خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آشنایی با توحید افعالی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آشنایی با توحید افعالی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یگانه پرستی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یگانه پرستی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
48دقیقه
33ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 57

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی شامل 69 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اهلبیت (علیهم السلام) مثل نور الهی :

بسم الله الرحمن الرحیم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

الله نور السموات و الارض مثل نوره…

تفسیر این آیه کریمه در دو قسمت بحث شد:یک قسمت در اطلاق نور بر ذات مقدس الهی که فرمود «الله نور السموات و الارض » و قسمت دوم درباره تمثیلی که آیه کریمه ذکر فرموده است، در واقع خانه ای یا خانه هایی را در نظر می گیرد که با چراغی-با همان ترتیبی که جلسه پیش عرض کردم-روشن است و این را مثلی نه برای ذات خدا بلکه برای نور خدا در خلق ذکر می کند.راجع به مفاد این مثل مطالبی عرض کردم و وعده دادم که نتیجه آن را در این جلسه بیان کنم.

همان طوری که قبلا عرض کردم، این آیه کریمه از آیاتی است که نظر بیشتر مفسرین و غیر مفسرین را جلب کرده است.

مطلبی را که شاید تا اندازه ای مفاد این آیه را روشن کند برایتان عرض می کنم و آن اینکه در روایات ما یک مطلبی در باب «معرفه الله » یعنی در باب خداشناسی آمده است که در ابتدا به نظر بسیار

۱۱۱


سخت و دشوار می رسد و آن این است که هر چیزی به خدا شناخته می شود و خدا به ذات خودش شناخته می شود، و بلکه در روایات ما تعبیر عجیبی آمده است، ظاهرا عبارت این است: «کل معروف بغیره مصنوع » یعنی هر چیزی که او را فقط و فقط به وسیله شی ء دیگر باید شناخت او مخلوق است و خدا نیست، و این، جمله عجیبی است که «خدا به ذات خودش شناخته می شود و غیر خدا به خدا شناخته می شود» در صورتی که ما این طور فکر می کنیم-و خیال می کنیم که راه منحصر هم این است-می گوئیم ما عالم را به خود عالم می شناسیم یعنی مخلوق را به خود مخلوق می شناسیم و خدا را به وسیله مخلوق می شناسیم.حتی بعضی از نویسندگان اسلامی -که ابتدا از مصریها شروع شد و بعد هم به غیر مصریها سرایت کرد-گفتند اساسا راه شناختن خدا منحصرا مخلوقات هستند و خدا را فقط از راه مخلوق یعنی پس از شناختن مخلوق باید شناخت، و حتی این انحصار را به گردن قرآن گذاشتند.این مطلب به این صورت یعنی به صورت «فقط و انحصار» مسلم حرف غلطی است، [البته] برای مردم مبتدی این طور است، یعنی برای متذکر کردن مبتدیها به خدا، راه ابتدایی و کلاس اول همین است، که خود قرآن هم این کار را کرده است و مخلوقات را آیات و نشانه های خدا می داند، ولی از این راه، انسان فقط یک نشان اجمالی و مبهمی از خدا پیدا می کند بدون آنکه به آنچه که نامش معرفت خدا و شناسایی خداست [دست یابد].

مطلب دیگر این است که در قرآن کریم به یک اصلی برخورد می کنیم-که در جلسه قبل هم اشاره کردم-و آن اصل هدایت است، یعنی قرآن هیچ موجودی را کور و گمراه نمی داند، همه

۱۱۲


موجودات را بینا و راه یافته می داند.بگذریم از انسان به حکم اینکه مکلف است راهی را خودش پیدا کند و یک گمراهی نسبی در سطح تکلیف پیدا می کند، در نظام تکوین عرض می کنم (۱).

اصل هدایت در قرآن

در آیات قرآن به مساله هدایت همه موجودات، تصریح می کند، از زبان موسی(ع)نقل می کند که وقتی فرعون گفت خدای تو کیست، خدایت را به ما معرفی کن، گفت:

«ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی » (۲) در این جمله به دو برهان اشاره شده است:یکی برهان نظم که خدا به هر مخلوقی آنچه را که برایش امکان داشت و شایستگی داشت داد، یعنی نظام موجود، «ثم هدی » مطلب دیگری است، یعنی بعد هم هر موجودی را نسبت به آینده خودش و هدف خودش و کمال خودش روشن کرد و راهنمایی نمود.

در سوره اعلی می خوانیم: «الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی » (۳).و من در بین مفسرین تنها «فخر رازی » را دیدم که متوجه این نکته شده است-و ظاهرا این تعبیر از او باشد-که:برای اولین بار قرآن این نکته را برای مردم بیان کرد که اصل نظام مخلوقات یک مطلب است و یک شاهد بر وجود حق است و اصل هدایت موجودات مطلب دیگر و شاهد دیگری بر وجود حق است.جهان از آن جهت که یک ماشین است یک حساب دارد، [به عبارت دیگر نظام مخلوقات یک اصل است]و اینکه یک نیروی مرموز ناشناخته ای

………………………………………

۱- من خیلی معذرت می خواهم اگر این مطالبی که عرض می کنم ممکن است سنگین باشد، ولی به هر حال آیه قرآن است و از قرآن نمی توان به سادگی گذشت.

۲- طه/۵۰.

۳- اعلی/۲ و ۳.

۱۱۳


«غریزه مانند» هر موجودی را به جلو می کشاند اصل دیگری است.حال هدایت موجودات و اینکه خداوند هر موجودی را به مقصدی از مقصدها هدایت کرده چگونه است؟این هم درست مثل مساله معرفت است، یعنی هر موجودی اول به سوی خدا هدایت می شود، بعد به سوی مقصد دیگر، یعنی خداوند «غایه الغایات » است و هر مقصدی مقصد بودن خودش را از خدا دارد.

اینکه خدا نور آسمانها و زمین است و هر چیزی نورانیت خودش را از خدا دارد همان مطلب است که هر چیزی به خدا شناخته می شود و خدا به خود، هر چیزی به خدا ظاهر است و خدا به خود ظاهر است، و هر چیزی به وسیله خدا «مهتدی الیه » است، یعنی به سوی او راه یافته می شود و مقصد واقع می شود، جز خدا که به ذات خودش مقصد و مقصود همه کائنات و همه موجودات است، و به همین دلیل است که قرآن همه موجودات و همه ذرات را دارای نوعی حیات و زندگی و شعور می داند.در دو سه آیه بعد تصدیق می کند: «الم تر ان الله یسبح له من فی السموات و الارض و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه » این دیگر نتیجه منطقی همین مطلب است.نتیجه منطقی «الله نور السموات و الارض » همین است که: «ان من شی ء الا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم » (۱).

همان طوری که موجودات درجات و مراتب دارند، به تناسب درجاتشان هدایتها هم فرق می کند.جماد در حد خودش هدایت دارد، نبات در حد خودش، حیوان در حد خودش، و انسان از نظر فردی و

………………………………………

۱- اسراء/۴۴

۱۱۴


اجتماعی درجات هدایتی دارد در حد خودش (۱).

در جلسه پیش عرض کردم که چه در روایات و چه در غیر روایات، یعنی کلمات مفسرین و علما، راجع به این مثل-که این مثل ناظر به چیست-بیانات مختلفی شده است.بعضی این مثل را برای کل جهان دانسته اند یعنی به اصطلاح مجموع این استعاره را یک چیز در نظر گرفته اند که این دار وجود و دار هستی یک خانه تاریک نیست، خانه ای است که پرنورترین چراغها در آن وجود دارد(آن مثال چراغ را به عنوان مصداق پر نورترین چراغهای عصر ذکر کرده است)پس جهان هستی تاریک و کور نیست، و بعضی این مثل را در مورد انسان پیاده کرده اند.راجع به انسان هم در جلسه پیش مطالبی عرض کردیم، حالا یک بیان مختصری که جامع همه اینها باشد عرض می کنیم.

انواع هدایت

می گویند هدایت چند نوع است: «هدایت طبیعی » که در طبیعت بی جان هم وجود دارد. هدایت حسی » یعنی همین حواس ما.تمام اینها چراغهای هدایتی است که در وجود انسان یا حیوان هست. «هدایت غریزی » که در هر حیوانی یک سلسله غرایز وجود دارد که حیوان را به سوی مقصدش رهبری می کند. «هدایت عقل » :

خود قوه عاقله یک نور است که به انسان داده شده است تا از این نور

………………………………………

۱- بیش از این دیگر درباره این آیه از این جهت توضیح نمی دهم.من در بعضی از نوشته های خودم مخصوصا این موضوع را یادآوری کرده ام:اینکه افرادی اینطور خیال می کنند که خدا از نظر قرآن یک غایب و یک مخفی بالذات است و انسان فقط و فقط از طریق جهان می تواند این مخفی را کشف و پیدا کند، درست نیست، بر عکس است و این یک معرفت ناقص است، معرفت واقعی این است که شخص، عالم را به خدا می شناسد نه خدا را به عالم.در این زمینه مخصوصا در کلمات ائمه اطهار و از جمله نهج البلاغه زیاد تاکید شده است.

۱۱۵


با تفکر و تدبر استفاده کند.دین خودش یک نوع هدایت دیگری است که آن را «هدایت وحی » می نامند.

این مثل را بعضی راجع به هدایت عمومی موجودات پیاده کرده اند و بعضی در مورد انسان(که البته برخی گفته اند مقصود تمام هدایتهایی است که در انسان هست از حس و عقل و غریزه و حتی هدایت وحی، و بعضی آن را مخصوص «هدایت عقل » دانسته اند که گفتیم در بیان بو علی چنین است).بعضی هم آن را در مورد «هدایت وحی » پیاده کرده اند که در روایات، این مطلب آمده است که «مشکات » قلب پیغمبر اکرم است و «مصباح » همان نور وحی است که بر ایشان نازل شده است، تا آخر، که قبلا عرض کردم.

هیچ مانعی ندارد که این آیه که در مقام بیان نور «هدایت الهی » است که جهان را پر کرده است، شامل همه اینها باشد، مخصوصا همین که عرض کردیم دو بیان در روایات آمده است که هر دو این را در مورد انسان پیاده کرده اند، یکی در مورد هر فرد انسان یعنی یک مؤمن و یکی در مورد جامعه انسانی از نظر هدایت وحی.

هر دوی اینها بیانات بسیار عمیقی است خصوصا با توجه به آیه بعد که می فرماید: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه » .

در یک روایت که جلسه قبل مقداری از آن را عرض کردم، از یک تعبیری در آیه استفاده شده است.در آیه این طور آمده است که مثل نور الهی و هدایت الهی مثل یک مشکات است-یک چراغدان-که در آن چراغی قرار بگیرد و آن چراغ در یک قندیل و شیشه ای قرار بگیرد.طبعا این سؤال به وجود می آید که چرا اصلا قرآن این طور تعبیر کرده است، می توانست بگوید: «کمشکوه فیها زجاجه، فی الزجاجه مصباح(فیها مصباح)» چراغی باشد، اما

۱۱۶


می گوید مشکاتی که در آن چراغی باشد، و بعد می گوید و چراغ در شیشه ای.

روایات ما این آیه را این طور تفسیر کرده اند که مقصود این است که چراغ ابتدا در مشکاتی باشد و بعد این چراغ از مشکات به زجاجه ای منتقل شود، و سر اینکه آیه این طور ذکر شده این است که مقصود از «مشکوه » مشکات نبوت است و مقصود از «زجاجه » ولایت و امامت است و مقصود از آن درخت مبارک و پر برکتی که این مشکات و این زجاجه و این مصباح از او پیدا شده شجره ابراهیم است و[اینها]نتیجه دعای ابراهیم است.این مطالبی که راجع به این آیه عرض کردم در واقع حاشیه ای بود راجع به مطالبی که در جلسه قبل عرض کرده بودم.

مقصود از «بیوت » چیست ؟

آیه بعد می فرماید: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوه و ایتاء الزکوه یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار» در خانه هایی که خدا مجاز شمرده و اجازه داده است که آن خانه ها بالا برده شوند و تعظیم و تکریم شوند و نام خدا در آن خانه ها برده شود، در آن خانه هاست که صبحگاهان و شامگاهان مردانی خدا را تسبیح می گویند که در عین اشتغال به کارهای دنیایی-که وظیفه شان هم هست-یک لحظه از خدای خود غافل نمی مانند.مقصود از این «فی بیوت » (در خانه هایی) چیست؟شاید همه مفسرین گفته اند مقصود این است که آن چراغی که ما مثال زدیم، در خانه هایی اینچنین باشد.طبعا این سؤال به وجود می آید که آن چرا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.