اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دولت آرمانی شیعه در اندیشه کشفی، محتوای خود را در قالب 77 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 61
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دولت آرمانی شیعه در اندیشه کشفی، محتوای خود را در قالب 77 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل دولت آرمانی شیعه در اندیشه کشفی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دولت آرمانی شیعه در اندیشه کشفی، کیفیت تضمینشده دارد.
اشاره
سیدجعفر دارابی کشفی، که بعدها به دلیل داشتن کشف و کراماتی به «کشفی» معروف گردید، در سال ۱۱۹۱ ق در خانواده ای از علمای دین در بخش اصطهبانات از توابع فارسی دیده به جهان گشود و در سال ۱۲۶۷ در بروجرد بدرود حیات گفت. کشفی، که از فقها، متکلّمان و عرفای دوره قاجاریه به حساب می آید، دارای آثار مکتوب متعددی است که تحفه الملوک، میزان الملوک، سنا برق، اجابه المضطرّین و کفایه الایتام از مهم ترین آنان به حساب می آیند. مقاله ذیل، که تلاشی است در باب تبیین نظریات کشفی درباره «دولت آرمانی شیعه»، مبتنی بر گفتارهای مفصّل او در تحفه الملوک(۱) است که توسط نگارنده احیا و تصحیح شده است.
فلسفه تاریخ
روایت کشفی از تاریخ همانند مارکس و هگل، خصلتی فراروایتی دارد. او اعصار «گشت» و «بازگشت» عقل را دوره های تاریخ می داند و به فرجام آن نیز به دلیل حاکم شدن باطن عقل در عصر ولایت مهدوی علیه السلام ، خوش بین است. کشفی با استناد به حدیث مشهور کلینی در اصول کافی (عن ابی عبداللّه علیه السلام : «انّ اللّهَ عزّوجلّ خَلَق العقلَ وَ هُو اوّلُ خلقٍ مِن الروحانیّین عن یمینِ العرشِ من نورهِ. فقال له: اَدْبِر، فَادبَرَ. ثُمّ قالَ له: اَقبِلْ، فاَقبلَ»(۲) بنیان های چنین نگرشی را برافکنده است.
در جهان شناسی او، جهان عرصه گشت و بازگشت عقل و مواجهه آن با جهل است. عقل به عنوان صادر اول، طی دو فرمان با مخلوقات ارتباط برقرار می کند. در آغاز، عقل فرمان یافت تا از اصل خود جدا شده، با نزول در عالم، به سوی مخلوقات رو کند. از این حرکت، وجهه ظاهری عقل به وجود آمد که با نبوّت و تنزیل مطابقت دارد. فرمان دوم، عقل را وادار می کند تا به اصل خویش بازگردد. این بازگشت، وجهه ظاهر کار عقل را به وجهه باطنی آن بازمی گرداند که با ولایت و تأویل مطابقت دارد. این ادبار و اقبال عقل، که از هبوط حضرت آدم علیه السلام آغاز شده است و در پایان تاریخ فرجام می یابد، در کنار ستیز همیشگی اش با جهل، سرنوشت معلوم و محتوم جهان و تاریخ بشر است.
معرفت به این منظومه مبتنی بر فهم مفاهیم کلیدی این روایت یعنی عقل و جهل است که در ذیل، به اجمال از آن ها سخن خواهیم گفت:
الف) عقل: عقل اولاً، نخستین آفریده خداوند است و به عنوان صادر اول، اولین مخلوقی است که از کتم عدم و ممکن امکان، پا به عرصه وجود نهاده. در واقع، عقل با یک فاصله و تأخّر «زمانی موهوم» از قوس وجوب و قدم پروردگار، حدوث یافته و بدین علت نیز در غیر از صفت قدم و وجوب، تجلّی گاه صفات جلالیه و جمالیه خداوند شده است.(۳) بدین سان، عقل به سبب قرابتی که به ذات حق دارد، جوهری است نورانی که از تماس حالات و کیفیاتی همچون حالیّت، کمیّت، ابعاد و اقطار، جسمیت، جهت، مکان و زمان به دور است.
ثانیا، عقل به دلیل قرار گرفتن در نخستین مرتبه خلقت، یکی است و فرض دوئیت، در آن ممتنع است. البته این امتناع بیشتر ناشی از امتناع صدور از ناحیه پروردگار است و ارتباطی با ماهیت عقل ندارد. دلیلی که کشفی بر این مدعا می آورد، همان لزوم هماهنگی بین طور فعل و صفات جعل با طور و مقتضای جاعل است. از این رو، عقل به سبب تأخّر و حدوث زمانی اش از یک سو، و یکی بودنش از سوی دیگر، لازم است صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند را دارا باشد، با این تفاوت که صفات مذکور در خداوند عین ذات اویند و ذات او قائم به خود اوست، در حالی که در عقل، این صفات قائم به قیومیت خداوند و باقی به بقای اویند. تنها عقل از میان صفات بیکران ذات حق، از صفت های قدم و وجوب و ربوبیت الهی به دور است.(۴)
ثالثا، این عقل در نظر کشفی، همان شرع است، اما در لباس دیگر، در واقع نسبت عقل و شرع، نسبت ظاهر و باطن است؛ عقل، باطن شرع و شرع، ظاهر عقل است. به همین دلیل، برخی از روایات اسلامی عقل را همان «روح محمّدی» و یا «روح علوی» می دانند و بر وحدت عقل و شرع صحّه می گذارند. در این باب، دسته ای از روایات، اولین مخلوق خداوند را نور محمّدی می دانند و دسته ای دیگر، عقل را به اسامی متعددی، از قبیل «روح محمّدی، نور محمّدی و شجره محمّدیّه صلی الله علیه و آله » می خوانند.
ب) جهل: او نیز آفریده ای است که به تبع صادر اول، خلق شده. هدف از خلقت جهل، غایتی است که بنابر قاعده «تُعرفُ الاشیاءُ بِأضدادها»، تا عقل در رویارویی با ضدش قرار نگیرد، ماهیتش آشکار نمی گردد. جهل در نظریه کشفی، ضد عقل است و نه نقیض آن. در ضدین، وجود دو امر وجودی مسلّم و ضروری است. بنابراین، جهل نیز همانند عقل، حیثیتی وجودی دارد و مثل ظلمت، که فقدان نور است، نبود عقل نیست. با این همه، خلقت جهل بالاستقلال و علی حدّه برخاسته از صُنع و اراده ای جداگانه نیست، بلکه خلقتش عرضی و تبعی است. به همین دلیل، جهل در روایات اسلامی به اسامیِ ضد عقل نام گرفته است و همان گونه که صادر اول عین روح محمّدی و نور خاتم النبییّن صلی الله علیه و آله بوده، همچنین جهل عین روح و ظلمت خاتم الشقیّین، یعنی شیطان است.
