اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 72
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث شامل 62 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات علم الحدیث :
بخش دوم
صحابه:
صحابه (بکسر صاد و فتح آن) جمع صاحب بمعنی یار و در اصطلاح این فن کسی را گویند که پیغمبر اکرم را در حال اسلام دیدار کرده باشد، و صحابی منسوب بآنست (۱).ولی عرفا صحابی بکسی می گویند که مدت مصاحبتش زیاد باشد (۲).
شماره اصحاب رسول اکرم، هنگام فوت آنحضرت یکصد و چهارده هزار نفر بوده که از آن میان در حدود یکصدهزار نفر از آنجناب استماع حدیث کرده اند (۳).و آخرین کسی که از آنان درگذشت، ابو الطفیل عامر بن واثله بود که بسال ۱۱۰ هجری وفات کرده (۴).
جمعی از صحابه هنگام فوت پیغمبر هنوز دوران کودکی می سپردند.بنابر این بیشتر روایات اینان از پیغمبر بتوسط صحابه دیگر آنجناب است.زیرا «نوعا» خود کمتر بفیض استماع حدیث از آنحضرت موفق شده اند (۵).مشهور اهل سنت تمامی اصحاب پیغمبر را عادل می دانند ابن حجر در (الاصابه) گوید: اتفق اهل السنه علی ان الجمیع عدول.
تابعین
جمع تابعی است و تابعی منسوب بتابع و تابعه می باشد (۶).تابعی کسی است که خود پیغمبر را دیدار نکرده باشد ولی اصحاب آنحضرت را در حال اسلام درک نموده باشد.
و چنانچه کسی هیچیک از صحابه را (در حال اسلام) ندیده ولی با تابعین ملاقات کرده ویرا تبع تابعین (جمع: اتباع تابعین) نامند.
مراتب تابعین و اتباع نیز مختلف است و می توان طبقات آنان را چنین خلاصه کرد (۷):
۱ کبار تابعین چون سعید بن مسیب.
۲ طبقه وسطی چون حسن بصری و ابن سیرین.
۳ کسانی که بیشتر روایاتشان از طبقه اول است.مانند زهری و قتاده.
۴ کسانی که بیش از یک یا دو تن صحابی را درک نکرده اند مانند اعمش.
۵ طبقه آنان که همزمان دسته اخیر بوده ولی بملاقات صحابه نائل نشده اند.مانند ابن جریج .
۶ کبار اتباع تابعین مانند مالک بن انس و سفیان ثوری.
۷ طبقه وسطی از اتباع مانند ابن عیینه و ابن علیه.
۸ طبقه صغری مانند شافعی و ابو داود طیالسی.
۹ طبقه کسانی که تابعین را ندیده و از اتباع نقل حدیث کرده اند مانند ابن حنبل.
از این جمله طبقه اول پیش از قرن اول در گذشته اند و بقیه تابعین پس از قرن یکم.
مخضرم:
بکسانی که اسلام و جاهلیت را درک نموده ولی بشرف صحبت رسول اکرم نائل نشده اند، اطلاق شده.بنابر این مخضرمین در شمار تابعین معدودند.
در وجه اشتقال آن گفته اند که اهل جاهلیت پس از قبول اسلام، گوش شتران خود را می بریدند تا در جنگلهای مسلمین با کفار مشخص بوده، جزو غنائم برده نشود.
حاکم از گفته مسلم (صاحب صحیح) نام جمعی از تابعین را می برد که زمان جاهلیت را درک نموده ولی بشرف صحبت پیغمبر نائل نشده اند.
نواب اربعه
بیشتر امامان، در بلاد مختلف از خود نائب یا نائبانی داشته اند که مراجعات شیعه بآنها محول بوده است.اینان چون بشخصه از طرف امام منصوب می شدند نواب خاص امام بودند که حوزه اختیارات آنها نیز توسط امام تعیین می گردید.در مقابل، نواب عام امام اند که در عصر غیبت مرجع احکام و محل مراجعات مردم در داوری ها می باشند.از نائبان خاص امام چهار تن که در عصر غیبت واسطه بین امام عصر و شیعیان بوده اند بنواب اربعه معروف اند.
اینان طی ۶۹ سال یعنی از سال ۲۶۰ ه که رحلت امام حسن عسکری (ع) واقع شده، تا سال ۳۲۹ ه که غیبت صغری تمام و غیبت کبری شروع گردید، ما بین امام و مردم وساطت داشتند.بدین ترتیب:
۱ ابو عمر، عثمان بن سعید عمر وی، که از طرف امام دهم و یازدهم نیز منصوب بوده.
حضرت هادی (ع) درباره وی فرمود: هذا ابو عمر و الثقه الامین.ما قاله لکم فعنی یقوله، و ما اداه الیکم فعنی یؤدیه.از حضرت عسکری (ع) نیز درباره وی نقل شده که فرمود: هذا ابو عمرو الثقه الامین.ثقه الماضی و ثقتی فی المحیا و فی الممات.فما قاله لکم، فعنی یقوله.و ما ادی الیکم، فعنی یؤدیه.نیز درباره وی فرمود: (اشهد و علی ان عثمان بن سعید العمروی وکیلی.و ان ابنه محمدا، وکیل ابنی مهدیکم) .
در روایتی باحمد بن اسحق قمی فرمود: العمروی و ابنه ثقتان فما ادیا الیک فعنی یؤدیان .و ما قالاه لک، فعنی یقولان.فاسمع لهماو اطعهما.فانهما الثقتان المأمونان.
۲ ابو جعفر محمد بن عثمان عمروی (متقدم الذکر) که قریب پنجاه سال از ناحیه امام نیابت و وکالت داشته و در ۳۰۴ یا ۳۰۵ هجری در گذشته.زیرا وی حتی در زمان امام قبل، نیز سمت وکالت داشته.
۳ ابو القاسم، حسین بن روح نوبختی، که بتنصیص محمد بن عثمان (نائب دوم امام) جانشین وی و نیابت از امام داشته.فوتش در ۳۲۹ ه اتفاق افتاد.
۴ علی بن محمد سمری که بسال ۳۲۹ ه درگذشت و قبل از وفات خود توقیعی بدین مضمون از امام (ع)، خطاب بوی صادر گردید: بسم الله الرحمن الرحیم، یا علی بن محمد السمری، عظم الله اجر اخوانک فیک.فانک میت ما بینک و بین سته ایام.فاجمع امرک و لا توص الی احد.
بدینقرار مدت غیبت صغری (که زمان نیابت و وساطت این چهار تن باشد) ۶۹ سال (از سال ۲۶۰ که فوت حضرت عسکری است تا ۳۲۹ که فوت آخرین نائب امام است) طول کشید.
ولی طبرسی در اعلام الوری (ص ۲۵۴ چاپ سنگی) گوید: و کانت مده هذه الغیبه اربعا و سبعین سنه، وی مدت غیبت را از زمان تولد حضرت که در سال ۲۵۰ است گرفته، و این سخن بلحاظ پنهان بودن شخص آنحضرت، از آغاز تولد، صحیح است.ولی چنانچه ما مدت غیبت را بلحاظ اختفاء امام بدانیم همانست که گفته شد.
(رک: غیبت شیخ طوسی، اعلام الوری طبرسی، رجال کبیر، رجال بوعلی، خاندان نوبختی، فوائد الرضویه محدث قمی ونوادر فیض ص ۱۵۷) .
سند:
سند همان زنجیره راویان حدیث است که متن را از معصوم خبر می دهند (۸)
(۹).
اسناد:
رفع حدیث و رساندن آنست بگوینده اولی (۱۰).لفظ اسناد چون مصدر است بطور جمع و تثنیه آورده نمی شود.مگر اینکه بمعنی سند استعمال شود مثلا بگوئیم: روی الشیخ هذا الحدیث باسانید مختلفه.
نقل احادیث مسندا، از اختصاصات مسلمین است که در امم دیگر مانند یهود و نصاری نیست (۱۱).ابو علی جیانی فرموده: حقتعالی این امت را بسه چیز اختصاص داده که بامم پیشین عنایت نفرموده: اسناد، انساب، اعراب.
متن:
الفاظی است که معنی حدیث بدان استوار است (۱۲).
وجه و طریق
مرادف باسند و بمعنی سلسله راویانی است که توسط آنان حدیث از معصوم نقل می شود.مثلا گفته می شود: نقل الشیخ هذا الحدیث بهذه الطریق.او هذا حدیث لا یعرف الا من هذا الوجه .
مسند: (بصیغه اسم فاعل)
اصطلاحا کسی را گویند که حدیث را با سند نقل کند چه از کیفیت اسناد اطلاع داشته باشد و چه فقط ناقل و راوی آن باشد.
محدث:
کسی را گویند که اسانید را شناخته و بعلل و نقائص حدیث آشنائی داشته باشد.و اسماء راویان و حال آنان را بداند.و از متون روائی مقدار معتنابهی حفظ باشد.
