اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت/ فرقه وهابی و فرقه حنبلی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 41
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت/ فرقه وهابی و فرقه حنبلی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت/ فرقه وهابی و فرقه حنبلی شامل 80 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت/ فرقه وهابی و فرقه حنبلی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت/ فرقه وهابی و فرقه حنبلی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت/ فرقه وهابی و فرقه حنبلی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت/ فرقه وهابی و فرقه حنبلی :
اگرچه نویسندگان ایرانی معاصر محمد بن عبدالوهاب
[۱]
و برخی از نویسندگان عثمانی، وی را حنفی مذهب دانسته اند
[۲]
ولی با توجه به نحوه تعلیمات او و موافق بودن آنها با مذهب حنبلی و این که پدرش و برادرش از علمای حنبلی بودند و پیروانش همواره خود را حنبلی می دانسته اند، دیگر شکی باقی نمی ماند که بنیانگذار مسلک وهابیت در آغاز امر، مذهب حنبلی داشته است و این مسلک از مذهب حنبلی سرچشمه گرفته است و عموم بنیان گذاران عقائد وهابیت، مانند: ابو محمد بربهاری، ابن بطه، ابن تیمیه و ابن قیم و محمد بن عبدالوهاب همه از علمای حنبلی بوده اند و به همین جهت وهابیان، خود را از اهل سنت وجماعت و حنبلی مذهب می دانند.
«صبحی محمصانی» دراین باره می نویسد:
«… رواج مذهب حنبلی از سه مذهب دیگر اهل سنت و جماعت کمتر است. مجدد این مذهب سالها پس از وی دو مجتهد بزرگ اسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم بودند، و سالها بعد، در قرن دوازدهم هجری محمد بن عبدالوهاب تجدید نظری در آن مذهب کرد و عقیده دینی خود را بر مذهب حنبلی استوار ساخت و مذهب جدیدی پدید آورد که به نام او مذهب وهابی خوانده می شود و اکنون در عربستان سعودی رواج دارد»
[۳]
.
ولی طبق نوشته دکتر زکی وهابیها از دو جهت با حنبلیها تفاوت دارند:
یکی اینکه تقلید از غیر پیشوایان چهارگانه اهل سنت یعنی مالک و ابو حنیفه و شافعی و ابن حنبل را منع می کنند و مذاهب دیگر و از جمله مذاهب شیعه را قبول ندارند.
دوم این که وهابیها در برخی از مسائل فرعی، هرگاه رأیی متکی به نصّ جلی از کتاب و سنت از یکی از پیشوایان سه گانه (غیر از احمد حنبل) صادر شده باشد و به صدور آن یقین کنند، به آن رأی عمل می کنند و در آن مسأله به خصوص به رأی احمد حنبل عمل نمی کنند.
دکتر زکی در دنباله آن می افزاید:
«مذهب وهابی هم مانند فرقه های دیگر مذهبی و سیاسی و اجتماعی، دستخوش دگرگونیهایی شده است و اختلاف سلیقه در درک تعالیم آن و کیفیت اجرا و عمل به آن اثر گذاشته است.از جمله می بینیم که عبدالعزیز آل سعود، که پیشوا و امام وهابیان به شمار می رفت، در سال ۱۹۳۴ میلادی بعد از جنگی که میان او و امام یحیی پادشاه شیعی مذهب(زیدی) یمن رخ داد، با امام یحیی عهدنامه دوستی مبنی بر اخوّت اسلامی امضاء کرد و در آن عهدنامه اعتراف نمود که ملک یحیی، حاکم شرعی یمن است که این خود اعتراف ضمنی به مذهب زیدی است با این که اعتراف مذکور باآنچه قبلاً گفته شد که وهابیها، مذاهب دیگر غیر از مذاهب اربعه را قبول ندارند، منافات دارد»
[۴]
.البته گذشته از این دو امر میان وهابیها و حنبلیها تفاوتهای دیگری نیز وجود دارد از جمله احمد بن حنبل و پیروانش گرچه قسمتی از اموری را که وهابیان منع می کنند، آنها هم منع می کردند و گاهی هم از جمله در زمان بربهاری شدت عمل به خرج می دادند و تبدیل به فتنه می شد، ولی به کفر فرقه های دیگر اسلامی حکم نمی کردند و شهرهای اسلامی را دارالکفر نمی دانستند و کسانی را که به زیارت قبر مطهر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و یا یکی از بزرگان دین می رفتند، تکفیر نمی کردند و مشرک نمی خواندند.
شباهت وهابیها به خوارج
از نظر محققان، مسلک وهابیت شباهت زیادی با مسلک خوارج دارد و چنین می نماید که کیش وهابی ادامه تاریخی فکر خارجیگری و اندیشه خوارج است. و می دانیم که فرقه خوارج در جنگ صفین از جریان حکمیّت پیدا شد که خود داستان مفصلی دارد ریشه اصلی و پایه اعتقادات خوارج را چند چیز تشکیل می دهد:
۱ – تکفیر علی علیه السلام و عثمان و معاویه و اصحاب جمل و اصحاب تحکیم، به طور کلی کسانی که به حکمیت رضا دادند.
۲ – تکفیر کسانی که قائل به کفر کسانی که یادآور شدیم، نباشند.
۳ – ایمان تنها عقیده قلبی نیست، بلکه عمل به اوامر و ترک نواهی، جزء ایمان است.
۴ – وجوب قیام و شورش بر ضد حاکم وامام ستمگر
[۵]
.
این گروه آشوبگر و شورشی با این عقاید تند افراطی به جائی رسیدند که تمام مسلمانان را کافر و همه را مهدورالدم و مخلّد در آتش می دانستند.مرحوم علاّمه امین در کتاب گرانقدر «کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب» درباره شباهتهای وهابیها به خوارج بحث نسبتا مفصلی دارد که خلاصه آن را در اینجا ذکر می کنیم:
۱ – شعار خوارج این بود که: «لا حکمَ الاّ للّه»(حکومتی جز حکومت خدا نیست) و این کلمه حقّی است که از آن باطل اراده شده است. چنانکه امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: آری این کلمه به خاطر مطابقتی که با قول خداوند «إِنِ الحُکمُ اِلاّ لِلّه» دارد، کلمه حقی است ولی از آن باطل اراده شده است، مقصود خوارج از این کلمه این است که کسی نمی تواند امیر و حاکم باشد و در مسائل دینی نمی توان به «حکمیت» پرداخت بدین جهت حکمیت صفین را کفر و گناه می پنداشتند در صورتی که در خود قرآن مردم در موارد اختلاف به حکمیت و داوری فرا خوانده شده اند آنجا که می فرماید:
«وَ اِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَما مِنْ اَهْلِهِ وَ حَکَما مِنْ اَهْلِها…»
[۶]
.
«هرگاه ترسیدید که میان زن و شوهر اختلاف پدید آید، داوری از خانواده مرد و داوری از خانواده زن برگمارید».
و در آیه دیگر می فرماید:
«…یحْکمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ…»
[۷]
.«دو نفر عادل از شما داوری کند و حکم نماید».
همچنین شعار وهابیها این است که : «لا دُعاءَ اِلاّ لِلّه، لا شفاعَهَ اِلاّ لِلّه، لا توسُّلَ اِلاّ بِاللّه، لا استغاثَهَ اِلاّ بِاللّه و…» دعا، شفاعت، توسل و مددخواهی جز از خدا و برای خدا نیست و این سخن، درست است ولی وهابیها منظور نادرستی از آن اراده کرده اند.
آری دعا، شفاعت، توسل واستغاثه از خداست و در حقیقت خداست که خوانده می شود و برای رفع ناملایمات و بدیها و جلب فائده، تنها به او توسل می شود و کمک و مددکار واقعی او است و امر شفاعت به دست اوست. اما مقصود وهابیان آن است که نباید کسی را که خداوند بزرگش کرده، باخواندن او، ما نیز او را بزرگ بداریم و به او توسل بجوئیم تا در پیشگاه خداوند برای ما شفاعت کند و برای ما دعا نماید.
۲ – شباهت دیگر وهابیان با خوارج آن است که خوارج خیلی به ظاهر مقدس بودند و نسبت به نماز و تلاوت قرآن اهتمام زیاد می ورزیدند، حتی از کثرت سجده، پیشانی آنها پینه بسته بود و طالب حقیقت بودند. چنانکه امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «لا تُقاتِلُوا الخوارجَ بعدی فلیس من طلب الحقّ فاخطأه کمن طلب الباطل فاصابه»
[۸]
. «پس از من با خوارج نجنگید، زیرا کسی که در جستجوی حق بوده و خطا کرده مانند کسی نیست که طالب باطل بوده و آن را یافته است».