ج) کیفیت اتصال عقل و جهل با مخلوقات: درباره تأویل حدیث کلینی درباره عقل و کیفیت ارتباط عقل در دو وجهه ظاهری و باطنی سخن گفته شد. در برابر حماسه معنوی عقل، جهل قرار دارد. در اینجا، کشفی نیز با تأویل ادامه همان حدیث از امام صادق علیه السلام که فرمود: «ثُمّ خَلَق الجهلَ مِن البحرِ الاجاجِ ظُلمانیا، فقال له: اَدبِر فاَدبَر، ثُمّ قالَ له: اَقبِل فلَم یَقبل.» می افزاید: جهل نیز همانند عقل، فرمان یافت تا با جدایی از اصل خویش، به سوی مخلوقات روی آورد. او نیز چنین کرد. اما در فرمان دوم، یعنی بازگشت جهل به حق، جهل به اصل خویش بازنگشت و از فرمان خداوند سرپیچی نمود. بدین روی عقل و جهل، پس از فرمان اول، با عبور از دو عالم یعنی ارواح و نفوس و عالم اشباح و مثال به محل تکوّن بنی آدم می رسند و در این محل با هم تلاقی می کنند. در واقع، این محل، که در تعبیر کشفی «مجمع البحرین» نام گرفته، جایی است که علاقه جهل و فیض عقل به آدمیان متوجه می گردند. البته این علاقه و فیض، همواره بالاستقلال و به طور مستقیم به سوی فرزندان عقل و فرزندان جهل معطوف نمی گردند، بلکه عقل و جهل با بهره گیری از وسایطی، خود را به آدمیان می رسانند. رأس و رئیس هر یک از سلسله عقل و جهل، نخستین کسانی اند که عقل و جهل به آن ها توجه می کنند. رئیس در سلسله عقلا در هر عصری، رسول یا وصی آن عصر است. پس از او کسانی که به سبب صفای روح و غلبه نورانیت به سر سلسله عقلا قرابت یافته و بدین دلیل به «ارواح مقدّسه» شهرت یافته اند، قرار دارند. ضرورت وجود همیشگی امامان معصوم علیهم السلام ، به ویژه مدت دار شدن عمر شریف مهدی موعود علیه السلام ، از همین نکته برمی خیزد که اینان عین عقل اند و واسطه در فیض عقل و نور محمّدی صلی الله علیه و آله نسبت به آدمیان محسوب می شوند؛ بدون آنان فیض متوجه کسانی از سلسله عقلا نمی گردد.
در ناحیه جهل نیز خاتم الشقیّین به عنوان رئیس سلسله جهل، اولین واسطه ای است که جهل به آن علاقه پیدا می کند و سپس به دیگران می رسد.
تلاقی و درهم آمیختگی عقل و جهل در محل تکوّن بنی آدم، موجب به وجود آمدن رویارویی همیشگی میان آن دو و فرزندانشان در حلول تاریخ بشر شده است. در واقع، اعصار گشت و بازگشت عقل و مواجهه آن با جهل، دوره های عالم بشری است که همه تاریخ این موجودِ خاکی را از هبوط آدم علیه السلام تا پایان دنیا تشکیل داده است. این رویارویی، که از ماهیت این دو ضد برخاسته، سبب به وجود آمدن دو طبقه متضاد شده است که گاه به جنگ و گاه به صلح، تاریخ خود را رقم زده اند. تاریخ بشر یعنی تاریخ نزاع و تضاد میان عاقلان و جاهلان. این نزاع از روز نخستین بوده و تا چیرگی نهایی عقل در دوره ولایت مهدی موعود علیه السلام (که باطن عقل است) ادامه خواهد یافت.
دوره های تاریخ
این نگاه به تاریخ و جهان، که به گفته کشفی، احدی پیش از او چنین نگفته است، موجب تقسیم شدن تاریخ به دو دوره کلی نبوّت و ولایت می گردد:
۱) عصر نبوّت: در این دوره، وجهه ظاهری عقل به آدمیان روی آورده و بر همین وجه نیز مانده است. با آمدن هر پیامبری، بخشی از جزئیات و احکام عقل بیان و ابلاغ می گردید و با آمدن رسول دیگری تکمیل می شد. این تلاش در کنار هدف بعثت انبیا، که در بخش عمده ای از تاریخ بشر وجود داشته، در آخرین فرستاده الهی به سبب «وجود مبارک آن حضرت و تمامیت استعداد او» به نهایت و کمال خود رسیده است. در اینجا حادثه مهمی که رخ داده، این است که تمام رویه ظاهری عقل، با آمدن پیامبر الهی صلی الله علیه و آله ابلاغ گردیده و حجت خدا بر آدمیان تمام شده است. از این رو، هم لازم است که پیامبر صلی الله علیه و آله بدرود حیات گوید و هم ضرورت دارد که نبوّت خاتمه یابد. منتها بلایی که بر سر وجهه ظاهری عقل می آید آن است که حال که این رویه عقل به نهایت خود رسیده، بنا بر قاعده «هر چیزی که به اوج خود می رسد باید سرریز شود»، واژگون می شود و جایش را به رشد تدریجی و غلبه نهایی جهل در دوره نبوّت می دهد:
تاریخ: هبوط وجهه ظاهری عقل (دوره نبوّت)؛ ظهور مهدی موعود، وجهه باطنی عقل (دوره ولایت) = پایان دنیا
تا پیش از پایان دوره نبوّت، عقل و جهل در ستیز و خلطه دایمی به سر می بردند. اما به سبب ظهور نمایندگان خدا بر زمین، هیچ گاه جهل، غالب نهایی بر عقل نبوده است. اما پس از این دوره، خلطه مذکور به غالبیت جهل می انجامد و بنا بر قاعده گفته شده، جهل نیز پس از رسیدن به اوجش سرریز می گردد و جایش را به باطن عقل می دهد. در حقیقت، سرریز دوم آغاز عصر نوینی در تاریخ بشر به نام «ولایت» است که مهدی موعود تبلور عینی سرریز دوم می باشد.
