اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جلوه هایی از عاشورا، محتوای خود را در قالب 22 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 72
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جلوه هایی از عاشورا، محتوای خود را در قالب 22 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل جلوه هایی از عاشورا ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جلوه هایی از عاشورا، کیفیت تضمینشده دارد.
عاشورا، آینه ای تمام قد از ارزشها، فداکاریها، خداباوری ها و استقامت هاست.
لحظه لحظه اش و جای جایش، سرشار از درس و عبرت و تامل است.
قهرمانان حماسه آفرین کربلا، میراث های عظیمی از «کرامت و جود» و حماسه و عرفان برای ما به یادگار گذاشته اند که هرگز مرور زمان، غبار کهنگی و نسیان بر آنها نمی نشاند و این جلوه ها همواره تابناک و راهنما و الهام بخش است. در این نوشته، در برابر چند «جلوه » از جلوه های نورانی عاشورایی به تامل و اندیشه می ایستیم، باشد که چراغ راهمان گردد.
۱- کدام امیر؟
مسلم بن عقیل، پیشاهنگ نهضت عاشورا، در کوفه دستگیر شد. این قهرمان را دست بسته نزد ابن زیاد آوردند. ماموران او را احاطه کرده بودند و مجلس پر از جمعیت بود. مسلم به مردم سلام داد، اما اعتنایی به ابن زیاد نکرد و به او سلام نگفت.
یکی از ماموران گفت: چرا بر امیر سلام نمی دهی؟
– ساکت شو، بی مادر! تو را چه که حرف بزنی!؟ او که امیر نیست تا به او سلام بدهم! «ابن زیاد»، خشمگین فریاد کشید: باشد، سلام نگو، بالاخره کشته خواهی شد.
-اگر مرا بکشی، مساله ای نیست. کسی بدتر از تو، فردی بهتر از مرا کشته است!
-وای بر تو! تفرقه افکن و شورشی هستی، بر پیشوای زمان خویش خروج کرده ای و در پی فتنه جویی دودستگی ایجاد کرده ای! مسلم در پاسخ او گفت: معاویه را امت به خلافت برنگزیده بودند; بلکه با نیرنگ بر وصی پیامبر(ص) غلبه یافت و خلافت را غصب کرد. پسرش یزید نیز همچنین. و اما فتنه گری را تو و پدرت بارور ساختید.
من از خداوند امیدوارم که شهادتم را به دست بدترین خلق قرار دهد، در حالی که در طاعت حسین بن علی(ع) باشم که به خلافت سزاوارتر از معاویه و پسرش و آل زیاد است. ابن زیاد که درمانده و عصبانی بود، گفت: ای فاسق! مگر تو نبودی که در مدینه شراب می خوردی؟
مسلم پاسخ داد: کسی به شرابخواری سزاوار است که بیگناهان را می کشد و به لهو و لعب می پردازد.
-خدا مرا بکشد اگر تو را نکشم!
-تو همواره در پی کشتار بوده ای و همیشه بددل و خبیث بوده ای.
به خدا قسم اگر ده نفر مورد اطمینان در اختیارم بود و امکان نوشیدن آب داشتم، می دیدی که طولی نمی کشید که مرا در همین قصر می دیدی. ولی…
حالا که می خواهی مرا بکشی، کسی از قریش برایم برگزین که وصیتهایم را به او بگویم. (۱)
۲- خیر زندگی
دو نفر از یاران سید الشهدا(ع) که از طایفه بنی اسد بودند، در منزلگاه «ثعلبیه » با امام ملاقات کردند و به آن حضرت عرض کردند: خبرهایی داریم، اگر بخواهی آشکارا بگوییم، و گرنه محرمانه.
حضرت نگاهی به اصحاب خود انداخت. پس به آن دو فرمود: چیز پنهان از اینان ندارم. آشکارا بگویید. آیا آن مرد سواره را که دیشب به او برخوردی، دیدی؟
– آری، می خواستم اوضاع کوفه را از او بپرسم.
– به خدا سوگند، ما از سوی تو خبرها را از او پرسیدیم. مردی بود اهل اندیشه و راستگویی. می گفت که از کوفه بیرون نیامده، مگر آنکه دیده «مسلم بن عقیل » و «هانی بن عروه » را کشته و بدن هایشان را در بازار، بر زمین می کشیدند… آل علی از این خبر دهشتناک، اندوهگین شدند و در سوگ «مسلم » گریستند. برخی به امام پیشنهاد دادند که از همان جا برگردد، چون در کوفه یاور و پشتیبانی ندارد.
امام حسین(ع) رو به فرزندان عقیل کرد و پرسید: شما نظرتان چیست؟ مسلم بن عقیل کشته شده است.
یکباره جوانان آل عقیل از جای پریدند و بی باکانه مرگ را به استهزاء گرفتند و گفتند: نه، نه، به خدا برنمی گردیم تا انتقام خونمان را بگ
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری