اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کارکردهای عدالت در حوزه سیاست از دیدگاه امام علی (ع) :
مقدمه
بدون تردید، درک اهمیت هر پدیده، میزان تلاش برای شناخت آن را افزایش میدهد. هر چه یک پدیده برای بشر مهمتر باشد، در جهت شناخت و رسیدن به آن بیشتر میکوشد. عدالت نیز که از مفاهیم ناشناخته بشری است و علیرغم تلاشهای تاریخی و مستمر برای شناخت آن، نتیجه قابل توجهی در این زمینه به دست نیامده است، پیرو همین قاعده است و تبیین جایگاه آن، میتواند تلاش برای شناخت و استقرار آن را افزایش دهد. از جمله عواملی که میتواند اهمیت این پدیده را باز نماید، توجه به کارکردهای عدالت است. کاربرد این مفهوم و کارکردهای گوناگونش در عرصههای مختلف زندگی بشر میتواند اهمیت آن را آشکار سازد. در این میان، بررسی کارکردهای عدالت در حوزه سیاست، با توجه به گستردگیش و این که سرنوشت افراد بیشتری را به خود وابسته ساخته است، اولویت مییابد.
از آنجا که اندیشه و گفتار امام علیu که بخشی از مبادی نظری و فلسفه سیاسی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد و یکی از عناصر قوام بخش جامعه ایرانی است و همو مظهر و تجسم عدالت است، جامعه، عدالت را در او و گفتار و کردارش میجوید. این نکته، نه تنها در جامعه ما که نزد هر ضمیر روشن و آگاهی مورد توجه واقع میشود، تا آنجا که جورج جرداق مسیحی در کتاب «امام علی uآهنگ عدالت بشری» (ص ۶۹) آرزو میکند که: «ای دنیا! تو را چه میشد اگر تمام نیروهای خود را بسیج میکردی و در هر عصر و زمانی بزرگمردی همچون علیu بدان پایه عقل وقلب و زبان و با همان ذوالفقارش به انسانیت عطا میکردی.» لذا، این، بهترین منبع برای بررسی و شناخت عدالت یا بخشی از آن میباشد؛ منبعی مطمئن، قابل استناد و مقبول.
در این میان، فقر پژوهش در این عرصه، یعنی در عرصه رابطه عدالت و سیاست کار را در آغاز مشکل مینمایاند. چرا که آنچه بررسی شده است، بیشتر کارکردهای عام عدالت بوده است. در نخستین گام، چیزی جز بیانات حضرت علیu که بایستی آن رابطه را از لابلای این کلام جست در اختیار و دسترس نیست.
آن اهمیت و این فقر پژوهشی محرک پیدایش این نوشتار است که میکوشد با استفاده از روش تحلیل گفتمانی، دست به اکتشاف زده و با تکیه بر نگرش حضرت علیu به مقوله عدالت و با این فرض که عدالت و سیاست دارای رابطهای مثبت بوده و عدالت دارای کارکردهایی مثبت است که در حوزه سیاست نیز کارایی دارد، به این پرسش پاسخ دهد که کارکردهای سیاسی عدالت کدامند؟ از این رو، با تعیین حوزه سیاست و ارائه معنایی از عدالت به بررسی کارکردهای آن پرداخته و پرکردن شکافها، ثبات دولتها، توسعه، وجاهت، کشش و دیگر موارد را به عنوان کارکردهای عدالت که با حوزه سیاست رابطه دارند بر میشمرد. کارکردهایی چنین با اهمیت، بر لزوم پرداختن به موضوع عدالت به منظور تبیین مبادی نظری و در جهت استقرار آن درجامعه تأکید میورزد.
عدالت از جمله مفاهیمی است که همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته و در طول تاریخ، جهت یافتن پاسخی برای آن کوشیده است. بخشی از این تلاش موفقیت آمیز بوده و یک سری اصول پایدار، ثابت و فراگیر از نظر زمانی (در طول تاریخ) و مکانی (در سراسر جهان) در پی این تلاش موفقیتآمیز تعریف شده است. بخشی از تلاش هم بینتیجه مانده است که میتواند بخاطر دخالت تأثیرگذار شرایط زمانی و مکانی در بازتعریف پاسخ این پرسشهای پایدار باشد. پی بردن به اهمیت یافتن پاسخ این پرسشها، بویژه عدالت که شاید مهمترین و همگانیترین خواسته بشر باشد، چه دیگر پرسشها چون «آزادی» به هر معنا ومفهوم آن برای همه بشر پذیرفته نیست و «امنیت» نیز دست کم خواسته ومطلوب اشرار نیست و این در حالی است که این دو نیز از پرسشهای پایدار هستند میتواند به کوشش بیشتر برای یافتن و تسهیل استقرار آن در پی شکلگیری مبادی نظری آن بینجامد.
پرداختن به کارکردهای عدالت تا حدودی این اهمیت را در مورد عدالت آشکار میکند؛ اما گستردگی حوزه زندگی بشر که همه، پس از استقرار این مفاهیم و بروز کارکردهایشان متأثر میشوند اجازه بررسی تأثیر کارکردهای عدالت را در این حوزهها دریک نوشتار کوتاه نمیدهد. لذا، ناگزیر گزینش یک حوزه (حوزه سیاست) بایسته میگردد.
۱-۱- حوزه سیاست: در جهان کنونی، بویژه باگسترش «حق رأی عمومی»، حوزه سیاست به گستردهترین حوزه اجتماعی تبدیل شده و بیشترین افراد، بطور بالفعل و همه افراد، بطور بالقوه در ارتباط با این حوزهاند؛ بهگونهای که هر فرد از زمان تولد (برای تعیین هویت) تا هنگام مرگ، با این حوزه و بارزترین نماینده آن، یعنی دولت سروکار دارد. در حالی که در سایر حوزهها، مانند اقتصاد، این وابستگی عمومی و اجباری به چشم نمیخورد؛ و شخص، میتواند تا اندازهای، یا در دوره معینی، به حوزه مربوط وابسته نباشد. در نتیجه، گستردگی حوزه سیاست، از یک سو، عامل اولویتبخشی در بررسی رابطه آن با عدالت به شمار میآید؛ و از سوی دیگر، تعیین حدود و ثغور حوزه مزبور را دشوار میسازد. این که محدوده و چارچوب حوزه سیاست کدام است، تا برخی از کارکردهای عدالت را اگر مرتبط باشد به آن حوزه نسبت داده و کارکردهای سیاسی عدالت بنامیم، کار آسانی نیست؛ چرا که حوزه سیاست به عنوان بخشی از علوم انسانی، سرشار از مفاهیم هنجاری میباشد که بسته به تعریف هر مفهوم، گستردگی حوزه سیاست نیز تغییر مییابد. گذشته از این، گزینش مفاهیم غیرهنجاری برای بازشناسی حوزه سیاست، این بازشناسی را با محدودیت زمانی مواجه ساخته و کارایی آن را به یک دوره کوتاه بویژه در دوران ما که دگرگونی شرایط بسیار سریع میباشد محدود کرده است. در نتیجه، با تغییر شرایط و عدمکارایی بازشناسی پیشین نیاز به بازشناسی مجدد مطرح میشود، و این، خود، تثبیت یا تلاش در جهت تثبیت و نهادینه کردن مفاهیم مرتبط با این حوزه، از جمله عدالت را در جامعه با دشواری روبرو میکند؛ زیرا، در هر دوره، بسته به تعریف، ممکن است، نیاز به استقرار برخی مفاهیم یا بخشی از آنها احساس شود.
هر چند، کمک گرفتن از مفاهیم هنجاری برای بازشناسی حوزه مزبور ترجیح داده میشود تا به این وسیله، انعطاف خود را برای مدتی طولانی حفظ کند، اما نگرش هنجاری به آن و این که هر کس بنا به هنجارهای خود آن را بازشناسی میکند از آنجا که همان پیامدهای نامطلوب پیشگفته را به دنبال دارد کار پسندیدهای نبوده و فراگیر بودن را به عنوان یک ملاک برای آن بایسته میسازد.
با توجه به آنچه گفته شد، میتوان حوزه سیاست را «همه مراکز دارای قدرت واگذار شده و مراکز مرتبط با آن» تلقی و تعریف کرد. بدین ترتیب، از محدود شدن حوزه به تنگناهای زمانی و مکانی خودداری ورزیده و به عنوان حوزهای قابل تطبیق با طول تاریخ و گستره جهان باز شناخته میشود. زیرا، همواره کسانی خواهند بود که بنابر مقتضیاتی، بخشی از قدرت را به مرکزی دیگر واگذار نمایند. این مرکز، میتواند به شکل فردی باشد، مانند یک فرماندار، امام یا نایب او و یا به صورت یک نهاد باشد مانند دولت.
۱-۲- چیستی عدالت: گفته شد که عدالت درگذر تاریخ، برخی اصول ثابت را به عنوان معرف خویش برگزیده است. هر چند اینها هم میتوانند هنجاری باشند، اما کارکردهای مهم عدالت که نیازهای عمده زندگی بشر را پاسخ میگوید، خیلی از تعاریف را به جای پرداختن به ماهیت عدالت، به کارکردهای آن معطوف کرده و با تکیه براین کارکردها که ثباتشان آنها را جزء اصول عدالت قرار داده است این مفهوم را تعریف میکنند. این تعریف از استاد شهید مرتضی مطهری که میفرمایند: «مفهوم عدالت این است که استحقاقهای طبیعی و واقعی در نظر گرفته شود و به هر کسی مطابق آنچه به حسب کار واستعداد لیاقت دارد، داده شود.»[۱]، یا این تعریف که: «معنای عدالت در اداره امور، این است که تفاوتها و امتیازات برمبنای صلاحیت و استحقاق باشد و هرکسی و هر چیزی در جای مناسب خود قرار گیرد.»[۲]، هر دو، تعبیر دیگری از این فرمایش امام u هستند که: «ألعدل یضع الامور مواضعها»؛ و این، عامترین کارکرد عدالت در همه حوزهها میباشد.
از آنجا که تعریف به کارکرد، دست کم در تقریب به ذهن مفهوم عدالت ما را یاری میرساند، ارائه تعریفی بر همین مبنا کارآمد بوده و فهم موضوع را آسانتر میسازد. بدین ترتیب، و با توجه به این کلام حضرت علیu که فرمودهاند: «العدل نظام الامره» یعنی «عدالت نظام بخش حکومت است.»[۳]، میتوان عدالت را اینگونه تعریف کرد که: «نظام بخشیدن به امور است آنگونه که باید باشند.» حوزه سیاست و به تعبیر دیگر حوزه دارای مراکزی با قدرت واگذار شده، «همیشه در پی این نظامبخشی و به عبارت دیگر، سلسله مراتبی کردن قدرت بوده است؛ به گونهای که میبینیم، سیر نظامهای سیاسی در جهان، از گذشته تاکنون، از تمرکز مطلق
در یک مرکز که به شکلگیری نظامهای پادشاهی یا دیکتاتوری میانجامید در جهت توزیع قدرت در بین مراکز گوناگون در سطح جامعه و حتی در بین افراد که به شکلگیری انواع دموکراسیها انجامیده است[۴] میباشند. نظامهای سیاسی عمدتاً دراین راه گام برداشته به این سو رفتهاند. بنابراین، به کار بردن اصطلاح «نظامبخشی» در مورد عدالت، دستکم با حوزه سیاست سازگارتر است.
این تعریف در همه دورهها میتواند کارآمد باشد. چرا که «بایدهای» امور که در هر دوره متفاوت است. میتواند با توجه به شرایط زمانی و مکانی توسط مراجع ذیصلاح تبیین شود. از اینرو، تعریف دچار بحران نمینشود. اما این که این «باید» را چه کسی تعیین میکند، باید گفت بخشی از آن بویژه در جوامع دینی به شرع برگشته و وظیفه شارع میباشد. برخی نیز به عرف برگشته و وظیفه نهادهای صلاحیتدار جامعه است و بالاخره، برخی به محیط برگشته و اجبار محیط آنها را تعیین میکنند. در این خصوص، یا خود محیط نظامبخشی میکند و یا با دخالت انسان ابزارساز توانمند، نظام بخشی ولو به صورت محدود صورت میپذیرد.