ناگفته نماند اطلاق نبوّت بر تمامی این دوران (از هبوط آدم علیه السلام تا ظهور مهدی موعود علیه السلام ) از روی تسامح است و نبوّت با رحلت پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله خاتمه یافته. از این مقطع تا عصر ولایت مهدوی علیه السلام ما شاهد دو دوره میانی مهم هستیم که به علت بقای وجهه ظاهری عقل به آن ها اشاره می کنیم. این دو دوره عبارتند از:
۱. دوره حضور امامان معصوم علیهم السلام : به عقیده کشفی،امامان معصوم علیهم السلام عین عقلند و پس از پیامبر صلی الله علیه و آله ریاست سلسله عاقلان را بر عهده دارند و به این علت نیز باید خلافت مسلمانان به ایشان واگذار شود.
۲. دوره غیبت: در این دوره، مشکل جامعه مسلمانان بیشتر شده است؛ زیرا در این دوره، نمایندگان اصلی عقل در میان جامعه حضور ندارند و رویه ظاهری جهل، که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به این سو قوّت گرفته، به تدریج در تمامی حوادث آدمی حضور فعّال یافته است. هر چه جهل، حضور بیشتری یابد و وجهه غالبیت آن قوی تر گردد، شریعت بیشتر رو به خفا می رود.
با وجود چنین تفاوت هایی که در میان این دو مقطع وجود دارد، همچنان خلطه عقل و جهل از ویژگی های مهم سراسر این دوران به شمار می روند؛ زیرا هنوز عقل و جهل بر وجهه ظاهری خود باقی هستند و مانند عصر ولایت، تمایز جدّی و ماهوی بین آن ها رخ نداده است. ثمره این خلطه، آن است که خداوند عذابی مهلک بر جامعه نازل نمی کند و جاهلان را به خود وامی گذارد.
۲) عصر ولایت: عقلی که از زمان توجهش به عالم تکوین بنی آدم، به دلیل محصور شدن در حصار ظاهر و نیز درآمیختگی اش با جهل، نتوانسته بود جوهر و ماهیت خویش را عیان سازد، از این دوره به بعد فرصت می یابد تا با فرمان دوم پروردگار، به سوی حق برگردد و باطنش را بر همگان آشکار سازد. با وقوع چنین پیشامدی است که تمایز ماهوی میان عقل و جهل به وجود می آید و تطابق عینی عقل و شرع به اوج می رسد. دیگر خلطه ای میان اهل عقل و اهل جهل نیست؛ وصف هر یک از دیگری معیّن و مجزّا می گردد. پیکاری که میان این دو صف رخ می دهد، با پیروزی عاقلان خاتمه می یابد و عملاً وعده الهی در مورد پیروزی صالحان به عنوان وارثان زمین تحقق پیدا می کند. این سرنوشت محتوم و روشنی است که در پیش روی تاریخ قرار دارد؛ سرنوشتی که مالامال از نورانیت در پیکره ولایت مهدی موعود علیه السلام رقم خورده است.
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری