اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا(۱) :
ناقدان: محمود تقی زاده داوری، محمدرضا غفوریان،
منوچهر محمدی، و عبدالمجید ناصری داودی
اشاره
مقاله «تصویر ایران در دائره المعارف امریکانا» ترجمه و نقد یکی از مقالات شیعی دائره المعارف امریکانا می باشد که تحت عنوان «تصویر شیعه در دائره المعارف امریکانا» در دست چاپ است. خوانندگان گرامی جهت آشنایی بیشتر با مجموعه می توانند به شماره اول همین مجله مراجعه نمایند.
مقدمه
قریب ۹۸ درصد کل جمعیت ایران را مسلمانان تشکیل می دهند. بیش از ۹۰ درصد این گروه به اهل تشیّع و بقیه که بیشتر کرد، بلوچ و ترکمن هستند به اهل تسنّن وابسته اند. شیعیان ایران به فرقه «امامیه»، که فرقه اصلی موجود شیعه
است، وابسته اند. شیعه امامیه، که به «اثنی عشریه» نیز معروف است، دوازده امام یا رهبران ملهم از سوی خدا را، که نخستین آن ها [حضرت] علی [ع] داماد [حضرت [محمّد[ص] و یازده امام بعدی، از ذرّیه او و همسرش [حضرت] فاطمه[س]، دخت [حضرت] محمّد[ص] هستند، مورد تکریم قرار می دهند. شیعه امامیه معتقدند: امام دوازدهم در قرن نهم از نظرها غایب شده است و روزی برای خاتمه دادن به ظلم و آغاز عصر عدالت و مساوات، بر خواهد گشت.
مطابق آموزه امامیه، تا زمان ظهور [حضرت] مهدی(عج)، اساسا هیچ حکومت غیردینی مشروعیت ندارد و رهبری امّت به مجتهدان و روحانیان آموزش دیده در فقه و کلام اسلامی واگذار شده است. برداشت سنّتی از این نظریه آن بوده است که رهبران دینی (در عصر غیبت) باید حکومت ها را مشاوره دهند، هدایت کنند و در صورت لزوم، مورد انتقاد و تذکر قرار دهند. نظری که مورد حمایت [آیه اللّه [خمینی و دیگران قرار گرفت، مبنی بر این که روحانیان به عنوان وارثان لباس پیامبر، باید عملاً قدرت را در دست گیرند، نظری بدون سابقه (تاریخی) نیست، ولی تنها در دوره جدید و با استقرار جمهوری اسلامی ایران، در سال ۱۹۷۹ تحت رهبری [آیه اللّه] خمینی اهمیت یافته است.(۱)
رهبران دینی به طور کلی نگرش سکوت گرایانه ای نسبت به دولت داشتند، ولی در عین حال، گاه خود را درگیر جنبش های سیاسی می کردند که عموما علیه قدرت سیاسی حاکم بوده است.
آموزش روحانیان در حوزه های اسلامی انجام می گیرد و دو تا از مهم ترین آن ها در شهرهای «قم» و «مشهد» قرار دارد. حوزه مشهد محافظه کارتر است و رقابت برای برتری در میان استادان این دو حوزه، امر غیرمعمولی نیست. مرکز حوزوی مهم دیگر در شهر «نجف» کشور عراق واقع است.
روحانیان معمولی به عنوان قاری قرآن و آموزگار روستاها انجام وظیفه می کنند. روحانیان مهم تر، اداره مساجد شهرک ها و شهرهای عمده را به عهده می گیرند و در مراکز بزرگ حوزوی تدریس می کنند.
سلسله مراتب این گروه مذهبی، غیررسمی بوده و دارای ساختار نیست. مقام و اقتدار یک روحانی از دانش او، شهرتش در میان همطرازانش، توان وی در جذب پیروان مردمی و در مواقعی نیز از مشارکتش در فعالیت های سیاسی ناشی می شود. القاب افتخاری همچون «حجه الاسلام» و «آیه اللّه» (به ترتیب، به معنای «دلیل اسلام» و «نشانه خدا»)، که نشان دهنده علم و تقوایند، از سوی نظام سلسله مراتبی دینی اعطا نمی شوند، بلکه از طریق اقبال و پذیرش عمومی تحصیل می گردند. در دوران جدید، کسب پذیرش عمومی برای تنی چند از رهبران مذهبی به سبب دانش برترشان و به دلیل شناخته شدن یک تن از میان آن ها به عنوان مرجع جامعه شیعه ایران، امر رایجی بوده است.
چالش غرب در ایران نیز همچون نواحی دیگر جهان اسلام، هم با احیای بنیادگرایی اسلامی و هم با اصلاحات اسلامی مواجه بوده است.
اقلّیت های دینی
ایران قریب ۰۰۰/۲۵۰ مسیحی ارمنی، ۰۰۰/۳۵ مسیحی نسطوری (آشوری) و ۰۰۰/۳۵ زرتشتی دارد. جماعت ۰۰۰/۸۵ (نفری) یهود با مهاجرت هایی که پس از انقلاب ۱۹۷۹ صورت گرفت، به نصف کاهش یافت.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، همچون قانون اساسی گذشته، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان را به عنوان اقلّیت های دینی رسمی به رسمیت می شناسد. آن ها نمایندگان منتخب خود را به مجلس می فرستند و در مسائلی همچون ازدواج، طلاق و میراث می توانند از قوانین دینی خودشان پیروی کنند.
رهبران شیعه، بهائی ها را که تقریبا بالغ بر ۰۰۰/۳۰۰ نفرند و از جنبشی برخاسته اند که در قرن نوزدهم ارتباطش را از اسلام برید، مرتد می دانند و آن ها را به رسمیت نمی شناسند. بهائی ها در دوره پهلوی به رغم اذیت و آزارهای گاه و بی گاه، به آسانی می توانستند در تجارت و حکومت مشارکت کنند. اما در دوره جمهوری اسلامی، مورد اذیت و آزار قابل توجهی قرار گرفته اند؛ رهبران بهائی دستگیر شده و مراکز مذهبی یا گروهی شان اشغال یا تخریب گشته و بیش از ۱۵۰ بهائی به اتهامات موجّه نما اعدام شده اند.(۲)
از غلبه مسلمان ها تا جنگ جهانی اول
پیروزی عرب ها در جنگ قادسیه، مسلمانان را قادر ساخت که فتح عراق را کامل کنند و اندکی پس از آن، پایتخت ساسانی، تیسفون (المدائن)، تسلیم شد. فتح فلات ایران با شکست ایرانیان در منطقه «جلولا» (
Jalula
) در دسامبر ۶۳۷ شروع شد. حاکم ساسانی، یزدگرد سوم، آخرین ایستادگی خود را در سال ۶۴۲ در نهاوند، واقع در جنوب همدان، انجام داد. پیروزی مسلمان ها در این منطقه سرنوشت ساز بود؛ عرب ها به سرعت مابقی ایران را تحت انقیاد خود درآوردند، هر چند یزدگرد تا زمان مرگ خود، در ۶۵۲ [مستمرا [حملات پراکنده ای را از حوالی «آمودریا» (
Oxus River
) انجام می داد.
پیروزی مسلمان ها برای ایران به معنای گسست قطعی با گذشته بود. دین عرب ها، اسلام، جانشین دین باستانی ایران، دین زرتشتی، گردید. زبان ایشان، یعنی عربی، طی چند قرن به عنوان زبان فرهنگی ایران باقی ماند، شمار وسیعی از کلمات عربی وارد زبان فارسی شد که این زبان امروز هم هنوز با الفبای عربی نوشته می شود. روح مساوات طلبانه اسلام و مفهوم «خلافت انتخابی» با سنّت سلطنت مطلقه ایرانی در تعارض بودند.
حکومت عرب و تجزیه آن
ایران در قرون وسطا، تنها یک عنوان انتزاعی جغرافیایی بود که وجود مجزّایی نداشت، بلکه صرفا بخشی از یک واحد بزرگ تر [جامعه اسلامی] بود. طی شش قرن، ایران به طور رسمی، ابتدا بخشی از خلافت اموی (۶۶۱۷۵۰) و سپس بخشی از خلافت عبّاسی (۷۵۰۱۲۵۸) بود. ولی از میانه قرن دهم، خلفای عبّاسی در بغداد، هیچ گونه سلطه سیاسی واقعی بر ایران نداشتند. حتی سابق بر این، حاکمانی که خلفا برای زمان داری ایالات مرزی منصوب می کردند، علاقه مند بودند سلسله های محلی موروثی و تقریبا مستقلی بنیان گذاری کنند. «طاهریان» خراسان (۸۲۰۸۳۷) و «سامانیان» خراسان و ماوراءالنهر (۸۱۹۱۰۰۵) و انشعاب های آن ها، «غزنویان» خراسان، افغانستان و شمال هند (۹۷۷۱۱۸۶)، نمونه این [سلسله]ها هستند. سلسله «صفاریان» سیستان (۸۶۷۹۱۳)، که ریشه در قیام مردمی داشت، دارای ویژگی کاملاً متمایزی بود. «آل بویه»، یک سلسله محلی از گیلان، در سال ۹۴۵ بغداد را اشغال کرد. حاکمان آل بویه در طول حکومت ۱۱۰ ساله خود، تمام قدرت سیاسی را از خلفای عبّاسی غصب کردند.(۳)
ترک ها و مغول ها
ملاحظات سیاسی جغرافیایی همواره اراضی مسکونی ایران را در معرض [حمله] مهاجمان چادرنشین از دشت های آسیای مرکزی قرار داده است. در سال ۱۰۵۵ ترکان سلجوقی اطراف و اکناف ایران را درنوردیدند و سلسله آل بویه را در بغداد سرنگون کردند. سلاطین سلجوقی مدتی بر امپراتوری ای که از رودخانه سیحون (سیر دریا) تا مدیترانه گسترده بود، حکومت کردند. پس از مرگ ملکشاه در سال ۱۰۹۲ امپراتوری سلجوقی در ایران و در جاهای دیگر به دولت های کوچک متعددی تجزیه شد که حاکمان محلی تُرک موسوم به «اتابکان» آن را اداره می کردند. در نواحی شمالی ایران، یک رعیّت سلجوقی با تشکیل یک نیروی رزمی، امپراتوری خوارزمشاهیان را بنیان گذاری کرد. این امپراتوری پس از حمله های ویرانگر جهانگشای مغول، چنگیز خان، در سال ۱۲۱۹ سقوط کرد. نوه چنگیزخان، هلاکو، در سال ۱۲۵۸ به خلافت عبّاسی پایان داد و سلسله ایلخانی را تأسیس کرد. ایلخانان مغول از پایتخت خود در شمال غربی ایران، بر ایران، عراق، قفقاز و آناتولی [ترکیه[ حکومت می کردند. خَلَف هلاکو، غازان خان، اسلام را پذیرفت و صاحب اختیاری و سلطه خان بزرگ در پکن را الغا نمود.
حفظ هویّت ایرانی
ایرانیان در سرتاسر این قرون، که تحت سلطه بیگانگان بودند، فرهنگ متمایز خود را حفظ کردند. آن ها تا حدی خسارت تحت حاکمیت دیگران بودن را با منقاد ساختن حاکمانشان، که افراد چادرنشین بی سواد در بین آن ها کم نبود، از طریق تأثیر متمدن کننده محیط ایرانی جبران کردند. تخصص سیاسی ایرانی برای همه فاتحان ایران غیرقابل چشم پوشی بود. احتیاج این فاتحان به اعتماد به دیوان سالاران ایرانی، موجب استمرار چشمگیر سنّت اداری دیوانی در ایران شد.
قبول شکل اثنی عشری اسلام شیعی، که ابتدا در سطح مردمی رخ داد، اهمیت خاصی در حفظ و تداوم هویّت ایرانی داشت. (نک: امامیه.) بر خلاف مسلمانان ارتدوکسی یا سنّی، شیعیان اهمیت زیادی برای [امام [علی[ع]، داماد پیامبر، و اخلاف او قایل هستند. تشیّع اگرچه در اصل و ریشه، یک جنبش ایرانی نبود، ولی با اسطوره ازدواج [امام] حسین[ع]، پسر کوچک تر [امام] علی[ع]، با دختر آخرین شاه ساسانی، یزدگرد سوم، صبغه ای ایرانی یافت. و هنگامی که [امام [حسین[ع] به دست سربازان خلیفه اموی، یزید (حکومت از ۶۸۰ تا ۶۸۳) به قتل رسید، این جنبش چهره یک شهید به خود گرفت. حوادث مربوط به مرگ [امام [حسین[ع] هنوز در ایران امروز با تعزیه خوانی ها و حرکت دسته های عزاداری گرامی داشته می شود. به طور خلاصه، می توان تشیّع را در ایران، اعتراضی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در پوشش مذهبی تلقّی کرد. از نیمه قرن هفتم به بعد، کسانی که در پی قدرت سیاسی بودند، از تشیّع به عنوان ابزاری برای برانگیختن احساسات ملّی استفاده می کردند.
تیمور و ترکمن ها
پس از سال ۱۳۳۵ (میلادی)، امپراتوری مغول در ایران به نوبه خود متلاشی شد و سلسله های کوچک تر دوباره سربرآوردند. بین سال های ۱۳۸۱ و ۱۴۰۴، ایران در اثر حملات مکرّر فاتح دیگری از دشت ها و بیابان ها به نام تیمور (تیمور لنگ)، که نسب خود را به چنگیز خان می رسانید، تخریب شد. اما امپراتوری تیمور در ایران، پس از مرگ او در سال ۱۴۰۵ چندان دوام نیاورد.
خلأ قدرتی که در اثر فروپاشی امپراتوری تیمور در جنوب غربی آسیا پدید آمده بود، به طور متوالی توسط دو اتحادیه از ایل های ترکمن چادرنشین پر شد: «قره قویونلوها» یا ترکمن های سیاه گوسفند و «آق قویونلوها» یا ترکمن های سفید گوسفند. هر دو سلسله با اخلاف تیمور بر سر سلطه بر نواحی شرق ایران به نزاع برخاستند. اما تیموریان قاطعانه سلطه خود را بر خراسان حفظ کردند و پایتختشان، «هرات»، به مرکزی برای شکوفایی فرهنگ اسلامی تبدیل شد.
صفویه
تقریبا یک قرن پس از مرگ تیمور، سلسله «صفویه» تأسیس شد و کل فلات ایران مجددا تحت سلطه واحدی درآمد. صفویه از سال ۱۵۰۱ تا ۱۷۳۵ بر ایران حکومت کرد (گرچه کارایی حکومت آن ها از سال ۱۷۲۲ متوقف شد) و ایران را به دولت ملّی به معنای جدید این اصطلاح تبدیل نمود. فرقه صفویه در سال ۱۳۰۱ توسط «صفی الدین» در اردبیل تأسیس شد و در آغاز، از بسیاری از فرق صوفی موجود در جهان اسلام آن روز قابل تمایز نبود. اما جُنَید، که در سال ۱۴۴۷ رئیس این فرقه شد، آن را به یک نهضت شیعی انقلابی تبدیل کرد که در پی به چنگ آوردن قدرت در ایران بود. گرچه خود خاندان صفوی ریشه ایرانی داشتند، ولی بیش تر حامیان آن را قبایل ترکمن شیعی از آناتولی (ترکیه)، سوریه، نواحی بین النهرین علیا و مناطق کوهستانی ارمنستان تشکیل می دادند.
در سال ۱۵۰۱ رهبر صفویه، اسماعیل، آذربایجان را فتح کرد و به عنوان شاه در تبریز تاج گذاری کرد. او تشیّع اثنی عشری را مذهب رسمی حکومت جدید اعلام کرد. تقریبا بلافاصله، حکومت جدید مورد حمله همسایگان سنّی اش قرار گرفت. نخستین حمله عثمانی به ایران در سال ۱۵۱۴ رخ داد که طی آن، صفویه در جنگ «چالدران» به شدت شکست خورد. نخستین حمله بزرگ اُزبک در سال ۱۵۲۴ انجام شد و نمونه این حمله، هم از شرق و هم از غرب در سرتاسر قرن ششم [بارها] تکرار شد.
حکومت صفوی نه تنها به حیات خود ادامه داد، بلکه در حکومت «شاه عباس اول» (حکومت از ۱۵۸۸ تا ۱۶۲۹) به نقطه اوج [اقتدار و شکوفایی] خود رسید. عهد او دوره ای بود برای فعالیت سیاسی فشرده بین ایران و غرب؛ زیرا هر دو طرف (هر چند بیهوده) در پی آن بودند که اتفاق عظیمی علیه دشمن مشترکشان، یعنی عثمانی ها، به وجود آورند. آمدن تجّار پرتغالی، هلندی و انگلیسی به خلیج فارس همچنین به منظور بسط روابط تجاری انجام می گرفت. شاه عباس در سال ۱۵۹۷ اصفهان را پایتخت خود اعلام کرد و آن را به یکی از زیباترین شهرهای جهان تبدیل نمود.