با توجه به تعریف عدالت از دیدگاه امام (ره) و بویژه اساس نگرش ایشان به این مفهوم، کارکردهای عدالت در حوزه سیاست بررسی میشود. این امر، تا حدودی اهمیت یافتن پاسخی جامع و مانع از عدالت را آشکار میکند.
۲- کارکردهای عدالت: آنگونه که حضرت علیu میفرمایند:«خیر السیاسات العدل» یعنی بهترین خطمشیها عدالت است.[۵] عدالت، بهترین خطمشی برای هر حکومتی است. این خطمشی برای حکومت دینی بایسته و ضروری است، چرا که مبنای کار پیامآوران در حکومتهای دینی اقامه قسط و عدل بوده و در پیش گرفتن این سیاست در رابطه با آن کار مبنایی، بخاطرسازگاری، نتایجی زودهنگام به دنبال داشته و از گسستگی و تزلزل در جامعه به واسطه اتخاذ دیگر سیاستها جلوگیری به عمل میآید، اما مسأله «بهترین خط مشی بودن عدالت» کارکردهای آن به بهترین وجه میتواند به اثبات برساند. این کارکردها عبارتند از:
۲-۱- پرکردن شکافها: همه جوامع امروزی در پیگذشت تاریخ طولانی و همکنشی با یکدیگر، دچار شکافهای گوناگون فعال و غیرفعال شده و از این پدیده در رنجند وبرای رهایی از آن میکوشند. جوامع دینی نیز از این پدیده بینصیب نماندهاند. در این جوامع، پذیرش دین توسط اکثریت، به شکاف دینی بین اقلیت و اکثریت انجامیده و امکان سازگاری میان آنها را کاهش میدهد. در این حالت، پرداختن به خطمشیهای عام و فراگیر، بهترین ابزار برای پرکردن و دستکم، غیرفعال کردن این شکافها میباشد؛ چرا که در این صورت، طرفین شکاف، تفاوتها را در کمترین حد یافته و آنها را قابل تحمل و حتی منطقی میبینند و نیاز به تغییر در آن احساس نمیکنند. یکی از این خط مشیها، «عدالت» است که در اندیشه امامu و در مقام مقایسه با «جود» ضمن اشاره به این که: «العدل یضع الامور مواضعها»[۶] اینگونه تبلور یافته است که: «العدل سائس عام» یعنی عدالت سیاستی فراگیر است. [۷] این دو کارکرد عدالت (وضع هر چیز در موضع خود و سائس عام بودن) برای پرکردن شکافهای جامعه لازمند؛ زیرا نهادن هر چیز در جای خود و نظامبخشی به آن، شیء مزبور را در انسجام با جامعه قرار داده و امکان جدایی از آن مجموعه و پیوستن به مجموعهای دیگر یا مستقل ماندن را برای آن پدیده عملاً غیرممکن میسازد؛ چرا که در این انسجام و هماهنگی، احساس نیاز در او نهادینه شده و برآوردن آن را جدای از آن مجموعه نظاممند ناممکن میانگارد. این خود، نتیجه وضع در مواضع است؛ اما از آنجا که عدالت سائس عام بوده و قید و شرط ندارد و امکان اجرای آن در رابطه با همه مردم وجود دارد، شرایط پوشاندن همه شکافها را بیش از پیش فراهم میآورد.
ناگفته نماند، «پر کردن شکافها» از کارکردهای اساسی حکومتها است؛ چون، کمترین پیامد شکافها در جامعه «پیدایش نا امنی» است. بعلاوه، از ابتداییترین خواستهای مردم که بخشی از قدرت خود را بنحوی به حکومت واگذار کردهاند «امنیت» میباشد. پس، از بین بردن این عامل ناامنی در واقع، برآوردن ابتداییترین خواسته و نیاز مردم و انجام یکی از نخستین تعهدات ازسوی حکومتها میباشد که با در پیش گرفتن عدالت، میتواند این رسالت ویژه را به انجام برساند. از آنجا که حکومت که بیشترین بخش از قدرت واگذار شده را در اختیار دارد و فراگیرترین مرکز دارای قدرت در هرجامعه است امکان اجرای سیاستی فراگیر چون عدالت را بهتر مییابد و با به کارگرفتن عدالت و بهرهگیری از یکی از کارکردهایش که پر کردن شکافها میباشد، چون در رابطه با قدرت و کارکردی سیاسی میباشد میتواند وظیفه غیرفعالسازی شکافها را به انجام رساند. عدالت، زمانی میتواند این کارکرد را با تعلق گرفتن بر متعلقات خود به انجام رساند که «حاملی» داشته باشد این حامل، همان «عادل» یا «فرد عادل» است و در رابطه با امور حکومت «حاکم عادل» نامیده میشود. چنین فردی برای بکارگیری این کارکرد فراگیر عدل به چند چیز نیاز دارد که در این فرمایش امام u بیان شده است: «و العدل منها علی أربع شعب: علی غائص الفهم و غور العلم و زهره الحکم و رساخه الحلم فمن فهم علم غورالعلم و من علم غور العلم صدر عن شرایع الحکم و من حلم لم یفرط فی امره و عاش فی الناس حمیداً». [۸]
چنانچه فرد دادههای درست و اطلاعات ناب و پنهان را با دقت استخراج کند، یعنی پدیدهای را به عنوان جزئی از یک کل که دارای همبستگی و پیوستگی با آن است، بشناسد و با ترکیب آنها و اندیشیدن در مورد آنها، علم ودانش به دست آورد، میتواند به قضاوتی روشن و شفاف دست یافته و حکمی در مورد آن پدیده صادر کند که بیانگر جایگاه راستین آن باشد. پس از آن در مرحله اجرا با بردباری و ثبات، کار خود را به نتیجه رساند. در این صورت، نتیجه به دست آمده یقیناً بر پایه عدالت خواهد بود. این فرایند (اجرای عدالت برپایه شناخت درست، دانش ژرف، صدور حکم و اجرای آن) دو پیامد عمد در بردارد: یکی میانهروی و جلوگیری از افراط و تفریط در کارها که خود، امکان توجیه منطقی کار مورد نظر را فراهم میسازد و نتیجتاً، ناراضیان و عنادورزان نیز کاهش مییابند. دیگری وجاهت یافتن (داشتن پرستیژ) بین مردم میباشد. با توجه این که امام u لفظ «النائس» را به کار بردهاند، میتوان گفت که وجاهت، برای فرد در بین یک جمعیت بدون هیچ قید دیگری پدید آمده و او پرستیژ پیدا میکند لذا، اگر چنین فردی در حوزه سیاسی مطرح بوده و حاکم باشد، میتواند محور همگرایی یک جامعه قرار گرفته و اثر عوامل تجزیه و تفرقه را در جامعه که بیشتر شکافها ناشی از آن هستند خنثی کند و میانهروی او این اثر را پایدار سازد.
۲-۲- ثبات دولتها: هر دولتی پس از روی کارآمدن چه برای کارکردهایش و چه برای نگاهداشت قدرت به دست آمده نیاز به ثبات و آرامش دارد و بدون آن به هیچ یک از خواستههایش نمیتواند برسد. امام علیu با بیان این نکته و با این تعبیر که «ثبات الدول بالعدل»[۹] یعنی ثبات و پایداری دولتها برپایه عدالت است.