خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی ؛ نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی ؛ نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید جمال الدین دین پرو ر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید جمال الدین دین پرو ر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
09دقیقه
34ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 51

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اختلاف نظر فقها در مساله غنا در دوره صفوی :

مقدمه

اجتهاد فقهی، تلاشی است عالمانه در جهت به دست آوردن احکام شرعی با اتکای بر کتاب، سنت، عقل و اجماع، در چارچوب قواعد اصولی. با این حال، شناخت بستر تاریخی یک مساله فقهی یا کلامی، می تواند در فهم درست آن کمک شایسته ای بنماید. طبیعی است که هر مساله ای در زمانی خاص پدید آمده و طی زمانی دراز، با توجه به تحولات مختلف تاریخی و موضوعی، دامنه فروعات آن وسعت یافته و همین شرایط تاریخی سبب شده است تا گاه حکم مساله تغییر کند. برای نمونه، حکم نماز جمعه، براساس آیه قرآنی مربوط و احادیث و سیره عملی رسول خدا(ص) کاملا مشخص بوده است; اما تغییراتی که بعدها در اوضاع سیاسی جامعه در باره امامت پدید آمد، سبب شد تا حکم آن در معرض تغییر قرارگیرد و اسباب اختلاف نظر میان فقها شود. شناخت ابعاد این تغییر، منوط به شناخت درست شرایط سیاسی و اجتماعی خاصی است که با عنایت به آن ها، احادیث امامان(ع) درباره حکم نماز جمعه صادر شده است. همین رویه، درباره مساله غنا نیز صادق است; زیرا صدور احادیث مربوط، اعم از تحریم یا تحلیل، در اوضاع خاصی بوده است که برای شناخت تعریف دقیق غنا و تعیین مصادیق آن، لازم است به آن اوضاع توجه شود. نتیجه آن که، به هر روی، دانش تاریخ می تواند در این زمینه، کمک شایسته ای بنماید، بدون آن که ادعای آن را داشته باشد تغییری در مبانی صدور احکام بدهد.

طبعا برای شناخت تاریخ مساله، یکی از کارهای لازم آن است که آنچه طی زمان، درباره آن مساله گفته شده، گردآوری و بررسی شود. بر این اساس، دوست ارجمند و دانشمند ما جناب استاد رضا مختاری، به همراه تنی چند از محققان و فضلا، مصمم شد تا رسائل و اقوال مربوط به غنا را در منابع شیعه و سنی و براساس ترتیب تاریخی، مدون کند. حاصل این کار انتشار سه جلد کتاب با عنوان میراث فقهی(۱): غنا و موسیقی بود که دو مجلد آن به همت مدرسه ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یک مجلد آن توسط انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، در اختیار عموم گذاشته شده و دائره المعارف جامعی از مباحثی است که در این باره صورت گرفته است. وجود این منبع بسیار با ارزش، سبب شد تا نویسنده این سطور، در این اندیشه افتد تا بر اساس آنچه در آن جا آمده، نوشتار زیر را درباره تاریخ بحث و گفتگوی فقها از غنا در دوره صفوی فراهم کند.

بحث از غنا در دوره صفوی

در کنار بحث های گسترده ای که در دوره صفوی در باب نماز جمعه و در دایره ای محدودتر، درباره مصرف توتون و تنباکو صورت گرفت یکی دیگر از مباحث جنجالی دوره صفوی در میان علما، بحث از حکم «غنا» در فقه اسلامی بوده است. برخی چنین گفته اند که نخستین بار این مساله را ملامحمد باقر خراسانی معروف به محقق سبزواری (م ۱۰۹۰ه.ق) در رساله ای مستقل مطرح کرده است. (۱) احمد تونی (م ۱۰۸۳ه.ق) که چند سالی پیش از محقق درگذشته برادر فاضل تونی (م ۱۰۷۱ه.ق) معاصر دیگر محقق سبزواری، رساله ای مستقل در باب مساله غنا داشته که متن آن برجای نمانده است. در این که کدام یک از این دو رساله مقدم بر دیگری بوده است، نمی توان سخن گفت; تنها می توان گفت، احتمال آن می رود که تونی پس از آن که محقق سبزواری مطالبی در این باره، در کفایه الاحکام یا رساله ای دیگر داشته، آن رساله را نوشته باشد.

