خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی »
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » شامل 100 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی »:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پاسخ به مقاله «امکان و چگونگی علم دینی » :
ذیلا پاسخ سه تن از دانشوران خارج از کشور، ویلیام آر. استوگر، ترنس جرارد کندی، کارل دبلیو گیبرسن به اقتراح علم دینی ارائه می شود.
این موارد از کتاب Can Science Dispense With Religion Edited by Mehdi Golshani گزینش و ترجمه شده است. (۱)
ویلیام آر. استوگر (۲)
بازگردان: حسین بستان نجفی
۱. تعریف شما از علم و دین چیست؟
من از واژه «علم » علوم طبیعی را ستاره شناسی، فیزیک، شیمی، زیست شناسی و روانشناسی و شاخه های آن – آنگونه که در حال حاضر به آنها پرداخته می شود – مراد می کنم این علوم در باب نظمها، فرایندها و ساختارهای واقعیت فیزیکی و زیست شناختی تا آنجا که بتوان آنها را تحت قوانین کلی در آورد، به پژوهش می پردازند. این کار با استفاده از شیوه تعاملی (ارتباطی یا کنشی – واکنشی) یا نظریه ها و انجام آزمایشها و مشاهدات به دقت طراحی شده برای محک زدن آنها تعقیب می شود.این شیوه اساسا مبتنی بر روش قیاسی است. در نتیجه، الگوها و نظریه های ما در باب نظمها و ساختارهای جهان مادی بتدریج پیراسته شده و بهتر می شوند، هر چند همواره موقتی اند و هرگز کاملا مناسب نخواهند بود. بدین ترتیب، آنها توصیف جزءبه جزء ترکیب اشیاء و روابط سازنده واقعیت را آنگونه که آن را می شناسیم، تشکیل می دهند و تا حدی، تبیین هایی محدود برای نحوه عملکرد اقعیت به دست می دهند.
«دین » کلمه ای است که تعریف آن بسیار دشوارتر است. من تاکید می کنم که «ایمان »، «الهیات » و «دین » را دقیقا از یکدیگر متمایز کنیم.
تمامی آنها به یکدیگر مرتبط اند، اما هر یک با دیگری تفاوت دارد. «ایمان » اساسا پاسخ مثبت فردی یا اجتماعی ما در پذیرش و التزام به وحی الهی دریافت شده است.
«الهیات » عبارت است از تامل و تدبر مستمر ما درباره آن وحی الهی دریافت شده و از این بسیار مهمتر تامل درباره تجربه فردی و جمعی ما در تحقق بخشیدن به التزام و تعهدمان و پذیرش آن است. «دین » به بیان دقیق، تجسم اجتماعی سازمان یافته و نهادینی است که یک جامعه معتقد آنرا به بینش و قرائت خاص خود از وحی الهی، و به شیوه های الهی زندگی خود، نیایش، کار و ارتباط با خداوند، جهان، و یکدیگر در سایه آن تعهد ایمانی مشترک می بخشد.
۲. آیا شما بین تعاریفی که از این دو مفهوم ارائه کردید، تعارضی می بینید؟
نه، هیچ تعارض اساسی بین تعاریفی که از «علم » و «دین » (یا «ایمان » یا «الهیات ») ارائه دادم، وجود ندارد.
۳. فکر می کنید در کجا ممکن است بین این دو تعارضی وجود داشته باشد؟
زمانی که علم یا دین از حدود و ثغور خاص توانایی های خودش تعدی کند و حدود و ثغور را در هم بشکند ممکن است بین آن دو تعارض روی دهد. به عنوان مثال، اگر این دین یا الهیات، حقیقت وحیانی دریافت شده را به گونه ای تعبیر و تفسیر کند که مطلبی را در باب جهان طبیعی اثبات کند و آن مطلب با آنچه علوم طبیعی به گزاره هایی در باب خداوند یافعل خداوند، یا ارزشها، یا آنچه صواب و خطا است، منتهی شوند، و یا ادعا کنند که می توانند به این امور منتهی شوند، در آن صورت، امکان بالقوه ای برای تعارض با دین وجود دارد.
۴. دلایل گسترش تعارض بین این دو چه بوده است؟
مصادیقی خاص برای آنچه در بالا ذکر کردم عبارتند از: ۱- ادعای دین مبنی بر اینکه وحی حکم می کند ساختار و سازمان جهان به یک گونه است، در حالی که علوم طبیعی آن را به گونه ای دیگر کشف می کنند(نظریه زمین مرکزی در برابر نظریه خورشید مرکزی). ۲- ادعای دین مبنی بر این که سیر تکاملی حیات و موجودات زنده از طریق آفرینش مستقیم و خاص هر یک از انواع به دست خداوند صورت می گیرد، در حالی که علوم طبیعی تعیین می کنند که این امر از طریق فرایندهای تطوری به وقوع می پیوندد. [در هر مورد یاد شده، عدم آگاهی از حد و مرزهای خاص هر کدام از روشهای شناخت در میان بود]. ۳- اینکه بسیاری از نمایندگان علم به طور شایع بیان می دارند که چون در سطح تبیین های علمی، نیازی به خدا نیست، پس اصلا نیازی به خدا نیست; ۴- گرایش متداول بعضی از دانشمندان به بسط یا تعمیم نتایج معقول علوم در مورد اوضاع و احوالی به مراتب فراتر از آنچه توجیه علمی اجازه می دهد، مثل برخی از کاربردهای جامعه – زیست شناسی حشرات و حیوانات در مورد موجودات انسانی، بدون تحقیقات دقیق بیشتر.
۵. نقش دین در رشد علم در غرب چگونه بوده است؟
گرچه من مورخ یا مورخ علم نیستم، ولی معتقدم به نحوی نسبتا خوب استدلال آورده شده است که سنت الهیاتی یهودی – مسیحی از طریق تاثیر متقابل مشاهده یا آزمایش و نظریه، تحقیق در باب طبیعت را قویا تشویق کرده است: ۱- با تاکید بر اینکه انسانها، وظیفه و حق مراقبت و استفاده از طبیعت را دارند. ۲- با تقدس زدایی یا اسطوره زدایی از طبیعت و فرایندهای طبیعی، به طوری که هر چند آنها به عنوان مواهب خداوند تلقی می شوند، اما فی حد نفسها دارای جنبه الوهی دانسته نمی شوند; آنها برای انسانها و نشانه عظمت و جلال خداوند هستند ۳- با اظهار این مطلب که تمامی اشیا ذاتا خیر و به سامان اند; زیرا آفریده خداوند هستند، در نتیجه، کشف و یافتن مطالب بیشتری در باب آنها هم سودمند و ممکن است; زیرا روابط فی ما بین آنها منظم و معقول می باشند.
۶. آیا می توانیم علم دینی داشته باشیم؟
به بیان دقیق نمی توانیم علم دینی داشته باشیم; زیرا خود علم به واسطه ماهیتش از وحی الهی ادراک شده چشم می پوشد. جایی برای وحی خاص الهی یعنی وحی و انکشاف الهی فراتر از وحی و انکشاف ذات خودش از رهگذر قوانین و فرایندهای طبیعت – در قالب روشهای علمی – وجود ندارد. وحی الهی را نمی توان شاهدی تلقی کرد که به لحاظ علمی پذیرفتنی باشد.
۷. آیا علم می تواند از دین بی نیاز شود؟
این پرسش دو پهلو است. در پرتو مطالب بالا، علم می تواند از دین بی نیاز شود، به این معنا که برای انجام کار علمی خوب، نیازی به دین، الهیات یا ایمان دینی نداریم. در واقع، اگر برای انجام کار علمی به دین تکیه می کردیم، قطعا به کار علمی بسیار بدی می پرداختیم، اما این بدان معنی نیست که ارزشها، نگرشها و اعتقادات جازمی که دین ترویج می کند، برای علم اهمیتی ندارند. در ارتباط با آنچه به طور مختصر در سؤال ۵ بیان کردیم، ممکن است دین معینی که تحقیق علمی را قویا بر حذر می دارد و یا حتی آن را تحریم می کند، فضای اجتماعی و فرهنگی را ایجاد و تقویت نماید. این امر در گذشته روی داده است و اکنون در بعضی از محیطها روی می دهد. نهایتا، با اشاره به معنای نسبتا متفاوتی که این سوال ممکن است داشته باشد، علم نمی تواند به حق، دین را از بین ببرد یا به زائد بودن آن حکم کند. این صرفا به این علت است که علم صلاحیت آن را ندارد که در باب سؤالات مربوط به اعتبار و صحت وحی الهی، اعتبار عقیده، اعتبار ارزشهای انسانی یا شان وجود شناختی آنها به قضاوت بپردازد. ایمان و دین همواره بخش مهمی از هر فرهنگ و مؤلفه مهم و اساسی تجربه فردی و جمعی بشر خواهند بود. علم و فن آوری نیز به میزان کم یا زیاد، مؤلفه های فرهنگها خواهد بود. در یک بافت فرهنگی، هیچ تعارض اساسی بین قلمروهای علمی و دینی وجود ندارد – هرچند تنش و تعارض قطعا ممکن است به دلایلی که در بالا ذکر کردیم در اوضاع و احوالی خاص روی دهد سیطره یابند.
۸. آیا می توان حوزه های فعالیت علم و دین را کاملا از یکدیگر تفکیک کرد؟
این کار شدنی نیست. اولا، علم و دین از حوزه فرهنگی واحدی سهم می برند و به این ترتیب، همواره به طرقی متفاوت و اغلب به طور خود کار و نیاندیشیده از طریق آموزش و پرورش، رسانه های جمعی، فن آوری، نمادها و صور ذهنی و ارزشهای فراگیر، و مجموعه های علایق مشترک در داخل آن حوزه با یکدیگر تعامل خواهند داشت.
ثانیا، در سطح شخصی تقریبا همه اشخاصی که در یک فرهنگ در داخل آن حوزه با یکدیگر تعامل خواهند داشت، به نحوی تحت تاثیر دین و علم هر دو قرار خواهند گرفت. هر فردی این چشم اندازهای متفاوت را اتحاد می بخشد یا از اتحاد بخشیدن به آنها ناتوان خواهد ماند. بعضی از افراد در آن واحد، تعهد و التزامی قوی نسبت به هر دو خواهند داشت، که هم اکنون در تمامی کشورهای غربی قضیه از همین قرار است.
ترنس جرارد کندی (۳)
ترجمان: حسین بستان نجفی
۱. تعریف شما از علم و دین چیست؟
علم از نظر من به معنای مطالعه منظم جهان طبیعی یعنی جهان پدیده های فیزیکی، روانی و اجتماعی است. علم رشته هایی را که در دانشگاه امروزی وجود دارند نظیر فیزیک، شیمی، علم کامپیوتر، زیست شناسی، مردم شناسی، روانشناسی، روان پزشکی، اقتصاد، جامعه شناسی، و غیره را در برمی گیرد. این علم به معنای فلسفه; یعنی به معنایی که از آن در دوران باستان (ارسطو، افلاطون) و دوران میانه فهمیده می شد نیست و از آن غالبا با عنوان «علم جدید»; یعنی طرز تفکری که به دست گالیله و نیوتن به وجود آمد، تعبیر می کنند. ویژگی این علم آزمایش با اندزه گیریهای دقیق است که می توان آن را از نظر ریاضی تعبیر و تفسیر کرد. از این رو، علم به معنی دقیق کلمه علمی عقلانی است و بدون آن فن آوری جدیدی هرگز امکانپذیر نبوده است. دین معانی متعددی دارد. می توان دین را بر هر مجموعه ای از نمادها و باورها اطلاق کرد که به جهان و به حیات فرد معنا می بخشند. گاهی یک ایدئولوژی مانند کمونیسم را به «دین » تعبیر می کنند از این جهت که فلسفه و راهنمای زندگی است. دین به معنای دقیق عبارت از نتیجه ایمان به خدا است. در پرتو ایمان جهان به منزله مخلوق الهی و فعل اخلاقی به منزله تحقق مشیت الهی قابل فهم می گردد. دین اصلی است مبتنی بر ایمان به خداوند که به حیات اجتماعی و فردی سروسامان می بخشد.
۲. آیا شما بین تعاریفی که از این دو مفهوم ارائه کردید تعارضی می بینید؟
من این دو مفهوم را متعارض نمی دانم [بلکه] بین آنها تمایز قائل می شوم. مثلا علم جهان طبیعی را مطالعه می کند و می تواند دین و رفتار دینی را به عنوان پدیده ای مشهود در جهان، مورد بررسی قرار دهد. اما هرگز نمی تواند اثبات کند که خداوند این جهان را از عدم آفریده است. این مساله به ایمان بستگی دارد. [البته] واضح است که در مورد چگونگی ارتباط علم و دین در مقاطعی از تاریخ، تنشهایی به وجود آمده که لازم است بر طرف شوند. علم و دین می توانند یکدیگر را یاری کنند و می بایست روشنی بخش همدیگر باشند.
۳. فکر می کنید در کجا ممکن است بین این دو تعارضی وجود داشته باشد؟
در جایی که علم هیچ مجالی برای دین باقی نگذارد تعارض به وجود خواهد آمد; یعنی زمانی که دانشمند معتقد باشد که نسبت به شخص شکاک یا ملحد، فقط انجام کار علمی امکانپذیر است. [از طرف دیگر] دین زمانی در تعارض با علم قرار می گیرد که بگوید علم روش معتبری برای تحقیق در پدیده های جهان طبیعی نیست; [و نیز] اگر گمان کند که دین تمام پاسخها را دراختیار ما قرارمی دهد وبرای فهمیدن پدیده های طبیعت،نیازی به علم نداریم.
۴. دلایل گسترش تعارض بین این دو چه بوده است؟
دلایل تعارض، لااقل در اروپا، عمدتا تاریخی هستند. این نوع از علم که به دست گالیله و نیوتن عرضه شد چیز جدیدی بود که انسانهای قرون وسطی در چارچوب طرح معرفتی خود، در مورد آن نیاندیشیده بودند. این علم جدید برای تثبیت خود و تثبیت اقتدار مستقل خود گمان کرد که باید بر ضد اقتدار کلیسا و الهیات مدرسی (۴) که بر فرهنگ زمانه سیطره داشت، طغیان کند. زمانی که اقتدار و استقلال شایسته علم به رسمیت شناخته شد، «جنگ دین و علم » خاتمه یافت. امروزه تعارض بیشتر حول این محور متمرکز است که آیا شخص ایمان دینی دارد یا نه، در نتیجه چه نگرشی نسبت به علم دارد.
توسعه فن آوری های زیستی (۵) به تعارضات جدیدی منجر شده است. سابقا، ولادت و مرگ لحظاتی دینی تلقی می شدند که انسانها را به خداوند نزدیک می گردند. حال در اثر فن آوری های جدید به گونه ای در این دو پدیده میتوان دخل و تصرف کرد که بسیاری به غلط معتقدند که قدرت خداوند محدود شده است و انسانها ضبط و مهار کامل سرنوشت خویش را به دست گرفته اند. چالش بر سر این است که برای کسب بهترین نتیجه در مسیر رشد و تطور بشریت این فن آوریهای جدید چگونه باید ضمن مراعات شریعت الهی به کار گرفته شوند.
۵. نقش دین در رشد علم در غرب چه بوده است؟
دین نقشی حیاتی در به جریان انداختن علم در اروپا ایفا کرده است. آموزه آفرینش کلید مساله بود. خداوند جهانی منظم و ممکن را آفرید. به تعبیر دیگر، الگوهایی عقلانی در جهان طبیعی وجود دارند، اما از آنجا که خداوند جهان را از روی اختیار آفرید; یعنی مجبور نبود این جهان را همانطور که الآن هست، بیافریند، بلکه خود آزادانه تصمیم گرفت که جهان رابه نحو دلخواه بیافریند. از این رو، الگوهای منظم موجود در طبیعت فقط با بررسی آنها در وضعیت بی مانندشان و کشف چگونگی کار آنها قابل فهم هستند. پس برای درک نظم موجود در جهان ممکن، ضروری است که دست به آزمایش بزنیم. دین مسیح مبتنی بر وقایع تاریخی بی مانندی است نظیر اینکه خداوند در مسیح تجسم یافت. یکی از تعالیم دین مسیح این بود که خداوند از این حیث عالم را دوست می دارد که آن را در وجود مسیح و به واسطه او از عدم به وجود آورد. انسان فقط با بررسی واقعیت عینی و تاریخی وقایع می تواند معنای آنها را کشف کند. همچنین، بر پایه درکی مسیحی از تاریخ رستگاری، کل جهان را تنها از طریق تاریخش می توان تبیین کرد.
دین مسیح بسیاری از پیشفرضهای ضمنی مورد نیاز علم را فراهم کرد. فلسفه قرون وسطی در شکلهای اسلامی و مسیحی اش نیز با فراهم ساختن بسیاری از ابزارهای فکری مورد نیاز برای «تولد» علم، مثلا، رابطه کلی و جزئی در منطق به این امر یاری رساند.
بسیاری از دانشمندان بزرگ بر انگیخته شدند تا کار پژوهش را به عهده بگیرند و حتی نظریه های علمی ای مطرح کنند که آنها را با بصیرت ایمانی (۶) خود نسبت به جهان متعلق به خداوند سازگار می دید.
۶. آیا می توانیم علم دینی داشته باشیم؟
به معنای دقیق، نه. علم اصول و روشهای مناسب و خاص خود را برای فهم [اشیاء] دارد. اما ایمان دینی می تواند انگیزه لازم را برای به کار بستن علم و نیز درکی از پیشفرضهایی که علم را ممکن می سازند، فراهم آورد. دانشمندان، اعم از مؤمنان، ملحدان یا لا ادری گویان همگی می توانند در سطح علم و بر پایه منطق آن، سخن یکدیگر را بفهمند. آنها همگی جزء کار سترگی هستند که آن را «علم » می نامیم. به محض این که اصول علم به واسطه منطق و آزمایش به طور قاطع اثبات شوند، دیگر ضرورتی ندارد که برای ایجاد انسجام درونی بین آنها به یک اصل ایمانی (۷) متوسل شویم.
۷. آیا علم می تواند از دین بی نیاز شود؟
خیر! علم می تواند پدیده های طبیعی را تبیین کند، اما نمی تواند تنها با منابع خاص خودش معنای غایی عالم هستی را کشف کند. این مساله فراتر از روشهای آزمایشی است که علم به کار می بندد. این فقدان افق [بینش] مطلق در علم می تواند دریچه ای به سوی ایمان باشد; زیرا مساله هدف غایی را پیش می کشد. به عنوان مثال، علم ممکن است تا اولین پدیده در آغاز «مهبانگ » به عقب برگردد، ولی این امر با آفرینش جهان از عدم توسط خداوند یکسان نیست. می توان گفت در عین حالی که علم به ما کمک می کند تا درباره خداوند شناخت پیدا کنیم، او را شخصا به ما معرفی نمی کند. یکی از کارکردهای ایمان این است که روشنی بخش علم به عنوان جزء سرنوشت ما باشد.
۸. آیا می توان حوزه های فعالیت علم و دین را کاملا از یکدیگر تفکیک کرد؟
تفکیک به معنای تقسیم، نه! و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
