اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 55
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) شامل 88 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتگو با آقایان حمید سبزواری (شاعر انقلاب) و محمدصادق کوشکی (محقق و نویسنده) :
اشاره:
استاد حمید سبزواری برای علاقه مندان به حوزه ی ادب فارسی به ویژه ادبیات منظوم انقلاب، چهره ای آشنا و نامی پرآوازه است؛ چه این شخصیت فرهنگی و شاعر گرانمایه، افزون بر اینکه از مفاخر ادبی معاصر این مرز و بوم اسلامی به شمار می روند، با توجه به خدمات ارزنده ای که از سر خلوص و اخلاص و ایمان به فرهنگ و ادب و هنر و انقلاب ارائه کرده اند، «شاعر انقلاب» لقب گرفته اند که این عنوان به حق زیبنده و شایسته اوست. زمانی که بنا شد مصاحبه ای با استاد سبزواری در باب ادبیات انقلاب اسلامی داشته باشیم، شاعر بزرگوارمان با روی گشاده، محبت و کرامت خاصی پذیرا شدند. ذیلاً حاصل این مصاحبه که بیانگر ژرف نگری، دانش و بینش، ظرافت روح انسانی و لطافت طبع ادبی استاد است به علاقه مندان تقدیم می شود.
***
با تشکر از حضرت عالی، به عنوان اولین سؤال جلوه های شعری و ادبیات منظوم انقلاب اسلامی را چگونه تحلیل می کنید و به طور کلی نظرتان درخصوص فرایند نظم پیش از انقلاب و در جریان انقلاب چیست؟
انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود. حرکت مردم میهن ما به خاطر منقلب کردن فرهنگ اسلامی ما بود. یعنی تلاش مردم این بود که از نو ارزش های والای اسلامی را در ایران زنده کنند. ایران یکی از سنگرهای بزرگ اسلام و تشیع است یعنی بیشترین مهم را در طول تاریخ در درک و فهم و نشر و گسترش فرهنگ اسلامی، بزرگان ایرانی دارند که ما وقتی خواسته باشیم از این نقطه نظر سالیان دراز از دعوت اسلام تاکنون را نگاه کنیم، با نگاهی منصفانه باید گفت بیشترین مهم را در گسترش اسلام و در زنده نگه داشتن آیین الهی ملت ایران داشته است. یک دورانی به ما گذشت، اسکتبار و استکبار و غرب به طور کلی، سالیانی با دسایس خود و خریدن برخی از روشنفکر نمایان مملکت ما وجود داشت فرهنگ خود را بر جامعه ما تحمیل کردند تااینکه به اشغال فیزیکی کشور هم در ۳ شهریور ۱۳۲۰ کشید. از آنجا مبارزاتی بین ملت ما و دولت اشغالگر پیش آمد. گرچه خوب اینها هم درمقابل اندیشه های اسلامی، عده ای طرفداران و احزاب پیر و طرفدار خود را پیدا کردند.
در این جریان پس از اشغال ایران، آنچه که ما روشنفکرانی را در مملکت ما غرب زده شده بودند و با غرب زدگی مان صنعت را دلیل بر پیشرفت فکری می دانستند. مسلما وجود صنعت نشانگر پیشرفت است ولی مسایل فکری ورای این مسایل است. در آنچه که به روح و اعتقادات انسانی مربوط می شود و با خدا ارتباط برقرار کند و دست انسان دیگری را بگیرد جدای از مسایل فیزیکی است. آنهایی که بر مملکت ما حکم می راندند مردم را در بی خبری گذاشتند و حداقل از دوران صفویه به این طرف فشار غرب برما وارد شد و منتها سلاطین قدرت داشتند هرچند مناطقی را از مملکت ما جدا کردند در عین حال مرکزیتی داشتیم.