آنچه را سبزواری در کتاب کفایه در این باره مطرح کرده و شبیه آن را فیض کاشانی در برخی از آثارش آورده و پیش و پس از آن، شماری از عالمان عارف مسلک مطرح کرده اند و پیش از آن در فقه شیعه سابقه نداشته، آن است که حکم حرمت را روی مطلق غنا نبرده و به همین دلیل با مباح یا مستحب دانستن خواندن قرآن با آواز براساس حدیث «من لم یتغن بالقرآن فلیس منا» غنای حرام را روی آوازی می برد که در زمان صدور احادیث حرمت، به مجالس لهو لعب اختصاص داشته و کنیزکان در آن مجالس به آوازه خوانی همراه با آلات موسیقی می پرداخته اند.

البته آگاهیم که پیش از آن، اختلاف نظر اجمالی درباره خواندن اشعار مرثیه امام حسین(ع) به غنا و آواز، (۲) سر دادن آواز برای حرکت شتران یا به اصطلاح «حداء» و همچنین خوانندگی زنان در مجالس عروسی، به شرطی که مردان نشنوند، وجود داشته و آنان که به حلیت این موارد اعتقاد داشته اند، طبعا آن ها را از حکم حرمت غنا، استثنا می کرده اند. آنچه محل بحث است، مواردی جز این ها و در درجه نخست، به آواز خواندن آیات قرآن و اشعار عارفانه و اذکار و ادعیه است.

در این جا باید گفت، جستجوی ما نشان می دهد، این دیدگاه، ویژه محقق سبزواری و فیض کاشانی نبوده است; اما از آن جا که حملات اصلی از سوی مخالفان به این دو نفر صورت گرفته، چنین تصور شده است که مبدع این نظر، محقق سبزواری بوده است. آنچه درباره سابقه این نظریه می توان گفت این است که، عالمان عارف شیعه یا صوفی مسلک (۳) این زمان (یعنی دوره میانی صفوی و حتی زودتر از آن) به دلیل وجود مساله سماع که در میان صوفیان اهل سنت بنیادی مستحکم داشت، و این که به اجبار می بایست راهی شرعی برای توجیه آن میان شیعیان متمایل به تصوف مطرح می شد، روی این نظر حساسیت داشته، آن را نشر می دادند. حتی اگر بحث سماع هم مطرح نبود، که البته میان این قبیل عالمان مطرح و مورد حمایت صریح واقع نشد، بحث خواندن اشعار عرفانی، در کنار اشعار مرثیه خوانی و غیره، چنین بحث فقهی را می طلبید. بنابراین، طرح مساله غنا، حتی اگر در ظاهر از اظهار نظر محقق سبزواری و فیض آغاز شد، میان عالمان شیعه، آنان که تمایلات عرفانی داشتند، مطرح بود. ریشه آن دست کم به اعتقاد مخالفان آن ها به عقاید سنیان صوفی مسلک برجسته ای چون غزالی بر می گشت که البته آن نظر، موافقت مانندی با چندین حدیث موجود در کتاب کافی در باب تلاوت قرآن با صوت حسن داشت; روایاتی که شبیه آن ها در منابع سنی هم آمده است. دارابی از صوفیان ذهبی مذهب دوره اخیر صفوی، عقیده به این را که صوت حسن غنا نیست درست یا غلط به شیخ طوسی، سید حیدر آملی، ابن ابی جمهور احسائی، ابن فهد حلی، شیخ رجب برسی، شیخ علی بن هلال جزائری، ملاعبدالرزاق کاشی، شیخ بهائی، ملاصدرای شیرازی و ملامحمد صالح مازندرانی نسبت داده است. (۴) گرایش غالب بر بیشتر این افراد، از همان نوعی است که در مجلسی اول، فیض کاشانی و محقق سبزواری می توان یافت.