[۱۰]، به مالک اشتر چنین سفارش میکنند: «و لیکن أحب الامور إلیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و أجمعها لرضی الرعیه، فإن سخط العامه یجحف برضی الخاصه و إن سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه و لیس أحد من الرعیه أثقل علی الوالی مؤونه فی الرخاء و أقل معونه له فی البلاء و اکره للانصاف و أسال بالالحاف و اقل شکراً عند الاعطاء و أبطا عذراً عند المنع و أضعف صبراً عند ملمات الدهر من أهل الخاصه و انما عماد الدین و جماع المسلمین و العده للاعداء العامه من الامه فلیکن صغوک لهم و میلک معهم»: یعنی پسندیدهترین کارها برای تو باید همان باشد که در حق، میانهترین است و در عدل، فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم، گستردهترین که بیشک خشم همگانی اثر رضایت خاصان را از بین میبرد، در حالی که خشم خواص با خشنودی همگامی بخشوده میشود. خواص در سنجش با انبوه مردم در اوضاع عادی برای حکومت باری سنگینترند و در روزگار سختی یاریشان کمتر است، از مروت و مردمی نگرانترند و در خواستن، بیشتر پای میفشارند. در برابر دهشها، کمسپاسترند و در برابر دریغها پوزش ناپذیرند و در هنگام رویدادهای دردناک روزگار ایستادگیشان کمتر است. و این، تنها انبوه مردمند که دین را تکیهگاه، مسلمین را ریشه رویا و در نبرد با دشمنان نیروی ذخیرهاند. پس گوش تو ویژه ایشان و گرایشت همسویشان باشد.[۱۱]
تأکید برسیاستگذاری از سوی زمامداران و کارگزاران حکومت به گونهای که عادلانه بوده و این عدالت همه گروههای جامعه را در برگیرد و رضایت بیشترین حد ممکن از مردم را جلب کند بخاطر دستاوردهای آن که از مهمترین آنها همان ثبات دولت است، میباشد. آنچه در این نوع سیاستگذاری به دست میآید یکی کاهش هزینههای دولت است که برخلاف خواص، با هزینه کمتر همان بهرهوری یا حتی بهرهوری بیشتری در پی دارد. کاهش هزینه میتواند به کاهش مالیاتگیری که عمدتاً بارش بردوش توده مردم است بینجامد و از سوی دیگر، سرمایهگذاری را از سوی دولت افزایش داده و به رفاه عمومی منجر میشود. این امر در حد مطلوب آن و نه بیشتر – که امامu نیز با بیان «اوسطها فی الحق» بر میانهروی تأکیده کردهاند. گرچه تعهد سرمایهگذاری برای مردم ازسوی دولتها هست، ولی انجام آن در حد بیشتر از نیاز جامعه، افزایش توقعات یا نوسان در رشد توقعات و امکانات را موجب گشته و همانگونه که دیویس اشاره میکند، به انقلاب و شورش انجامیده و خود، عامل فروپاشی دولتها میشود رضایت مردم و افزایش مشروعیت حکومت و درپی آن ثبات حکومت را به دنبال دارد.
نکته دیگر «همراهی ایشان (عامه مردم)» است در زمانی که به آنان نیاز است و بالطبع، در روز خطر هر چه شمار اعوان و یاران بیشتر باشد، امکان دست یافتن به پیروزی بیشتر است. پس، یاری آنها ثبات دولت را در روزی که خطری او را تهدید میکند و امکان برهم زدن ثبات آن هست، تضمین میکنند.
بالاخره این که به اندک بخششی، بیدریع به حکومت وفادار شده و در پی جبران آن برمیآیند و همراهیشان با حکومت محکمتر و بیشتر میشود.
۲-۳- حفظ جمعیت: از ارکان اساسی هر نظامی علاوه بر حاکمیت و حکومت، سرزمین و داشتن جمعیت است. بدون نیروی انسانی شکلگیری یک نظام غیرممکن میباشد. دی.اف.آبرل درباره شرایط بنیادی که اگر نباشد، جامعه نیز وجود نخواهد داشت چنین گفته است: «نخستین عامل به ویژگیهای جمعیتی جامعه مربوط است. اگر جمعیت هر جامعهای نابود یا پراکنده شود، وجود جامعه آشکارا در خطر خواهد افتاد. این امر، زمانی رخ میدهد که جامعه، چندان جمعیت خود را از دست بدهد که ساختارهای گوناگون آن از عملکرد بیفتند.»[۱۲]
اما باید توجه داشت که این رکن، خود مختار بوده و نسبت به سه رکن دیگر برای پایدار ماندن، تلاش و توجه بیشتری میطلبد. این که چگونه میتوان به همراهی و حفظ آن امید بست، پرسش در خور توجه و نیازمند پاسخ است. در بینش امام علیu «در پیش گرفتن عدالت»، یکی از این راهکارها، و شاید بهترین آنها برای رسیدن به این مقصود میباشد. امام u میفرمایند: «العدل قوام البریه» یعنی دادگری مایه پایداری مردم است.[۱۳] نکته در خور ذکر در این سخن، این است که گویی امامu در بیان این مطلب از دریچه سیاست و روابط قدرتی مینگرند؛ چه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