توانستیم در مقابل به صورت فیزیکی مقابله کنیم ولی اندیشه هایشان نفوذ کرد. اندیشه هایشان از راه به رخ کشیدن صنایع پیشرفته شان نفوذ دادند و در باور مردم این گونه مطرح کردند که شما عقب مانده هستید. در سال های بعد نیز حاکمان ما متأسفانه از غربیان احساس ضعف داشتند. هرچند تعدادی افراد بودند که عنصر ایرانی را می دیدند ولی چون عناصر ارتباطی دست طرفداران غرب بود مردم کمتر توجه می کردند این جریان ادامه پیدا کرد. ماهم این قضیه القا شده بود که آنچه باعث عقب ماندگی ماست، اسلام و دین اسلام است. معلمین اواخر پهلوی دوم به ما القا می کردند که ما چیزی نداریم و آنچه هست، آنها دارند و می گفتند که صنعت نفت برای ماست. در حالیکه بعدها مشخص شد پشت قضایای نفت، بریتیش پترولیوم بود که به ما می گفتند پارس است. در خلال این مسأله فرهنگ غربی را با ایسم های مختلفی در مقابل اعتقادات اسلامی القا می کردند.
ما در دوران پهلوی یک ملت عقب مانده، دور از خودی خود بودیم، یعنی خودمان را باور نداشتیم. پیرمردی پیدا شد و مبارزه را شکل دیگری به آن داد. مردی که پخته بود و در جامعه همه چیز را در خصوص اسلام و ادیان درک کرده بود و شناختی نسبت به مکاتب رنگارنگ غرب داشت. این پیرمرد ما را به سوی حق راهبری کرد یک حرکت اگر از یک فرهنگ بالایی استفاده نکند راه به جایی نمی برد. وقتی امام را شناختیم، من خودم سعی کردم در سه لوحه برنامه خودم داشته باشم که آرمان های امام را در شعرهای خودم مطرح کنم. من با خودم فکر کردم و گفتم که خدا و پیغمبر چه گفته و این پیرمرد نیز چه می گوید. در این پیرمرد حقیقتی رادیدم که شروع کردم به طرفداری از ایشان گرچه اول در پرده افکار ایشان را در اشعارم منعکس می کردم. کم کم در این اواخر که خیلی ها این اندیشه در ذهنشان پیدا شد، از این جهت از روی طبقه برجسته مملکت پیدا شدند.
بودند بسیاری از روشنفکران که حقیقت را دریافتند و از روحانیت هم امام را شناختند و به یاری انقلاب شتافتند.
اگر اشعار پیش از انقلاب را مطالعه کنید، مشاهده می شود که این اشعار یک انگیزه ای در درونشان هست و مردم را به سویی می خوانند که مورد قبول رژیم حاکم نیست. همه مقالات و اشعار و کارهایی نیز که توسط علمای قم شروع شده بود به دنبال پیروزی بودند و در مقابل اراده پروردگار کسی کاری نمی تواند انجام دهد. حضرت امام ما را به جایی رسانده بود که به این مسایل اعتقاد کامل داشتیم. ایشان به ما روحیه می داد و زندگی با افتخاری را به ما نوبد می داد. با شناختی که در امام داشتم، اشعاری را در روزنامه ها و مجلات در دفاع از ارزش های انقلاب منتشر می کردم. اگر از فرهنگ انقلاب بخواهیم صحبت کنیم به نوشته های چند نویسنده یا روزنامه نمی توان اکتفا کرد. آنچه در ایران انجام می شد از شعارها، شبنامه ها، منابر و مساجد و غیره که پیشقدم بودند نموداری از فرهنگ ما بودند و اگر خواسته باشیم فرهنگ انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم باید به این موارد رجوع کنیم.
جناب استاد! اشعار و شعارهایی که جناب عالی به آن اشاره کردید چه ویژگی ها و به عبارتی چه حال و هوایی داشت؟
اصولاً مبارزه کردن با یک کار خطایی روش ناصحیح برای به دست آوردن حقیقت یک لذتی را در انسان ایجاد می کند. من این آرمان را نداشتم که با پیروزی انقلاب، به مقامی دست یابم صرفا به خاطر اینکه انقلاب به جایی برسد شروع کردم به مبارزه انقلابی و نوشتن اشعاری که از ارزش های انقلاب دفاع می کرد. این خود یک لذت دارد.
انسان مبارز از هیچ چیزی نمی ترسد و مبارزه می کند این یک لذتی شیرین دارد. در آن زمان من غالباً شعر می گفتم که این شعرها را کم کم به سمت سرنگونی رژیم کشیدیم. این کار را از آغاز سلطنت شاه انجام دادم و شروع به مبارزه با رژیم کردم. وقتی امام مطرح شدند آن موقع مبارزات من جهت دار شد. در اشعار و سرودها برای ما راهی باز شد که بر خیزش مردم راهی ببریم. امام هم کم کم در این اواخر سال های نزدیک به انقلاب، زمانی که به عراق رفتند اعلامیه هایشان برای ما می آمد و این اعلامیه ها برای ما دستورالعمل بود.
در رابطه با همین اعلامیه ها شعر می گفتیم و راه و روش در اختیار مردم قرار می دادیم. آنچه که از گذشته های تاریخ به مردم گفته می شد در مجموع دستاوردهای علاقه مندان و روشنفکران انقلاب بود که فرهنگ انقلاب ناشی از کارهای اینهاست.
برخی از بیداری که مردم پیدا کرده بودند بیشتر می ترسیدند تا اینکه ما به اسلحه ای مجهز شویم. این بیداری برای آنها خطرناک بود و به مبارزه با طرفداران امام برخاستند. وقتی دیدند این حربه ها کارآمد نیست دست به ترور زدند و طرفداران امام را ترور می کردند. و نتیجه نگرفتند. من مطمئن هستم این حرکت نیز برای ما فایده داشت چرا که باعث شد بیشتر متحد شویم.
استاد سبزواری! با توجه به اینکه حضرت امام به عنوان بنیانگذار انقلاب، دیوان شعری غنی از مفاهیم و مضامین عرفانی داشتند، جناب عالی تأثیر این اشعار عرفانی را بر ادبیات نظم انقلاب در چه مواردی می دانید؟
البته، عرض کنم جریان عرفان درجات و مراتب متعددی دارد. پاره ای بزرگان تا نزدیکی های معصوم رسیده اند مثل امام. برخی دیگر نیز در راهند و برخی نیز تازه در راه هستند.
مسایل اسلامی یک معنویاتی دارد که اشخاص قرین به معصومین از آن بهره مند هستند. امام یک عارف بود و ما شعر عرفانی در تاریخ ادبیاتمان، داشتیم مثل حافظ و مولانا، امام ادعای شاعری ندارد و اگر کسی خواسته باشد از این نقطه نظر به اشعار امام توجه داشته باشد، به امام جفا کرده است. امام شخصیتی نیست که کوچک شود. من نسبت به اصل مسأله هنر شاعری عرض می کنم. نه باورهایی که در کار هست و دستاوردهای عرفانی که دارد. در آنجا ایشان به کمال است. منتها اشعار امام را با شعر حافظ مقایسه کردن خدمت به امام نیست. امام خودشان ادعایی را نیز در این زمینه نداشتند. ایشان جوششی در وجودشان هست و در اشعارشان این جوشش را بروز می دهند. اشعارشان خوب است منتها این خوبی هم از نظر صنعت شعری درجات متعددی دارد.
از نظر معنوی و عرفانی سرشار است. نباید از امام یک حافظ تراشید. امام شخصیتی است بسیار معنوی با بینشی فوق العاده که حتی فراتر از حافظ قرار دارد. حال چرا برخی نمی آیند امام را با این ملاک با حافظ بسنجند. حافظ شاعر بزرگی است ولی کجا مبارزه کرده است در حالی که در زمان سلاطین جور می زیسته است. این شخصیت امام برای ما اهمیت دارد ضمن اینکه برخوردار از کمال و معنویتی عرفانی است این کمالات خود را در یک شعر متوقف نمی کند و آن را در یک جامعه تسری می دهد. از یک بعد به معنویت امام و از بعد دیگر به بینش معنوی، سیاسی و اجتماعی امام توجه داشته باشیم.
امروزه متأسفانه در دانشگاه ها نشریات و کارها را دست کسانی داده اند که هیچ شناختی از امام ندارند. کسانی که در جبهه ها جانشان را کف دست خود گذاشتند امام را شناختند و از دور به امام عشق می ورزیدند.
مقصود برخی انحراف مردم از آرمان های انقلاب بود و در واقع می کوشیدند مردم را از انقلاب بیزار کنند در حالیکه امام شخصیتی بود در اوج همه این مسایل.
باید برای معرفی امام از روحانیان و شخصیت های هم سطح امام که آشنایی به آرمان های ایشان داشته باشد، استفاده کرد از جمله آیات عظامی که زنده بودند. امروزه افرادی در دانشگاه ها راه یافته اند که مجیز بیشتر می گویند تا شعر، هرکجا که می روند دعاگوی رئیس هایشان می باشند.
