد؛ آرا و اهوای این قشر و آن قشر، او را از ادای تکلیف باز نداشت؛ در موضع مستقیم خود، استقامت نشان داد و با صراحت و بدون رودربایستهای رایج، دیدگاهها و آرای خویش را عرضه داشت؛ از همان ابتدای پیروزی و حتی قبل از آن، موضع اصیل انقلاب را بازگو کرد و در این راه، از تعارف و مجامله و ملاحظه، دوری گزید.

مقام معظم رهبری، بارها و بارها، از این خصلت ممتاز امام راحل (ره) یاد کرده اند و از جمله فرموده اند:

امام، در حالی وارد ایران شدند که جو مبارزه لااقل درسطوحی پر از ایده های روشنفکری بود.حتی خود روحانیون امثال ما هم، در داغ کردن آن جو روشنفکری به معنای خاص خودش، یعنی روشنفکرزدگی دخالت داشتند.امام آمد، همه را شست و کنار گذاشت.همان سخنرانی اول ایشان در فرودگاه، بیان همین موضع بود.وقتی امام، آن سخنرانی را کردند، من حیرت کردم که عجب، این ملاحظاتی را که ماها داریم، امام هیچ ندارد…در همان ماههای اول، مسأله ی بی حجابی و حجاب را قاطعانه مطرح کرد. (۶۵)

تشکل و سازماندهی

جامعه ی روحانیت، امروز با نیازهای انبوه و متراکم تبلیغی روبه روست.نیازها روبه تزایدند و از سوی حوزه، کار جدی و بسامان می طلبند:

عدم گسترش در نشر و تبلیغ، یکی دیگر از نارساییهای حوزه است.

کتاب و امواج و روزنامه و مجله، به قدر کافی از حوزه منتشر نمی شود.

مبلغ، به قدر کافی از حوزه گسیل نمی گردد.الان در آفاق دنیا آفریقا و اروپا و آسیا مرتب از ما روحانی می خواهند. (۶۶)

علاوه بر این نیاز انبوه، ماهیت تبلیغ، پیچیدگیها و ظرافتکاریهایی پیدا کرده است که بر دشواری کار می افزاید و ضرورت یک تصمیم سنجیده و برنامه ریزی شده را موجه می سازد .

در این زمینه، نکات زیر، قابل توجه است:

۱) ضرورت سازماندهی: تبلیغات حوزه، ماهیتی سازمان یافته و منظم ندارد و بیشتر به شکل خود جوش و فردی و سلیقه یی صورت می پذیرد.

گام نخست در راه رفع نیازها، تشکل معقول به سازمان تبلیغی حوزه است؛ سازماندهی یی که بتواند نیروها را سامان دهد و از هرز رفتن آن، ممانعت کند:

ما دو کار باید انجام بدهیم: یکی آن که این تبلیغ را به بهترین شکلی سازماندهی کنیم .چون با سازماندهی، اندک نیرویی هم که وجود دارد، به جای خود صرف می شود.مثل این است که شما مقدار آب معینی را مثلا یک سنگ آب، که در بعضی از جاهایی که ماها دیدیم، با حساب سنگ محاسبه می کنند لوله کشی کنید.این لوله کشی، خاصیتش این است که یک قطره هم هدر نمی رود.یعنی این آب، تا آن جایی که شما می خواهید و این لوله ها را می برید، خواهد رفت.سازماندهی، این طوری است.

سازماندهی تبلیغ، این است که هیچ انرژی تبلیغی هدر نرود؛ مثل آبی که تبخیر نشود، در گل فرو نرود و بی خودی صرف آن جایی که لازم نیست، نشود.گاهی اوقات، بعضی از آبها را در باغچه یی زیادی می ریزند و باغچه را هم گل می کنند.یعنی آب حیاتبخش، موجب لجنزار شدن و خراب شدن و زه دار شدن زمین می شود.گاهی ما تبلیغ را این طوری مصرف می کنیم.یعنی در جایی که احتیاج به تبلیغ دارد و مقدار معینی هم تبلیغ لازم دارد، ما سه برابر آن تبلیغ می ریزیم و ضد تبلیغ می شود! سازماندهی، از اینها جلوگیری می کند. (۶۷)

۲) سازماندهی متناسب: سازمان تبلیغی حوزه، باید متناسب با نیازهای جاری آن باشد.امروز، حجم بالای نیازهای تبلیغی، سطوح مختلف مخاطبان، ابزارهای متعدد تبلیغی و دهها نکته ی دیگر، ایجاب می کند که سازمان تبلیغی، با ظرافتها و ابعاد کار متناسب باشد و قابلیت هماهنگی خود را با اهداف و کارکردهایش داشته باشد.