حافظ (جمع: حفاظ):
در درجه بالاتری است.که می بایست بر سنن رسول اکرم اطلاع داشته و موارد اتفاق و اختلاف آنرا بداند.و با حوال راویان و طبقات مشایخ حدیث، کاملا اطلاع داشته باشد.
فتح الدین ابن سید الناس گوید: محدث در عصر ما بر کسی که بعلم حدیث از حیث روایت و درایت اشتغال داشته باشد، و بیشتر روات و روایات عصر خود را بداند، اطلاق می شود.ولی اگر دائره معلومات وی وسعت بیشتری داشته باشد، بدانسان که طبقات مشایخ حدیث را بشناسد حافظ نامیده می شود.
ابو شامه گوید: علوم حدیث سه است:
۱ حفظ متون و شناسائی غریب الحدیث و فهم آن.
۲ حفظ اسانید و معرفت رجال سند.
۳ جمع حدیث و سماع و نوشتن آن.
حافظ بن حجر پس از نقل کلام وی، اضافه می کند: هر کس این سه فن را جامع باشد وی محدث کامل است.و گرنه در مرتبه پائین تر قرار دارد (۱۳).
دکتر صبحی صالح گوید (۱۴): مهمترین صنعتی که برای حافظ ذکر کرده اند عبارت است از: دانستن طبقات مشایخ حدیث بطوری که بیشتر راویان هر طبقه را بشناسد.
سپس اضافه می کند: اینگونه افراد در طول زمان و بلاد، بندرت یافت می شوند.زیرا وجود صفاتی که برای حافظ شمرده اند، و لزوم سعه اطلاع وی، در کمتر کسی جمع می گردد.آنگاه جمعی از حفاظ را نام می برد (که طبق منقولات.در شماره نوشته های حدیثی آنان یا محفوظاتشان رقمهای مبالغه آمیزی یاد شده.که ما طبق قواعدی که برای تشخیص مجعولات ذکر کردیم، ناگزیریم بعض ارقام مزبور را نیز بمعنی حقیقی ندانیم) .
مثلا درباره امام احمد بن حنبل می نویسد: که پس از درگذشت وی دوازده بار کتاب حدیث از وی بازماند که تمام را حفظ داشت.
نیز درباره ابن عقده، نقل می کند که: چهار برادر طی اقامت خود در کوفه هر یک صد هزار حدیث باملاء ابن عقده نوشتند و هنگام مراجعت و تودیع استاد، بآنان اظهار داشت: شما بهمین قلیل اکتفا کردید؟ من کمترین مقداری که از یک استاد سماع نمودم بالغ بر یکصد هزار حدیث می شود (۱۵).بعضی نیز گفته اند حافظ کسی را گویند که صد هزار حدیث با سند آن حفظ داشته باشد.
مخرج مخرج: #*
معمولا بصاحب یکی از صحاح، یادیگر کتب معروف حدیث، اطلاق می شود.که بعنوان مرجع، حدیث از وی نقل شده است.بنابر این مخرج یا مخرج (از باب افعال و تفعیل) کسی است که حدیث را در کتاب خود آورده.چون کلینی و شیخ طوسی در کافی و تهذیب.مثلا: خرجه الکلینی او اخرجه : ذکره.
ولی گاهی لفظ مخرج (بصیغه اسم مکان) گفته می شود و مراد از آن روات حدیث است.چنانکه گفته می شود: عرف مخرجه: ای رجاله الراوون عنه.
ولی میرداماد فرموده: تخریج متن حدیث، عبارت است از نقل موضع حاجت از آن.و اخراج آن، نقل تمام حدیث.
معنی دیگری نیز برای آن یاد کرده: که تخریج، استخراج حدیثی است از کتب بسنداصح و متن محکم تر.ولی اخراج، مطلق نقل حدیثی از کتاب است.
طبقه:
در اصطلاح جماعتی را گویند که معمولا هم سن و در ملاقات مشایخ با یکدیگر همعصر و شریک باشند.
شیخ:
استاد حدیث، و کسی است که راوی، از وی حدیث را فرا می گیرد.و مراد از شیخ در کتب حدیث امامیه، شیخ طوسی است.
مشیخه:
جمعی از شیوخ محدث و صاحب کتاب است که از آنان روایت حدیث می کند (۱۶).
اعتبار:
تتبع طرق حدیث است از جوامع و مسانید و اجزاء، تا معلوم گردد که حدیث مزبور، بتوسط راوی دیگری نیز نقل شده؟ یا خیر.ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
