اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء شامل 84 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فعالیت ها و مبارزات امام هادی (ع) در سامراء :
در این موضع، سعی امام (ع) بر این بود که از راههای مختلف و در برابر افراد و قشرهای گوناگون، موضع بر حق خود را تبیین و تثبیت نماید و به آنان بفهماند که شرایط جانشینی از پیامبر (ص) و رهبری و پیشوایی امت اسلامی تنها در وجود او جمع است و دیگران فاقد آن شرایط و نیازمند آن حضرت هستند. اینک نمونه هایی از این موضع:
۱ در برابر شخص خلیفه
متوکل در جمعی که امام هادی (ع) نیز حضور داشت از «علی بن جهم» از بهترین شاعران پرسید . وی، برخی از شعرای دوران جاهلیت و اسلام را بر شمرد، ولی متوکل توجهی نکرد. سپس متوجه امام هادی (ع) شد و همان پرسش را از حضرت کرد. امام (ع) فرمود: «حمانی» (۱) آنجا که می گوید:
لقد فاخرتنا من قریش عصابه
بمد خدود و امتداد أصابع
فلما تنازعنا المقال قضی لنا
علیهم بما نهوی نداء الصوامع
ترانا سکوتا و الشهید بفضلنا
علیهم جهیر الصوت فی کل جامع
فإن رسول الله أحمد جدنا
و نحن بنوه کالنجوم الطوالع
گروهی از قریش به کشیده بودن گونه ها و بلند بودن انگشتان خود، به تفاخر با ما برخاستند .
زمانی که کار به منازعه کشید، فریاد عبادتگاهها به سود ما آنگونه که ما می خواستیم داوری کرد.
ما را گرچه ساکت می بینی، ولی در هر محفلی با صدای رسا به فضل و برتری ما بر قریش، گواهی داده می شود.
همانا رسول خدا (ص) جد ماست و ما فرزندان او بسان ستارگان درخشانیم (و در آسمان انسانیت می درخشیم) .
متوکل متوجه امام (ع) شد و گفت: ای ابوالحسن! «ندای صوامع» چیست؟
فرمود:
«أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد ان محمدا رسول الله»
سپس افزود: «این محمد ( صلی الله علیه و آله) جد من است یا جد تو!؟» متوکل با لحنی که حاکی از شکست او بود گفت: «آری، او جد توست و ما منکر این انتساب نیستیم» . (۲)
متوکل، در اقدامی دیگر، «ابن سکیت» دانشمند سرشناس آن دوره را وادار کرد که مسأله مشکلی را آماده کند و در مجلس مهمی که شخصیتهای علمی و سیاسی از جمله خود متوکل حضور داشته باشند از امام (ع) بپرسد شاید از این طریق بتواند امام (ع) را شکست دهد.
«ابن سکیت» دست بکار شد و همه مقدمات را فراهم ساخت، سپس پرسش خود را مطرح کرد:
«چرا خداوند موسی را با عصا و «ید بیضا» ، و عیسی را با شفا دادن نابینایان مادرزاد و مبتلایان به پیسی و زنده کردن مردگان، و حضرت محمد (ص) را با قرآن و شمشیر فرستاد؟»
امام (ع) به تفصیل، فلسفه و حکمت بعثت پیامبران با معجزات یاد شده را بیان کرد و در توضیح معجزات رسول خدا (ص) قرآن و شمشیر و بیان نقش آنها در پیشرفت اسلام، شمشیر را به شمشیر برنده و پیروزمند علی علیه السلام تفسیر کرد و فرمود:
«با شمشیر امام، امیرالمؤمنین علیه السلام بود که سرهای مشرکان و بت پرستان بریده شد و زورمندان عرب از ایستادگی در برابر آن بیمناک بودند و می گفتند: گریز از میدان نبرد ننگ است مگر از شمشیر علی علیه السلام که همچون صاعقه بر دشمن فرود می آید.»
امام (ع) در این بیان، علاوه بر پاسخ کامل به «ابن سکیت» مسأله امامت و جانشینی پیامبر (ص) را نیز پیش کشید و امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان شمشیر پیروزمند اسلام معرفی کرد که گردن گردنکشان را زد و وحدت گروههای شرک، کفر و نفاق را بر هم زد و اسلام را یاری کرد.
