خرید و دانلود
خرید و دانلود قیمت اصلی 310,000 تومان بود.قیمت فعلی 79,000 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مدبر الامور
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مدبر الامور قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
05دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 75

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امامت ابراهیم علیه السلام (به همراه مطلب مفصلی درباره امامت) :

و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین (۱۲۴)

ترجمه آیه

و چون پروردگار ابراهیم، وی را با صحنه هائی بیازمود و او بحد کامل آن امتحانات را انجام بداد، بوی گفت: من تو را امام خواهم کرد ابراهیم گفت: از ذریه ام نیز کسانی را بامامت برسان فرمود عهد من بستمگران نمی رسد(۱۲۴).

بیان

این آیه بفرازی دیگر شروع شده و آن ذکر پاره ای از داستانهای ابراهیم ع است که نسبت بایات مربوط به قبله و تغییر آن از بیت المقدس بطرف کعبه بمنزله مقدمه و زمینه چینی است، و همچنین نسبت بایات راجعه بحج، و بیانیکه در خلال آن در باره حقیقت دین حنیف اسلامی و مراتب آن بمیان آمده، مرتبه اول بیان اصول معارف اسلامی و مرتبه دوم اخلاق و مرتبه

صفحه : ۴۰۴

سوم احکام فرعیه که همه اینها بطور اجمال در آن آیات آمده است.و آیات نامبرده این معنا را نیزدر برگرفته که خدایتعالی ابراهیم ع را بچند خصیصه اختصاص داده، یکی بامامت ویکی به بنای کعبه و دیگر بعثتش برای دعوت بدین توحید.

ابراهیم(ع)در اواخر عمر به امامت رسید(و اذ ابتلی ابراهیم ربه)بنا بر آنچه گفتیم این آیه شریفه اشاره دارد باینکه خدایتعالی مقام امامت را باو داد و این واقعه در اواخر عمر ابراهیم ع اتفاق افتاده، در دوران پیریش وبعد از تولد اسماعیل و اسحاق ع و بعد از آنکه اسماعیل و مادرش را از سرزمین فلسطین بسر زمین مکه منتقل کرد، همچنانکه بعضی از مفسرین نیز متوجه این نکته شده اند.

دلیل بر آن اینستکه بعد از جمله: (انی جاعلک للناس اماما)از آنجناب حکایت فرموده که گفت: (و من ذریتی، پروردگارا امامت را در ذریه ام نیز قرار بده)و اگر داستان امامت قبل ازبشارت ملائکه بتولد اسماعیل و اسحاق بود، ابراهیم ع علمی و حتی مظنه ای باینکه صاحب ذریه میشود نمیداشت.

چون حتی بعد از بشارت دادن ملائکه باز آنرا باور نکرد و در جواب ملائکه سخنی گفت که نومیدی از اولاد دار شدن از آن پیدا است، و اینک گفتگوی ملائکه با وی: (و نبئهم عن ضیف ابراهیم، اذ دخلوا علیه فقالوا سلاما، قال انا منکم وجلون.قالوا: لا توجل، انا نبشرک بغلام علیم.قال: ا بشرتمونی علی ان مسنی الکبر، فبم تبشرون؟.قالوابشرناک بالحق فلا تکن من القانطین، بمردم خبر ده از میهمانان ابراهیم، آنزمان که بر او در آمدندو سلام گفتند، ابراهیم(چون دید غذا نخوردند پنداشت دشمنند)گفت: ما از شما بیمناکیم، گفتند: نه، مترس که ما تو را بفرزندی دانا بشارت میدهیم، گفت: آیا مرا که پیری مسلطم شده بشارت میدهید به چه بشارت میدهید؟گفتند بحق بشارتت میدهیم، زنهار که از نومیدان مباش) (۱) و همچنین بطوریکه قرآن حکایت می کند همسرش نیز امیدی نداشت باینکه صاحب فرزندشود، اینک حکایت قرآن: (و امراته قائمه، فضحکت، فبشرناها باسحق، و من وراء اسحق یعقوب، قالت یا ویلتی ء الد و انا عجوز و هذا بعلی شیخا؟ان هذا لشی ء عجیب، قالوا ا تعجبین من امر الله؟رحمت الله و برکاته علیکم اهل البیت، انه حمید مجید، همسرش ایستاده بود، چون این گفتگو شنیدبخندید، ما او را به اسحاق و از پس اسحاق به یعقوب بشارت دادیم، گفت: ای وای، آیا من بچه می آورم، با این که پیره زالی هستم، آنهم پیر زالی که در جوانیش نازا بود؟!و شوهرم پیری فرتوت است، این بشارت چیزی است عجیب؟!گفتند: آیا از امر خدا تعجب می کنی؟ رحمت خدا و