آری خوارج مردمانی بودند که شدیدا از محرّمات اجتناب می کردند تا آنجا که یکی از آنان خوکی را با شمشیر کشت، دیگری اعتراض کرد و گفت: این عمل تو فساد در روی زمین است و باز یکی در سر راه خود خرمائی پیدا کرد و آن را برداشت و در دهان گذاشت دیگری رسید و خرما را از دهان او بیرون آورد که چیز حرامی خوردی!!وهابیها نیز این چنین اند به ظاهر تعصّب در دین دارند و در مسائل دینی سختگیرند، نماز را به موقع می خوانند و در عبادت خدا خود را خسته می کنند و در طلب حق اند ولی راه خطا می پیمایند و از محرمات شدیدا اجتناب می نمایند تا آنجا که ازتلگراف که حکم شرعی آن معلوم نیست، استفاده نمی کنند از شواهد تعصب و مقدس مآبی آنها آن که من خودم یک نفر نجدی(وهابی) را دیدم ریالهای جدید را با ریالهای کهنه با تفاوت صرف می کرد، مردی خواست به او ریال قدیم با اضافه ریال جدید بدهد، وهابی فورا گفت: نه هرگز این رباست. دلاّل یهودی همراه او بود وقتی که خواست از او جدا شود، یهودی گفت: ما را دعا کن. گفت: خداوند تو را هدایت کند، آنگاه رو به من کرد و گفت: این مرد یهودی است.
۳ – شباهت سوم وهابیها با خوارج این است خوارج جز خود، بقیه مسلمانان را کافر می دانستند و می گفتند کسی که مرتکب گناه کبیره می شود، در آتش مخلّد خواهد بود و همچنین خون و مال مسلمانان جز خود را حلال می دانستند و فرزندان آنها را اسیر می کردند و می گفتند کشور اسلامی اگر گناه کبیره در آن آشکار گردد، تبدیل به کشور کفر می شود. آنان عبدالله بن خباب صحابه پیامبر را که روزه بود و قرآن به گردن خود حمایل کرده بود، با همسرش که آبستن بود، بی رحمانه کشتند و شکم زنش را پاره کردند زیرا که او از علی بن ابیطالب علیه السلام تبرّی نجست و به او گفتند به حکم همین قرآنی که حمایل کرده ای، تو را می کشیم! آری او را در کنارنهر آب سر بریدند و خونش را بر جوی روان ساختند. خوارج هرگاه زنان مسلمان را اسیر می گرفتند آنها را میان خود خرید و فروش می کردند و …
وهابیها نیز وضعی مشابه آنها را دارند، آنان سایر مسلمانان را مشرک می دانند و خون و مال آنها را حلال می شمارند و مسلمانان را مشرک خطاب می کنند و کشورهای اسلامی را سرزمین کفر معرفی می نمایند و هجرت از آنها را لازم و ضروری می دانند و کسی را که نماز راترک کرده، اگرچه منکر آن نباشد، واجب القتل می شمارند
[۹]
.
سلیمان بن عبدالوهاب در رساله ای که در ردّ برادرش محمد بن عبدالوهاب نوشته، می گوید: ابن قیم گفته خوارج دو ویژگی داشتند که به جهت آن از سایر مسلمانان و پیشوایان آنان جدا شدند:
نخست آن که از سنت فاصله گرفته و آنچه را که سنت نیست، سنت پنداشتند.
دوم این که مسلمانان را به سبب ارتکاب گناه کافر دانستند و در اثر آن حکم به حلّیت خون و مال آنها دادند و سرزمین اسلام را سرزمین کفر شمردند.پس سزاوار است که مسلمانان از این دو اصل و پایه غلط برحذر باشند و از نتایج آن دو اصل: دشمنی مسلمانان و لعن و سرزنش آنان و حلال شمردن خون و مال آنها و به طور کلی از هر بدعتی، بپرهیزند و این ویژگی که او برای خوارج گفته است، بعینه در وهابیان وجود دارد.
۴ – همان طوری که وهابیها در شبهه های خود به ظاهر برخی از آیات که به زعم آنها به کفر مرتکب کبیره دلالت دارند، استناد کرده اند وهابیها نیز در این شبهه به ظواهر بعضی آیات و ادلّه که گمان می کنند بر حرمت و شرک بودن اشتغاثه و استعانت از غیر خدا، دلالت دارند، تمسک جسته اند، چنانکه در بحث از عقائد وهابیان بیان شده است.
۵ – خوارج جنگ و قتال و قیام بر ضد حکام اسلام را حلال می شمارند زیرا به عقیده آنها، همه آنها ائمه ضلال و گمراهی هستند، عقیده وهابیها نیز همینطور است.
۶ – خوارج باکی ازمرگ نداشتند و آن را با آغوش باز استقبال می کردند زیرا چنان می پنداشتند که پس از مرگ به بهشت خواهند رفت. گویند یکی از آنها در جنگ نیزه ای خورد و او همینطور خود را به دشمن رسانید و او را بکشت و این جمله را می خواند: «و عجلت الیک رب لترضی!» «به سوی تو پروردگارا شتاب کردم تا از من خشنود شوی».وهابیها نیز در میدان چنگ از خودگذشتگی و فداکاری نشان می دهند و به گمانشان اگر مردند راهی بهشت می شوند و در جنگ این رجز را می خوانند: «هبت هبوب الجنّه؛ وین انت یا باغیها».
۷ – خوارج مردمان قشری و کوته نظر و کودن بودند، در عین حال که از خوردن خرمائی که در سر راه افتاده بود، خودداری می کردند و کشتن خوک وحشی را در بیابان، فساد در زمین می پنداشتند ولی کشتن صحابی پیامبر را که روزه دار بوده و قرآن به گردن داشته واجب می دانستند و تمام مسلمانان را کافر تصور نموده و هرگناه کبیره را کفر تلقّی می کردند. روزی گروهی از مسلمانان با خوارج روبه رو شدند، خوارج از آنها پرسیدند، شما کیستید؟ یکی از مسلمانان که خیلی باهوش بود، گفت: بگذارید من پاسخ دهم. او چنین پاسخ داد: ما طائفه ای از اهل کتاب هستیم به شما پناه آورده ایم تاکلام خدا را بشنویم، سپس ما را به نقطه امنی برسانید.خوارج به همدیگر گفتند پیمان پیامبر رامحترم بدارید بخشی از قرآن را به آنها بخوانید و کسی را بر آنان بگمارید تا آنها را سالم به نقطه امن برسانند، به عبدالله بن خباب صحابی پیامبر گفتند: نظرت درباره علی بن ابیطالب چیست؟ او شروع به مدح و ثنای علی علیه السلام کرد به او گفتند: تو از کسانی هستی که مرید نام اشخاص هستید او راکشتند به نحوی که گذشت.وهابیها نیز از اینگونه قشری گری و کوته نظری دارند از یک طرف رحمت فرستادن و ذکر گفتن را حرام می دانند و در حلیت تلگراف تردید نشان می دهند و استعمال دخانیات راحرام و مرتکبش را مجازات می کنند، ولی از سوی دیگر مسلمانان را کافر و مشرک می دانند و خون و مالشان راحلال دانسته و قتلشان را به بهانه این که از صاحبان شفاعت طلب شفاعت می کنند و به مقرّبان ربوبی توسّل می جویند، لازم می شمارند.
۸ – در مورد خوارج رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده: همچنان که تیر از کمان رها می شود، آنان از دین خارج می شوند و در حدیثی دیگر فرموده: خوارج چنان در مسائل دینی زیاده روی می کنند که سرانجام مانند تیری که از کمان جدا شود، از دین خارج می شوند.
راجع به وهابیان نیز احادیثی از رسول خدانقل شده که امام احمد بن حنبل در مسند خویش به آن اشاره کرده است
[۱۰]
. مضمون حدیث این است: ابن عمر گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدایا کشور شام را برای ما مبارک گردان! خدایا کشور یمن رانیز برای ما مبارک گردان، حاضران گفتند سرزمین نجد را نیز مبارک فرما، رسول خدا صلی الله علیه و آله باز در حق شام و یمن دعای خویش را تکرار فرمود، حاضران باز سرزمین نجد را اضافه کردند پیامبر فرمود: نه این سرزمین، با میمنت ومبارک نیست در اینجا آشوب ها رخ می دهد و حوادث تکان دهنده ای
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
