خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ترک بعضی عادات بد،…(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ترک بعضی عادات بد،…(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی تطبیقی و انتقادی به معرفت شناسی کانت(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی تطبیقی و انتقادی به معرفت شناسی کانت(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
14دقیقه
37ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 53

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی شامل 64 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی عرفا ؛ ۳ شیخ سید حیدر آملی :

اشاره:

دیدگاههای عرفا در مباحث معرفت شناختی (هرچند نه با این عنوان) در متون عرفانی مطرح شده اند. در شماره های پیشین نظریات عین القضاه همدانی و صدرالدین قونیوی در این خصوص مورد بحث قرار گرفت. این مقاله به دیدگاههای عارفی دیگر یعنی شیخ سید حیدر آملی پرداخته است. در راستای این هدف، نگارنده ضمن معرفی اجمالی شخصیت علمی سید حیدر آملی، به استخراج، طبقه بندی و طرح دیدگاه های وی پرداخته است.

***

بهاءالدین حیدربن علی حسینی (۷۲۰۷۸۷ ه.)که از بزرگان عرفان و تصوف اسلامی شیعی است، یکی از شارحان بزرگ ابن عربی است که نه تنها به شرح آراءعرفانی وی پرداخته، بلکه در مواردی هم خود به تأسیس اصل و تبیین خاص مسائل دست زده است. از جمله آثار معروف او می توان: جامع الاسرار و منبع الأنوار، اسرارالشریعه و اطوارالطریقه وانوارالحقیقه، نقدالنقودفی معرفه الوجود، المحیط الأعظم، و نص النصوص در شرح فصوص و ده ها کتاب و رساله مهّم دیگر را نام برد.

اکنون ما گزیده ای از نظرات و اظهارات او را، از نصّ النصوص، بخش مقدمات، در مورد مبانی و مسائل معرفت شناسی عرفا می آوریم.

سید حیدر آملی رکن سّوم از بخش سوم مقدمه شرح فصوص خود را به بحث علم اختصاص داده است و در آنجا وارد بحث از معارف عرفا و مبانی معرفت شناسی آنان می گردد. او می کوشد معارف صوفیه را از لحاظ مبانی، قلمرو، اهداف و ماهیّت، با علوم اهل کلام و فلسفه مقایسه کرده و در حد امکان مطلب را روشن سازد.

از آنجایی که بخشی از این مباحث به مسائل معرفت شناسی مربوط است، ما هم بر آن شدیم گزارش مناسبی از بیانات ایشان را به عنوان بخش سّوم گزیده فصوص و بیانات عرفا در مورد معرفت شناسی مطرح کرده، سپس به جمع بندی و نتیجه گیری آن بپردازیم.

۱. تعریف معرفت عرفانی

تعریف این گونه معرفت اساسا کار دشواری است؛ چرا که عّده ای آن را بدیهی و وجدانی و عّده ای دیگر کسبی و ضروری می دانند. گرچه مطلقِ معرفت را نمی توان تعریف کرد، امّا در حّدی که سودمند افتد می توان گفت که:

«معرفت نزد صوفیه، چیزی است که برای اهلش تنها از جانب خدا به صورت وحی یا الهام یا کشف کشف می گردد.»(۱)

سپس نکته ای را از یکی از مشایخ چنین نقل میکند که:

«معرفت، اخّص از علم است. برای اینکه معرفت به دو معنی به کار می رودکه هر یک از آن دو نوعی از انواع علم است: یکی فهم باطن کسی از روی نشانه هایی در ظاهر وی، چنانکه درآیه کریمه آمده است: و آنان را با نشانه هایی در چهره شان توانی شناخت.»(۲) و دیگری، درک دوباره کسی که مدّتی پیش دیده بودی. مثلاً کسی را که سال ها پیش با هم بودید، اگر دو باره ببینید می گویید که او را شناختم. مورد معرفت در نوع اوّل «غائب» و در نوع دوّم “شاهد”است و تفاوت عارف با عالم جز براساس تفاوت معرفت ها نیست. بنابراین عارفان و عالمان متفاوتند: برخی برای شناخت خداوند، راهی جز اندیشه و استدلال ندارند. استدلال از فعلش به صفتش واز صفتش به اسمش واز اسمش به ذاتش: «و آنانند که گویی از راه دور خوانده می شوند.»(۳) و برخی دیگر بر بال عنایت ازلی نشسته، تا حریم شهودپرواز نموده ،به دیدار مطلوب خود نائل می گردند. چنانکه از پیش در ساحت پیمان “الست “مشاهده کرده بودند. اینان بر خلاف معرفت نوع اول از شهود ذات به معرفت اسماء و صفات می رسند. البته میان این دو، فرقی است از زمین تا آسمان. در معرفت نوع اوّل سرو کار عارف با خیال دور از واقعیّت بود. چون به مطلوب خود، عینا دستی نداشت، امّا در معرفت نوع دوّم، عارف به دیدار مطلوب خود رسیده، مانند شخص بیداری است که با چیزی روبه رو شده باشد.(۴)

آملی پس از نقل این عبارت و عبارتی از غزالی چنین می گوید:

«منظور آن است که از نظر عرفا، معرفت، غیراز علم است و نیز معرفت در مورد واجب و ممکن، برتراز علم است. برای اینکه شناخت واجب جز با کشف و شهود ممکن نیست. چنانکه اگر به تحقیق بنگریم، علم به ممکنات هم، جز با شهود و کشف امکان ندارد، بلکه محال است؛ زیرا چنانکه گذشت، حقیقت ممکنات، چیزی جز واجب نیست.»(۵)

در جای دیگر می گوید:

«نتیجه آنکه علم اعّم از معرفت بوده و معرفت اخص از علم است ··· و علم چیزی جز کشف فراگیر تمییزی و انفعالی نسبت به ما نیست، امّا نسبت به واجب، کشف تام حقیقی ذاتی و فعلی است.»(۶)

سپس با کمی بحث در باره تعاریف علم می گوید:

«گزیده محصول بحث های علما در باره علم این است که: علم عبارت است از کشف تام چهره معلوم خاص مورد نظر در آن علم؛ و این تعریف مورد قبول اهل عرفان است.»(۷)

۲. موضوع عرفان

سید حیدر آملی پس از بیان موضوع حکمت، کلام و سایر رشته های دانش از قبیل ریاضیات، طبیعیاّت و منطق، موضوع معرفت عرفانی را چنین بیان می کند:

«موضوع علوم حقیقی، یعنی معرفت صوفیه، عبارت است از معرفت ذات، اسماء، صفات و افعال حق و معارف وابسته به این ها.»(۸)

سپس با توضیح مختصری موضوع حکمت، کلام و عرفان را به یک حقیقت برگردانده و فرق بنیادی آن ها را مربوط به روش تحقیق می داند.(۹) آنگاه درباره این گونه روش های مختلف چنین می گوید:

«حکیم، باید معارف و مطالب حکمت را از راه برهان های عقلی و مقدمات قیاسی و ترتیبات منطقی به دست آورد و گرنه محروم و محجوب مانده و با اهل حکمت و دیگران به ستیز می پردازد. متکلّم نیز معارف خودرابردلایل عقلی و شواهد نقلی استوار ساخته ،از این راه به عقاید درست و قواعد یقینی دست می یابد و هر که از این روش بر آن نتایج دست نیابد،از مقصود دور مانده و با اهل کلام و دیگران درگیر شده ومجادله می کند، امّا صوفیان معارف خود را از کشف و شهود گرفته، به یافت و شناخت می رسند. این کشف و شهود، محصول فیض، تجلّی ،القاء و قذف الهی است که گاهی آن را «وحی»، گاهی «الهام »و گاهی «کشف» می نامند؛ با همه طبقات و درجات این معارف. صوفی با این کشف و شهود، به مقصود و مطلوب خود می رسد و چون به مقصود رسید، با هیچ کس به ستیزه و مخالفت نمی پردازد؛ زیرا می داند که همگان طالب حق اند اگر چه به بیراهه روند! و روی همه به سوی حق است، اگرچه دچار اختلالند؛ چرا که “راه ها به سوی خدا به شماره نفس های آفریدگان است.” با این وصف، بر گمراهی و اختلال کارشان در دین حق، جز بر پایه مبانی خودشان استدلال نمی کنیم. برای اینکه آنان به نادانی و ناتوانی خود اعتراف کرده اند، امّا حکما که بزرگ و پیشوای آنان ابن سیناست، در بیش تر کتاب هایش به جهل و ناتوانی خود در دست یافتن به حقیقت همه چیز اقراردارد. خواه آن چیز واجب باشد یا از ممکنات، بسیط باشد یا مرکب. چنانکه در یکی از کتاب هایش می نویسد: “رسیدن به حقیقت اشیاء در توان بشر نیست برای اینکه ما جز خواص و لوازم و عوارض اشیاءرانمی شناسیم. ما فصول حقیقی همه اشیاء را نمی دانیم تا با آن فصولِ قوام بخش، به حقیقت آن چیزها پی ببریم. همین قدر می دانیم که آن ها چیزهایی هستند که عوارض و خواص و لوازمی همراه دارند. ما حقیقت خدا، عقل، نفس، فلک، آتش، هوا، آب و زمین را نمی شناسیم. ما شناختی از حقیقت عرض ها نداشته، سیاهی و سفیدی را نمی شناسیم.”

به بیان دیگر می گوید:

“ما حقیقت خدا را نمی شناسیم، اما همینقدر می دانیم که او، واجب الوجود است و این از لوازم اوست نه حقیقتش و با این لازم به لازم های دیگر پی می بریم. مانند یگانگی و صفات دیگر و اگر بتوان حقیقت واجب را عبارت از چیزی دانست که ذاتا وجود دارد. این عبارت نیز در حقیقت به چیزی دلالت دارد که ما آن را نمی شناسیم. و حقیقت واجب نه وجود است، نه ماهیت. چون ماهیات وجودشان را از دیگری می گیرند. در حالی که واجب ذاتا علت وجود است.”

ابن سینا در این باره یک قاعده کلّی دارد و آن اینکه:

“درک حقیقت اشیاء در توان انسان نیست، برای اینکه آن ها یا بسیطند یا مرکّب. بسایط را نمی توان شناخت. چون معرفت حقیقی با جنس و فصل امکان دارد. در حالی که بسایط جنس و فصل ندارند و مرکّبات هم چنینند. برای اینکه شناخت مرکّب، در گروه شناخت اجزای بسیط آن است و چون بسایط را نمی توان شناخت. پس مرکّب را هم نمی توان شناخت. بنابراین انسان باید از شناخت حقیقت اشیاء چشم پوشیده و آن ها را تنها با عوارض و لوازم بشناسد.”(۱۰)

سپس با نقد دیدگاه ابن سینا در قدم عالم و علم واجب به جزئیات، چنین می گوید:

«حکما بر دو گروهند: فلسفی واشراقی ،ودر ردّ هر یک از این دو گروه به بیش از آنکه طرف مقابلش گفته، نیازی نیست!»(۱۱)

آنگاه به نقد اهل کلام و علمای ظاهر پرداخته، عقاید امام فخررازی را به عنوان بزرگ ترین و داناترین شخصیّت، در مورد زیادت وجود واجب بر ماهیّت آن و نیز عقیده او و اشاعره را در زیادت صفات واجب برذات او، مورد نقد و اعتراض قراد داده، و می گوید:

«مقصود ما آنکه وقتی نظر اینان در مورد وجود و صفات حق چنین باشد، در معرفت چیزهای دیگر چگونه خواهد بود؟! در حالی که شناخت اشیاء بدون شناخت حق امکان ندارد»(۱۲)

آنگاه با نقدی بر دیدگاه متکلمان و اینکه بنابرروش آنان دستیابی به معرفت امکان ندارد؛ چنین می گوید:

در نقد اهل کلام توجّه به این نکته کافی است که آنان بر دوگروهند: اشعری و معتزلی. و این دو گروه به قدری یکدیگر را مورد نقد و اعتراض قرارداده اند که به بیش ازآن نیازی نیست و ما در اینجا علاوه برهمه این ها نقد حکماو صوفیّه را هم ازکلام و متکلّمین در دست داریم. می گویند فخررازی شبی گریه می کرد. یکی از شاگردانش پرسید: که چرا گریه می کنی؟ امام فخر رازی گفت: من سی سال بود که یک مسأله را درست می دانستم. اکنون فهمیدم که درست نبوده است. شاگردش گفت: استاد! از کجا معلوم که سی سال دیگر بطلان این مسأله هم روشن نگردد و چه دلیل دارد که همه معلومات تو چنین نباشد. شیخ بزرگ محی الدین ابن عربی هم نامه مفصّلی به فخررازی نوشته ضمن نقد معلومات او به تشویق وی پرداخته است تا به شیوه صوفیان از راه کشف و شهود به معرفت حقیقی نائل گردد و مانند صنعتگران به دسترنج خود کفایت نکرده از عطا و انعام الهی بهره مندگردد.»(۱۳)

آنگاه به نقل ابیاتی از فخررازی پرداخته که مضمون آن ها اقرار به ناتوانی از دست یافتن به معرفت حقیقی است. سپس دیدگاه خود را با نقل مطالبی ازابن عربی تأیید می کند و اینکه راه یقین جز براهل کشف بسته است. آنگاه از علی(ع) نکته های را در این باره نقل می کند که: حضرت یاران خود را نصیحت می کند که مانند خر آسیاب گردان نباشند که شب و روز با چشم بسته راه برود، امّا وقتی که چشمش باز شد خود را بر جای اولش بیابد،و نیز از آن حضرت نقل کند که فرموده است:

«شریعت رودخانه است و حقیقت دریا. عالمان فقیه، به دور رودخانه می گردند و حکیمان تیز فهم به دریا رسیده و به دنبال گوهرند و عارفان واصل در کشتی های نجات نشسته به سیر می پردازند.»(۱۴)

آنگاه بعداز این مقّدمات به تعریف کلّی موض

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.