…………………………………….. ۱ – سوره حجر ۵۱ – ۵۵

صفحه : ۴۰۵

برکات او شامل حال شما اهل بیت است و او حمید و مجید است). (۱) بطوری که ملاحظه می کنید از سراپای سخنان ابراهیم و همسرش نومیدی می بارد، و بهمین جهت ملائکه در مقابل، سخنانی میگویند که تسلی خاطر آنان باشد، و دلخوششان سازد، پس ابراهیم و خانواده اش اطلاعی نداشتند که بزودی صاحب فرزند می شوند و با این حال وقتی می بینیم بعد از شنیدن این مژده که خدا او را به مقام امامت ترفیع می دهد، تقاضا می کند که این مقام را به بعضی از ذریه من روزی فرما، می فهمیم که او در حال گفتن این تقاضا دارای فرزند بوده، چون سخن، سخن کسی است که خود را دارای فرزند میداند و اگر کسی کمترین آشنائی به ادب کلام داشته باشد، آنهم پیامبری چون ابراهیم خلیل، آنهم در خطاب به پروردگار جلیل خود، هرگزبخود اجازه نمی دهد که با این که نه فرزند داشته و نه اطلاعی از فرزند دار شدنش داشته اینطورسخن بگوید.

و تازه اگر چنین سخنی را از آنجناب احتمال دهیم، باید می گفت: (و من ذریتی، ان رزقتنی ذریه، پروردگارا از ذریه ام نیز، اگر ذریه ای روزیم کردی، امام قرار بده)یا عبارتی دیگر که این قیدو شرط را برساند، پس معلوم میشود این درخواست از آنجناب در اواخر عمرش و بعد ازبشارت بوده است.

علاوه بر اینکه جمله: (و چون ابراهیم را پروردگارش آزمایشها نموده و او در همه آنهاپیروز گردید، و بدین جهت پروردگارش گفت: من تو را امام خواهم کرد)الخ، دلالت دارد که این امامت که خدا باو بخشید، بعد از امتحان هائی بوده که خدا از او کرد و معلوم است که این امتحانات همان انواع بلاهائی بوده که در زندگی بدان مبتلا شده، و قرآن کریم بانها تصریح کرده که روشن ترین آن امتحانها و بلاها، داستان سر بریدن از فرزندش اسماعیل بوده، می فرماید: (قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک، تا آنجا که می فرماید: ان هذا لهو البلاء المبین، پسرم درخواب می بینم که من بدست خودم ترا ذبح می کنم – تا آنجا که می فرماید – بدرستی که این بلائی است آشکارا) (۲) و این قضیه در دوران پیری آن جناب اتفاق افتاده، همچنان که قرآن در حکایت از آن میفرماید: (الحمد لله الذی وهب لی علی الکبر، اسمعیل و اسحق، ان ربی لسمیع الدعاء، شکرخدای را که در سر پیری اسماعیل و اسحاق را به من ارزانی داشت، آری پروردگار من شنوا ودانای بحاجت است، ) (۳)

…………………………………….. ۱ – هود – ۷۳ ۲ – صافات ۱۰۱ و ۱۰۶ ۳ – ابراهیم – ۳۹

صفحه : ۴۰۶

حال به الفاظ آیه برمیگردیم.