پس از شاه عباس اول، قدرت صفویه کاهش یافت. دلیل این کاهش مشتمل است بر: انحطاط اخلاقی این سلسله؛ نفوذ سیاسی فزاینده ای که توسط حرم سرا اعمال می شد؛ کاهش رونق اقتصادی که همراه بود با توسعه املاک سلطنتی به حساب اراضی دولتی؛ نفوذ فزاینده مجتهدان یا روحانیان عالی مقام در نهاد سیاست؛(۴) مبارزات خانوادگی که در پی آن عوامل جدیدی از قفقاز، گرجی ها و ارمنی ها به پست های مهم دولتی دست یافتند؛ و دوران طولانی صلح با عثمانی پس از سال ۱۶۳۹ که طی آن حاکمان صفوی اجازه دادند ماشین نظامی شان از فعالیت باز ایستد. در سال ۱۷۲۲ نیروی کوچکی از افغان ها با رهبری رئیس محمود غلزایی(۱) با (محاصره شهر و ایجاد) گرسنگی، شهر اصفهان را در اکتبر ۱۷۲۲ مجبور به تسلیم کرد.
دوره فترت
دوره فترت افغان هفت سال طول کشید (۱۷۲۲۱۷۲۹)، اما نه محمود و نه جانشین او اشرف، توانستند شمال و غرب کشور را تحت انقیاد درآورند. در سال ۱۷۲۹ رئیس قبیله اشرف، به نام نادرخان، افغان ها را از اصفهان بیرون کشید و در زیر پوشش اعاده سلطنت صفوی، خود را حاکم عملی ایران ساخت. او در سال ۱۷۳۶ این ظاهرسازی را کنار گذاشت و به عنوان «نادرشاه» تاج گذاری کرد. نادرشاه سربازان افغانی، ترک و روسی را از خاک ایران بیرون کرد.(۵) او در سال ۱۷۳۹ به هند حمله کرد و دهلی را غارت نمود و با غنایم چشمگیر و از جمله «تخت طاووس» معروف و الماس «کوه نور» مراجعت کرد. به دنبال ترور او در سال ۱۷۴۷، ایران به مدت نیم قرن درگیر جنگ داخلی بین دو جناح رقیب، زند و قاجار، بود. در نهایت، در سال ۱۷۹۵ «آغامحمدخان قاجار» پیروز شد و سلسله جدید «قاجاریّه» را تأسیس کرد.
سلسله قاجار
قاجاریه از سال ۱۷۹۵ تا ۱۹۲۵ بر ایران حکومت کرد. ایران در طول این دوره، در معرض سلطه اقتصادی و سیاسی قدرت های بزرگ، به خصوص بریتانیا و روسیه، قرار گرفت. ایران بر خلاف بیشتر همسایگانش، هیچ گاه مستعمره قدرت های امپریالیستی نشد، اما تجربه نیمه استعماری را متحمل گردید. سیاست روسیه اساسا متعرّضانه و تجاوزگرانه بود؛ یعنی از سرگیری حرکت به سمت جنوب که برای در اختیار گرفتن یک بندر آب گرم در خلیج فارس انجام می شد توسط پطر کبیر (حکومت از ۱۶۸۲۱۷۲۵) مطرح شده بود. انگیزه سیاست [مداخله [بریتانیا نیز عبارت بود از علاقه به دفاع از هند در برابر توسعه روسیه در نواحی قفقاز و ماورای خزر.
روس ها در سال ۱۸۰۱ به بهانه بی ملاحظگی های نظامی آغامحمدشاه، گرجستان واقع در ناحیه قفقاز را تصرف کردند. به موجب عهدنامه های «گلستان» (۱۸۱۳) و «ترکمانچای» (۱۸۲۸)، روسیه ایران را از ایالت های غنی قفقاز محروم کرد. در طول دوره طولانی سلطنت «ناصرالدین شاه» (۱۸۴۸۱۸۹۶)، توسعه روسیه در آسیای مرکزی به طور پیوسته و یکنواخت تداوم یافت. خان های مستقل بخارا، خجند، و خیوه منکوب شدند و با اشغال مرو در سال ۱۸۸۴ فتح نواحی ماورای خزر تکمیل گردید. رود ارس در شمال غرب و رود اترک در شمال شرق، مرزهای جدید ایران با روسیه شدند و بدین سان، ایران در یک حصار گاز اَنبری قرار گرفت.
سلاطین قاجار، که قادر به شکل دهی سیاست مالی استوار و معقولی نبودند، به طور فزاینده ای، منابع اقتصادی ایران را در قبال مبالغ ناچیزی از پول، که نیازهای مالی فوری ایشان را برآورده می ساخت، به صاحبان امتیازهای خارجی واگذار کردند.
نارضایتی روزافزون مردم از بی لیاقتی و فساد حکومت، به اضافه بیزاری از فشار سیاسی و سلطه اقتصادی خارجی، نخست به سبک اسلامی سنّتی، یعنی به وسیله یک نهضت دینی، اظهار شد. قیام باب (۱۸۴۴) علی رغم این که حکومت، آن را به شدت سرکوب کرد، مذهب جدیدی را به نام «بهائیگری» پدید آورد. در سال ۱۸۹۰ روحانیان برجسته شیعه در ایران و عراق مخالفتی مردمی علیه اعطای امتیاز تنباکو به بریتانیا سازمان دهی کردند که به لغو آن انجامید. انجمن هایی سرّی شکل گرفتند و اعضای این انجمن ها نظرات سیاسی و اجتماعی لیبرالیسم غربی را مورد بحث قرار دادند. حتی هنگامی که این ناآرامی اجتماعی در نهایت، توجه خود را بر تقاضای یک قانون اساسی که در ۳۰ دسامبر ۱۹۰۶ توسط مظفّرالدین شاه (حکومت ۱۸۹۶۱۹۰۷) امضا شد متمرکز کرد، اعضای طبقات مذهبی نیز نقش پیش روانه ای ایفا نمودند و به عنوان نماینده در مجلس اول، حضوری قوی پیدا کردند.
محمد علی، که در ژانویه ۱۹۰۷ بر تخت نشست، تصمیم به الغای قانون اساسی گرفت و در ژوئن ۱۹۰۸ قزاق های محافظ شاه مجلس را تعطیل کردند. در ژوئیه ۱۹۰۹ یک قیام ملّی شاه را مجبور کرد که از قدرت کناره گیری کند و به روسیه بگریزد. در سال ۱۹۱۱ شاه معزول [برای برگرداندن قدرت] در ایران خیمه زد، اما ملّی گرایان مجددا او را مجبور به بازگشت به تبعیدگاه کردند. سپس سربازان روسی وارد تهران شدند و مجلس برای بار دوم بسته شد (دسامبر ۱۹۱۱). با شروع جنگ جهانی اول، روس ها شمال ایران را به طور کامل به تصرف درآوردند. ایران با اعلام بی طرفی در جنگ، امیدوار بود که از درگیری در خصومت ها مصون بماند، اما جزر و مد مبارزه بین نیروهای ترک (از یک سو) و نیروهای روس و بریتانیا (از سوی دیگر)، اطراف و اکناف قلمرو ایران را فراگرفت و عوامل آلمان نیز در جنوب ایران مشغول فعالیت گشتند.
راجر ام. ساوُری
دانشگاه تورنتو
ایران جدید
در پایان جنگ [جهانی دوم]، بنیه مالی ایران در وضعیت بحرانی قرار داشت، هزینه های دولت عمدتا از طریق وام هایی از بریتانیا تأمین می شدند، اقتدار حکومت مرکزی درهم شکسته بود، سربازان بریتانیایی بخش هایی از جنوب و غرب را اشغال کردند. در ماه می ۱۹۲۰ سربازان شوروی مجددا وارد ایران شدند و «جنگلی ها» را، که یک گروه شورشی با گرایش های هم اسلامی و هم کمونیستی و درصدد تأسیس یک جمهوری خودمختار در گیلان بودند، مورد حمایت قرار دادند.
قلیلی از دولت مردان ایرانی، که توسط لُرد کرزون (
Lord Curzon
)، وزیر خارجه بریتانیا، تشویق می شدند، راه حل مشکلات ایران را در یک توافق نامه بین انگلیس و ایران می دیدند که این توافق نامه در اگوست ۱۹۱۹ امضا شد. این توافق نامه یک وام بزرگ بریتانیایی و گماشتن افسرهای انگلیسی بر ارتش ایران و مشاورانی برای تقریبا هر اداره دولتی [ایران] را فراهم می آورد. اما این توافق نامه به هر تقدیر به طور گسترده ای به عنوان تثبیت کننده قیمومیت واقعی انگلستان بر ایران تلقّی می شد. [از این رو]، توافق نامه مذکور مخالفت گسترده ای برانگیخت و هیچ گاه تصویب نشد.
در فوریه ۱۹۲۰ رضا خان، فرمانده تیپ قزّاق [به همراه] سردبیر یک روزنامه، به نام سیدضیاء طباطبایی قدرت را در تهران به چنگ آورد.(۶) سیدضیاء نخست وزیر و رضا خان فرمانده نیروهای نظامی شد. دولت جدید به طور رسمی توافق نامه مذکور بین انگلیس و ایران را رد کرد. در ۲۶ فوریه، این دولت پیمان دوستی با روسیه امضا نمود. بر اساس این موافقت نامه، روسیه بدهی های ایران را لغو کرد، از همه امتیازات و توافقات فراسرزمینی خود و از تأسیسات تجاری خود در ایران دست کشید. اما روس ها حق فرستادن سرباز به ایران در شرایط خاص را برای خود محفوظ داشتند.(۷)
در رژیم جدید، رضا خان قدرت واقعی بود. طی سه ماه، او توانست سیدضیاء را بر کنار کرده، به تبعید بفرستد. دو سال بعد در اکتبر ۱۹۲۳ رضا خان نخست وزیر شد و احمد شاه کشور را ترک کرد و هیچ گاه بازنگشت. در اکتبر ۱۹۲۵ مجلس رسما احمد شاه را عزل کرد. در ماه دسامبر، مجلس مؤسسان تاج شاهی را به رضا خان اعطا کرد و او بنیان گذار سلسله جدید «پهلوی» شد.
دوره سلطنت رضا شاه (۱۹۲۵۱۹۴۱)
رضا شاه در طول سلطه ۲۰ ساله اش، متکفّل یک سلسله اقدامات شد که هدف از آن ها ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر، تبدیل گروه های مختلف به یک ملت متحد، توسعه اقتصادی کشور و جلوگیری از مداخله اجنبی در امور داخلی ایران بود.(۸)
او از یک نیروی نظامی درهم برهم، ارتش ۰۰۰/۴۰ نفری منضبطی ساخت که برای سرکوب قیام جنگل در گیلان به کار گرفته شد. او در یک سلسله عملیات، بین سال های ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۵ کردها، لرها، قبایل بلوچی و قشقایی و دیگر قبایل متمّرد را مطیع ساخت و به حکومت نیمه خودمختار شیخ عرب، «خزئل» در خوزستان، که از حمایت بریتانیا برخوردار بود، پایان داد.
او ساز و کار جمع آوری مالیات را مجددا سازمان دهی و اصلاح کرد. او در سال ۱۹۲۷ «بانک ملّی» را تأسیس نمود و در سال ۱۹۳۱ وظیفه چاپ اسکناس را، که در آن زمان توسط بانک سلطنتی بریتانیا انجام می گرفت، به این بانک [ملّی] واگذار کرد. او دیوان سالاری سنّتی را به ادارات دولتی از نوع غربی تبدیل کرد که متشکّل از ۰۰۰/۹۰ نفر بود، و وزارت ها و تقسیمات اداری کشور را مجددا سازمان دهی نمود و دامنه حکومت مرکزی را به طور وسیعی توسعه داد. شاه به جای دادگاه های سنّتی مذهبی، نظام سلسله مراتبی دادگاه های مدنی را قرار داد و به جای قضات مذهبی، قضاتی قرار داد که در مدارس جدید غیردینی تعلیم دیده بودند. او همچنین یک قانون جدید تجاری، کیفری و مدنی ایجاد نمود. رضا شاه همچنین نظام آموزش و پرورش غیردینی را به طور وسیعی توسعه داد. در سال ۱۹۳۴ نخستین دانشگاه کشور در تهران تأسیس شد.
