اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوزه و پژوهش های آن، بایدها و راه کارها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
الحمد لله والسلام علی رسول الله و علی آله آل الله. حوزه های علمی یا دینی یا بهتر بگوییم حلقه های درس از نیمه اول قرن اول هجری به شکل رسمی و فراگیر در مسجدها تشکیل شد. منزل بعضی از اصحاب مانند عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود، سلمان فارسی و عمار یاسر را نیز می توانیم به عنوان حلقه درس و نخستین پایگاه های علمی در جهان اسلام محسوب کنیم؛ اما آنچه منظور نظر سؤال شما است، گمان می کنم شکل رسمی و آکادمیک این حلقه ها و محافل علمی است.
عصر تدوین که از نیمه دوم قرن دوم هجری یعنی سال ۱۴۳ هجری آغاز می شود، تدوین و تألیف را از حالت انفرادی به حالت عمومی و فراگیر در جهان اسلام تبدیل می کند. در حقیقت، نهضت تدوین در جامعه اسلامی پاسخ به فعالیت حلقه های درس و بحثی است که باید از مرحله شفاهی به مرحله مکتوب پیش برود و شیوع عام و فراتری داشته باشد. اگر بخواهیم از پیدایش حوزه به معنای مصطلح امروزی یاد کنیم باید بگوییم در جهان اهل سنت با شروع نسل دوم فقیهان، یعنی همان فقیهانی که حاکمیت به گونه رسمی از نظریات آن ها سود می بُرد و آن ها هم سخنگوی دینی حاکمیت اموی و عباسی بودند، شروع می شود؛ یعنی بعد از فقیهان مستقل مانند شافع، مالک، ابوحنیفه نسبت به امویان و عباسیان که دیدگاه راشدی یا اصحاب حدیث را بیان می کردند، (منظورم، مالک، شافعی و ابوحنیفه است) نسل دوم، و فقیهان دیگری پا در میدان می گذارند؛ مثل اوزاعی(۱۵۷ ۸۸ ه .ق) ابویوسف(۱۸۲ ۱۱۳ه .ق)، شیبانی(۱۸۹۱۳۲ه .ق) و ماوردی (۴۵۰ ۳۶۴ ه .ق). تا برسد به جوینی (متوفای ۴۳۴ه .ق) و غزالی (۵۰۵ ۴۵۰ ه .ق).
پس در جهان برادران اهل سنت، حوزه های دینی با همسویی حاکمیت سنی اموی و عباسی و حکومت های محلی موالی و تابع عباسیان به صورت رسمی شکل می گیرد. و این درست در قرن سوم هجری است. این حوزه ها با شکل گیری نظامیه ها به وسیله خواجه نظام الملک طوسی به اوج اقتدار و رسمیت می رسد؛ ولی چون عملا با فلاسفه و متکلمان و عارفان و صوفیان درگیر می شده اند، اعتبارشان رو به ضعف نهاده بود.
در میان شیعه، شیوه پیدایش و روند تشکیل حوزه به شکل دیگری است که آن را باید به دو عصر، پیش ازغیبت و بعد از غیبت تقسیم کرد. در عصر پیش از غیبت به علت ارتباط با ائمه اطهار(ع) تفسیر دین و بیان شریعت مستقیما از طریق اصحاب ائمه و نمایندگان به اطلاع شیعه می رسید. در حقیقت این رابطان، خود شارحان هم هستند که مسائل دین را از امام (ع) می گیرند، و می توان گفت همه این ها برای اداره حوزه های محلی و دور دست از محل حضور امام(ع) مثلا: مدینه، کوفه، بغداد، طوس، صلاحیت داشته اند و عملا این حلقه ها را تشکیل داده اند.
آنچه موجب توفیق بیشتر شیعه در این کار، یعنی تشکیل حوزه تحت نظارت و هدایت ائمه (ع) می شد، استقلال از حاکمیت اموی و عباسی و در حقیقت بیان و تفسیر «اسلام معیار» بود در برابر اسلام اموی و عباسی، منظورم مؤکدا در رابطه با فقه و کلام است، یعنی فقه رسمی سنی حکومتی و کلام رسمی سنی حکومتی که با بیان و لسان فقیهان و متکلمان رسمی اموی و عباسی طرح و شرح و نشر می شد.
نقطه قوت فقه و کلام شیعه در عصر حضور ائمه (ع) این است که مستقل از هر جریان سیاسی به راه خود ادامه می دهد. و تابع حوادث و رویکردهای جهان سیاست و خلافت نیست.
عصر دوم، یعنی عصر غیبت، به علت نفوذ ایادی حاکمیت و حضور بعضی فرصت طلبان، شاهد فراز و فرودهایی هستیم که در باب احکام و اموال پیش می آید؛ ولی با حضور نواب و امنای عالِم، این مشکل مرتفع می گردد. گرچه باید گفت طلیعه این مشکل پس از شکست طرح مامون از به صحنه آوردن علویان برای دنیا خواه کردن و زمین گیر کردنشان، نمایان می شود.
حال با اشاره ای که شد، می توان گفت حوزه رسمی و علمی شیعه، نیمه دوم قرن چهارم هجری در بغداد پا گرفته است. این عصر که عصر نمایان و درخشان تمدن و ظهور دانش در جهان اسلام است، سه قدرت رقیب و متناظر در جهان اسلام حضور پیدا می کنند: عباسیان سُنی در بغداد؛ فاطمیان باطنی در مصر و شام و افریقیه؛ آل بویه شیعی در فارس با مرکزیت بغداد. فاطمیان برای نشان دادن تفوق فکری و علمی، حوزه بلند آوازه و پر برکت «الازهر» را به نام شریف و مبارک حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بنا می نهند. عباسیان فقه و کلام رسمی سنی را به وسیله ماوردی، باقلانی، فرّاء و قاضی عبدالجبار اسدآبادی به صحنه می آوردند و آل بویه گرچه بیش از آن که تمدن ساز و علم پرور باشند، سیاستمدار و محافظه کارند، سرمایه عظیمی از خلال این رقابت بزرگ علمی و فکری نصیبشان می شود و از آن، سخاوتمندانه استفاده می کنند. در حقیقت میراث ارزشمند آل حمدان و نبوغ چهره های نامدار شیعه در فقه، کلام، ادب، فلسفه و تفسیر حرکتی در بغداد می آفریند که ما آن را آغاز رسمی و علمی حوزه بغداد با شیخ طوسی (۴۶۰ ۳۸۵ ه .ق) و شیخ مفید (۴۱۳ ۳۳۶ه .ق) می شناسیم.
بنابراین، وقتی می گوییم حوزه هزار ساله، منظور از این تاریخ است و الا از همان ظهور اسلام، چه در عصر معصوم(ع) و چه پس از آن بزرگواران، حلقه های بحث علمی وجود داشته است؛ اما تفاوت دو حوزه سُنی و شیعی ، به استقلال و ارتباط با معصوم (ع) و منبع و منشا بر می گردد که پیش تر اشاره کردم.
پژوهش و حوزه: مهم ترین کارکرد حوزه های علمیه چه بوده و از منظر تاریخی چه تاثیراتی داشته است؟
حوزه های علمیه، گذشته از وظیفه هدایت دینی امت اسلام، از بعد علمی نیز مروج، مبلغ و محقق علوم دینی در فرهنگ اسلامی به شمار می روند.
در یک تقسیم بندی، علم و پیدایش آن را در عصر اسلام، می توان به سه دسته تقسیم کرد:
علوم اسلامی یا علوم بیانی که تأسیسی است. نشر این علوم را حوزه های علمیه در اسلام به عهده دارند. این علوم عبارتند از: علوم عربی (شامل صرف، نحو و بلاغت)، علوم حدیث (شامل رجال، درایه، مختلف الحدیث، فقه الحدیث و جرح و تعدیل)، علوم تفسیر، علم کلام، فقه و اصول.
در حوزه های رسمی اهل سنت تنها این علوم را علوم رسمی حوزوی می شناسند و تدریس می کنند. هم اشعریان و هم معتزلیان؛ ولی در حوزه های علمی شیعه منطق و فلسفه اسلامی با همه نحله های مشایی، اشراقی و متعالیه تدریس می شود؛ حتی عرفان هم با ریشه های اسلامی و غیر آن تدریس می شود و این امتیاز، ویژه حوزه های شیعی و از توانمندی های آن است.
آنچه بر شمردیم علوم حوزوی بودند. دو قسم دیگر، علوم برهانی یا همان علوم فلسفی و علوم عرفانی است. که فعلا چون به بحث ما مربوط نمی شود، از تفصیل آن چشم می پوشیم.
علوم تأسیسی که با ظهور دین مبین اسلام پیدا شدند، همه بر اساس نیاز بود. جامعه اسلامی نیاز داشت و نخبگان آن را تدارک دیدند. انصافا باید گفت دقت فراوان و رنج بسیار صرف شده است. از علم نحو و بلاغت گرفته تا کلام، اصول و فقه آثار هوشمندی، کاملاً به چشم می خورد. ویژگی دیگر علوم حوزوی که در هیچ علمی و در هیچ مکتب و نحله ای نمی توان سراغ گرفت، این است که مروجان این علوم در عین وفاداری، روشمندی پیوسته را نیز حفظ کرده و هم به توسعه علم همت می گمارند و هم به هدایت خلق دل بسته اند. این، ویژگی حوزه است و در جای دیگر نمی توان سراغ گرفت. گرچه بعضی نقادان خرده گرفته و گفته اند این کار، قدرت نقادی و بازنگری را از حوزویان بازستانده و مگر می شود انسان علمی را هم روشمند توسعه دهد و نشر کند وهم مدافع باورمند آن باشد. این نقادان حتی پا را فراتر گذاشته و گفته اند: جمع بین این دو خصیصه متضاد در علم، به دیگر حوزه های علوم اسلامی هم سرایت کرده و عملاً علوم اسلامی را علومی ابزاری و وفادار به «نص» در خدمت گرفته و نشاط آن را باز ستانده و در یک کلام، صبغه کلامی و دفاعی در هیئت جدل و بیان، گریبانگیر فرهنگ اسلامی شده و نشاط و ابداع را از میان برده است.
من در این سخن که بعضی نخبگان و نقادان نامبردار جهان اسلام از سر دلسوزی و علاقه مندی، درباره علوم تأسیسی دینی گفته اند، کمی بی انصافی اگر نگویم جفا در حق این علوم ملاحظه می کنم.
اگر به گفته بعضی از این نقادان، تمدن اسلامی و یا علوم اسلامی صبغه فقهی دارد، همان گونه که تمدن یونانی صبغه فلسفی، باید بگوییم در باب حوزه های شیعی صادق نیست؛ زیرا در این حوزه ها با تکیه بر عقل و تدریس علوم فلسفی، عرفانی و نجوم، گذشته از پیش برد و توسعه علوم شرعی، در نشر علوم عقلی و فلسفی در ابواب معرفت نیز پیش تاز بوده اند.
روی سخن این نقادان متوجه حوزه های رسمی سنی اشعری است و به شیعه ارتباط ندارد. بهتر است در بیان دقیق تر با قید و اضافه به آن اشاره کنند تا حقی ضایع نشود.
باید گفت حوزه های علمیه شیعی به طور خلاصه این کارکردها را داشته اند:
۱. تأسیس و ترویج علوم دینی؛ ۲. هدایت امت در تشریع و بیان احکام دینی؛ ۳. نشر علوم عقلی و تحکیم عقلانیت در علوم و گشایش ابواب توحید و توسعه ابواب معرفت.
پژوهش و حوزه: روش های پژوهش در گذشته چگونه بوده وآیا پژوهش های زمان ما منجر به تولید علم شده است؟
در علم و روش تحقیق، دو سبک تولید داریم: یکی تخصص گرایی (Specialization) و یکی عام گرایی یا دایره المعارف گرایی (Encyclopedism). هر وقت در تمدن و تولید علم از مسیر تخصصی رفته ایم در اوج نوآوری و ابداع بوده ایم؛ ولی هرگاه به حاضری خوری یا أکل از مایه پرداخته ایم، از ابتکار و ابداع دور افتاده و به نوشتن دایره المعارف و تکرار کارهای پیشینیان خود پرداخته ایم. مورخان تاریخ علوم و تاریخ آداب نویسان، این عصرها را عصر انحطاط نامیده اند.
جاحظ در کتاب الحنین إلی الأوطان، و وصولی در اخبار ابی تمام به هر دو شیوه اشاره دارند. علی بن رضوان در النافع فی تعلیم صناعه الطب بر پزشکانی که دست به تألیف دایره المعارف می زنند، خرده می گیرد و این کار را سقوط علم می داند. ابن خلدون هم در المقدمه بر کسانی که زمینه مصرف علم را برای دیگران فراهم می کنند، حمله می کند.
انسان دوست دارد به جهل خود اعتراف نکند. از این رو، کارهای دیگران را به نام خود می کند. همچنین دوست دارد به همه چیز جواب بدهد و برای این کار از زحمات دیگران استفاده می کند. این در حالی است که ما باید بپذیریم محققان برجسته، وقتی گردنه های علم را یکی پس از دیگری در می نوردند، آنگاه در می یابند که:
تا بدانجا رسید دانش منکه بدانم همی که نادانم
سیوطی در کتاب المُزهِر آورده است: «از شعبی پرسیدند. گفت: نمی دانم. گفتند: فبأی شی ء تأخذون رزق السلطان؟ گفت: ِلأقول لا أدری فیما لا أدری!».
ابن أبی اُصُیبِعه در کتاب عیون الأنباء فی طبقات الأطبّاء از قول جوزجانی آورده است: «ابن سینا هرگاه کتاب جدیدی را به دست می آورد، نخست به نقاط ابداعی مؤلفش می پرداخت تا میزان توانمندی او را در علم بیابد».
محققان مسلمان جمله های «لم یُسبق» و «لم یَسبقنی إلیه أحدٌ» را در تصنیفات خود به کار می بردند تا ابداع و ابتکار خود را در تحقیق نشان دهند.
ابوالعلای معری گوید:
و إنّی و إن کنت الأخیر زمانهلآتٍ بما لم تَستطعهُ الأوائل
دانشمندان اسلامی غایت تحصیل و طلب علم را دستیابی به «مَلَکه» دانسته اند؛ آن سان که بتوان با آن به استنباط و استخراج نایل آمد.
عَلمَوی در کتاب المُعید فی أدب المفید و المستفید گوید: لا ینبغی لمصنّفٍ یَتَصدّی إلی تصنیفٍ أن یعدل إلی صِنفین: إما أن یَخترع معنی، أو یَبتَدعَ وضعا و مَبنی. و ما سوی هذین الوَجهینِ، فهو تسویدُ الورقِ و التَّحلّی بِحِلیه السَّرقِ.
پس می بینید که از نگاه علموی یا باید در علوم بنیادی کشف معنا کرد و به نظریه پردازی پرداخت و یا به ابداعی که به قاعده علمی منجر شود و به اصطلاح پژوهشگران عصر ما، به کار بردی شدن علوم بینجامد، پرداخت.
محققان مسلمان پدید آمدن اثری علمی را به هفت درجه تقسیم کرده اند:
۱. استخراج ما لم یسبق إلی استخراجه أحد؛ ۲. و ناقصٌ فی الوضع یتمّم نقصه؛ ۳. وخَطأٌ یُصحِّح الحکمَ فیه؛ ۴. و مُستغلقٌ بإجحاف الإختصار یُشرح أو یتمم بما یوضح استغلاقه؛ ۵. و طویلٌ یُبدّد الذّهنَ طولُه یُختصر من غیر إغلاق و لاحذف لَمّا یخلّ حذفه بغرض المصنّف الأوّل؛ ۶. و متفرقٌ یجمع أشتات تبدّده علی أسلوب صحیح قریب؛ ۷. و منثودٌ غیرُ مرتّبٍ، یُرتّب ترتیبا یشهد صحیح النّظر إنّه أَولی فی تقریبِ العلم للمتعلّمین من الّذین تقدّم، فی حُسنِ وضعه و ترتیبه و تبویبه.
آنچه به عرض رساندم، شمه ای از شیوه های عالمان و محققان مسلمان بود که در عصرهای گ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