سخنان امام (ع) زمینه را برای طرح مسأله اصلی آماده کرد، از این رو، «ابن سکیت» پرسید :
«هم اکنون امام کیست؟» امام (ع) فرمود: «به وسیله عقل، آنکه بر خدا دروغ می بندد، شناخته شده و تکذیب می گردد. در این گونه صحنه ها، داور عقل است و اوست که راستگو را از دروغگو تشخیص می دهد، و حکم خرد نافذ و قاطع است.»
پیشوای دهم (ع) در این سخن هر چند به ظاهر نامی از خود نبرد و بدین وسیله بهانه ای به دست دشمن نداد، ولی برای تشخیص پیشوای واقعی از مدعی پیشوایی امت، معیاری ارائه داد که با مراجعه به آن، پیشوایی غیر خاندان عصمت و طهارت، بویژه حکمرانان ستمگر عباسی خود به خود نفی می شد. از این رو، دانشمندان درباری حاضر در مجلس در برابر منطق امام (ع) احساس ناتوانی و شکست کردند. «یحیی بن اکثم» با لحنی سرزنش آمیز، بر سر «ابن سکیت» فریاد برآورد: «ابن سکیت» را چه کار به کار مناظره!؟ او فقط در زمینه نحو و شعر و لغت مهارت دارد. (۳)
متوکل، در اقدام زبونانه دیگری بر ضد امام (ع) به وزیر خود «فتح بن خاقان» دستور سب آن حضرت را داد. وقتی «فتح» این دستور را به اطلاع امام (ع) رساند. امام (ع) فرمود: «به او بگو «تمتعوا فی دارکم ثلاثه أیام..» . (۴) سه روز در خانه تان (از زندگی) بهره بگیرید (سپس هلاک خواهید شد) . وقتی «فتح» پیام امام (ع) را به آگاهی متوکل رساند: گفت: به (خاطر این تهدیدش) پس از سه روز او را بکشید . ولی در روز سوم خود او همراه «فتح بن خاقان» به قتل رسید. (۵)
وی، در اقدام دیگری برای آنکه توان نظامی خود را به رخ امام (ع) بکشد و بدین وسیله رعب و وحشتی در دل مخالفان خود بیفکند، دستور داد نیروهای نظامی اش که بالغ بر نود هزار نفر می شدند بر اسبهای خویش سوار شوند و هر کدام توبره اسب خود را پر از خاک قرمز کرده و در یک نقطه خالی کنند، سپس لباس رزم بپوشند و سلاح برگیرند و به بهترین و با شکوهترین شکل نظامی و با استفاده از تمامی نیروها و امکانات، صف آرایی کنند.
هنگامی که مأموریت انجام گرفت و کوه بزرگی از خاک توبره اسبان تشکیل شد و نیروها با نظم و صف آرایی ویژه در جایگاه خود قرار گرفتند، متوکل بر فراز تپه برآمد و امام هادی (ع) را نیز احضار کرد و گفت: هدف از فراخوانی شما این است که سپاهیان مرا تماشا کنید .
امام (ع) که به سوء نیت و انگیزه شیطانی متوکل از این حرکت نظامی کاملا واقف بود در صدد مقابله به مثل بر آمد و برای درهم شکستن غرور و قدرت ظاهری او فرمود: «آیا می خواهی من هم سپاهیانم را بر تو عرضه کنم؟»
متوکل که تا کنون سپاهی برای امام نمی شناخت و انتظار چنین سخنی را از امام (ع) نداشت، با ناباوری و تعجب گفت: «بلی» .
در پرتو دعا و خواست امام (ع) یکباره بین آسمان و زمین و مشرق و مغرب پر از سپاهیان الهی (ملائکه) که همگی غرق در سلاح بودند شد.
متوکل با دیدن این همه نیروی نظامی از وحشت، مدهوش شد و چون به خود آمد، امام (ع) خطاب به او فرمود:
«ما در دنیا و مسائل مربوط به آن، با شما به ستیز بر نمی خیزیم، ما به امور مربوط به آخرت مشغولیم، بنابراین از آنچه که گمان می کنی، زیانی به تو نخواهد رسید» . (۶)
۲ در برابر دولتمردان
درباریان و دولتمردان عباسی به پیروی از اربابشان «متوکل» امام هادی (ع) را به شکلهای مختلف مورد اذیت و آزار قرار می دادند. از جمله این افراد، «احمد بن خصیب» وزیر عباسیان است. وی، که فردی تنگ نظر و ستمگر بود (۷) پیوسته سعی در اذیت و آزار امام (ع) داشت. نمونه اش مشاجره او با پیشوای دهم (ع) درباره خانه مسکونی آن حضرت است که به ناحق اصرار می کرد امام (ع) از خانه خود بیرون رود و آن را به وی تسلیم کند.
امام هادی علیه السلام در برابر خواسته نا بحق او برایش پیغام تهدید آمیزی فرستاد:
«به همین زودی چنان زمین گیرت کنم و در پیشگاه خدا در موقعیتی قرارت دهم که چیزی برایت باقی نماند.»
چند روز طول نکشید که خداوند نابودش کرد. (۸)
۳ در سطح عامه مردم
علی رغم محدودیتهای ایجاد شده از سوی حکومت عباسی، امام (ع) در هر فرصت و موقعیتی حتی به هنگام گذر از خیابان با افراد و گروههای مختلف مردم دیدار می کرد. مهمترین موضوعی که در این دیدارها مطرح می شد مسأله امامت بود که معمولا به منظور هدایت افراد، یا تقویت ایمان آنان و یا ابلاغ به دیگران صورت می گرفت و به دو شکل اجرا می شد:
عنوان کردن مسأله امامت و بحث درباره آن
«سعید بن سهیل بصری» ملقب به «ملاح» می گوید:
«همراه «جعفر بن قاسم بصری» که واقفی بود در «سامرا» بودیم. هنگام عبور از خیابانی «ابوالحسن» علیه السلام او را دید و فرمود: «تا کی باید در خواب باشی؟ آیا زمان آن نرسیده است که از خواب غفلت بیدار شوی؟»
امام علیه السلام در این دو جمله، مرد واقفی را وادار به تفکر و تجدید نظر در اعتقاد باطلش کرد و زمینه بازگشت به حق را در وجود او فراهم ساخت، و سرانجام در مجلس دیگری با ارائه معجزه ای او را هدایت نمود. (۹)
نمونه دیگر، قصه دیدار فردی نصرانی به نام «یوسف بن یعقوب» با آن حضرت است. وی که از سوی متوکل احضار شده بود، برای رفع بلا از جان خود تصمیم گرفت صد دینار به امام هادی (ع) بدهد. وقتی به در خانه امام (ع) رسید خدمتکار آن حضرت بیرون آمد و گفت: تو یوسف بن یعقوب هستی؟ گفت: آری. گفت: داخل شو. و او را در دهلیز خانه نشاند و رفت. نصرانی، از اینکه خدمتکار امام (ع) نام او و پدرش را برده بود با آنکه کسی او را نمی شناخت و وی، اولین بار بود که به «سامرا» آمده بود تعجب کرد.
خدمتکار مجددا بازگشت و گفت: مبلغ صد دیناری را که لای کاغذ پیچیده و در آستینت پنهان کرده ای بده. این موضوع به تعجب او افزود. سپس به اندرون رفت و به خدمت امام (ع) رسید . امام (ع) فرمود: «ای یوسف! چه چیز برایت آشکار شد؟ گفت: سرورم دلایل و براهینی دیدم که برای هر جوینده حقی کافی است که به حق باز گردد. فرمود:
«هیهات، تو اسلام نخواهی آورد، ولی به زودی فرزندت فلانی اسلام آورده از پیروان ما خواهد شد. ای یوسف! گروهی گمان می برند که دوستی ما برای امثال شما سودی ندارد، سوگند به خدا، اینان دروغ می گویند، ولایت ما برای مانند تو نیز سودمند است. دنبال کاری که آمده ای برو و آن را همانگونه که دوست داری خواهی یافت.»
«یوسف» می گوید: به سوی خانه متوکل رفتم و آنچه می خواستم گفتم و بازگشتم.
«قطب الدین راوندی» پس از نقل این داستان می گوید:
«پس از مرگ «یوسف» با پسرش که مسلمان و شیعه ای وارسته بود دیدار کردم.او به من اطلاع داد که پدرش بر آیین مسیحیت مرده و او بعد از مرگ پدرش مسلمان شده است. و می گفت: من بشارت داده شده سرورم (امام هادی (ع) هستم» . (۱۰)
در جریانی دیگر «فتح بن یزید گرگانی» می گوید:
«در مسافرتی که در محضر امام (ع) بودم فرمود: هر کس از خدا بترسد دیگران از او بترسند و هر که از خدا اطاعت نماید دیگران از او پیروی خواهند کرد. ای فتح! هر کس خدا را فرمان برد از خشم بندگان نهراسد و هر کس خدا را به خشم آورد باید بداند که روزی دچار خشم بندگان خواهد شد.»
حضرت، با آماده کردن ذهن طرف و با تلاوت آیات: «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم» (۱۱) و «یا لیتنا أطعنا الله و أطعنا الرسولا» (۱۲) مسأله پیروی از رسول خدا (ص) و «اولی الامر» را پیش کشید و اطاعت آنان را به اطاعت خداوند پیوند داد.
«فتح» از خدمت امام (ع) مرخص شد اما سخت تحت تأثیر سخنان آن حضرت قرار گرفته بود، لیکن هنوز مسأله دار بود و شب را به اندیشه و تفکر درباره مسائل مطرح شده سپری کرد.
روز بعد مجددا به خدمت امام (ع) رسید و گفت:
«اجازه می دهید درباره مسأله ای که از دیشب فکرم را مشغول داشته بپرسم؟»
امام (ع) اجازه داد و افزود:
«اگر «عالم» بخواهد تو را از آن مسأله آگاه خواهد ساخت. خداوند هیچ کس را بر غیبش آگاه نکرد مگر آن را که برگزید. همچون پیامبر (ص)، و هر آنچه که از اسرار غیب نزد پیامبر (ص) باشد نزد «عالم» نیز هست. و هر آنچه که رسول خدا (ص) از آن آگاهی دارد، جانشینان او نیز آگاهی دارند.
ای فتح! شاید شیطان فریبت داده و با القای مطالبی تو را دچار تردید کرده است تا از راه خدا و «صراط مستقیم» منحرفت کند…»
«فتح» با شنیدن سخنان امام (ع) به اشتباه خود پی برد و وسوسه های شیطانی را از خود دور ساخت و به امامت آن حضرت معتقد گشت. (۱۳)
امام هادی علیه السلام در این دیدار متناسب با درک و آمادگی طرف، جایگاه امامت در نظام اعتقادی و عملی اسلام را با استناد به قرآن تشریح کرد. و با اعلام آگاهی از علم غیب و آگاه کردن طرف از آنچه که در فکر او می گذرد، شبهه ها و وسوسه های شیطانی را از ذهن او دور ساخت.
ارائه کرامت و معجزه
پیش از این به پاره ای از کرامات پیشوای دهم علیه السلام که در راستای تبیین و تثبیت موضع امامت آن حضرت برای افراد بود اشاره کردیم. اینک چند نمونه دیگر:
احمد بن محمد بن عبد الله می گوید:
«عبد الله بن هلیل قائل به امامت «عبد الله افطح» بود، ولی پس از سفر به «سامرا» از اعتقادش بازگشت. وقتی از علت آن پرسیدم گفت: تصمیم گرفتم از امام هادی (ع) در این زمینه بپرسم، تا آنکه روزی در یک مسیر باریکی به هم برخوردیم. امام (ع) خود را به من نزدیک کرد و چون در برابر من قرار گرفت چیزی به طرف من انداخت که بر سینه ام نشست، در آن نوشته شده بود: (عبدالله) در آن مقام نبود و شایستگی آن را نیز نداشت» . (۱۴)
«محمد بن اسماعیل کاتب» به نقل از پدرش می گوید:
«در سامرا»«یزداد» مسیحی، شاگرد «بختیشوع» را دیدم که از خانه «موسی بن بغا» باز می گشت . با هم همراه شدیم و به گفتگو پرداختیم.
وقتی که از کنا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
