خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تأثیر گناه بر معرفت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تأثیر گناه بر معرفت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق وظائف در بادی امر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق وظائف در بادی امر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
26دقیقه
16ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل محرک اول در نظر ارسطو

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل محرک اول در نظر ارسطو شامل 71 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل محرک اول در نظر ارسطو در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل محرک اول در نظر ارسطو با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل محرک اول در نظر ارسطو نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل محرک اول در نظر ارسطو هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل محرک اول در نظر ارسطو اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!

تاریخ دریافت: ۳۰/۱۱/۸۰                                                    تاریخ تأیید: ۱۵/۲/۸۱ 
چکیده:
هدف از این مقاله تحقیق در خصوص نظر ارسطو در باب محرک اول یا خداست. ارسطو درکتاب مابعد الطبیعه خود درباره حکمت یا فلسفه اولی بحث و برای آن دو تعریف ذکر می کند: ۱- بحث درباره علل اولیه واقعیت ۲- بحث درباره موجود بما هو موجود. این کتاب خود مشتمل به چهارده کتاب فرعی است. در کتاب آلفا علل اولیه را چهار تا می داند: فاعلی، صوری، مادی، غایی. در کتاب لاندا، وارد بحث از محرک اول می شود. قصد ارسطو تبیین وجود حرکتی است که سراسر عالم مادی را فراگرفته است و از این زاویه است که وارد بحث خدا می شود. از نظر او، کل عالم کاروانی است که از قوه و نقص به سوی فعلیت و کمال روان است و محرک اول که فعلیت محض است، در رأس هرم هستی قرار گرفته و این قافله را به جذبه شوق به سوی خود می کشاند. به تعبیر دیگر او علت غایی حرکت عالم است، نه علت فاعلی آن. ارسطو بعد از اثبات وجود محرک نامتحرک اول، آن را با خدا یکی می داند و برای او صفات الهی مانند حیات و علم قائل می شود و با این کار اصل اول فلسفی عالم را با اصل بنیادین دینی متحد می سازد، بعد از آن که آن دو از هم جدا شده بودند.
فعل خدای ارسطو، فکر است و متعلق این فکر هم، تنها خود اوست. بنابراین او علم و عنایتی به جهان ندارد. او معبود هم نیست. همچنان که خالق هم نیست. زیرا ارسطو ماده و حرکت را ازلی می داند.
جهان ارسطو غایتمند است، اما نه بدان معنا که موجودات آگاهانه به سوی غایت خویش روانند و نه بدان معنا که خدا، عالم را چنین قرار داده است. نفوذ و تأثیر خدا در عالم مانند نفوذ و تأثیری است که شخصی ناآگاهانه، در شخصی دیگر دارد یا حتی مانند تأثیری که یک مجسمه در طالب خود ایجاد می کند. سخن آخر این که آراء ارسطو در باب خدا نه کافی است و نه حتی چندان منظم و مبوّب.
واژگان کلیدی: حکمت – علت (فاعلی، غایی، صوری، مادی) – زمان – حرکت – قوه – فعل – شوق – محرک اول – خدا.
در نظر ارسطو حکمت، برتر از تجربه محض و برتر از فن است. آن که صاحب تجربه است، می داند که «الف» در زمانی معین «ب» را در پی خود داشته است. اما علت این امر را نمی داند. صاحب فن علت را می داند و به صورت یک قاعده کلی می گوید: «الف»، همواره در پی خود «ب» را دارد. و از این قاعده در عمل سود می جوید. مقصود ارسطو از فن، شبیه همان چیزی است که امروز آن را علم می نامند. اما حکمت فی نفسه مطلوب است، نه به خاطر فایده ای عملی. حکمت، شناخت، به علل اولیه هستی است. شناخت، به عللی است که واقعیت براساس آنها بنا شده است.
وی در کتاب آلفای مابعدالطبیعه می گوید: ما چهار علت می شناسیم. البته، پیش از آن، در کتاب طبیعت (فیزیک) درباره این علل بحث کرده است. قصد او در کتاب آلفای مابعدالطبیعه، بررسی نظریات متفکران متقدم بر خودش است، که آیا آنها سخنی از علت پنجم گفته اند، و یا این که اصلاً چهار علتی را که او شناخته، شناخته اند یا نه. چهار علتی که او برمی شمارد از این قرار است: علت فاعلی، صوری، مادی و غایی. در فصل دهم کتاب آلفا می گوید: «روشن شد که متفکران پیشین، همه در جستجوی همان چهار علتی بوده اند که من در کتاب فیزیک آورده ام. و هم واضح است که علت پنجمی وجود ندارد.» وی می گوید: متفکران مذکور، این چهار علت را به صراحت بیان نکرده اند، به نحوی که به یک معنا باید گفت: «هیچ یک از چهار علت مورد نظر من، قبلاً شناخته شده نبوده اند. ارسطو، مانند هگل، به فلسفه پیش از خود به عنوان فلسفه ای می نگریست که به نظریه خودش رهنمون می شود.»(کاپلستون: ۳۳۳)
در هر حال، علت فاعلی، همان موجد حرکت است. علت صوری، ماهیت شی ء است. علت مادی، ماده شی ء است که قابلیت صورت را دارد و با صورت متحد است. و علت غایی مقصود فاعل است از انجام فعل، یا کمالی است که فعل بدان نائل می شود.
ارسطو در کتاب مابعدالطبیعه، بعد از بحث درباره این علل و بحث درباره موجود بما هو موجود و جوهر و ماده و صورت و قوه و فعل و حرکت و مسائلی فلسفی، از این دست، در کتاب لاندا به خداشناسی می پردازد. و در این کتاب است که علت اولای هستی، یعنی همان محرک اول را می شناساند و آن را با خدا یکی می داند. به نظر ژیلسون، آنچه مابعدالطبیعه ارسطو را حادثه ای دوران ساز در تاریخ الهیات طبیعی کرده است، همین اتحاد بین خدا و اصل اول فلسفی عالم است، اتحادی که خیلی دیر صورت گرفت.(۳۲)
در نزد ارسطو، الهیات (تئولوژی) برترین دانش است. علم اعلی است. معرفت به موجودی است که جوهر و قائم به خود و فارغ از هر تغیّری است.(۱۰۲۶) و تمام کتاب مابعدالطبیعه در واقع حکم مقدمه را برای کتاب لاندا دارد. «کتاب لاندا را بحق آخرین سنگ بنای مابعدالطبیعه دانسته اند.»(رُس: ۱۷۹) «الهیات ارسطو جالب توجه است، و ارتباط نزدیکی با بقیه مابعدالطبیعه او دارد. در واقع، الهیات یکی از اسامی او، برای آن چیزی است که ما «مابعدالطبیعه» می نامیم. (کتابی که ما تحت عنوان مابعدالطبیعه اش می شناسیم، توسط خود او نامگذاری نشده است.)(راسل: ۱۸۰)
ارسطو در بعضی دیگر از آثار خود نیز درباره الهیات بحث نموده است. اما تنها اثر منظم او، در این موضوع، همین کتاب لاندا از مجموعه چهارده کتاب مابعدالطبیعه است. و برهانهایی که در این کتاب آمده، مغایر با برهانهایی است که در دیگر آثارش اقامه کرده است. در آثار دیگرش بیشتر مطابق نظریات رایج عصر خود، سخن گفته است. مثلاً در کتاب درباره فلسفه، برهانی اقامه نموده که آن را می توان، سابقه ای برای برهان وجود شناختی به حساب آورد. می گوید: هر جا یک بهتر هست، یک بهترین هم هست. حال، در میان اشیاء موجود یکی بهتر از دیگری است. پس یک بهترین وجود دارد که همان خداست.(کاپلستون: ۳۶۳)
اکنون به آنچه او در کتاب لاندای مابعدالطبیعه در این خصوص آورده است، می پردازیم. ابتدا، به تقریر برهانی که بر وجود خدا، ذکر نموده می پردازیم، آنگاه به سایر مطالبی که درباره خدا و عالم و نسبت آن دو گفته، اشاره می کنیم. برهان را با توجه به آنچه در فصل ششم کتاب لاندا آمده، می توان چنین تقریر کرد. جواهر(۲) اولین اشیاء موجودند. ممکن نیست همه جواهر فانی باشند. چون اگر چنین باشد، تمام اشیاء فانی خواهند بود. امّا دو شی ء غیرفانی داریم: یکی حرکت و دیگری زمان. زمان آغاز و انجام ندارد. زیرا در غیر این صورت، باید قبل و بعد از زمان، زمانی موجود باشد. حرکت نیز سرمدی است. چون زمان هر چند همان حرکت نیست، یکی از لوازم آن است. حال، این حرکت سرمدی عبارت است از حرکت مستدیر مکانی(۳). و برای این که چنین حرکتی ایجاد شود، باید جوهری وجود داشته باشد که:
۱- سرمدی باشد (در نتیجه غیر مادی باشد).
۲- قدرت ایجاد حرکت داشته باشد، و این قدرت را دائما به کار گیرد. به بیان دیگر، ماهیت او فعالیت (activity) باشد، نه قدرت (power). زیرا در غیر این صورت ممکن است، قدرت را بکار نگیرد و در نتیجه حرکت سرمدی به وجود نیاید.
۳- فعلیت محض باشد. چون اگر مشوب به ماده باشد، خود متحرک خواهد بود و نیاز به محرک دارد. به علاوه، فعلیت محض نبودن او با سرمدی بودن حرکت منافات دارد.
حال، تجربه، وجود چنین حرکتی را (مستدیر و دائمی) اثبات می کند، یعنی همان حرکت افلاک. پس چنان محرکی باید موجود باشد.
به بیانی دیگر، در نظر ارسطو، کل عالم طبیعت در اثر همان حرکت افلاک، در حرکت دائمی، یعنی در حال خروج از قوه به فعلیت است. و این حرکت نیازمند مبدئی و محرکی است که خود، فعلیت محض و در نتیجه غیر متحرک و نیز سرمدی باشد. یعنی سلسله متحرکها و محرکهای موجود در عالم طبیعت، باید، به محرکی بیرون از این عالم، که خود دیگر متحرک نیست، ختم شود و این سلسله نامتناهی نیست؛ یعنی در این برهان، امتناع تسلسل امور مترتبه غیر متناهی، مفروض گرفته شده است. یا می توان گفت اصلاً نیازی به ابطال تسلسل نیست. چون این مطلب بدیهی است که امر بالقوه، در حرکت نیاز به امر بالفعل دارد، خواه تعداد امور بالقوه یکی باشد و خواه بیش از یکی. از برهان همچنین پیداست که اولیت محرک اول، اولیت زمانی نیست. زیرا همانطور که ذکر شد، حرکت، آغاز زمانی ندارد و سرمدی است. پس این اولیت رتبی است. یعنی در هر زمانی سلسله متحرکها و محرکها به محرک اول ختم می شود و محرک و متحرک زمانا توأمند.
حال، چگونه ممکن است، شیئی محرک باشد، ولی خود حرکت نکند؟ در حرکات فیزیکی، محرک در تماس با متحرک است و متحرک عکس العملی بر محرک دارد. در نتیجه، ممکن نیست که محرک فیزیکی، خود نامتحرک باشد. در نظر ارسطو، محرک اول، علت فاعلی حرکت نیست، علت غایی آن است و از طریق علت غایی بودن فاعل است. متعلق عشق و شوق است و عالم را به سوی خود جذب می کند. تمام اشیاء مرکب از قوه و فعل در حال حرکت به جانب فعلیت و کمال خودند. و این یعنی همان حرکت به سمت فعلیت و کمال محض یا محرک اول. این سخن بدان معناست که هر کدام از آن اشیاء به اندازه سعه وجودی خود، از کمال مطلق بهره می گیرند. پس محرک هر موجودی – به نحو مستقیم – غایت و کمال خود آن موجود است و به نحو غیر مستقیم غایه الغایات و کمال محض است که همان محرک اول باشد. کل جهان را اگر به منزله یک واحد در نظر آوریم، جوهری است که غایت و صورت و فعلیت و کمال آن محرک اول است و او بدان تشبه می جوید.
استاد مطهری در جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم، برهان محرک اول را به نحوی تقریر کرده اند که گویی حرکت مورد نظر در این برهان، حرکت فیزیکی فاعلی است. خصوصا با توجه به این جمله که می گویند:«در برخی مقدمه های این برهان خدشه هایی ممکن است، تصور شود، خصوصا با توجه به نظریه فیزیک جدید، درباره قانون جبر در حرکت.»(طباطبایی: ۶۰)
قانون جبر در حرکت، مربوط به حرکت فیزیکی است، نه حرکتی که یک غایت مطلوب در طالب خود ایجاد می کند. این قانون همچنین به عنوان شبهه ای در مورد مسأله نیاز معلول به علت در بقاء ذکر می شود. بر اساس این شبهه، معلول – که مراد از آن در این جا حرکت است – بعد از آن که توسط محرک حادث شد، در بقای خود، دیگر نیازی به محرک ندارد. حال آن که با توجه به نحوه حرکتی که محرک اول از طریق غایت بودن، به عالم می دهد و با نظر به این امر که غایت و جذبه او همواره با موجودات هست، اصلاً انفکاک معلول از علت مطرح نیست تا این مسأله در میان آید که معلول، در بقاء محتاج علت هست یا نه.
دلیل دیگر بر فیزیکی محسوب شدن حرکت مورد نظر در این برهان از ناحیه استاد این که، ایشان در مقدمه همان کتاب اصول فلسفه، در تفسیر حدیث منسوب به پی