سیاست اقتصادی دولت بر محور حمل و نقل، ارتباطات و محصولات و صنایع اساسی متمرکز بود. رضا شاه شبکه راه ها را از حدود ۰۰۰/۲ مایل به ۰۰۰/۱۵ مایل افزایش داد (از ۰۰۰/۳ کیلومتر به ۰۰۰/۲۴ کیلومتر). ساحل دریای خزر از طریق راه آهن ۰۰۰/۱ مایلی (۶۰۰/۱ کیلومتری) سرتاسری که در سال ۱۹۳۸ تکمیل شد، به خلیج فارس متصل گردید. دولت کشت و زراعت محصولاتی همچون چغندر قند، چای، پنبه، برنج و تنباکو را مور حمایت قرار داد و صنایعی را پشتیبانی کرد که منظور از آن ها به عمل آوردن محصولات داخلی یا تولید اقلامی بود که قبلاً وارد می شدند. تعداد صنایع بزرگ از پنج مرکز صنعتی در سال ۱۹۲۵ به ۱۴۵ مورد در سال ۱۹۴۱ افزایش یافتند که این صنایع حول کنسروسازی مواد غذایی و تولید ابریشم، منسوجات، سیمان، کبریت، کفش و اقلام مشابه تمرکز داشتند.
سیاست های اقتصادی رضا شاه تا حد زیادی از ویژگی دولت سالاری برخوردار بودند. تقریبا تمام صنایع عمده، همانند شرکت های بزرگ کشاورزی، کلاً یا جزءً تحت مالکیت دولت بودند. علاوه بر این، دولت در پاسخ به رکود [بازار] جهانی و اقدامات تجاری شوروی، در سال ۱۹۳۱ تجارت خارجی و نیز توزیع داخلی [برخی] اقلام برگزیده را به انحصار خود درآورد.
امتیاز استخراج نفت در مقیاس تجاری آن، در سال ۱۹۰۸، به یک انگلیسی به نام ویلیام نوکس دارسی (
William Knox
Darcy
) اعطا شد. «کمپانی نفت انگلیسی پارسی» (
APOC
)، که توسط دارسی تأسیس شد، سال بعد فعالیت خود را شروع کرد. در سال ۱۹۱۴ دولت انگلیس سهم تعیین کننده ای در «کمپانی نفت انگلیسی پارسی» (
APOC
)، به دست آورد.
پس از جنگ، تولید به سرعت افزایش یافت و در سال ۱۹۲۹ به سطح ۵/۵ میلیون متری تن رسید. رضا شاه به دلیل نارضایتی از سهم کم عایدی ایران، در سال ۱۹۳۲ امتیاز مذکور را لغو کرد. بر اساس توافق نامه جدیدی که سال بعد امضا شد، ایران عواید و حق امتیازهای بیشتری دریافت کرد. قلمرو امتیاز به ۸۰ درصد کاهش یافت، اما این امتیاز، که در سال ۱۹۶۱ اعتبارش تمام می شد، تا سال ۱۹۹۱ تمدید گردید.
رضا شاه در تلاش برای متحدالشکل ساختن مردم، لباس های قومی و سنّتی را ممنوع کرد و لباس و کلاه اروپایی را تحمیل نمود. او از پافشاری بر فرهنگ و زبان گروه های قومی ایران ممانعت کرد. او مدارس و دانشگاه ها را به روی زنان گشود. در سال ۱۹۳۶ حجاب به طور رسمی ملغا گردید.
هدف سیاست های رضا شاه تا حدی تضعیف نقش و تأثیر جماعت روحانی بود. روحانیان به تدریج، تفوّق خود را در تعلیم و تربیت، امور قضایی و ثبت اسناد از دست دادند. دولت در اداره مدارس و موقوفات دینی مداخله کرد و محدودیت هایی برای لباس روحانی ایجاد نمود و طلاب مدارس و روحانیان را مشمول سربازی قرار داد. جامعه روحانیت به مقابله با این اقدامات برخاست و رویارویی ها غالبا خونین شدند. شاه گاهی احزاب سیاسی را سرکوب می کرد، مطبوعات را سانسور می نمود و مجلس را بازیچه دست خود قرار می داد. رهبران قوم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