اما مطمئن هستیم که این راهی را که امام در پیش گرفته بود به جایی می رسد که همه ملت ها از اسارت نجات پیدا کنند و منتها با این کارها، کار را به تاخیر انداختند. فرهنگ انقلاب، فرهنگ پیامبر است. فرهنگ متاثر از علی(ع) و اولاد علی(ع) است و با وجود سرمایه های بزرگی در فلسفه و عرفان و ادبیات دانستیم که سرمایه های عظیم فرهنگ ما به شمار می روند و باید مدارس و دانشگاه ها و حوزه ها را به افرادی واگذار کرد که نه برای نام و نان، عقیده شان را فنای این مسایل می کنند.
جناب استاد به عنوان آخرین پرسش، سوالم این است که این فرهنگ اصیل و میراث نابی که از انقلاب به دستمان رسیده بتوانیم حفظ کنیم و آن را اشاعه بدهیم؟
من فکر می کنم این مسایل را در ضمن عرایض گفته باشم. منتها مسأله ای که وجود داراد این است که ما باید به خاطر داشته باشیم تا جایی که می توانیم گرد رهبر انقلاب باشیم و از فرمایشات و رهنمودهای ایشان استفاده کنیم. در متون اسلامی یک بازگشتی داشته باشیم. مطالعه ای توام با تفکر و مقایسه با مکاتبی که به نسل جوان ما منتقل می شود. مسایلی که یک جاذبه هایی جوان را تحت تأثیر قرار می دهد باید کاری کنیم درورای این مسایل جاذبه های فراتری را بهوجود بیاوریم و جوان را از نظر وجدان بیدار کنیم باید استدلالی کنیم که مقام انسانیت جوان شکوفا شود و بایستی مبارزه طولانی را در بازگشت به اسلام داشته باشیم شعار ندهیم و عامل باشیم. اگر گفتیم خیانت براست و مال اندوزی براست نباید خیانت کنیم و مال اندوزی کنبم. ما باید مطئمن به پیروزی خودمان باشیم و مبارزه را ادامه دهیم.
دشمن چیزی ندارد و ما را به چیزهایی می فریبد که سطحی است و خیلی زود ما باید جایگزینی برای اینها مطرح کنیم. جوانان ما خوب می توانند بین حق و باطل را تشخیص دهند بایستی با این تیپ، رابطه برقرار کرد. یک رابطه صمیمی و دوستانه و مهربانانه. جوان نیازمند ستایش کرامت های نفسانی وی است نه اینکه توسری خور باشد. باید از راه مقایسه مکاتب و مقالات و اشعار بایستی پرباشد از مطالب اسلامی و کارگشا باشد برای جوانان برای شناخت.
من معتقدم که اگر اسلام را درست و ساده و بی پیرایه به جوانها عرضه کنیم، جوانها خودشان تشخیص شان خوب است و انتخاب می کنند. ما هم آثار مارکسیست ها و لنین و استالین را خواندیم. و حتی قدمی هم برداشتیم ولی دیدیم که حقه و نیرنگ است و برگشتیم. پیامبران الهی و ائمه دین برای دنیا جنگ نکردند اگر پیروز شدند در راه اعتقادشان بود و اگر هم شهید شدند به معنی پیروزی شان بوده است چون مردم فهمیدند در چه راهی باید قدم بردارند. باید باورهای مردم را اگر نادرستی های در آنهاست، حقایقی در باورهای مردم جا دهیم که راهی را به درستی به حقایق باز کنیم نه فقط شعار و حرف هایی که گوش نواز و پرطنین باشد ولی در عمل چیزی نباشد. ما باید در کارهایمان صداقت داشته باشیم و به سوی خدا برویم. ما یک ملت فداکاریم و باز اگر گلوله ای شلیک شود همین جوانهای ما در مقابل آن خواهند ایستاد. باید با حقایق اسلامی آشنا شد.
با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.
(۲)
اشاره:
انقلاب اسلامی ایران خالق فضایی بود که در درون این فضا، ادبیاتی شکل گرفت و رواج یافت. با وقوع انقلاب، نسل جدیدی از اد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