امتحان جز با برنامه ای عملی صورت نمی گیرد و کلمات مبین آن است(و اذ ابتلی ابراهیم ربه)الخ، کلمه(ابتلاء)و بلاء یک معنی دارد، اگر بخواهی بگوئی: من فلان را با فلان عمل و یا پیش آوردن فلان حادثه امتحان کردم، هم میتوانی بگوئی: (ابتلیته بکذا)، وهم می توانی بگوئی(بلوته بکذا)و اثر این امتحان این است که صفات باطنی او را از قبیل اطاعت و شجاعت و سخاوت و عفت و علم و مقدار وفاء، و نیز صفات متقابل این نامبرده راظاهر سازد.

و بهمین جهت امتحان، جز با برنامه ای عملی صورت نمی گیرد، عمل است که صفات درونی انسان را ظاهر می سازد، نه گفتار، همان طور که ممکنست درست و راست باشد، ممکن هم هست دروغ و خلاف واقع باشد، همچنان که در آیه: (انا بلوناهم کما بلونا اصحاب الجنه) (۱) و آیه: (ان الله مبتلیکم بنهر) (۲) امتحان با عمل صورت گرفته.

اینرا بدان جهت می گوئیم، که اگر در آیه مورد بحث امتحان ابراهیم را بوسیله کلمات دانسته، بفرضی که منظور از کلمات الفاظ بوده باشد، باز بدان جهت است که الفاظ وظائف عملی برای آنجناب معین میکرده، و از عهد و پیمانها و دستور العمل ها حکایت می کرده، همچنان که درآیه: (و قولوا للناس حسنا به مردم نکو بگوئید)منظور از گفتن، معاشرت کردن است، میخواهدبفرماید: با مردم به نیکی معاشرت کنید. (۳) مراد از”کلمه الله”در قرآن(بکلمات فاتمهن)کلمات جمع است و کلمه هر چند در قرآن کریم بر موجودات و اعیان خارجی اطلاق شده، نه بر الفاظ و اقوال، مانند: (بکلمه منه اسمه المسیح عیسی بن مریم، وکلمه ای از او که نامش عیسی بن مریم بود) (۴) و لکن همین نیز بعنایت قول و لفظ است، باین معنا که میخواهد بفرماید: مسیح ع با کلمه و قول خدا که فرمود: (کن)خلق شده، همچنان که فرمود: (ان مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب، ثم قال له کن فیکون، مثل عیسی نزد خدا، مثل آدم است که او را از خاک بیافرید، و سپس فرمود: (بباش پس موجود شد). (۵) و این نه تنها در داستان مسیح است، بلکه هر جا که در قرآن لفظ کلمه را بخدا نسبت داده، منظورش همین قول(کن فیکون)است، مانند آیه: (و لا مبدل لکلمات الله، کسی کلمات خدا را تغییرنمی تواند دهد) (۶) و آیه: (لا تبدیل لکلمات الله، تبدیلی برای کلمات خدا نیست) (۷) و آیه: (یحق الحق

…………………………………….. ۱ – قلم – ۱۷ ۲ – بقره ۲۴۹ ۳ – بقره – ۸۳ ۴ – آل عمران – ۴۵ ۵ – آل عمران – ۵۹ ۶ – انعام – ۳۴ ۷ – یونس – ۶۴

صفحه : ۴۰۷

بکلماته، خدا با کلمات خود حق را محقق می سازد) (۱) و آیه: (ان الذین حقت علیهم کلمه ربک لا یؤمنون، آنها که عذاب پروردگارت علیه آنان حتمی شده، ایمان نمی آورند)، (۲) و آیه: (و لکن حقت کلمه العذاب، و لکن کلمه عذاب حتمی شده، ) (۳) و آیه: (و کذلک حقت کلمه ربک علی الذین کفروا، انهم اصحاب النار، و اینچنین کلمه پروردگارت بر کسانی که کافر شدند محقق گشت، که اصحاب آتشند) (۴) و آیه: (و لولا کلمه سبقت من ربک الی اجل مسمی، لقضی بینهم، اگر نبود که کلمه خداقبلا برای مدتی معین گذشته بود، هر آینه قضاء بین آنان رانده می شد) (۵) و آیه: (و کلمه الله هی العلیا وکلمه خدا همواره دست بالا است) (۶) و آیه: (قال فالحق و الحق اقول، گفت حق اینست که…و حق می گویم) (۷) و آیه: (انما قولنا لشی ء اذا اردناه، ان نقول له کن فیکون، تنها گفتار ما بچیزی که بخواهیم ایجاد کنیم، اینست که بان بگوئیم: بباش و آن چیز موجود شود). (۸) که در همه اینموارد منظور از لفظ(کلمه)، قول و سخن است، باین عنایت که کار قول رامیکند، چون قول عبارتست از اینکه گوینده آنچه را می خواهد به شنونده اعلام بدارد، یا باو خبربدهد، و یا از او بخواهد.

و به همین جهت بسیار می شود که در کلام خدای تعالی کلمه و یا کلمات به وصف(تمام)توصیف می شود، مانند آیه: (و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا، لا مبدل لکلماته، کلمه پروردگارت ازدرستی و عدل تمام شد، هیچ کس نیست که کلمات او را دگرگون سازد) (۹) و آیه: (و تمت کلمه ربک الحسنی علی بنی اسرائیل، کلمه حسنای پروردگارت بر بنی اسرائیل تمام شد، ) (۱۰) کانه کلمه وقتی از گوینده اش سر می زند هنوز تمام نیست، وقتی تمام میشود که لباس عمل بپوشد، آنوقت است که تمام و صدق می شود.

و این معنا منافات ندارد با اینکه قول او فعلش باشد، برای اینکه حقایق واقعی حکمی دارد، و عنایات کلامی و لفظی حکمی دیگر دارد، بنا بر این آنچه را که خدا خواسته برای پیامبرانش و یاافرادی دیگر فاش سازد، بعد از آن که سری و پنهان بوده، و یا خواسته چیزی را بر کسی تحمیل کند و از او بخواهد، باین اعتبار این اظهار را قول و کلام می نامیم، برای اینکه کار قول را می کند، و نتیجه خبر امر و نهی را دارد، و اطلاق قول و کلمه بر مثل این عمل شایع است.البته وقتی که کار

…………………………………….. ۱ – انفال – ۷ ۲ – یونس – ۹۶ ۳ – زمر – ۷۱ ۴ – مؤمن – ۶ ۵ – شوری – ۱۴ ۶ – توبه – ۴۰ ۷ – ص ۸۴ ۸ – نحل – ۴۰ ۹ – انعام – ۱۱۵ ۱۰ – اعراف آیه ۱۳۷

صفحه : ۴۰۸

قول و کلمه را بکند، مثلا می گوئی: (من اینکار را حتما میکنم، برای اینکه از دهنم در آمده که بکنم)با اینکه قبلا در آن باره سخنی نگفته ای، ولی تنها تصمیم انجام آنرا گرفته ای و چون نمی خواهی تصمیم خود را بشکنی، و در آن باره شفاعت احدی را بپذیری و هیچ سستی درتصمیمت پیدا نشده، لذا اینطور تعبیر میکنی که من چون گفته ام اینکار را می کنم، باید بکنم، نظیرشعر عنتره که می گوید: و قولی کلما جشات و جاشت ثمکانک تحمدی او تستریحی یعنی سخن من بنفسم وقتی که در میدان جنگ باضطراب در می آید اینست که بگویم سر جایت بایست که یا کشته می شوی و خوشنام و یا دشمن را میکشی و راحت می گردی که منظورش از قول تلقین نفس به ثبات و تصمیم بر آنست که ثباترا از دست ندهد و تصمیم خود رادر جائی که دارد یعنی در دلش همچنان حفظ کند، تا اگر در حادثه کشته شد، از ستایش خلق برخوردار شود و اگر بر دشمن پیروز گشت از استراحت برخوردار گردد.

مراد از”کلمات”و”اتمهن”در آیه کریمه حال که این نکته را دانستی این معنا برایت روشن گردید، که مراد به(کلمات)در آیه موردبحث، قضایائی است که ابراهیم با آنها آزمایش شد، و عهدهائی است الهی، که وفای بدانها را ازاو خواسته بودند، مانند قضیه کواکب، و بتها، و آتش، و هجرت، و قربانی کردن فرزند، و غیره.

و اگر در آیه مورد بحث نامی از این امتحانات نبرده، برای این بود که غرضی به ذکر آنهانداشته، بله همین که فرموده: (چون از آن امتحانات پیروز در آمدی ما تو را امام خواهیم کرد)، می فهماند که آن امور اموری بوده که لیاقت آنجناب را برای مقام امامت اثبات میکرده، چون امامت را مترتب بر آن امور کرد.

پس این صحنه ها که بر شمردیم، همان کلمات بوده و اما تمام کردن کلمات به چه معنا است؟در پاسخ می گوئیم اگر ضمیر در(اتمهن)بابراهیم برگردد، معنایش این میشود که ابراهیم آن کلمات را تمام کرد، یعنی آنچه را خدا از او می خواست انجام داد، و امتثال نمود، و اما اگر ضمیر درآن بخدای تعالی برگردد، همچنانکه ظاهر هم همین است، آنوقت معنا این میشود که خدا آن کلمات را تمام کرد، یعنی توفیق را شامل حال ابراهیم کرد و مساعدتش فرمود تا همانطور که وی میخواست دستورش را عمل کند.

و اما اینکه بعضی گفته اند: مراد از کلمات جمله!(قال انی جاعلک للناس اماما)تا آخرآیات است، تفسیری است که نمی شود بان اعتماد کرد، برای اینکه از اسلوب قرآنی هیچ سابقه ندارد، و معهود نیست که لفظ کلمات را بر جملاتی از کلام اطلاق کرده باشد.

(انی جاعلک للناس اماما)امام یعنی مقتدا و پیشوائی که مردم باو اقتداء نموده، در گفتار و

صفحه : ۴۰۹

کردارش پیرویش کنند، و بهمین جهت عده ای از مفسرین گفته اند: مراد بامامت همان نبوت است، چون نبی نیز کسی است که امتش در دین خود بوی اقتداء میکنند، همچنانکه خدای تعالی فرموده: (و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله، ما هیچ پیامبری نفرستادیم مگر برای این که باذن اوپیروی شود) (۱) ، و لکن این تفسیر در نهایت درجه سقوط است.

به چند دلیل، اول اینکه کلمه: (اماما)مفعول دوم عامل خودش است و عاملش کلمه(جاعلک)است و اسم فاعل اگر بمعنای گذشته باشد عمل نمیکند و مفعول نمی گیرد، وقتی عمل میکند که یا بمعنای حال باشد و یا آینده و بنا بر این قاعده، جمله(انی جاعلک للناس اماما)وعده ای است بابراهیم ع که در آینده او را امام میکند و خود این جمله و وعده از راه وحی بابراهیم(ع)ابلاغ شده، پس معلوم می شود قبل از آنکه این وعده باو برسد، پیغمبر بوده که این وحی باو شده، پس بطور قطع امامتی که بعدها باو میدهند، غیر نبوتی است که در آن حال داشته، (این جواب را بعضی دیگر از مفسرین نیز گفته اند).

…………………………………….. ۱ – سوره نساء آیه ۶۴

معنی”امامت”و بیان اینکه امامت ابراهیم(ع)غیر نبوت او بوده دوم اینکه ما در آغاز گفتار گفتیم: که قصه امامت ابراهیم در اواخر عمر او و بعد از بشارت باسحاق و اسماعیل بوده، ملائکه وقتی این بشارت را آوردند که آمده بودند قوم لوط را هلاک کنند، در سر راه خود سری بابراهیم(ع)زده اند و ابراهیم در آن موقع پیغمبری بود مرسل، پس معلوم میشود قبل از امامت دارای نبوت بوده، در نتیجه پس امامتش غیر نبوتش بوده است.

و منشا این تفسیر و تفاسیر دیگر نظیر آن، اینست که الفاظی که در قرآن شریف هست درانظار مردم مبتذل و بی ارج شده، چون در اثر مرور زمان زیاد بر زبانها جاری شده، خیال کرده اندکه معنای همه را میدانند، و همین خیال باعث شده بر سر آنها ایستادگی و دقت نکنند.

یکی از آن الفاظ لفظ امامت است که گفتیم مفسرین آن را همه جا و بطور مطلق بمعنای نبوت و تقدم و مطاع بودن معنا کرده اند، در حالیکه چنین نیست و اشکالش را فهمیدی.

بعضی دیگر از مفسرین آن را بمعنای خلافت و یا وصایت و یا ریاست در امور دین و دنیاگرفته اند – و هیچ یک از اینها نبوده – برای اینکه معنای نبوت اینستکه شخصی از جانب خدااخباری را تحمل کند و بگیرد، و معنای رسالت هم اینستکه بار تبلیغ آن گرفته ها را تحمل کند.

و تقدم و مطاع بودن نمیتواند معنای امامت باشد، چون مطاع بودن شخص باین معنا است که اوامر و نظریه های او را اطاعت کنند، و این از لوازم نبوت و رسالت است.

و اما خلافت و همچنین وصایت معنائی نظیر نیابت دارد و نیابت چه تناسبی با امامت

صفحه : ۴۱۰

میتواند داشته باشد؟و اما ریاست در امور دین و دنیا آن نیز همان معنای مطاع بودن را دارد، چون ریاست بمعنای اینستکه شخصی در اجتماع مصدر حکم و دستور باشد.

پس هیچ یک از این معانی با معنای امامت تطبیق نمیکند، چون امامت باین معنا است که شخص طوری باشد که دیگران از او اقتداء و متابعت کنند، یعنی گفتار و کردار خود را مطابق گفتار و کردار او بیاورند و با این حال دیگر چه معنا دارد که به پیغمبری که واجب الاطاعه و رئیس است، بگویند: (انی جاعلک للناس نبیا، من می خواهم تو را پیغمبر کنم و یا مطاع مردم سازم، تاآنچه را که با نبوت خود ابلاغ می کنی اطاعت کنند، و یا می خواهم تو را رئیس مردم کنم، تا در امردین امر و نهی کنی، و یا می خواهم تو را وصی یا خلیفه در زمین کنم، تا در میان مردم درمرافعاتشان بحکم خدا حکم کنی؟.

پس امامت بمعنای هیچ یک از این کلمات نیست، و چنان هم نیست که همه آن کلمات برای خود معنائی داشته باشند، ولی خصوص لفظ امامت معنائی نداشته و صرفا عنایتی لفظی و تفننی در عبارت باشد، چون صحیح نیست به پیغمبری که از لوازم نبوتش مطاع بودن است، گفته شود: من تو را بعد از آنکه سالها مطاع مردم کردم، مطاع مردم خواهم کرد، و یا هر عبارت دیگری که این معنا را برساند، هر چند که عنایت لفظی در کار باشد برای اینکه محذوری که گفتیم با این حرف هابرطرف نمی شود، و عنایت لفظی اشکال را رفع نمیکند و مواهب الهی صرف یک مشت مفاهیم لفظی نیست، بلکه هر یک از این عناوین عنوان یکی از حقایق و معارف حقیقی است و لفظ امامت از این قاعده کلی مستثنی نیست، آن نیز یک معنای حقیقی دارد، غیر حقایق دیگری که الفاظ دیگر از آن حکایت می کند.

حقیقتی که در تحت عنوان”امامت”است حال ببینیم آن حقیقت که در تحت عنوان امامت است چیست؟در قرآن”امامت”و” هدایت”با هم آورده شده اندنخست باید دانست که قرآن کریم هر جا نامی از امامت می برد، دنبالش متعرض هدایت میشود، تعرضی که گوئی میخواهد کلمه نامبرده را تفسیر کند، از آن جمله در ضمن داستانهای ابراهیم می فرماید: (و وهبنا له اسحق و یعقوب نافله، و کلا جعلنا صالحین، و جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا، ما بابراهیم، اسحاق را دادیم، وعلاوه بر او یعقوب هم دادیم، و همه را صالح قرار دادیم، و مقرر کردیم که امامانی باشند بامر ماهدایت کنند). (۱) و نیز می فرماید: (و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا، و کانوا بایاتنا یوقنون، و ما از ایشان امامانی قرار دادیم که بامر ما هدایت می کردند، و این مقام را بدان جهت یافتند که صبر می کردند، و بایات ما یقین میداشتند). (۲)

…………………………………….. ۱ – سوره انبیاء آیه ۷۳ ۲ – سوره سجده آیه ۲۴

صفحه : ۴۱۱

که از این دو آیه بر می آید وصفی که از امامت کرده، وصف تعریف است و میخواهد آنرابمقام هدایت معرفی کند از سوی دیگر همه جا این هدایت را مقید بامر کرده، و با این قید فهمانده که امامت بمعنای مطلق هدایت نیست، بلکه بمعنای هدایتی است که با امر خدا صورت می گیرد واین امر هم همانست که در یکجا در باره اش فرموده: (انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون، فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی ء، امر او وقتی اراده چیزی کند تنها همین است که بان چیزبگوید بباش، و او هست شود، پس منزه است خدائیکه ملکوت هر چیز بدست او است)، (۱) و نیزفرموده: (و ما امرنا الا واحده کلمح بالبصر: امر ما جز یکی نیست آنهم چون چشم بر هم زدن). (۲) و انشاء الله بزودی در تفسیر این آیه بیان خواهیم کرد که: امر الهی که آیه اول آنرا ملکوت نیز خوانده، وجه دیگری از خلقت است که امامان با آن امر با خدای سبحان مواجه میشوند، خلقتی است طاهر و مطهر از قیود زمان و مکان، و خالی از تغییر و تبدیل و امر همان چیزیست که مراد بکلمه(کن)آنست و آن غیر از وجود عینی اشیاء چیز دیگری نیست، و امر در مقابل خلق یکی از دو وجه هر چیز است، خلق آن وجه هر چیز است که محکوم به تغیر و تدریج و انطباق برقوانین حرکت و زمان است، ولی امر در همان چیز، محکوم باین احکام نیست، این بود اجمالی ازمعنای امر، تا انشاء الله تفصیلش در آینده بیاید.

تفاوت میان هدایت امام و سایر هدایت هاو کوتاه سخن آنکه امام هدایت کننده ای است که با امری ملکوتی که در اختیار دارد هدایت می کند، پس امامت از نظر باطن یک نحوه ولایتی است که امام در اعمال مردم دارد، و هدایتش چون هدایت انبیاء و رسولان و مؤمنین صرف راهنمائی از طریق نصیحت و موعظه حسنه وبالاخره صرف آدرس دادن نیست، بلکه هدایت امام دست خلق گرفتن و براه حق رساندن است.

قرآن کریم که هدایت امام را هدایت بامر خدا، یعنی ایجاد هدایت دانسته، در باره هدایت انبیاء و رسل و مؤمنین و اینکه هدایت آنان صرف نشان دادن راه سعادت و شقاوت است، می فرماید: (و ما ارسلنا من رسول، الا بلسان قومه لیبین لهم، فیضل الله من یشاء و یهدی من یشاء، هیچ رسولی نفرستادیم مگر بزبان قومش تا برایشان بیان کند و سپس خداوند هر که را بخواهدهدایت، و هر که را بخواهد گمراه کند.) (۳) و در باره راهنمائی مؤمن آل فرعون فرموده!(و قال الذی آمن: یا قوم اتبعون اهدکم سبیل الرشاد، و آنکس که ایمان آورده بود بگفت: ای قوم!مرا پیروی کنید تا شما را براه رشد رهنمون شوم) (۴) و نیز در باره وظیفه عموم مؤمنین فرموده: (فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی

…………………………………….. ۱ – سوره یس آیه ۸۲ – ۸۳ ۲ – سوره قمر آیه ۵۰ ۳ – سوره ابراهیم آیه ۴ ۴ – سوره مؤمن آیه ۳۸

صفحه : ۴۱۲

الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون؟چرا از هر فرقه طائفه ای کوچ نمی کنند، تادر غربت تفقه در دین کنند، و در نتیجه وقتی بسوی قوم خود بر می گردند ایشانرا بیم دهند، باشد که قومش بر حذر شوند) (۱) که بزودی این تفاوت که گفتیم میان دو هدایت هست، با بیان بیشتر وروشن تری روشن می گردد پس دیگر کسی نگوید چرا امر در آیه ۷۳ انبیاء و ۲۳ سجده را بمعنای ارائه طریق نگیریم برای اینکه ابراهیم ع در همه عمر این هدایت را داشت.

صبر و یقین، برای موهبت امامت معرفی شده است مطلب دیگریکه باید تذکر داد این است که خدای تعالی برای موهبت امامت سببی معرفی کرده، و آن عبارتست از صبر و یقین و فرموده: (لما صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون)الخ، که بحکم این جمله، ملاک در رسیدن بمقام امامت صبر در راه خداست، و فراموش نشود که در این آیه، صبر مطلق آمده، و در نتیجه می رساند که شایستگان مقام امامت در برابر تمامی صحنه هائیکه برای آزمایششان پیش می آید، تا مقام عبودیت و پایه بندگیشان روشن شود، صبر می کنند، در حالیکه قبل از آن پیشامدها دارای یقین هم هستند.

حال باید ببینیم این یقین چه یقینی است؟و چون سراغ آنرا از قرآن می گیریم، می بینیم درباره همین ابراهیمی که در آخر بمقام امامتش رسانیده، می فرماید: (و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین، و ما این چنین ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم، تا چنین و چنان شود، و نیز از موقنان گردد) (۲) و این آیه بطوریکه ملاحظه می فرمائید، بظاهرش می فهماند که نشان دادن ملکوت بابراهیم مقدمه بوده برای اینکه نعمت یقین را بر اوافاضه فرماید، پس معلوم میشود یقین هیچ وقت از مشاهده ملکوت جدا نیست، همچنانکه از ظاهرآیه(کلا لو تعلمون علم الیقین لترون الجحیم، نه، اگر شما به علم یقین میدانستید حتما دوزخ رامیدیدید) (۳) و آیات: (کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون، کلا انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون – تا آنجا که می فرماید کلا ان کتاب الابرار لفی علیین، و ما ادریک ما علیون کتاب مرقوم، یشهده المقربون، نه، اینها همه بهانه است علت واقعی کفرشان این است که اعمال زشتشان بر دلهاشان چیره گشت، نه، ایشان امروز از پروردگار خود در پس پرده اند، – تا آنجا که می فرماید: نه، بدرستیکه کتاب ابرار در علیین است، و تو نمی دانی علیین چیست؟کتابی است نوشته شده، که تنها مقربین آن را می بینند). (۴) این معنا استفاده می شود، چون این آیات دلالت دارد بر اینکه مقربین کسانی هستند که از پروردگار خود در حجاب نیستند، یعنی در دل، پرده ای مانع از دیدن پروردگارشان ندارند، و این پرده عبارتست از معصیت و جهل، و شک، و دلواپسی، بلکه آنان اهل

…………………………………….. ۱ – سوره توبه آیه ۱۲۲ ۲ – سوره انعام آیه ۷۵ ۳ – سوره تکاثر آیه ۶ ۴ – سوره مطففین آیه ۱۴ – ۲۱

صفحه : ۴۱۳

یقین بخدا هستند، و کسانی هستند که علیین را میبینند، همچنانکه دوزخ را می بینند.

و سخن کوتاه اینکه امام باید انسانی دارای یقین باشد، انسانی که عالم ملکوت برایش مکشوف باشد، و با کلماتی از خدای سبحان برایش محقق گشته باشد، در سابق هم گذشت که گفتیم: ملکوت عبارتست از همان امر، و امر عبارتست از ناحیه باطن این عالم.

باطن دلها و اعمال و حقیقت آن بر امام

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.