این اهمیت، موجب می شود که سازماندهی تبلیغی، با مدیریت و بدنه ی کادری قوی و نیز تشکیلاتی کارآمد و کارپرداز شکل گیرد؛ و الا خود مشکلی بر مشکلات نهاد حوزه خواهد افزود و مشکلات جاری را نیز حل نخواهد کرد:

اگر تشکل نباشد و آن کسانی که می خواهند حرفی بزنند، متشکل نباشند، این تلاش عظیم، اثر خودش را نخواهد بخشید.این تشکل، قبل از پیروزی انقلاب، به یک صورت ساده و طبیعیش ممکن بود و عمل هم می شد.محوطه ی کار ما هم در آن وقت، محدود بود.مگر ما چه قدر می توانستیم فعالیت کنیم؟ مگر یک شخص چه قدر می توانست زیر پوشش بگیرد؟ …امروز یک نظام و یک جامعه و یک کشور و یک حکومت، به ما نگاه می کند….وقتی که این طور است، پس سازماندهی و تشکلمان، بایستی قویتر و بیشتر باشد. (۶۸)

۳) حرکت محتوایی: سازماندهی تبلیغی، نباید خود را در چارچوب حرکتهای شکلی، محدود کند و به نظم و انتظام صوری تبلیغات حوزه، دلخوش سازد.بایستی محتوای تبلیغات حوزوی، سامان لازم را پیدا کند و از پراکنده کاری، تکرار مکررات، عدم تناسب با فضا و محیط اجتماعی و دهها عارضه ی دیگر، رهایی یابد.

بنابراین، مدیران سازمان تبلیغاتی حوزه، نباید به جمع و تفریقهای صوری و نیز قوالب معمول ساختارهای تشکیلاتی، قناعت ورزند و آن را شاهد بر آن گیرند که تبلیغات حوزه، سامان لازم را پیدا کرده است:

به اعتقاد من، نظم تبلیغاتی دارای شرایطی است، تا بتواند کاربرد واقعی خودش را داشته باشد؛ زیرا صرف نظم، اگر به معنای یک حرکت شکلی و دون محتوایی انجام بگیرد، کاربردی نخواهد داشت.

نظم، آن وقتی کاربرد واقعی و اساسی دارد که غیر از یک حرکت شکلی، یک حرکت محتوایی هم باشد.

حرکت شکلی، همین است که شما مشخص کنید چه کسی برود، کجا برود، کی برود، چه کسی نشر کند و چه کسی بنویسد.این، یک کار شکلی است که از نیروهای موجود، یک استفاده ی توأم با نظم می کند.

این نظم، خیلی خوب و مفید هم است؛ اما آن وقتی شما می توانید قاطعا معتقد بشوید که این حرکت و این اقدام، کاربرد واقعی خودش را دارد که در این نظم، به تنظیم محتوا هم توجه بفرمایید. (۶۹)

۴) تربیت مبلغ: نهاد تبلیغی حوزه، باید به تربیت مبلغ، به عنوان یک ضرورت بیندیشد و آن را جزو برنامه های اصلی خود قرار دهد.امروزه تبلیغ، چنان پیچیدگی یی دارد که آموزشهای ویژه را طلب کند:

حوزه، یک عیب اساسی در امر تبلیغ دارد و آن، این است که تبلیغ، از حوزه جدا شده است .البته عده یی از حوزه ی علمیه، در فصل تابستان، یا در ایام محرم و یا ماه رمضان، بر اساس بعضی از انگیزه ها و نیازها، مجبور می شوند به تبلیغ بروند؛ ولی در عین حال حوزه، تبلیغ ودرس مربوط به آن را ندارد.تبلیغ هم یک کار و فن است و می تواند یک علم باشد و هست و باید تدریس بشود.یکی خوب و یکی بد در می آید.یکی حرفی که می خواهد بزند، عکس او را می زند.خیلی اتفاق می افتد که بر اثر بلد نبودن، فردی چیزی بگوید و آن چیزی که از حرف او استنتاج می شود، عکس چیزی است که نیت اوست و خودش هم ملتفت نیست.یا مثلا می رود تبلیغ کند، ولی روانشناسی تبلیغی ندارد و با مردم، حرفی را می زند که حرفها آنها نیست .حرفی که باید در دانشگاه زد، در روستا می زند و حرفی که باید در روستا زده شود، در کارخانه می زند! بنابراین، تعلیم و روش یابی علمی و فراهم کردن مقدمات علمی برای تبلیغ مثل روانشناسی اجتماعی در حوزه نیست. (۷۰)

اجرای این مهم، به دو صورت ممکن می نماید:

الف برگزاری دوره های کوتاه مدت: سازمان تبلیغی حوزه، باید با اجرای این دوره ها، آمادگی اولیه و عمومی برای مبلغان ایجاد کند، تا آنان با دیدگاهی هر چند کلی و عمومی، به مسایل ضروری تبلیغ آشنایی بیابند:

یکی از معاونتها، معاونت تبلیغ و نیروی انسانی است.کار این معاونت، فقط تربیت مبلغ برای داخل و خارج کشور و نیز تأمین مبلغان ثابت و فصلی برای مناطق گوناگون کشور باشد.هر کدام از اینها، کلاس دوره های کوتاه و کلاس و دوره ی خاص خود را می خواهند. (۷۱)

ب تأسیس رشته ی تخصصی تبلیغ: در کنار راه اول که عمومیتر وفراگیرتر است راه مکمل نیز باید پیموده شود و به مرور، حوزه به تأسیس رشته ی تبلیغ و متمرکز کردن بخشی از نیروهای خود در این زمینه بپردازد.

این طبقه بندی تخصصی، موجب می شود که مبلغان دینی، نه به عنوان عناصر بازمانده از روند تحصیل، بلکه به عنوان اجزای یکی از رشته های اصلی حوزه، مورد توجه قرار گیرند و با بذل امکانات سازمان تبلیغی حوزه و فرصتگذاریهای تخصصی دانش پژوهان این رشته، امکان دستیابی به اهداف تبلیغی میسرتر گردد:

تاسعا، تقسیم تدریجی طلاب، بر حسب اهداف است…پنج هزار نفر هم به عنوان مبلغ و منبری و نویسنده و گوینده ی عالم و فاضل انتخاب شوند و سه هزار نفر هم به منظور تبلیغ در خارج از کشور و در سطح دنیا گزینش شوند. (۷۲)

۵) زمان بندی: سازمان تبلیغی روحانیت، پس از تعیین اهداف و جهت گیریها، باید به زمان بندی کار دست یازد و تحقق اهداف را در زمانهای پیش بینی شده، جستجو کند.

زمان بندی تحقق اهداف، فواید گوناگونی دارد.از یک سو، تکاپو و شتاب لازم می آفریند و از کندی و مماطله جلوگیری می کند.از دیگر سو، فضای زمانی کار را ترسیم می نماید و دیدی روشن نسبت به آینده ی کار می دهد؛ علاوه آن که زمینه ی ارزیابی کار را فراهم می سازد و امکان نقد و بررسی کارهای انجام شده را در اختیار می گذارد:

اگر بخواهیم فنی عمل بکنیم، بایستی هدف را بر زمان تقسیم بکنیم.یعنی فرضا بگوییم که ما می خواهیم سر پانزده سال، به این هدف برسیم.بنابراین، در فاصله ی بین حالا تا این پانزده سال، هر سال، سهمی از عمل متناسب با این هدف دارد.اگر این کار را بکنیم، هر سالی که به کارنامه ی خودمان نگاه می کنیم، می بینیم که آیا این کارها انجام گرفته، یا نه ….یا از برنامه جلوییم، یا عقب. (۷۳)

۶) تعیین موضوعات مهم تبلیغی: سازمان تبلیغی روحانیت، باید در راه تشخیص موضوعات مهم زمان برآید؛ آنرا تفحص و استقرا کند و در اختیار مبلغان دینی قرار دهد.

بی تردید، تلاشهای فردی مبلغ دین، هرقدر هم که گسترده و فراگیر باشد، در مواردی از درک درست موضوعات ضروری و فوری بازمی ماند و به ابعاد آن، دست نمی یابد.سازمان متشکل تبلیغی روحانیت، می تواند این نقیصه را برطرف کند و نیازها و فوریتها را بررسی نماید و در اختیار مبلغان بگذارد:

در زمانی که ماها در رأس کار تبلیغ و شتابنده ی در این راه و ممحض برای این کار بودیم، مسایلی وجود داشت که امروز آن مسایل، اصلا مطرح نیست.آن روزها، ما باید می نشستیم و سوسیالیسم علمی و ماتریالیسم تاریخ را می فهمیدیم و برایش جواب تهیه می کردیم.آن روز، در ذهن غالب جوانان ما، دانشگاهیها و غیر دانشگاهیها و حتی بعضی از بازاریها، این حرفها بود…؛ اما امروز، این حرفها نیست.

امروز، مسایل دیگری است.

آیا می خواهید بگذارید این مسایل بماند؟ آیا می خواهید در ذهن دختران و زنان و پسران و مردان ما خلأ بماند، تا دشمن بیاید این خلأ را آن طور که دلش می خواهد، پر کند؟ اگر این طور نمی خواهید، باید بدانید که این خلأ چیست.دستگاههایی لازم است که به این بیندیشند و فکر کنند…

روحانیت، باید مجموعه یی داشته باشد، تا آن را پیدا کند و در اختیار مبلغان بگذارد، کما این که امروز در دنیا، مسیحیها این کار را می کنند.وقتی می خواهند به فلان نقطه ی دنیا مبلغ بفرستند، دستگاه عالی کلیسا می نشیند و محاسبه می کند که برای این قسمت از دنیا، چه چیزهایی لازم است؛ حتی چگونه رفتاری لازم است، تا در آنها نفوذ کند.این را برای آن مبلغ بیان می کنند. (۷۴)

۷) ارزیابی تبلیغی: سازمان تبلیغی روحانیت، باید اجرای برنامه های تبلیغی خود را با دیدی تیزبین بنگرد و با دیدی آماری علمی، روند اجرایی تبلیغ را بررسی کند و قوتها و ضعفهای خود را به دست آورد.

نگرش آماری به برنامه های تبلیغی، از یک سو، نگاه کمی است.در این نگاه، سازمان تبلیغی روحانیت، بایستی مولدات خود را در نظر گیرد؛

آن را با سال گذشته و سالهای پیشین محاسبه کند؛ رابطه ی آن را با هزینه ی صرف شده، درنظر گیرد و…:

این آمارهایی هم که فرمودند، آمارهای خوبی است؛ اگرچه نظر قطعی در مورد چگونگی این آمارها را نمی توان از بر انجام داد، بلکه باید با امکانات و نیازها و سالهای مشابه مقایسه کرد، تا انسان به قدر و اجر این آمارها، درست معرفت پیدا کند. (۷۵)

از سوی دیگر، در کنار این نگرش کمی، بررسی کیفی آمار نیز ضروری است.بخش مهم دیگر، آن است که با روشهای علمی آماری، کیفیت تبلیغ مورد سنجش قرار گیرد و میزان دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده، مشخص گردد:

یک آمار دیگر هم قاعدتا باید مورد نظر باشد و آن، آمار کیفی است.تعداد مبلغ، تعداد کتاب، تعداد کلاس، آمار کمی است.حالا با این همه تفاصیل، ما در تبلیغ چه قدر پیش رفتیم؟ هدف تبلیغ، چه قدر بر آورده شده است؟ مطلب مهم، این است. (۷۶)

نکته ی مهم دیگر، راههای کنترل و ارزیابی آمارهاست.مسؤولان تبلیغی، علاوه بر تأکید بر نگرش آماری به تبلیغات (نگرش کمی و کیفی)، باید راههای بررسی و کنترل در آمارها را پیش بینی کنند و نسبت به تحقق آن، با خوش بینی مطلق ننگرند؛ بلکه هم در جنبه ی کمی و هم در بخش کیفی آن، راههای نقد و تحقیق و کنترل را پیش گیرند، تا از صدق روند برنامه، مطمئن گردند:

من می خواهم نکته یی را به جناب آقای تسخیری و دیگر آقایان عرض بکنم.من تجربه دارم که گاهی اوقات، صد و پنجاه یا دویست نفر آدم که کارمند انسانند، می آیند می گویند که ما این مقدار کتاب را منتشر کرده ایم.شما نباید از این مقدار، این طور نتیجه بگیرید که این کتابها، اولا خوب انتخاب شده، ثانیا خوب چاپ شده، ثالثا خوب ترجمه شده، رابعا به جا و به دقت فرستاده شده، خامسا به آن جایی که باید برسد، رسیده، سادسا آن فرد مطالعه کرده است یا نه.همه ی اینهالازم است؛ و الا به آن جا بفرستیم، تا در کتابخانه یی انباشته بشود، یا در سفارت و یا در رایزن فرهنگی ما بماند، یا صندوقهای کتاب را در انبارها روی هم بچینند، چه ارزشی دارد؟ (۷۷)

تبلیغ سنتی

تبلیغات سنتی حوزه یعنی خطابه و منبر تریبون و سنگری است که حوزه نباید نسبت به آن، بی اعتنایی نشان دهد و یا نقش آن را خرد و حقیر بشمارد.سخن از شیوه ها و ابزارهای قوی تبلیغی، نه به آن معناست که خطابه و منبر، مورد بی اعتنایی قرار گیرد و یا نقش آن انکار گردد؛ بلکه این شیوه، به عنوان یک روش مفید و کارآمد و مطابق با سنت و الگوی تاریخی تبلیغ حوزه، باید محفوظ بماند و مورد تقویت و تکمیل قرار گیرد:

منبر رفتن، باید به شکل سنتی و صحیح انجام بگیرد.سنتی که می گوییم، نه این که همه ی خصوصیاتش باید مثل منبرهای گذشته باشد.نه، مطالب باید عوض بشود، …لیکن منبر باشد؛ همان چیزی که هزار سال و یا لااقل در این سیصد، چهارصد سال اخیر، به روشنی آن را تجربه کرده ایم. (۷۸)

نهاد خطابه و منبر در حوزه های شیعی، نیازمند مطالعه ی تفصیلی است.این جایگاه در تاریخ کشورمان، نقش مهمی در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و…داشته و دارد.مبلغان و واعظان، در ایام موسمی تبلیغ و غیر آن، در جای جای کشور، حضوری فعال می یابند و با وعظ و خطابه، ارتباطی مردمی بین واعظ و مردم، برقرار می شود.

نهاد وعظ و خطابه، بزرگترین رسانه ی دیانت و روابط عمومی روحانیت در کشور ما بوده و هنوز نیز هست.این تأثیر فراگیر و عمیق، به برکت خون مطهر سالار شهیدان (ع) است.آثار گدازنده ی آن مصیبت بزرگ، چنان است که در جای جای ایران زمین و در هر زمان و موقعیت، روحانی شیعی، وعظ و خطابه را برای خویش ممکن می بیند و از طریق منبر و ذکر مصیبت سید الشهداء (ع)، توانایی ارتباط دینی با توده ی مردم را پیدا می کند.

در این نکته، روحانیت شیعی، جنبه ی ملی ممتاز و متمایز دارد.

روحانیت کلیسا، تنها در روزهای یکشنبه و برخی از روزهای سال، امکان وعظ و رویارویی خطابی با مردم را پیدا می کند.روحانیت اهل تسنن، تنها از طریق خطبه های نماز جمعه و یا در برخی از اماکن خاص مذهبی، به وعظ و خطابه می پردازد؛ اما روحانیت شیعی، در هر کوی و برزن، در خانه و مسجد، در شهر و روستا، در روز یا شب و…، باب وعظ و خطابه برای او گشوده است.این نکته، خود دارای آثار اجتماعی، فرهنگی، و… است که اینک مجال تفصیل آن نیست؛ اما تنها اشارتی است به این ویژگی ممتاز که روحانیت شیعی و تشیع، به پشتوانه ی خون مظلوم شهیدان، در اختیار دارد:

تأثیر نهاد منبر در جامعه ی ما، هنوز یک تأثیر بررسی نشده است.

شما به جامعه ی ما نگاه کنید، ببینید جایی که منبری به نام ابی عبد الله ( علیه السلام) نباشد، کجاست؟ از شهرهای بزرگ و مراکز پر جمعیت، تا دور دستها، روستاها، حتی روستاهای کوچک ودور افتاده…پس، کل جامعه ی ما به عنوان یک مجموعه ی با تفکر و عقیده ی شیعی، زیر چتر امام حسین (ع) است. (۷۹)

منبر و خطابه، از نوع تبلیغ چهره به چهره است و هیچ قالب و رسانه یی، جای آن را پر نمی کند .گر چه شعاع آن محدود می نماید و به تعداد مستمعان متوقف می ماند؛ اما تأثیر آن، عمیق و گدازنده است؛ درازمدت و پردامنه است و در جان مخاطبان نفوذ می کند و آنان را دگرگون می سازد.

حضور چهره به چهره ی خطیب و واعظ قوی و توانمند، چونان یک تئاتر قوی و جاذب است؛ با همان تفاوتهای تئاتر و فیلم.گرچه رسانه های تصویری، برد وسیعتری دارند و مخاطبان افزونتری پیدا می کنند؛ اما یک تئاتر قوی، بیننده را میخکوب می کند، او را در حس نمایش می برد و با خود همراه می سازد.خطیب توانا نیز چنان می کند.با نگاه نافذ، حرکت موزون، بیان گرم و گیرا و محتوای درست و مفید، می تواند مخاطب را از خاک به افلاک برد و در او غوغای جان برانگیزد و هزار ناله از سویدای دل او بر آرد و او را با دلبر دلبران، آشناییها دهد.در تاریخ وعظ و خطابه، از این نمونه ها اندک نبوده و نیستند.

علاوه آن که حضور خطیب، تنها در القای مطالب تبلیغی او خلاصه نمی شود.او با شرکت در مجامع و محافل مذهبی، ملجأیی برای پرسشهای دینی، مشکلات اخلاقی و حتی مسایل اجتماعی و سیاسی و خانوادگی ایشان است.این کارکرد جانبی خطابه و منبر، گاه در ردیف کارکرد اصلی قرار می گیرد و به اندازه ی آن، در زندگی فرهنگی اجتماعی مخاطبان اثر می گذارد؛ به آنان درک و بینش می بخشد و راه درست زندگی را می آموزد.

همچنین وعظ و خطابه، یکی از راههای اصلی ارتباطی روحانیت با مردم بوده و هست.از آن طریق، با مردم ره ارتباط می جوید؛ درد ایشان را می شنود؛ مشکلات آنان را در می یابد و سنگ صبور آمال و آرزوهای آنان می گردد.

خلاصه آن که وعظ و خطابه، به عنوان یکی از ابزارهای مهم تبلیغ، نباید مغفول باشد و مرتبت آن، احیانا مورد انکار قرار گیرد.حضور قالبهای جدید تبلیغی همان گونه که سابقا در بخش فایل پاورپوینت کامل تکنیک و قالب تبلیغ اشارت شد نکته یی ضروری و اساسی است؛ اما این تکمیل و تکامل، نباید به معنای تحقیر روش سنتی تبلیغ انگاشته شود و با دید بی حرمتی، به آن نگاه شود .

مقام معظم رهبری، در اهمیت خطابه و منبر و نقش بی بدیل آن، فرموده اند:

درست است که بحمد الله بیانات علمای متعددی چه در مرکز و چه در شهرستانها به عناوین مختلف و به حسب اقتضای نماز جمعه، یا بعضی از مناسبتهای دیگر و نیز درسها و بحثهایی که دارند، در رادیو و تلویزیون منتشر می شود؛ لیکن هیچ کدام از این کارها، جای حرکت روحانی روبه روی با مردم را نمی گیرد.هیچ چیز، جای تبلیغ روبه رو و چهره به چهره را آن طوری که رسم ما روحانیون بوده است که با مردم حرف می زدیم نمی گیرد.

گروههای مردم، همان گروههایی هستند که در محلات مختلف شهرها و روستاها پراکنده اند.برای هر گروهی، بایستی یک روحانی در حد کافی و لازم باشد که با اینها بالمواجهه حرف بزند و نیازهای دینی و عقده های ذهنی اینها را درباره ی مسایل دینی را برطرف بکند.

اگر چه چیزهای دیگری هم ل

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.