اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل استانداران امیر مؤمنان علیه السلام در مصر (۳)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 40
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل استانداران امیر مؤمنان علیه السلام در مصر (۳)، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل استانداران امیر مؤمنان علیه السلام در مصر (۳) شامل 61 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل استانداران امیر مؤمنان علیه السلام در مصر (۳):
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل استانداران امیر مؤمنان علیه السلام در مصر (۳) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل استانداران امیر مؤمنان علیه السلام در مصر (۳) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل استانداران امیر مؤمنان علیه السلام در مصر (۳) :
برکناری ناخواسته «قیس بن سعد» از حکمرانی مصر و وفاداری پایدار او به امام
در شماره گذشته خواندیم که «قیس » پس از ورود به مصر به عنوان استاندار امیر مؤمنان علیه السلام، سیاست مدارا و مماشات با هواداران عثمان و مخالفان امام را در پیش گرفت، درحالی که نظر امام این بود که پس از دعوت آنان به بیعت و اتمام حجت، در صورت مخالفت با آنان برخورد قاطع شود; زیرا ممکن است آنان با استفاده از این فرصت، دست به توطئه بزنند . «قیس » نامه ای در توجیه نظر خود به محضر امام فرستاد، و اینک دنباله قضایا:
مکاتبات مزدورانه معاویه با قیس
در حدود شعبان سال ۳۶ هجری نامه قیس مبنی بر توجیه نظر خود در برخورد با هواداران عثمان، به امام رسید یعنی همان هنگامی که معاویه به طمع خلافت و به خونخواهی عثمان، سپاهی را بر علیه حضرت علی علیه السلام بسیج کرده و قصد شورش و غوغا داشت . به همین دلیل امام در آن زمان عازم شام بود تا فتنه فرزند ابوسفیان را خاموش کند; در این گیر و دار، معاویه از این بیم داشت که سپاه مصر همراه قیس به قوای حضرت علی علیه السلام ملحق شوند و بساط او را درهم بریزیند، به همین دلیل تصمیم گرفت با استاندار مصر از طریق خدعه و حیله وارد شود، معاویه طی نامه ای برای قیس نوشت: پس از درود، شما بر عثمان خرده گرفتید که چرا مردی را با تازیانه بنواخت و یا به دشنام دادن دیگری پرداخت یا جوانی خام را کارگزار خویش ساخت ولی می دانستید که ریختن خون او نارواست . کاری سخت گران کردید و به گناهی بزرگ دست زدید . ای قیس به خدا بازگرد (توبه کن) ، زیرا تو در بین کسانی بودی که مردم را بر علیه آن خلیفه مقتول تحریک کردند اما به درستی و بی هیچ ظنی می دانیم که سرورت افراد را شورانید و وادارشان کرد که عثمان را بکشند! بسیاری از اقارب تو در این ماجرای خونین مشارکت داشتند; اکنون بیا و با من بیعت کن تا با علی علیه السلام بجنگیم و در عوض پس از استیلا بر وی، حکومت کوفه و بصره از آن تو خواهد بود; به علاوه فرمانروایی حجاز را به هرکس که تو پیشنهاد بدهی تفویض می کنم، تا زمانی که زمام امور در دست من باشد هر چه بخواهی فراهم می کنم (۱) .
چون نامه معاویه به قیس رسید، خواست به گونه ای جوابش را بدهد که هم بوی تهدید از آن استشمام گردد و هم نوعی تطمیع در آن باشد و چنین کرد . وقتی معاویه مکتوب دو پهلوی قیس را خواند، به وی نوشت:
«نامه ات را مورد مطالعه قرار دادم; نه آن میزان نزدیک آمدی که برای صلح با تو خود را مهیا کنم و نه چندان مخالفت کردی که آماده نبرد با تو شوم; اگر آنچه را به تو پیشنهاد کردم پذیرفتی هر چه خواستی به تو خواهم داد و نیرنگی در کار نمی باشد و اگر کاری که گفتم انجام ندهی، لشگریانی را به سویت می فرستم; در آن موقع هرگونه بلایی بر سرت آید از کوتاهی خودت خواهد بود» .