در میان عبارات این قبیل افراد، نخستین فردی که متن صریحی از او در دسترس است، میرصدرالدین محمد دشتکی (زنده در ۹۷۳ه.ق) است که پس از اشاره به این که «امامیه و شیعه، غنا و آلات آن را به طور مطلق حرام کرده اند»، می نویسد:

اما من می گویم: خواندن قرآن و احادیث و اشعاری که مشتمل بر حکمت و موعظه و نصایح و تحمید و تمجید خداوند و وصف رسول و مناقب اهل بیت(علیهم الصلاه والسلام) است، اگر راست باشد و برای خدا و کسب ثواب و نصیحت مؤمنان با صدای نیکو خوانده شود و از زن اجنبی یا پسر بچه، که شایبه فسق و شهوت در آن است، صادر نشود، «فلا اری به باسا بل اراه مستحبه مندوبه الیها لزیاده تاثیرها حینئذ فی القلوب; (۵) به نظر من اشکالی ندارد، بلکه مستحب است; چرا که به این صورت، تاثیر بیشتری در دل ها می گذارد».

نمونه دیگر آخوند ملا محمد تقی مجلسی (م ۱۰۷۰ه.ق) است که همین تمایلات را داشت. او نیز روی صوت نیکو در قرائت قرآن تاکید زیادی داشت و در پاسخ پرسشی که از او شد، کوشید تا خواندن قرآن را به صورت زیبا از مصداق غنای حرام خارج کند. وی می نویسد:

بعضی توهم کرده اند که هر چه موافق مقامی از مقامات دوازده گانه یا بیست و چهار شعبه باشد، آن غناست; و غلط [به معنای اشتباه قدس سره کرده اند; [چراقدس سره که هر صدایی که از حیوان [نیزقدس سره بر می آید، موافق مقامی از مقامات است و تحقیقش آن است که بسیار است که آدمی مفتون آواز خوش می شود و او را از حق تعالی باز می دارد و اگر در مقام محبت است، سبب ازدیاد محبت می شود و اگر کسی در این مقام نباشد، نشنیدنش اولی است. (۶)

شبیه همین فتوا را از عالم عارف دیگری در این دوره، با نام محمد علی سبزواری (م ۱۰۷۸ه.ق) داریم. وی باب دهم کتاب تحفه العباسیه خود را که به شاه عباس دوم (سلطنت ۱۰۵۲-۱۰۷۷ه.ق) تقدیم کرده، به این صورت عنوان گذاری کرده است: «در بیان آواز خوش و در بیان آن که هر آواز خوشی غنای مذموم در شرع نیست ». وی در این فصل ابراز می دارد که «پس، آوازخوش، از حیثیت خوشی حرام نیست ». وی با استناد به روایاتی که شیخ کلینی در کتاب کافی در باب تلاوت قرآن یا «باب ترتیل القرآن بالصوت الحسن » (۷) آورده است، می نویسد:

پس، حرام شدن آواز خوش را سببی باشد که او چون موجود شود، استماع آواز خوش حرام بود. مثل آواز زن نامحرم یا پسری که شنیدن او موجب انبعاث شهوت شود، یا آواز کسی که با چیزی خواندن، رباب و چنگ و بربط و امثال آن زند; زیرا که اکثر احادیثی که در مذمت غنا واقع شده، دال است بر مذموم بودن آواز ،جهت مقارن بودن با ساز.

وی در ادامه به رد این نظر که مطلق غنا با تعریف «کشیدن آواز مشتمل بر وصفین ترجیع و اطراب » حرام باشد، می نویسد:

حکم کردن به حرام بودن معانی [ظ:اغانی قدس سره مطلقا، منافی است با احادیثی که قبل از این مذکور شد; به واسطه آن که احادیث مذکور دالند بر فضیلت آواز خوش. و سرود آواز خوش است.

پس از آن چنین نتیجه می گیرد:

پس آنچه به خاطر فقیر می رسد، آن است که غنای مذموم آوازی است که مشتمل بر لهو و باطل و دروغ [باشدقدس سره و بهشت و آخرت را به خاطر نرساند. (۸)

این هم نمونه ای دیگر از دیدگاه یک عالم عارف مسلک معاصر مجلسی اول، فیض و محقق سبزواری است که نشان می دهد زمینه طرح این بحث را به جهت همان گرایش خود طرح کرده اند.

محمد باقر سبزواری و مساله غنا

به هر روی، داستان غنا با ملا محمد باقر معروف به محقق سبزواری (۹) (م ۱۰۹۰ه.ق)، که موقعیت سیاسی مذهبی بالایی در اصفهان داشت، مطرح گردید. زمانی که وی این بحث را مطرح کرد، مخالفت زیادی از فقیهان، به ویژه نسلی از فقهای عرب مقیم اصفهان را که موضع ضد صوفی داشته و این موضع را نسل اندر نسل از زمان محقق کرکی (م ۹۴۰ه.ق) به این سوی داشتند برانگیخت; به طوری که رساله های متعددی در این باره نوشته شد. وحید بهبهانی (م ۱۲۰۶ه.ق) نوشته است:

صاحب کفایه یعنی محقق سبزواری صاحب کفایه الاحکام غنای در قرآن را استثنا کرده است. شنیدم که شماری از فضلا، بیش از بیست رساله در رد بر او نوشتند که همه آنان از شاگردان آقا حسین خوانساری و از برجستگان روزگار بودند. (۱۰)

مشکلی که وجود دارد این است که آیا محقق سبزواری رساله ای در رد تحریم مطلق غنا یا به اصطلاح تحلیل غنا داشته است یا نه؟ در این باره باید گفت، در حال حاضر، دو متن از محقق درباره غنا در دست است: نخست متنی کوتاه در کتاب کفایه الاحکام [تالیف به سال ۱۰۵۵ه.ق قدس سره (۱۱) که ضمن آن غنای در قرآن را از اصل غنا، استثنا کرده است. دوم رساله مستقلی که عنوان آن رساله فی تحریم الغناء می باشد. با همه جستجویی که صورت گرفته، (۱۲) تا کنون رساله ای در حلیت قسمی از غنا از محقق به دست نیامده است. تنها شاهدی که درباره وجود چنین رساله ای در دست است، عبارت محقق سبزواری در کفایه است:

نزد ما اختلافی در تحریم غنا فی الجمله نیست و اخبار و احادیث مربوط به آن فراوان است… اما شماری از اخبار، دلالت بر جواز آن، بلکه استحباب آن در باب خواندن قرآن دارد… و ما تفصیل این مطلب را در برخی از رسائل خود آورده ایم (و فصلناه فی بعض رسائلنا). (۱۳)

این جمله، اشاره به رساله ای از مؤلف دارد که این نظر در آن جا مورد بحث قرار گرفته است; در حالی که رساله تحریمیه ایشان، چیزی برخلاف دیدگاه موجود در کفایه است.

از رساله تحریمیه او در غنا، دانشمندانی چون میرلوحی (۱۴) (م بعد از ۱۰۸۵ه.ق)، شیخ حر عاملی (۱۵) (م ۱۱۰۴ه.ق)، میرزا عبدالله اصفهانی افندی (۱۶) (م حدود۱۱۲۹ه.ق) و ملا اسماعیل خواجوئی (۱۷) (م ۱۱۷۳ه.ق) یاد کرده اند. شیخ علی عاملی (۱۰۱۳-۱۱۰۴ه.ق) نخستین ردیه نویس محقق سبزواری، پس از پایان رساله خود می نویسد که، پس از تالیف رساله خود، رساله ای از محقق سبزواری در تحریم غنا دیده است. وی به طعنه می افزاید:

البته تالیف این کتاب، نه از آن بابت است که مجتهد گاه عقیده اش تغییر می کند، بلکه چیزی جز آن است! (۱۸)

عاملی گاه در رساله اش، اشاراتی به این نکته دارد که افزون بر شنیدنی ها، مطالبی را در نوشته های محقق سبزواری دیده است. این هم می تواند اشاره فقط اشاره به همان رساله مفقوده باشد. (۱۹)

رساله تحریمیه سبزواری با تصحیح آقای علی مختاری در مجموعه میراث فقهی: غنا و موسیقی، دفتر اول (ص ۵۹۵) به چاپ رسیده است. محتوای این رساله با آنچه محقق در کفایه آورده و گفته است که مطلب را در برخی از رسائل خود تفصیل داده، سازگار نیست; بنابراین دلالت دارد البته در حد احتمال و هیچ شاهد مستقلی غیر از این عبارت بر آن نیست که وی رساله مستقلی در باب غنا داشته و در آن، مفاد مطلب موجود در کفایه را که گرایش به حلیت غنای قرآن دارد شرح کرده بوده است. ملااسماعیل خواجوئی به عکس، باورش این است که محقق ابتدا رساله تحریم غنا را نگاشته و بعد از آن دیدگاهش به حلیت قسمی از غنا تغییر کرده است. خواجوئی که رساله تحریمیه خود را ناظر به سخنان محقق سبزواری و سید ماجد بحرانی نوشته، تنها مطالبی که نقل و نقد کرده، از کفایه (۲۰) و احیانا ذخیره المعاد سبزواری است. وی در میانه رساله خود، می نویسد:

اکنون که این مطالب را نگاشتم، آگاه شدم که محقق سبزواری رساله ای در تحریم غنا نوشته است. وقتی آن را به دست آوردم، دیدم که او در قدیم قائل به تحریم غنا ی قرآنی بوده و پس از آن قائل به اباحه آن، بلکه استحباب شده است. شاهد آن، سخن وی در کفایه است که می گوید: «وفصلناه فی بعض رسائلنا». این سخن او اشاره به همین رساله [یعنی رساله تحریم قدس سره است. (۲۱) در حالی که ما پیش از این گمان می کردیم که مقصودش رساله مستقلی بوده که در اباحه نوشته بوده است. (۲۲)

سپس بخش هایی از متن رساله تحریمیه سبزواری را که معتقد است مؤلف دارای «ذهن ثاقب و فکر صائب » است، همراه با شرح و توضیح آورده است.

به نظر می رسد، دلیل اصلی آوردن این متن آن است تا نشان دهد، نظر قدیم محقق سبزواری که به اعتقاد خواجوئی تحریم بوده، درست تر از نظر بعدی او در کفایه است که به تحلیل گرایش دارد. خواجوئی درست مانند شیخ علی عاملی که به طعنه گفته است، تغییر عقیده محقق از تحلیل به تحریم (۲۳) نه از بابت عوض شدن رای اجتهادی مجتهد است، می نویسد:

این که شاهد هستید وی بعد از رساله تحریم، مطالب دیگری را در کفایه آورده که دارای «اختلاطات عجیبه و اختلافات غریبه » است، «لیست مما یوجبه تجدد رای المجتهد; ناشی از تغییر رای اجتهادی مجتهد نیست، بلکه ناشی از مخالفت با ادله است ». (۲۴)

آنچه مهم است این که ما از تاریخ تالیف کفایه که سال ۱۰۵۵ است آگاه هستیم; اما از تاریخ تالیف رساله تحریم غنای او آگاهی نداریم تا بدانیم کدام یک زودتر تالیف شده است. از آن جا که شیخ علی رساله تحریم غنای خود را در رد بر محقق در ربیع الاخر سال ۱۰۸۷ نگاشته و در پایان آن اظهار داشته که رساله تحریم غنای محقق را پس از تدوین رساله اش دیده، به نظر می رسد، فعلا می توان پذیرفت که، محقق ابتدا بر عقیده تحلیل بوده و پس از آن رساله تحریم را نگاشته است. مساله دیگری که زمان این دو نظر را تا اندازه ای به هم نزدیک می کند آن است که استفتایی که از محقق در باب خوانندگی و غنای رایج میان صوفیان شده و وی در آن قائل به حرمت شده و نوشته است: «فرقی نیست که غنا در قرآن باشد یا شعر یا غیر»، مربوط به پیش از سال ۱۰۶۰ هجری قمری بوده است; زیرا این پاسخ را سید محمد میرلوحی در اواسط همین سال در کتاب سلوه الشیعه درج کرده است. (۲۵)

مهم آن است که محقق در مقام عالمی برجسته و صاحب منصب دینی در شهر اصفهان، در کفایه خود که متن مهمی در فقه بوده عقیده خاصی را مطرح کرده که با عقیده محمد تقی مجلسی (م ۱۰۷۰ه.ق) و فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ه.ق) همسانی دارد. وی حرمت را روی مفهوم غنای بدون قید و شرط، نبرده، بلکه غنای حرام را غنایی می داند که در زمان صدور روایات، در قالب مجالس لهو، توسط کنیزکان و آوازه خوانان زن در مجالس فسق و فجور عرضه می شده است و مردان در آن حاضر می شده اند. (۲۶) آشکار است که این استدلال، زمینه را برای توسعه مصادیق غنای حلال فراهم کرده و البته دامنه آن به قرآن محدود نگشته، بلکه شامل موارد دیگری نیز می شود. فیض کاشانی این توسعه را با راحت بیشتری بیان کرده است:

و علی هذا فلا باس بسماع التغنی بالاشعار المتضمنه ذکر الجنه و النار و التشویق الی دار القرار و وصف نعم الله الملک الجبار و ذکر العبادات و الترغیب فی الخیرات و الزهد فی الفانیات و نحو ذلک; (۲۷)

بدین ترتیب شنیدن آوازی که در آن اشعاری در باب یادآوری بهشت (۲۸) و جهنم و تشویق به بهشت و وصف نعمت های الهی و یادآوری عبادات و ترغیب در کارهای نیک و زهدورزی در دنیا و امثال آن، ایرادی ندارد.

عبدالحی رضوی (م بعد از ۱۱۴۱ه.ق) نیز عین عبارت فیض کاشانی را در رساله خود آورده است. (۲۹)

ابراز این عقیده توسط محقق و احیانا پیش از او توسط مجلسی اول و فیض سبب بر آشفتن مخالفان شده است. اگر محقق رساله تحریم را پس از کفایه نوشته باشد، می توان گفت، وی به دلیل تغییر رای اجتهادی اش و یا به قصد آرام کردن گرد و خاکی که توسط مخالفان برپا شده بوده، رساله تحریمیه را نگاشته و از آنچه در کفایه یا رساله ای مستقل که به دست نیامده تالیف کرده، برگشته است.

محقق سبزواری در رساله تحریم غنا، پس از ارائه ادله حرمت غنا، از خواندن قرآن یاد کرده و روال بحث را در تحریم ادامه داده است. شگفت ترین بخش آن، بخش پنجم است که ضمن آن به وضعیت زمان خود و آواز خوانی رایج میان صوفیه اشاره و از آن انتقاد کرده است. وی می نویسد:

در میان جماعتی از مردم روزگار ما، خواندن قرآن با آوازه و نغمه رایج گشته است; همین طور خواندن و شنیدن دعاها و اذکار; گاه این وضعیت به خواندن اشعار متصوفه و مانند آن با آواز، سرایت کرده و از دایره عوام فراتر رفته، به خواص از اهل علم و دیانت و افرادی که منسوب به تقوا و عدالت هستند، رسیده است. این افراد این گونه استدلال می کنند که خواندن آنچه در قرآن، دعاها و اشعار مشتمل بر حکمت و موعظه آمده است، غنا نیست; بلکه غنا، چیزی است که مردمان اهل لهو و فجور در مجالس گناه و شراب و غیره به آن می پردازند…. گاه نیز به این مطلب استدلال می کنند که عرف این قبیل موارد را غنا نمی داند و بنابراین حرام نیست. گاه نیز گفته می شود که حقیقت غنا مجهول بوده و ثابت نیست که این قبیل موارد غنا باشد و از آن جا که اصل اباحه است، تا دلیل کافی نباشد، نمی توان این موارد را حرام دانست. (۳۰)

محقق سبزواری، سپس به بیان جواب این اشکالات پرداخته و با توجه به این که غنا واژه ای عربی است، دخالت دادن عرف عجمی را در آن ناصواب می شمرد. وی می گوید که در لغت، به همه این موارد غنا گفته می شود; کما این که اهل موسیقی نیز لفظ غنا را شامل همه این موارد می دانند. وی تاکید دارد که حتی عرب امروز نیز غنا را شامل همه این موارد می داند. در نهایت می نویسد:

آنچه شایسته افراد متقی و متدین، به ویژه اهل علم و فقه است، آن است که از این قبیل موارد پرهیز کرده، در کار دین، رعایت احتیاط داشته، به اصحاب اهوا نگروند، از تمایلات نفسانی و لذت های طبیعی، پرهیز کنند. در این زمان، بهتر آن است تا در کار دین احتیاط و تنها بر امور یقینی تکیه کنند، درست همان طور که ائمه اطهار(ع) دستور داده اند [رفتار کنند;قدس سره چرا که اشتباه و اشکال در مسائل و ادله فراوان بوده و شبهات و اختلافات و رسوخ هوای نفس در اظهار نظرها فراوان است…. (۳۱)

وی در پاسخ استفتای دیگری که از وی در باره به آواز خواندن آیات قرآنی شده، بار دیگر نظر خود را دایر بر تحریم تاکید کرده است. وی می نویسد:

خلافی میان علمای امامیه (رضوان الله علیهم اجمعین) نیست در این که غنا و سرود حرام است و از احادیث متعدده ظاهر می شود که کبیره است; فرقی نیست که غنا در قرآن باشد یا شعر یا غیر آن. و فتوای بعضی از علمای سابق به تحریم رقص و تصفیق به نظر رسیده و فتوای کسی به اباحت آن به نظر نرسیده است. کتبه الفقیر محمد باقر السبزواری. (۳۲)

این پاسخ، ما را با مشکل بیشتری درباره دیدگاه محقق سبزواری رو به رو می کند. دشواری این است که چگونه است محقق با داشتن رساله تحریمیه و این پاسخ صریح، آن چنان از ناحیه دانشمندان ضد صوفی این دوره، مورد حمله واقع شده است؟ به نظر می رسد برای مخالفت، انگیزه های دیگری هم در کار بوده است.

فیض کاشانی و مساله غنا

فقیه دیگری که تمایلاتی از هر جهت مشابه محقق سبزواری داشت، بلکه به مراتب در این مساله از او صریح تر بود، ملامحسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ه.ق) است. وی نه تنها در گرایش فقهی خود همانند وی می اندیشید و این خط تا صاحب مدارک (محمد بن علی موسوی عاملی (م ۱۰۰۹ه.ق) و از آن جا تا مکتب فقهی مقدس اردبیلی ادامه می یابد (۳۳) بلکه در مبحث نماز جمعه و از جمله همین بحث غنا نیز همان عقیده سبزواری را داشت. به علاوه، وی نیز همانند محقق، شخصیت سیاسی داشت و مدتی منصب امامت جمعه اصفهان را عهده دار بوده و با شاه عباس دوم (۱۰۵۲-۱۰۷۷ه.ق) و سپس شاه سلیمان (۱۰۷۷-۱۱۰۵ه.ق) ارتباط داشت. در برابر این خط، مخالفان متعددی قرار داشتند که بسا در مساله نماز جمعه و غنا و گاه صرفا در مساله غنا، با محقق سبزواری و فیض کاشانی سخت درگیر می شدند.

دیدگاه فیض کاشانی آن چنان که در برخی از آثار او آمده حرمت غنایی است که در زمان امویان و عباسیان معهود بوده و جز آن، حرمتی ندارد. گذشت که محقق سبزواری تنها در مورد تحلیل غنا در خواندن قرآن بحث کرده بود; هر چند آن استثنا، در اصل به نفی حرمت مطلق غنا برگشته و این راه را برای دیگر استثناها نیز فراهم کرده بود. در این جا فیض، شاید حتی مقدم بر او، در این باره سخن گفته است. این تقدم از آن روست که وی بحث غنا را در کتاب مفاتیح الشرایع خود که آن را به سال ۱۰۴۲ هجری قمری به اتمام رسانده مطرح و این نظر خود را در آن جا بیان نموده است. وی پس از اشاره کوتاهی به اقوالی که در باب حرمت غنا آمده است، می نویسد:

آنچه از مجموع اخبار وارده به دست می آید، آن است که حرمت غنا و آنچه متعلق به اجرت و تعلیم و شنیدن و خرید و فروش و همه این ها می شود، اختصاص به صورتی از غنا دارد که معهود و متعارف در زمان امویان و عباسیان بوده و در مجالس آمیخته از زن و مرد، که سخنان باطل و لهو و لعب به وسیله آلات موسیقی در آن وجود داشته، بوده است; یعنی آن چیزی که مشتمل بر فعل حرام باشد. (۳۴)

فیض در ادامه، با احتیاط می نویسد:

البته گفتنی است که انجام دادن برخی از کارها، حتی اگر مباح باشد، سبت به اصحاب مروت سزاوار نبوده و جز در مواردی که هدف حقی در کار باشد، نباید آن ها را انجام داد. (۳۵)

وی همین عبارت را در کتاب محجه البیضاء (۳۶) نیز که تهذیب و تلخیص کتاب احیاء علوم الدین غزالی است آورده است. این مطلب، احتمال آن را که رای وی در باب غنا آن گونه که برخی از مخالفان گفته اند متاثر از غزالی باشد، تقویت می کند.

فیض، بیست و شش سال بعد از تالیف کتاب مفاتیح، در کتاب وافی که آن را در سال ۱۰۶۸ هجری قمری به پایان برده در ادامه چند حدیث، همان مطالبی را که در مفاتیح الشرایع آورده، تکرار می کند; (۳۷) و این نشان می دهد که عقیده اش تغییر نکرده است. در آن جا می افزاید:

شنیدن تغنی به اشعاری که متضمن یاد از بهشت و جهنم و تشویق به بهشت و وصف نعمت های الهی و یاد از عبادات و ترغیب در کارهای خیر و زهدورزی در دنیاست، اشکالی ندارد. (۳۸)

بنابراین باید گفت، فیض کاشانی در این مساله، موضع صریح تری از محقق سبزواری داشته است.

این فتاوا، همراه با شایعاتی که انتشار می یافت، سخت موقعیت فیض را به مخاطره می انداخت و سبب می شد تا اشخاصی مانند ملامحمد طاهر قمی (م ۱۰۹۸ه.ق) که شدیدا ضد صوفیه بود به وی حمله کنند. صوفیانی هم که پی فرصت می گشتند، بر دامنه این شایعات می افزودند. از جمله یکی از این صوفیان، با نام ملامحمد علی صوفی مقری از مشهد به اصفهان نزد فیض رفت و در بازگشت به مشهد، به دیگران گفت: اعمال و اموری را که صوفیان انجام می دهند، فیض تجویز کرده و حتی در مجلس و محضر خود او انجام می شود. مقصود از این قبیل اعمال، سماع و مانند آن بود. متن کامل این سؤال و جواب در کتاب هدایه العوام که وصف آن را در مقالی دیگر آورده ایم (۳۹) آمده. از جمله، درباره خواندن «اشعار عاشقانه و وجد نمودن و رقصیدن و حیوانی نخوردن و چله داشتن » سؤال شده و فیض نوشته است، به چیزی که از ائمه معصومین(ع) روایت نشده باشد، هیچ گونه تعبدی ندارد.

موضع گیری بر ضد دیدگاه تقسیم غنا به حرام و حلال

ردیه نویسی بر کسانی که فتوای به غنای حرام و حلال می داده اند، صرفا ردیه نویسی بر ضد یک رای فقهی نبوده است. از آنچه گذشت، دریافتیم که این نظر بیشتر از آن کسانی بود که تمایلات عارفانه و صوفیانه داشتند; از این روست که مبارزه بر ضد این رای، در واقع نوعی مبارزه با تصوف بود. خواهیم دید که شیخ علی عاملی (م ۱۱۰۴ه.ق) نه تنها جداگانه رساله ای در باب غنا نوشت و در آن جا صوفیه را عامل رواج آن نظر معرفی کرد، بلکه دو فصل از کتاب السهام المارقه خود را که در رد بر صوفیه بود به بحث غنا اختصاص داد. شیخ حر عاملی نیز در رساله مستقل خود، ریشه اصلی این فتوا را غزالی دانسته و در کتاب رد صوفیه خود نیز مبحث غنا را آورده است. همچنین با مطالعه رساله بسیار مهم سلوه الشیعه و قوه الشریعه از سید محمد میرلوحی، عالم معارض با مجلسی اول، درمی یابیم که اصل بحث غنا با بحث صوفیه دقیقا پیوند خورده و مبارزه با غنا و آوازه خوانی و رقص [صوفیانه قدس سره دقیقا در جهت مبارزه با تصوف بوده است. در برابر، شاه محمد دارابی هم در رساله مقامات السالکین خود نشان داد که گرایشش به حلیت غنا، بدون تردید، به علایق صوفیانه اش بر می گردد.

آنچه شگفت است این که اوج این مبارزات، حرکتی است که از سوی برخی از علمای عرب مقیم اصفهان بر ضد محقق سبزواری که تمایلات عارفانه و فیلسوفانه داشت آغاز شد; گرچه پیش از آن، میرلوحی، زمینه را فراهم کرده و در آثار خود که شرحی از آن ها را در جای دیگری آورده ایم به جنبه های مختلف این مبارزه پرداخته بود. در این جا نگاهی بر چندین رساله ای که در این باره، از سوی موافقان و مخالفان تحریم غنا نوشته شده، خواهیم داشت. بدون تردید، اگر مجموعه میراث فقهی(۱) غنا و موسیقی نبود، امکان تدوین این مقاله، دست کم به این صورت وجود نداشت.

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.