اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 48
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع شامل 34 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ورودیه بقعه ائمه در بقیع :
بقعه امامان در بقیع، متولّیان خاصی
[۱]
از میان سادات مدینه داشت که برای هر نفر که قصد ورود به بقعه ائمه را داشته، ورودیه ای می گرفتند. این افراد از یکی از خاندان های علوی مدینه بودند که از طرف دولت عثمانی به تولیت بقیع گماشته می شدند. متولی مربوط نیز به نوبه خود کسانی را درمحل ورودی بقعه می گماشته است تا از واردین مبلغی بگیرد و اجازه ورود بدهد. شگفت آن که شیخ الحرم، که ازطرف دولت در مدینه حکومت می کرد، بر آنان تسلّطی نداشت و می گفت: «تولیت او سید عبدالکریم برزنجی هم مثل مأموریت من به موجب فرمان سلطانی است و به او اقتداری ندارم.»
[۲]
محمد ولی میرزا در سال ۱۲۶۰ می نویسد: «در بقیع هرکس وارد می شد، هزار دینار می گرفتند و درِ حیاط هم سه قروش که هر قروشی یک عباسی می باشد. در گنبد حرم بقیع هم، به جهت زیارت حضرت فاطمه سلام اللّه علیها پول می گیرند که ببوسند قبر مبارک را.»
[۳]
بروجردی در سال ۱۲۶۱ می نویسد: «و مداخل بقیع متعلّق به سید محمد نامی است که ملقّب به جمال اللیل و نقیب السادات است و در اوّل ورود از آدمی پنج قروش که عبارت از یک قرانی و در سایر ایّام سه قروش چنانچه دانی می گیرد.»
[۴]
اعتمادالسلطنه هم در سال ۱۲۶۳ نوشته است: «خدّامِ ائمّه بقیع، هزار دینار از هر نفری می گرفتند و اذن زیارت می دادند».
[۵]
فراهانی در سال ۱۳۰۲ نوشته است که: «حُجّاج سُنّی کمتر به زیارت بقعه ائمه در بقیع می آیند و اگر هم بیایند چیزی از آنان نمی گیرند، اما حُجّاج شیعه، هیچ یک را بی دادن وجه نمی گذارند داخل بقعه شوند. تنها پس از دادن این وجه است که آنان آزاد هستند بدون تقیه هر زیارتی را که می خواهند بخوانند.»
[۶]
نایب الصدر (در سال ۱۳۰۵) اسامی برخی از این سادات را آورده و با اشاره به درآمد زیاد آنان، اشاره به شب نشینی های آنان در این ایام دارد که حاصل درآمد آنان از بقیع است.
[۷]
وی به آنان اعتراض کرده است که چرا شب ها در «بقعه جدّتان چراغی روشن نمی نمایید.» آنان گفته اند که اگر سالانه یک هزار و پانصد تومان به آنان داده شود، آنان هم چراغ روشن خواهند کرد و هم از عجم ها پولی بابت ورودیه نخواهند گرفت.
[۸]
نجم الملک در سال ۱۳۰۶ نوشته است: «در قبرستان بقیع، بقعه ائمّه طاهرین، بوّابی دارد کریه المَنظر، چماق به دست، غضب آلود. هر نفر ایرانی که خواهد به قصد زیارت داخل شود، با کمال تشدّد یک صاحبقران از او می گیرد و اگر بخواهد آن شخص روزی پنج مرتبه مثلاً وارد شود، باید پنج قران بدهد و همین که قلیلی آنجا ماند، زیارت نخوانده گوید: بیرون شو. شخصی خواست روزی بانی یک مجلس روضه شود در تحت قبّه مطهّر ائمّه، بوّاب مانع شده، مبلغ دو روپیه، که شش هزار دینار باشد، داد تا اذن حاصل نمود. و این همه ایرادات برای عجم است با اعراب احدی را کاری نیست.
[۹]
گزارش دیگری هم از سال ۱۳۱۷ حاکی از آن است که: «درِ حرم محترم، متصل از صبح تا غروب دو سه نفر از اهل سنت نشسته اند، یک درِ حرم باز است و لنگه دیگر بسته، هر کس بخواهد مشرّف شود، معمول است نفری یک صاحبقران می گیرند، اگرچه روزی ده مرتبه باشد. این قران باید در هر دفعه داده شود، گاهی ده شاهی هم راضی بودند و منع نمی نمودند.»
[۱۰]
زائر دیگری نوشته است که: «خادمان بقیع در عین طمع، اهل قناعتند: «هرکس از عجم… فی الجمله تعارفی به خدّام بقیع بدهند، آن خادم همان [ شخص [را با رفقایش داخل صحن کرده، خود در [ کنار ] در نشسته محافظت آمد و شد اهل سنت را می نمایند تا آن ها به دل خواه، زیارات مأثوره و… به عمل آورند و هر گاه در این حالات کسی از اهل سنت بیاید، اعتنا به شأنش باشد و نتواند او را منع از دخول کند، پیش آمده، مردم را خبر می دهد: یا حاج ، با خبر، جاء المنافق !
[۱۱]
حسام السلطنه در سال ۱۲۹۷ نوشته است که: «چون بوابانِ بقعه مبارکه، درِ بقعه را بر روی حجاج می بستند که به ضرب و شتم پول گرفته در را باز کنند، لهذا به آن ها سفارش کرده، نوید رعایت و نوازش دادم که مانع حجاج نشوند و درِ بقعه را در این چند روز مفتوح بگذارند که حجاج به آسودگی زیارت نمایند، آن ها هم قبول کردند».
وی می گوید: «آنها وظیفه ای از طرف دولت ندارند و مخارج سال خود را از همین راه به دست می آورند.»
[۱۲]
در سال ۱۳۱۶ یک ایرانی با نام حاجی صادق، برای امین الدوله شرح داده که: چهل سال است که در بقیع خدمت می کند «و هر روز دو مرتبه بقعه و اطراف را جارو می کنم… و از برکت ائمه اطهار علیهم السلام پشتِ همه از ترس من می لرزد».
[۱۳]
پس از آن که امین الدوله به مدینه مشرف شده، یک روز که به زیارت بقعه ائمه رفته، می گوید: «غیر از حاجی صادق یزدی و یک ضعیفه سیاهِ کفشدار و یک سقا کسی نبود. کلیددار و متولّی و زیارت نامه خوان حضور نداشتند و درِ بقعه متبرکه بسته و مقفّل بود.
[۱۴]
وی اظهار می دارد که: گویا این کار به عمد بوده است. در واقع، داستان از این قرار بوده است که شریف از شیخ الحرم مدینه خواسته است تا به دلیل حضور امین الدوله و دیگر اعیان ایرانی یا به عبارت خودِ او، چون «ذوات کرام و مردم جلیل و نبیل از ایرانیان به مدینه طیبه می آیند، اهتمام کنید خدام و کلیدداران و متولّیان بدطوری و طمع و توقف بیجا و اخذ و عمل ناروا نکنند. شیخ الحرم نظر به توصیه شریف قدغن کرده اند از زوار چیزی گرفته نشود و چون در بقعه بقیع بر سبیل مقطوع از هر کس چند قروش گرفته می شد، سید عبدالکریم برزنجی، کلیددار بقعه شریفه از حکم شیخ الحرم اعراض کرده، در خانه خود نشسته و به بقیع نیامده است.»
[۱۵]
امین الدوله که شاهد «ذلّت و بی شأنی ایرانیان» بوده، به دلیل بیرون رفتن شیخ الحرم دستش به او نرسیده، بنای تشر و لاف را گذاشته به سید عبدالکریم پیغام می دهد: «فضایل و کمالات شما را از دور شنیده بودیم و می گفتند نسبت به ایرانی ها چه تحقیر و توهین می کنید و همیشه درِ حرم ائمه هدی علیهم السلام بسته است، حالا به رأی العین دیدم و اگر زنده به اسلامبول رسیدم، تکلیف این قسم کلیدداری را معلوم خواهم کرد».
[۱۶]
فردای آن روز سید عبدالکریم نزد وی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