قیس دانست که این بار باید جواب روشنی به معاویه بدهد پس طی نامه ای با صراحت نوشت:
«ای بی پدر! چشم طمع بر این دوخته ای که من از اطاعت کسی که سزاوارترین و صدیق ترین مردم است و عالی ترین هادی و نزدیکترین افراد به رسول اکرم صلی الله علیه و آله می باشد، سرپیچی کنم و تحت فرمانروایی تو در آیم ; در حالی که لیاقت و شایستگی این مقام را نداری و از شرایط آن محرومی و گفته هایت بیهوده و نارواست و در مسیر ضلالت بسر می بری و از خاتم رسولان و سنت حسنه او فاصله بسیاری گرفته ای و دورترین افراد به آن خورشید درخشان هستی، اطرافت را گمراهان و اغوا کنندگان فراگرفته اند که هر یک بتی از بتهای شیطان هستند; از تهدیدت هراسی ندارم و هجوم سپاهیانت ترسی به دلم راه نمی دهد . هیچگاه علی بن ابی طالب علیه السلام را که از هر جهت بر تو رجحان دارد، رها نخواهم کرد و تو را بر او ترجیح نمی دهم .
معاویه با خواندن پاسخ های صریح و قاطع «قیس » متوجه شد که او کسی نیست که تسلیم اغراض پلید وی گردد و چون از قدرت و شجاعت این صحابی پارسا خبر داشت، مصمم گردید تا از راه دیگری او را از حکومت مصر جدا کند; از این رو شایع کرد قیس با ما از در مصالحه وارد شده و مهیای پیوستن به ماست و نامه ای هم از طرف وی جعل کرد که در آن به معاویه نوشته شده بود:
«برایم ثابت گردید که عثمان مظلوم کشته شده است و هر چه فکر کردم نمی توانم با کسانی که خلیفه مسلمان و نیکو کار (!) خود را کشته اند، همکاری کنم و از این عمل به درگاه خداوند آمرزش می طلبم و از این رو برای خونخواهی عثمان مهیای همکاری و کمک رسانی به شما هستم!» .
بنا به دستور معاویه، این نامه جعلی در محافل و منابر عمومی خوانده شد و در میان مردم شایع کردند . وی به ترفند دیگری هم متوسل گردید و به شامیان گفت: قیس بن سعد را دشنام ندهید و او را به جنگ فرا نخوانید که او نیک خواه ماست و نامه هایش نهانی به ما می رسد و در آنها نشان می دهد که متابعت از ما را برگزیده است . مشاهده نمی کنید با برادران شما از مردم «خربتا» چه می کند؟ و با وجود آنکه تحت فرمانش می باشند، راه مدارا و خوش خویی با آنان را پیش گرفته و ایشان را بخشش ها و روزی ها ارزانی می دارد؟ این در حالی است که مردم این سامان (خربتا) با علی علیه السلام بیعت نکرده و خواهان خونخواهی عثمان هستند و با وجود آنکه علی علیه السلام به قیس تاکید کرده که بر آنها سخت گیرد و منکوبشان کند، او مایل است که با نرمی و ملاطفت با اهل خربتا رفتار شود!
عزل قیس از استانداری مصر
گزارش این تبلیغات کذب و مسموم و شایعات بی اساس، به حضرت علی علیه السلام رسید; «محمد بن ابی بکر» و «محمد بن جعفر بن ابی طالب » ، آن بزرگوار را از این وضع مطلع ساختند و مامورهای اطلاعاتی آن حضرت در شام نیز تحت تاثیر برنامه های تبلیغی معاویه قرار گرفته و به حضرت گفتند: قیس به امویان تمایل پیدا کرده است . امام، این روند را گران و سنگین شمرد و دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام و نیز «عبدالله بن جعفر» را فرا خواند و ایشان را از این وقایع آگاه ساخت; عبدالله بن جعفر عرض کرد: ای سرور موحدان نظر من آن است که قیس را از حکومت مصر عزل کنی و به جایش فرد دیگری را به سمت استانداری این سامان منصوب بفرمائی . اما حضرت علی علیه السلام با شگفتی و ناباوری با این ماجرا برخورد کرد و برایش مشکل بود که بپذیرد قیس بن سعد، با معاویه صلح کرده است . امام به هیچ عنوان شایعات مطرح شده در مورد قیس را قبول نداشت اما یارانش سخت به حضرت فشار آوردند که در عزل این استاندار اقدام کند .
البته همان طور که اشاره شد، در همین گیر و دار، نامه قیس در خصوص ترک مخاصمه او با اهل «خربتا» رسیده بود و گویا شرایط اجتماعی به سوی برکناری وی مهیا می گشت; حضرت علی علیه السلام با وجود این که می دانست قیس از آن انسانهایی نیست که با دشمن سازش کند و روحیه اش با معاویه و امویان ناسازگار است; چون به شجاعت و شهامت او ایمان کامل داشت، در آن موقع که سایر حکام ولایات را بر کوفه فرا می خواند تا با سپاه کافی برای حرکت به شام و دفع فتنه فرزند ابوسفیان حاضر شوند، قیس بن سعد را به مرکز فرماندهی احضار نمود و محمد بن ابی بکر را به جایش گماشت، این عزل و نصب در آغاز ماه مبارک رمضان سال ۳۶ هجری صورت گرفته است .
ماموریت محمد بن ابی بکر و بازگشت قیس از مصر
استاندار جدید، با حکم امام به مصر آمد و به نزد قیس بن سعد که شوهر عمه اش بود («قریبه » خواهر ابوبکر همسر قیس بود) رفت و به او گفت: آمده ام تا در کنارت باشم و تو نیز همانند گذشته، حکومت کن . قیس ناراحت شد و نپذیرفت و همان دم بار سفر بسته و به سوی حجاز حرکت کرد و به جای کوفه – مرکز حکومت حضرت علی علیه السلام – به مدینه رفت و نزد امام نیامد . «حسن بن ثابت » – هوا خواه عثمان – می خواست از موقعیت پیش آمده بهره برداری منفی بکند; پس با این مکر باطل نزد قیس آمد و به وی گفت: عثمان را کشتی و علی علیه السلام تو را برکنار کرد، گناهش بر تو ماند و کسی از تو بابت این کار تقدیر نکرد . قیس به وی گفت: ای کوردل و نابینا، به خدا اگر میان کسان من و تو جنگی روی می داد، گردنت را می زدم، از نزدم دور شو که از تو به شدت متنفرم .
پس از مدتی که قیس در مدینه اقامت نمود «مروان بن حکم » برایش مشکلاتی پدید آورد، از این رو او به همراه «سهل بن حنیف » به محضر حضرت علی علیه السلام رهسپار گردید و خود را برای ستیز با معاویه و شرکت در نبرد صفین مهیا کرد .
معاویه برای «مروان بن حکم » نوشت چرا قیس را زنده نگه داشتی؟ اگر صد هزار مرد جنگی به یاری علی علیه السلام روانه می کردی، نزد من آسان تر از رفتن قیس با این همه دانش و پایگاه بلند برای یاری به علی علیه السلام بود . چون قیس به محضر حضرت علی علیه السلام شرفیاب گردید و آنچه را که بر وی گذشته بود، باز گفت، امام دانست که وی با چه دشواریهای عظیمی از فشار و نیرنگ و ترفندهای دشمن درگیر بوده است . پس جایگاه او نزد امام ارتقاء یافت و حضرت در امور; از وی نظر خواهی می کرد ; برخی گفته اند: دوران کارگزاری قیس در مصر چهار ماه و پنج روز طول کشید ولی عده ای دیگر مدت این مسئولیت را هفت ماه نوشته اند .
علت برکناری قیس
گروهی این سوال را مطرح کرده اند که چرا با وجود لیاقت و شایستگی قیس، حضرت او را عزل نمود؟ در پاسخ باید گفت: قیس مرد شجاع و سرشناسی بود اما از طرفداران سیاست «مماشات » و «مدارا» در مصر به شمار می رفت که این شیوه با سیاست توام با قاطعیت امام انطباق نداشت و سختگیری در برابر مخالفان و کوتاه نیامدن در مقابل دشمنان از اصول استوار حضرت در عرصه های حکومتی محسوب می گردید . به علاوه قیس به عنوان کارگزار منصوب امام، می بایست سیاست رهبر اسلامی را به اجرا بگذارد و در موقع تصمیم گیری نظر خویش را در مقابل استراتژی حضرت نادیده بگیرد، زیرا امام بر این باور بود که مخالفان یا باید بیعت کنند و سر تسلیم فرود آورند و یا این که تسلیم جنگ ش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
